شنبه، ۶ تير ۱۳۸۸

هر چقدر اين مَثلِ "تا نباشد چيزكی مردم نگويند چيزها" توی جامعه و كوچه و خيابون و زندگی روزانه‌ی ما ايرانی‌ها كاربرد داره و صحت و سقم اين اخبار خيلی زود بر همگان روشن ميشه و معمولاً و توی خيلی از موارد و تنها با درصد كمی خطا و تلورانس، درست از آب درمياد ولی در عالم سياست اين اخبار خيلی زود و يا شايد هم خيلی دير، همه بطور 100% و بدون هيچگونه تائيديه‌ای، تكذيب ميشه. تكذيب‌ای اعلام ميشه ولی خب ذهن آدم‌ها و جامعه، همونجوری پُر از سوالات گوناگون و بدون جواب، باقی می‌مونه و جالبی‌ش اينه كه ديگه اين روند تكذيب شدن‌های پی در پی اونقدر تكرار و لوس و اين آش اونقدر شور شده كه وقتی صدا و سيما، خبری رو تكذيب می‌كنه، ذهن جامعه به اين سمت سوق پيدا ميكنه كه پس حتماً يه خبرهايی هست!

توی محله و خيابون‌های هر كدوم از ماها كم نبودن آدم‌هايی امثال مش عباس بقال كه چند وقتی‌ اسم‌شون افتاده سر زبون‌ها كه بله، سَر مشتی يه جاهايی گرمه و پنداری سر پيری چيزش تكون تكون خورده و حالا هم رفته سراغ يه زنی كه همسن و سال مريم، دختر وسطی‌شه و .... و بعد از يه مدت، يعنی خيلی زود، كاملاً عيان ميشه كه بلـــه، مَش عباس، بغير از رقيه خاتون، زنی كه توی شهريور 1335 در كمال صحت و سلامتِ عقل، به عقد دائم و كامل مش عباس بقال دراومده، حالا الهام نامی هم اومده و چهار تا محل بالاتر توی خونه‌یی كه مشتی به اسم خانوم جديدش خريده زندگی می‌كنه و مشتی نهار رو ميره پيش اون و ... اين حرف‌ها و اين چيزكی‌هايی كه خيلی زود به چيزهای بزرگ تبديل ميشه توی فرهنگ و زندگی ما ايرانی‌ها اصلاً و ابداً غريبه نيست. آشنا و وجود پُر رنگی داره و تنيده شده توی تار و پود زندگی‌هامون.

و حالا ما ايرانی‌ها با اين ذهنيت، با دونستن اين نكته كه سَر بزرگ هميشه زير لحافه و صدای اين ساز فردا در مياد و تا نباشد چيزكی ... و خيلی بافته‌ها و ساخته‌های ذهنی و اجتماعی، نمی‌تونيم تموم حرف و حديث‌هايی رو كه اين روزها می‌شنويم و با توجه به تجربه‌های گذشته می‌دونيم حداقل قسمتی‌ش، صحت داره رو بواسطه‌ی اينكه صدا و سيما اون رو تكذيب كرده، ما هم قبول كنيم و براحتی از كنارش بگذريم تا مشت محكمی به دَهن ذِهن جستجوگرمون بزنيم كه اگه جواب منطقی برای اين ذهن سيال نداشته باشيم، روزگارمون رو سياه ميكنه از بس كه هی می‌پرسه چی شد، چی شد!

*در بازی مقابل كره جنوبی، چند نفر از بازيكن‌های تيم ملی فوتبال دستبند سبز می‌بندند. بعد از پايان بازی سرپرست، مدير فنی، رئيس فدراسيون، آبدارچی، پزشك تيم، فيزيوتراپ، بليط‌فروش، اون آقاهه كه كلاه بوقی ميذاره سرش و توی ورزشگاه طبل ميزنه، ناظر فيفا، يوفا، فيلا، شيلا، ژيلا، حتی دسته بيل‌ها و خلاصه همه و همه ميان و ميگن اين بازيكن‌ها بواسطه ارادت به اهل بيت و حضرت ابوالفضل، دستبند سبز بستند و خب اونوقت ما شصت هفتاد ميليون آدم، بدون در نظر گرفتن اينكه به كدوم كانديدای رياست جمهوری رای داديم، همه بايد گاو باشيم و يه مــــــاء بكشيم و بگيم بله شما راست می‌گيد.

