جمعه، ۱۵ آبان ۱۳۸۸

k1-Swed.jpg سوئد سومین کشور بزرگ از لحاظ مساحت در اروپا، کشور فقیری بود که بعد از جنگ جهانی دوم رشد اقتصادی‌ش شتاب گرفت و امروزه رسیده بجایی که در حال حاضر در زمینه‌ی خودرو و ماشین‌های بزرگ و صنایع مخابراتی یکی از کشورهای بزرگ صنعتی دنیا محسوب میشه که خب بخش عمده‌یی از این پیشرفت صنعتی‌ش رو مدیون معادن آهن و جنگل‌های عظیم‌شه.

خدا پدر مادر اون فُسیل‌های چند میلیون ساله رو بگم چیکار کنه که باعث شد توی اون مملکت‌مون نفت بوجود بیاد و شک نکنید که تمام بدبختی‌های ما ملتِ باسن گشادِ مدعی هیچ کسی رو قبول نکن، وجود ذخایر بزرگ نفتی دقیقاً زیر سرمون بود که باعث شد هر حکومت و دولتی که اومد، شیر چاه‌های نفتی رو یه کم بیشتر باز کرد و پول‌ش رو (البته یه قسمت خیلی خیلی کم‌ش رو!) بریزه توی شکم اون هفتاد میلیون آدم و این بشه که در حال حاضر توی صنعت، تجارت، کشاورزی و ... توی هیچ جای دنیا منظور نشیم.

توی همون روزهای اول که رسیدم به یوتوبوری، در جواب این سوال که: کیوان دوست داری کجا رو ببینی؟! بجای دیسکو و بار و کازینو، بدون هیچ تاملی گفتم: IKEA ... قطعاً دوستان در جریان هستند که شرکت بزرگ IKEA سوئدی هست و بواسطه‌ی تولیداتی که ساده، ارزون و مونتاژ بسیار راحتی داره توی همه‌ی کشورهای دنیا شناخته شده و در خیلی از کشورها هم شعبه و نمایندگی داره و خب ما ایرانی‌های جهان سومی از داشتن چنین محصولاتی هم محروم هستیم. IKEA از اون جاهایه که معمولأ هر کشوری رفتم، علاقه داشتم که برم و ببینم ولی خب محصولاتی که اینبار توی این فروشگاه‌ش دیدم خیلی خیلی بیشتر و متنوع‌تر از بقیه نمایندگی‌‌هاش توی کشورهای مختلف بود. قطعاً طراحان و دیزاینرهای شاغل در این کارخونه، زیبایی رو در کنار سادگی سرلوحه کارشون کردند. من که جداً لذت میبرم از دیدن این همه محصول متنوع، ساده و ارزون در رابطه با تمام لوازم و ملزومات زندگی.

k1-Ikea.jpg یکی از نکات جالب، گلیم و گبه‌های بسیار زیبایی بود که در ایکیا وجود داشت و در کنار اونها نقشه‌ی بزرگی از ایران بود که هر یک از گلیم‌ها رو روی نقشه مشخص کرده بود که مربوط به کدوم ناحیه‌ی ایرانه و خب پشت تمام گلیم و گبه‌ها هم یه Made in Iran خوشگل نوشته شده بود. قیمت‌ها هم تا جایکه من دیدم از 3000 تا 9000 کرون بود و با توجه به کرونی 145 تومن، دیگه خودتون ضرب و تقسیم‌ کنید ببینید چند درمیاد.

یکی دیگه از جاهایی فرهنگی و هنری که توی این چند روز رفتم و قابل گزارش دادن برای شما عزیزان هست! شبه موزه‌ی بود بنام Universeum که مکان‌ها و مناطق مختلف آب و هوایی رو توی این ساختمون چند طبقه ساختند. وجود آکواریوم‌های بزرگ و کوسه‌های چند متری و مارهای بزرگ و به این کلفتی، یحتمل این امکان رو داره تا کرک و پر آدمیزاد رو توی کسری از ثانیه وز بده و همه رو بریزه کف زمین!

خب راستی، شما چه خبر؟ چه کردین؟ ما رو نمی‌بینید خوش‌ید؟! یه کم از حال و احوال‌ خوتون بگید.

۳۴ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
کیقباد

آی ملت برسین که میپرسن چه خبر . میگن از حال و احوال خودتون بگید .
گر چه ما حال و احوال درستی نداریم ولی از شماها ! پرسیدن نه از ما . حالا شماها ! هم از فرصت استفاده کنین و هر چه صحبت ، حرف ، درد دل ، حال و احوال و غیره ! دارین ، بریزین رو دایره !

