جمعه، ۱ آبان ۱۳۸۸

در همون بدو ورود به فرودگاه پاریس، شاید اولین چیزی که نظر شما رو بخودش جلب می‌کنه فرودگاه بزرگ شارل دوگل هستش (البته اگه قبل‌ش فرودگاه‌های آمریکا رو ندیده باشی!) و خب در مرحله‌ی بعدی لباس بشدت مسخره‌ی پلیس فرانسه است که قطعاً همه‌ی ماها رو یاد بازرس دودو کارتون پلنگ صورتی میندازه!

مسیر فرودگاه تا داخل پاریس رو براحتی میشه با مترو (قطار) طی کرد. در تمام طول مسیر تا مرکز شهر که حدود نیم ساعتی هستش دو طرف مسیر و توی جاهایی که حتی دسترسی هم بهش خیلی سخته، گرافیتی‌های خوشگلی رو می‌بینید طوریکه شاید روی تموم دیوارها حتی به اندازه نیم متر هم جای خالی وجود نداشته باشه که روش بشه یه نقش و نگار جدید کشید.

k1-paris-metro.jpg برای ماهایی که توی تهران زندگی می‌کنیم و تصورمون از مترو، همین دو سه تا خط کج و کوله و معیوب متروی تهران هستش تقریباً غیر قابل تصوره که بخواهیم بزرگی و گستردگی متروی پاریس رو توی ذهن‌مون بگنجونیم. خدا شاهده که در رابطه با بزرگی این شبکه اصلأ غلو نمی‌کنم که نمی‌دونم اگه بخوام در رابطه با این شبکه‌ی متروی معروف دنیا بزرگنمایی کنم، سر و ته این همه تیر و آهن‌های پیچیده به کجا ختم میشه!

وجود باجه‌های Information توی تمام ایستگاه‌های مترو، نشون‌دهنده‌ی دو نکته است: یکی اینکه قطعاً این شبکه بقدری بزرگ و پیچیده است که حتی خود شهروندان پاریسی هم توی خیلی از موارد برای سوار شدن به مترو و عوض کردن خط‌ها نیاز به راهنمایی دارند و دوم اینکه توریست توی تمام پاریس و ایستگا‌ه‌هاش وجود داره. جدأ که من مات و مبهوت موندم، اونها صد سال پیش چی توی فکرشون بود و چقدر تونسته بودند آینده‌نگری کنند که چنین شبکه‌ی حمل و نقلی رو طراحی کردند.

هتلی که گرفتیم یه هتل دو ستاره قدیمی هستش که وقتی توی طبقه‌ی شیشم، پنجره‌ی اطاق رو باز کردم توی کسری از ثانیه و بدون ذهنیت قبلی یاد سارا کورویی افتادم که پدرش رو از دست داده بود و توی اطاق زیر شیرونی مدرسه‌شون زندگی می‌کرد! این هتل توی یکی از مراکز اصلی شهر پاریس هستش. شاید بشه گفت مرکزی‌ترین نقطه‌ی پاریس. Paris Nurd یا Gare Du Nurd که از این نقطه براحتی میشه با شبکه‌ی مخوف مترو و با صرف ده دقیقه به هر قسمتی از شهر که می‌خواهید سفر کنید. شهر اونقدر ساختمون‌های زیبا و قدیمی داره که اصلأ نیاز نیست دنبال یه جای خوشگل و دیدنی بگردید که اگه همون دم در هتل هم واستید وسط خیابون و عکس بندازید کلی قدمت و آثار باستانی دور و بر خودتون می‌بینید!

توی همون دقایقی که وارد پاریس میشید شاید فکر کنید توی این شهر، جنگ و یا حادثه‌ی تروریستی روی داده! چون لحظه به لحظه ماشین‌های مختلف پلیس و امدادرسانی رو در حال کشیدن آژیر می‌بینید که توی خیابون اینور و اونور میرن. شنیدن این همه صدای آژیر پلیس احتمالأ از اون چیزهایی‌یه که فقط مختص شهر پاریسه.

