گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
پسر و دختری از دوستان يا فك و فاميل كه تازه نامزد يا ازدواج كردن رو به خونهمون دعوت میكنيم. همه سر ميز شام نشستيم و اونها هم طبق يه قانون نانوشته كنار هم و كيپ به همديگه چسبيدند، جوريكه محاله بتونی از بينشون تار مویی رد كنی. خب بچسبند، ما كه بخيل نيستيم!
هر كدوم از ماها توی يه ظرف غذامون رو میكشيم. برنج، خورشت، سالاد، مرغ و ماهی. پسر و دختر قصهی ما، مثل اين مرغهای عاشق، توی يه ظرف مشترك غذا میريزن و دو تايی بهم نوك ميزنن و اگه يه كمی پُررو هم باشند با قاشق توی دهن همديگه ميذارند. خب باز تا اينجاش مشكلی نيست. عشق و عاشقی هست كه اينجوری ورقلمبيده شده و پای سفره و ميز شام، زده بيرون، جوريكه بخاطر نشون دادن علاقه و مهر و محبتشون، حتماً بايد توی يه ظرف مشترك، غذا بخورن. اينی هم كه جلوی همه توی دهن هم ميذارن باز هم تا اين حد و اندازهش ايرادی نداره!
پسر و دختر عاشق قصهی ما كه اصلاً و ابداً كيس خاصی نيستند و هر كی بگه توی دوست و رفقهای ما چنين آدمهايی وجود ندارند، گـُه مفت خورده و زياد ديديم به صرف اينكه، آدمها با هم نامزد كردن، در اولين اقدام عاشقانه بشقاب غذاشون يكی شده و خب اونهايی كه سن و سالی دارند و مثل ما باسنی توی اجتماع و روابط دريدن! و حالا ديگه گرد پيری به سرشون نشسته، بخوبی آخر و عاقبت اين نوع روابط رو میتونند ترسيم كنند، خرشون (چون جمله طولانی شد بايد توضيح بدم منظور از "خرشون" يعنی همون پسر و دختره!) هنوز از پل نگذشته و همون وسطهای پل تِلوتلو میخوره، كه برای هم خط و مرز مشخص میكنند كه آره چون ما قراره با هم ازدواج كنيم، تو ديگه نبايد تنهايی بری خونهی فلانی و من هم نميرم خونهی بيساری و از قرار معلوم، توی اون عهدنامهی اوليه كه با هم امضاء كردن، تنها جايی رو كه قرار میشه جدا از هم و مستقل برن، همانا توالت خونهشونه! حالا اگه باز اين مهارت و سليقه و شجاعت و ايدولوژی رو داشته باشند كه جفتی و دو تايی با هم حموم برن، خوبه!
بهرحال اينها شرايط خاص روزهای اول زندگی هست و هر چقدر هم كه ديگران بخوان تجربياتشون رو منتقل كنند و بگن تخته گاز تا تهتـَهش نريم كه هيچ وقت به اون تَه نمیرسيم، محاله كه گوش بديم و چنان میتازونيم، میتازونيم كه موتور جسم و روح و روان و فيزيك و شيمی رو به گـاء ميديم! پنداری اين تا ته گاز دادن، از اركان و ماهيتِ وجودی آدميزاده كه خب قطعاً خايهسوزندن رو هم بدنبال داره.
توی همين وبلاگ و صرفاً با توجه به نظر و تجربیات شخصی خودم، كم ننوشتيم از پرايوسی و حريم شخصی آدمها، بخصوص بعد از ازدواج كه من تمام زندگیم رو بر همين پايه، بنا گذاشتم و اگه عمری باقی باشه بر همين اصلِ احترام به نظر ديگری هم ادامه خواهم داد. حداقل اين قضيه برای شخص من شعار نبوده و يك اصل و شعور بوده ولو اينكه هزينههای فوقالعاده سنگينی رو هم بابتش پرداخت كرده باشم. نوشتن از اينكه زن و مرد، بعد از ازدواج نبايد عينهو چسب دو قلو به همديگه بچسبند و هر كسی پرايوسی خودش رو داره، قطعاً حريم شخصی بعد از ازدواج و وارد شدن همسر به زندگی تغيير میكنه و محدود ميشه ولی به هيچ وجه نبايد از بين بره و ... گفتن و تكرار مكرراته كه خب از همون گفتنیهايی هست كه اگه طرفين بهش اعتقاد دارند، قاعدتاً بايد هر روز گفت و تكرار و تمرينش كرد، چون توی اين مورد، ماها مشكلات و ضعفهای ساختاری و فرهنگی و تاريخی داريم. خب بيايد حالا آروم آروم بريم سراغ پسر و دختر قصهمون كه خيلی وقته دوتايی رفتن حموم!
قطعاً خيلی زود اون ميل و اشتياق توی يه بشقاب غذا خوردن و توی هر مجلسِ جشن و عزا و مهمونی، عينهو سريش به هم چسبيدن از سرتون ميوفته كه اگه اصول زناشويی و مديريت رابطه رو بلد نباشيد شيش ماه بعد از ازدواج، در خوشبينانهترين حالت، يكیتون روی تخت و اون يكی وسط سالن پذيرايی میخوابه. بنابراين اينها مشكلی نيست كه زمونه خيلی زود خودش براتون حل میكنه، عينهو باقلوا!
يكی از موارد اينچنينی كه گند ميزنه به تموم اصل و اصولِ حريم شخصی كه متاسفانه اين روزها، زياد هم شاهدشيم، اينه كه پسر و دختر توی يه رابطهای كه حالا اسمش رو ميشه هر چيزی گذاشت (دوست، پارتنر، نامزد، همسر) خيلی شيك و قشنگ و باكلاس، پسوردهای اينترنتی خودشون اعم از ميل، فيسبوك، وبلاگ و ... رو در اختيار همديگه ميذارند!
