پنجشنبه، ۲۲ مرداد ۱۳۸۸

k1-open book1.jpg احتمالأ موقع امتحان‌های ترم سوم دانشگاه بود که با واژه‌ی "اُپن بوک" بصورت عملی آشنا شدیم. وقتی استاد تو همون جلسات اول ترم بهمون گفت: امتحان‌تون هم بصورت اُپن بوک برگزار میشه، حس کردیم اونقدر بزرگ شدیم که دیگه تموم هستی و کائنات، بهمون اعتماد و اطمینان دارند و حتی میگن سر جلسه‌ی امتحان می‌تونیم با خودمون کتاب و جزوه و ماشین حساب ببریم. اول مهر بود که یه نمره‌ی بیست برای اون درس گذاشتیم کنار. ترم سوم گذشت ولی چه گذشتنی!

واحدها رو هی پاس کردیم و رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به ترم هشت. آخرین ترم. من بودم و پونزده شونزه واحد باقی مونده و خداحافظ دانشگاه. اینبار وقتی توی همون اولین جلسه‌ی درس، استاد گفت امتحان آخر ترم‌تون هم بصورت اُپن بوک برگزار میشه، همون ته کلاس شَتلَق، دو دستی زدم توی سرم به این معنا که وای خدا بدبخت شدیم چون حالا دیگه می‌دونستم امتحان اُپن بوک به اعتماد و اطمینان و بزرگ شدن ما دانشجوها هیچ ربطی نداره بلکه یه رابطه‌ی خیلی ظریف و مستقیم و تنگاتنگ و فیس تو فیس، با سرویس شدن خوار مادر همه‌ی دانشجوهای اون کلاس داشت!

۳۳ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

نمی دونم چرا دوباره اولین نفر شدم که دارم نظر میدم البته حدس میزنم.چی شده درباره اپن بوک نوشتی؟خبریه؟!در ضمن یه وقتی میگفتی تا دوم متوسطه بیشترنخوندی آقای مهندس!
***********************************************
k1: میشه لطف کنید و بگید شما چی حدس میزنید؟!

وااااااااااای پس من که دو هفته دیگه امتحان اپن بوک دارم بدبخت شدم :((((

مهدي رحيمي

سلام
ببخشيد اگه ممكنه براي سايتتون خروجي فيد بذاريد.
ممنون

گفتی اپن‌بوک و کردی هلاکم...!!

مهر

اینو کاملاٌ درک می کنم چون وقتی بعد امتحان بورد پنج نفره از روی کتابا نمی تونستیم جواب سوالا رو پیدا کنیم فهمیدم اگه امتحانمون اپن بوک هم بود هیچ فرقی تو نتیجه نمی کرد!

ما امتحان اُپن بوک و از این قرتی بازیا نداشتیم همه استاتید در خدمت سرویس دادن به هفت جد این و اون ور دانشجو بودن خیلی دیگه لطف میکردم می گفتن یه برگه فرمول می تونید بیارید. استاد یکی از درس ها که از قضای روزگار تنها پروفسور موجود در کل دانشکده خوشگل ما بود (16 سال پیش) سر یکی از درس هاش اعلام کرد می تونیم یه برگه با خودمون ببریم که فرمولا رو توش بنویسیم و توضیحی درباره سایز برگه نداد لابد فک کرد ما جنبه داریم. همین هایی که گفتی سر ما هم اومد و صد البته من به یه برگه اکتفا نکردم یه طومار پر کردم و بردم و صد البته تنها کمکی که کرد این بود که ترم بعدش استاد اومد بالا سر من واستاد در آخرین روز کلاس و تو چشای من زل زد و شمرده شمرده انگار داره با منگولا حرف میزنه گفت یه برگه آ چ ه ا ر می تونید فرمول با خودتون بیارید سر جلسه!

ناهيد

در دوران دانشجويي، كلاً دو تا امتحان اپن بوك داشتيم كه اگه اشتباه نكنم هر دو تاش رو 12 يا 13 شدم كه كمترين نمره هاي من در كل دوران دانشجويي بودن :)

گلسا

اپن بوک یعنی سر امتحان ریاضی می تونی کتاب شیمی رو باز کنی چون از کتاب فلسفه سوال دادن!

