گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
بنا به گفتهی مسعود بخشی، تهران انار ندارد فیلمى است کمدی، درام، موزیکال، مستند، عشقی، تجربی و البته تاریخى! و خب باید بگم که به عقیدهی من، گفتههای مسعود خان، کارگردان جوون این فیلم یه ادعا نبوده که تهران انار ندارد سرشاره از همهی این خصلتها و ژانرهای سینمایی!
عصر پنجشنبه رو در طبقهی چهارم یا پنجم سینما آزادی و توی سالن شهر فرنگش به دیدن تهرانِ بیانار گذروندم. فیلمی مستندگونه که با نگاهی هجوآمیز، تاریخ این شهر دوستداشتنى رو از اواخر دوران قاجار تا به همین امروز همراه با اسب و الاغ و یابو و درشکه و گاری و ماشین دودی و اتوبوس و مترو دنبال میکنه. فیلمی که گویا در خیلی از جشنوارههای مختلف دنیا نیز اکران شده و حالا نسخهی سانسور شده و درب و داغونی که البته هنوز هم خیلی حرفها برای شنیدن داره، در دو سه تا از سینماهای همین تهران و البته در سانسهای محدود در حال اکرانه. فیلم با روایت نصرت کریمی و همچنین مسعود بخشی پیش میره. آقای کریمی روایتگر قسمتهای تاریخی و قدیمی است و بخشی هم در حالیکه مشغول نوشتن گزارشِ مشکلات فیلم به مسئولان و مدیران بالادستى است تهران جدید رو روایت میکنه. شهرى که این روزها اونقدر بزرگ و گل و گشاد شده که دهاتی، شهری، دکتر، مهندس، فرهنگی، بازاری، مذهبی، موتوری، سواره، پیاده و خلاصه همه و همه در کنار هم و با توافق دستشون توی جیب همدیگه است و دارن کلاه اون یکی رو بر میدارند. همه راضیند و اونجای لَق ناراضی!
توی این فیلم هم مثل همهی مستندهای تاریخی مربوط به شهر تهران، وقتی به گذشتهی این شهر برمیگردیم حضور ناصرالدین شاه رو پُر رنگ میبینیم. در تهران انار ندارد بارها و بارها چهره ناصرالدین شاه بزرگ و برجسته نشون داده میشه. بازگشت شاه از فرنگ و تغییرات زیاد در طرز تفکرش باعث میشه که مقدمات اصلاحات انجام بشه و از همونجاست که دیگه انواع هویج و شلغم و توت و سیبزمینی و کاهوی فرنگی جانشین سبزیجات سنتی میشه. به تدریج سیستم حمل و نقل، لباس، ارتش، صنایع، مغازهها و تموم بافت و مبلمان شهری عوض میشه. در حالیکه بیش از هر مسجد و مدرسه و امکانات بهداشتی، طویلههای بیشماری در این شهر وجود داره و همراه با تغییر شهر، مشاغل سـنتی، چادر و چاقچور و شلیتهی زنان نیز عوض میشه به تعداد تریاکیها و نئشهها و بیقید و بندها اضافه میشه. فیلمهایی که از تهران قدیم نشون داده میشه خیلی قشنگ و دیدنییه و خب دیدن زنان حرمسرای ناصرالدین شاه باعث میشه که تموم احساسات مردونگی آدم یهویی Down بشه! من نمیدونم شاه چه جوری میتونست کنار اون زنها با اون همه ریش و پشم و سیبیلهای قیطونی و پر و پاچههایی که عینهو گوریل بود بخوابه. من اگه جای ناصرالدین شاه بودم بعد از بازگشت از فرنگ قطعاً اصلاحات رو از توی حرمسرای کاخ خودم انجام میدادم.
