گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
در اين روزهايی كه هربار كليد F5 رو ميزنی تا صفحهی اكسپلوره رفرش بشه، میبينی يكی ديگه رو هم گرفتن بردن زندان، انگاری گناه كبيره كردی كه اصلاً بدنيا اومدی! اگه توی اين بگير و ببند، بزرگی پيدا بشه و قاطعانه اعلام كنه كه تمام سيستمهای بانكی، اداری، فرهنگی، رفاقتی و اجتماعی، بايد برگرده به همون ده پونزده سال پيش كه هنوز توی تهران اتوبوس دو طبقه وجود داشت (و من برخلاف همهی آدمها كه عاشق نشستن روی صندلیهای جلوی جلوی طبقهی دوم بودند اون راهرو و پلههای بَل و باريكِ نيمه گِردش رو خيلی دوست داشتم) و بعد از اين، ديگه همهی جماعت بايد قيد اينترنت و موبايل و هر آنچه كه نشونهای از تكنولوژی و چهرهی مُنحط و مَنحوط و مُفسدهبرانگيز غرب داره، رو بزنند در حق اين ملت كاری كرده كارستون.
دوباره مثل قديم بريم توی صف واستايم و قبض آب و برق و تلفنمون رو پای گيشهی بانك و با شُمردن اسكناس بديم. اگه قراره بليط هواپيما و يا خريدی داشته باشيم، لباس تنمون كنيم و پاشيم بريم آژانس هواپيمايی و يا بقالی مشتقی تا يه كيلو سيرترشی بگيريم و يا اگه قراره دو خط نامه برای كسی بنويسيم، ديگه عَنتر و مَنتر قرتیبازیهای ايميل و جيميل نباشيم كه سه روز بود، دسترسی به همهی اين امكانات ناممكن بود!
خب يه چيزی يا بايد باشه، يا نبايد باشه. اينی كه هی در بياری و نشون خلقالله بدی و آب دهنشون رو راه بندازی و بعدش دوباره ناز و قهر كنی و اون رو بذاری سر جای اولش كه نشد كار! يا اينترنت هست، يا نيست. يا موبايل هست، يا نيست. نميشه كه هی زرت و زورت يه سری آدم ناشناس، بـُكشن و بـُكنن و اينترنت و موبايل و اساماس رو قطع و وصل كنند. میدونيد توی همين يكی دو روزه بابت عدم دسترسی به ايميل، چقدر رابطههای عاطفی و عاشقونه متزلزل شده؟! خب اونوقت میگيد چرا آمار طلاق ميره بالا .... اونوریها از كجا بدونند سه روز سه روز، اينترنت توی ايران قطع ميشه؟!
بهرحال ممنون بابت همه تبريكهايی كه توی محيطهای مجازی، اينترنت، وبلاگ، ايميل، فيسبوك و اساماس بابت تـولـد اين بنده ناقابل انجام دادين. هر چند هيچ كدومتون كادوی تولد ندادين و تبديل به آدم واقعی نشدين ولی انشالله توی ختنه سُورون پسرتون بتونم جبران كنم.
تجربهی همهی كسانيكه توی اين هاگير و واگير زندگی، هنوز سَر سوزن علاقهای دارند به هنر تئاتر، اين رو ميگه كه وقتی قراره ساعت 20:30 تئاتری اجرا بشه و تو ساعت 20:15 جلوی گيشه فروش بليط هستی، در بهترين حالت ممكن، فروشنده حتی معاملهی خودش رو هم بهت نميده كه نگاش كنی! ديگه چه برسه به بليط، اونهم نه يكی، نه دو تا، نه سه تا، بلكه هفت تا! و اين بودن و موندن بليط تا اون موقع شب، با هيچ كدوم از قواعد و قوانين و استانداردهای خاص هنری امروز مملكت ما همخونی نداره كه سالهاست ياد گرفتيم وقتی قراره تئاتری ببينيم، بايد عينهو جنگهای نامنظم و ترور رئيس جمهور آمريكا، برنامهريزی درازمدت كنيم تا يكی بتونه از هفتخوان رستم رد بشه و از چند ساعت قبل بليط بخره و همينجوری سيخ عينهو دسته خر، جلوی سرمای تئاتر شهر سگلرز بزنه تا شب، بقيه برن و نمايش رو ببينيد. ولی وقتی بليط هشت هزار تومنی رو شش هزاروپونصد بهمون دادند، ته دلم گفتم: كيوان غلط نكنم، اين دفعه ريدی!
