جمعه، ۲۰ آذر ۱۳۸۸

k1-jengir.jpg کوروش نریمانی کارگردان موفق تئاتر جن‌گیر میگه: من ترجیح می‌دم کارم لاله‌زاری باشه تا اینکه اثری باشه که آن را نفهمم (یا مخاطب اون رو نفهمه و درک نکنه).

از اینجا به بعدش رو کوروش که نه، من خودم میگم! خب من نمی‌دونم مگه تئاتر لاله‌زاری چه ایرادی داره که باید به نریمانی و جن‌گیرش این همه انتقاد بشه؟! مگه غیر از اینه که تئاترهای لاله‌زاری که دیگه این روزها در و پیکر همه‌شون هم متاسفانه تخته شده جزیى از فرهنگ و هنر نمایش ایرانی هستند؟! من که خودم به شخصه با داستان‌ و نمایش‌ و فضاهای ایرانی خیلی بیشتر حال می‌کنم تا نمایش‌ و فضاهای خارجی و بیگانه.

قطعاً جن‌گیر تئاتری نیست که برای ما ایرانی‌ها غریبه باشه چون حضرت جن! قرن‌هاست که با سنت و فرهنگ و البته دین و مذهب و آیین ما پیوند سفت و محکمی خورده و از قرار معلوم ول‌کن ماجرا هم نیست. ظاهراً به صرف صنعتی‌شدن زندگی‌های امروزی، نمیشه از داستان‌ها و واقعیت‌هایی که جن در اون حضور ثابت و فعال داره چشم‌پوشی کرد. شاید هیچ‌کدوم از مادربزرگ‌های ما نباشند که داستانی از جن و دعوت‌شون به مراسم عروسی و زایمان‌شون رو بیاد نداشته و برامون تعریف نکرده باشند.

بهرحال کوروش نریمانی، ژاله صامتی و سیامک صفری چهره‌های کاربلد و نام‌آشنایی هستند که حضورشون در هر نمایشی می‌تونه اون کار رو دیدنی و پُرمخاطب کنه. اینبار هم توی این سرمای زمستون، تماشاچی‌های تئاتر به سالن قشقایی میان تا بازی خانوم صامتی و سیامک صفری رو ببینند ولی بنظرم اینبار فروغ قجابیگلی در نقش مرمر و هوتن شکیبا در نقش منگنه (جن‌هایی که زن و شوهر هستند) بقدری خوب و پخته و حرفه‌ای بازی کردند که سایه‌ی یلندی میندازند بر روی اسم‌های معروف‌تر این نمایش.

جن‌گیر هفته‌ی آخر اجراش رو توی مجموع سالن‌های تئاترشهر پشت‌سر میذاره. تئاترشهری که از بس در و دیوارش ترک خورده، عن‌قریبه که خراب بشه و بریزه روی سر و کله‌ی اهالی تئاتر تا این تنها دلخوشى تئاتردوست‌ها هم به فنا بره تا خیال همه دیگه راحتِ راحت بشه. از دید من، ارزش‌ش رو داره تا دَم دوست و رفیقی رو ببنید تا اونهم مرام بذاره و یه روز بعد از اینکه نهارش رو خورد از ساعت دو بره توی صف بیایسته تا بتونه بلیط ساعت 5 یا 7 عصر جن‌گیر رو براتون بگیره. من که هنوز دو سه تا از این دوست‌های بامعرام و فرهنگی و هنردوست برام باقی‌مونده که امیدوارم نسل‌شون مثل دایناسورها منقرض نشه که اگه اینها نبودند، نمی‌دونم چه جوری میشد با این سیستم سخت و زمان‌بَر و غیرمنطقی و با عرض پوزش از تمامی اساتید و دانشمندان در مجلس باید بگم تخمی تئاترشهر، بلیط تهیه کرد و تئاتر دید.