به شخصه، تحت هيچ شرايط نمیتونم بپذيرم، به صرف اينكه كسی رو دوست دارم و به همديگه اطمينان داريم يوزرنِم پَسورد محيطهای اينترنتی و مجازیمون رو به همديگه بديم. اگه قرار به داشتن ايميل مشتركی هست ميشه اكانت جديدی باز كرد كه هر دو طرف پسوردش رو داشته باشند در غير اينصورت (حداقل برای من) اصلاً قابلباور نيست كه زنی پسورد ايميل همسرش رو داشته باشه و مردی هم پسورد مثلاً فيسبوك اون يكی رو. خب تجاوز يعنی همين ديگه ... تجاوز كه نبايد هميشه همراه با درد و خون و باطوم و شيشه نوشابه و توی يكی از بيابونهای حاشيهی تهران اتفاق بيوفته، شك نكنيد كه اين همون نمونهی عينی تجاوزه، نه نشونهی عشق و علاقه و اطمينان و اعتماد.
یه جورایی انگار نصفه بود این مطلب! اما بازم ممنون
be nazare man k1 rast mige.maha hanooz nafahmidim kesi ro ke doost darimo nabayad to hesare eshghemoon bezarim va zendanish konim.shayad age in masaeel ja biyofte va ma yad begirim be hoghoghe ham ehteram bezarim,kheili az in joda shodanha va talaghha etefagh nayofte.
faghat man nemifahmam in vasat dastane gheyrat chiye ke aghayoon doonestane user o password e harchizo be oon rabt midan.in rabete dorost mesle rabeteye gooz o shaghighast.
برای من فرقی نمیکنه ، حالا توی یه بشقاب و لیوان نخوردیم که هیچی ، بالش هامون رو با هم قسمت نکردیم که هیچی این آخری ها!من رو کاناپه ی محبوب اون میخوابیدم و اون روی تخت دونفره مون که شده بود یه نفره!
ولی هیچوقت پسورد ایمیل و جی میل و بقیه پسوردای دیگه رو ازم نخواست و منم به ش ندادم و اونم به م نداد!!!
عزیزم چقدر ناادبانه نوشته بودی این پستت رو عزیزم!
"گـُه مفت خورده
باسنی
گـاء ميديم!
خايهسوزندن"
4تا غلط میشی صفر عزیزم!
حالا کی جسارت کرده پسوردت رو خواسته؟!
من که پسوردم را به عمهام هم نمیدم چه برسه به پارتنرم :دی فارغ از شوخی سوژهی جالبی را واسه این پستت انتخاب کردی افسوس که به دلیل شنیدن خبر رفتن بزرگواری که مطمئنا شنیدنش برای بسیاری از ما ناگوار بوده، دل و دماغ چندانی واسه کامنتیدن ندارم :-(( فقط میتونم بگم باهات اعلام موافقت میکنم، البته حد و حدود پرایوسی مربوطه بسته به کمیت و کیفیت خطقرمزهای هر آدمی میتونه متفاوت باشه. این به هم چسبیدنها و در لنگ و پاچهی هم بودنهای ابتدای ازدواج هم به گمانم باید حد و مرزی داشته باشه و اگه به افراط کشیده بشه، همونی میشه که تو نوشتی. اصولا باید در هر کاری تعادل را حفظ کرد.
کاملا موافقم....اما به نظرم حد اون پرایوسی باید مشخص بشه...وگرنه هر کسی هر غلطی حالا تو محیط مجازی یا واقعی می کنه و بعد میگه پرایوسی منه !!!! تو رابطه ی زناشویی بازی کردن با این چیزا مثل راه رفتن رو میدون مینه...اگه آدمها اول از همه حد و حدود و خط قرمزهای هر رابطه یی رو بتونن تشخیص بدن اونوقت حتما حریم و حدو حدود طرف مقابل و هم میشناسن وگرنه از یه طرف میفتن بالاخره یا اینوری یا اونوری....خیلی کلی نمی شه در این باره حرف زد...قبول کن خیلیا تو همین جامعه هستن که ظرفیت ندارن و رابطه رو به گ..... میدن .... بعدشم دم از تجدد میزنن....من خیلی دیدم مردها و زنایی رو که دم از اینجور آزادیا میزنن اما تلفن همسرشون و هم چک میکنن و یا کسایی که چون خودشون ذهن و فکرشون خرابه و به قول موزیسین ها "فالش" میزنن و همش دارن زیرآبی میرن از اول میگن عزیزم باید همه چیز و با هم شریک باشیم..بازم واسه اینکه اولا طرف و چک کنن و دوما اینکه خودشون لو نرن.......خلاصه که بد دنیایی شده کیوان خان !!!! هزار رحمت به اون زمونا که مردم با چراغ گرد سوز زندگی میکردن و این مشکلات نبود...شایدم بود ...الله اعلم!!!!!! P:
ولشون كن بابا حالا شيش ماه هم باهم خوب باشن شيش ماهه...حداقل چند وقت مثل فيلمها همديگرو مالوندن و ماچ مالي كردن كه نبايد تو بوته نقد قرار بگيره
البته منهم با اين توصيفاتي كه كردي دوست ندارم بهم تجاوز بشه نهاز نوع باتوم و تو بيابون نه ازنوع پسوورد و تو فضاي سايبر
بعضي وقتا فکر ميکنم ايني که ميگي انقدر واضحه که نياز به گفتن نداره اما ميبينم که نه، واقعاً خيليها، هنوز خيليها هستند که اين موضوع رو نميدونن يا نميفهمن يا ميدونن و درست موقعي که بايد به کار ببرنش يادشون ميره! به شدت در همهي موارد باهات موافقم
یه چیز بی ربط ِ با ربط ! هم بگم.....یه نفر بود که همیشه می گفت این و از من وصیت داشته باشین هیچوقت هیچوقت هیچوق و تحت هیچ شرایطی تخت و سفره تون و از همسرتون جدا نکنین! میگفت این ، عامل خیلی از مسایل بعدیه.....این و برای زوجهای جوان گفتم که بی تجربه هستن(دونقطه دی)....البته اینا به این معنی نیست که بچپن تو هم و جلوی همه همش بچسبن به هم که من حالم به هم میخوره از اینجور اداها...صمیمیتی که واقعی باشه تو کلام و نگاه و نشون دادن احترام و لحن و نوع صحبت و نهایتا تاچهای غیر تابلو میتونه باشه!!باقیشم باشه واسه وقتی که رفتین خونه و اتاق خواب خودتون...
سلام
مدتی بود که ساکت میومدم اینجا و می رفتم اما این پستت خیلی برام جالب بود زبونمو باز کرد.
