گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
همراه شدم با اين صدای شرشر شوفاز اطاق كه راستش نمیدونم بگم شِرشِر يا شُرشُر. آفتاب كمرمقی با كلی ناز و اَدا و اَطوار در اومده و از سوز گداكُشِ چند روز پيش خبری نيست ولی خب اين بارون پدر سگ، رونما میخواد برای شُستن تن و بدن اين شهر خاكستری. كاش ابرها هم مثل بعضی از اين بچههای سرگردون سر چارراهها اونقدر مرام و معرفت داشتند كه بدون چشمداشت، تن و بدنمون رو خيس كنند.
شاهكار میخونه
قديمها كوچهها تنگ بودند حالا ولی دلهان كه تنگند.
بيشتر عشقهای امروز، عشق نه، مايهی ننگند.
پنجم آذره و 25 روز ديگه هم چشم بهم بزنيم میگذره. عشـ.ـقـ.ـبازی نكرديم با پاييز امسال و رنگها و بارون و مههايی كه هيچ وقت نيومد. همونجوری كه تابستون هم ولو نشديم روی ماسههای ساحل متل قو. شايد شاهكار راست ميگه بيشتر عشقهای امروز، عشق نه، مايهی ...
ماه و فصلهای اين شهر هم مثل آدمی شده كه يه مرحله از زندگیش گم و گور شده و حالا دچار تناقض و عدم ثبات شخصيتی شده. مثل خانمی كه سر موقع اونجوری نميشه و اونوقت تموم منحنیهای جسمی و روحی و فيزيولوژیش بهم ميريزه. بهار بیهيچ بارونی سَر ميشه و تابستون برگها زرد ميشن و پاييز، شكوفه ميزنه و زمستون هوا گرم ميشه عينهو ... عينهو كجا بگم؟ نمیدونم خودتون يه جايی رو كه دوست داريد بذاريد جای اون سه نقطهی بالا. اينجا شما حق انتخاب داريد!
هر چند، نه چيزی كاشتيم و نه مرغی داشتيم كه دلمون به شمردن تخمهای آخر پاييزش خوش باشه كه همون دو تا تخم خودمون رو هم نمیدونم كشيدن يا يه جايی جا گذاشتيم كه حالا ديگه نمیدونيم اصلاً كجاست. هرچند بذاريد دوباره يه دستی بزنم، شايد من اشتباه كردم ... ولی نه، نيست. حالا ديگه نياز به شمارش هم نيست. گشتم نبود، نگرد نيست.
با اينها زمستونُ سر میكنم. با اينها خستگیمُ در میكنم.
من نميگم كه فرهاد خدا بيامرز ميگه. زمستون داره سَلانه سَلانه مياد. چقدر پير شدی زمستون! چقدر شكسته. چقدر خميده. چقدر تكيده. چيكار كردی با خودت؟! ما رو بگی يه چيزی، تو ديگه چرا اينجوری دولا شدی؟!
كاش ميشد اين 365 روز سال رو يه جايی قايم میكرديم و هر موقع كه دوست داشتيم همون روز رو از توی خورجين درمياورديم. يعنی همهمون يه فروردين داشتيم، يه شب يلدا. سی روز مهر و سی و يك روز مرداد و هر موقع كه دلمون میخواست روزمون رو اون رنگی و فصلمون رو اونی میچيديم كه دوستش داريم. مثلاً امروز من میشد همين پنج آذر، مال تو دوازده شهريور، مال يكی ديگه هفت فروردين و اون يكی هم دو اسفند.
نه اشتباه نكردين. آدرس رو درست اومدين. اينجا وبلاگ از پشت يك سوم هست. به گيرندههاتون دست نزنيد، شايد اشكال از فرستنده باشه!
میدونم ربطی نداره ، اما دلم میخواد بنویسم و مینویسم:
و اگر هوا را از من دریغ کنند من با روح م زندگی خواهم کرد ؛ زیرا روح ، خواهر عشق و زیبایی است!
با سپاس از گیرنده!
