گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
تعطيلات تابستونی شركت شروع شده. شروع كه چه عرض كنم ديگه داره تموم ميشه! قطعاً در حال حاضر مديران ارشد، لُخت و عور با زن و بچه توی وايد وادی و مارماريس و بدروم و كوش آداسی دارن خستگی يكسال فعاليت و درگيری و تصميمگيریهای سخت و طاقتفرسايی رو كه حتی مرغ هم توانش رو نداره كه زير خروس بكشه! رو از تن و بدن و روح و روانشون در میكنند و كارگرهای كف كارخونه هم كه برگشتن به ده و آبادیشون كه يا گندم درو كنند و يا برنج. ما هم كه جزء طبقهی متوسط و معلومالحال و خُرده خالها هستيم از اونجايی كه جا و مكان و پول و پَلهیی نداشتيم، تموم تعطيلات رو دراز دراز اومديم شركت. اگه لطف كنند يه دست لحاف تشك هم بهم بدن، شبها هم توی همين اطاق میخوابم و يهويی آخر هفته ميرم خونه كه در وقت و پول و زمان و انرژی صرفهجويی كنم.
قطعاً از شنبه 85% پرسنل شركت تا مدتها عينهو حاجی فيروز سياه هستند! پولدارها بخاطر آفتاب گرفتن لب ساحل و بدبخت بيچارهها هم بخاطر حضور پُرشور در زمينهای كشاورزی باباشون و كمك در اَمر شريف جهاد سازندگی و درو و چيدن آلبالو گيلاس و جمع و جور كردن پشكل بزها و تاپالهی گاوها. حالا بايد بچهها از مسافرت بيان و ببينيم امسال توی دبی و آنتاليا كدوم يكی از خانمهای همكار رو كه سالها با مقنعه و چادر و چاقچول كنار دستمون ديديم اينبار با بيكينی راهراه زرد و فسفری لب دريا، همچين پخش و پلا و لب تو لب روی ماسهها ديدن. بیهمه چيزها (دوستام رو ميگم، نه خانمهای همكار رو!) بجای اينكه توی اين مواقع چشمشون رو ببندن و از تئوری خوب و كاربردی شتر ديدی نديدی، استفاده كنند آبرو و حياء و شرف و حيثيت و انسانيت رو عينهو هلو میخورن و دسته جمعی ميرن سراغ همون خانم همكار مادر مُرده كه شايد با بویفرند نره خرش هم به مسافرت اومده باشه و همگی سلام، سلامكُنان از جلوش رژه ميرن. خانمی رو كه بعد از دهسال همكار بودن، بغير از دو تا كف دست و گردی صورت هيچ جای ديگهاش رو نديدن يهويی در كسری از ثانيه تمام زندگی و رنگ پوست و تعداد خالهای كمر و مانيكور و اپيكور و پشمها و سايز سر و سينه و تمام نواحی برجسته و فرو رفتهاش رو زيارت میكنند و بعدش ديگه تمام اون چند روز رو كوفتِ زن بدبخت میكنند كه نه توی اين مملكت آسايش داره و نه توی يه مملكت غريبهی ديگه!
حالا حساب كنيد چه باغوحشی بشه اطاقی كه اينها، كنار دست اون خانم بشينن و بخوان صبح تا شب كار كنند. تا شيش ماه دست از سر اون بيچاره برنميدارن و هی میخوان ازش بپرسن خانم فلانی شما هم كنسرت فلان و ديسكوی بيسار رفتين؟ از كجا آبجو میخريدين؟ و اون بدبخت هی رنگ بده و رنگ بگيره كه نه والله نه ديسكو رفتيم و نه آبجو خريديم فقط چون برادرم وقت مصاحبه داشت با اون برای سفارت و گرفتن ويزا رفته بوديم و يهويی يكی از ته اطاق بگه چه برادر مهربونی داشتيد همش داشت شما رو ناز و نوازش میكرد! اون يكی بگه خانم فلانی با برادرش، از پدر جُدا و از مادر سَوا هستند! يكی ديگه بگه اگه اينبار برادرتون كار داشت و نيومد بگيد من بجاش بيام كه شما هم تنها نباشيد! اون يكی بگه راستی اون مايوتون رو از سيتیسنتر خريده بودين؟! يكی ديگه بگه ...
