شنبه، ۲۸ شهريور ۱۳۸۸

ماها آدم‌های قانعی هستيم كه خب راستش شايد قناعتِ زياد، همچين خوب هم نباشه. يه زمانی كه خيلی دور نبود يعنی مال همين چند روز پيش‌ترها بود سقف و اوج خواسته‌های اينترنتی و دنيای سايبری‌مون، رفتن بدون دردسر و خون و خونريزی، به فيس‌بوك و ديدن چار تا عكس و اِستاتوس از دوست و رفيق‌مون بود و حالا به لطف و مَدد همون قناعت، دو روزه كه وارد شدن به ياهو و جی‌ميل و چك كردن ايميل‌ها‌مون شده يه چيزی تو مايه‌های آنچه يافت نمی‌شود، آنم آرزوست!

يعنی همونجوری كه يه روزی فكرش رو هم نمی‌كرديم، گوشت رو بخريم كيلويی 15 هزار تومن و يه بربری 25 سانتی‌ و ناقابل رو 500 و سنگگ دو رو خشخاش رو هزار تومن، يه روزی هم فكر نمی‌كرديم رسد آدمی به جايی كه توی مملكت‌ش حتی ديگه ايميل‌ش رو هم نتونه چك كنه. حالا من اين وبلاگ زپرتی رو دارم و می‌تونم از حال و روزم به فك و فاميل و دوست و رفقای پخش و پلا شده در اقصی نقاط دنيا خبر بدم كه حال ما خوب است اما تو باور نكن ولی اون بنده خداهايی كه وبلاگ ندارن يا اگر هم دارن ديگران درش رو تخته كردن و حالا دست‌شون به اَبول ميرزا تقی‌خان هم بند نيست چيكار كنند؟! همين امروز كلی كامنت داشتم كه ازم خواسته بودن پيغام‌شون رو به بوی يا گرل فرند‌شون كه از دست‌شون ناراحت و باهاشون قهر كردند برسونم، چونكه می‌دونستند اونها هم اينجا رو می‌خونند. خلاصه از پشت يك سوم نگو، بگو DHL، بگو UPS، بگو اداره پست و تلگراف!

بازی ديشب استقلال _ استيل آذين از شبكه‌ی 3 بدليل مشكلات فنی پخش نميشه و همون موقع از كانال جام‌جم بصورت سياه و سفيد پخش ميشه! خب يعنی اگه اين مشكلات فنی واقعاً هم اتفاق افتاده بود بايد يه كاری می‌كردن كه حداقل ديشب اين مشكلات فنی اينجوری تابلو اتفاق نمی‌افتاد خب ذهنه ديگه نميشه بهش بقبولونی كه عدم پخش مسابقه‌ی زنده فوتبال بخاطر مشكلات فنی بوده. البته اين رو فقط همين‌جوری محض اطلاع گفتم وگرنه ما از اين دو تا چشم‌مون بدی ديديم و دروغ شنيديم كه از اين صدا و سيمای عزيز و محترم نديدم و نشنيديم! وقتی ميگن مشكل فنی داره خب ما هم قبول می‌كنيم فقط اين دل و ذهنِ خيره‌سر چون سر وته‌ش معلوم نيست و تا حالا باطوم‌ بهشون نخورده و توی اونجاشون فرو نرفته، ديشب توی تموم لحظاتی كه مزدك بابت عدم پخش مسابقه فوتبال معذرت‌خواهی می‌كرد و تكرار می‌كرد كه بواسطه‌ی مشكلات فنی قادر به پوشش بازی نيستند اينها هی به من چشمك ميزدن و با صدای بلند شيشكی می‌بستن و می‌گفتن، خودتونيد!