آره انگار اشكال از فرستنده ست... چته تو كيوان خان؟ ولي يه جورايي راست ميگي. روزا ميشن هفته، هفته ها ميشن ماه و ماه ها و فصل ها و سال ها همينجور تند و تند دارن ميگذرن. با زمونه نساختيم لابد كه باهامون راه نمياد. هووممم
امدم شاید کمی دلم باز شه اما اینگاری تو هم....!
آن چیز یافت می نشود آنم آرزوست...
انگاردلم گرفته باشد
تااخرهفته پياده مي روم
سايه ام در باران گم مي شود
خيس مي شوم
وفردادوباره مي ايد...
به گمانم گیرنده هم خالی از اشکال نباشه!
یک عشق درست و درمون یک عشق بازی درست و درمون با همونی که تحسینش میکنی و یا به قول این خارجیها بهش نیاز داری وگر نه خورشید و بارون و سیگار و جوجه بهونست..
میدونم که میدونی هر کسی از ظن خود شد یار تو؛)
طوری نشده . فقط بعد از ظهر پنجشنبه ، رفتین به استقبال عصر جمعه .
عصر پنجشنبه که این باشه وای بحال عصر جمعه .
فک کنم پریود خانما هم به پای عصر جمعه نرسه !
گفتم آدما بای پلارن! تو الآن تو فاز دپرشنی... می گذره... امیدوارم زود بگذره... هر چند اگه این فاز ِ ، نباشه، زندگی زندگی نمی شه...
كيوان! بهتره بگيم كاش «كاش هايي» كه در زندگي داشتيم بعضيهاشون اينقدر محال و دست نيافتني نبودن.
سلام
ببخشید ، من از اصطلاح "بارون پدر سگ" اصلا خوشم نیومد. دلم گرفت عصبانی شدم و بهم برخورده. جدی میگم. فکر می کنم خیلی توهین آمیزه.
حیفه بخدا، دلتنگیتون رو برای اینجور مظاهر دوست داشتنی طبیعت می تونستین با عبارت ملایم تر و مناسب تری نشون بدین. ببخشید که ایراد گرفتم گفتم شاید همونطور که اسم "کامنت" روشه (= نظر) براتون مهم باشه که عکس العمل خواننده تون رو بدونین.
واسه منی که بلد نیستم حسهامو روی کاغذ بیارم وجود آدمایی مثل شما ونوشته هاتون غنیمته
مخصوصا این جملتون:"من با حسهام رفيقم و با هم خيلی صحبت میكنیم "(البته توی یه پست دیگه) .من که واقعا نشناخته و ندیده به وجود شما وامثال شما تو این جامعه افتخار میکنم
خدا قلم وکاغذو از دست شما نگیره
قربونت داداش کیوان شما بهتره تو این سرما یا یه بخاری بزنی زیر بغلت یا بری تو بغل یاری غاری چیزی.جفنگ چرا می گی دادا ش من. خدا با همه ی خداییش روز و ماه و سال رو با حساب کتاب آفریده این طور مخت ....(ببین من خیلی آداب دانم اما ادبیاتت این طور اقتضا می کنه بهت جواب بدم.چند بار گوش زد کردم به گوش که نگرفتی :) اون وقت می گی کاش ما اختیار روز و ماهمون دست خودمون بود. فک کن!!!بعدشم جوینده یابنده است.بازم بگرد :)
من تو کامنتی که گذاشتم چیزه بدی نگفتم، بهت پیشنهاد دادم!!!!!!!!!
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
***********************************************
k1: امین جان لزومی نداره که متن های کپی پست شده شما رو اینجا پابلیش کنم. اون نوشته ها رو خوندم ولی چیز جدیدی نبود. بنابراین ممنون میشم که نقظه نظرات خودت رو برام بنویسی نه افکار شریعتی و یا پابلو.
چقدر از زمستون میگی کیوان جان.سه تا پست آخر حال و هواش همینه
چقدر دلم اون چند خط آخرو خواست. کاش میشد که بشه.
ما رو که گرفت!
chera injoori?
fekr konam alanam in roozaro adamam mitoonan az khorjin be delkhah dar biaran, age intor nabood dar hameye lahzeha o har rooz hame mardome donya hese moshabeh dashtan!!
va in hes darsade ziadish bastegi be khode shakhs dare.