بدور از هرگونه تعصب و دید ناسیونالیستی باید با نهایت شرمندگی بگم که پاریس و مراکز دیدنی و آثار زیباش براحتی ریده به جمله‌ی معروف: هنر نزد ایرانیان است و بس! در رابطه با زیبایی برخی از آثار این شهر نمیشه گفت و نوشت که باید پاریس بطلب‌تون و خودتون بیایید ببینید که چرا به این شهر میگن شهر عاشقان.


k1-hedayat1.jpg

با توجه به عکسی که همین بالا گذاشتم و علاقه‌ای که به صادق هدایت دارم بد نیست که اول در رابطه با قبرستون پرلاشز که یکی از معروف‌ترین قبرستون‌های دنیاست صحبت کنیم. تصورم این بود که پرلاشز یه محیط خیلی کوچیکه که با صرف ده دقیقه زمان براحتی میشه قبر صادق هدایت و غلامحسین ساعدی رو پیدا کرد که زهی خیال باطل. پرلاشز بسیار بسیار بسیار بزرگتر از اونی هستش که بشه تصور کرد یه همچین قبرستونی وسط شهر پاریس وجود داره. قبرستونی بسیار زیبا بخصوص وقتی که هوای خوب پاریس و همراه نداشتن نقشه‌ی پرلاشز، باعث بشه شما توی اون شهر مُردگان گم بشید و دیگه بی‌خیال از زنده بیرون رفتن از این مکان فقط از خودتون و سنگ قبرهای زیبا عکس بندازید.

خدا پدر و مادر این نیما، خواننده‌ی عزیزی که من اصلأ ایشون رو نمی‌شناسم و اتفاقاً خیلی دوست دارم باهاش آشنا بشم چون اطلاعات بسیار خوب و مفیدی در رابطه با هامبورگ و پاریس بهم داد رو حفظ کنه و یا بیامرزه که توی کامنت‌ها برام نوشته بود از کدوم در پرلاشز وارد بشم که بعد از اینکه توی پرلاشز گم شدیم و بعد از به دست آوردن یه نقشه و دری که نیما گفته بود، تونستیم قبر صادق هدایت رو زیر یه درخت و توی یه محیط بسیار باصفا پیدا کنیم. همیشه رفتن به پرلاشز و دیدن مزار هدایت یکی از اون جاهایی بود که شاید بشه گفت آرزوی دیدنش رو داشتم. دیدن دسته‌های گل بر روی سنگ قبر این حس زیبا رو به آدم میده که هدایت اینجا هم تنها نیست و ایرانی‌های عزیزی که به پاریس میان قطعاً سری به صادق خان هم میزنند و هر چند اون اعتقادی نداشت ولی قطعاً فاتحه ای براش میخونند.

توی لیست و راهنمایی که در رابطه با آدم‌های مشهوری که توی پرلاشز دفن شدند من اسم غلامحسین ساعدی رو ندیدم و قطعاً بدون داشتن آدرس توی پرلاشز دنبال مقبره کسی گشتن یه چیزی تو مایه‌های گشتن و مُردن و دفن شدن توی همون قبرستون هستش بنابراین موفق نشدم مزار ساعدی رو ببینم.

توصیه می‌کنم اگه روزی گذرتون به پاریس افتاد حتماً پرلاشز، قبرستونی که بیش از دویست سال قدمت داره رو ببینید و برای دیدن مزار صادق هدایت حتماً از در ایستگاه مترو Gambetta وارد پرلاشز بشید که در غیر اینصورت بعید بدونم توی زمان حیات‌تون بتونید بدون نقشه، پرلاشز رو ترک کنید!


۵۲ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
ستاره نقره ای

چه عکس خوشگلی و چه جای باصفایی این آقا صادق خوابیده. خوش بگذره.

عناصر این عکس چقدر به‌نظر آشنا میان! ببینم صادق خان هدایت کدوم‌یکیه؟ اونی که اون زیر خوابیده یا اون آقایی که اونجا نشسته؟! :)

نفیسه

چپ و راست و بالا و همه جای عکس محشره،‌ حتی اون هوای معلق توی عکس!

nastaran

aghaaaa, manam mikham. salame maro ham miresoondi!!!