* ساعت 3:30 دقيقه عصر اون يكی هفته، تيم ملی با كره جنوبی بازی داشت. وقتی داور سوت پايان بازی رو می‌كشه و ما خيال‌مون راحت ميشه كه تا چند سال ديگه به جام جهانی نمیريم، مزدك ميرزايی اعلام می‌كنه من به اتفاق آقای حاج رضايی كارشناس عزيز برنامه، برای بازی عربستان-كره‌شمالی كه حدود ساعت 10 شب انجام ميشه در استوديو هستيم و هيچ جايی نميريم تا اون بازی رو هم براتون گزارش كنيم! چند روزيه كه حرف و حديث‌هايی مبنی بر كنار گذاشتن عادل فردوسی‌پور و جواد خيابانی به گوش همه رسيده. اونها مسافرت كه نيستند. مريض هم كه نشدن. تير هم كه بهشون نخورده. كنكور هم كه ندارند. توی تظاهرات هم كه نبودند. آبستن هم كه نيستند. نامه‌ی استادهای دانشگاه رو هم كه امضاء نكردند. خب آيا نبودشون رو نبايد بنويسم به پای همون چيزكی كه مردم ميگن؟! قاعدتاً بايد صدا و سيما بياد و اعلام كنه، اين حرفهايی كه در رابطه با اين دو گزارشگر ميزنن شايعه است و اونها صحيح و سالم به زودی ميان پشت صفحه‌ی تلويزيون كه خب صدا و سيما با زيركی رسانه‌ای(!) اينكار رو انجام ميده، پس ما دوباره بايد يه مــــــاء گاوپسندِ دشمن‌شكن می‌كشيم و می‌گيم بگيم بله شما راست می‌گيد. ما خريم. الاغ‌يم. يابو، ماديون، آميب، باكتری اصلاً لاك‌پشت‌يم. ما رو نزنيد، ما گيلاس‌يم!

* دو سه تا از بازيكن‌های تيم ملی كه اتفاقاً از بد حادثه همون‌هايی هستند كه دستبند سبز بستن از تيم ملی خداحافظی می‌كنند. سرپرست تيم اعلام می‌كنه خب همه بازيكن‌ها بايد يه روزی از ورزش خداحافظی كنند و اين دو نفر خودشون چنين تصميمی گرفتند پس همه با هم .... مــــــــاء.

* تيری كه به ندا خورد از جلو نبود، از پشت بود. تيرش مال ما نبود، نمی‌دونيم مال كی بود. سايزش كوچيك بود. تعداد گلبول‌های قرمز خون ندا كمتر از حد نرمال بود. اون آقاهه چرا اصلاً پيرهن‌ش راه‌راه آبی سفيد بود. اصلاً ما نبوديم، سيا بود. ندا نبود. اون كه هنوز زنده است. الان هم رفته آنتاليا آفتاب بگيره و برنزه شه پس همه با هم ... مـــــاء.

* آرای بعضی از حوزه‌ها رشد 140% داشته. خب اين بخاطر اين بوده كه چون هوا خوب بوده مردم اون هفته به اون شهرها مسافرت كردن. ديدين جاده چالوس عصر جمعه‌ها چقدر شلوغ ميشه و خب گويا يزد هم كه 140% مشاركت داشته جديداً جزء مناطق خوش آب و هوا و سمت جاده چالوس هست پس همه با هم ... مـــــــاء.

در ابن رابطه مثال زياده پس خودتون سرتون رو بندازيد پايين و مثل بچه آدم و عينهو يه گاو خوب و با ادب بگيد ... مـــــــاء مـــــــاء مـــــــاء مـــــــاء

۵۸ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
نیما

مـــــــاء مـــــــاء مـــــــاء مـــــــاء مـــــــاء

روناك

مثل اينكه تو هم بالاخره يه چيزايي داري !!! و راجع به سياست مي نويسي

نیشابور

از بس باحال نوشتی نمیدونم چی باید بگم فقط ای ول

ali monti

من موندم هاپ هاپ كنم يا ما ما ما....
پاچه بگيرم يا يه كمپوت يونجه تپل بغل كنم و به زندگي فلاكت بار يك انسان (گاو) زميني مفلوك ادامه بدم.

ardavan

دمت گرم

اشي مشي

شرمنده اخلاق ورزشكاريتون نميشه بجاي ماء گفت مع مع ، منظورم همون صداي بزغاله است . چرا كه طبق گفته هاي رئيس جمهور دولت نهم "كساني که شیوه مردمی(error) دولت را تمسخر می کنند، کمتر از بزغاله اند".

