گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
در سرزمينی زندگی میكنيم كه همه راننده تاكسیهاش، همهی همهشون، زرد و نارنجی و سبز و خطیهاشون، بدون هيچ استثنايی يه روز گرم تابستونی يه خانوم خيلی خوشگل و سانتیمانتال رو سوار میكنند. يه خانوم خيلی شيك و پيكی كه كلی هم چُسان فِسان كرده بود و بوی عطرش آدم رو مست میكرده و اون رو تا دَم خونهش كه اون بالا بالاهای شهر، يه جايی توی خيابون فرشته، زعفرانيه، آصف، الهيه، ولنجك يا شهرك غرب بوده میبرن. موقع پياده شدن، خانوم از راننده تاكسی درخواست میكنه كه كمكش كنه تا بار و بنديلش رو ببره توی خونه. راننده تاكسی ماشين رو پارك میكنه و ميره تو حياط خونه. خونه رو كه میبينه سرش گيج ميره. خونه نگو، كاخ بگو. باغی و گل و گياهی و استخر و فوارهايی. خانوم تعارفش میكنه و راننده تاكسی ميره توی خونه. خونهيی دوبلكس با سقفهای بلند و آنچنانی كه تا حالا توی خواب هم نديده بود.
خانوم از راننده تاكسی تشكر ميكنه و ازش میخواد تا روی مبل بشينه تا براش آب ميوهیی بياره تا خستگیش دربره و راننده گيچ و ويج و همينجوری مات و مبهوت در و ديوار رو نگاه میكنه كه يهويی میبينه خانم با يه لباس توری و خيلی نازك بدننما كه تموم تَن و جونش معلومه با ليوان آب پرتقال و يه لبخند با معنی بالا سرش واستاده. راننده خودش رو جمعوجور میكنه و خانوم میشينه كنار راننده و آروم دستش رو ميذاره روی پای راننده تاكسی و بهش ميگه كه از مردی و مردونگیش خيلی خوشش اومده و حالا هم ميخواد باهاش رابطه داشته باشه و ....
همهی راننده تاكسیهای خسته اين شهر خاكستری، همهی همهشون، زرد و نارنجی و سبز و خطیهاشون، بدون هيچ استثنايی به اينجای داستان كه ميرسن از توی آينه وسط عقبشون رو نگاه میكنند و يه دندهی معكوس به ماشين ميدن و رو میكنند به تو و ميگن: زير لب اَستَغفُراللهی گفتم و بدون اينكه نگاش كنم به شيطون لعنت فرستادم و سَرم رو انداختم پايين و گلهای قالی رو نگاه كردم و بهش گفتم، آبجی آخه من زن و بچه دارم و بدون اينكه حتی شربتم رو هم بخورم از خونه زدم بيرون ... دو دقيقهی بعد دوباره رو میكنند بهت و ميگن، حتی كرايهش رو هم ازش نگرفتم.
من یه آرایشگر می شناسم که اتفاقا خونه اش شهرک غربه. شوهرشم از قضا راننده تاکسیه. اما زنش با لطایف الحیل چنان افسار شوهرش رو محکم نگه داشته که بعید می دونم جز «همه ی راننده تاکسی ها» باشه.طوری که به قول خانم آرایشگره شوهرش شبها براش بال بال می زنه....
ایول به شرف همهی رانندگان تاکسی :))) از شوخی گذشته، ایول و صد مرحبا به تو با لینک دانلود ترانهی فوقالعاده زیبای "محاکمه در خیابان" از اون موقع تا حالا یک بند دارم بهش گوش میکنم، حتی الان در حال نوشتن کامنت:
بگو که از کدوم طرف میشه به آرامش رسید، وقتی تو چشم هر کسی راه فریبو میشه دید...
صدای این بشر چقدر روی این ترانه عالی نشسته یا شایدم برعکس! ترانههه روی صدای او عالی نشسته. آهنگش هم که منو کشت! بازم ممنون.
اینا همش توطئه ست، از در دوستی باهات در میان و تو عالم مرام و رودربایسی و عرفان آسمانی و حضرت یوسف.... کرایه رو دولا پنج لا باهات حساب میکنن،تو نمیتونی چیزی بگی
این همونه که من خونه شراگیم تعریف کردم .نه؟ کسی که ایده برادر مومنش را بدزدد انگار گوشت زنده و شق و رق همان برده را خورده .
****************************************************************
k1: روزبه ... روزبه ... دروغ چرا؟ خدا شاهده ميخواستم همون اولش بنويسم تقديم به روزبه عزيز ولی گفتم شايد سوء تفاهم ايجاد بشه و همه فكر كنند تو تاكسی داری و مسافركشی ميكنی. قرار شد يكی اين موضوع رو بنويسه خب ديدم دو دوازده روزه گذشته و تو ننوشتی منهم با نامردی ايدهت رو دزديم ... وای روزبه خدا از گناهان من بگذره .... راستش همين الان هم حس ميكنم يه تيكه گوشت دراز و كلفت و همچين شق و رق كه نمی دونم مال كدوم يكی از اعضاء و جوارحته زير دندونهام داره چرق چرق صدا ميكنه .... ولی روزبه طعمش همچين بد هم نيستهااااا. داره خوشم مياد ازش!