ناهيد

در كل دوران دانشجويي دو تا امتحان اُپن بوك داشتم و هر دو تاش رو 12 يا 13 شدم كه كمترين نمره هاي دوران دانشجويي ام بودن.

من عادت ندارم به کسی لطف کنم.نمیدونم شاید تو رو با یه آقای مهندس دیگه اشتباه گرفتم.آلزایمر دارم انگار!!!ببخشید

حمید

یکی از اساتید ما برای درس ارزیابی کار و زمان توی امتحان اپن بوک 5 نمره تعریفی داده بود!

این پیشنهاد یک روزی از طرف یکی از استادها شد. ولی چون از آخر قضیه و ... باخبر بودیم. پیچاندیمش و تن به این خفت ندادیم.
همان 10 ‌مان را سق زدیم و رفت.

نگار6

یه دفعه سر امتحان اجرا که فکر می کردم حفظی می یاد و با یه خودکار رفته بودم سر جلسه دیدم ای دل غافل همه جزوه باز کردن!تا آخر امتحان هی التماس به بغل دستی و سیخونک زدن به دختره ی جلویی و نگاه های مظلوم و سفیه اندر عاقل -یه دیقه یه بار- به پسره ی پشت سری تو شرایطی که تمام تن و بدنم یخ کرده بود و می لرزید نتیجه اش این شد که پسره تو 3 دیقه وقت اضافی که استاد داد جزوه رو پرتاب کرد رو میزم
تو اون 3 دقیقه هم همش عدد 3 جلو چشام بود و دستام زلزله 8 ریشترو تحمل میکرد خودکار بدبخت 10 بار افتاد زمین و...
چند روز بعد که تو کوریدور استاد مربوطه رو اتفاقی زیارت کردم و خودمو به ندیدن زدم دیدم استاد صدام کرد و گفت خانم فلانی حیف که تو این دانشکده مرسومه کسی اجرا نیفته! شمام که ترم آخری...خلاصه حواست باشه حواسم هست..
خدا خوار مادرشو عمر طولانی دهاد!!
***********************************************
k1: اجرا یعنی چی؟!

نگار6

یعنی اجرای سازه های بتن آرمه و فولادی-از معدود درس هایی که 2 تا استاد داره. یکی اجرای سازه های بتنی درس می ده یکی فولادی... این بتنی بود که خراب کردم..فولادیشم خراب کردم تازه!! حالا شاید شما بگین عجب آدمی ولی تو اجرای فولاد چند تا سوالو از رو دوستان زدم آخه تستی بود راحت می شد تقل زد اما آخرش استاد بعد اینکه برگه ها رو گرفت گفت 6 نوع سوال طرح کرده بوده...که اینجام مغبون شدم !
************************************************
k1: آهان فکر کردم منظور از "اجرا" اینه که شما تئاتر خوندین!!!

این تجربه‌ای یه که هر دانشجویی در بار دومی که با امتحان اپن بوک روبه‌رو می‌شه، داشته!

الناز

دقیقن عین پست مصائب دوست داشتن زردآلوم، با جمله جمله اش زندگی کردم:))

لیتیوم

یعنی فقط همین نوشته هات هستش که واقعا ارزش داره!مجذوب این طرز نوشتن هستم......هیچ ربطی به پستهای قبلی نداره اما تو میزاریش.....

نفیسه

باز یا بسته، مسئله اینست؟؟!

پارميدا

قشنگ بود : )

فتانه

تو ليسانس يك امتحان "جزوه باز" داشتيم كه نتيجش بد نشد. تو فوق ديگه "جزوه باز" خبري نبود يكي از اساتيد گرام امتحان "take home" ميگرفت. يعني خرداد سوالها رو ببر خونه و شهريور جوابها رو ايميل كن ! افتضاح بود. خـــيــــلي كار برد. تمام تابستون خستگيش به تنمون بود. اما من كه از رو نرفتم ترم بعد هم تك درسي رو كه ميشد از دروس دكترا گرفت باز با همين استاد گرفتم. باز هم امتحان "take home" ! تازه استاد مربوطه فقط "take home" نمي‌گرفت درسهاش پروژه و مقاله هم داشت. آي خوش مي‌گذشت. آدم چلونده مي‌شد :)