نسيم

سلام-حرف دلمونو زدي عزيز-مواظب خودت باش

ما که دیگه یاد گرفتیم همون مااااء رو هم نگیم و یه الگوریتمی تو ذهنمون خودبه خود طراحی شده که هر چی می‌شنویم خودبه‌خود برعکسش رو باور می‌کنیم!... البته می‌دونم سوالی‌یه که اصولاً آدم باید حوصله داشته باشه که جواب بده و کلاً سوال مهمی هم نیست ولی حالا که پرسیدی چه سوالی، پرسیده بودم چطور از بازی شهاب حسینی توی الی این همه تعریف کرده بودی چون اصلاً بازی خاصی نداشت و تو سوپراستار خیلی نقشش بازی بیشتر و بهتری داشت. ولی بازم می‌گم مهم نیست جواب هم ندادی. همین‌طوری از روی کنجکاوری پرسیدم چون معمولا نظرت رو قبول دارم.
**********************************************************************
k1: خب به نظر من بازی‌ش توی فيلم "درباره الی" خيلی بهتر بود. همين.

میخک سفید: موقعیکه می خواستم این پست رو بذارم ، دست و دلم به نوشتن نمی رفت. احساس عذاب وجدان داشتم. اما علاوه براینکه برای کارم باید گزارش می نوشتم ، ازطرفی دلم به حال بچه هایی که توی اون سالن های خالی اجرا می رفتند سوخت.... دیروز یکیشون با غم تمام می گفت ، تا امشب که شلوغترین شبمون بوده ( 20 تماشاگر ) هر شب خالی اجرا می رفتیم. با خودم فکر کردم ، مگه نه اینکه تمام سالن های تئاتر و هنر علی الخصوص همین سالن استوانه ای و دوست داشتنی تئاتر شهر همیشه مثل یک خار توی چشم اونها بوده ، پس چرا این مدلی نجنگیم ؟ مگه نه اینکه اونها همه تلاششون رو کردند تا (درباره الی) دیده نشه ؟! پس چرا ما هم نا خواسته داریم اونها رو بدون زحمت به خواستشون می رسونیم؟! من معتقدم جنگ اینروزهای خاک ما جنگ بین اندیشه و قدرته! ما اگه بخواهیم می تونیم یجور دیگه ، بدون اینکه خون از دماغ کسی بیاد تیشه به ریششون بزنیم. حیفه اینهمه خون نیست که بخاطر بقول خودشون اقلیت و به کام همون اکثریت ریخته بشه؟! بعقیده من اولین کاری که باید بکنیم اینه که ( درباره الی ) دیده بشه.... اونها می خوان فرهنگ ما در حد همون اخراجیهای.... بمونه تا یروزی مثل اینروزها جبهه مقابلشون ضعیف باشه و مثل خودشون اگه زور ( باطوم و اسلحه ) رو ازش بگیری دیگه هیچی ، هـــــــــــــــیچی برای گفتن نداشته باشه. اینها الانشم گول همون فروش اخراجیه رو خوردند که گفتند اگه دروغ هم بگیم ، اینها نمی فهمند! سوادشون کجا بود وقتی 7 میلیونشون تو صف اخراجیها بودند؟!
بی تعارف بگم ؛ ما روزی پیروز می شیم که صف ( درباره الی ) اندازه اخراجیها باشه . تا وقتی که یک دسته از ما ایرانیها تمدنمون در حد اخراجیهاست ، قطعا به جایی نمی رسیم. و خونهایی که ریخته می شند واقعا حروم می شند. اونها راست می گن اکثریتند..... خوب بیاین کمک کنیم فرهنگ ما هم بشه اکثریت..... بیاید روی همه اونهایی که می خواستند این فیلم دیده نشه رو کم کنیم. حالا دیگه نوبت ماست ، پس بیاید توی همه صحنه هایی که باید باشیم ، باشیم.


ببخشید اگه زیاده گویی کردم ، می دونم خیلی سخته اما این نظر و پیشنهاد کاملا شخصیم بود. شاید هم خیلی ناکار آمد به نظر بیاد.

کیقباد

مـــــــــــــــــــــــا ء ... مــــــــــــــــــــــاء ... مـــــــــــاء ..... مــاء شو خوب کشیدم تا معلوم بشه گاوه نـــره . آخه میگن گاو نر میخواهد و مرد کهن . مردش که نیستیم نه نو و نه کهنه . میمونه گاو نر که این یکی رو هستیم خوبش هم هستیم نر نر . گوش کن : مــــــــــاء ... مــــــــــــــاء... مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاء ....

دريا

من مش حسن نيستم. من گاو مش حسنم.

روناك

عزيز من خودتو ندزدن تمپلت وبلاگ مهم نيست!