و ايضا" روياي خيلي از كاركنان شركتهاي آب و برق و گاز ( كنتور خوانها ) كه كنتور خانه هاي مثلا كلاس بالا را قرايت ! ميكنن كه خانم دعوتشان كرد توو خونه و شربتي و در كردن خستگي و ...
با اين تفاوت كه بر خلاف راننده هاي تاكسي ، اين برادران ! هم شربت را خورده اند و هم ...
البته فقط توو همون خواب و رويايي كه مدتهاست منتظرند به واقعيت بپيوندد .
و ما هم كه البته بخيل نيستيم و آرزو ميكنيم روياي همه ي خلق الله بويژ خلق زحمتكش راننده تاكسي و جماعت كنتور خوان و غيره ، سرانجام يك روز به واقعيت بپيوندد انشالله .
ای بابا
این روزا که دیگه لطف و عنایت تبدیل شده به خشونت و ربایش سانتی مانتالا
-------***********---------------
از قشر تاکسی منتفررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم
-----------*********---------------
من هفته پیش اومده سر خیابونمون تاکسی برای 1 چهارراه پایینتر سوار شدم برم سر کارم
یه آقای ...به چشم برادری (( گوشت)) تو همون یه چهاراره پیچید تو یه فرعی... از فرعی میگفت مسیرت همین ور بود دیگه؟؟؟ منو که می خواست ربایش بکنه که هیچ......
فکر کنم به اینم کرده بود که چقدر بچه های منو اون قشنگ میشن... ( آخه دل نخواد بلوزو شلوارو سوتین و همه چیشو کنده بود 3 ثانیه ای( فکر کنم تو سربازی فقط همین سرعت عمل و یاد گرفته بوده )
خدا کلی ( 6 بار تکرار شود)
به من رحم کرد
باورت نمیشه... تا محل کارم چشام سیاهی میرفت و دست و پام شل بود
----------*******----------
ما که ازین تاکسی ها خیری ندیدیم
---------*********----------
یه باره دیگم
من خواستم برم سر کار
پدرم 10دقیقه 5 دقیقه زود تر از من رفت سر کارش
من سر خیابون منتظر تاکسی بودم.. که عقب پر بود رفتم جلو
یه خیابون بعد
3 نفر پیاده شدن و من موندم و جوجه خروس...
تو روز روشن یه دفه مسیرو قبل سوار شدن گفتم یه دفه هم موقع سوار شدن
دستشو گذاشته روی رون من میگه گفتی کجا میری خوشکله؟؟
من وسط خیابون درو باز کردم... یارو نگه داشت
درو که کوبیدم + یه فحش آبدار برگشتم دیدم پدرم پشت سرمه ... ( پدرم همیشه پیاده همه مسیر ها رو میره)
( من خجالت کشیدم ازین که مردا ( نه همشون) اینقدر ..... هستن)
----------********-------------
اون پستتم اصلا خوشم نیومد
چون این دیالوگ مخصوص آقایونه
تا بوده اونا بودن که ازین حرفا زدن
منکه خودم تابحال ازین حرفا نزدم و نمیتونم بزنم
چون ارزش خودم رو انقدرزیاد و بالامیدونم که این حرفا برام مثل ننگ میشه
همیشه میگم کسی که با منه
بهتر از من گیرش نمیاد و تو خوابشم نمیبینه
-------*****-----------
طرف نه پول داره نه خونه نه کار آبرو مند
تازه کلی ام اورد میده
--------*********----------
ببخشید
انگار یکم طولانی شد
خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی با مزه بود!
آهاااي ي ي ي ي نفس كششش
باباي بدبخت ما هم كه راننده تاكسي بود و 4 سال پيش كه تاكسي بعد از 33 سال زد خواهر مادر اعصابشو فلان كرد ...تاكسي رو فروخت و نشتس ور دل ننه مون چه گناهي كرده كه شماها دري وري بهش ميگين...اين سميراجووووون ميگه متنفرم...اين كيوان مسخره ميكنه
اي خدا از دست اينا
ای بابا!میگم بده این بنده خداها آرزوشون همین مرام و وفا به زن و بچه هست؟
والله اگه من جای یکیشون بودم این نوشته ات رو به داستان پورنو تبدیل میکردم که...
این یکی عالی بود.
آخ اون مردونگی رو خوب اومدی!!!
الان همه آقایون ها دارن این مردونگی رو؟؟؟
راننده ها نه! بقیه !
اینو خیلی خوب اومدی. واسه خود من تا حالا صد بار راننده ها از این قصه ها تعریف کردن که نمیدونم آره زنه گفت من کرایه ندارم بیا بالا جور دیگه حساب کنیم!!!...
خوب ایده ای واسه نوشتن به ذهنت رسید!
be nazaram roozbeh bahal bood :D
******************************************************
k1: آخه عين حقيقت بود. من ايده روزبه رو توی يه شب تار و وسط مهمونی دزديم!
