گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
زندگی رو كوچيكش كردم. كوچيكِ كوچيكِ كوچيك. ديدی چمدونها رو كه سه تا سايز داره؟! از اون سايز بزرگه، رسوندمش به كوچكترين سايز. پريروزها كه توی خيابون منوچهری، از آقاهه پرسيدم، گفت نهايتاً هفت هشت كيلو بيشتر توش جا نميشه و حالا از سی كيلو رسوندم به هشت كيلو. كار راحتی نيست دل كندن از اون كيلوهايی كه هر كدومش رنگ و بويی داره. طعم و عطری. دَك و پُزی.
نسخه نمیپيچم كه مدتهاست خودم لَنگِ دستانِ شفابخشم. نسخه نمیپيچم كه تجربهی هر كسی، مثل مسواك ميمونه، مال خودِ خودشه و نمیتونه بده بغلی. بغلی، بده بغلی ... بغلی، بده بغلی ... بغلی، بده بغلی ... چه بغلی؟! هيچ بغلی. هيچ. هيچ. هيچ.
بار و بنديلت كه سَبك شد، شايد نزديك بشی به خلق و خوی اون درويش و گليم پارهش! حالا ديگه مدتهاست كه اين شهر با صدای هيچ درويشی بيدار نشده. باز ما يه چيزهايی ديديم ولی اين نسل جديد كه غير از دستههای سهگا و سونی و اريكسون، هيچ كشكول و تبرزينی نديده. پَرت نشيم از موضوع كه قطعاً اين نسل هم همونجوری كه ما كشيديم از آب بيرون، میتونه بهتر از ما گليمش رو پهن آفتاب كنه. آره سَبكتر كه بشی ديگه سرچ نمیكنی هتلهای پُرستاره رو. اطاقهای دَبل و سوئيتِ فلان و بيسار رو. سَبكتر كه بشی حتماً بیجواب نمیمونه دو، دو تا كردنهای زندگیت.
راهیم. شايد به جنوب برم، شايد! ... درد كشيدهی خواسته تا نايبالزياره باشم، نه پنچره فولادی امام رضا رو كه سواحل جنوب رو. قرار شد كفشها رو دربيارم و پای برهنه روی ساحل جنوب راه برم، تا كجاش رو بهم نگفت، فقط گفت برو. شايد تا سپيدهی صبح، شايد ... شايد تا غروب دلگير دريا، شايد ... و حالا چه فرقی داره اين سر با اون سرش. شمال و جنوب ساحلش. مهم اينه، آب خليجی كه حالا برای فارس بودن و نبودنش اَلم شنگهايی بپا شده حس خوب بودن رو بهت ميده. حس اينكه هست. هنوز هست وطنِ پاره پورهايی كه ميشه بخاطرش موند. موند و نفس كشيد تموم لحظاتش رو. آره، شايد به جنوب برم، شايد!
سلام كيوان جنوب رو حتما برو اصلن حس و حال شهرهاي جنوبي يه چيزه ديگه است حس و حال مردمش هم همينطور.من تجربه خوبي از زندگي در اونجا دارم نميدونم كدوم طرف ممكنه بري خوزستان ،هرمزگان يا شايدم بوشهر ولي اگه خواستي بري قشم و اونورا و نخواستي تنها باشي من يك دوست خوب ميتونم بهت معرفي كنم .
*****************************************************************
k1: خانمه؟!
سلام کیوان جان
امیدوارم بهت خوش بگذره و حال و هوات عوض بشه.
آره خانوم ،مجرد-ليسانس ادبيات و مث خودم هم ماهه!
***************************************************************
k1: والله خودت رو كه نديدم و نمیتونم نظر بدم ولی اين دوستت اين شرايطش خيلی وسوسهكننده است ... بدم نمياد يه سر برم پيشش و در رابطه با شعر نو باهاش صحبت كنم!
التماس دعا.
ايشالا يك بغل آغوش گرم كه دنبالشي اونجا پيدا كني.
البته اگر اونجا منتظرت نباشه.