مازيار

ايول دمت گرم ...حالا ديگه سانسور ميكني كامنت مارو....يعني كلاً سانسور ميكني ديگه؟...ايول بابا
******************************************************************
k1: مازيار جان احتمالاً همه خواننده‌ها يادشون هست كه كامنت‌های تند و تيز و انتقادی تو رو هميشه پابليش كردم ولی خب بعضی وقت‌ها شرايط و نوع كامنت‌ها جوريه كه نميشه پابليش كرد. شرمندم ببخشيد.

ميدوني ... الان ميفهمم چرا در بين كشته شدگان بعد از انقلاب اينهمه اسم مجري راديو و تلويزيون به چشم ميخوره...
...
تو دلم يه سري فحش خوار و بار و فانوسي ِ تر و تازهء مخصوص آماده كردم كه اگه اون كامران-نجف زاده ؛ انگل ژورناليستي؛ رو ببينم نثارش كنم.
...
اينم براي كمي انبساط خاطر (كه هر چند بعيده چيزي از خاطرهامون مونده باشه كه بخواد منقبض يا منبسط بشه)
به نقل از گودر (نتونستم منبعشو پيدا كنم) :
شب گذشته مزدوران BBC خواننده محبوب و تازه مسلمان آمریکایی، به نام مایکل جکسون را به قتل رساندند. ظاهرا این عمل بعد از حمایت وی از رئیس جمهور منتخب ملت ایران صورت گرفته است. لازم به ذکر است که همین شبکه خبری بعد از این جنایت برنامه‌های متعددی درباره این خواننده ساخته است و از این بابت به سود هنگفتی نیز دست پیدا کرده.
لازم به ذکر است که اسناد تمام مطالب گفته شده نیز موجود می‌باشد.

نسرین

ماء یه کوچولو زدم ولی همین یه کوچولو خیلی حرف واسه گفتن داره

مازيار

نه بابا چرا شرمنده اين خاصيت دنياست
همه كسايي كه خودشون آزاديخواه هستن و انقلابي و خواستار دموكراسي خودشون يه روزي بزرگترين ديكتاتور ميشن...انقلاب روسيه رو مطالعه كن....بر عليه تزار انقلاب كردن ولي خودشون كارهايي كردن كه مردم درود به روان تزار فرستادن...خمرهاي سرخ كامبوج كه ديگه كولاك بودن يهو 2 ميليون آدمو مي كشتن....دوست دارم اون دنيا حتما اونارو از نزديك ببينم كه چه جورين
اينطورياس...آره داداش همينهايي كه الان تو خيابون به سرو سينشون...به سر و سينه بقيه به بانك و...ميزنن و ميگن تقلب خودشون ديكتاتورن اساسي...ميگي نه ...جرات داري بهشون بگو تقلب نشده ...من ديروز ه فاميلمون گفتم نزديك بود خشتكمو پرچم كنه

خانم ثابتی

مشکل اگر ماء کشیدن بود که با یک عمر بع بع ما حل شده بود. من یکی می ترسم فردا سطل و شیردوش بدست بیایند سراغ مادینه گان مکرم و بخواهند ببینند یک من ماست مان ، چند من کره می دهد.

سولماز

با وجودی که من با بعضی از پست های تو مشکلات جدی دارم این یکی از بهترین چیزهایی بود که اخیرا خوندم. عالی بود.

عـــــــــــــــر... عـــــــــــــــــــــــــــر...
فکر کنم به دکتر روانپزشک احتیاج پیدا کرده‌ام!!! همش احساس می‌کنم روی پیشونیم یه چیزی نوشته!

