گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
راستش دروغ چرا از ديروز، وقتی خودم هم به مطلب قبلی نگاه میكنم اصلاً باهاش حال نمیكنم. شده آئينه دق و عينهو يه تاول و زخم چركی نشسته روی صورتِ اين وبلاگ! البته يه سری كامنت هم از دوستان داشتم كه اذعان داشتند با توجه به احترامی كه برای من و اين وبلاگ قائل هستند و میدونند اختيار و مالكيت اينجا متعلق به منه ولی معتقدند كه الان موقعی نيست كه من در رابطه با الی بنويسم، بلكه گويا تصوّر اين عزيزان اينه كه من الان بايد بلند شم برم توی جنگلهای سياهكل و نقش ميرزا كوچكخان رو بازی كنم و يا كلاه چگوارايی بذارم سرم كه البته با تمام احترام برای اين عزيزان، بايد بگم گلاب به روتون، روم به ديوار، هر چی خاك اون مرحومه عمر شما باشه من گـُه بخورم كه توی مملكت عزيز ايران كه من از اون سر دنيا بخاطرش برگشتم چنين غلطی بكنم!
البته چند نفری هم در رابطه با يه جسم گرد كوچيك كه ميون پای آقايون هست و تكون تكون میخوره صحبت كردند كه البته من نمیدونم، داشتن يا نداشتن اون جسم متصله به زير شكم رو اين عزيزان چه جوری تونستند از اين فاصله و پشت مانيتور تشخيص بدن. هر چند اين روزها آدمها ديگه همهشون شدند استادكار و متخصص و كاربلد و اينكاره. ديگه حتی از روی مانتو و شلوار طرف هم میتونند بفهمند اون زير چه خبره و آلات و ادوات و سايز و گردی و وزن و ابعادش چقدره. البته در برخی گزارشات كه منبع آن مشخص نشده اعلام شده كه اين عزيزان حتی زمان قاعدگی و يائسگی رو هم تونستن حدس بزنند!
ببينيد چقدر خوب بود رئيس جمهور مملكت هم حداقل صداقت و صراحتِ بيان من رو داشت! وقتی من، يه شهروند درجه اِنم جامعهی غير مدنی كه نه سر پيازم و نه ته پياز، توی گفتههام مينيمم صداقتی دارم خب رجال سياسی كه بعضیهاشون هم، به قرآن و پيغمبر و حضرت عباس هم قسم خوردند كه ديگه بايد بتركونند صداقت و راستی و درستی رو كه اگه دروغ بگن، قطعاً حضرت ابوالفضل ميزنه توی كمرشون، البته اينها رو مامان بزرگم گفته! هر چی ميخوام از اين سياست، چيزی نگم لامصب عينهو آدامسی كه چسبيده در كونم هی كِش مياد و ول كن ماجرا نيست. اين روزها توی 24 ساعت، فقط همون چهار ساعتی كه خواب هستم بحث و جنگ و جدل سياسی نداريم. بدبختی اينه كه همهمون هم طرفداره ميرحسين هستيم و هيچ آدم مخالفی دور و برمون نيست تا منحنی تبادل نظرات يه كمی بالا و پايين و سينوسی بشه. هی همه حرف ميزنيم و هی همه حرف همديگه رو تائيد میكنيم و معلوم نيست كجان اون 63%!
خلاصه كه اين روزها همهی مملكت، كار و زندگی و نهار و شام و روابط زناشويی و مشروع و غيرمشروعشون رو گذاشتن بيخ ديوار و فقط دارن در رابطه با انتخابات رياست جمهوری، جمهوری اسلامی ايران بحث و تبادل نظر میكنند. هر چند شرايط خيلی مهم و حساس شده ولی واقعاً حيف نيست توی همين روزها و شبهای پُر استرس، پشت به هم كنيم و قيد يه سری كارهای خوب و لذتبخش رو بزنيم و به اين بهونه كه الان اوضاع قاراشميش شده پس منهم حال و اعصاب ندارم، يه سری كارها رو انجام نديم؟! نه واقعاً خودتون قضاوت كنيد و بگيد. شمايی كه دستتون به گوشت ميرسه ... البته فكر بد نكنيد. منظورم همانا رفتن به سينما و ديدن فيلم "درباره الی" بود!