آخه دوروبرم 2 نفر بودن که با شدت و حدتی بیشتر از این حرفا به هم چسبیده بودن. می ترسیدی از هم جداشون کنی مثل مرحوم لاله و لادن بمیرن طفلیها. ولی بعد از 3 سال چنان از هم جداشدن که حالا هرکدوم یک شوهر و زن دیگه دارن.
نمی دونم تاثیرات آغاز دهه سوم زندگیمه که زیادی جدی نگاه می کنم یا اینکه جدیدا آدما زیادی تند میرن بعدشم یک ضرب ترمز می کنن. حرفم که میزنی میگن جوونن دیگه....
pass ای میلت رو بده جزو مزخرفترین چیزهاییه که باهاش برخورد داشتم . حتی فرسوده شدم سر همچین مسئله احمقانه ای . اطلاعات من قسمتی از منه . شاید کسی رازی پیش من داره که نمیخواد جز خودم کسی مطلع باشه .
دست گذاشتی روی یک موضوع بسیار مهم . اگر من اول خودم نباشم چطور میتونم برای نزدیکترین ادم زندگیم بهترین باشم ؟
چرا بعضی از ما نمی تونند به این فردیت احترام بگذارند ؟
حق با شماست کیوان جان منم از این ادا و اطوارهای به اصطلاح عشقولانه اوائل ازدواج اصلا خوشم نمیاداین که دلیل نمیشه چون تو کسی رو دوست داری و غیره باید توی بشقاب غذا باهاش شریک بشیو کنترلت رو صد در صد بدی دست همسرت یا کنترل همسرت صد در صد دست تو باشه روزی 50 هزار بار بهم تلفن کنی و حال و احوال کنی اگر زرنگ باشیم باید این رابطه رو چندین سال بعد هم به این داغی و گرمی نگه داریم که فکر نکنم کسی بتونه چنین کاری بکنه در مورد پسفورد ها هم کاملا حق داری یکی از دوستان من که چند سالی هم از ازدواجش میگذره پسفورد ایمیلشو همسرش داره و هر شب ایمیلشو میخونه و اگر دوست من دردو دلی با دوستانش کرده باشه همسرش شدیدا اورا محاکمه میکنه و دعوا و غیره ..........متاسفانه ما به ازادیها ی فردی همدیگه احترام نمیگذاریم و اسم این کارمون رو میگذاریم عشق
سلام و خيلي خيلي ممنون از لطفت كيوان جان
قراره برام دي وي دي داستان هاي سوپراسكوپ و يه عالمه چيز ميز ديگه بيارن...هركي طالبه بگه وقتي رسيد دستم براش بفرستم
وقتي راجع به موضوع پسورد فكر مي كني به نظرت منطقي مياد ولي در عمل هضمش سخته!
ميشه اصلا بحثش پيش نياد اما اگه طرف مقابل خواست تو چه دليلي بياري كه بگي نه!
و اگه بگي "نه" توقع شنيدن چه "نه" هايي رو درآينده با همون استدلال در فضاي مجازي از طرف مقابل داشته باشي.
كلا پياده كردنش در عمل خيلي چالش برانگيزه ... زندگي تو دنياي مدرن روابط رو خيلي به چالش ميكشه شايد به خاطر همينه كه روابط دوام كمتر اما جذابيت بيشتري دارن...
*************************************************************************
k1: از ديد من اصلاً طرف نبايد بخودش اين اجازه رو بده كه از همسرش پسورد ايميلش رو بخواد.
كلا اين حوزههاي "به من چه؟" و "به تو چه؟" بايد توسط هر دو طرف توافقي، قابل درك و احترام باشن. دو طرف اين توافق هم لزوما زن و شوهر يا حتي جنس مخالف نيستن، مثلا ميتونه بين بچهها و اوليا هم باشه. نفسِ پرايوسي تا وقتي قابل احترامه كه طرف مقابل به اين بهانه بلانسبت هر غلطي دلش ميخواد نكنه. وقتي داشتن حريم شخصي از حقوق انسانيه كه طرف ظرفيتش رو داشته باشه و تحت اين پوشش، اصول ابتدايي كه سرش با هم توافق كردن رو زير پا نگذاره.
خبر داری مجله دنیای تصویر توی نقد محاکمه در خیابان یه جا به نقل از وبلاگت مطلبت را نوشته. دیشب دیدیم. میشه صفحه 51 شماره مجله هم هست 187
*******************************************************************
k1: آره شمسی جون يكی از خوانندههای وبلاگ برام ايميل زده بود و گفته بود كه ظاهراً اون قسمتهايی كه در رابطه با تهران و دماغ پولاد كيميايی نوشتم رو مجله دنيای تصوير هم چاپش كرده .... حاج آقا چطورند؟ سلام برسون.
خیلی وقت پیش یه پستی راجع به همین حریم شخصی نوشته بودم که دوستی برام نوشت: رابطه مثل ماهی می مونه ، زیادی سفت بگیریش یا زیادی شل ، در میره !
ولی چیزی که متاسفانه زیاد داریم می بینیم همین سفت گرفتن رابطه است و دو دستی آویزونش شدنه، یکی هم نیست بهشون بگه شما که جنبه و تحمل یک ایمیل غریبه توی میل باکس طرفتون یا یه دوست غریبه توی فرندهای فیس بوک همدیگه رو ندارید واسه چی پسوورد با هم رد و بدل می کنید آخه ؟!!
کاملا موافقم .... ! این جور زوجا رو که می بینی دقیقن از همین رفتار متوجه کمبودای ریزودرشتشون تو زندگیشون می شی . یه چند وقت صبر کن دفعه بعد که دیدیشون، ببین چه جوری با هم حرف می زنن و جواب همدیگرو می دن !
شاعر میفرماید رهرو آنست که اهسته و پیوسته رود
من بعد از 5 سال زندگی مشترک هیچ موقع موبایلشو چک نکردم و نکرد!نه پسوردمو خواست و نه...
کلا اگه با این دید بری جلو که همسر همه ی همه ی زندگی ست و با اون همه چیز را خواهی داشت و دیگه بقیه برن گمشنو اینا 1 سال نشده شراکت بهم میخوره و کلی بدهی روحی و جسمی میمونه برات
ازدواج یه پروسه ی پیچیدس که اگه توش حاذق نباشی یا میری زیر یا میبرنت زیر!گر چه...زیر رفتن چندان هم بد نیس...!!