*****************************************************************
k1: ما كه شانس نداريم اگر هم كسی بياد يا يه عرب دو متری نتراشيده و نخراشيده است يا رئيس علی دلواری!
رنگ یکدست آبی دریا و آسمون بالا سرش همیشه آرامش بخشه. دقت کردی وقتی به اون دوردورای دریا نگاه میکنی ، اونجا که فکر میکنی داره تموم میشه ، کروی بودن زمینو حس میکنی؟
هرچی سبکبارتر بهتر . از جانب ماهم نایب الزیاره آبهای نیلگون و گرم اونجا و گوش ماهی هاش باش.
خوش بگذره .سفر بی خطر
کیوان عزیز هرجا که دوست داری برو با هر چمدونی هم که دوست داری برو فقط اینجا (این وبلاگ ) رو تعطیل یا نیمه تعطیل نکن !
دریای جنوب یه حس و حالی داره که هیچ وقت تو دریای شمال پیداش نمی کنی. از فرصتی که داری حسابی استفاده کن...
منو با هودت ببر جنوب جنوب
بچه های جنوب مثل خودت باحالن.سلام برسون
چه خوب
پس میری بوشهر پیش رئیس علی دلواری
آقا سفر همیشه همسفر می خواد حالا دوست نسیم نشد ریئس علی از هیچی که بهتره
ولی جدی آغوش جنوبیا خیلی گرمه حتما تجارب خوبی خواهی داشت
**************************************************************
k1: شما چه ذهن منحرفی داريد! والله بخدا.
بوشهر؟
آقا یعنی بعد یه عمری که ما ارادت داریم خدمتتون، دقیقا باید همین روزا که ما داریم میرم مسافرت، تشریف بیارید شهر ما؟
ناجوانمردانه است که!
کدوم هتل میری؟ بگم بر و بچز برات پارچه نویسی کنن :دی
*****************************************************************************
k1: من كی گفتم ميرم بوشهر؟!
دیدم حرف از رییسعلیه
گفتم شاید آفتاب بوشهر این بار از تهران طلوع کنه
دلم خنک شد! حالا که من نیستم نیا!
یه ساحل صخره ای پیدا کردی برو اون لبه واستا و [....]
چشاتو ببند . فقط صدای موج ه ....
آخ گفتی کیوان...
جای منم روی ماسه های داغش پابرهنه راه برو ، زیر آسمون پر ستاره اش بخواب ، بزار نسیم شرجی جنوب با خودش ببرتت هر کجا که خواست ...
برو اونجا که خالد و محمود دلشون از عشق گرمِ گرم بود... تا گم نشدیم پشت این شهر ِخاکستری و آسمون خراشهاش برای ما هم بوی شوری دریا و گوش ماهی بیار...
خوش بگذره مرد سفر...
شايد نداره حتما برو واقعا الان زمان خوبيه واس رفتن به جنوب وقتي توي لنج نشستي به جاي من خوراكي بريز واس مرغان دريائي .منظره ديدنيه وقتي اونا ميان بطرف خوراكيها و الم شنگه بپا ميكنن
ضمنا عكسي كه هم گذاشتي قشنگ بيد
جنوب يعني لنگ كنگ !
همان بندر لنگه و بندر كنگ كه جفت همند و تركيبشان ميشود لنگ كنگ . يه چيزي مثل هنگ كنگ !
بندر لنگه هم ميشود انجير معابد ، ميشود داستان يك شهر و بازار مساح و شريفه ...
ميشود احمد محمود !
خوش بگذرد .
جنوب تو اين فصل هواش خيلي خوبه . من يک ماه پيش اهواز بودم آخه خودم اهوازيم . خيلي خوب بود . همه چيز بوي زندگي مي داد . اميدوارم هر جا که مي ري به اون آرامشي که مي خواي برسي . خيلي به خودت سخت نگير زمستونم ميره بهار مياد اونم مي ره و ... مهم اينه که از روز و شبهات و از لحظات خوب جوونيت لذت ببري . اين يک نصيحت نيست باور کن
هميشه رفتن رسيدن نيست
ولي براي رسيدن بايد رفت
هنوز هست وطنِ پاره پورهايی كه ميشه بخاطرش موند.*
هیییییییییییییییییییییی
میشه موند؟ باید موند و جنگید،
ولی اگه خالی نشد چیف بازم میشه موند؟
اگه ادامه داشت چی؟
نه من نمیتونم دووم بیارم
نمیتونم خودمو با این شرایط سخت سازگار کنم.
