گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
درگيریهای ناخواستهی اخير باعث شد تا يه كمی از مسايل فرهنگی و هنری اين روزهای جامعه دور بشيم و از اونجايی كه انگاری يه حس يا يه فرشتهی عجيب و غريبی هی با اون چوب درازش به يه جای آدميزاد فشار مياره و نهيب ميزنه كه هان ای دل عبرتبين! تو بايد هر هفته حتماً به مسايل فرهنگی و روحی و معنوی هم برسی و در اين راه افشاگری هم كنی، اينه كه آدم شب كه میخواد سر به بالين بذاره چنان دچار عذاب وجدانی ميشه كه بيا و ببين. پنداری نيمی از مسئوليت وزراتخانهی عريض و طويل فرهنگ و هنر رو بر روی كَت و كول ضعيف منِ مُفنگی گذاشتند.
اگه دو خط نوشتن ما از كتاب و فيلم و تئاتر دوباره حمل بر خودستانی نشه و دوستان ما رو به زور قاطی روشنفكرها نكنند و لباس فراماسونرها رو تنمون نكنند بايد اعتراف كنم كه شما خودتون شاهد بودين، هفتهی نبوده كه به ظهر آدينه برسه و ما توی اين وبلاگ يه چيز كَت و كُلفت فرهنگی رو نكرده باشيم! اصلاً همينكه من از آدينه، بجای جمعه استفاده میكنم خودش نشوندهندهی اينه كه ما توی چه فضای لايتنهايی فرهنگی و گسسته از اَرض و خاك داريم سير و سلوك میكنيم كه قطعاً همينجور پيش بره بزودی و برای ترم زمستون شايد حتی چاكراها و دستان شفابخش رو هم توی همين وبلاگ تدريس كنم!
همونجوری كه اين روزها، عكس بهرام رادان بواسطهی اكران دو فيلم بیپولی و ترديد تموم كيوسك و باجههای روزنامهفروشیها رو بحالت تهوع پُر كرده، شنيدن آلبوم جديد محسن نامجو (با تمام ارادت طولی و عرضی بهش) هم به همون حد داره ديگه ميره روی اعصاب و روان همگیمون. بنابراين، اينكه من الان بخوام در حضور شما در رابطه با بیپولی يا ترديد و يا آخ نامجو بگم، قطعاً زيره به كرمون بردنه كه میدونم ديدن و شنيدن اين كارها برای همگیمون از اَهم واجبات اين روزهای خوشگل و عاشقونهی پاييزی شده.
اگه از من بندهی گناهكار خدا میشنويد نه اين دو تا فيلم رادان رو ببينيد و نه به آخ و اوخهای نامجو گوش كنيد. بلكه پنجره رو باز كنيد كه اگه شانس يارتون باشه و نم بارونی بزنه كه ديگه نور علینوره و اگر نه كه دراز بكشيد روی تختی، كاناپهايی، بغل ياری، كنار يخچالی، روی كانتر آشپزخونهايی و چشمهاتون رو ببنديد و فقط به تك آهنگ فوقالعاده زيبای درباره الی گوش كنيد. يعنی اين آهنگ چنان حال من رو دگرگون ميكنه كه تموم مخدّرها و مشروبات و الياف و اعلاف و دار و دستهی حشاشين بايد بره جلو، بس كه زيباست اين موسيقی كه البته ميدونم قبلاً هم در رابطهش نوشته بودم.
البته ناگفته نماند كه ما اون سر دنيا يه دوست موزيسين آدم حسابی داريم كه خب نمیدونم چی شد كه ديگه با سيما و سيرت ما حال نكرد كه خب ما دلمون هم براش تنگ شده اساسی ولی خب شايد تحمل آدم بیسواد و چيزی از موسيقی ندونی مثل من برای ايشون سخت بود كه خب اگه اون الان هنوز رفيق من بود (كه از ديد من هست) قطعاً میتونست اين موزيك رو برامون آناليز و تجزيه تحليل كنه ولی خب حيف. حيف كه بايد خودمون با همين بضاعتی كه نه نت رو میشناسيم و نه آلات و ادوات موسيقی رو، درباره الی رو گوش كنيم كه غنيمتی است توی اين روزهای دو خواهر رضا گلزار و ترديد رادان.