366 امین روز سال کبیسه رو میخوام .
کاش به همین قشنگی و راحتی که نوشتی بود .
من فقط تو نوشته هام استفاده می کنم همین!!!!!!
بجای اینکه آیه یا حدیث یا از رهنمودهای امام و شهدا و آقا بنویسم حرف نرودا یا شریعتی یا شاملو یا داریوش یا .... مینویسم تا به اون حرف و مطلبی که میخوام بگم برسم
بازم همین...
ولی ازت تشکر میکنم شاید من اشتباه میکنم
سعی میکنم از این دفعه بعد نه اینجا تو همه جا و همه نوشته هام استفاده کنم از این صحبتت... یا کمتر کنم
این حالی که توشم هیچ حال خوبی نیست هی خواستم بیام بگم کیوان بیا و یه چیزی بنویس که آدمو از هالی! که توش هست در بیاره، مثلاً ببره بالا پشتبوم -البته الان هوا سرده شاید زیرکرسی بهتر باشه- چه میدونم انتخاب جا و مکونش با خودت مطمئنن یه جای عالی انتخاب میکردی، ولی نگفتم. بالاخره صاب وبلاگی گفتن، چار دیواریی گفتن.
اما این چند روزه دیگه به اینجام! رسیده بود مصمم شده بودم بیام بگم هر چی نبود تیری در تاریکی که بود ولی...
ای بابا، با این پست دیگه کی جرات میکنه از این درخواستها داشته باشه، بهتره همین هال رو بچسبم تا از خونه پرتم نکردی بیرون.
داشتم "دیوار صوتی" رو میخوندم اینقد خندیدم که مادرم از بیرون اتاق هی میپرسید به چی میخندی؟؟
آقا کیوان باین میگن باقیات صالحات که هیچوقت از بین نمیره . با نوشته هاتون هم یه مهندس الکترونیک بیعلاقه به رمان و نول و ...علاقمند کردین و هم باعث خنده و اننبساط خاطر یه بنده خدا شدین . نخاستین تاییدش نکنین چون خودم میدونم مربوط باین پست نمیشه ولی بهرحال من از قافله عقب موندم
واقعا فرقی میکرد اگه اختیار انتخاب روز و ماه و ...دست خودمون بود....فرستنده و گیرنده و ...transferer o همه چی به اشکال داره !!
راستی میتونم بپرسم شما اولین رمانی که خوندین و ازش لذت بردین اسمش چی بوده؟ چون جدا میخوام شروع کنم . اون "دیوار صوتی" رو دوباره خوندم . نوشته هاتون در ضمن این خاصیت رو هم دارند که هیچوقت آدم از خوندن مجددش خسته نمیشه .مثل یه آهنگ خوب که هیچوقت تکراری و بیمزه نمیشه
کیوان جان منم با این اب و هوا حال نمیکنم چقدر با هم تفاهم داریم
مگه زمستون از اولش پیر نبود؟؟؟؟؟
ای کاش....
بغضی نوشته هاتون از یه فکر ِ بی فقس و آزاد اندیش میاد که گاهی با تب ناشی از گرس هم میشه یه مغز معمولی رو به همون آزاذگی رسوند
***********************************************
k1: متوجه منظورت نشدم
در مورد اینکه 365 روزِ سال رو بشه یه گوشه قایم کرد و هر کس جوری که....به نظرم اومد که مغز ت باید به شدت خلاق و آزاد باشه تا بتونه به یه همچین چیزی فکر کنه و به این روونی هم رو کاغذ بیاره . Grass هم گاهی این حس رو بهم داده
************************************************
k1: مرسی که توضیح دادی ولی خب من هیچ وقت تجربه گرس کشیدن رو نداشتم و نمیدونم اگه بکشم ذهن و حسم چه جوری خواهد شد.
dar shabe sarde zemestani ,va be manande cheraghe man nmi afrozad cheraghi hich
ای خدا ، کیوان پریود بشه ما راحت بشیم!!!!!
خدایا به این جوون ناکام رحم نمیکنی به ماها رحم کن!
آمین یا رب العالمین!