يكشنبه، ۲۶ مهر ۱۳۸۸

صبح ناشتا کلی اونجای اون آقاهه که لباس تمیز سفید پوشیده و پشت کانتر نشسته بود رو مالیدم تا یه جای خوب کنار پنجره بهم بده تا من خارج‌ندیده بتونم از اون بالا طبیعت سرسبز اروپا رو ببینم که خب اونهم لطف کرد و یه جای خوب بهم داد ولی وقتی رسیدم بالای صندلی 36 H دیدم خانمی با بچه‌ی دو سه سالش روی صندلی من نشسته و اصلأ هم به روی مبارکش نمیاره. راستش می‌خواستم بدون توجه به حقوق بشر، بشینم روی بچه تا ریق‌ش در بیاد! که همسرش متوجه این موضوع شد و ازم خواهش کرد یه جای دیگه‌ای بشینم، یعنی دقیقاً انگاری که سوار اتوبوس شمس‌العماره شده باشیم، دَمغ از این حال‌گیری اول سفر یه جایی رو پیدا کردم و نشستم. یه پرواز 5 ساعته انجام شد که خب پرواز خیلی خوبی بود که من خودم به شخصه از ماست کاله‌ای توت فرنگی که موقع نهار دادند بیشتر از همه چیز سفر خوشم اومد!

k1-hamburg.jpg

راستش دروغ چرا، همه‌ی شما عزیزانی که فکر می‌کردین دبی، آنتالیا، مالزی، تابلند و بخصوص آمریکا هستم اشتباه کردین. هامبورگ هستم. در همون بدو امر، پلیس تنومند و غول‌پیکر فرودگاه یه حال اساسی بهم داد. از اونجایی که من نه فقط آلمانی، که حتی انگلیسی هم بلد نیستم به محض ورود به خاک آلمان مکافاتی داشتیم که بیا و ببین! هر چند اگه هر کدوم از شما که خیلی ادعا دارید هم جای من بودید و هیکل اون مرتیکه‌ی اَلدنگ دو متری رو دیده بودید، ریده بودین توی تنبون‌تون و حتی زبون مادری‌تون رو هم فراموش میکردین دیگه چه برسه به اینکه بخواهید آلمانی هم حرف بزنید. خلاصه که بعد از نیمساعت تحقیق و تفحص یه تیم پلیسی، احتمالأ به این نتیجه رسیدند که من آدم حسابی و فرهیخته هستم و این همه راه رو نیومدم که کسی رو ترور کنم و وقتی دیدند که فقط توی کوله‌پشتی‌م سه چهار تا کتاب به این کلفتی هست! معذرت‌خواهی کردن و ول‌کامی گفتند و ول‌مون کرد توی جامعه‌ی بزرگ اروپا تا با داشتن ویزای شینگن هر کجا که خواستم برم.

وقتی آدم حس‌هاش رو بشناسه میتونه توی همون لحظات اول هم متوجه بشه که شهر مقصد رو دوست داره یا نه و خب من باید بگم که هنوز تاکسی توی همون کوچه پس‌کوچه‌های شهر بود که من حس کردم هامبورگ رو دوست دارم. ظهر که هواپیما به زمین نشست هوا 6 درجه بالای صفر بود که خب باید گفت که هوای اینجا سرد و یه پاییز خیلی خوشگل توی شهر حاکم شده که با توجه به طبیعت اینجا چهره شهر رو فوق‌العاده قشنگ کرده. عصری هم دور کوتاهی توی شهر و یکی از پارک‌های شهر زدیم که خب با توجه به عصر یک‌شنبه همه جا خلوت و ساکت بود ولی خیابون‌های سنگفرش شده و خونه‌های قدیمی با آجر نماهای قرمز و خانوم‌های مُسن آلمانی که همه بصورت یه شکل، کلاه و شال گردن دارند از جمله چیزهای جالب توجه تا اینجا بود. که راستش باید گفت این خیابون‌های سنگفرش شده بد جوری قشنگ و دلنشین هستند و آدم از قدم زدن روی اونها اصلاً خسته نمیشه.