۲۷ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

خودم که تئاتر نمیرم اما اگه خواستی میتونم بلیط برات بگیرم.. همکارهای من هر هفته یه برنامه تئاتر دارن ونوبتی یکی میره بلیط میخره بخوای میگم برات بگیرن. بی تعارف
************************************************
k1: اگه همکارهات خانوم هستند من رو بهشون معرفی کن که دیگه خودت هم توی زحمت نیوفتی من خودم با اونها میرم!

دنیا

حالا هی یک برنامه به کارهای من اضافه کن با این وقت کمم!!
************************************************
k1: تا تو بیایی نمایش تموم شده.

اتفاقاً منم کارهایی که فرهنگ ایرانی به خصوص فرهنگ قدیم ایران رو نشون می‌ده خیلی می‌پسندم و دوست دارم به نسبت کارهای به اصطلاح روشنفکری!

یعنی ارزش وقت گذاشتنو داره تو این سرشلوغی؟! یه ‌وقت نریم ببینیم شبش جنا بیان سراغمون!
(هرچند تجربه ثابت کرده کیوان یک سوم هیچوقت پیشنهاد بد به کسی نمیده!)

دنیا

اما حسرتش مثل باقی چیزای دیگه همیشه واسم باقی می مونه! :-(

خوب این ذم شبیه به مدح بود یا مدح شبیه به ذم؟!!خداییش تو این مملکت یه جا رو اسم ببر که این سیستم نامبرده ی شما اونجا خود نمایی نکنه.منم به عنوان جایزه بهت هر ماه یه بلیط تیاتر جایزه می دم.

دل گریخته

مرسی

کیقباد

آقا شدیم عینهو پیرمردا ، که همش خاطره میگن و همش خاطره ی دوران سربازی .
شما میگین ف ، ما می ریم تا فرحزاد !
اینا رو گفتم که بگم این بحث تیاتر شهر و ... ما رو به فرحزاد نبرد ، برد به عشق آباد . نه اون عشق آبادی که اسم سابق پایتخت ترکمنستان بود و حالا شده آستانه . اون عشق آبادی که اسم تیاتر داود میرباقری بود .
و چه عشق آبادی بود و چه کردند پرویز پرستویی و ماهایا پطروسیان و سیروس گرجستانی و رسول نجفیان و ...
و چه کرد داود میرباقری .
یادتون هست ؟ همین دیروز بود . گمانم هفده هجده سال پیش ! و شاید کمتر . یادم نیست . پیر شدیم دیگه .

لیلا

بسم‌الله :دی

چشم ! حتمن معرفی میکنم خانم هم دارن توی تیم فرهنگیشون. کلی کار فرهنگی میکنن. باشگاه کتاب خوانی دارن. جلسات تحلیل کتاب های جعفر مصفا دارن و ....
***********************************************
k1: کار غیر فرهنگی چی؟ اونهم میکنند؟!

mahsan

من میخواام برم ببینم ولی هیشکی نیس منو ببره××××

Az

دنیا جون حسرتش را منم میخورم چون این اتفاقا فقط مال پایتخته
**********************************************
k1: تو مگه کجایی؟

نقدهاشو که تو مجلات و روزنامه ها خوندم خوب تعریف شده از این کار.

محمد

آقا شما که خودت قند و نباتی، اینترتری، چرا اینترنتی خرید نمی‌کنی؟ فقط سختیش اینه که نیم ساعت قبل از شروع کسی باید فداکاری کنه و همراه پرینتی از خرید اونجا باشه، من یه ربع قبل شروع هم رفتم و بلیطو گرفتم. نو پرابلم!
بعدش هم این که بیضایی و چه می‌دونم رادی و... هم تئاتر ایرانی کار می‌کنن ولی لاله‌زاری نیستن و هیچ عنصری از لاله‌زار قرض نمی‌گیرن! این سیامک صفری هم هرچقدر سر رومولوس دل ما رو برده بود سر جن‌گیر پس داد! ولی کاش این تئاتر لاله‌زاری بود تا بیشتر می‌خندیدیم، به اندازه 5تومن نخندیدیم ما که!
************************************************
k1: خب معلومه این محمد آقا تئاتر ببین حرفه ای هستش ... والله من از طریق سایت چندین بار تست کردم اینترنتی رزرو کنم ولی موفق نشدم تا حالا.