رضا

روحش شاد.ایکاش ما یاد بگیریم قدر شناس مفاخر درقید حیات خود باشیم

reza

khoshhalam ke belakhare yeki az jahaei ke doost dashte bebin ro, didi

Az

برسان سلام ما را...


ای کاش ازش میپرسیدی که واقعا زندگیش نقشی بر قلمدان بود ؟

fateme

kheyli khoshtipi!!!!!!!!!!!!!!!

اوووه کی این همه گل رو براش آورده؟ یعنی واقعاً انقدر ملاقاتی داره؟ بازم خوش به حالش... سهراب ما تو ایران... راستی کیوان می‌گم پیر شدی‌ها!

لیلا

من چرا فکر می‌کنم کفشات تناسبی با لباسی که پوشیدی نداره!
***********************************************
k1: لیلا جون ببخشید نمی‌دونستم شما چه سلیقه‌ای دارید وگرنه قطعاً همون کفش رو می‌پوشیدم.

خپونی

به به!چه کیفی میکنی

سلام
این خود کیوان است آیا؟
مطمئنا آن خود هدایت است اما این را نمی دانم خوش بگذرد که می گذرد جای ما را خالی کن
راستی غلامحسین خان ساعدی را فراموش نکنی

خیلی خوب بود ،عکس، هدایت، ... راستی عکاس
کی بوده
************************************************
k1: جلال آل احمد!

پريچهر

كسانيكه ميگويند "هنر نزد ايرانيان و بس " بقيه جاهاي دنيا را نديده اند!

كاملا" با شما موافقم

shadi

سلام این سفر که شما رفتی و جایی که داری می بینی دقیقا رویای منه کاش قسمت ما هم بشه

نیما

سلام

خوشحالم چیزاه کمی که میدونستم به دردت خودر و بیشتر خوشحال میشدم که اونجا باهات بودم :)

خیلی خوش بگذرون

کیقباد

خوش به سعادتون . زیارت قبول .

گفت : رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین .
به او گفت که گفته بود :
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد شد
...
خوشا به سعادتون .

maryam

البته از خوش تيپي شما كه كم نشنيديم اما خوب نظرديگه ! عكس مي ذاري كه نمي شه ادم بي نظر رد شه ، اين خانم ليلا راست مي گن ،‌كفشت به تيپت نمي اد،‌ البته اين جوركه درعكس معلومه. بعد اينكه ما كه بدت رو نمي خواييم ،‌ از اين به بعد خواستي بگو عكس بي نظر ! كيه كه جرات كنه رو حرف شما حرف بزنه؟!!!!!!
***********************************************
k1: والله من که خودم معتقد هستم کفش به تیپم میاد ... آخه شما فقط نصفش رو دیدین!

خپونی

فک کنم مشکل دوستان رنگ کفشته! ایتالیا هم میری؟

کیقباد

ملت لطفا" اینقدر گیر ندین به کفش شصت هفتاد هشتاد هزارتومنی .
لااقل بگین شلواره به کفشا نمیاد !
عین همین کتونی ! رو بنده ام دارم . به همین گرونی . مارک دار . ولی آی ست میشه با شلوار جین راسته ی خاکی ارتشی شکاری.
میشی خود خود محمد علی اینانلو در ایران جهانی در یک مرز!
ببین چطور ما رو اغفال کردن که از هدایت هم غافل شدیم .
نمیذارن آخه . یکی نیس بگه شمام وقت گیر آوردید؟ صادق هدایتو ول کردین و بند کردین به کفش کیوان ؟ای بابا
***********************************************
k1: هر چند کیقباد قیمت کفش رو کمتر گفت ولی معلومه که ایشون جنس شناس و مارک پوش هستند شما هم اگه قرار بود روزی 12 ساعت توی پاریس راه برید قطعاً کفش پاشنه 7 سانت پاتون نمیکردین!

shazde

راس می گن خوب طفلکیا!2 تا خانوم خوش سلیقه می گن کفشت به تیپت نمیاد گوش بده دیگه.تنت خورده به تن این اجنبیا.