ما هم سبزیم!

لیلا

کیوان فکر کنم یک مدت دیگه مسافرت تو به اروپا طول بکشه با اطلاعاتی که این‌جا در اختیار خوانندگان وبلاگ‌ت قرار میدی همه تبدیل بشن به یک‌پا جغرافی‌دان و... از حال ما هم اگر بپرسی همان عبارت کلیشه‌ای معروف: خوبیم اما تو باور نکن! خودت که به گودر سر میزنی و حتما متوجه شدی که این روزها با توجه به بعضی اتفاقات دوباره نشتر زده شد به زخم چند ماه اخیر:-(
************************************************
k1: ای بابا لیلا جان مواظب باشید نشتر بجای دیگه تون نخوره!

mimghaderi

اینجا چرا خروجی فید نداره؟!

از قسمت گلیم ایرانیش خیلی خوشم اومد
آخه من میهن پرستم

رضا

نوکرتم دیگه مارامیخوای چه کار؟خیابون های سنگ فرش.برج ایفل. قبرستون.رودخونه.جاهای انچنانی.دختر قهوه فروش.کشتی. ایکیا.بابا از حسودی مردیم زود برگرد بیا

مهر

وای کیوان گفتی !همه سفرت یه طرف این IKEA یه طرف،من که واقعاٌدلم واسه این قسمت سفرت سوخت که چرا اونجا نبودم حالا اونجا چیزی حریدی یا فقط مثل بقیه آقایون به نگاه کردن اکتفا کردی؟!از ما چه خبری می خوای بشنوی مگه اینجا جز غم و گرفتاری و کتک خوردن بابت تجمعات غیر قانونی چیز دیگه ایی هم هست؟
***********************************************
k1: از ایکا برای خونه و البته پرشان هم یه چیزهایی خریدم ولی چشم ها رو باید شست جور دیگر باید دید .... خانوم دکتر قطعاً توی اون مملکت بجز غم و غصه خیلی چیزهای دیگه هم هست .... شما فکر میکنید اینجا چه خبره؟!

et

بــــــه آقا کیوان، می بینم که دلتون واسه ما تنگ شده!
ما هم خوشیم به خوشی شما.

خپونی

ایکیا گفتی و کردی کبابم! من عاشق محصولاتشم. هر وقت میخوام حالم خوب شه این کاتالوگهاشو تورق میکنم که حالم خوب شه. یه ماگ برای خودت بخر از همونجا.
دیگه از خودمون بگیم که سیزده ابان ساختمون شرکت ما رو محاصره کرده بودن. به قول عزیزی دو برابر گله سگ آورده بودن و واویلایی بود کیوان. تو این چند وقت هیچ روزی مثل چهارشنبه نبود. همه لباس شخ...صی بودن. من تازه فهمیدم این ل..باس شخ..صی که میگن واقعن یعننی چی.

sara

خوبیم ، بلالی نیست جز دوری شما عمو جان!
13 آبانم خیلی خوش گذشت به همه

دوست قدیمی

ایکیا رو خوب اومدی منم هر جا رفتم یکی از جاهائی که با علاقه رفتم و دیدم همین شعبات ایکیا بود البته بگذریم که اغلب اجناس چینی بودن ولی سادگی در طراحی و شکیل بودنشون انصافا غیر قابل انکاره. این چند روزه اخیر هم اینجا بارون اومد و پیاده روی تو کوچه پسکوچه های دروس روی برگهای خیس خالی از لطف نبود و چند قدمی هم به نیابت از طرف تو زدمو آسمون عکست که ابریه امیدوارم آسمون دلت آفتابی باشه
***********************************************
k1: والله ما دوست قدیمی آدم حسابی که توی دروس بشینه و عصرها بره قدم بزنه تا حالا نداشتیم!

shahram.r

دوست گرامی
در کیش محصولات این شرکت به خصوص ساخت چین به وفور است.من در دانمارک هستم وبه نظرم کیفیت برخی اقلام پایین است ولی قیمت مناسب.
مرسی

سلام مدتي است هر نظري كه مي نويسيم نوشته نمي شود فكر كنم مشكل از فيلت..رينگ امنيتي شركت ماست ولي ما كه از رو نمي رويم.استادمرسي كه همچنان مي نويسي و اين روزها را كمي متفاوت كرده اي .فقط يك نكته مي خوام بگم روم نميشه مي ترسم برنجي .اگر اين كامنت رويت شد بعدا مي گويم.سالم باشي
***********************************************
k1: اولاً که استاد خودتی ... دوماً بگو عزیز جان کامنتت رویت شد بگو نترس.