۲۸ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

سلام کیوان خان!
امیدوارم خوش بگذره! حوالی سنت پائولی و شهر بازی هامبورگ را شب شنبه حتماً سیاحت کن! کانال گردی در هامبورگ هم باقایق می چسبه ! از مسجد محل فعالیت خاتمی و بهشتی هم هم دیدن بنمایید!
***********************************************
k1:حالا کو تا شنبه شب! من رو میخواستن از توی همون فرودگاه ببرن ستنت پائولی!!!

خودم

حالا دیگه واقعا حسودیم شد...چون من علاوه بر عاشق پاییز و آلمان و ماست توت فرنگی کاله و کتاب های کلفت و شهرهای بندری و موزه ها وکلیساهای سبک گوتیک و کلا اروپا و غیره و ذلک هستم ! ......کلی هم بطور علیحده! عاشق خیابونهای سنگفرش، اونم با سبک و سیاق اروپا و اون حال و هوام......وای که بگم خدا چیکارت نکنه که من و بدجور به هوس انداختی.....حسااااااااااابی جای ما رو تو اروپا خالی کن....خوش باشی

نسرین

راستش حرف خاصی ندارم بگم فقط برام جالب بود که برای اولین بار نفر اول شدم . فقط همین !
سفر خوش

مجتبی

خوش بگذره آقا کیوان (:

I was there years ago. I miss walking on those cobblestoned streets. Enjoy your walk and observations

الآن یعنی این همه راه پا شدی رفتی هامبورگ گردی؟؟!!

nastaran

chera US na?? :(
khosh begzare be har hal.

حالا دیگه واقعا نزدیک تور ایفل آمدی با یک هواپیما می تونی یک سری زود بیائی پاریس و یک بن ژوق بگی البته اگر کمی فرانسه بلد بودی بد نبود
خوش باشی
ماری

سفر خوش بگذره
کی بالاخره رسوندت فرودگاه؟
***********************************************
k1: با آژانس رفتم.

(عصری هم دور کوتاهی توی شهر و یکی از پارک‌های شهر زدیم )

كيوان قدم زدى يا قدم زدين؟؟؟؟

آقا خوش بگذره شديدا، اما من تقريبا مطمئن بودم كه ميرى آمريكا، الان فهميدم كه چرا ميگن اصولا زن جماعت متوهمه، دليل به اين واضحى.
***********************************************
k1: تو که توقع نداری من اینجا تنها باشم؟! دوستانی دارم بهتر از برگ درخت.

حداقل شما يه چند وقتي خوش بگذرون و خستگي دركن. ما هستيم با شب تاريك‌و بيم موج‌و گردابي چنين هايل...

خوش بگذره
اون خيابونهاي سنگفرش حسابي ما رو هوايي كرد
:)

پارميدا

خوش بگذره مهندس جان : )

دنیا

خوش بگذرههههههههههههههههههههههههههه!

فتانه

حالا كه وارد محدوده‌ي شينگن شدي مشغول الذمه‌اي اگر زودتر از 3 هفته برگردي ! خوش بگذره :)

مهر

خوش بگذره آقا کیوان ،من هم هامبورگ رو با این تفاسیر کیوان دوست می داشتم اگه اونجا بودم!

نفیسه

دروغ چرا؟! جدیداً با خبر شدم که خدا واسه 120000 سال آینده یه سری اقدامات جهت دسترسی به اینترنت از اون دنیا به این دنیا رو تو دستور کار داره، اونم فقط محض خاطر بعضی بنده‌های خاصش!
خوش بگذره زیاد...

نیما

سلام
یه سر به kunsthalle بزن و تابلوهای original ه پیکاسو رو ببین.

europa passage هم ببین که خفن ترین مرکز خرید تو هامبورگه که یکی از معمارهاش آقای تهرانیه (ایران ه )

موزه kunst und gewerbe هم همیشه چیزاه جدید میاره اما نمی ارزه بری . فقط بگم که تو gift shop ش میتونی پوستر و کتابا هنر جالب پیدا کنی.

