دوشنبه، ۸ بهمن ۱۳۸۶

اولين جمله‌ايی كه اين روزها از زبون دوست و آشنا می‌شنوم اينه كه " وای كيوان چقدر چاق شدی " راست ميگن چاق شدم. تقريباً دو سه ماهی هست كه چار گوشه زمين ورزش رو بوسيدم و تمرين كردن رو گذاشتم لب طاقچه. تنها دليلش هم تنبلی و البته سرد بودن سالن ورزش‌مونه. بايد دوباره دويدن رو شروع كنم. بايد دوباره فيلم راز رو ببينم! راست ميگن كه آدميزاد از چيزی كه بدش بياد به سرش مياد. از چاق بودن متنفر بودم و حالا خودم دارم عينهو پيرمردهای هاف هافو تنبل و چاق ميشم. البته دليل اين چاقی محسوس فقط آويزون كردن كفشها و ورزش نكردن نيست دلايل ديگه‌ايی هم داره ولی هر چی كه هست اين روزها جرات نمی‌كنم برم روی ترازو، دوست ندارم وزن بالاتر از 90 كيلو رو ببينم. ميخواهم چشمهام رو بروی واقعيت ببندم!

نميدونم پَس‌وُرد ايميل‌م هك شده يا نه ولی گويا يكی از دوستان كه ظاهراً علاقه خاصی به اين وبلاگ داره با ساختن آدرس ايميلی كه بسيار بسيار نزديك به آدرس ايميل من هست و فقط بجای يه a يه حرف e گذاشته و گويا تا حدودی هم دسترسی به Inbox من داره شوخی بسيار زشتی رو شروع كرده و گويا از طرف بنده برای دوستان هم ايميل ميزنه! همه اونهايی كه با من در ارتباط هستند ادبيات و نوع نگارش من رو می‌شناسند و ميدونند چه جوری می‌نويسم فقط خواستم اينجا برای بقيه دوستان توضيح بدم كه بدونند داستان چيه. بهرحال خواستم توضيح داده باشم كه اگه اين روزها ايميلی از طرف من به شما رسيد، يه كمی حواستون رو جمع كنيد. اگه فحشی داد، درخواست پولی كرد، قرار مداری باهاتون گذاشت، شماره تلفن‌تون رو خواست، تبليغ قرص وياگرا كرد، گفت براتون ويزا جور ميكنه، خواست برخی از اندام‌تون رو دراز و كلفت و نازك و پهن كنه والله بخدا من نيستم. من نه حال و حوصله اينكارها رو دارم و نه تبحر و مهارت و تجربه دراز كردن و كوتاه كردن چيزهای شما رو!


afra-bahramBeizaeei.jpg


پنج‌شنبه هفته گذشته نه فقط از افرا كه از وقتی لابه‌لای كتابفروشی‌های ميدون انقلاب قدم زدم و هی كتابها رو ورق زدم و بعدش توی يه عصر سرد زمستونی شير شكلات رو توی تالار وحدت خوردم، لذت بردم. افرا رو ديدم. قطعاً از بهرام بيضايی خيلی بيشتر از اينها توقع هست ولی با توجه به خيلی چيزهای نهان و آشكار، همين هم غنيمتی است توی اين زمستون سرد و يخی.

تئاتر رو دوست دارم. نشستن توی بالكن تالار وحدت و شمردن نفس‌ها و ضربان قلب بازيگرهای روی سن رو دوست دارم. اينبار بنظر من بازی افشين هاشمی در نقش چُلمن ميرزا چنگی بدل نزد ولی در عوض بازی هدايت هاشمی در نقش سركار استوار خيلی بدلم نشست. بيشتر از بقيه. بيشتر از مژده شمسايی، مرضيه برومند، مهرداد ضيايی و حسن پورشيرازی. مهم نيست كه افشين هاشمی شايد بواسطه محدوديت بازيش مثل بی‌شير و شكر بازی نكرد مهم اينه كه تئاتر هست، سالن هست، بيضايی هست، شمسايی هست، شير شكلات هست، تهرون هست ... مهم اينه كه هنوز بهونه‌های كوچيك زندگی هستند.