مازيار

بقول تركا هيچ خبر يخدي....ايران همونجوريه كه قبلا بود...جور ديگه اي هم نميشه...فعلا همونجا حال كن ...چون براحتي ميتوني از اتوبوس بي آر تي پياده بشي بدون اينكه گوساله اي با ماشينش توي خط ويژه پشت سر اتوبوس حركت كنه و نزديك باشه بهت بزنه...بعدشم مادر فاكر پياده بشه بخواد باهات دعوا كنه...كيوان شنيدم دخترهاي سوئدي به چشم ابرو مشكي ها خيلي علاقه دارند...تا اونجايي بار خودتو ببند

واقعا این فروشگاه ikea فوق العاده است یعنی حیرون میشی از ذوق و فکر و نوآوری هرچی بگی کم گفتی ! منهم عاشق این فروشگاهم

می‌خوای ما هم برات از سفرنامه‌هامون به جاهای مختلف تهران و سر کار و ... بگیم که متوجه بشی چه خبر؟؟!! الآن خیلی داره بهت خوش می‌گذره، نه؟ خوش به حالت. بعداً که برگشتی سر فرصت رمز موفقیتت رو برامون بگو

فتانه

چه جالب كه توي ايكيا از محصولات كشورهاي ديگه هم مي‌فروختن. فكر ميكردم با يك تعصب خاص از شمع تا تخت‌خواب همش مال خودش باشه فقط.
اينجا هم خبري نيست. فقط انواع خوردني خيلي در دسترسه، از سرما بگير تا گاز و باتوم. رويهم رفته چيزي از دست ندادي. همونجا بمون و خوش باش. فقط وقتي خواستي برگردي خبر بده كه يك راننده چندزبانه مسلط به نقشه تهران بفرستيم فرودگاه دنبالت اينجور كه بوش مياد تا برگردي خيلي مونده و ممكنه نتوني آدرس رو درست پيدا كني :دي
***********************************************
k1: اتفاقاً اصلا اینجوری نیست که توی ایکیا محصولات سوئدی باشه که شاید اصلاً جنس سوئدی نبینید! چینی, هندی, و .... از انواع کشورها ولی با برند ایکیا ساخته شده و موجوده.

ناهيد

سلام كيوان جان
آقا نكنه جهانگرد شدي و ما بي خبريم؟
خلاصه هر جا رفتي يه يادي از ما هم بكن :)
جات خالي (نمي دونم بگم بود يا نبود) روز 13 آبان در شرف دستگيري بوديم كه امدادهاي غيبي و كولي بازيهاي من و همسر به دادمون رسيد و خلاصه از خطر جستيم.تا جناب بسيجي دست همسر گرامي رو براي دستگيري گرفت، من شوكه شدم و موندم چه كار كنم كه همسر شروع به داد و فرياد كرد كه آهاي به زن من چرا دست مي زني مگه خودت ناموس نداري؟ خجالت نمي كشي و ... و در حالي كه همسر اين حرفها رو ميزد من شروع كردم به كشيدن دست و لباس اون مردك. بسيجيه اونقدر شوكه شد و سريع همسر رو ول كرد و گفت آقا من كي به خانم شما دست زدم من كه كاري نكردم، خانم شما دست من رو گفته ،حالا بدهكار هم شديم.اون عقب كشيده بود و همسر همچنان سر بسيجي و رفقاش كه ديگه دور ما جمع شده بودن داد مي زد كه شما ها ادب ندارين، توهين مي كنيد، بي حرمتي مي كنيد و .... آقا طوري شد كه اونها از ترس جمع شدن مردم همه اش مي گفتن اقا داد نزن، آقا ساكت باش، اقا برو ولي همسر كه ول نمي كرد :)
با اين حال حسابي وحشت كرده بوديم. علت اينكه اونها نتونستن كاري بكنن اين بود كه ما نه رنگ سبز داشتيم، نه شعار داده بوديم، نه بد لباس پوشيده بوديم. اونها فقط به ما شك كرده بودن و فكر كرده بودن كه ما مي خوايم مردم رو جمع كنيم و شعار بديم. پيش خودشون فكر كرده بودن كه ما كاره اي هستيم.وقتي ديدن كه ما زن و شوهريم و در واقع اونها به كاهدون زدن، سريع عقب نشيني كردن و ... بماند كه چقدر تحت تعقيب بوديم و ...البته خيلي شانس آورديم كه گير فلان فلان شده هاشون نيفتاديم و خدا هم بهمون رحم كرد

Arash

سلام
آره واقعا این باسن گشاد و خیلی خوب اومدی
خوشبحالت که تو این خراب شده نیستی!!!