جنوب الان رفتنیه.
یادش بخیر
به ابهای نیلگون خلیج همیشه تا ابد فارس خوش اومدید...
خوووووووش بگذره.
مارو از سفرنامه هات بی نصیب نذار
سفر یه شعره یه قصه است..سعی کن مثل این سریالهای ایرانی هپی اند مسخره نداشته باشه..آخرقصه باید یه جور خوب تموم بشه..سفر بدون همسفر؟!!چه حالی میده
زندگی رانفسی ارزش غم خوردن نیست و
دلم بس تنگ است
بی خیالی سپرهردرد است
بازهم می خندم
که غم ازرو برود
(این روزا آدمای دور وبرم همه دارن میرن به ناکجاآباد،شایدم ناکجا ناآباد،شایدم...چرا هیچ کس نمی مونه چرا...بی خیال بقیه چراها.هرجا میرید خوش باشیدوبه اندازه کافی غمگین
سلام داش کیواااااااااااااااااااااااان
مشتاق دیدار
کامنتا رو هنوز نخوندم ببینم چی به چیه
اما کیوان اگه میای بندر خودم پایتم :)
راستی خودم جان من اون کامنت چایی چند پست پیشو با اجازه دزدیدم :P
*******************************************************************
k1: كدوم بندر؟!
به سلامت !
برو ببین می تونی تو ساحل جنوب چند تا ازون صدفای تپل مپل و خوشگل پیدا کنی برای اتاقت؛ تو این شهر شما که صدف رو هم به قیمت خون خدا می فروشن...
ا ِ ....!
داري مي ري جنوب خب يه سرم بيا شيراز... بچا هستن.
مي گم خوب بهت برسن مهندس!
ها وولک تنگه غروبه....یاد سریال دلیران تنگستان ...رییس علی دلواری ,خالو حسین دشتی...انگلیسیهای مادر فلان. با اون سربازهای هندی ک.س.خ.ل ...بخیر یاد اونروزی که برای اولین بار روی خلیج تا ابد فارس از فرط ناراحتی گفتم خلیج فارس و جزایر شو تمامی منابع نفتی و غیر نفتیشو بخشیدم به عربا...نخواستیم...
آخي، من چقدر اين روزا به همه چي حسوديم ميشه. حتي به سفر رفتن آدما :(
شمالم بدی نیستا،نم نم باروووووووووون،خانومای خوشگل.....!!!
خوش بگذره به هر حال.گاهی فقط باید رفت...
کیوان! برو روی یک صخره بلند لب دریا وایستا، دودولتو در بیار و جیش کن توی آب. خیلی حال میده! روحت آزاد میشه.
چه جالب ما هم قراره بريم جنوب.شوش دانيال و بندر ديلم و بندر گناوه و ....و آخرش شيراز.
قبول نیست بهناز
خوش بگذره
.
.
.
کنار دریا
عاشق باشی
عاشق تر می شوی
و اگر دیوانه
دیوانه تر
این خاصیت دریاست
به همه چیز وسعتی از جنون می بخشد
شاعران
از شهرهای ساحلی
جان سالم به در نمی برند...
کار هر آدمی نیست سبکبار سفر کردن
تمرین می کنم ولی بدون سشوار و عطر و لوازم ضروری ارایش . چند تا مانتو و کفش و ......
خوب اینها رو میبرم فقط
//////
خوش بگذره ابادان خرمشهر تو این فصل عالی ست.کلا هوای جنوب تو این فصل بهاریه
بهتر از تهران تابستانی ست!
من فقط جنوب،بندر امام رفتم ولی همونم خیلی حال و هوای خوبی داشت.
ولی من دوست دارم نهای تنها سفر کنم!اصولن در تنهایی آدم لحظات ناب تری داره.