بهرحال دیدن بافت قدیمی شهر تهران برای کسانی مثل من که همیشه عاشق عکسها و فیلمهای تهران قدیم هستند و همچنین شنیدن تصنیف و آهنگهای قدیمی، توی این قیلم خیلی جالبه و قطعاً اگه کارگردان دستش برای استفاده بیشتر از آرشیو باز بود جذابیتهای فیلم میتونست خیلی بیشتر باشه. نکته ظریف دیگه فیلم هم پاره شدن فیلمهای قدیمی دقیقاً توی موقعیتهای حساس تاریخی و سیاسی هست که هر جایی که قراره، بندی آب داده بشه و پردهیی از ماجرایی برداشته بشه فیلم پاره میشه و من رو یاد فیلم سینما پارادیزو مینداخت.
استفاده و تکیه بر روی بعضی از کلمات مثل: کسب روزی حلال، بساز و بنداز، وزیدن باد، بازار، ترافیک و ... بطور هوشمندانهی انجام شده. استفاده از ترانهی قدیمی ماشین مشدی ممدلی بر روی تصاویر مونتاژ خودرو و نشون دادن خطوط تولید در کارخانههای خودروسازی بسیار بجاست.
گوسفندپروری در تهران از حرفههای شریف و پررونق است که توسط تلفن موبایل کنترل میشود! و در نهایت شنیدن جبر جغرافیایی با صدای محسن نامجو حسن ختام این فیلم خوب و مستندگونه است.
با اجازه لينك شد...
گاهشمار انزجار
خوش به حالت كه فيلم را ديدي، تعريفاش را زياد شنيدم و حالا با اين توصيفات تو مشتاقتر شدم، اما متاسفانه به نظر مياد از فيلمهاي خاصي باشه كه فقط در تهران اكران ميشه، آن هم به قول تو فقط در چند سانس محدود! اونوقت جالبه كه اگه اشتباه نكنم فيلم مدتها قبل در امريكا و احتمالا اروپا به نمايش درآمده و مطمئنا خالص و بدون سانسور. چون نوستالژي خونم بالاست، علاقهي زيادي به اين مدل مستندهاي تاريخي دارم، هر چند اين يكي با توضيخاتي كه دادي به دليل داشتن جمعي از ويژگيها منجمله چاشني طنز بايد خيلي جذابتر از مستندهاي ديگه باشه. براي شما و ساير دوستاني كه به فيلماي مستند پيرامون شهر تهران علاقه دارند، در صورت دسترسي ديدن مستند فوقالعاده جذاب "ميدان بيحصار" ساختهي "مهرداد زاهديان" را پيشنهاد ميكنم، مستندي در مورد ميدان توپخانهي تهران از آغاز تا اكنون همراه با مرور حوادث تاريخ معاصر ايران.
پ.ن ظاهرا بيربط اما تاسفآور: الان شنيدم كه امروز يك هواپيماي ديگه در مشهد سقوط كرده و تعدادي كشته و زخمي شدن. نگاهم افتاد بر روي پست "وطن غريب"ات و سانحهي سقوط توپولوف عازم ارمنستان كه هنوز جوهرش خشك نشده! و حالا اين يكي در فاصلهي حدود 10روز :(( اي داد بيداد...
******************************************************************************
k1: تا حالا چیزی در رابطه با "میدان بیحصار" نشنیدم. باید در موردش سرچ کنم.
من که هنوز فیلم و ندیدم اما 2 تا نکته خواستم بگم.....یکی اینکه اگه توهین قلمداد نشه!!فکر کنم این شاهای قاجار ما کمی مشکلات ج..ن ..س..ی..ت...ی داشتند مثل مردان زن نما و زنان مرد نما...چون یادمه وقتی بچه بودم،عکس سوگلی یکیشون و به نام "آنالی خانوم" تو یکی از شهرهای شمالغرب ایران دیده بودم و در همان دوران کودکی و قبل از آشنایی های لازم با مقوله ی مربوطه!! کلی برام سوال پیش آمده بودکه آخه چجوری این زن با این قیافه ی مردانه می تونه سوگلی باشه !!!! به هر حال هنوزم جوابی برای سوالم ندارم جز اینکه شاهان قاجار با توجه به سابقه ی درخشانشون!!! حتما مشکلات فوق الذکر و داشتند.....