می شه به این رابطه ها گفت : "معماری کلنگی". دیدی بعضی خونه ها ی قدیمی دیوار سمت چپ و راست نداره و خونه از هر دو طرف یا حداقل از یک طرف به شونه ی خونه ی کناری تکیه داده. گود برداری لازم هم برای پی و ستون نداره. با یک زلزله کم ریشتر خراب می شه و همسایه و خودش هم همیشه از ترس ریزش هیچوقت به فکر بهسازی و رفیع سازی اون نمی افتند. برای همین زندگی در درگاه ها و ایوان های کهنه و فرسوده لاجرمه.
راه و رسم عاشقی آدمها فرق می کنه. بعضی ها اول خودشون رو به قدر کافی دوست دارند تا بعد دیگری رو بیشتر. بعضی ها برای فرار از خودشون به دیگری پناه می برند. پرایوسی و خلوت و درون و هویت حتی بالاتر از پسورد و رمز دنیی مجازی و گنجه و کمد و موبایل ، اول باید وجود داشته باشه و فرد بهش نیاز داشته باشه تا بعد بخواد حفظش کنه. بعضی آدمها اگر جفت پیدا نکنند و بهش نچسبند دیگه حتی "فرد" هم نیستند. یک آدم می خواهند که کنار صفرشون بایسته و عددی بکندشان. و بعد از چند ماه می بینه ای دل غافل . هویت هر دوشان چک برگشتی بوده از اول.
چطور دوست داشتن هم تربیت پذیر است. باید کسی باشه که تا حدی مربی ذائقه باشه. متاسفانه تا وقتی ایرانی ها از دو الگوی نازل عاشقی رسانه وطنی و برعکسش از پورن های اون ور آبی برای رفتار عاشقی کمک می گیرند همین می شه که زیاد دیده می شه.
ای بابا کاش این اصول زناشویی و مدیریت رابطه قرص و کپسول بود که میتونستی بندازی تو حلق آدمایی که واسشون به قول خودت: پرایوسی=کشک!
در هر حال تا وقتی که دو طرف رابطه عادت داشته باشن به زیرآبی رفتن، مشخصه که اگه از پارتنرشون یوزرنیم بخوان و نده، کلی حالشون گرفته میشه.
یکی از صحنه هایی که واقعا حال من رو به هم می زنه، این مردایی ان که با افتخار تعریف می کنن که مثلا من بدون ناهید یا مهشید یا صغری یا کبری غذا از گلوم پایین نمی ره... یا زنایی که با افتخار تعریف می کنن که مثلا دوستای شوهرش زنگ زدن که بیا بریم شمال اما شوهرِ گفته من خانومم رو ول کنم با شما بیام سفر... هنوز نفهمیدن که آدم باید برای حریم خصوصی خودش و دیگران احترام قائل بشه... شاید هم می دونن اما دارن بر اساس همون قانون نانوشته ای که تو گفتی عمل می کنن...
کیوان فقط یک جمله : تو خدائی
*****************************************************************
k1: جـــان؟!
khalil jibran mige
.... begozarid mehr daryaye mavaji bashad dar miane do sahele roohaye shoma,
jaame yekdigar ra por konid vali az yek jaaam nanooshid,
ba ham bekhanid o beraghsido shadi konid vali yekdigar ra tanha begozarid,
hamangooone ke tarhaye saz tanha hastand ba aan ke az yek naghme be erteash dar miayand,
dar kenare ham be eestid amma na tangaatang,
zira sotoon haye ma'bad door az ham istade and va derakhte baloot o sarv dar sayeye ham nemibaaland!!!!
akh akh bebakhshid toolani shod .
***********************************************
k1: نسترن ایکاش با فونت فارسی کامنت بذاری .... اینجوری چشم مون درمیاد.
چه عرض کنم شاید تا حدود زیادی حق با شماست ولی من فکر می کنم آدم های مختلف مختارند تا در مورد مرزهای حریم شخصی شون خودشون تصمیم بگیرند.لزومی نداره همه مثل هم فکر کنند .
************************************************
k1: دقیقاً درست میگین. مرز و خط قرمز هر کسی با شخص دیگه ای متفاوت هستش ولی فکر میکنم یه سری چیزها جزء بایدها و ضروریات زندگی یه نمیشه برای اونها نسخه خاص خودمون رو تجویز کنیم .... اگه روز اول قبول نکنیم که دو به اضافه دو چهار میشه مطمئن باشید که دیگه هیچ بنایی اعلم نمیشه.
غیر از پسورد ها یه چیز دیگه هم هست که واقعا شخصیه و من توهین به خودم میدونم اگه یکی ( هر کی) بخواد اونو چک کنه .موبایل که من نمیفهمم چرا بعضی ها تا اسم پارتنر میره روشون فکر میکنن موبایل طرف مال خودشوونه و تا اس ام اس میاد دستشون میره روش!!!! و البته وقتی میگم اینکارو دوست ندارم چون موبایل مثل کیف پوله مثل جیب لباسه شخصیه حتی اگر هیچ چیز بد و مشکوکی توش نباشه وقتی مال ما نیست نباید بهش دست زد.
به قول علما اظهر من الشمس كه اين كار از اون تجاوز با باتوم و ... هم بدتره
اين حريم خصوصي و حد و مرزش و نحوه مديريتش هم مي تونه يك موضوع پيشنهادي براي دو پست قبليت باشه.
راستي نتايج آماري اون پست را منتشر نمي كني؟
************************************************
k1: دامنه پیشنهادات خیلی متغییره.
چقدر خانم ثابتی خوب نوشته لب مطلب و .....مرسی.