به به به به... چه صبح با صفایی....
میگما ... خودت که ذهنت از هر موجود "جنبنده ای" منحرف تره !
( قضیه لیس و چیز و باقی نیست و ازین صحبتها)
------******--------
اگر تونستی برای من نقاب بندری بیار... من عاشق این جور چیزام....
من در ضمن کلکسیون ( که نمیشه گفت ) ولی گوش ماهی و صدف جمع می کنم... اگه تونستی و گیرت اومد برام بگیر ( هزینش هر چقدر بشه متقبل میشم )
اینو جدی گفتم....
( ترجیحا ستاره دریایی و صدفهای قد کف دست یا بیشتر)آخه من شنیدم اونجا ازین جور چیزا پیدا میشه... من هنوز به جنوب مشرف نشدم...
با اجازه ي صاحب وبلاگ:
بهناز خانوم چند بار امتحان كردي؟؟
بندر دیگه
بندر خودمون
مراد از بندر بدون پسوند بندرعباس هست مهندس:)
http://www.petitiononline.com/Norouz
نوروز و بهار رو میخوان به اسم افغانی ها تموم کنن !
آدرس بالا واسه ثبت نام و مثلا امضایی که نوروز مال ما ایرانی هاست
خلیج فارس که مال عربها شد ، نوروزم مال افغانی ها !
کیوان مال کیه ؟!!!!
اگه تویی که سر از "کیش" درمیاری کیوان :دی
سفر راه آخر
چه خوبه که آزادی
خوش بحالت
دلم واسه آزادی لک زده اینکه اراده کنم برم بیام اینکه واسه هر کاری که میخام انجام بدم لازم نباشه توضیح بدم اینکه.... آزاد باشم.هر کی متاهل بشه دیوونست
خوش بگذره. بعدشم کدهاتو کمی تابلو تر بده برو بچز تو جنوب خودشون حسابی هواتو خواهند داشت.اون وخ بر می گردی تا 22 بهمن یا قصد ده روزه کردی؟
آقا کیوان یادمه یه دفه که باهات تو مسنجر چت میکردم گفتم از بندرعباسم وشما با تعجب پرسیدی یعنی من ازبندرعباس هم مشتری دارم؟
من دوست دارم میزبان شما باشم اگه قابل بدونین
***********************************************
k1: مشتری؟!!!!!
و اگر هم نشد که من میزبانت باشم بهت توصیه میکنم جزایر هنگام ،هرمز،هندورابی و قشم رو حتمن ببین وهمینطور بندرلنگه واسه تویی که احمد محمود ر ودوست داری عینن کتابهاش تصویرسازی میشه
کلن بندرلنگه ای ها آدمای فوق العاده مهمان نواز و با صفایی هستن من با اینکه خودم بندری هستم اونها رو بیشتر از همه جنوبی ها دوست دارم خیلی بی شیله پیله هستن
کیوان خان,بازم کیش?
سفر سلامت
حکمتش رو نمیدونم ولی هر سفری که جهتش به سمت جنوب بوده –خواه دور، خواه نزدیک- برام سفر خوبی از آب در نیومده. خوش بگذره.
خوش بگذره ایشا لا قبراق و سرحال برگردی...
یه سوال؟چه جوری بهت انقدر مرخصی میدن ؟؟
************************************************
k1: اینجوری!
می خوای بری هرمز؟ جشنواره محیطی؟!
خزر و کاسپین و که عملا از ما گرفتن و بین خودشون تقسیم کردن
فردوسی شد واسه تاجیکا،
مولوی که اونجوری
موسیقی اصیل اذربایجانی عاشیقلار که مال ایران بود شد بنام اذربایجانی که خودش جزئ ایران بود.
خلیج فارس شد خلیج عرب
و و و و و و....
.
.
.
.
بهار جان فرداست که که خودمونم بگن که از چین وارد شدیم.
چه عکس قشنگی. من شک دارم داستان نویس نباشی. خوش بگذره.
(در مورد کامنت پست قبلی هم همون جا یه توضیح و عذرخواهی گذاشتم.)