نیما

site ش چی ؟ که بشه انترنتی رزرو کرد ؟

سلام
**************************************************************
k1: http://www.gishetheater.ir/

فرشته

منم هفته پیش اینتر نتی خریدم. برای بلیط خریدن اینترنتی از گیشه با اینترنت اکسپلور سایت و باز کن با فایر فاکس معمولا جواب نمیده

نفیسه

بسم الله ارحمن الرحیم... والله هرچی فکر کردم دیدم هیچ کدوم مادربزرگ‌هام بین داستانهاشون از این ماجراهای 16- واسم نگفتن! قربونت یادآوری کردی، یادم باشه ازشون بپرسم.

محمد

آقا ما مخلصیم. آره گاهی گیر داره این خرید اینترنتیش. خرید با کارت پارسیان که مصیبت عظماست، یکی در میون با کارت پاسارگارد می‌شه خرید کرد، اما با کارت سامان فیش ثانیه خرید انجام می‌شه.

Az

من سر پل خواجو منتظرتم:دی
*********************************************************
k1: وايسا ميام.

درنا هستم

به مدد فرهنگ غني و پخش بي شائبه اون تو كل كشور بايد بگم كه اين متنا و اين حرفا به گروه خوني منو امسال مني كه بهمون مي گن شهرستاني (!!!) نمي خوره -حالا فرقي هم نمي كنه شيراز باشه ... اصفهان ... تبريز يا هرجاي ديگه- كه حتي اگرم مي خورد خون ما رو كردن BA كه با AB تهروني ها قاطي نشه خداي نكرده.
ايران تهرانه و بس! گور باباي بقيه.....

كيقباد

البته كه ما هم مث خانم درنا هستم ! شهرستاني هستيم و لاجرم از هرگونه امكانات فرهنگي و غير فرهنگي كه در تهران موجود است محروميم اما ...
اما بايد به تهراني ها گفت الحق كه هر چي امكانات دارين خوش حلالتون .
از حق نگذريم . اين روزها اين تهراني ها هستن كه هستن يا بيشترتر هستن !
بد ميگم ؟

كاني

درنا راست ميگه آرزوي ديدن يه تئاتر موند رو دل من تهران هم كه ميايم بيشتر از م آزادي راهمون نميدن

آفتاب

هی یره کیقباد، مویم همیره موگوم.

Az

نه بابا تیارت نخاستیم. عوضش یه کم دود و دم و اعصاب خوردیو ترافیک کمتر.تنت سالم باشه کیقباد جان غذای روح را میخوای چیکار برادر؟؟؟!؟!؟!

نفیسه

!!! پست خود گول زدن کی غیب شد من نفهمیدم؟!!!
ای بابا امان از این حذفیات که هر چی حذف شده جاش یه درد سبز شده به همان اندازه و در جهت مخالف.

سلام. مدتهاست وبلاگتون رو می خونم. بعضی از پستهاتون برام خیلی دوست داشتنیه.... توجهتون به تئاتر هم برام جالبه. یک پست راجع به همین نمایش دارم.... خوشحال می شم بواسطه رشته و شغلم ، اگه برای انتخاب نمایش ها با تردید مواجه بودید کمکتون کنم.
موفق باشید و همیشه شاد.
***********************************************
k1: ممنون از لطف‌ت. چشم حتماً وبلاگت رو میخونم تا ببینم برنامه‌های تئاتر چی‌ها هست و نظرت در رابطه با نمایش‌ها چیه. فقط کاشکی در رابطه با رشته‌ى تحصیلی‌ت هم مینوشتی. احتمالاً تئاتر خوندی درسته؟!

خواننده قدیمی هر روزه !

کجایی ؟ دلم لک زد برای خوندن یه پست جدید باحال !

ارسال نظر