17 دی كجا بودی؟ میتونه يه اجرای خوب راديويی باشه، همين و بس! يعنی هيچ نيازی نيست اين همه آدم و بازيگر و عوامل پشت صحنه بيان تا سالن رو آماده كنن و يه سری بيننده كه با شنيدن اسم امير كوهستانی، وسوسه شدن تا اونجا برن و نمايش رو ببينند. بهرحال توی سالی كه قراره همهمون صرفهجويی كنيم و الگوی مصرفمون رو بهبود بديم همين كه دو ساعت بيشتر چراغهای سالن به اون بزرگی خاموش بمونه، قطعاً سودش خيلی بيشتر از اينه كه 17 دی كجا بودی، اجرا بشه!
صحنهی اجرای نمايش يه چيزی تو مايههای زمين فوتبال گل بزرگه! همچين بزرگ و دراز و دَرندشته كه همزمان ميشه دو سه تا نمايش ديگه از همونا كه پری صابری انجام ميده و همزمان 200 نفر، روی صحنه اينور اونور میدونند رو هم انجام داد! اين بزرگی به حدی هست كه وقتی يكی از بازيگران اين سر و اون يكی اون سرش با موبايل با هم حرف میزنند، آدم تحت هيچ شرايطی نمیتونه هر دو تاشون رو توی محدودهی ديد و چشمش داشته باشه و دائماً بايد كلهات رو 180 درجه، شرقی _ غربی بچرخونی كه خب توصيه میكنم، اگه قراره بريد و تئاتر رو ببينيد، حتماً قبلش با پماد متيل ساليسيلات، گردنتون رو خوب چرب و گرم و نرم كنيد كه دو ساعت تموم عينهو پاندول بايد پانورامايی تكون تكونش بدين. نمیدونم چرا نمايشی كه میتونست توی يه قاب دستمال و يه صفحهی شطرنج بازی بشه رو توی يه زمين فوتبال بدون قواره اجرا كردند؟
بهرحال تئاتری كه با شيوهی نسبتاً خاص اجرا ميشه و تموم بار نمايش روی حرف و ديالوگهای دو نفره، تلفنی هست قاعدتاً بايد ديالوگهای بسيار قویتر از اينی كه هست رو داشته باشه. ديالوگها رو دوست نداشتم، چون خيلی رو و مستقيم حرفشون رو میكردن توی چش و چال بيننده و چيزی برایكشف حقيقت، باقی نمیذاشتن. بازی احمد مهرانفر رو دوست داشتم جوريكه همون وسط سالن دوباره هوس ديدن فيلم درباره الی كردم!
بهرحال اين شبها میتونيد، نمايش 17 دی كجا بودی؟ رو به كارگردانی امير كوهستانی، توی تماشاخانه ایرانشهر، ضلع جنوبی باغ هنر، جنب خانه هنرمندان ببينيد.
یه سوال اگه خیلی عشق تاتری باشی و یه دوست دعوتت کرده باشه با بلیط افتخاری به همین تاتر و اول صبحی بیای و این پست رو بخونی بازم شب میری تاتر . خیلی برام جالب بود که بعد از دعوت دیروز دوستم و صحبت از این تاتر امروز این نوشته رو اینجا خوندم.روز خوبی داشته باشی.
******************************************************************
k1: آره اگه دعوتت كرده حتماً برو .... اگه ميگفتی منهم ديشب نميرفتم و امشب ميومدم!
خواستم بگم خوندمت (;
اوضاع از اینی که هست بدترم میشه تازه
از برخي پست هاي ارشيوتون بسيار استفاده نمودم تشكرات فراوان
چشم !
اولا كه بابت كادو خودت هماهنگ نميكني براي تولد وبلاگت هم اعلام آمادگي كرده بودم جواب ندادي.در رابطه با تئاتر هم مدام ميخواهم بنويسم مي ترسم متهم به كم روشنفكري!بشوم من هيچ جوري از تئاتر خوشم نمي آيد شايد تاحالا مورد خوبي نديدم نه ؟آخيش راحت شدم گفتم
****************************************************************
k1: حالا بايد كجا بيام كادوی تولد رو بگيرو؟!