آرزو

این پستتون فوق العاده بود-ممنون

مرضیه

باشه قبول! ولی من که داره گریم میگیره!از دست کی؟از دست شما!حالا چرا:
اولا با حرف اقا مازیار خیلی موافق شدم که اینجوری میگه...که میگه ادم نباید چشماشو ببنده و بگه من من...راست میگه از کجا معلوم ما که خودمون اینهمه داریم میگیم دیکتاتوری و ...پس فردا نزنیم عین کار همینا رو بکنیم؟راست میگه...منم دوست ندارم زیاده روی کنم و چشم بسته نظر بدم البته اقا کیوان شما خودتون هم همینجوری هستید یادمه توی پستهای قبلی گفتید دوست ندارید برای سیاست ...عین مطلب یادم نمیاد ولی لپ کلام همین بود
حالا دوما:خیلی بدید بدید بدید بدید....واقعا که...واقعا که...واقعا که...شما هم مسئولید..یعنی چی؟!ببیندی قضیه چیه الان مثلا من:ماهواره که نداریم...اینترنت همه سایتا فی/لتر حتی کلمه هم امروز فیل/تر بود...فی*لتر شکن و اینا هم باز غیر قانونیه دوست ندارم استفاده کنم!روزنامه ها که وضعیت افتضاح!افتضاح!من زنگ زدم بد و بیراه به دفتر روزنامه ها
تلویزیون هم که همون قضیه ی ما ء ماء...الان تکلیف من چیه؟دانشجوی 20 ساله ی این مملکت..با یه خانواده فرهنگی و بابای استاد دانشگاه و..تکلیف من چیه اخه؟!!اخه من الان هیچی نمیدونم!به خدا نمیدونم چه خبره؟اصلا واقعا چه خبر شده..کجا چی شد...میر حسین چی شد...کی کجاس خدایااااااااااااااا
الان انقد اطلاع رسانی داغونه به خدا میرم میشینم پای اخبارای تلویزیون خودمون تحق تاثیر القائاتشون قرار میگیرم گناهشم گردن شماست!داره روم اثر میذاره!!!
خوب شما یه کم زحمت بکشید که تو بطن ماجرایید قشنگ توضیح بدید ببینیم قضیه چیه...الان چی به سر همه اومده

من اخه اصلا دوست ندارم این صدای امریکا و اینا رو هم...اخه اونا هی فحش میدن کلا به نفس قضیه ی یه دموکرات اسلامی...من دوست ندارم اینجوری باشه...من دوست دارم درست ماجرا رو بدونم بعدم با کسایی که همفکرم هستن تبادل نظر داشته باشم
منو دریابید وگرنه سقوط میکنم تو منجلاب خبرهای کاذب و القایی چه از این وریا چه از اون وریا!
*********************************************************************************
k1: والله بطن ماجرا كه هيچی من كنار ماجرا هم نيستم. منهم مثل تو دسترسی به اطلاعات مستند ندارم. يه گوشه‌ای هم نشستم و ماستم رو می‌خورم. من كه ديگه پير و فرتوت و مندرس و كهنه و پاره پوره شدم شما دانشجوها اميد اين ملت هستيد. من اگه الان به سن تو بودم از چيز راست ميرفتم بالا!

یه عمره داریم میگیم ما ما و بع بع حالا که اونام همه چیو علنی کردن ما هم ما ما گفتنمونو علنی کردیم ببینیم آخرش چی میشه.
این سوالو چند بار ازت پرسیدم لطفن جوابشو بده :فید بلاگتو چه جوری میشه اضافه کرد؟این ادرسی هم که اینجا گذاشتی دکوریه گویا
من کامنتام چرا تایید نمیشه؟کامنتای هم نیست که نشه تاییدش کرد
****************************************************************************
k1: والله من اگه فيد وبلاگ بلد بودم درست كنم كه مال خودم رو درست ميكردم.

اشي مشي

چرا نظر من نيست؟؟؟
***************************************************************
k1: هست ... خوب نگاه كنی نظر خودت رو می‌بينی.

لیلا

در این مورد باهات موافق نیستم، چرا من و تو و امثال ما در پاسخ این همه وقاحت ماء، ماء کنیم؟! فعلا که بعضی‌ها به اصل‌شون برگشتن و دارن واق‌واق می‌کنند. در جهت تمدد اعصاب این روزا دیدن برنامه‌های خبری مهوع صدا و سیما را که جز گلاب به روتون اوق زدن نتیجه‌ای نداره واسه خودم تحریم کردم. من تقریبا، تعریف از خود نباشه آدم مبادی آدابی هستم، اما وقایع اتفاقیه اخیر باعث شده تبدیل بشم به یک گلوله‌ی خشم در برابر یاوه‌گویان وترجیح میدم به جای مثل بز اخفش سر تکون دادن، هر کدام از این جماعت این روزها روبروم آفتابی بشن و بخوان اظهار نظر بکنند، یکی بزنم تو پوزشون، حتی اگه متهم بشم به دیکتاتوری!

همون فید وبلاگ خودتو میگم که هر جور اضافه میکنم به گوگل ریدر قبول نمیکنه
********************************************************************
k1: آدرس و يا اسم وبلاگ رو هم امتحان كنی. توی گوگل ريدر احتمالاً اين دو تا رو قبول ميكنه.

نادیا

آه کیوان درود بر تو.سانسور هم خوب نعمتیه گاهی.چون من یکی بعد از خوندن بعضی از نظرات کهیر میزنم.خواهشآ اینو پابلیش کن که بعضیا بدونن تو حق داری...