ضمن اینکه خیلی از ماها که داریم اینجور آدمها رو اینطوری توبیخ میکنیم ممکنه خودمونیم در شرایط خاصی همین کارهای احمقانه رو انجام بدیم.....مهم اینه که آدم نسبت به حس های درونش آگاه باشه و بدونه الان چرا و با چه منطقی میخواد درخواستی کنه یا مثلا چی از طرف مقابلش دیده که حالا لازم میدونه مثلا ایمیل یا تلفنش و چک کنه...و به جای این کارا، بره اصل مشکل و حل کنه...فکر میکنم که کلا فکر کردن به حسهایی که داریم و توجه کردن بهشون و تجزیه تحلیل کردنشون برای خودمون، قدم اول باشه که یهو راه و اشتباه نریم و رابطه رو به گند نکشیم.....بعدش اگه عادت کردیم که پیش خودمون درست فکر کنیم میشه با بقیه هم راجع بهش صحبت کرد...اینه که میگن یه ساعت فکر کردن از یه سال عبادت کردن بهتره
آفرین. ما هم هردومون اینو درک کردیم که حریمهامون مال خومون باید باشه . چون جیزیم واسه پنهون کردن از همدیگه نداریم . واقعا آدم دوست داره بعضی چیزا و بعضی وقتها فقط مال خود خودش باشه . اگه درونمون خودخواهی و نسبت به هم حس مالکیت نداشته باشیم و به طرفمون قبل از هر جیز به چشم یک انسان نگاه کنیم، هیچ مشکلی پیش نمیاد .اتفاقا هنر توی اینه که کسیرو که قبولش داری آزاد بذاری تا خودش باشه نه اینکه ازروی اجبار یا عادت بهت پایبند باشه . اینم بحثش فرق داره با اوناییکه ازروی بیعلاقگی بهم ، نسبت به همه چیز هم بی اعتنا وسرد میشن یا اوناییکه هردو شون میدونن که چه تیپی هستن و بنابراین هم نمیتونن از هم ایرادی بگیرن.
یه چیز دیگم که خیلی زشته انجام اونجور اداها(تو بشقاب هم خوردن) جلوی فامیل و مردمه.
بنده صبحا مطالبتونو زودتر از ای میلم تو شرکت چک میکنم شبا میام نظر میدم.(منظورم مهم بودن وبلاگ شماست ها نه نظرم )
ما ( بنده + پارتنر محترمم ) همینطوری هستیم که شما می فرمائید، یعنی به حریم خصوصی همدیگه احترام میزاریم، ولی نمیدونم چرا بقیه به ما میگن که : شماها غیرت حالیتون نیس! البته بماند که نزدیکترین افراد زندگیمون بهمون میگن شما ها اصلن بهم علاقه ندارید، که اگه داشتید انقد نسبت به مسائل شخصی همدیگه بی خیال نبودید! از دید اونا ، علاقه به صورت ناخودآگاه کنجاوی و بررسی تو ریزترین مسائل رو به دنبال داره که خب چون ما فاقد این مساله هستیم ، نتیجه گرفتن که هیچ علاقه ای به هم نداریم!!!
kiyvan jon salam.ba harfet movafegh nistam az avale zendegi 2nafra yani eshterak yani etemad yani penhan kari mamnooe1aslan ba in zendegihaye emrozi be nazaraet kasi ham hast az aghayon ke hala hatman bereh soragh miale khanomesh?baba bikhial zendegi konim.merci
والله من که هر چی نداشته باشم یه حریم شخصی دارم به چه بزرگی. فکرم میکنم تو هر رابطهای به خصوص زندگی مشترک قبل از احترام به حریم شخصی، دونستن اندازه و وسعت این حریم مهمه.
اون کسی که حریم شخصیش اندازه دستشویی خونهشونه شاید تو اجتماع و حتی هر رابطهای دوام بیاره و به حریم طرف مقابلش احترام بذاره ولی زیر یه سقف و با همسرش ... گمونم این اندازهها باید دقیقاً یه اندازه باشن تا مشکلی پیش نیاد.
اینا رو منِ بیتجربه میگم،تا نظر باتجربهها چی باشه؟!
Heyf ke inaro dir mifahmim, kheili dir ...
یکی از فامیلای ما بعد 3 تا بچه و 18 سال زندگی مشترک هنوز هم در یک بشقاب غذا می خورن
جانا سخن از زبان ما میگویی! فک کن من چه حرصی میخورم این عروس و داماد خونمون از این اداها در میارن تو یه بشقاب که غذا نمیخورن اما هی این واسه اون غذا میکشه این یکی لقمه میگیره و .....
در مورد حریم خصوصی واقعیت اینه که مرز بندی کردن و نهادینه کردنش تو رابطه یه جوری که نه سیخ بسوزه نه کباب تجربه میخواد. واسه خود من طول کشید تا خیلی چیزها رو یاد بگیرم. مشکل اینجاست که ما داشتن حریم خصوصی رو به معنای غریبه دونستن طرف مقابل میدونیم.
این تیکه حمام رو خوب اومدی کیوان:)
دقیقا حرفی که به الناز میزنند را به منهم میگن.چرا؟چون هر شب همزمان با هم نمیریم تو رختخواب و تو مهمونی مث این مرغ عشقا نوکمون تو نوک هم نیس و وقتی میریم تو یه مهمونی عین دوقلوهای افسانه ای دستامون تو دست هم نیس و چون ...
بعد به این نتیجه میرسن حضرات که ما اصلا نرمال نیسیم!!!
اول از همه تسلیت میگم در گذشت ایت الله العظمی منتتظری رو به همه ملت ازادیخواه جهان و ایران عزیز......
یکی از عزیزان گفته بود که یوزرنیمو پسووردش به عمشم نمیده چه برسه به پارتنرش"
موقش برسه دو دستی اونم نخواد تو خودت میبری میدی در ضمن پارتنر که هیچ به عمه ی پارتنرم میدی.
این حریم خصوصی که گفتی یاد قسمتی از فیلم دایره زنگی انداخت منو که یه جاییش اون پیرمرد به باران کوثری میگه
میدونی حریم خصوصی افراد تا کجای؟
بعد خودش جواب میده تا پشت در اتاق همسایه،
که شما حریم خصوصی خرشون و تا در دستشویی یوزرنیمو پسوورد میدونی.
تازگی ام زدی تو کار خر؟
با پاراگراف آخرتم که تجاوز شرح دادی حال کردم.
ولی اگه کسی قبول نکرد که تجاوزی که تو میگی تجاوز نیست مثل یه نفر(یه مسوول(هههههه)) گاز نگیری اون شخص و سعی کن قانش کنی.
میخواستم بعد لیلا نفر 13 باشم که کامنت بذارم ولی به قول لیلا حسش نبود، الانم نیست.
