گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
ممنون از بهمن قبادی که همون اول فیلم، تکلیف ما و وجدانمون رو راحت میکنه ولی به والله که اگر این خطابه رو هم سر نمیداد، فیلم رو بدون کم و کاست تا آخر میدیدیم، بدون اینکه سر سوزنی وجدان درد بگیریم و قطعاً اون رو از شیر مادر حلالتر میدونستیم که این از خصلت ما ایرانیهاست که فیلم کاملاً خصوصی آنچنانی خلقالله رو دیدیم و آب از لَب و لوچهمون هم راه افتاد، دیگه چه برسه به فیلم هنری آقای قبادی. فقط من نمیدونم میشه CD فیلم کسی از گربههای ایرانی خبر نداره رو با شیر مادر مقایسه کرد یا نه؟!
سکانسی که قیافهی حامد بهداد از لای دری نیمه باز مشخصه که داره خودش رو بالا پایین میزنه و برای قاضی توضیح میده که چرا گرفتنش، قطعاً حالا حالاها موندگار میشه. قبلاً هم نوشتم بدی این حامد بهداد اینه که همیشه خوب بازی میکنه! و شاید اوج کارش همین صحنه باشه. صحنهای که انگار فارغ از حضور تمام عوامل پشت و جلوی صحنه و دوربین و سه پایه و پروژکتور فقط خودش رو زندگی میکنه.
و من بعنوان کسی که وقتی ته ریش میذارم بنا به اذهان دور و اطرافیان و بستگان سببی و نسبی، هیچ چیزی کم ندارم از برادر جرج کلونی هالیودی! (کی بود شیشکی بست؟!) توصیه میکنم حامد، هیچ وقت ریشش رو نزنه. خدا شاهده راست میگم که چهرهاش با ریش بسیار بسیار شیک و مدرنه. حیف که این چُس مثقال ریشِ من کمپشت و تـُنکه وگرنه شک نکنید که حداقل شیش ماه دوم سال باید من رو با ریش تحمل میکردین. حالا نه اینکه الان پشت در خونهمون خانمهای خوشگل صف کشیدن برای فـ.ـرنـ.ـچ کیس روز ولنتاین، من نگران سر و صورت این عزیزان هستم!
حالا دیگه مطمئن شدم که یه جورایی هر فیلمی که بهمن قبادی بسازه با سلیقهی من جفت و جوره. اینبار هم توی این فیلم، انتخاب تصاویر و موسیقی، خیلی دلنشین و زیباست و چهرهی تهــران رو بخوبی نشون میده. اون سرعت، سردرگمی، ترافیک، خستگی و کلافهگی تهران و آدمهاش بخوبی توی فیلم مشهود و محسوسه. فقط باید فیلم رو جایی و موقعی ببنید که کسی خواب نباشه که هی بخواهید ولوم رو کم و زیاد کنید. راحت و بیدغدغه اون صدای تلویزیون رو ول کنید تا هیچکس براتون نعره بزنه این اعتراض رو.
من شناخت چندانی از موسیقی زیر زمینی ندارم. هر چند وقتی منهم خیلی سال پیش گیتارم رو مینداختم روی کولهام و توی این شهر، کلاس موسیقی میرفتم نگاه آدمها خیلی سنگینی میکرد روی خودم و گیتارم و هر لحظه منتظر لگدی انقلابی بودم تا گیتارم مثل داستان سه تار آل احمد خرد و خمیر بشه و شاید همین شد که قید گیتار رو زدم و رو به هارمونیکا آوردم تا براحتی بذارمش توی جیب پیرهنم و کسی کار به کارم نداشته باشه ولی قاعدتاً برای نشون دادن گوشهای از واقعیت موسیقی زیر زمینی امروز ایران، کمی اغراق ایرادی نداره.
من نمیدونم کدوم آدم سه نقطه ای گفته تو با ته ریش شبیه اونی کیوان کلونی جان !
گربه های ایرونی رو چند وقت پیش با یکی از دوست های رقیق م دیدم. آخر فیلم هق هقی میکرد که دل من هیچی اگه قبادی هم بود دلش ریش می شد !!!
من وقتی هق هق کردم که اون توله سگه رو با اون وضع وحشتناک از تو ماشین بیرون کشیدن ، دلم گرفت خیلی زیاد!
یه ذره هم ترسیدم که حتی حیونایی که نگه میداریم رو کسان دیگری انتخاب می کنند و ما یعنی سه نقطه و دیگر هیچ !!!!!!
با سپاس از موسیو کیوان کلونی و فرهنگ ایران !