ای بميريد كه هيچ كدومتون سياست نداريد كه تا يه هفته شركت تعطيل ميشه همهتون عينهو آدمهای عقب افتادهی مازوخيستی ميريد لب ساحل دبی و تركيه ولو میشيد كه همه چيز همديگه رو ببنيد و تا يكسال آتو از هم داشته باشيد.
خیلی باحال بود ولی فکر نکنم دیگه اینقدر شورشو در بیارن !
کیوان جونم یه جایی رو اشتباه تایپ کردی!!!
تعداد خالهای كمر و مانيكور و (( اپيكور )) و پشمها و سايز سر و سينه و ...
عبارت داخل پرانتز(( پدیکور )) میباشد :)
همین دیگه!
خیلی جالب بود! ولی واقعا این ندید بدید بودن آقایون ایرانی تاسف برانگیزه ، تقصیر خودشونم نیست تقصیر جامعه است
دقيقا يكي از مشكلات محل كار همين چند شخصيتي بودنه. البته محل كار ما به اين شوري كه شما تعريف كردي نيست و به هر حال محدودهاي از همكاران نزديك هم وجود دارن كه ميشه باهاشون راحت بود، اما بر فرض اگر يك همكار مرد كه رابطش يك كم غريبهتر و رسميتره ناغافل صميميتش گل كنه و مثلا تو فيس بوك ادِت كنه بايد يك هفته عزا بگيري و خودت رو به نديدن "friendship request" بزني. نه ميشه رد كردشون نه قبولشون كرد. مثل تيغ ماهي تو گلو ميمونن. البته اين محدود به آقايون هم نميشه گاهي بعضي خانومها رو هم بايد ناديده گرفت!
خدا رو شكر ما جاي دولتي كار نميكنيم كه چند شخصيتي بشيم.
**********************************************
k1: ما هم جای دولتی كار نمی كنيم.
سلام...
همه جاش خوب بود الا اون بيكيني راه راه زرد و فسفري!!!!!
آخه اين همه رنگ! چرا دست گذاشتين رو اين دو تا رنگ ناهماهنگي كه هيچ هارموني اي با هم ندارن؟ البته طيف رنگ ها بسيار وسيعه... شايد شما يه طيف خاصي مد نظرتون بوده.
شما هم پا ميشدي يه سفر ميرفتي سمت جاهاي خنك مثل كردستان و تبريز يه هوايي عوض ميكردي... تو اين روزا كه تهران شده مثل جهنم و شمال عين سوناي بخار اين سفرها ميچسبه ، خيلي هم پول و مكان لازم نداره ها ، يه ماشين ميخواد و يه چادر و مقداري امكانات سفر مجردي :)
ما كه تعطيلات تابستانيمون امسال از دو هفته به يك ماه افزايش چشمگير داشت بسكه در سال گذشته وضعمون خوب بود و توليدمون رو به افزايش و CDK قطار قطار مياد برامون... حالا باز خوبه نصفشو انداختن تو ماه رمضون كه كمتر تو اين گرما جونمون در بياد
ببببله. سیاست رو عزیزانی دارند که قبل از تعطیلات سازمانی با ترفندهای ویژه به تعطیلات رفته و در عین مظلومیت تمام، تعطیلات سازمانی رو دراز دراز به شرکت میرن تا یکجا هم از مزایای رصدنشدگی در تعطیلات و هم رصدنشدگی توی همون یک هفتهای که با مظلومیت میان سرکار استفاده کرده باشن.
************************************************
k1: اگه منظورت به منه كه من قبل از تعطيلات هم هيچ جايی نرفتم و اون موقع هم دراز دراز اومدم سر كار.
همکارای شما چه هماهنگند با هم !!!
همه توی یه ساعت لب یه ساحل و استخر و دیسکو ؟!!
ولی یاد یه بنده خدایی افتادم که توی شرکت وابسته به سپاه کار می کنه و رفته بود تایلند و به همکاراش گفته بود میره کربلا ، وقتی برگشته بود براش پلاکارد خوش آمد از زیارت زده بودند سر در شرکتش و دو هفته بعد عکس تایلندش رو با خانومهای بیکینی پوش کل اداره دیده بودند:))
خيلي باحال بود:)
طفلك زنها كه از دست اين دولت كريمه ،هيچ جا روي آرامش رو نمي بينن!