پنجشنبه، ۲۷ دي ۱۳۸۶

اينجا تهــران، هوا همچنان منفی 10 درجه، خار مادر همه‌مون سرويس شده بخاطر اين هوای سردِ بی‌سابقه. هر بلايی هم كه اين چند وقته به سرمون مياد توی حداقل پنجاه سال اخير بی‌سابقه است. درجه هوای منفی 30 درجه. كشته‌هایی كه هر شب در اثر گازگرفتگی در اقصی نقاط تهران و ايران بوجود مياد. زياد شدن گاز مونو كسيد كربن. ناياب شدن پودر ماشين لباس‌شويی. تخم‌مرغ شونه‌ايی فلان تومن. برف و بوران در استانهای شمالی و سيل در استانهای جنوبی و زلزله در استانهای ميانی. فقط مونده آتشفشان دماوند كه اگه اونهم يه همتی كنه و يه زوری بزنه و از خودش چهار تا گدازه به بيرون پرتاب كنه، ديگه روزگارمون روزگاری ميشه مثال‌زدنی. خبر خاص ديگه‌ايی نيست. سوز و سرما، محرم امسال رو كمرنگ‌تر از سالهای گذشته كرده. هنوز چشم انتظار قيمه هستيم و توی اين وانفسا، دكتر معالج خوردن قهوه و نسكافه را برام ممنوع كرده. هر چند خيلی وقته ديگه كافی‌شاپ نرفتم ولی توی اين سرمای كشنده اگه نتونی قهوه‌ايی بخوری ديگه خوردن ساين‌شاين و آناناس گلاسه كه لذتی نداره. هوا سرده و باقالی و لبو و آش‌ رشته بدجوری می‌چسبه. كافی و قهوه كه ممنوع شده، نبود زن و مرد و پير و جوون و پايه‌ايی با مرام كه ما رو ببره تا دربند و تجريش و سيد مهدی و يه آش رشته‌ مشتی بهمون بده، بخوريم؟!

شنبه، ۱۵ دي ۱۳۸۶

خب ممنون از همه‌تون بخاطر معرفی كتابهای خوب. استقبال خیلی خوبی از این موضوع شد. راستش من خودم هميشه توی گذاشتن كامنت، تنبل بوده و هستم. ديگه تنبل بودن و فراخی باسن بنده كه معرف حضور همگی هست؟! ولی خب توی اين مدت جاهايی كه فكر می‌كردم نظرم ميتونه مهم باشه، حتماً برای دوستانی كه وبلاگ دارند كامنت گداشتم. البته از همين تعداد كامنت هم كلی كتاب خوب مشخص شد ولی خب ايكاش اون دوستانی كه كتابخون و بلاگر حرفه‌ايی هستند، قدوم مبارك‌شون رو بر ديده ما ميذاشتند و لطف می‌كردند چهار تا كتاب هم اونها معرفی می‌كردند تا ما هم اون كتابها رو می‌خونديم و بعد از يه مدت مثل اونا باسواد و آدم مهم ميشديم و خودمون رو می‌گرفتيم و ديگه جايی كامنت نمیذاشتيم! شايد نذاشتن كامنت نشونه باكلاسی هستش و ما خبر نداريم؟! گويا برخی دوستان بلاگر سرشون خيلی شلوغه و از قرار معلوم خيلی مهم شدند و ديگه با شاه هم فالوده نمی‌خورند و بابت ديدن كامنت‌‌شون بايد رونما بديم. بگذريم ... سال نو ميلادی بوده و خيلی از دوستانِ مقيم خارج، قطعاً سرشون شلوغ و گرم ديده‌بوسی و عيد ديدنی و امتحانات پايان ترم بودند. بهرحال هر چی تعداد كامنتها و جامعه آماری بيشتر باشه كتابهای بهتری معرفی ميشه. غرض همين است و نه بيش.