من هم این فیلم رو به خاطر مناظر تهران و موسیقیش دوست داشتم، هر چند که کلی هم دلتنگ و هوائی تهران شدم...
مدتیه که فیلم ندیدم البته تو سینما، وگرنه یه کارگردان اون بالا نشسته که داره تند تند سناریو میده برای بنده هاش و کارگردانی میکنه و ما آدما هم تو صحنه زندگی بازی میکنیم.....اما از بهمن قبادی 2 تا فیلم دیدم که واقعا قشنگ بود....فیلم دیدن هم یه جورایی حال و هوای خاص میخواد، تو هر شرایطی نمیشه فیلم دید و لذت برد....
فیلم رو ندیدم ولی بسی ارادت دارم به حامد بهداد. یکی از همون آدمهاییه که توی چشمهاش چیزی هست که من دوستش دارم، چیزی که توی چشم کمتر کسی میشه پیداش کرد.
در مجموع فیلم را دوست داشتم. این "حامد بهداد" هم با ریش، بدون ریش، با تهریش و... عشق منه :دی بازیش در فیلم مذکور هم عالی. به قول ظریفی: حامد بهداد، بازیگرییه که در هر فیلمی، بازیش ذهن آدمو به خودش مشغول میکنه، بازیگری که اگر از پس جنونش بربیاید، ماناترین چهرهی نسل خود خواهد شد.
تو پست قبل گفتين که رفرنس بديم، من هم گفتم که اون شعره که نوشتم از عزيز نسينه، همين!
سكانسي رو كه اون خانوم نابينا و همسرش (احياناً اونم بينائيش يه خرده مشكل داشت. از راه رفتنش ميگم آخه) اومده بودن پاسپورت بگيرن و گفتن دلشون پوسيده تو اين مملكت و ميخوان برن دنيا رو ببينن خيلي جالب بود. واقعيت تلخي بود متأسفانه.
...
ياد روزي افتادم كه رفته بودي سينما و لاك پشتها پرواز ميكنند رو ديده بودي. جاي عزيزي خاليه اين بار كه باز تو از اين فيلم خوشت بياد و اونم هيچ لذتي از ديدنش نبرده باشه
من دیدم این فیلم رو.به نظرم هیج کس فوق العاده بود.چند بار این تیکه رو دیدم.
کیوان خان [ ... ]! من به خدا عاشق این طنز توی نوشته های شمام. خیلی وقته میام ولی واسه اولین باره که می نویسم . فقط یه بار دیدمتون و راستشو بگم؟ این همه با نمکی تو اون ادمی که من دیدم و شما بودین هیچ پیدا نبود انگار! واسه همین الان کلی بیشتر کیف می کنم از خوندن یادداشتهات و تطبیقش با اون تصویری که ازتون دیدم و تو ذهنمه. قد بلند و جدی و یه کم متعجب انگار! خوبه. طنزای این مدلی رو دوست دارم. زیاد.
***********************************************
k1: آناهیتا جان ممنون از لطفت ولی من شما رو بجا نمیارم. ما کجا همدیگه رو دیدیم؟!
من که فیلم رو ندیدم ولی اینجوری که ازش تعریف کردی شاید برم بخرم ببینم بعد 2 سال که فیلم ایرانی ندیدم
شاید ادم خوش سلیقه باشی
فيلمش قشنگ بودوبازي حامدبهدادعالي ولي انگارداشت تمام فيلم رو يك تنه جلو مي برد. بقيه چون حرفه اي نبودن درحدخودشون خوب بودن ولي بنظرم اختلاف سطحشون باحامدبهداد زياد بود.
من بعدازديدن فيلم ياد سكانس نيكي كريمي با صابر ابر تو فيلم "سه زن" افتادم .
(مجبور شدم كامپيوتر عوض كنم تابتونم كامنت بذارم!)
مرسی از تو.ولی نه مرسی از اقای قبادی
نمیدونم چرا ولی یه تیکه هایی تو فیلم هست که
نشون میده بهمن قبادی نه تنها برای نشون دادن ضعف
جامعه موسیقی ایران این کار رو نساخته بلکه فقط برای بردن
جایزه از خارجیها اونو ساخته.
برای مثال شما در فیلم هیچ اسمی از موسیقی زیر زمینی(underground)نمیشنوید ولی در عوض چیزی رو
به اسم(ایندی راک)که با به طبع داورای خارجی برای دادن
جایزه باشد رو میشنوید.
در بازی عالی بازیگر قابلی چون
حامد بهداد هیچ شکی نیست.و به کار شرافت داده.