....
...
دیگر اینکه در زمینه شغل شریف!!! گوسفند پروری، رضا عطاران هم در یکی از سریالهای سال پیشش اشاره یی به این قضیه کرده بود که برای من هم جالب بود و تا قبل از اون نمی دونستم که این شغل چیه !!!! البته اگه منظور شما هم همون باشه
...
...
زیاده عرضی نیست!
*******************************************************************************
k1: منظور شما از "البته اگه منطور شما همون باشه" یعنی چی؟!
و امروز باز " در اتفاقی غیر نادر که عینهو مراسم نوروز و عاشورا و ماه رمضون و شب یلدا برای ما ایرانیها هر سال اتفاق میوفته و عینهو آش نذری میدونیم که در خونهمون رو میزنه و دیگه کاملأ هم باهاش عجین شدیم و اُخت گرفتیم، هواپیمای مسافربری دیگهای افتاد " .......
...
...
تسلیت می گم به همه ی ایرانیان که اینروزها (مثل همیشه) با کم کاری مسوولین و در نتیجه پرکاری جناب عزراییل مواجهن...و پیشاپیش به خاطر همه ی کم کاریهای بعدی و قبلی و گذشته و حال و آینده از عزراییل عزیز معذرت می خوام که زحمتش گردن ایشون افتاده....مبادا که مورد غضب آن مقام ارجمند هم قرار گیریم
...
... و امیدوارم خداوند متعال به مردم ایران مرحمتی فرموده و اضافه کاریهای پیش آمده رو به فرشته ی دیگری محول فرمایند تا هم مردم با دلهره ی کمتری به زندگی ادامه دهند و هم ما بیش از این مزاحم اوقات با ارزش عزراییل عزیز نباشیم
...
...
پیشاپیش بابت حرفهایی که زدم از عزراییل عزیز..کلیه ی مسولین نظام [ ....... ] ر..ی..ی..س ج..م..ه..و..ر محترم ، خانواده ی رجبی و کلیه ی کسانی که در این نوشته مستقیم و غیر مستقیم احساس کردند من منظوری بهشون داشتم معذرت می خوام که اصلا و ابدا راضی نیستم خشم هیچکدام دامنگیر من بشه
...
...
با دعای خیر
سلام خوب بلدی تبلیغ کنی!من اولین نفرم حالا؟؟؟یه سر به من بزن.
قبلاها که طبیب ها سرشناس ترین همکار،بلکه رقیب حضرت عزراییل بودند شاعرخوش ذوقی ابیات زیررادرمدحشان!!سروده بود:
ملک الموت رفت پیش خدا گفت سبحان ربی الاعلی
یک طبیبی است درفلان کوچه من یکی قبض واوکندده تا
یابفرما که جان او گیرم یامرارخصتی دگرفرما....
حالاقضاوت کنین بااین هواپیماهای عتیقه بهترنیست حضرت پروردگارجناب عزراییل رابازنشسته کندتااون فرشته ی مقزب هم مثل سایرین درحضایرقدس به عبادت وامورات خویش بپردازد؟!
منظورم این بود که نمی دونم این شغل گوسفند پروری در اینجا به همون معنی که در فیلم رضا عطاران بود بکار رفته یا نه !!!
...
...
چون فرق فوکوله ....
....
...
حالا زیادم مهم نیست
اگه بازم متوجه نشدین خودتون و اذیت نکنین
...
دلم تهران خواست...
سینما آزادی خواست...
باورت میشه بعد از 1 ماه با خوندن این نوشته دلم تنگ شد؟
***********************************************
k1: آره باورم ميشه.
سلام کیوان عزیز.
ممنون از نوشتهات، جایی در متن نوشته بودی "این فیلم حرفها برای شنیدن دارد" فکر کنم منظور "حرفی برای گفتن بود".
و ممنون که در روزهای بیحوصلگیمان کمک میکنی زندگی روال عادی خودش را پی بگیرد. باید فیلم قشنگی باشد. اگر روزی در ولایت ما هم اکران شد میبینمش.