بر خلاف عادت همیشه سلام کیوان یک سوم. اگر از احوالات ما خواسته باشیی خوبیم. با زخم هایی که بر تن خود یا دوستمان کبود است خوبیم. فقط ایندفعه کمی چرک دارد و درد. اما مرحم فراوون است.
حالا چرا آمده ام اینجا؟ تو که اونجایی را چه به اینجا؟ راستش یک آهنگ قدیمی من رو کشوند به خانه ات. انگار این روز ها تنها سفر کرده ای که تازه گی مسافری اش او را از یاد ما نبرده تویی و دیرینگی ما ، ما را از یاد او. آدمی که تویی که تو ی چنته ات همیشه کلمه است و ما جوجه پرنده هایی که انگار همیشه گرسنه ، چشم به راه خوردن کرم های خاکی حرف و تماشا از چینه دان مادری توییم.
کیوان یک سوم می خواستم دعوتت کنم به شنیدن این آهنگ. سعی کن یک جایی میون اون زیبایی ها و آرامش و احیانا بکری ها برای خودت پیدا کنی و با هر موسیقی که می پسندی دست هایت را تا آنجا که می شود از دو سمت شانه باز کنی و بچرخی و شاید هم برقصی. من تجربه نکرده ام اما مطلقا می دانم رقصیدن و آواز خواندن بعد از کشف ، بعد از آن خود کردن یک معنی ، یک خاک ، یک زیبایی ، یک سرزمین ، یعنی فتح. یعنی زندگی کردن. رقصیدن آدمی که بلدش نبوده یا تابحال نرقصیده ، خندیدن از ته دل ، رها شدن بعد از قفس ، عالیه. حالا که تو خوبی و از این فاصله هم یادت نرفته دوستانت را اینجا که قلبشان مثل گنجشک برای چشم انتظاری دیدن روز های خوب می تپد، من هم برای تو هدیه ای داری پسر. گوش بده و زمین را زیر پایت بلرزان طوری که اگر ما گوش بخوابانیم لرزه ی زمین از صدای پای اسبی ات ، وعده رسیدن هر کدام از ما به جزیره ی سن پدرویی باشد که در رویا می بینیم و بی اینکه آنجا باشیم عاشق اش شده ایم ، طبیعی ، وحشی آزاد....

I fell in love with San Pedro
Warm wind carried on the sea, he called to me
Te dijo te amo
I prayed that the days would last
They went so fast

ادامه نمی دهم. لینک ها را به نوبت برو. جای ما همه جای دنیا خالیست. هر جا که اثری از امید به روز های بهتر باشد.
http://www.4shared.com/file/146638771/4d408e65/madonna.html

.

http://www.shabaaahang.blogfa.com/post-13.aspx متن و ترجمه

.
خوش باشی.

درنا هستم

من حالم خيلي خوبه كلي هم اين روزا بهم خوش مي گذره!
(همينو مي خواستي بدوني نه؟)

amin

خوش میگذره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببین میتونی پناهنده ای چیزی بشی اقامتی واسه خودت جور کنی، سعی کن برنگردی، البته ازون جایی شما ادم سیاسی نیستی بر میگردی مطمئنا!
ولی من بودم بر نمیگشتم ،
چون اصلا خوشم نمیاد سر حقم ، سر اعتراضی که هیچی نمیخوام جز حق و اجرای عدالت،
سه تا لگد و یه باتوم به باسن خوشگلم نواخته شه( ....) که الان واسه هر بار نشستنم باید بالش طبی با خودم به همه جا ،حتی کلاسهای دانشگاهم حمل کنم و بذارم زیر باسنم چون دکتر گفته استخون چیزیم مو برداشته؟؟؟
* البته منت نمیذارماااااا ، تا باشه از این مو برداشتنا در راه آزادی خاک و وطن عزیزم*
من اگه سربازی نداشتم صددرصد شک نکن میموندم و برنمی گشتم چون تو این موقعیت ایران اصلا جای زندگی کردن آدمیزاد نیست، ماهارم از ادمی در اوردن، البته پناهنده شدنم ارزشی نداره یا مثلا قاچاقی رفتن همش مکافاته ولی اگه میتونستم میرفتم.....
شرمنده از اینکه اوقات تو تلخ کردم
ولی از اونجایی که ارادتمون به شما کامله کامل حداقل تو این شش هفت ماهی که مطالب و مقالات تو خوندم به عنوان برادر کوچیکترت دلم نیومد که بهت نگم.
خوش بگذره