شما مارو دعوت کن کافی شاپی ، رستورانی ..جایی شام و کیک و موزیک...اونوقت ما هم میشیم آدم واقعی
********************************************************
k1: شما مگه ميميريد ما رو دعوت كني؟!
سلام کیوان جان. خواننده آرام و بی صدای وبلاگ ات هستم. فقط خواستم بگویم خیلی خوشحالم که دی ماهی هستی. نمی دانم این چه تعصبی است که دی ماهی ها دارند. می دانی، آخر خود من هم دی ماهی هستم. شش روز بعد از روز تولد تو. دلم می خواهد توی این روزهای پر استرس که می توانم حتی با فکر کردن بهش هم دیوانه بشوم به چیزهای دیگر اهمیت بدهم. یکی اش این که فوق العاده ست خط ات. خیلی خط خوبی داری. دوست دارم نامه های دست نوشت ات را این جا بخوانم. کاش این سنت شکنی را ادامه بدهی. باز هم تبریک. قند مکرر شد، نه؟
******************************************************************
k1: نگين جان ببخشيد كجام قند مكرر شده؟!
بـُكشن و بـُكنن و اينترنت و موبايل و اساماس رو قطع و وصل كنند، اونوقت يه سری آدم نــــاشـــنــــــاس دیگه، آره؟؟؟ هه!
من این تئاتره رو میخواستم برم ببینیم، الان یعنی قیدش رو بزنم و بهجاش به قول امیرحسین تلخ مثل عسل برم کتاب بخرم؟ اونوقت اگه تئاتر مملکت رو زمین موند چی؟
****************************************************************
k1: غصه اون رو نخور، قطعاً يه سری هستند كه بلندش كنند!
شهر كتاب ساعي
**********************************************************
k1: يعنی بيام اونجا و داد بزنم .... آهای نسيــــــم كجايــــی؟!
چه خوب شد خوندم اینجارو چون دقیقا امروز با دوستام داشتیم برنامه می ریختیم بریم ببینیمش ...
خوشحالم اینجارو کشف کردم!
کیوانجان، ختنهسوران فرزندم! نه خطسورون :-))
************************************************
k1: آهان ممنون از اشاره ات. درستش میکنم.
کیوان عزیز...پیشنهاد میکنم فیلم تینار رو ببین..
سلام.خوبید؟ وای الان یاد تیاتر سگ سکوت افتادم.آخرین
تیاتر بدی که در خانه هنرمندان رفتم.یک مشت حرف بی سرو ته و عذاب آور رو به اسم هنر و پست مدرنیسم به خورد مردم دادند.خلاصه ما شبش یک استامینوفن کدیین خوردیم و با سر درد خوابیدیم.
خوب هست که نقد تیاتر می نویسید.
راستی من تازگی ها یک وب جدید تاسیس کردم و با اجازه شما رو لینک کردم!
اگر سر بزنید سبب بسی مسرت خواهد بود.
************************************************
k1: مبارک است انشالله.
نگران نباش همین روزهاست که خبر سوزاندن گروهی در کوره های ذوب انسان را هم میشنوی . راستی تفلتت مفالک بوس بوس
خیلی با حالی ! هم برات تولد بگیریم ، هم شام هم کادو ...
************************************************
k1: خب فقط یه دونه اش رو بده.
17دی سالروز کشف حجاب رضاشاهی هم بود .
البته واسه کادو گرفتن هنوزم دیر نشده ها . تنور هنوز داغه
************************************************
k1: پس بچسبون.
تو تا خانه هنرمندان اومدی به من نگفتی بعد کادوی تولدم میخوای؟
************************************************
k1: خب من چه میدونستم تو کجایی؟!
بخدا می خواستم کادوی تولد برات لپ تاب بخرم ولی شنیدم واسه آقایون ضرر داره، اینه که منصرف شدم!
***********************************************
k1: همه تون مثل همید فقط حرف میزنید! بابا تو بخر ضررش مال من.
خیلی خوب بود، میتونم بگم اینا میدونستن تو چقدر خاطرخواه داری به همین جهت قطع کردن، حتما ازت میترسن، احتمالا فردا بیان بگن که دنباله چیزه مخملی بودی که 127 تا کامنت داشتی حالا بغیر از کامنتهای تو کامنت دونیت که چند تاشو بلعیده.