برخلاف ميل باطنی، انگاری بجای تشويق خلقالله به ديدن فيلم و گوش دادن به موزيك بصورت معكوس و ضد ارزشی كار كردم! ولی خب بجای همهی مسايل فرهنگی كه بهش پرداخته نشد بايد بگم اين روزها كتاب چگونه فيلمنامه بنويسيم حسابی حالم رو خوب كرده. خب راستش بايد بگم دوستان نبايد گول اسمش رو بخورنند و بیتفاوت از كنارش بگذرند كه خب منهم قرار نيست كار و زندگی رو ول كنم و بشينم فيلمنامه بنويسم!
در مقدمهی كتاب، مترجم نوشته كه سيد فيلد (نويسنده كتاب) در عالم سينما "مورد توجهترين استاد فيلمنانهنويسی دنيا" است. اين كتاب به يازده زبان ترجمه شده و در قريب به 150 دانشكده و مدرسه عالی كشور آمريكا تدريس ميشه. بنظرم دوستانی كه علاقهی به نوشتن داستان و بخصوص رمان دارند حتماً بايد اين كتاب رو بخونند و خب با توجه به اسمش كسانيكه مايل هستند در زمينهی فيلمنامهنويسی كار كنند كه اين كتاب ميتونه يكی از بهترين رفرنسها و منابع براشون باشه و اما خيل عظيمی از آدمها هستند كه نه علاقهی به كتاب دارند و نه فيلمنامه ولی تموم هَم و غمشون اينه كه حداقل روزی يه فيلم رو ببينيد. توصيهی اكيد من به اين دوستان فيلمباز و فيلمببين هم اينه كه حتماً برای يكبار هم كه شده اين كتاب رو بخونند كه نكات بسيار خوب و آموزندهای حتی برای فيلمنامه ننوشتن هم داره!
چگونه فيلمنامه بنويسيم / سيد فيلد / ترجمه: عباس اكبری - مسعود مدنی / انتشارات نيلوفر / 5500 تومان
آهنگ الي رو هستم خوفناك !
"درگيریهای ناخواستهی اخير" . چند بار همين چند كلمه رو خوندم و جلوتر نرفتم. هي هي، كاش ميشد ماههاي اخير رو مثل يك موجود ناخواسته سقطش كرد و خلاص. بيخيال گناهش.
من كه يك نامه اداري هم نميتونم بنويسم چه برسه به فيلمنامه پس بقيه بخونن و استفادش رو ببرن. انشـــــــــاا...
عجب پست فرهنگييه پرباري، زندهباد:)
اسم آهنگ Song for Eli یه که اصغر فرهادی شاهکار برای فیلمش استفاده کرد. صد در صد باهات موافقم. شنیدن این اثر چقدر حال آدم رو خوب می کنه.
ممنون از توصیههای فرهنگیت. سعی میکنم نبینمشون!
- دربارۀ الی رو هنوز گیر نیاوردم ببینم و نمیدونم واقعن همینقدر که همه ازش تعریف میکنن تعریفی هست یا نه. ولی مدتیه من از توی ایران تی وی دارم آنلاین فیلمهای ایرانی رو نگاه میکنم و حتی یک فیلم بدرد بخور هم ندیدم. نمیدونم واقعن دیگه کسی توی اون مملکت نمیخواد فیلم خوب بسازه یا نمیتونه؟
- آهنگ رو دانلود کردم اما نتونستم بازش کنم. نمیدونم چرا. اطلاعات کامپیوتری من در حد صفره . ولی ممنون که گذاشتی.