من اصن میگم بیاین بی خیال پارتنر ،دوست ،همسر ،نامزد بشیم ،خودمون باشیم و پرایوسی مون ،چطوره ؟ :دی
به نظر بنده، دخالت در حريم شخصي افراد در اولين وهله توسط خودشان كليد زده ميشود. فرد در رعايت حريم ساير افراد، اهمال هاي نابخشودني انجام مي دهد و صد البته بسيار نابجسات كه انتظار حفظ پرايوسي خودش را داشته باشد. نمونه ي ديگري از زمينه هاي وقوع مشكلات اينچنيني اينست كه ما انسان ها گاهي اوقات مي خواهيم نشان بدهيم كه خيلي فداكار هستيم و هرچيزي را حاضريم فدا كنيم اما به جاي فدا كردن رفتارهاي نامناسبمان، حريم خصوصيمان را فدا مي كنيم.
مشکل اینجاست که تعریف حریم شخصی هم شخصیه و وای به حال روزی که هر کس بخواد تعریف خودشو به اون یکی غالب کنه.به هر حال من یه تجربه موفق سراغ دارم که دو نفر با داشتن پسورد هم بازم به حریم همدیگه به اندازه کافی احترام میذارن،به نظرت این چه توجیه ایی داره؟
*******************************************************************
k1: ميشه شما توضيح بدين چرا دو نفر بايد پسورد ايميل همديگه رو داشته باشند؟ آيا اين دليلی بر عدم اطمينان به همديگه نيست؟!
در خاندان پدري ِ ما نوعروس و تازه دامادي (پسر عموي بنده) هستند كه از ميوه پوست كندن و پرتقال پر كردن واسه هم تا بشقاب غذا و سالاد مشترك چيزي براي هم كم نميذارن.
و در نهايت تاثر و تاسف هر وقت نيستن پشت سرشون از اينكه اين حركات جلف چيه و اينا مسخره بازيه حرف زده ميشه
اما من هميشه مخالف اين حرفها هستم ... كه اگه قراره چند سال بعد همون قضيه تشكهاي مختلف و كم شدن هيجان بوجود بياد چرا اينا نبايد توي همين چند وقت لذت ببرن از زندگيشون؟
تخت گاز رفتن رو قبول ندارم ولي به نظرم اينطور رفتارها اگر واقعي باشه پايه هاي زندگي رو محكم ميكنه.
اما قضيه پرايوسي خيلي پيچيده تر از چيزيه كه در موردش قلم زدي كيوان جان
اگر حفظ پرايوسي باعث بشه آدم دچار ابهام و شك بشه كه فايده نداره... اون خطوط قرمز رو كاملا قبول دارم و بحثي توش نيست اما هر كس خط قرمز خودش رو داره.
كاش بيشتر ميشد در موردش بحث كنيم ... نظرات بقيه برام جالب بود
آي گفتي ..... بابا جان مادرتون بي خيال شين گذشته و حريم طرف مقابلتون رو...... انقدر نرين توشيكم همديگه و لاو بتركونين و آخر سر به قول بچه ها گفتني 6 ماه بعد كون به كون بخوابين ....
همه چيز رو همون اول رو نكنين » همه جك هاتون رو تعريف نكنين يه مديريتي داشته باشين تو ابراز احساسات و عواطف كه بعد از 6 ماه ديگه حرفي براي گفتن و كاري براي كردن داشته باشين
البته چون من چزو اون دو نفر نیستم نمی تونم دلیل این کار اونا رو بدونم ولی اینجوری که می بینم به دلیل اینکه اونا تو زندگی مشترکشون چیزی که بخوان طرف مقابل ندونه ندارن از ایمیل های همدیگه هم استفاده می کنن و البته این نه برای دونستن اینکه کی به طرف مقابل ایمیل میده هست بلکه فقط به نظر دوتا آدمن که چون خیلی به هم نزدیکن مثل یه نفر با دوتا ایمیل و در نتیجه دوستای بیشتر میشن!البته کاملا با حفظ حریم های طرف مقابل.
**********************************************************************************
k1: خانوم دكتر من اصلاً توجيه نشدم. اميدوارم كه شما به حرفی كه ميزنيد اعتقاد داشته باشيد. مثلاً اگه شما به خانومی كه دوستت هست ايميل بزنيد بايد كاملاً اين مورد رو در نظر بگيريد كه همسر ايشون كه اصلاً هم با زنش مشكل و اختلافی نداره ئ هيچ حريمی هم توی اين مورد ندارند، ولی ميتونه و مجازه كه ايميل شما رو بخونه؟! بياييم قضيه رو جور ديگهای ببينيم
......
......
اصلاً بر فرض اون خانوم و آقا دوست دارند كه حريم خصوصی برای همديگه نداشته باشند. ايميلی كه شما برای دوستت ميزنی مگه جزيی از حريم خصوصی شما نيست؟! آيا شما دوست داري ايميلی كه ميزنيد رو همسر دوستتون بخونه؟! ميخواهيد بگيد اون وقتی ببينه ايميل از طرف شماست ايميل رو باز نميكنه. مگه اون دو نفر تموم دوست و آشناهای هم رو میشناسند؟! يا فقط دوستانی مجاز هستند برای اون خانوم و آقا ايميل بفرستند كه هر دو طرف اونها رو بشناسه .... آيا شما حتی برای انتخاب سابجكت ايميلتون هم مشكل پيدا نمیكنيد؟! مثلاً توی سابجكت میتونيد بنويسيد ... خريد سـ.ـوتيـ.ـن؟! شايد مثال خيلی بچگانه باشه ولی فكر ميكنم متوجه هستيد كه منظور من چيه.
یه بار که با پارتنرم بودم بهش گفتم: می گی کیا بهت اس ام اس زدن؟! اونم خیلی جدی و محترمانه گفت: نه. پرسیدم: چرا؟ نمیخوای من بدونم؟ گفت: نه. برای اینکه بعضی چیزا پرنسیپ خودشون رو دارن .. از اون روز فهمیدم که بعضی چیزها رو نمی شه قسمت کرد. حتی اگه یک زوج خیلی هم رابطه خوبی داشته باشن. وارد بعضی حریم ها نمی شه و نباید شد.
