شنبه، ۱۹ دي ۱۳۸۸

توی همون دقیقه‌ی چهارم پنجم اجرای نمایش که مهدی سلطانی ارتباط بین کوه دماوند و شهر تهران رو به اون خوبی و قشنگی توصیف کرد و گفت (یه چیزی شبیه به این جمله که:) معلوم نیست این گـُنده‌بگ، این چه تِرک‌مونی بوده كه زده! فهمیدم که با یه نمایش خوب روبرو هستم که اگر سال قبل بهترین تئاتری که دیدم کوکوی کیوتران حرم بود، حالا باید خیلی خوش‌شانس باشم که در سال 88‌ی که دیگه به ماه‌های آخرش رسیدیم، بتونم نمایشی بهتر از رقص زمین ببینم.

در ساعت مشخصی قراره تهران زلزله بیاد و برنامه‌ی تلویزیونی مستقیمی سعی داره تا اطلاع‌رسانی کنه و ... البته شکل و شمایل ماجرا به همین سادگی هم نیست چون شما با نمایشی روبرو هستید که اصلاً داستان خطی نداره بلکه بُرش‌هایی از زمان‌های مختلف داره که باید در طول داستان، این پازل‌ها رو با دقت کنار هم بذارید و مطمئناً هر کدوم از تماشاچی‌ها به یک برداشت متفاوت خواهند رسید.

رقص زمین، نمایش راحت‌الحلقومی نیست! قُلمبه، گیر می‌کنه توی گلوت عینهو یه گوله‌ی بزرگ کاموایی که برای قورت دادن‌ش حتمأً نیاز به گذر زمان داری. شک نکن که ذهن‌ت رو درگیر می‌کنه. یه درگیری خوب و خوشایند که شاید حتی وسوسه‌ات کنه تا دوباره پا بذاری به سالن چهارسو تا بازی سَرشار از انرژی پیام دهکردی و بخصوص مهدی سلطانی رو ببینی و خودت رو نبخشی بابت اینکه چرا این سلطانی رو تا الان کشف نکرده بودی! صدايی داره در حد پاوراتی خدابيامرز. لامصب انگاری زیرخاکی بوده که توی رقص زمین، بخوبی و بهتر از تمام هنرمندان میرقصه ( اگه اشتباه نکنم ایشون مدتی در فرانسه بودند.)

حسین پاکدل که اسم‌ش به روزهای خوب تئاتر شهر گره خورده بعد از چند سال دوری از تئاتر اینبار هم در نقش نویسنده و کارگردان، با رقص زمین و با هنرمندی دهکردی، سلطانی، عاطفه رضوی و مرتضی آقاحسینی پا به چهار سوی تئاتر شهر گذاشته. به نظر من محاله که آدمی بد باشه و سیمای خوب و دوست‌داشتنی مثل پاکدل داشته باشه. دیدنش همیشه حس خوبی به من داده.

k1-zamin.jpg

برای بعضی از ماهایی که این امکان رو داریم تا در کشوری بجز ایران زندگی کنیم و نرفتيم و توی همين خراب‌شده مونديم، و حالا که پی دود، ترافیک، گرونی، بی‌احترامى و ... رو به تن و بدن‌مون مالیدیم، حداقل باید از دیدن تئاترهای خوب لذت ببریم تا بتونیم به اون دوست و رفیق‌های اونور آبی، مثل این بچه تُخص‌ها زبون‌درازی کنیم تا اون سوزش باسن‌مون از موندن توی این سرزمین کمتر بشه! خب عزیزان خارج‌نشین با کمی تاخیر و محدودیت، می‌تونند همون کتاب‌هایی رو بخونند که ما می‌خونیم. موسیقی و فیلم‌های سینمایی رو ببينند که ما توی ایران می‌بینیم و این نديدن تئاتر و محروم بودن از لحظات خوشی نمايشی، تنها اسلحه‌ای است که در حال حاضر، ما پایتخت‌نشینان مستقر در یک کشور جهان سومی مجهز به اونیم!

رقص زمین، صحنه و دیالوگ‌های خوب زیاد داره ولی فلش‌بکی که دهکردی، خانم رضوی و سلطانی به گذشته دارند بسیار خوب از آب دراومده. صحنه‌ی که مرتضی آقاحسینی هم در نقش‌های متفاوت مدیران صدا و سیما بازی می‌کنه و مثل تمام نمایش‌های این روزها، رد و اثری مشهود از مناظره‌های میرحسین و آقای فلانی داره، مورد توجه تماشاچی‌ها قرار می‌گیره. حالا همه با هم يا حسين ....