بهمرام

مشاهیر زنده رو گذاشتی اینجا رفتی پیش مشاهیر مرده ؟ مرده پرست نباش...زندش اینجاست !!
حالا از من گفتن بود...
هرچند من نیز پاریس بسیار دوست بسیار علاقه می دارم !! می خواهم !! پر می کشد !!

حتما از خانه ی بالزاک هم دیدن کنید . در ضمن این کامنت گذار ها واقعا چرا این قدر به کفش های شما گیر دادند؟ هدایت جان هنوز هم در همان جامعه ی عقب مونده موندیم . سفرتون چند تموم شد ؟

فتانه

منو باش كه چقدر دلم سوخت ازت خواهش نكردم سر قبر "احمد كايا" هم بري و يك عكسي بگيري و فكر ميكردم ديگه دير شده براي "ملاقاتِ درخواستي". نگو كه اگر مي‌خواستم هم با اين توصيفي كه مي‌كني اصلا شدني نبوده. خوش بگذره !
كيقباد جان اون عوض كردن شلوار رو منم موافقم :)

دخترجان

چقدر خوب چه سفر خوبي واقعا ... وقتي از گشتن تو قبرستان پرلاشز گفتي ياد روايت غزاله عليزاده ازاين قبرستان افتادم بعد هم ياد خودكشي هدايت و عليزاده خب ...( از عكسها كلي ممنون)

به هدایت گفتی که چقدر نوشتن رو دوست داری و قصه برات یعنی بخش مهمی از زندگی. گفتی که هنوز که هنوزه نه تنها از روزنه ی ای کوچک ، که از طرف که نگاه کن در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره ....... اصلن ولش کن.
این روز ها دوباره با دقت پست هایت را می خوانم. انگار همه ما پیچک شده باشیم پیچیده به دست و پای مسافری که تو باشی تا ببنیم کجا می روی و از شهر فرنگ چه نقالی می کنی.
راستی کیوان یک سوم وقتی آدم پول داشته باشه ، عزم سفر هم داشته باشه ، پس چی می شه که آدم از جاش تکون نمی خوره و نمی ره تا دنیا رو بگرده. آدم باید چه خوابی ببینه که تعبیرش این باشه که پا شو تا بعدش کوله اش رو محکم ببنده و آونقدر دور بره تا گم بشه و با همه چیز غریبه.
مسافر شدن یک شروغ داره. اون آغاز چیه؟
( اینها رو نپرسیدم تا وقتت رو برای جواب بگیرم. تو تا حالا هم که چند پست نوشته ای بخش مهمی از جواب را داده ای).

عاطفه

salame man ro ham be sadegh khan miresundi, migofti kheiliiii mikhamesh!

As long as yo are comfortable in your shoes
Well it's a good sign that people pay attention, we all need love and attention
I miss that beautiful city, each and every corner
Enjoy the coffee shops
Bon moment et amusez vous bien

سلام، سفر بخير! ميدونم كه بهت خوش ميگذره .اصلا مگه ميشه ادم پاريس بره و از لحظه لحظه اش لذت نبره. حتما به ورساي هم برو .از دوري راهش و اينكه يه كم از شهر بيرونه نترس .فوق العاده است!

كوانتوم

خوش بگذره....
اما شلوارت به كفشت نمياد آ !!

كيوان! اميدوارم كه بهت حسابي خوش بگذره و سفر خاطره انگيزي داشته باشي. در مورد جمله «هنر نزد ايرانيان است و بس» اينكه داراي غلو زيادي هستش درسته اما اگر يك فرانسوي هم بياد شيراز و اصفهان ما رو ببينه احتمالا همينقدر خوشش مياد كه تو از پاريس خوشت اومده. پس دليلي نداره كه اينقدر خودزني كني برادر. دوم اينكه واسم عجيبه كه توي سفرت به امريكا اون مشكلات روحي واست بوجود اومد كه نتونستي بموني اما الان اينقدر از هامبورگ و پاريس خوشت اومده كه حتي در مورد بهترين كتابها هم اينقدر تعريف ازت نشنيده بوديم. فكر كنم دليلش اين باشه كه اين سفرت يك سفر تفريحي كوتاه مدت هستش كه فقط به چشم لذت بردن از زيباييهاي اونجا داري بهش نگاه ميكني اما وقتي كه رفتي امريكا چون قرار بود كه توي اون محيط زندگي كني نتونستي با اون شرايط كنار بياي. شايد هم ميزبانت در اين سفر (كه كاملا اونو ناشناخته نگه داشتي) كسي هستش كه از بودن در كنارش لذت ميبري. بهر حال اميدوارم هميشه خوش باشي و اگر فضولي كردم ببخش.

