گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
سوئد هستم. یوتوبوری یا همون گوتنبرگ. دومین شهر بزرگ سوئد، بعد از استکهلم. اومدنی داشتم وصف ناشدنی! ظهر شنبه از هامبورگ سوار قطار شدم و به کیل شهری بندری که در شمال هامبورگ قرار داره رفتم. از هامبورگ تا کیل و با قطار، یکساعت و نیم راهه که تمام مسیر قطار از بین مزارع بسیار زیبایی رد میشه که توی این فصل بسیار زیبا و دیدنییه. توی کیل سوار کشتی شدم. کشتی که میگم باید خودتون بودید و میدیدین که یعنی چی! از این کشتی واقعییهها که آدم فقط توی فیلم تایتانیک دیده. البته برای رفتن به سوئد دو تا گزینه داشتم. یکی هواپیما و دومی کشتی و وقتی فهمیدم که میتونم با هزینه کمتر و بوسیله کشتی فوقالعاده بزرگی سفر کنم، اون رو انتخاب کردم چون تا حالا تجربه مسافرت با کشتی رو نداشتم.

ساعت 7 عصر، کشتی Stena Scandinavica از کیل به سمت یوتوبوری سوئد حرکت کرد. توی کابینی بودم که بغیر از من، سه نفر دیگه هم بودند. یه آقای آلمانی و دو نفر سوئدی. آلمانی و یه نفر از سوئدیها که اصالت عربی داشت اصلأ انگلیسی بلد نبودند و خب من فقط تونستم با یکی از اونها، دست و پا شکسته انگلیسی صحبت کنم. جالب اینکه بعد از اینکه فهمید ایرانی هستم خیلی زود بحث رو برد سمت انتخابات ریاست جمهوری و قضیه موسوی و .... خب برای من بسیار خوشحالکننده بود که حالا دیگه برای خیلی از مردم دنیا، این قضیهی انتخابات ایران اینقدر مهم شده و از طرفی هم ماتم گرفته بودم که حالا با این زبون الکن، چه جوری به این آقا از انتخابات و شرایط ملتهب تابستون و رویداهایی که انجام شد بگم!
کشتی خط Stena Line گنجایش 1700 نفر آدم و 600 ماشین رو داشت. یازده طبقه بود که چند تا رستوران، کازینو، نایت کلاب، مراکز خراید و .... داشت. راستش تا دوازده شب توی کشتی چرخیدم تا شاید بسان فیلم تایتانیک کسی رو پیدا کنم تا ببرم لب کشتی و لبی ازش بگیرم! ولی زهی خیال باطل، بنابراین جل و پلاس رو جمع کرده و رفتم توی کابین و کتاب خوندم و تقریباً تا دمدمای صبح به اون آقای عرب سوئدی، به زبون فارسی شیرین و سلیس فحش خواهر مادر دادم چون مادر فاکر خرناسهای میکشید بس دیوونهکننده و اگه شما پشت گوشتون رو دیدین منهم پلک روی پلک گذاشتم!

طبق ساعت میبایستی ساعت 9 صبح به بندر یوتوبوری میرسیدم و دقیقاً بعد از 14 ساعت سفر روی آب، سر ساعت و بدون دقیقهای کم و زیاد، کشتی پهلو گرفت و ما در خاک سوئد پیاده شدیم و بدون هیچگونه چک و بازرسی پلیس، وارد سوئد شدیم. سفر بسیار جالبی بود که البته اگه توی تابستون که هوای این دور و برها گرم و خوب هستش انجام بشه قطعاً بسیار لذتبخشتر خواهد بود. توی این مسافرت قسمت بشه سوار زیردریایی هم بشم دیگه همه چی کامل میشه!
در حال حاضر در خدمت عمه و دختر عمههای عزیزی هستم که بخاطر من مرخصی گرفتند و از شهرهای دور و نزدیک خودشون رو به یوتوبوری رسونند. شاید برای ماها همیشه اینجوری بوده که وقتی اسمی از سوئد بگوشمون میخورد، منطقهای پوشیده از برف و سرما و روزهای کوتاه و تاریک به ذهنمون متبادر میشد (چاکرتیم متبادر!) ولی باید گفت یوتوبوری، شهر بزرگی که در غرب سوئد قرار داره شهری است که بیش از هر چیز، بارون توی این شهر میباره و تا اینجا باید بگم هر چند هنوز هیچ گوزنی رو ندیدم ولی خب طبیعت بسیار زیبایی داره.
آقا هنوز خوش بگذره عرض میکنم.
یه چند روزی خبری ازتون نبود گفتیم به سلامتی شاید که ، دختر قهوه فروش ، شما رو به گروگان گرفته .
نه که اینجا سالمرگ ببخشید سالگرد گروگان گیری لانه ی جاسوسی ی و همش از گروگان و گروگان گیری توو رسانه ها بحث میشه ، یه جورایی به گروگان گرفته شدن شما توسط مشار الیها ، برامون تداعی شد .( چاکر تداعی )
سلام
یه راه دیگه هم هست و اون گذر از روی پل Oresund اِ.