در آخر این فیلم نه فیلمی قابل احترام بود ولی در عوض بازیگری قابل احترام داشت.
همین
سلام
دقیقاٌ اون سکانسی که گفتی (حامد بهداد رو از لای در نیمه باز می تونیم ببینیم که داره حق خودشو می گیره) قشنگترین سکانسیه که تا حالا دیدم. دوستش داشتم بسیار زیاد:)
درکل گربههای ایرانی رو نه بهعنوان یه فیلم حرفهای که بیشتر بهعنوان یه مستند تلخ دیدم و خوشم اومد. به نظر من استفاده از نابازیگر توی نقشهای اصلی این فیلم یکی از نقاط قوتش بود و جنبهی مستند فیلم رو پررنگتر میکرد (مخصوصا که اون دوتا بازیگر "نگار و اشکان" همزمان با اکران فیلم پناهنده شدند که این مسئله یهجورایی درامتداد ماجرای داستان بود و هدف اون دوتا توی فیلم) حامد بهداد هم که فوقالعاده بود و بازیش جای حرفی باقی نمیگذاره مخصوصا توی اون صحنهی طلایی.
در مورد "تو" و "ریش" و "جرج کلونی" هم شرمنده، ندیده نمیشه نظر داد! :دی
**********************************************
k1: ساسا جون اگه دوست داری نشونت بدم؟!
فیلم عالی بود.....خیلی از صحنه هاش گریه دار بود خفن!مخصوصا آخر فیلم.
نسل امروزم یه مصاحبه با حامد کرده که خوندنیه.
من میگم همه چیش عالی!
ولی؟ اون دختره (نگار) خیلی بد بود. هم میمیک صورتش هم بازی نچسبش.
بازی بهداد تو این فیلم عالی بود. half moon رو هم ببین
فعلا که تهران نیستم k1 جان. نگهش دار تا بیام. (ریشو میگم!)
***********************************************
k1: زود بیا چون اونوقت خیلی بلند میشه!
من هنوز این فیلمو ندیدم و تا تعطیلات تموم نشه، نمی شه کاری ش کرد. اما از حامد بهداد خوشم میاد و بعید می دونم که حامد بین ریش نزدن و بازیگری ریشو انتخاب کنه.
***********************************************
k1: حالا کی گفت بازی نکنه؟!
صحنه ی خودکشی دختر هم یکی از صحنه های عالی بود به نظرم! خودتو ناخودآگاه میذاری جای اون ... کاملا میشه بوی مرگ و نابودی رو حس کرد ...
کلا فیلم جدیدی بود و نزدیک به واقعیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چندتا از پست ها رو خوندم ...
با اجازه لینک وبلاگتون رو تو وبلاگم قرار میدم
متاسفانه فیلم رو نصفه نیمه دیدم چون تو یه جمع دوستانه با کلی صحبت نمیشه فقط فیلم دید ولی دوسش داشتم مخصوصا هیچکس رو با اون صدای پر از التهابش.درباره ریش آقا کیوان هم حالا باید دید و تعریف کرد،هر چند معمولا ریش آقایان هر چی هم خوش تیپشون کنه باز هم عامل مزاحمی محسوب میشه!
حامد بهداد رو از روز سوم و کافه ستاره به اینور خوشم اومد ازش . وقتی اینجا تو تورنتو بطور اتفاقی دیدمش و یه 2 ساعتی باهاش از در و دیواروفیلم و زندگی و حتی کاینات گپ زدم بیشتر.
جنونش یه پختگی داره که کاملا مختص خودشه.
حالا فکر کن تو این 2-3 ساعت من موهاشو شستم! چایی خوردیم ...موهاشو استایل کردم...و اون مسلسل وار حرف میزد و امون نمیداد من نظرم رو بگم!مجبور شدم با قیچی تهدیدش کنم تا به من پر چونه هم مجال بده ! آخرش هم مثل دو تا دوست قدیمی بغل و روبوسی و خداحافظی و آرزوی موفقیت برا هم.
خلاصه خاطره خوبی بود
موافقم . خيلي فيلم خوبي بود . بعد از مدتها ديدن فيلم هاي چرت ايراني ( به استثناي نيش زنبور ) اين يکي خيلي به دلم نشست . اما آخرش خيلي ناراحت شدم . شما هم چه با ريش چه بي ريش با حال به نظر مي ياي مثل نوشته هات
کیوان جان اذعان درسته نه اذهان!
saaaaaaaaaaalam
belakhare peydat kardam!
تو این فیلم واقعیتهای تاسف باری به تصویر کشیده شده...