چه عجب شما دلت واسه خواننده هات تنگ شد و ابراز کردی! خبر های "اینجا" رو ، ما خودمون هم از "اونجا" میگیریم برادر، تو از ما میپرسی؟!!

shazde

سلام مارکوپولو.حسابی اونجا خوش بگذرون که وقتی برگشتی اینجا از خوشی خبری نیست!انگار همه منتظر بودن تو بگی چه خبر داغ دلشون تازه شد.حالا مگه ول می کنن با این خبرای سبزشون..

دوست قدیمی

شایدم داشتی و خودت خبر نداشتی یادمه هر وقت همدیگرو میدیدیم میگفتی ما یه رفیق آدم حسابی داریم اونم شمائی البته باور کردنش بچگیه ولی خب همینا میمونه حالا هم که داری البته اگه اعتراضی نداری .در ضمن دوستمون آقا نیما مثل اینکه نمیدونن شما گرین کارت داری و پناهندگی هم تو مرامت نیست
***********************************************
k1: یه سری چیزها رو فقط دوستان قدیمی میدونند!

twotea

ازاحوال ما اگر بخواهی ملالی نیست زندگی جریان داره این واز شلوغی ویتامینه سهروردی شب چهاردهم ابان میگم.
دلت با این حرفا نگیره جای باتومها خوب میشه برای دلای شکسته هم طبق معمول یه کاری میکنیم اینجا همونجوریه که بود ماهم همونجوری هستیم که بودیم.خوش باشی

فتانه

منظور منم جنس سوئدي نبود، مارك ايكيا بود.
فكر كنم بدونم براي پرشان چي خريدي. از اون عروسك نرم گنده‌ها ؟! پسر خرس گنده من يك سگ و يك فيلش رو خريده. تازه براي خرس قطبي هم نقشه داره.
سوئد بسه ديگه ببرمون يك كشور ديگه :)

مری

شما خوبیم ..شما چطور؟

درنا هستم

فكر كنم سفرت كم كم داره تموم مي شه و مي خواي برگردي كه اومدي سروقت حال ما! :)
به نظرم دوستان خيلي شلوغش كردن. به نظرم اين روزا با همه ي خاكستري و يكنواخت بودنش خيلي پر رنگه جوري كه بعدها اگه به عقب برگرديم مطمئنا اولين چيزي كه يادمون مياد همين روزاست و شايد آه بعدش (به هر دليلي) ..... و اين بد نيست! اين روزا خوبن...

nilgoon

salam ,manam be jame doostatoon bepazirid.....rasti man be zabane swedi mosalatamo kheiliam zaboone ghashangie...

ایول. من عاشق ایکیام.اینکه برم توش بگردم و تمام کابینت ها و کشوی میزهاشو باز کنم که همیشه یه چیزی واسه مرتب بودن داره. خصوصا رستورانش که از اون کوفته گوشتی های مخصوص سوئد میده که یه پرچم سوئد هم با خلال دندون زدن بهش!

آقا ما کل این سفرنامه دور اروپاتون رو خوندیم و خیلی حال کردیم . ممنون .

راستی من هم به IKEA رفتم اما در شعبه اش در دبی در سیتی سنتر در خیابان بنی یاس

لیلی

سلام میدونم که از نوشتن این پست خیلی وقته گذشته اما چند روز پیش برات نوشتم که تازه با اینجا آشنا شدم و دارم کم کم همشو میخونم اما به این که رسیدم نشد نظر ندم چون ایکیا برای منم پر از خاطره است چه اون موقع ها که 3 ماه میموندم سوئد چه الان که هر بار 3 تا 4 هفته اونجام اما تقریبا هفته ای یه بار اونجا میرم شاید نه تنها برای خرید که این یه عادته از سالها قبل از 13 سال پیش و هنوز ایکیا جای خودشو داره در مورد یوتوبوری و استکهلم هم چیزی نمیگم باید این بار استکهلم رو ببینی و خودت قضاوت کنی خوش باشی.

ارسال نظر