اوپن بوك يعني نابودي
يعني افتادن رياضي مهندسي در ترم آخر
يعني برداشتنش تو تابستون
يعني معرفي به استاد
يعني بدبختي
يعني همينا كه همه ناليدن
يعني لعنت به روح و آبا و اجداد استاد

مازيار

والله ما تو امتحان اپن بوك طراحي اجزا 1 خارمادره هرچي تقلب بود فلان كرديم ...يكي حل المسائل رو توي كتاب صحافي كرده بود من حل مسائل مهم رو توي كتاب با مداد نوشتم...خلاصه چون ميدونستيم طرف از سئوالهاي كتاب ميده اينكارو كرديم نتيجه اين شد كه آقا شك كرد كه كسايي كه سئوال رو تكثير كردن سئوالهارو لو دادن...منهم جلوي استد رو گرفتم حقيقت رو بهش گفتم نتيجه اين شد كه به من 10 داد بيشتريهارو انداخت

الان هر وقت سر كلاس مي گويم امتحانتان اپن بوك است در دل من چيزي مي گذرد و در دل شاگردانم چيز ديگري..همين كه مي گويي..

از اپن بوک دل خوشی ندارم
در ضمن ما هر چه کردیم سایت شما در گودر اد نشد که نشد چاره چیست؟

ليلا

و خداوند "اپن‌بوك" را خلق كرد براي تميز دادن مابين دانشجويان باسواد و بي‌سوات :دي

علی

اپن همه جورش باحاله !!!! بجز بوک ش.

آی گفتی !

آی اپن بوک ! آی اپن بوک !‌ کلا امتحان 3 تا درس رو اپن بوک برگزار کرد که الان بعد از 10 سال یادش می افتم جاش میسوزه !! چون اولین بار خوشحال رفتیم سر جلسه بعد از 2 ساعت پشتک وارو زدن تازه 1 مسئله رو نصفه و 4 تای دیگه رو نفهمیده بودم بعد قیافه بقیه سر امتحان هم جالب بود همه عین منگولها در دیوار رو نگاه میکردن ! به قول شما اونموقع فهمیدم اپن بوک یعنی چی ؟

ليلا

به یاد نوید مجاهد که حقی بر گردن ما دارد:
http://www.debsh.com/

کیقباد

یادش بخیر تووی یه دانشگاه این مملکت یه روزایی میگفتن :
مید ترم ... کو ییز ... فاینال و ...
حذف و اضافه و انتخاب واحد و ... همه معادل انگلیسیش بکار میرفت حتی رشته های انسانی و حتی ادبیات فارسی هم اول ترم و موقع ثبت نام و انتخاب واحد لیست درسها رو به انگلیسی میگرفتن و باید از روی اون انتخاب واحد میکردن و باقی قضایا ...
میگفتن اون دانشگاه با دانشگاه پنسیلوانیا طرف قرارداده و ...
...
حالا چی شد که از اپن بوک به اون دانشگاه رسیدیم دلیلش اینه که بعله .. ما هم بعله دیگه ...

پس چرا من اینهمه حسم نسبت به اپن بوک خوبه؟! یعنی کلن هیچ وقت با امتحانای اپن بوکم مشکل نداشته ام چرا؟!

اين يكي را خيلي خوب اومديد!!!!!!
مخصوصا دو خط آخرش را!

اشي

بهترين خاطره من از اولين امتحان كتاب باز مال دوران ليسانسه، با وجود سخت بودن امتحان كلي به همه خوش گذشت، يك آقايي كه كارمند دانشگاه بود اومده بود مراقب ما باشه و طفلك نميدونست امتحان كتاب بازه از اول جلسه شروع كرد به جمع كردن كتاب ها بچه ها هم در ته نامردي سعي ميكردند كتابهاشون رو قايم كنند.
در ضمن من دوباره سعي كردم اما google reader وبلاگ شما رو پيدا نميكنه؟؟
***********************************************
k1: فكر كنم بايد يوزر نم پسورد گوگل ريدرت رو بدي تا من خودم اين كار رو برات انجام بدم!

ارسال نظر