به شهربازیش هم یه سر بزن
خوش بگذره
یعنی شما یوتوبوری اومدی و دعوت استکهلم ما رو ندیده گرفتی؟ باشه ، فرصت پیدا کردن یک دوست خوب رو از دست دادی!
چقدر اين روزا دلم سفر ميخواد
خوش بگذره بهت. فكر كنم يكي از بهترين تجارب دوران زندگيت رو داري اين مدت پشت سر ميزاري. مراقب باش لحظهها رو از دست ندي. ديگه برنميگردن. لحظههاي خوب زندگي مثل آبي ميمونه كه تو دستت نگهش داشتي و اون ريزه ريزه از لاي انگشات مي ريزه پائين و تو نگراني كه همش تموم نشه
منم فكر كردم اين چند روزه نيستي يه وقت خداي نكرده برگشتي ايران و الان حال و حوصلهي نوشتن نداري تو سرزمين مادريت :)
بازم دستت درد نکنه که ما رو تو کیف سفرت شریک میکنی، البته غیر از لحظاتی که حسهای حسودی، دلم خواست، ویار و... غَلیان میکنه!
غیر از اینا به شخصه حواسم هست بُروز ندادی هامبورگ مهمون کی بودی؟!
الان دارم یواش یواش آماده میشم که اگه گفتی رفتم ماه و بعدشم مریخ شوکه نشم.دیگه اون موقع که هامبورگ رو نوشتی گفتم بعدش تهران میای دیگه......اما زهی خیال باطل!
كيوان فك و فاميلات آدم حسابي هستن مثل اينكه...؟؟منم تو سوئد و بلژيك و آمريكا و انگليس وآلمان فاميل دارم
بلژيكيه سر طرفداري من ازاحمدي نژاد باهام قهر كرده و با شوهر بلژيكيش تو فيس بوك هم حذفمون كرد سوئيديه هم برادر اونه باهام سر سنگين شده آلمانيه كه دختر دايي اون دوتاست آلمانيش از فارسيش بهتره اونهم همينطور انگليسيه هم خواهر همون دوتاي اوليه اونهم تحويل نميگيره اونايي هم كه تو آمريكان باهاشون رودرواسي دارم...بااجازه شما بيام اونطرفها تو برف سوئد بايد كنار خيابون گدايي كنم وگرنه ميومدم
خوب دل ما رو می سوزونی ها خدا یه جا حالت رو میگیره.یه فوت فوت فوتینا هم بگو زبونتم در آر.
بعدشم من عمه که نه اما خاله ی شوهرم اسکهلمه می خوای بری دست بوس؟
کلاً خیلی آدم باحالی هستی کیوان. سفر از بهترین و هیجانانگیزترین نوعش، اونم فقط برای تفریح و لذت بردن و دیدن... کاریه که هر کسی نمیکنه... فقط آدمهای باحال مثل خودت... سفر با کشتی... چقدر هیجانانگیز و جالب بوده... خوش به حالت...
خوش بگذره!
سلام كيوون . خوب تو حالي ها ...
اينجا رو باش كه اضافه كاري ها دوباره قطع شده.
براي عبور از حوضچه هاي تصيفيه خونه با چه كشتي اي بايد عبور كني؟
راستي عمه و دختر عمه ها رو از صميم قلب ببوس
باي
كيوان جان كمي هم به فكر ما بي پول ها باش
انقدر قشنگ و جذاب تعريف مي كني مجبور ميشيم بريم كليه هامون را بفروشيم تا بلكه بتونيم يك سفر خارج بريم.
اگر وقت و حوصله داشتي يك كمي از حس هايي هم كه اونجا داري مثل مسائل فرهنگي و اون حس هاي خاص خودت مثل پست قبلي....... بنويسي ديگر واقعا سفر نامه كيواني كاملي ميشه.
راستي با جوابت به الهام خيلي حال كردم.
بيچاره عمه ها، هر كي هرجاي دنيا باشه بازهم اول اونها مورد عنايت قرار مي گيرند.
بابا چه كيفي داري ميكني! حسابي داري دنيا ديده ميشي ها. مثل تو فيلمها حالت تو كشتي بد نشد؟ چه جالب من دقيقاً تنها تصوري كه از سوئد دارم اينه كه اونجا برم يخ ميزنم. به هر حال حالا كه همه دارن بهت پيشنهاد ميدن بري پيش خودشون و قوم و خيششون دو هفته ديگه بيا رم، منم دارم ميرم.
واي! خوش به حالت،جاي ما رو هم خالي كن.
ظاهرا شما قصد بازگشت به وطن نداريد؟اما اين رو بدونيد كه هر جا باشيد ما منتظر نوشته هاتون هستيم.
