گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
در ايامی از سال هستيم كه لَم دادن و گوله شدن كنار بخاری، الوّيت اول زندگیم شده. حالا ديگه حتی به تو و به آغوش كشيدنت هم فكر نمیكنم.
سلام ميدونم توقع زياديه و خودخواهيه وما بعنوان خوانندگان اينجا بايد حالات روحي و درگيريها و مشكلات تورو هم درك كنيم ولي خواهشا بعنوان يك خواهر كوچكتر(بزرگتر؟) برامون بنويس .اين تك جمله هات بدجوري روزهاي من يكي رو لااقل خراب كرده .شاد باشي هرجا كه هستي
************************************************************************
k1: چرا خراب كرده؟!
امان از این ... های روزگار
پاييز...پاييز...پاييزروابط
چقدر زود به خواب زمستونی رفتی!!!!
هوا که بارونیه یه جورِ خوبی همه جا و همه چیز محوه.از آفتاب خوش م نمیاد.زیر آفتاب همه چیز یه جوری لخت به نظر میاد.
برف چی؟
تو اسکاندیناوی همه ش میگن برفه!!!!!!
شش ماه شب ، شش ماه روز!
عشق را در پاییز باید شناخت ،جان را در همین فصل باید نثار کرد ،شاید عقل را نیز در همین فصل بایست به حراج گذاشت .
شما لطف دارید.
اين روزها تنها هستم. تنهای تنها و توی اين برهوت، تنها رفيقم در محل كار بخاری برقی سه شعلهايی هستش با مارك گرمای جنوب. میچسبونمش به صندليم و عينهو يه بچه كوچولو كه خودش رو برای مامانش لوس ميكنه ميرم وَر شكم سرخ رنگش، چمباتمه ميزنم و كتاب میخونم. گرم و داغ ميشم و اونوقت عينهو عَملیها چرت ميزنم. نوشتههای كتاب، تار و ناخوانا ميشه. چشمهام گرم ميشه و پلكهام ميوفته رو هم و يهويی كتاب از دستم ميوفته زمين و چرتم پاره ميشه و از خواب میپرم، چشمام رو باز میكنم، كتاب رو از زمين برمیدارم و دنبال صفحهايی كه تا اونجا كتاب رو خونده بودم میگردم. نوشتهها برام غريبه و آشناست. انگاری توی عالم هپروت خونده بودمشون. خيلی وقتها اين چرت زدنها، از خوابيدن و خرناسه كشيدنهای متمادی بيشتر حال ميده ... اين روزها تنها هستم. تنهای تنها......
**********************************************************
k1: قسمتی از نوشتهی دو سه سال قبل من. حالا نمیدونم چرا اينجا نوشتیش؟!
salam k1 vaghean baraie man weblogestaaane bedoone to ye chizi kam dasht ... dige ba webloget khatere daram ... midoonam roozi ke inja folan post ro neveshti man dashtam chi kar mikardam va .... inja ham khoobe shokre khoda vali mage mishe delam vase shomaha tang nashe ... google reader mage che karaie digei mishe bahash kard??
man ke 100 sale oonjam kare khasi balad nistam bokonam ke dige be wc ham naresam
miss u always dear k1
***********************************************************
k1: Sagholasan!
در ايامی از سال و در سن و سالي هستين كه ...!
شاعر میگه: محبوب کسی نبودن فقط یک بد شانسیست..
ولی در حالیکه عاشق نبودن یک بد بختیست.....albert kamo
--------******----------
خیلی چیزای دیگم میخواستم بگم
چه فایده
مگه تایید میکنی؟
*********************************************************
k1: شما بنويس من تائيد ميكنم.
می خواهم چشم هایم را ببندم و در حالتی که باد در بالای سرم آواز میخواندخواب بروم،
پاییز برگهای زرد خود را به من هدیه می دهد و من غمگینی خود را به او...
نیما یوشیج
علاقه به بخاری و گرمای نچسبش تو زمستون بین خیلی ها اپیدمیه. اما اگه آدم یه آغوش گرم و دلچسب واقعی داشته باشه علیرغم اتاق خواب سرد بی بخاری ترجیح می ده از بخاری و چبیدن کنارش دل بکنه و با سر شیرجه بزنه تو بغل طرف.