لیلا

سلام
خیلی عکس زیبایی بود خیلی دوست داشتم ببینمتون
خیلی خوشحال شدم که دیدمتون مکانی که هستی بسیار زیباست.

مهر

مرسی از اینکه مارو هم شریک لحطات سفرت می کنی و تو عکس گلای قشنگی که رو قبر صادق خان هدایت هست برام جالب بود که چه رنگهای شاد و زنده ایی داشت آخه اینجا گلهایی که رو مزار مرده های بیچاره می زارن هم مثل زندگیمون خالی از رنگ و بوست! در ضمن کفشای کیوان به نظر کفش مناسبی واسه سفر به نظر میآد و البته قرار نیست ایشون تو فشن شوی پاریس شرکت کنه که کفشش به شلوارش بیاد یا نه!ولی یه چیز جالب اینه که ما تا به حال تو عکسا آقا کیوان رو با انواع شلوارای لی دیده بودیم ولی این شلوار به نظر یه جور دیگه هست و لابد واسه سفر با این راحتتر بوده؟!چون همه اظهار نظر کردن ما هم گفتیم که لال از دنیا نریم!
************************************************
k1: آی قربون این خانوم دکتر فهمیده!

خوش به سعادتتون! خدا نسیب ما هم بکنه!
انشاالله نایب‌الزیاره که بوده‌اید؟

ليلا

حالا چرا عصبانی شدی بداخلاق :دی خب اصلا اگه با کفشا راحتی اونا را عوض نکن شلوارتو عوض کن :)))

ليلا

حالا واسه این که عصبانیت‌ت فروکش کنه و من هم از غافله عقب نیفتم! بذار من هم دیدن چند فقره را بهت پیشنهاد کنم البته یحتمل در لیست خودت هم بوده: کلیسای نوتردام، محله‌ی نقاشان، کاخ ورسای و کاخ الیزه. میدان واندوم هم برو و واسه خانمای خواننده‌ی وبلاگت جواهر سوقات بیار:دی مرکز فرهنگی ژرژ‌پمپیدو و منطقه‌ی لادفانس. خانه موزه‌ی پیکاسو هم فراموش نشود پلیز! قسم می‌خورم که روح پیکاسو هنوز داره در اتاق‌هاش قدم میزنه!

مازيار

كيوان سر قبر فرهاد رفتي يه فاتحه بخون...تز طرف من
درضمن آدم اينجوري درباره كشورش صحبت نميكنه...اگه ما استعمار نميشديم خيلي بهتر بوديم....اونا ساختموناشون رو با حمايت مردم از نظر معماري درست نگه مي دارند انتظار داري با ايم مردم بلانسبت بعضي ها بز...كه فقط ميخوان دودره بازي دربيارن ماهم از اينكارا بكنيم؟

فرشید

موزه لور یادت نره که نصف عمرت برفنا میشه . یک روز حداقل برای دیدن جاهای مهمش وقت بزار حداقل . یه تیپ هم بدم بهت اونم اینکه اگه کردیت کارت داری نمیخواد شیش ساعت تو صف بلیط وایسی از اتومات بیرون موزه میتونی بلیط بخری . خوش بگذره . اگه احیانن از فرانکفورت ردشدی خواستی خبر بده همو ببینیم خوشحال میشم.

pmidvaram paris man ro ham beltalabe.khosh begzareK1

مرمر

نيمرخت چقدر شبيه "مهران مديری" ه! البته نمی دونم ازش خوشت مياد يا نه فقط خواستم بگم تو نگاه اول ايشون برام تداعی شدن!