قطع پیامک و پایین بودن سرعت اینترنت، برنامه این هفته نود هم قشنگ بود تو 2 ساعتی که فردوسی پور برنامه داشت 20بار گفت مسابقه ی اس ام اس بنا به دلایلی نداریم چند بارم گفت دوربین 90 به دلیل پایین بودن سرعت اینترنت نداریم، بعدشم به بازتاب مدارک دکترای ایران یا چطوری میشه تو اینجا بعضیها کردانیسم مدرک میگیرن کلید کرده بود.
فردوسی پورم سرش سنگینی میکنه رو بدنش اونم همین روزهاس که از گردن یا جای دیگش بزنن.
میتونستم نفر اول باشم ولی گفتم ببینم بقیه چی میگن که نفر4 گفته بود اوضاع ازینی که هست بدتر میشه میتونم بگم آخر شاهنامه خوش است، هنوز.....
درباره ی تئاتر هم که چون تا حالا نرفتم و کسی هم نبوده که ببره نمیتونم نظر بدم و نظر هم نمیدم ولی چون از درباره صحبت کردی آره بد نیست منم یه بار دیگه نگاش میکنم.
ميشد حدس زد تا حدودي! تولد جنابعالي هم مبارک مثل هر سال که هي ما تبريک گفتيم و تو کيک و شام و ناهار ندادي!!
نمی دمنم این کامنت برسه یا نه اما من که هنوز موفق به ارسال کامنت تبریک نشدم.
در ضمن شما افتخار بدین به حضور بپذیرین کادوی تولدتون محفوظه!
اومدم کامنت نذارم درباره این دو تا مطلبی که نوشتی اما دیدم ناتور هم کلاه گیس رو به 17 دی چسبونده!اومدم که بگم:مگه قرار نیست همه چیزمون به همه چیزمون بیاد؟....با این حساب حله دیگه و جای گله گذاری نیست.
خوب شد در مورد این تاتر اطلاعات دادی ... این روزا که میدیدم در موردش حرف میزنن فکر میکردم تجربه "خشکسالی و دروغ" تکرار میشه و میتونم دو ساعت برم یه تاتر درست درمون ببینم ... حالا نظرم عوض شد
کادوی تولد هم اگه میخوای کافیه اسم یه ادکلون که دوست داری و آدرست رو برام ایمیل کنی تا برات بفرستم در خونه تون ... کاملا جدی گفتم
این برج هر چی درمیارم باید پای کادوی تولد بدم؛ دیگه به تئاتر نمی رسه.
میگم تو یه جا آدمو دعوت کن به هوای تولد ماهم واست کادوهای خوب خوب میاریم ... بعدشم ختنه سورون پسر خودت اصن ... میدونی چند وقته تاتر نرفتم انقدر که میگی دلم خواست برم ولی میدونم بازم نمیرم فقط دلم خواست ...
*************************************************************
k1: خب تو ميتونی هم دعوت كنی و هم كادوی تولد بدی!
سلام.
خداییش از اسم این تئاتره معلوم نیست که همچین مالی نیس...
آدم وقتی می شنوه رومولوس کبیر یا عشق لرزه حس خوبی بهش دست می ده، اما حالا بیا : 17 دی کجا بودی؟!!!! خیلی لوسه...
بیچاره کارگردان این تیاتره! بچه خدا رو خوش نمیاد کار و کاسبی مردمو این چنین (!!!) در و تخته کنی! ببین نا حالا چند نفر رو از دیدنش منصرف کردی!! :)) جالبه. همه چی در مودش گفتی آخرشم نوشتی : بهرحال اين شبها میتونيد....
این از صدتا فحش برا کارگردانه بدتر بود. :))
نگاه کن دوست من، از تو حرکت از ما برکت! این کجا بود یه بار در موردش نوشتی .... اردک آبی... پرنده ی قرمز .... یه همچین چیزی... خب گل پسر یه صفایی بده تا یه حالی بهت بدیم. آخه سونی وایو که مفتی مفتی نمی شه مسلمون!