مرسی کیوان بعد از مدتها با این پستت خندیدم!
چه عجب بالاخره از پشت یک سومت زدی بیرون و وارد گودشدی! خوش اومدی جوون :دی
راستش من به‌شخصه الان حس میکنم تبدیل به یه موجود منحصر به فرد شدم: یه موجودی که درحالت طبیعی شبیه یه پرنده‌اس که سرش تا خرطناق زیر برفه و فقط به شرطی میتونه سرشو درآره که اگه خواست دهن باز کنه تنها حرفش آوای گوشنواز "ماء" باشه...
حالا اینکه چطور ممکنه یه آدم بعد از یه عمر آدمیت شکل کبک بشه و درعین حال صدای گاو بده، اینهم از افتخارات علمی ا.ن. عزیز هستش که میشه ازش به‌عنوان یکی دیگه از معجزات هزاره سوم یادکرد! ما که تو این چهارسال از این دست معجزات کم ندیدیم، دیدیم؟؟؟
و اما خطاب به مرضیه عزیز: با این شرایطی که تو گفتی اگه میخوای تا حدودی اخبار جدید دستت بیاد میتونی سایت بالاترین‌و بخونی. البته خبر چرت هم توش پیدا میشه اما اخبار موثق هم کم نداره. (البته اینم بگم که بالاترین درحال حاضر فی.لتر هستش و اگه بخوای باید به کمک گودر مطالبشو بخونی)

تلوزیون ایران پدیده ی بسیار عجیبیه...بعید میدونم نظیرش در طول تاریخ رسانه بوده باشه یا در آینده تکرار بشه...این میزان از " دیگری گاو پنداری" نظیر و نمونه نداره.

et

ببینم این مــــاء مــــــــــــــــاء ربطی به سال گاو نداره که ،داره؟

تا اين برادران رياكار زنده اند
اين گرگ سيرتان جفاكار زنده اند
يعقوب درد مي كشد و كور مي شود
يوسف هميشه وصله ي ناجور مي شود


نخواستم كامنتدونيت رو سياه كنم به خاطر همين همه ي شعر رو ننوشتم .... كاملش تو وبلاگم هست

باز گاو یه جذبه ای داره . اجازه بدین ما بع بع کنیم و خوش باشیم !

مرضیه

من چه جوری از چیز راست برم بالا؟!!!مامان!وقتی هیچگونه وسیله ی بالارفتنی وجود نداره
خدایااااااااااااااااااااااااااااا
حداقل یه جایی یه کسی یه سایتی رو به من معرفی کنید بتونم یه کم اطلاعات موثق ازش بگیرم!
اخه داره رو بابام اثر میکنه!!!نمیخوام!!تا دیروز میگفت باورم نمیشه یعنی انقد نامرد و بی دینن که زدن ندا رو کشتن امروز میگه تلویزیون گفته کار خود عوامل بیگانه و انقلاب مخملیه!!!!
ماماننننننننننننننننننننننننن!!!
خدایا کمکم کن!

البته خوب ماستم واسه خودش یه ماجرای مفصله...ادم در حین خوردنش تو بطن ماجراس...گرچه اصلا حال شوخی ندارم!

نفیسه

چرا! الکی پاچه این صدا و سیمای بی‌گناه رو می گیریم؟! صدا و سیما همون صدا و سیماست با حفظ تموم سنت‌های باستانیش!
گمونم ازهاری بوده که بعد از تحقیق و بررسی و کشف حقیقت! مشاهدات بالای پشت بامیش رو برای ملت از همین صدا و سیما گفته. (شاهد عینی نبودم واسه همین نمی دونم درست گفتم یا نه؟)
ولی خودمونیم همه با هم... ماء.

ayda

مرســـــــــــــــی کیوان جان.خیلی جالب و دقیق بود ،به ویژه یزد که از نظر جغرافیایی که حداقل 12سال مدرسه به خوردمون دادن جاش عوض شده!
دمت گرم.

اون دوست یا دوستانی که دنبال فید این وبلاگ‌اند، از این آدرس استفاده کنن: http:www.k1-online.com/atom.xml من از همین آدرس تو گوگل ریدرم استفاده می‌کنم.

