پنجشنبه، ۱۵ بهمن ۱۳۸۸

k1-sun1.jpg


غروب است

با آن که می‌ترسم

با آن که سخت مضطربم

باز با تو، تا آخر دنیا خواهم ماند

شعر از سید علی صالحی / عکس از خودم

۲۹ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

'گفتی میخوای بری جنوب... ازش عکس گذاشتی... حالا شعرای ریرا و خاطره صدای عمو خسرو..... خوش بگذره

خودم

وحشت از عشق که نه ! ... ترس ما فاصله هاست /

وحشت از غصه که نه ! ... ترس ما خاتمه هاست .../

ترس بیهوده نداریم ! ... صحبت از خاطره هاست .../

صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست ... کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست .../

گله از دست کسی نیست ! ... که مقصر دل دیوانه ماست/
...
...
...

lili

ول کن تورو آقا ،این لطیف بازیارو
************************************************
k1: میخواهی ول کنم بیام تو رو بگیرم؟!

خپونی

خیلی خوش بگذرون. حسودیم شد

خوش بگذره

"در این لحظه
نه پنجه در پنجه امواجم
نه جنگ، نه آزادی، نه همسرم
خاک، آفتاب و من...
سعادتمندم."
«ناظم حکمت»

بهار

سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیده‌ام خانه‌ئی خریده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار … هی بخند!
بی‌پرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
یادت می‌آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت می‌نویسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن - همه مون خوبیم ، الکی میگه -

بهار

دیر آمدی ری را - دیر آمدی کیوان -
از وقتی تو رفتی داره هی بارون میاد !!! من میگم همونجا بمون بذار اینجا هی بارون بیاد - به شدّت نیا بذار بارون بیاد - نیا بذار بارون بیاد - بعد از نود سال داره سه روز پشت سرهم تهرون بارون میاد - از وقتی تو رفتی داره هی بارون میاد ، دیگه نیا بذار بارون بیاد -
نیا بذار بارون بیاد - خُب !!! نیا !!! -

نفیسه

"شعر از ... / عکس از خودم"
خودمم خنده‌ام میگیره، ‌یعنی واقعاً نمی‌دونم چرا از این تیکه خوشم میاد!!!

لیلی

اضطراب..اضطراب باز هم اضطراب

احتمالا اینکه میگن دریا آدمهای عاشق رو عاشق تر میکنه در مورد شما موثر بوده....

عاشق که شدی در هیجانی، نگرانی
عشق است و تو هستی و جهانی نگرانی
عاشق که شدی فرق ندارد که کجا، کِی
یا اینکه برای چه کسانی نگرانی

شعر از خانم مژگان عباسلو

سلام... الان جنوب حتمن خیلی هواش عالیه نه؟
خیلی خوش بگذره.. :)

lili

نه خیییییلی ممنون. شما برو واسه خودت خوش باش (:
آرزوی ما همینه، خوشی دوستان D:

دریا

سلام...
اوایل که نوشته هاتو میخوندم خیلی شوخ و شنگ و در عین حال تلخ بود، طنز بود البته خوب بود و آدم کلی میخندید و ...
رفته رفته با احساس تر یعنی رقیق تر شدن نوشته هات و من با این جور نوشته ها بیشتر حال میکنم...
حداقل حالا این طوریم....سنمم خوب ایجاب میکنه به گمونم!!!
ولی هرجور بنویسی قشنگه...
خوش به حالت که حالتو میتونی قشنگ بنویسی و خالی بشی...
خوش به حالت که کنار دریایی...
من عاشق دریا هستم...
خواستیم بریم شمال توی این تعطیلات بین دو ترم ولی کسی با من یاری نکرد...
خوش بگذره....

پس معجزه ی دریا کارِ خودش رو کرد و عاشق تر شدی...
.
.
.


بی ربط : عکس قبلی رو بهتر گرفته بودی کیوان ، به خط افق توی این عکس و عکس قبلی دقت کن متوجه میشی ( از لحاظ کادر عکس گفتم چون می دونم که به عکاسی هم علاقه ی خاصی داری و اتفاقا عکسهای خوبی هم می گیری) :)
خوش بگذره مردِعاشق...

پس معجزه ی دریا کارِ خودش رو کرد و عاشق تر شدی...
.
.
.