اما خيالي نيست بذار هركي، هرچي ميخواد بگه.زندگي همين امروزه، پس دَم رو درياب.
اي تو نميري كه با اين پستت كلي خنديدم مخصوصا با اون پاراگراف دومش: همگي سلام، سلامكنان از جلوش رژه ميرن :)))) خيلي باحال نوشتي. هر چند بعضي از توريستهاي گرامي ساير ملل دوست و برادر! و هم خود اين تركاي تخمسگ! چه مونث و چه مذكر اين قدر بعضيهاشون جيگر و خوشگل هستند كه ديگه فكر نكنم آدم عاقل چش و چال و حواسش به دنبال رصد كردن حال و اوضاع همكاران محترم و محترمه باشه:دي
قبلاً ها خیلی شمال می رفتی! تا یه روز تعطیل میشد میپریدی شمال!... لو رفتن کلاً امریست بسیار وحشتناک!
شنیدی میگن مرگ رو جلوی چشام دیدم ،این دقیقا حس من بود وقتی از این سرسره با ارتفاع 60 متری وایلد وادی اومدم پایین ، عکسش هم دیگه منو به وحشت میندازه...
******************************************************************
k1: راستش منهم وقتی با سرعت 80 کیلومتر این سرسره رو اومدم پایین حس کردم یه چیزهایی رو دیگه ندارم!
اقا کیوان مگه ان اقا که با ش.ر.ت قرمز با خالهای زرد داشت تو ساحل دبی قدم میزد شما نبودین ..ای وای می خواستم بیام ازتون امضا بگیرم ........! :ذی
***************************************************************
k1: من توی دبی شرتم رو درمیارم! اون من نبودم.
جالب بود ....بیچاره اوون خانوم همکارتون ..بیجنبه تر از اون خانومه بقیه هستند .حالا این همه خانوم لخت وعور تو ساحل هست باید دست رو این بگذارند
کیوان خان!
کمی شور به طریقه ایرانی! ولی به هر حال تو این وادی اشک و خون چسبید!
خوشم میاد کیوان پیر خرابات شدی :)
*************************************************************
k1: پیر خرابات؟! استاد کدوم پیر؟ کدوم خرابات؟!
عکس با خودشون نمییارن؟
سلام.
وبلاگ عالی داری.
خیلی خوب می نویسی.
به وبلاگ من سر بزن.
اگه موافقی تبادل لینک کنیمممممممممممممم.
برام بنویس
ااااااااا کیوان مگه نگفته بودی نه توی شرکتتون و نه تا شعاع چندکیلومتری اصلا هیچ جنبندهی مونثی بهچشم نمیخوره؟؟؟
most of us r KHALE ZANAK,trust me many of those guys who talking 2 women as u said,more likely r useless
ببینم تو نبودی که میگفتی تو ادارتون حتی یه زن هم پیدا نمیشه؟
*****************************************************************
k1: نه نبودم!
قربونت مهندس بااین موبایای دوربین دار کی جرات می کنه دست تو دماغش کنه؟حالا طرف باید خیلی ابله باشه لخت و عور لب تو لب دم ساحل باشه عین خیالشم نباشه تو دنیایی که روز به روز کوچیکتر میشه کسی نبیندش یا ازش عکس و فیلم نگیره. حرف و حدیت در آوردن که جای خود داره.خود کرده را تدبیر چیست؟ بعدشم این کارا واقعا مال فرنگیاست که ترس از عواقب این چنینی ندارن نه برای ما جماعت ایرونی که به قول داداشم همش انگشتمون تو ...دیگرونه.می بخشید بی ادب شدم.
مطلبت خیلی عالی بود کلی خندیدم ولی از اون قشنگ تر جوابیه که به انسیه دادی
اگه تو اونجا بودی به خانوم همکارت سلام نمی کردی؟؟؟؟
این است حال و روز امت دو شخصیتی که چه عرض کنم ده شخصیتی . یکی برای محل کار . یکی تو خونه . یکی برای در و همسایه . یکی .... حالا بگید چرا میگن هنر نزد ایرانیان است و بس . هس دیگه . نیس ؟
***********************************************
k1: نيس!