همینه ... هممون روزهای اول که فیس بوک باز بود عکس هامون رو گاو کرده بودیم ... طراح اولیش هم نیما دهقانی بود ... از 23 خرداد به بعد خب ازمون توقع ما ما دارن ... ناامیدشون نکنیم !!!

k1 aali bud...merc be khatere in posst..kheili khandidam...dorugh nagam geryamam gereft...merc vaghean mercc...maaaaaaa'' bayad goft ziad

مریم

بلاخره نمردیم و کیوان از یزد گفت.اما جدا از بی بخار بودن همشهریام از اتفاقات اخیر به شدت ناراحتم.و خدا رو شکر می کنم به خاطر اینکه ایرانم.اگه اونور آب بودم حتما تا حالا مرده بودم.وخوشحالم که اگه تهران نیستم و در متن حوادث اما اوون دنیا به واسطه ی بدن کبود از ضربه های باتوم عزیزان!!! جلوی 4 تا هم وطن شرمنده نیستم.چه بهتر که یادمون نره:اندکی صبر سحر نزدیک است.
این هم به مرضیه دوست 20 سالمون:
درسته که از ف ی ل تر شکن بدت میاد و نمی خوای صدای امریکا و بی بی سی رو ببینی اما دوست دانشجوی من شنونده باید عاقل باشه.عکسها و فیلم هایی که نشون میدن گویا هست.
به امید خبرهای خوب

خودم

بعضی آدمی‌زادهای دور و برمان درست مثل گازco هستند. بدون رنگ، بدون بو، بدون هیچ مشخصه‌ی هشدار دهنده؛ اما کشنده

خودم

http://antieverythingism.wordpress.com/2009/03/16/election-party/
این و خوندم کلی خندیدم اما چون جای دیگه یی نبود که برات بفرستمش،اینجا فرستادم که بخونی...جالبه

خوب چون مدتیه کلاسمون بالا رفته به زبون اجنبی ها میگیم:ووووی.
بعدشم مهندس جون اینا خودشونو زدن به کریت(بر وزن خریت)صدای الله اکبر مردمو نشنیدن چه برسه به ما کشیدن ما.اما چشم. می گیم باشد که کران و خران بشنوند اما فکر نکنند که که ما هم مثل خودشونیم.

اینجانب با 11 سال سابقه کار ترجمه و کار در گروه خبر و دبیری خبر متقاضی کار در نانوایی یا بقالی هستم تا نان حلال به خانه ام ببرم...این آگهی را یکی از دوستان صدا و سیمایی ام نوشته بود...!

مسعود

سلام آقا كيوان خيلي باحال بود اين پستت.از اون باحال تر نظر خواننده ها بود.ميگن غير از يزد 169 حوزه ديگه هم مردم بودن بيش از ظرفيت!! يعني احتمالا تو 170 حوزه مردم به صورت دست جمعي و محض غافلگيري اموات با هم مسافرت كردند.چيزي راجع به دولت عدل اسلامي شنيدي؟
واي خدا نميدونم اينا ملت و خر فرض كردن يا ملت اينا رو يا اينا با ملت بقيه رو.تلويزيون ايران كه قراره صاحابش 4 سال ديگه رييس جمهور بشه ديگه داره حالموبهم ميزنه. راجع به كوي و بيل و كلنگ آوردن با خاور و ....اون كودني كه مياد ميگه شبكه خارجي اين فيلم رو عمدا گرفته رو بايد از ... دارش زد.
داشت يادم ميرفت.ماء!

نازلی حیدریان

میو،میو میو، ترجیح میدم اینو کنم ...;)))

رها

كبك صدا داره؟ چرا من ماء ماء كنم؟ا ونا صداي كبك در بيارن!!!!

مهسا

خیلی حیلی..... خیلی عالی بود.

اونا ميخوان ماء بشنوند ولي اين ماييم كه داريم مي شنويم.
به رها .آره كبك هم صدا داره ولي فقط وقتي مي شنوي كه همه جا ساكت باشه .

فتانه

من كه اصلا تصميم ندارم مـا مـا كنم. اتفاقا مي‌خوام از اين به بعد تا از چيزي خوشم نيومد به هر نهادي كه شده ميل بزنم و اعتراض كنم. از شهرداري منطقه گرفته تا شوراي شهر و صدا و سيما و مجلس و وزارتخونه‌ها و .... هر تقي به توقي بخوره ميل مي‌زنم اعتراض مي‌كنم :))