اینی که نوشتی واقعنی بود؟؟؟ یعنی دیدی همچین چیزی ؟؟؟ البته منم دیدم ولی اینجوریشو نه خب !!! بعد راستی اونا روشون میشد جلو همه تو یه بشقاب غذا بخورن ؟؟؟؟ میدونی یه خرده گنگ بود نیستن این رابطه ها کم میبینم . اینکه کمن خوبه ...
یادمه خیلی کوچیک بودم فیلم شهر قصه رو داشتیم دیگه انقدر دیده بودم یاد گرفته بودمش میخوندمو یه پیرهن کوتاه_ قرمز داشتم میپوشیدم و میرقصیدم یکی از برادرامم واسم ضرب میزد بردی منو به کجاها مستر کیوان ....
بعد من کلی واست غصه لب تاب خردم باور کن . بعدترشم اینکه من همینجوری یهویی از همه جات نوشتنتو دوس دارم اصن .
ای آقا... بیایید و یه کم در احوال آدمهایی که اندازه حریم شخصیشون برابر با ابسیلونه غور کنیم!
اصولاً بین آدمهایی که حرف تو دهنشون نمیمونه (جسارت نباشه یعنی میخوان بمونه اما به معنای واقعی کلمه نمیتونن! اصلاً رفته تو ژن هاشون!) میشه چندتا نمونه انسانی، با حریم شخصی ابسیلونی پیدا کرد.
فکر کنم کافیه آدمها با حریم شخصی ابسیلونی یه جفت عین خودشون پیدا کنن تا بتونن بدون اینکه داستان به اطمینان و اعتماد ربطی پیدا کنه، یه زندگی کاملاً بشقاب یکی و خوب تشکیل بدن، و درست در جهت مقابل برای من و حریم شخصیم، زندگی بشقاب یکی محال و دور از ذهن باشه.
راستي يه ضرب اامثل بي تربيتي:))
6 ماه اول آشنايي لب رو لب ببوس ببوس
6 ماه دوم آشنايي ... تو. ... بكن بكن
6 ماه سوم آشنايي كون به كون بگوز بگوز
سلام. چون وبلاگ شما از وبلاگهای محبوب منه. با اجازه تان من لینکتون کردم.
خوشحال می شم نظرتون رو بدونم راجع به وبلاگم.
*********************************************************************
k1: چشم.
به نظرم حریم خصوصی هر کسی تو شورتشه!!!!!!
((((یکی میگفت به موقش حریم خصوصیتو دودستی تقدیم طرف مقابل میکنی ...)))
چیزی خصوصی تر ازین نیست که نیست آقا جان
شما ظرف سه صوت واسه طرف مقابل اگه اراده کنین شلوار که هیچ شورتتونم در میارین
اونوقت باید لنگ پسورد باشیم؟؟؟
قضیه اینجاست!!!!
-----------------*******************-----------------------
من آدمی نیستم که مسئله خصوصی داشته باشم
یعنی.. کلا آدم پیچیده ای نیستم
ولی با حد و مرز موافقم
فقط حد و مرز
******************************************************************************
k1: خوش بحالت! جداً آدم غبطه ميخوره به آدمهايی مثل تو ... برو كه همين اين دنيا رو داری و هم اون دنيا رو. راحتی و فارغالبال!!!
جوابت شوخی بود یا جدی؟ ؟؟؟
***********************************************
k1: وقتی حریم خصوصی کسی فقط توی شورتش باشه جواب منهم کاملاً جدی بود.
یلدا یعنی یادمان باشد زنگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت....
یلدا پیشا پیش مبارک باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد
---------***********----------------
راستی کیوان از قدیم گفتن....
هندونه بیار قاچ کنیم
لپیتو بیار ماچ کنیم..
راجع به یلدا نمینویسی؟
منکه امسال رژیمم....
خیلی ناراحتم هیچی نمیتونم بخورم....
-----------**********--------------
یه سوال بی ربط: راستی چیزی کم کردی؟ با رژیم یا با اسپشال کی؟ یا هر چیز دیگه؟؟؟
به نظر من رعایت حریم خصوصی یه چیزه و اظهار علاقه کردن و به قول شما لاو ترکوندن توی جمع یه چیز دیگه.البته قدیمیها این چیزا رو نمی پسندیدند و جلف بازی می دونستند که به نظر من اونم از حسودیشون بوده !ولی شما دیگه چرا؟ به نظرم این کارها به بهتر شدن و گرمتر شدن روابط خیلی کمک میکنه.حالا خوبه مثله بعضیها که حتی وقتی می خوان برن سفر هم روشون نمیشه همدیگرو بغل کنند و ببوسن! شما هم بیا یه ذره تو این زمینه فرهنگ سازی کن والا جای دوری نمیره!
پسورد داشتن ، خيلي زياد توفير نداره با سوال مكرر پرسيدن كه فلان روز كه فلاني رو ديدي چي بهم گفتين ، ديروز كه رفتي مستراح ، راحت اومد يا سخت بهت گذشت .
اينا هم كه ميبيني سره سفره قاشق چنگال ميكنن تو حلق هم ، از نظر منه مجتهد نشانه بي ظرفيتي و خامي محضه ....... چرا كه نيچه ثابت كرده اينجور آدما شيش ماه بعد چنگال ميكنن اونجائي كه نبايد بكنن ( چقذه دردناك ميشه )
یلدا بر شما مبارک :)
سلام.ممکنه لطفاً در مورد "حسی برای ارضا نشدن" بنویسی؟این پیشنهاد نیست.خواهشه.نیاز دارم.
***********************************************
k1: متوجه موضوع نشدم.
کاملا موافقم... تکبیررررررررررررررررررررررر
حالا مثلا دادن يا ندادن پسورد چه ايرادي داره
والا من اصلا برام مهم نيست
به شخصه پسورد خيلي از دوستام رو دارم و پسورد BFم ولي هيچ اتفاقي نيوفتاده و اصلا قرار نيست بيوفته
البته پسوردش رو يه بار كه خودش نتونست ان شه و منتظر يه ميل مهم بود بهم داد كه به جاش چك كنم و بعد اون هم هيچ وقت پسش رو عوض نكرد
به نظر من اصلا اهميتي نداره
من به شخصه حاضرم با هر كي دوست پارتنر همسر شدم هر وقت خواست پسوردمو بهش بدم
ادم مگه تو ميلش چي مي تونه داشته باشه كه بخواد تو رابطه ش تاثير بذاره
مرسی برای موضوعاتی که مطرح می کنی!