حالا چرا اين فتانه خانوم گفته بود قضيهي اين "خط سورون" چيه شما نه تنها درستش نكردين بلكه زدين تو ذوق بچه و گفتين به خانوما اصلاً ربطي نداره. ولي همچين كه اين "ليلا" خانوم (سلام خانوم، حالا شما؟ بنده دورا دور ارادت دارم خدمت شما و نصف جهانتون) اون وقت سريع درستش كردين؟ اعتراض دارم آقا. اينجا تبعيض نژادي قائل ميشين شما :)
اولش گفتيم شايد هي هواي پايتخت نشينا رو دارين و ما شهرستانيها هم حق جيك زدن نداريم حالا ميبينم كه باز دارين بين شهرستانا هم تبعيض قائل ميشين. اصلاً مردا همشون سر و ته يه كرباسن (اينو من نميگم. يه مثل قديمي هست. به من چه؟) ميگن مردا بين زناشونم تبعيض قائل ميشن. حالا اينجا تو روز روشن ملت بين خوانندههاشم تبعيض قائل ميشن. مردا چه موجودات عجيب غريبي! :)
با پا پس زدی و با دست پیش کشیدی . آخر بریم بینیم یا نه ؟ لنگ در هوا موندیم !
البته که من همیشه حرف گوش کن بودم این بار هم چون گفتی حتما برو رفتم و دیدم. نظرم کمی تا قسمتی همونه که نوشتی ضمن اینکه کاش این بار من حرف گوش کن نبودم و دوستم هم به جای این تاتر دعوتم میکرد یه پارکی تا یه چایی داغ بخوریم و 2 ساعت گپ بزنیم.
tavalodetoon ba takhir mobarak,
ma too in giro dar donbale khoshgozaroonie khodemoon boodim o ghafel az inke mardomemoon daran che vazi ro migzaroonan,
omidvaram ke sale behtari pishe roo dashte bashid o shad o salamat bashid o belakhare in kolbeye akhzan ham yerooz golestan beshe
کلا نصف آدمها حاضرن کادو بخرن و دعوت هم بکنن که بیای کادو رو بگیری اما چون فکر کنم همه مطمئن که نمی یای اینکار رو نمی کنن، خیلی ساده است!
این تئاتره هم اسمش جالبه برای جلب آدم،بخصوص چون توی تماشاخانه ایرانشهره دوست دارم برم ببینم، که خب هنوز قسمت نشده، ان شاءالله بشه
كيوان عزيز من هم همون شبي كه تو كار رو ديدي ديدم و به نظرم ديالوگ ها اينقدر ها هم داغون نيومد، درباره صحنه اجراي نمايش هم به نظرم بيشتر از اين كه به درد زمين فوتبال بخوره ، به درد سالن كشتي مي خوره تصور كن سه تا تشك با نام هاي A B C پهن كرده باشند اونجا و هادي عامل مسابقه رو گزارش كنه... فكر كن.....
درباره چرخوندن سر هم احتمالا كوهستاني به اين فكر كرده كه قرار نيست تماشاگرا همه صحنه رو دنبال كنن اين رو ميشه از اون صحنه اي كه چهار تا بازيگر با هم شروع مي كنن به صحبت و ديگه عملا نميشه چهار تا بازيگر رو با هم دنبال كرد حس كرد.
سلام. 17 دی کجا بودی ؟!! امیر رضا کوهستانی رو هنوز ندیدم تا نظرم رو بنویسم. اما با پستی یا به عبارتی ( بسته پیشنهادی) از نمایش "رقص زمین" حسین پاکدل بروزم....
در ضمن سالن ايرانشهر يك مشكل بزرگ داره:
آكوستيك نيست، و صداي دسته هاي عزاداري از بيرون به داخل سالن مي يومد. جالب اين كه اينقدر اين اتفاق (آكوستيك نبودن سالن نمايش) غير منتظره بود كه اون اول كه صدا طبل اومد و يه صدايي شبيه ضربان قلب داشت خيلي ها فكر كردند جلوه هاي صوتي نمايش هست و....
اتفاقا راجع به منع استفاده از اينترنت ! اعلاميهي قاطع هم دادن. ديروز خبر "مصادیق محتوای مجرمانه قانون جرایم رایانهای منتشر شد" رو در سايت پارلمان نيوز ديدم. مواردش رو كه بخوني متوجه ميشي كه ما همگي بي برو برگرد مجرميم. مواردش شامل همـــــــــــه چــــــــــــــــي ميشه. يكي از سادهترين مواردش "تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر" است. نميفهمم يعني اگر بخواي به كسي بگي كه بره از فلانجا مانتو بخره بايد اول فكر كني كه با اين كار اسراف ميشه يا نه؟؟ ... ها مسخره كردن.
در ضمن قضيهي اين "خط سورون" چيه؟ :)
********************************************************************
k1: به خانمها ارتباطی نداره تو نگران نشو!