خوش بگذره، میشه از قسمت کافه رفتنش هم عکس و توضیحات تهیه بفرمایید مارو شریک کنید؟ قهوه تو فرانسه چه مزه ای می ده ؟

shazde

حالا ی ملت میگن شلوارتو عوض کن ما هم گفتیم با ملت همگام بشبم و بگیم تیپت به کفشت نمیاد.تیریپ عوض کن.حالا پا شدی بری اونجا در و دیوارای هنری ببینی؟من خودم بچه هنریم مخلص هنر هم هستیم اما به نظر من بکش بیرون از این گشت و گذار یکم اسوده خاطر شوی.از ما گفتن بود.

راستی پانتئون یادت نره.

نفیسه

خب کنار تموم جذابیت‌های پاریس -که البته به شخصه ندیدم و خدا شانس بده و اینا- این توجه خاصت به شبکه مترو برام جالب بود. حالا نمی‌دونم باید بگم "اوه! چه نگاه متفاوتی!" یا بگم "با عرض پوزش، خودتی، اعتراف کن تو شهر عشاق چی کارا کردی که داری حواس ما رو با مترو پرت میکنی؟!"
و درباره مهمترین موضوع این پست! باید بگم با دیدنش ناخودآگاه خاطرات خوبم از ناخن شصت پام، مخصوصاً توی سفر برام زنده شد ولی فکر کردم زیادی حساسم که کفشت هم نظرمو جلب کرده نگو سِت نبوده :)

کیوان عزیز به جای ما هم یک فاتحه برای صادق هدایت و ساعدی میخوندی البته ساعدی رو احتمالا خودت هم به صورت از راه دور خواندی ولی از موزه لوور اگر رفتی حتما مفصل بنویس اگر وقتت رو نمیگیره  

ژاله

سلام. من معمولن به پیجتون سر می زنم ولی تا حالا کامنت نداده بودم(کم سعادتی و از این حرفا). این دفه دیگه حیفم اومد نگم که واقعن راست میگی. من که این اطلاعات رو نداشتم، رسمن تو پرلاشز گم شدم. نمی دونستم هم که یه ساعتی درش رو می بندن. بنابراین می تونی تصور کنی که با کفش پاشنه بلند و ترس از بیرون شدن بدو بدو هی خودم رو از چشم نگهبان قایم می کردم و هی دعا دعا که بتونم از روی نقشه بلوکش رو پیدا کنم و هی منتظر یه معجزه ای، فرجی چیزی بودم..روز آخر هم بود که اونجا می بودم و دلم نمی خواست بدون یه سلام کردن به استاد راهمو بکشم برم...ولی خب بلاخره توسط نگهبان دستگیر و با تیپا بیرون انداخته شدم...حالا دفه ی بعدی می دونم از کجا برم که حتمن به سر منزل مقصود صادق خان برسم.

ANoosh

Baba Kayvan...mazar e Gholamhossein Saedi, Gohar Morad, too hamoon ghate Sadeq Hedayat bood ke! :((

rahderaz

سیما با صدا جور نیست زحمت کشیدی رفتی پاریس سر قبر جناب هدایت (سیمای ادبی) بعد کامنت ها شروع شده از ایراد به کفش و شلوار (صدای بی ربط) جالب اینجاست تنها به اون کامنت ها جواب نوشتی پس نتیجه = رفتن سر مزار هدایت عکس و پز

banel

من هم مي خواستم بگم كه قبر ساعدي تو قطعه 85 بود
چه دير...

موري

ژست فاتحه خوندن گرفتي، فاتحه هم خوندي؟ اگه خوندي چه عذابي دادي اون بدبختو

amin

تقدیم به صادق هدایت(هرچند دیر):
خاکستر تو را باد سحرگاهان هرجا که برد
مردی ز خاک رویید
از علیرضا بهشتی (در نامه اش به شهید بهشتی)

ارسال نظر