من که هیچ وقت اطلاعات شخصیم رو به هیچ فردی نمی دیم !!
نکته مهم اینه که پسورد به چه دردی می خوره ؟
1- فرد می تونه اطلاعات و ایمیل های قبلی اون بابا رو زیر و رو بکنه، که خوب این از پایه مشکل داره و اصلا قابل قبول نیست ، گذشته ی هر کس به خودش مربوطه.
2- هدف اینه که مسائل روزمره رو زیر ذره بین بزاره!
که این هم از نظر اخلاقی درست نیست.
در کل قشنگی زندگی به اینکه همیشه یه چیزی برای خودت داشته باشی که تو تنهایی باهاش حال کنی....
man tanha be farazhayee az name Nader Ebrahimi be hamsaresh eshare mikonam, va inke one hundred persent bat movafegham :
عزیز من!
دو نفر كه عاشقاند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.
عشق، از خودخواهیها و خودپرستیها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .
من از عشق زمینی حرف میزنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یكی در دیگری.
عزیز من!
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .
بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.
بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم.
بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .
بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.
بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .
اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .
سخن از ذره ذره واقعیتها و حقیقتهای عینی و جاری زندگی است.
بیا بحث كنیم.
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.
بیا كلنجار برویم .
اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.
بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگیمان را، در بسیاری زمینهها، تا آنجا كه حس میكنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی میبخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.
من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.
بیآنكه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .
عزیز من! بیا متفاوت باشیم.
به نظر من نبايد زياده روي تو كار باشه.توي هر چيزي زياده روي باشه هم از مزه ميوفته هم گاهي اوقات باعث درد سر.
چه لزومي داره كه تو يه بشقاب غذا خوردن يا به هم چسبيدن لازم نيست.همين كه توي جمع هواي همسرت رو داشته باشي خودش كليه.
تصميم با خودتونه.هر چي خودتون صلاح بدونيد
چه جالب , مثل داستان زندگی من و نامزد 5 تا قبل از اینم بود.که همه چیز رو تو دهن هم میکردیم و اگه خونه ما بود دستشویی هم باهم میرفتیم. ولی بعد 6 ماه دقیقا وقتی که 2 هفته بعدش باید میشستیم و بع بع میکردیم. جوری از هم جدا شدیم که هنوزم که هنوزه بعد از 2 سال درگیره دادگاهیم. یه روز اونا شر خر میگرن مارو بزنه, یه روز ما ....
آخرین بار اونا ماشین منو آتیش زدن. منم دره خونشون رو...
به این میگن عشق.
اینا تو دهات های کردستان اتفاق نیوفتاده. همین جا زیره پوست شهر و تو خیابون شریعتی
و جالب اینجاست که بعد از این همه دعوا یه روز که میخواست بره خرید زنگ زد با هم رفتیم.
الان تو فکرشم که تا خوب شدم. یه روز برم ساختمونشون رو آتیش بزنم.
نمیدونم چرا شماها میخواین که همه مثل شما فکر کنند؟چه اشکالی داره که ادم از تو بشقاب همدیگه غذا بخوره؟اصلا به کسی چه ربطی داره؟توی همه جای دنیا روابط همینجوری.از نظر روانشناسی هم کاملا طبیعی.من ادم هایی میشناسم که الان پیر شدن و هنوزم مثل دوران نامزدیشون با هم خوبن.اتفاقا من از این روابط سرده زن و شوهر های ایران متنفرم.مثل دو تا دوست با هم رفتار میکنن.کجای دنیا روابط اینطور مثل ایران سرده؟شاید چون اینطوری با کلاس تره؟شما ها که نسل جدید هستید و دم از دموکراسی و احترام به حریم خصوصی افراد میزنیدخودتون هم اینکار رو انجام بدید و تمرین کنید که به کار کسی کاری نداشته باشید.چون مثل شما رفتار نمیکنند معنی اش این نیست که اشتباه میکنند.به نظر من ادم باید احساساتش رو نشون بده و خیلی احمقانه است که ادم احساساتش و توی کل روز سرکوب کنه و فقط بذاره اخره شب که اونم شاید حال نداشته باشن .اینطوریه که بعد از یه مدت روابط سرد میشه.علت خیلی از طلاق ها توی ایران هم همین بدوخوب های الکی و حجب وحیا و این مسخره بازی هاست.کسی که هر روز خونه مادر شوهر و مادر زن و فامیل و.... چون جلوی دیگران بوس بده محبت کردن زشته یوا ش یواش از زنش دور میشه و کار به جدایی میکشه.من توی کشورهایی که تا حالا رفتم بارها پیرزن پیرمردهایی دیدم که توی پارک دست هم و گرفتن و با هم را میرن و حرف میزنن.من واقعا لذت میبرم.اما توی ایرانهیچوقت همچین چیزی ندیدم؟همه اش هم مال این بد و خوب کردن های مسخره اس.
سلام. یه کوچولو دیر مطلبتو خوندم.ولی نظرمو میگم.بعضیاشو موافقم بعضیاشو مخالف.همیشه اعتدال حرف اولو می زنه.به قول شاعر رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود.محبت و لاو ترکوندن باید باشه حتی در جمع که ایرانی جماعت اونو سبکی می دونه؛ولی متعادل؛اینجوری از دوام رابطم کاسته نمیشه.هیچی مثل محبت نمی تونه آدمارو به هم نزدیک کنه.در مورد حریم هم باید باشه ولی قبل از اینکه به این فکر کنیم که مخالفت کنیم با خواسته طرف در مورد رو کردن حریمممون یا نه,طرف با این سؤالش بی فرهنگی نفهمی خودشو رسونده و جای بحث دودلی در مورد جوابو نداره.پس بهتره خودمونو اذیت نکنیم.
بعضی وقتا هم گفتن این عزیزم عزیزم های وقت و بی وقتشون که گوشت تن آدم را میریزه. جوانی کجایی که یادت بخیر. هر چند جوونی هامون هم ....