***********************************************
k1: چرا داستان نویس؟!
کی منتظر پستهای گرم و تند جنوبی باشیم ؟
کاش نوشته هات تگ دسته بندی هم می داشت
به خاطر عناصری که تو کارات آدمو یاد داستان می ندازه. کلا عوالم خودتو خیلی خوب بیان می کنی. خب، جای داستان نویس می گم نویسنده.
************************************************
k1: داستان هم مینویسم .... شاید!
اولین بار که خلیج فارس رو دیدم مال زمانی بود که وطن دوستی غبار چندین ساله گرفته بود . لب آب که رسیدم نمی دونی چه حالی داشتم. خلیج همیشه فارس. جای منو که الان انقدر از وطن پاره پوره دورم خیلی خالی کن کیوان.
delam khast, man tahala jonub naraftam. khosh begzare:)m
khosh begzare
سلام صبخ بخيرمن هروز اينجا هم بايد كارت بزنم!ببخشيد ديگه!بالاخره كيوان جان با اين همه دعوت و اينا كجا ميري؟خوش بگذره!
***********************************************
k1: الان پیش همون دوستت که لیسانس ادبیات داشت داریم در رابطه با شهر نو صحبت میکنیم
اعتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتراض نامه
من خیلی وقته باهات اشنا شدم وهمیشه ی لذت تو نوشته هات بود که باعث میشد هر وقت دلم میگرفت بیام پیشت
ولیییی
این چن تا پست جدیدت اصن نویدخوبی نداره منk1
میخوامممممممممممممممممممممم
***********************************************
k1: یکی هم که ما رو میخواد اسمش "مسعود" و احتمالاً یه آدم سیبیل کلفته
مشتری وبلاگت دیگه!کجاش عجیبه؟
اگر ميري خوزستان منم مياممممممممممممم!
خیلی خوبه آدم اینقدر سبک بال باشه که برای رفتن غم چیزی را نخورد .
موفق باشید
شعرنو ديگه؟
همین بدجنسایت که من جلد بومت شدم
واقعا" که عشق الهی همه نیازهای آدمی را بر می آورد .
من بندر عباس زندگی می کنم لا ریب فیه که از دیدنتون بسی مشعوف میشم! البته اگه مقصد اینجا باشه
************************************************
k1: منهم "لاریب فیه"
شواهد نشون میده که راهی شدی و الان احتمالاً یه جایی بین حافظ و سعدی و شیراز و فارس و بله دیگه و اینا... آقا خوش بگذره.
از طرف منم نايب الزياره باش
جنوب بیا اگه بودی، یه ندایی، بوقی چیزی بده
یه جایی سراغ دارم اون طرف خالی از سکنه ی جزیره ی هرمز
میشه پاتو دراز کنی رو شنهای رنگ رنگی اینقد بازی بازی کنی مث تو فیلما بشینی دریای اینقد آبی رو هی نیگا نیگا کنی
چشم و گوش و دلت پر شه
پنجره ی اتاقمو الان واز کردم رو به جزیره ی هرمز
چشمک میزنن میگن بیا
khosh be halet.2mah pish gheshm boodam..3rooz oonja oodam har 3roozo raftam tolloe khorshido labe darya tamasha kardam ba paye berehne roo shena rah raftamo hesabi khosh gozasht.alan k matlabeto hondam oon rooza vasam tadaee shod.khosh bashi
سلان کیوان عزیز اگر هنوز اونجایی به جای من هم چند قدمی اضافه تر قدم بزن روی اون ساحلی که به قول تو هنوز هم وجود داره.آخ ،که چه مرض بدی این غربت، خدا نصبیب کسی نکند.
اين نسل جديد كه غير از دستههای سهگا و سونی و اريكسون، هيچ كشكول و تبرزينی نديده.
به كجا مىرود اين نسل وبه كجا خواهند رسيد
"تجربهی هر كسی، مثل مسواك ميمونه، مال خودِ خودشه"
...
برو جنوب
سلام ما رو هم به آبهاي "آزاد" برسون