***********************************************
k1: ممنون از توضيحت ولی جملهم همونی بود كه نوشتم. "حرفها برای شنيدن داره"
سلام.
از توصيه هاي كتابي و فيلمي شما هيچ وقت ضرر نكردم
پس اين فيلم سانسور شده و درب و داغون بايد ديدني باشه ...
شما نشاني از نسخه سانسور نشده فيلم داريد؟
***********************************************
k1: من كه نه ولی احتمالاً مسعود، كارگردان فيلم داره.
اینا که با محسن نامجو کارد و پمیرند خوبه گذاشتند این ترانه توی فیلم پخش بشه
اندر احوالات شاهان قجر در باب سلیقه شان در خوابیدن با زنانی که شرحشان رفت برخی همسایگان خصوصا دول حاشیه خلیج فارس در قرن 21 سلیقه شان در اینخصوص کمی تا قسمتی شبیه به ناصرالدین شاه است در 150 سال پیش . .... کشته و مرده زنان چاق و هیکلی و ... با پرو پاچه عینهو گوریل هستند این شیوخ .
آقا کیوان فکر می کنی تا 22مرداد اکرانش تموم میشه؟ من که تا اون موقع فرصت نفس کشیدن هم ندارم تا چه رسد به سینما رفتن، ولی اینجوری که شرحش رفت باید این فیلم رو دید .منم عاشق اون فضای سیاه سفید قدیمی هستم که باید دید تا فهمید این تهرون تهرون که میگن اینه!
***********************************************
k1: ظاهراً قرار بر اين بوده كه اگه فيلم فروش خوبی داشته باشه اكران بشه كه از قرار معلوم فروشش هم بد نيست.
من که چیزی سر در نیاوردم. یعنی حتی نفهمیدم "تهران انار نداره" یعنی چی نداره؟! بهتر بگم، یعنی چی داره؟!
حالا این به تهرانی نبودنم برمی گرده یا به خنگیتام، نمیدونم؟
بعدش هم اصلاً کار خداپسندانهای نیست که آدم طوری بنویسه که خواننده احساس خنگیتش غَلَیان کنه.
من هم واسه عقب نماندن از قافله تصميم دارم خواندن كتاب "خاكغريب" را از امروز شروع كنم.
خاطرهی بدی از دیدن فیلم مستندگونه و تاریخیگونه و افسانهگونهی آتش سبز دارم که ناخودآگاه حسم رو نسبت به فیلمهایی که چنین توصیفاتی پشتبند اسمشون میآد بد کرده!
محض اطلاع دوستانی که فیلم رو ندیدن میگم که یکشنبه 4 مرداد ساعت 5:30 این فیلم با حضور کارگردان تو فرهنگسرای ارسباران نمایش داده میشه.من خودم با این تعریفایی که شنیدم حتما می رم
دلم به شدت لک زده واسه نظرسنجیهای بحث برانگیز چالشی اینجا.
تهران حال ندارد :(
به نظر من هم فیلم خوبی بود. همه نقاط قوت فیلم را گفتید، پس من تکرار نمیکنم ام دو نقطه ضعف داشت از نظر من:
1- استفاده بیش از حد تکتیک افزایش سرعت!!
2- صدای راوی که کمی سرد و نچسب به نظر میرسد(گارگردان فیلم).
با امید فردایی بهتر برای همه و سازندگان این فیلم.
راستی یه چیزی یادم رفت. قضیه آهنگ بابا کرم رو عکس محمدرضا پهلوی، و عکس امام خمینی هم تو اتاق کار یکو برام عجیب بود. مخصوصا اولی!
ما هم جمعه پيش اين فيلم رو ديديم. به نظر من هم بسيار ديدني و جذاب بود. به خصوص وقتي كه داشت عكس زنها رو نشون مي داد و موقعي كه داشت شغل تهروني هاي قديم رو گزارش مي كرد.البته پرنيان نذاشت ده دقيقه آخر فيلم رو ببينم :(