- خدا رو شکر ایندفعه کتابی معرفی کردی که میتونم توی آلمان گیر بیارمش. البته ایران که اومدم " بیوتن" رو گرفتم و به نظرم خوب بود. یه کم آب بسته بود بهش ولی خوب بود. بیزحمت این قسمت معرفی کتابها و فیلمهای خارجیشو بیشتر کنین که ما بلادکفر نشینهای غربت نشین هم یه فیضی ببریم.
- از اونجائیکه این اعتیاد ریدری و یا گودری و یا هر چی که بهش میگن کامنتگزاران تنبل مثل من رو تنبلتر کرده همینجا بابت پست قبلی و نوستالژی مخملی و نرم توش تشکر میکنم با یه دلستر اضافه به خاطر بچه محل بودنتون.
تا کامنت بعدی بدرود
خواستم از نفرات 1 تا 10 ای باشم که نظر میدم
جایزه چی هست حالا... که خیلیا دوست دارن اول دوم سوم ...بشن؟
************************************************************
k1: به بقيه كاری ندارم ولی مال تو با اين همه شور و علاقه و انرژی و پتانسيل! يه جايزه اسپيشاله كه گذاشتم كنار!
ببخشيد؛ درسته كه شما توصيه كرديد كه به نامجو گوش نديم! ولي اگه يه موقع خواستيم گوش بديم شما مي دونيد آلبوم جديدش رو از كجا مي شه گير آورد.لطفا دانلود از اينترنت رو پيشنهاد نفرماييد كه سرعت اينترنت ما بسيار بسيار نا اميد كننده است.
در مورد بي پولي هم قرار بود با دوستي(البته اگه وقت بكنه!!!) بريم ببينيمش؛جدا ارزش ديدن نداره؟
*************************************************************
k1: خب بعضی وقتها من يه سری چيزها رو به طعنه و كنايه مینويسم كه خب البته خودم هم نميدونم كدوم حرفم جدی و كدوم شوخيه! بنابراين من ميتونم پيشنهاد كنم كه بیپولی رو ببينيد قبلاً هم در رابطهاش نوشتم. آخ نامجو رو هم گوش كنيد ديگه چی بايد بگم؟!
قرار بود در مورد نحوه گير آوردن آلبوم آخ راهنمايي بفرماييد!
***********************************************************
k1: دروغ نگم همه اهالی وبلاگستان كه اين آلبوم رو گوش دادند به روش كاملاً ناجوانمردانهی دانلود از اينترنت گوش دادند. اگه عذاب وجدان داري میتونی صبر كنی وقتی خودت رفتی بلاد كفر از اونجا بخری.
اٌاٌاٌ چه کتاب گرونی من که ندارم از این خرجا بکنم. بی زحمت در ادامه فعالیت فرهنگیت کتابو به من هم قرض بده که بی حساب بشی با فرهنگ این جامعه
درود بر كيوان فرهنگي ما! بابا ايول! خوشم مياد همه جا سرك مي كشي! از دل و روده ي آدما گرفته تا ....... (تا كجا؟) الحق كه به عنوان جايزه لايق داشتن يه لپ تاپ ماماني هستي! :))
اون كتابه كه هي دل ما رو سوزوندي و گفتي اسمشو نمي گم همين بود يا يه شصت تا كتابي بينش فاصله افتاده و بيچاره صد تا كفن پوسونده؟!!
يادمه اون موقع ها كه خيلي خيلي اهل نوشتن بودم يه فيلم نامه ي به ظاهر فيلم نامه نوشتم تحت عنوان جنس سوم. قشنگ بود. كلي هم روش كار كردم اما نمي دونم چرا به كل از يادم رفت و ديگه سراغشو نگرفتم..... خب الان با اين پست تو به يادش افتادم و فكر مي كنم بهتره يه سري بهش بزنم! (مچكرم)
اصولا با آهنگ و موسيقي حال مي كنم. شايد كنار گريه و نوشتن، فقط "به ارتعاش در آوردن سيماي ويولن" بهترين روش آروم كردن من باشه!