*********************************************************
k1: خوشابحال شاگردانی كه چنين معلم باحالی دارند.
یادم رفت بگم که این محظوظ شدن از آغوش گرم یار شرط و شروطی هم داره .مثلا این که طرف آغوشش باز باشه. از سرما خودش رو گوله نکرده باشه. سوم این که با هم قهر نباشین و جاتون جدا نباشه.و....
خوب پس من خیلی خوشحال و خوشبختم که اولویت اول زندگیم هنوز هم آغوش دلخواهه!
Salam K1, Agha faghat mikhastam begam ke in takjomle nveshtanhato ham doost midarim besiar :). take care
اروپایی ها کلمات تو رو دزدیدند دارند باهاش پز میدن.
.
یک سوم موجزنویسی از کدوم قسمت سفرت تو دلت نشسته؟ چرا نویسنده ی این متنه اینقده یک پیشی قهرو هستش که سرد سردشه؟
کیوان خیلی لوس شدی!
دو خط بنویس دل و روده مون بریزه به هم!
ای بابا!!!!
هي آقاي كيوان نوشته ي من كو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
************************************************************
k1: كدوم نوشته؟!
واسه نزديك بودن حساش. شايد از نظر تو نه ولي از نظر من .... بله!
درود به همه و به شما.
معرفی میکنم.کیوان خان، مینیمال نویسِ وبلاگ از پشت یک سوم!
نه خدا وکیلی انگار هدفت اینه دقمون بدی.نه؟!!!!
اگرچه این تک جملههات هم قشنگه اما....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آها راستی اگه بهش فکر نمیکردی یادت نبود که بگی بهش فکر نمیکنی!!!
برات نیت کردم و تفال به دیوان حضرت حافظ شیرازی زدم که این اومد
( لطفا این جمله رو اول غزل بیارید)
صبحدم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگقت
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت کیوان خان
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت ...
هیچ ...
....
سخن عشق نه آنست که آید بزبان کیوان خان !
ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت
...
ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت
ولی من اولویت اول زندگیم اون آغوشه است.حالا بخاری هم نبود اشکال نداره یه جوری لم میدیم و خودمونو گوله میکنیم که جای خالی بخاری پر شه
کیوان! رفتی خارج اومدی مینیمال نویس شدی؟ بابا چی شد پس اون پستهای شونصد خطی؟ اینام خوبه هاالبته، اما خوب معلومه که داری عوض میشی، حال و هوا عوض می کنی شاید. نمی دونم. هرچی که هست، خیر باشه.
راستی مهندس، داشتم کامنتهای پستهای قبلت رو می دیدم، دیدم نوشتی فید رو نمی دونی چطور بذاری تو وبلاگ! آقا اینکه هست اون بالا! آهان! همون بالا! کنار آرشیو، خروجی RSS . خوب این همون فیده قربان!
************************************************
k1: بله ولی بدون لینک فیده
البته اگه خودتون قبلن کشف کردین که شرمنده، من همه کامنت ها رو نخوندم. فقط گفتم اگه کشف نشده یه کمکی کرده باشم.
نه تو رو خدا بفرما آغوش!
این روزها تنها فکر نکردن گناه نیست...راحت باش...
کیوانی که بی بغل مونده میگه در ایامی هستیم که....... حکایت گوشت و گربه است دیگه. خیلی هم سرد نیست نچسب به بخاری. برو بچرخ تو همین تهرون بغل گرم و نرم و خوشبو و شش دونگ پیدا میشه. پاشو تنبل
فکر کنم یکی از دلایلش سرمائی بودنت باشه یه کت پر خوب بخر البته اگه قبلیه کهنه شده بعدش بزن به کوچه. وقت کردی یه سری هم به دوستان قدیم بزن
از سرخوشی تا ناخوشی؛
من مسافر همیشگی این خطم...
سلام.
چه بد؟؟؟؟ اتفاقا" تو سرما .گرماي بدن يار از هر چي دلنشين تره حتي شوفاژ آخيييييييييي
ای آدم فروش!
كاش ما خانم ها هم مثل شما آقايون بوديم