اما planetarium . اینو حتمن برو . مثه سینما 2000 خودمونه اما از زمین تا آسمون فرق میکنه.هر show ش نیم ساعت طول میکشه در مورده آسمون و کهکشانه . تنها بدیش اینه که به زبونه آلمانیه اما واقعا میترکی حتمن بریا
تویه پارک شهره (stadpark)

miniatur wunderland از همه شهرای دنیا یه ماکت درست کردن به چه جالبی . وقتی داری تو سالنش راه میری روز میشه شب میشه . در کل جالبه . اما اگه خاستی بری باید زود بری . ساعت 8 صبح باید دم درش باشی . خیلی شلوغ میشه.

ساختون کناریش هم یه برنامه ترسناکه خفن داره که میرینی به خودت خواستی اونم برو.

St Michael's Church پیانوش قشنگه

St. Nikolai's Church میتونی با آسانسور بری بالایه برجش . همون درو بر بانک ملی خودمون هم هست.

خیابون moenckebergstrasse بهترین سوسیس فروشیه هامبورگ اینجاست . دو تا دکه شبیه هم که روبروی همن هرکدوم یک طرفخیابون . پس هر روز سوسیس بخور

casino ش معروفه ,لباس شیک(smoking dress) و پول یادت نره

و خوش بگذره
***********************************************
k1: نیما جون ممنون از لطفت .... جاهای خیلی خوبی رو معرفی کردی. مرسی.

كوانتوم

بلاخره كي بُردت فرودگاه؟

مرواريد

حسابی خوش بگذره

مهدی

آقا یه سر بیا طرفای ما فرانکفورت بهت بد نمی گذره

کیقباد

خوش بگذره .
حالا که بر خلاف تصور همه سر از آلمان در آوردی ؛ اگه وقت کردی از یه جایی و یا کسی که مربوط به تلویزیون آلمان باشه ؛ مخصوصا" کانالهای ماهواره ای شون ؛ بی زحمت بپرس این کانال سوپر آر تی ال که همش کارتون میداد چرا قطع شده ؟ و اگه میشه مجددا" وصل بشه یعنی کارتی نباشه ولااقل برای ایران !
درخواست عجیب و مسخره ایه نه ؟ ولی اگه بتونی بگوششون برسونی و این کانال باز بشه دعای خیر ملیونها پدر و مادر ایرانی که بعد از قطع این کانال بیچاره شدن پشت سرته.
از دوستان چون برگ درختت که مث بلبل آلمانی حرف میزنن هم کمک بگیری بد نیس . ببینیم چه میکنی !


خپونی

چه خوبه آدم همه جای دنیا دوست خوب داشته باشه. اونهمه پست نوشتی که ای وای و آه و فغان و اشک و چمدون و فرودگاه و رفتن و اینا .. عوضش الان کلی دوست هرگوشه ی دنیا داری که میتونی بری پیششون و حالشو ببری. خوش بگذره

خیلی خیلی خوش بگذره

آفتاب

اَاَاَاَ ..... تو فرودگاه هیچ کارت نکردن که پس شورت نوت حروم شد.....

من فکر کردم ميري و خيلي وقته ديگه نمي اي......با اين پستي که گذاشتي کلي خوشحال شدم.

ماشعير خارجي هم بخور اونجا و يه فاتحه اي به زكرياي رازي بفرست

amin

خوش بگذره
جای ما هم اونجا اگه میشه حتی واسه یکی دو دقیقه
زندگی کن
زندگی
زندگی
از طرف من اونجا یه نفس عمیق از اعماق وجودت بکش
برگشتنی بگو خودم میام دنبالت
نفسی دوباره ....
در امتداد زندگی ....
روز در امید سیاهی .....
شب در آرزوی سپید ....
هر چه نیست، آرزوست .........
.........چه پاک ، چه زشت .......

ارسال نظر