و جا داره من همینجا از سرکار خانوم شین همسر شراگیم، معذرت‌خواهی کنم که هر بار وقتی دور میز شام می‌شینیم و من غذای خوشمزه‌ایی که البته شراگیم پخته، رو می‌خورم بهشون قول میدم برای دیدن تئاتر بعدی حتماً بهشون خبر بدم و تازه وسط سالن یادم میوفتم که ای دل غاقل باز من اومدم تئاتر و به این بنده‌گان خوب خدا نگفتم!

فكر كنم با معرفی اين همه كتاب و تئاتر و فيلم و موزيك‌های خوب، به اندازه‌ی مرحوم دهخدا به فرهنگ و هنر اين مملكت خدمت كردم! جماعت اين‌ها رو كه نمی‌بينند حالا اگه يه نيم‌خط سياسی بنويسيم، يقه‌مون رو می‌گيرند و می‌برند اونجايی كه عرب نی انداخت.

رقص زمین رو می‌تونید هر روز البته به جر روزهای شنبه از ساعت 19:30 توی سالن چهار سو ببنید. تئاتری که اجراش حدود 100 دقیقه طول می‌کشه و بابت این همه لذت، شما فقط باید 6 هزار تومن پرداخت کنید.

۳۶ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

مرسي بابت اينهمه زحمات و فعاليت فرهنگي ... اون يا حسين هم بي جواب نموند و لبيك گويان كم نيستند :)
بليطش چطور گير مياد؟ بايد به قول خودت دو ساعت زودتر يكي بره سگ لرز بزنه و زير پاش سبز بشه تا بتونه واسه چهار نفر جا بگيره يا نيم ساعت قبلش ميشه رفت با خيال راحت بليطشو تهيه كرد؟
************************************************************************
k1: بارها و بارها در رابطه با تهيه بليط نوشتم يعنی دوباره بايد بنويسم؟!

الهام

ای آقا دهخدا یعنی چی شما شدید پایگاه خبر رسانی فرهنگی. تازه علاوه بر خبررسانی تحلیل هم می کنید. کلی دارید زمان می گذارید برای هر کتاب، فیلم و یا تئاتر. اگه بخواهید کل آرشیو تحلیل فیلم و کتاب هاتون رو یک جا بذارید که مثنوی هفتاد من کاغذ میشه.

ساقي

اون فلاش بک دست کم سي سال رو جلو آدم زنده ميکنه حرفات همه قبول ولي من فکر ميکنم دل آقاي پاکدل عزيز خيلي پر بود و توي 100 دقيقه نمي شد گفت ...... از در چهارسو که ميزني بيرون توي اون خنکاي شب. داغ هزارتا درد توي ذهنته که نمي دوني بشيني پاي دل کدوم !

بهار

اونقدر گیرایی نداشت که تو میگی !
ولی اونجایی که زبونتو واسه اونوری ها درمیاری خب کار زشتیه ! میشی شبیه یه فقره "عقده ای جهان پنجمی" .
خودت گفتی همه با هم .... میر حسین !

مازيار

دوستان عزيز وبلاگ خوان و وبلاگ نويس،كيوان بلند بالاي واليباليست رمان خوان ئتاتر بين...خانمها ...آقايان
اينجانب طي يك حركي شجاعانه ،احمقانه ،بزمنش و گوسفندوار درحاليكه سينما آزادي چند صد متر با محل كارم فاصله دارد.و از كيوان هم پرسيده بودم كه فيلم تنها دوبار زندگي مي كنيم را دارد كه فرمودن دارد....رو زجمعه بلند شدم هلك و پلك مثل قاطر سرم را انداختم و به دور از چشم شما عزيزان رفتم سينما پيروزي فيلم دختر ميليونر...(تازشم عرض كنم خدمتتون كه گول تابلوي تبليغاتي حلقه هاي ازدواج را خوردم كه جلوي اون بود و وقتي بليط خريده بودم كه ديگه كار تموم شده بود)...حضورتان عارضم اين قاطر، يعني اينجانب..كم كم داشتم وسطهاي فيلم بالا مي آوردم...اونم من..مني كه تازه خيلي فيلمهاي چرندو پرندو دوست دارم و عاشق اخراجيها هستم...
خلاصه اينكه بدينوسيله اعتراف ميكنم كه خر هستم و خيلي هم خر هستم و اين چيزها

آفتاب

هی تهررون، هی تهرونی مرا دریاب...