خوش بگذره، راستي الان تهران هم داره بارون مياد :)
واقعا توی هم چین کشتــــــــــی بزرگــــــــــــــی با این همه آدم کوتا بلند نتونستی یه دختر واسه دلخوشی پیدا کنی؟؟؟
سخت پسندی یا مشکل دیگه ای داری؟؟؟ :))
راستی این خیلی هیجان انگیزه که هی ما منتظر می مونیم تا ببینیم مقصد بعدی تو کجاست! به خدا چند روز که از پستات می گذره تو دلم یه جوری می شه و کلی میشینم فکر می کنم که کیوان الان کجا میره! :)) بعد خب دیگه این جوری کلی بهم خوش میگذره! (به این می گن تفریحات سالم!)
آقا نیما خیلی کارت درسته ها!
آخ! من تابستون 2005 گوتنبرگ بودم و یه عالم خاطرات خوش ازش دارم. میدونستی بهش میگن: لندن کوچک! طبیعتش هم حتما در این فصل زیباییهای خاص خودش را داره. یه منطقه هم داره که خونههای چوبی خوشگلی داره، حتما برو سیاحت کن و همینطور شهربازیش که یکی دیگه از دوستان هم پیشنهاد داده. عمهجان و دخترعمهها را هم سلام برسان، چه کنند با این پسردایی:دی
ديگه خيلی خيلی رويايي شد سفرت. خوش باشی. کاش بتونی استکهلم هم بری.
خوش بگذره کیوان جان
خواستم بگم اگر دوباره برگشتی آلمان به سیاوش کسرایی هم یه سری بزن! آخه قبرش تو آلمانه
دلت میاد به شاعرِ "شب بیشه" سری نزنی؟!
اگر دوباره به آلمان برگشتین حتمن به پل آبی رودخانه elbe سری بزنین شهر Magdeburg نزدیک برلین ! یه پل آبی روی یه رودخانه ! خوش بگذره ....
کیوان جان میشه بگی برای چنین سفری هزینه تقریبی برای هر نفر چقدر میشه؟خیلی دلم میخواد اروپا رو ببینم ممنون....بعد یه سوال شخصی:چطور میشه زیبایی ورفاه اون طرف آب رو دید امکان زندگی اونجا رو داشت ولی اینجا موند؟ همون وطن پرستی غربت و....اینا دیگه؟
کیوان واقعا دمت گرم چقدر قشنگ همه چیز و تشریح می کنی دلم نیومد تشکر نکنم ازت چون واقعا لذت بردم از سفر نامت.همیشه به سفر بازم مرسی بازم تعریف کن برامون کجاها رفتی
میگم شما یه کم برو مسافرت
خیلی وقت بود اینجا نیامده بودم.نشستم و یه عالمه از پست ها رو خوندم یه جاهاییش دلم گرفت و یه جاهایی هم خندیدم و حال کردم.امیدوارم سفر خیلی خوش بگذره.راستی از آخرین عکسی که من ازت دیدم خیلی خوش تیپ تر شدی :)
به عمه و دخترعمه های عزیزت خیلی سلام برسون و از قول خودت ببوسشون
ديشب خوابت رو ديدم
دختر عمه من اونجاست،کیوان خان!
عجیب از کتابخونه هاش و کتابفروشی هاش تعریف می کنه.خصوصا کتابخونه های عمومی اش که برا ما ایرانیا دیدنش تو خواب هم محاله.حتما برو و لذت ببر
سلام من هم به نظر خودم در سوئد تشریف دارم اما نه در یوته بوری من در استرومسوند هستم اینجا از یوته بوری سردتر است راستی من 12 دسامبر میرم استکهلم کنسرت ابی سلطان صدا اگه خواستی بیا من هم هستم راستی استرومسوند اومدی بیا من نشونت میدم راستی من وبی دارم که اون نرسیدم من بر خلاف تو با هواپیما اومدم البته هزینه اش زیاد بود دیگه من نمیتونم وقتمو برای اینا صرف کنم من از قرودگاه امام خمینی امدم به فرانکفورت تا پرواز من 2 ساعتی وقت داشتم بعد از 2 ساعت در رآس ساعت 9:15 من با شرکت لوفت هانسا به سوی استکهلم حرکت کردم البته از تهران هم با لوفت هانسا اومدم در فرودگاه ارلاندا به زمین نشستم ساعت 12:15 بعد برای ساعت 5:55 از شرکت اس آی اس به مقصد استشون استفاده کردم ساعت 7:45 رسیدم استرومسوند بعد هم دوستام از قبل اومده بودند و منتظر من راستی اول از همه اونا هم در باره ی انتخابات سوال کردند بعد هم پس از 2 ساعت رانندگی من رسیدم به خانه
فقط براي اينكه اولين نفرباشم عموم سويده اگه خواستي بگوادرس بدم بري يه حالي بهت بده
***********************************************
k1: ترجیح میدم اگه عمه ات اینجاست آدرس بدی برم پیش اون!