نسرین

ایوووووووووووووووووووووووووووول !
واقعا" هیچ حرفی برای گفتن باقی نمیمونه

مهندس این نوشته ی همسرم رو هم بخون.
عروس باغ ملی!
http://payab.persianblog.ir/post/110/

shhhhhhh

شبنم خانوم كه خواست نامش فاش نشود گفت:
ياران!راز بقايي شده ايران،الاغ و گاو و ميمون،خوبان همه جمع اند! به به!(ببخشيد اين واژه مال يه سر و دو گوشهاست شما فقط بگو ماء قشنگرو)
يه كم واقع بين باشيم بابااا! بيخود خون كثيف خودمون رو آلوده ميكنيم و با اين گوشاي مخمليمون را افتاديم انقلاب مخملي ميكنيم كه چي آخه؟عوض تشكر از دولت ِ مهرورزي اين صداهاي انكرالاصوات رو از خودمون صاتع ميكنيم كه اونا هم بالاجبار اين مهراي قلمبه شدشون رو از ناحيه فرق سر و گاهاً قلب و عروق به ملت وارد كنن و در گوشه و كنار شاهد مهر مرگ شدن نداها باشيم؟
وي افزود: حالا از خدا كه پنهون نيست از شما چه پنهون خود اينجانبم چند وقتيه 2چاره بحران هويت شدم و زبون مادريم يادم رفته(وينك!)
پاورقي: اما خدا وكيلي جدا از شوخول ميميريم، اما چي؟؟ ذلت نميپذيريم!!!!هر چند كه با اين اوصاف و احوالات و مواضع دولت چشمم آب نميخوره از عاقبت كار.توكلمون به خداست فقط.
در ضمن وراج هم خودتي من ژنم يه مقدار جهش داشته:دي

asal

1- فوق العاده بود 2- دوست عزیزی که میگی bbc یا صدای آمریکا فحش پخش میکنند من در این دو هفته که تقریبا هر روز این برنامه ها رو دنبال میکردم فحشی ندیدم این شبکه ها صرفا خبر رسان هستند . 3- عدم دسترسی به ماهواره یا نت نمیتونه باعث بشه که ما خزعبلات صدا و سیما رو باور کنیم فکر کنم خودمون عقل و شعور داریم و میدونیم دو دو تا میشه چهار تا . 4- در باره الی محشر بود اگه خدا تعداد بیشتری شهاب حسینی میافرید دنیا محل بهتری برای زندگی میشد ...

مازيار

من خودم رو بازيچه دست بيگانگان نميكنم....
حاضرم ما ما ...ميو ميو ...عر عر....واق واق ...چه ميدونم زر زر براي داخلي ها كنم ولي دستمال بدست دنبال خارجي ها نكنم

کیقباد

تجزیه و تحلیل آماری : آقایون بیشتر ماء ماء کردند اما خانم ها یا ماء ماء نکردند یا چیزای دیگه گفتن . کاش دانشمندان بررسی میکردن علتشو .

ایوول

مرضیه

عجبا!میگم فحش میدن منظورم این نیست که مثلا میگن بی ادب و ...
منظورم جبهه گیری واضحشونه!
ای بابا! انگاری قضیه همون پست اخر اقا کیوانه
بعدم از همه ی دوستایی که لطف کردن و جواب من رو دادن ممنونم...از نظرات استفاده کردم

نيكي

داشتم تو كوچه بغلي ماء ماء ميكردم و ميرفتم كه يهو يه سگ وحشي اومد و پاچمو گرفت و گفت زود باش شير بده.... شيرش دادم تا دست از سرم برداه.....نخير ....اينفعه گفت پهنت واسه گرم كردن اتاقم لازمه....بهش دادم ..بلكه ولم كنه......نخير ...ولم كه نكرد گفت حالا پوستتو ميخوام واسه خودم كفش بدوزم....يه تيكه پوستمو دادم ...بماند كه قانع نشد...گفتم دست از سرم برميداري يا نه ؟؟... فك ميكني چه اتفاقي افتاد؟؟... هيچي سرتونو درد نيارم.... گفت تا گوشتتو ندي كباب كنم و كله تو نخورم و پاچتو آبگوشت نكم و رودتو سفيداب نكنمووووو..... ولت نمي كنم.........................
يهو..... بخود اومدم و ديدم واسه سگ بايد واق واق كرد.
نه ماء ماء....
نه بع بع....
نه عر عر....
بله بايد واق واق كرد........... اونم از نوع خودش
كيوان جون حال كردم از مطلبت ولي يادت نره واق واقو آموزش بدي ... ما يه عمري كفتيم ماء ماء چي حاصلمون شد هي زدند تو سرمون گفتند ... همون حكايت بالا

سلمان

يه سوالي دارم:
آيا سالهاي گذشته بعد از مسابقات ليگ شما آقاي عادل فردوسي پور عزيز رو مي ديديد. چرا اينقدر غلو مي كنيد. هميشه عادل عزيز مي رفت براي فصل بعد برنامه ريزي مي كرد. چرا اينقدر بچه شديد. فكر مي كنيد دنيا و كارهاي دنيا كشكي كشكيه. بابا خيلي بچه اين
متاسفم براتون
آدمايي هستيد كه ...

ارسال نظر