بی ربط : عکس قبلی رو بهتر گرفته بودی کیوان ، به خط افق توی این عکس و عکس قبلی دقت کن متوجه میشی ( از لحاظ کادر عکس گفتم چون می دونم که به عکاسی هم علاقه ی خاصی داری و اتفاقا عکسهای خوبی هم می گیری) :)
خوش بگذره مردِعاشق...

زیتون

اون کف امواج و اون خورشید مغرب و اون یه تیکه از خاک ساحلی لرزش دستو موقع گرفتن عکس محو میکنه . ممنون که مارو هم تو حس وحال خودت شریک میکنی .

چه خوبه حس این عکس
چه خوبه
دریا و خورشید و بیخیالی و عاشقی
...

یاد اذون مغرب افتادم! خدایا همه ی رمانتیک ها رو حفظ کن.

خانم ثابتی

هی یک سوم می بینی تو کامنت دونیت چه اتفاق قشنگی افتاده. به نوشته های بهار دومی نگاه کن. انگاری رفته تو حیاط با یک تی شرت کتون با آستین های کوتاه و دامان پرچین و کفش های رو باز و موهای صاف سیاه بلند و دست های از هر دو طرف بدن باز شده و داره سماع می کنه. نیگا داره می رقصه کلمه هاش. اونجا که گفته :" به شدت نیا ، بذار بارون بیاد کیوان" حتی از شعر یونانیان هم قشنگتره.
بچکم با اینکه می گه نیا اما جوری داره دون می پاشه که هر پرستویی که رفته باشه ، دلش می خواد برگرده. خوشم اومد. نیگا کن آخرش از بس رقصیده و اوج گرفته که زبانش کودکانه شده.
کاش این دختر اگر همیشه اینطور می نوشت ، یک وبلاگ داشت.
.
تو چی؟ تو که بیشتر از هر چیزی وقتی می گی مسافری راستگویی. شبیه خودتی. تقدیر این صفحه انگار با سفر شروع شده ، با سفر ادامه دارد و نمی دانم توی دلم یکی می گوید با یک سفر بسته خواهد شد.
*********************************************************************
k1: "نمی دانم توی دلم یکی می گوید با یک سفر بسته خواهد شد"

قرار نبود این گونه بی قرارمان کنی
قرار نبود باران بیاید و تو نباشی
...

سلام خوش بگذره.جاي ما هم لذت ببر .ضمنا ازين عكسهاي خوشگل هم باز بذار ياد ايام مي افتيم!
پ.ن1)ببخشيد كه من هيچ شعري ننوشتم!

نگاه

آقا برگشتي نمايشگاه عكس بزن. فكر كنم با اين عكسات بزني رو دست عكساي هديه تهراني!

خودم

از نوشته خانم ثابتی دلم گرفت...حتی بغض کردم...مخصوصا با جوابی که تو زیرش نوشتی....هرگز اینجوری ننویس خانم ثابتی با اینکه قشنگ مینویسی همیشه

آرش قاسمیان(مازیار سابق)

نه كيوان مردونه كجاي اين گاوخوني بد بوده كه تو ميگي خوشم نمياد از مدرس صادقي؟؟نه مردونه بگو؟

سلام
پس گوش ماهی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خودم

واژه واژه/ سطر سطر/ صفحه صفحه.../ فصل فصل/گیسوان من سفید می شوند.../
همچنان که سطر سطر... صفحه های دفترم سیاه می شوند/
...
خواستی که با تمام حوصله...تارهای روشن و سپید را ...رشته رشته بشمری/
گفتمت که دست های مهربانی ات... در ابتدای راه... خسته می شوند/
...
گفتمت که راه دیگری انتخاب کن: دفتر مرا ورق بزن...نقطه نقطه/ حرف حرف/ واژه واژه/ سطر سطر... شعرهای دفتر مرا... مو به مو حساب کن

lili

من یه معذرت خواهی بهت بدهکارم،باید به احساست احترام میذاشتم.عصبانی میشم بس که تو عاشق میشی ملت عاشق میشن،تو غمگینی ملت غمگینن،تو شعر دوس داری ملت همه شاعرن،تو دلت گرفته ملت احساس مشابه دارن...نمیفهمم واقعا.تو میدونی فلسفش چیه؟ نگو که میخوان همدردی کنن!!!

k1

من وجدانت بیدم ......... برگرد ولایت کیوون

هاله

چه قشنگه این عکس.لحظه های غروب رو دوست دارم.ولی حیف که زود زود تموم میشن.

ارسال نظر