با این وبلاگ داری به فرهنگ و هنر این سرزمین خدمت می کنی، شک نکن. حالا شاید نه به اندازۀ مرحوم دهخدا اما به اندازۀ کیوانِ پشت یک سوم، که خودش دیگه الان میتونه یه خط کشِ معتبر باشه برای قیاسِ میزانِ خدمات فرهنگی، ادبی، هنری.
راهی که در پیش گرفتی مستدام باد رفیق...

دهخدا كه بنده خدا به اينترنت دسترسي نداشت كه بتونه با اين همه خواننده به طور مستقيم ارتباط برقرار كند و فرهنگ مورد نظرش را منتقل كند.
پس مطمئن باش خيلي بيشتر از دهخدا به فرهنگ اين مملكت خدمت كردي.

درنا هستم

تو دوباره رفتی تو فاز هنر و لذت "پایتخت نشینان"!! (تافته ی جدا بافته ی این وطن)
قصد توهین ندارم. به هیچ کس. اما هربار که از تیاتر می نویسی نمی دونم چرا حس گوسفند بودن بهم دست می ده از قضا هر دفعه شدیدتر!!
این حرفا تکرار مکرراته.... خیلی هم برای کسی مهم نیست.

چه کار خوبي کردي که ساعتش رو گفتي. سعي مي‌کنم حتماً برم. ممنون. اصولاً من عاشق بازي پيام دهکردي‌ام

صبا

حیف تهران نیستم:(

FAFA

سلام آقاي كيوان
من از خوانندگان معتاد سايت شراگيم بودم كه متأسفانه فيلتر شد خواهش ميكنم اگه آدرس جديد وبلاگ ايشون رو داريد بنويسيد . نوشته هاشو دوست ميدارم .البته نوشته هاي شما هم كه معركه هستند .
مرسي
*************************************************************
k1: آدرس سايتش كه همونه ولی اگه بخواهی آدرس خونه‌اش رو ميتونم بهت بدم!!!

میگم چه قدر تاتر میری کلی حسودیم شد . حداقل منم ببر با خودت چیت میشه یه ذره بیشتر به فرهنگ مملکت کمک کنی ؟؟؟؟
***********************************************************************
k1: استغفرالله و ... بچه برو به درس و مشق‌ت برس!

یک آشنا از همین نزدیکی

ببخشید می خوام کسی رو که تاتر تا حالا نرفته ببرم واین تاتر رو ببینه به نظر شما به عنوان اولین تجربه می شه پیشنهاد خوبی باشه یا نه؟چون اولین تجربه دیدن تاتر خیلی مهمه و ممکنه که تا ابد عاشق دیدن تاتر بشی یا برعکس من خودم اولین تجربه ام را با معرکه در معرکه داشتم .لطفا جواب بدید
*****************************************************************************
k1: شب زفاف نيست كه اين همه فكر طرف‌ت رو ميكنی! آره ببرش حتی اگه دردش هم بياد ولی خوش‌ش مياد اتفاقاً توی صحنه آخر كلی هم خون خونريزی انجام ميشه .... فقط جلو نشينيد كه نپاشه توی صورت‌تون!

لیلی

تاتر رو ندیدم ولی چون به این موضوع یه جورایی اعتیاد دارم حتما میرم میبینم.البته متاسفانه اونقدر که همراه واسه سینما رفتن فراوونه متاسفانه پای تاتر رفتن به ندرت پیدا میشه.....ضمنا تو پورسانت هم از تهیه کننده ها و کارگردانا میگیری؟ تکلیف کسایی که عشق تاتر دارن و به ندرت تاتر خوب میبینن که مشخصه حتما میرن اما با نوشته تو همه ترغیب میشن برن به سمت چهارسو....
******************************************************************
k1: خب خدا رو شكر حداقل حرف من تونسته تاثير مثبت بذاره.

باشه اشکال نداره نبر آقاجان و دیگه نشین بگو که من دارم به فرهنگ مملکت کمک میکنم ... درسامم تموم شده :(
********************************************************************
k1: خب اگه درسهات تموم شده كارنامه‌ات رو اسكن كن ببينم اگه دو تا بيست داشته باشي تئاتر هم ميبرمت.

زهرا

سلام

پس از تاخير بسيار و با اميد سلامتي و بهروزي " تولدت مبارك"

والا اون قضیه سایت و رزرو و اینها رو که گفتی انگار باید عضو سایت باشیم تا بتونیم تهیه کنیم.
من در مورد این تاتر پرسیدم چون معلوم نمیکنه هر تاتری که تو سالن چارسو راه میافته یه جور استقبال میکنن ازش
به هر حال ممنون

کیوان جان تو که همه‌ی مشخصات تئاتر رو دادی (و دمت گرم!) یه لطفی کن بگو این‌م میدونی تا کی روی سن میره؟
************************************************
k1: نه نمیدونم

نفیسه

چهار دیواری، اختیاری که می‌گن یعنی همین دیگه که کمر خدمت به فرهنگ رو ببندی! و ما هم بگیم ببببببله... این اُوِر دوز فرهنگی تنها دلیلش خدمت صادقانه است و ولاغیر.