..
..
..
..
..
عشق بازي را
تحمل بايد
اي دل
پاي دار .....
(همين جوري!)
پست فرهنگی ی پر باری بود . مثل همیشه خوب و قشنگ . ولی خب ! یه کم خبش ( خب ) زیاد بود!
این بار به سبک ملا نقطه ای ها کامنت گذاشتم شما بدل نگیرین یه وقت .
***********************************************
k1: خب
یعنی دیگه از رئالیسم جادویی خبری نیست و باید منتظر یه فیلمنامه از شما باشیم ؟
خیلی بعید میدونم که بعد از خوندن این کتاب تحرک نشی و تستش نکنی .
مثل خر موندم تو گل هیچکی هم نیست کمکم کنه.تو یه ماه سه تا ازمون عملی دارم در سه رشته که هیچ ربطی به هم ندارن.هیچ جارو نداشتم بنالم اومدو اینجا.شرمنده)):
***********************************************************
k1: اتفاقاً دقيقاً روی آزمونهای "عملی" ميتونی روی ما حساب كنی!
مرسي واقعا عصر خيلي خوبي داشتم با موزيك پيشنهاديت ممنون
ببینم دادا تو بساطت کتاب "چگونه پایاننامه بنویسیم" پیدا نمیشه؟ :دی
یه سریال دارم میبینم ( کالیفرنیکیشن) خیلی باحاله. داستان یه آقاییه به اسم هنک موودی که خیلی خیلی هم بی ناموس و پدر سوخته است و البته خیلی نویسنده توپیه و خیلی هم خانمها دوسش دارن و ....
منم توصیه میکنم بری این سریال رو ببینی. میدونم سریال دوست نداری اما این مثل لاست و اینها طولانی نیست. اپیزودهاش کوتاهه.
بله! امروز که روز بزرگداشت حافظ (عزیزم) بود در کنارش یه برنامه برگزار کردن تجلیل از مسعود کیمیایی. که در واقع به پاس این همه سال فعالیتو اینا تمبرشو چاپ و بعد رونمایی (؟) کردن. آخرشم که پخش فیلم سرب کیمیایی بود.
خوش گذشت. فضا هم فضای دلچسبی بود. به قول شیرازیا جای همه ی دوستان فرهنگی ما سبز! (البته این سبزه نه اون سبزست. هرچند که از بی ربطیشم میشه فهمید)
با اجازهي صابخونه: دوستاني كه علاقهمند به آثار "احمد محمود" هستند امشب (سهشنبه) بعد از خبر ساعت21 بي.بي.سي فارسي ديدن پخش مجدد فيلم مستند "احمد محمود نويسندهي انسانگرا" را از دست ندهيد، البته اگر براي دقايقي حاضر به صرفنظر كردن از تماشاي سهريال "دلنوازان" هستيد:دي
وای کیوان تبریک میگم تو بازم رکورد شکستی! و اینبار رکورد استفاده از کلمه "خب" در یک جمله ( 5بار!):
"البته ناگفته نماند كه ما اون سر دنيا يه دوست موزيسين آدم حسابی داريم كه خب نمیدونم چی شد كه ديگه با سيما و سيرت ما حال نكرد كه خب ما دلمون هم براش تنگ شده اساسی ولی خب شايد تحمل آدم بیسواد و چيزی از موسيقی ندونی مثل من برای ايشون سخت بود كه خب اگه اون الان هنوز رفيق من بود (كه از ديد من هست) قطعاً میتونست اين موزيك رو برامون آناليز و تجزيه تحليل كنه ولی خب حيف."
in gheteye musighi "shahkar"bood....
too badazohre abrie toronto....ajib chasbid.
vaghean merci.
...فقط برا اينكه اول شده باشم... No Comments....كي آپ كردي .. ..الان تازه هفت و نيمه ...