ارنست همينگوی توی يكی از مصاحبه‌هاش ( ده گفت‌و‌گو، احمد پوری، نشر چشمه) گفته كه صفحه‌ی آخر كتاب وداع با اسحله رو 39 بار نوشته و خط زده تا به اون چيزی كه می‌خواسته رسيده. بعضی از صفحات رو بايد هی نوشت و خط زد. هی نوشت و هی از سَرنوشت تا موندگار و جاويدان شد. اگه همينگوی با نوشتن وداع با اسحله،‌ ابدی شد شايد اگه ما هم بعضی روزهای زندگی‌ و بعضی لحظات تاريخی عمرمون رو چندين بار بنويسيم و خط بزنيم و های‌لايت كنيم برای هميشه توی تاريخ بشريت موندگار بشيم. قطعاً خودتون می‌تونيد اين پاراگراف رو با نوشته‌ها‌ی بالا ربط بدين ديگه؟!

۲۰ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

پاییز اومد چه پر سروصدا.
از اول تابستون قدم هاش رو شمردم تا برسم به مهر،آبان رو یه نفس بدوم تا خودِخودِ آذر.
من پیغامی واسه کسی ندارم که به ش برسونی!!

آفتاب

جهت رفع مشکل و کمک به دوستان جهت اطلاع از حال همنوعان، انواع ایمیل در فضای yahoo و google چک می شود.
با من تماس بگیرید.D:

درنا هستم

شايد در جواب اين حرفا فقط بشه يه آهي كشيد نه بيشتر!

سوفي

صنم وبسايتشو واگذار كرده به آيدا، بلاگفا فيلتر شده، تو فيس بوك با هزار جور دردسر و صد تا فيلتر شكن ميشه وارد شد اونم به صورت محدود، پاييز داره مياد و .....

فقط اي کاش تا خط زدن هاي مداوم و پي در پي تا رسيدن به نتيجه ، نتيجه هاي قبلي يادمون نره

با همه ي اين تفاسير بازيه باحالي بود...دست خودشون بود يه چند تا از بازيكن ها هم دچار نقص فني مي كردند!

بيچاره مزدك رنگ به رو نداشت..نگو آقاي باتوم به دست پشت دوربين واستاده بود!

اين آقا ارنست هم قشنگ حرف مي زنه ها!

نمیدونم هنوز هم عاقلانه است که از غصۀ نبودن توی خاکی که به جونم بسته است غمباد بگیرم یا نه. زمانی که من از اون خاک بیرون اومدم نون سنگک صد تومن بود.
ای میل و یاهو مسنجر چک کردن هم جز آرزوها نبود.
امروز دیگه هم پیدا کردن دو تا سیاستمداری که جنم آدم بودن رو داشته باشن سخته، هم پذیرفتن دلائل اونها برای نقصهای فنی!!! اگر دلیلی وجود داشته باشه برای همۀ این آدم نبودنها و دمهای خروس و نقصهای فنی!!!

ليلا

هاها... من كه هنوز مست و شنگول وقايع اتفاقيه‌ي "روز-قدس" هستم، پوز بعضي‌ها خورد اساسي :دي ايضا گوگيجه گرفتن حضرات هنگام پخش بازي جيگرم را حال آورد! گرچه سيماي-ضر-غامي واسه ما تحريم هستش اما اخبار خوب زود پخش ميشه :پي

خانم قدیمی

استفاده ابزاری از این وبلاگ:
دلم برات تنگ شده.......
خدا کنه این کامنت رو بخونه!

با تشکر از صاحبخونه محترم
***********************************************
k1: این کامنت مال هر کسی هست خودش بیاد و اعلام کنه.

مازيار

1-سلام
2- دست شما درد نكنه آقا كيوان از طريق سايتت پيغام زري رو به پري ميرسوني و پيغام كامي رو به سامي ...شايد هم سامي رو به زري و...حالا اگه من گفته بودم اينكارو بكن تازه اونم بشوخي از 8 جهت مختلف ودر دوازده قسمت نامساوي جرم ميدادي...دست شما درد نكنه ناسلامتي تقريبا هم محل و هم مدرسه اي بوديما...اون قديم نديمارو ميگم
3-اه اه اه استقلال هم ديدن داره بازيش....؟(البته اگه ببازه براي خنده بد نيست)نكنه با همه عيوبت استقلالي هم شدي؟
4- خداحافظ

آره...شاید بهش بشه نقص فنی هم گفت...ذهن و مغز بعضی جماعت تصمیم گیر نقص فنی داره انگار..