بابا آفرین چقدر شما اکتیو هستین و فعالیت هاتون مفیده ، یک نفر ما رو از این روزمرگی و تفریحات ناسالم نجات بده

و این نديدن تئاتر و محروم بودن از لحظات خوشی نمايشی، تنها اسلحه‌ای است که در حال حاضر، ما پایتخت‌نشینان مستقر در یک کشور جهان سومی مجهز به اونیم!
...
و خدا چه صبری به ما شهرستان‌نشین‌ها (خارج از محدوده‌ها) داد...

دی ماه + تولدهای عدیده= تئاتر نرفتن.

amin

من تا حالا نرفتم حاضرم لحظاتی شیرین شب زفاف قبل از فرا رسیدنش تجربه کنم.
بریم بریم ....

negin

سلام کیوان

سوفی

من حتما میرم.مرسی که به ما معرفی اش کردی.

neda

mehdi soltani tazegia bargashte..modati pish tuye kare borhani marand : "romoluse kabir" bazi kard..dar naghshe "ropov"..& tuye tamashaye un kar avalin chizi ke tuye bazish mano jazb karde bud "sedash" bud..

به قول یکی از دوستان یادمون باشه تو حکومت پساولایی یه تقدیر ویژه هم از تو بکنیم...
******************************************************************
k1: يعني چي اونوقت؟!

دنیا

خوندمت.

عاطفه

ببين اون متنی که واسه فوت پدربزرگت نوشته بودی مال چه تاريخیه؟؟؟؟؟ ای کاش تو آرشيوت می شد search کرد.منتظر جواب می مونم
*************************************************************
k1: تا حالا چند تا پست در رابطه با پدرم نوشتم ولی پدر بزرگم رو نميدونم.

می گم این آدرس خونه شراگیم و بانو رو به من بده دارم میام تهران جا و مکان ندارم. ایشون هم که متاهله ان شاالله میشه بهش اعتماد کرد. با اجازه خانم شین :دی

به خاطر خدمات فرهنگیت دیگه...

كيقباد

سلامٌ عليكم .

من تقریبا همه تئاترها و فیلم ها و کتابهایی رو که معرفی کردین رفتم و دیدم و خوندم. چون وقتی چیزی اینجا معرفی میشه از خوب بودنش مطمئن می شم.
واقعا ممنون بابت خدمتی که به فرهنگمون می کنین

shirin

midoonesti ke kheeeiiiliiii KHABISI?
akhe mage man che gonahi kardam ke inghad delam besooze?

مینا

"رقص زمین" رو تنها نباید رفت. با دوست معمولی هم نباید رفت. با یه عالمه آدم هم نباید رفت.
"رقص زمین" رو باید با کسی که دوستت داره و دوستش داری بری. باید بذاری وقتی مهدی سلطانی و پیام دهکردی دارن هوارشونو سرت خالی میکنن دستتو بگیره تو دستش.. باید بذاری وقتی دارن سیاهی زلزله رو میندازن به دلت بغلت کنه. باید باشه تا بهش تکیه بدی وقتی مهدی میگه من گم شدم پیام.. باید دستت تو دستش باشه وقتی پیام از ته ته دلش داره فریاد میزنه من خونه ام رو بی کلید گم کردم.. باید کنارت باشه که وقتی اون آقاهه داره عین عین ا.ن. حرف میزنه و تو ریسه ی خنده ای یواشی بری زیر گوشش و بگی ببین! من دارم خیلی حال میکنم با ثانیه به ثانیه ی این ! یا وقتی دارن اشکات گوله گوله میان پائین و تو حوصله نداری از تو کیفت دستمال پیدا کنی و فین فینت بلند شده ، یه دسمال مچاله بده دستت و آروم بگه دماغی نیستا..
باید باشه که وقتی اومدی بیرون و از حجم اون همه احساساتیت که دچار انقلاب شده حالت بده ، یواشی بخزی تو بغلش و بگی برو یه بزرگراه ساکت و خلوت.. می خوام فقط خیره شم.. نمی خوام یهویی پرت شم توی زندگی معمولیم..


------------
جواب ساسا: این تئاتر از 8 دی تا 8 بهمن روزی دو نوبت، ساعتای 5 و 7 و نیم اجرا میشه(به جز شنیه ها مسلماً)

ارسال نظر