آخی دلم به حال آرزوهای کوچیکشون !!! سوخت.
کیوان جان ممنون برای آهنگ محاکمه در خیابان مرسی
چه جالب فانتزی باحالیه،ممنون از آقا روزبه!
************************************************
k1: ایهالناس این روزبه راست میگه ... شما چرا باور نمیکنید؟!
کلا نظر خاصی ندارم. ولی راننده تاکسی های واقعی (نه این بچه سوسولای پاپتی و هیز) هم "زحمت کشن" هم "شریف".
روزبه و کیوان ................ آخرش بودین! :))
اوه راستی. یادم رفت. عنوانتو اصلا نمی پسندم.
عالی بود.
عیب نداره... آدم باید زرنگ باشه و از موقعیت درست استفاده کنه...
khande dar bood vali talkh mese hamoon ghahve!
***********************************************
k1: کدوم قهوه؟!
chetori k1?miss u...dashtam commentaie mohajerato mikhoondam ... kash bishtar benevisi ... albate man ke kheili nozadam too mohajerat taze 70 rooze !!! hanoozam naresidam be bargashtan ba tavajoh be moshkelati ke hast bazam doost daram khodamo inja bebandamo hargez ham havase iran nakonam...kheili doost daram nazarate baghie ro bekhoonam
hala ide in post male har babaii ke bood dastet dard nakone khoob neveshti che iradi dare mage ....hamin dige :x
كيوان جوني از راننده تاكسي ها گفتي و كردي كبابم ....... راستش منم يه بار سوار تاكسي خطي شدم ( بگو خوب ) ......بعد نه اينكه همه مسافراش پياده شدن و من آخريش بودم ، يهوئي ديدم ذليل مرده مسيرشو عوض كرد ........ واي منو ميگي يه جوري شدم ( آره همونجوري ! ) ....... هر چي كردم به خودم دلداري بدم ، مگه ميشد ....... پشت يكي از چراغ قرمزا از آينه وسط يه نيگاه به راننده انداختم يه نيگاه به دستگيره در ، يه نيگاه هم به سيبيل دسته موتوريم ........ ديدم اگه راننده بخواد هر كاري هم بكنه از سيبيل كم مياره ....... ازش پرسيدم ذليل مرده پس چرا اينوري ؟ ....... يه نيگاهي از توي آينه كرد كه يعني : لنگه در پس از كدوم وري ؟ ........ خلاصه عسيسم سرتو درد نيارم فهميدم اشتباهي سوار شدم ......... از راه دور روي ماهت و با زير شلوار ميبوسم .......... خفه بشي اگه فكر كني من از اون اِوا خواهرام
عزیز نسین هم یه داستان تو این مایه ها داره وتا اونجا پیش میره که به مرد نگون بخت اون خانمه دستور میده تا لباساشو دربیاره و اخر سر هیکل استخونی اون و به بچه اش نشون میده ومیگه ببین هرکی غذا نخوره این شکلی میشه
یعنی قسمت 6 و 7 نظر "سمیرا جووووون" خدا بود !!!....حرف حق بود به خدا....!
ايول روزبه،توهم خجالت بكش دزد!!
hamoon ghahve dige. hamoon ke yebar gofte boodid talkhe ya shayad yeki dige gofte bood, vali fekr konam khode shoma boodid.
کاش راننده تاکسیها می تونستن رویاها و اونچه رو که در واقعیت باید انجام بدن یکی کنن !
کاش هدلاینتونو تغییر میدادین به !"خانومهای پست فطرت و حال بهم زن"!
با این داستانی که تعریف کردی کیوان خان منُ درگیر مرام همهی راننده تاکسیهای زرد، نارنجی، سبز و حتی خطیهاشون کردی...
رضا یزدانی عالی بود مثل بیشتر وقتا.
سقفهای بلند رو هستم به شدت.
خیلی بیربطه،خیلی خیلی، ولی با این رویاهه من یاد "یک اصفهانی در سرزمین هیتلر" افتادم! با اینکه حتی موضوع فیلم هم یادم نمییاد!
اسم راننده تاکسی که میاد قبل از تمام این حرفا،آدم یاد رانندگی بد وترمزای ناگهانی و توقفای نامناسب -بصرف دیدن یه مسافر کنار خیابون- میافته.
تعهد اخلاقی قبل ازاینکه بوجود زن و بچه یا شوهر و بچه مربوط بشه ،یه تعهد درونیه که اگه طرف نداشته باشه وجود این عوامل هم نمیتونه نقش یه سد رو بازی کنه
be ghole hameye dostan ranandeh taxi am shod case amsale injor khanomha albateh be darde hamin khanoma ham ranandeh taxi mikhoreh ey baba vali haghighate badi akheyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy
بسیار زیبا بود.
چی بگم آخه دیگه سوار هر تاکسی بشم و همچین خانومی هم باشه تو تاکسی نیمشه نخندم که آخه ...
کیوان جان جوابت به روزبه خیلی باحالتر از اصل نوشته بود کلی خندیدم مرسی
جالبناک بود.
چه با مرام !