و اما ليست كامل كتابهايی رو كه دوستان لطف كردند و معرفی كردند( بیش از 100 کامنت ) رو ميتونيد اينجا ببينيد ولی من با توجه به شمارش كتابهايی كه بيشترين رای رو آوردند ( حداقل بايد دو نفر اون كتاب رو معرفی می‌كرد ) يك ليست ديگه درآوردم و كتابها رو بترتيب بيشترين رای داده شده، نوشتم. اسم‌ خيلی از كتابها قطعاً براتون آشناست ولی ديدن بعضی كتابها در ميون كتابهای معرفی شده پر مخاطب خيلی جالبه مثل بابالنگ دراز. بهرحال باز هم ازتون تشكر می‌كنم. فكر می‌كنم اين ليست خيلی به درد آدمهای كتابخون ميخوره و قطعاً ميتونند از توش كتابهای خيلی خوب و مفيدی پيدا كنند. احتمالاً با بودن اين ليست حالا حالاها سر همه‌مون با خوندن اين كتابها گرمه. باز هم ممنون از همه‌تون، مطمئن باشيد انتقادات و پيشنهادات‌تون خوشحالم ميكنه.

The Kite Runner.jpg


انتظارعلاقه‌مندان کتاب و دوستداران سینما با اکران فیلم بادبادک‌باز (The Kite Runner) در اوایل ماه نوامبر به پایان رسید. این فیلم، بر اساس رمان پرفروش و محبوبی به همین نام از خالد حسینی، نویسنده افغان - آمریکایی تهیه شده است. اما وجود صحنه‌ای که در آن کودکِ نقش دوم داستان، مورد تجاوز قرار می‌گیرد، شرکت سازنده فیلم را بر آن داشته که فیلم را در داخل افغانستان به نمایش نگذارد. تهیه کننده فیلم به رغم مخالفتهای شدید از طرف دست‌اندرکاران افغان این فیلم، حاضر به حذف این صحنه نشد.

پی‌نوشت: چـِش و چالم دراومد از بس امروز زل زدم به اين صفحه كرم قهوه‌ايی. بنا به پيشنهاد يكی از خواننده‌ها و بخاطر اينكه اين 100 كتاب مرجع خوبی برای كتابخونها بشه و همچنين بخاطر خير دنيا و آخرت و علّو درجات برای خودم، اسامی نويسنده‌های رو هم نوشتم. باشد كه با خوبان رستگار شوم.

كتـابهـايـی كـه خـونـدنـش تـوصيـه شـده اسـت:


1) ناتـوردشـت / جی دی سلينجر
2) كــــوری / ژوزه ساراماگو
3) بادبادك‌باز / خالد حسينی
4) شازده كوچولو / آنتوان دو سنت اگزوپری
5) سـووشـون / سيمين دانشور
6) مرشد و مارگـريتا / بولگاکف
7) عطرسنبل عطر كاج / فیروزه جزایری دوما
8) جــان‌شيفتـه / رومن رولان
9) هـــری‌ پـــاتر / رولينگ
10) خداحافظ گـاری كـوپر / رومن گاری
11) كليــدر / محمود دولت‌آبادی
12) همسايه‌ها / احمد محمود
13) بابا لنگ دراز / جین وبستر
14) چراغها را من خاموش می‌كنم / زويا پيرزاد
15) خــرمگس / اتل ليليان وينچ
16) غرور و تعصب / جين آستين
17) سمفونی مرد‌گان / عباس معروفی
18) هزار خورشيد درخشان / خالد حسينی
19) ورونيكا تصميم می‌گيرد كه بميرد / پائولو کوئلیو
20) دفتر ممنوع / آلبا دسس پدس
21) عقايد يك دلقك / هانريش بل
22) بار هستی / ميلان كوندرا
23) عشق سالهای وبا / گابريل گارسيا ماركز
24) صد سال تنهايی / گابريل گارسيا ماركز
25) مترجم دردها / جومپا لاهيری
26) برادران كارامازوف / فئودور داستایفسکی
27) استخوانهای دوست‌داشتنی / آليس سبالد
28) راز داوينچی / دن براون
29) خاطرات يك گيشا / آرتور گلدن
30) همنام / جومپا لاهيری
31) مرغان شاخسار طرب يا پرنده خارزار / کالین مک کالو
32) ارباب حلقه‌ها / جی آر آر تالكين
33) استخوانهای خوك و دستهای جذامی / مصطفی مستور
34) هیس / محمد رضا کاتب
35) زندگی در پيش رو / رومن گاری
36) يازده دقيقه / پائيلو كوئيلو
37) كيمياگر / پائيلو كوئيلو
38) تاج خار / مسيح علی‌نژاد
39) چهار اثر از فلورانس اسكاول شين
40) وضعيت آخر
41) ماندن در وضعيت آخر
42) داستانهای صمد بهرنگی
43) بلنديهای بادگير / اميلی برونته
44) برباد رفته
45) راز فال ورق / يوستين گوردر
46) دنیای سوفی / يوستين گوردر
47) انجمن شاعران مرده / كلاين بام
48) ديوانه بازی / كريستين بوبن
49) لبه تيغ / سامرست موام
50) دلبركان غمگين من / گارسيا ماكز
51) دايی جان ناپلئون ايرج پزشكزاد
52) خاطره‌های پراكنده / گلی ترقی
53) اسفار كاتبان / ابوتراب خسروی
54) ساربان سرگردان / سيمين دانشور
54) هشت كتاب ( سهراب سپهری )
56) چه كسی باور می‌كند رستم / روح انگیز شریفیان
57) هكلبری فين / مارك تواين
58) انگار گفته بودی ليلی / سپيده شاملو
59) سرخی من از تو / سپيده شاملو
60) مكتوب / پائلو كوئيلو
61) نزديكی / حنيف قريش
62) مادام بواری / گوستاو فلوبر
63) سيمای زنی در ميان جمع
64) مجنون ليلی / ابراهيم نبوی
65) چشمهايش / بزرگ علوی
66) آنا كارنينا / لئو تولستوی
67) نيمه غايب / حسين سناپور
68) زن بودن / تونی گرنت
69) فرنی و زویی / جی دی سلينجر
70) بيگانه / آلبر كامو
71) 1984 / جرج اورول
72) شوخی / ميلان كوندرا
73) بازی آخر بانو / بلقيس سليمانی
74) اعتماد / دورفمن
75) ضرورت تغيير / كريشنا مورتی
76) یک عاشقانه آرام / نادر ابراهيمی
77) جنگل واژگون / جی دی سلينجر
78) تيستوی سبز انگشتی
79) فریدون سه پسر داشت / عباس معروفی
80) جاودانگی / ميلان كوندرا
81) مدیر مدرسه / جلال آل‌احمد
82) غرش طوفان / الكساندر دوما
83) من او / رضا اميرخانی
84) جهالت / ميلان كوندرا
85) به کودکی که هرگز زاده نشد / اوريانا فالاچی
86) جاناتان مرغ دريايی / ريچارد باخ
87) قصه‌های مجید / هوشنگ كرمانی
88) مسخ / كافكا
89) مسيح بازمصلوب / کازانتزاکیس
90) سه کتاب / زويا پيرزاد
91) منطق ‌الطير / عطار
92) تذكره الاوليا / عطار
93) غير منتظره / كريستين بوبن
94) سيذارتا / هرمان هسه
95) رويای تبت / فريبا وفی
96) بازيها / اريك برن
97) عادت می‌كنيم / زويا پيرزاد
98) لطفاً گوسفند نباشيد / محمود نامنی
99) گرگ بیابان / هرمان هسه
100) پيامبر / جبران خلیل جبران