مهر

راستش من یه جایی بودم که ملت از بس فوتبالی بودن اصلاً به حرفای من توجه نمی کردن آخه من هی می گفتم من می دونم نقص فنی از کجاست ولی کو گوش شنوا! در ضمن اگه میشه از اینجا واسه کسی ÷یام فرستاد با اجازه آقا کیوان عرض سلام وارادت خدمت همون رفیق غیر دسترسمون داشته باشیم،خودش می دونه کیه!!

پيروز

اينا نمي گن خيلي ها يا خودشون رفتند ورزشگاه يا يكي رو مي شناسند كه رفته ورزشگاه. آخه اگر عصر ارتباطات هم نبود بالاخره اين چاخان ها به رسوايي تبديل مي شد...

رضا فتوحی

گاهی فکر می کنم چقدر باید صبوری کنیم تا این مشکلات فنی بر طرف بشن!

هنوز اون کتابه رو تموم نکردی؟... جمله‌ی همینگوی واقعاً واقعاً جالب بود...

پس این همه "ترس" دیگه چرا !؟!
http://manosayeh.blogfa.com/post-86.aspx

35درجه رو خوندم.یه کم البته.چقدر سبک نوشتن ت فرق میکرد با این یکی-از پشت یک سوم عزیز من-
راستش خیلی دوستش نداشتم.خوب بود.نوشته ها خوب بودند اما من باهاشون غریبه بودم.خودت نبودی انگار! نپخته و خیلی جوون تر از حالا به نظر میومدی و کلی هم عاشق-به خصوص سکس رو خیلی روش پافشاری کردی توی 35درجه-
کیوان تو چرا این همه سختی؟
و چرا بین این همه آدم این قدر دوست داشتنی؟
میدونم کامنت هات رو چک میکنی.برای همین راحت مینویسم
سلام
************************************************
k1: راستش شما به کشف بزرگی نائل شدی یعنی راستش هنوز هم نشدی ظاهراً خودم باید بگم که:
من با 35 درجه فرق دارم یعنی اون آقا یه نفر دیگه هستش که اون وبلاگ رو مینویسه و من یه نفر دیگه که این وبلاگ رو مینویسم ... حکایت هر گردی گردو نیست. واقعاً که احسنت به این همه هوش و ذکاوت. احسنت و هزار احسنت!!!

میترا

من امشب دنبال یه مطلبی می گشتم سرچ کردم کودک یک و نیم ساله که شانسی به وبلاگ شما برخوردم . اون قسمت پرشان و اینا، همه روخوندم خیلی برام جالب بود البته وقت زیادی ندارم که همه نوشته ها رو بخونم
آخه من هم یه بچه یک و نیم ساله دارم که روزها اصلا به من اجازه نمی ده بیام پای کامپیوتر .یعنی دربست در اختیارشم. الان که خوابه از فرصت استفاده کردم.
راستی الان پرشان چند وقتشه؟
***********************************************
k1: کمی کمتر از یک و نیم سال

كوانتوم

حالا كه پيغاماي دوستان و ميرسوني يه بخش ديگه هم اضافه كن به وبلاگت ...فيلتر شكن فيس بوك سراغ داري؟؟
**********************************************
k1: از U95 استفاده كن.

ببین کیوان جان داری تشویش اذهان عمومی میکنی ها !! کجابربری 500 تومان گوشت 15000 تومان ؟! بیا نارمک از محل رفیقمون بخر ارزون ! مفت تازه کهریزک هم هست اونجا تازه غیر از گوشت باطوم مفت هم میدن !
هرچی فکر میکنم از اینها و این صدا و سیما وقیح تر ندیدم . 

ارسال نظر