ميگم كه يه كامنت برات تو مطلب قبلي گذاشتم يه نيگاهي بهش بنداز
؟؟؟؟؟؟
چجورياست اين كاراي خب خب خب
سلام.... چه قدر به جا گفتي كيوان جون.....من جزء اون دسته آم ها بودم كه 18 تير 78 تو خوابگاه دانشجو ها كتك خوردم بعد گرفتن و 3 روز قرنطينم كردن و بلايي سرم آوردن كه فعل ماضي و مضارع غلط كردن رو صرف كردم . اون موقع خاتمي و هيچكدوم از زير مجموعه هاش نيومد حق ما رو پس بگيرن.... ديروز (دوشنبه) جات خالي رفتم ديدن تظاهرات كنندگان ... 1000 تومن هم تخمه گرفتم و ريختم تويه جيبم .شبش هم يه معجون تپل و برو كه رفتيم سانفرانسيسكو....
آدم باید چند بعدی باشه هم سیاسی باشه هم اجتماعی هم فرهنگی هم زن و شوهری هم اقتصادی هم .....
راستش دروغ چرا کیوان جون ، تو هم سیاستمداری شدی واسه خودت ، یکی به نعل می زنی ، یکی به میخ...
به قول کروبی" خوشم به هوشت" :)
تنوع هم لازمه پسرم : )
تسمیه "ویکتور هوگوی ایران" جالب بود... حالم ازش به هم می خوره! حیف که وقت گذاشتم و به دیگران هم توصیه کردم اراجیفش رو...
کیوان جان...حرفت از جهاتی درسته اما میدونی ترس ما که بیرون میریم و تمام زندگیمون شده این سیاست بی کس و کار اینه که دیگه درباره الی ها ساخته نشه...ویکتور هوگو ایران برای داشتن مجوز تجدید چاپ کتابش مجبور به ثناگویی آقایی بشه...این اینترنت نفتی بشه:Acces Deniedوخیلی چیزها
واسه اینه که همه حواسم پرته!
پ.ن:در اولین فرصت میرم سراغ الی و درباره اش... چون همه تعریف میکنن ازش!
دلت خوشه ها! ما این سر دنیا شام و ناهارمون شده ایران و جریاناتش تو می ری سینما:)) حوش به حالت که انقد بی خیالی
کیوان جان من به عنوان متخصص باید عرض کنم اون چیزی که دوستان در بارش حرف زدن گردالی نیستو بیضویه!
یه چیزیم در مورد گسترش بحث سیاسی حتی به هنگام روابط مشروع و نامشروع دارم که راستش من مثل تو از اون بیضویا ندارم که اینجا بگم...
کیوان خوش به حالت که حداقل میتونی 4 ساعت در شبانه روز رو با آرامش بخوابی .خوش به حالت که اینقدر دل و دماغ داری که بری سینما و خوش به حالت که دور و بریات همه موسویی هستند و مجبور نیستی هر روز به اراجیفشون گوش کنی که هر چی هم براشون دلیل و مدرک بیاری به خرجشون نمیره.
خوشم به هوشت :)) خيلي با حال بود توي اين هاگير و واگير.
خوشم میاد که واقعن اون چیز گرده رو داری که اینجوری می نویسی ...
با تمام غم و افسردگیو اینا ولی :))))))))))
کیوان را در یک جمله معرفی کنید:سر خوش!
راستی منم دنبال اون 63% میگردم ولی عوضش خس و خاشاک میبینم,عجیبه نه؟!!
هر چی فکر میکنم ببینم قبل از این انتخابات لعنتی من و همسر پای تلفن و تو خونه از چیا حرف میزدیم یاذم نمیاد.
احساس میکنم مغزم تو این دوران هنگ کرده.
بدبختی "درباره الی" رو هم تو جشنواره دیدم ، حتی حس کجنکاویم هم منو تکون نمیده برم دنبال یه کار دیگه غیر از این چرندیات انتخاباتی :(
آخر یه آگهی تلویزیون های لوس آنجلسی مربوط به محصولات صدف آقاهه میگه : واسه همینه که اینقدر دوستت دارم عزیزم . و خانمه چه ذوقی میکنه . ذوق میکنه ها . حالا جناب از پشت یک سوم در مثل مناقشه نیست ولی واسه همینه اینقدر دوستت داریم . صداقتت ما رو کشته . و گرنه میتونستی مثلا پستهای سیاسی بذاری بدون اینکه خودت بهش اعتقادی داشته باشی ما از کجا میفهمیدیم تو دلت چی میگذره اما میای وسط این جو احساسی حرفی میزنی که میدونی به مذاق خیلی ها خوش نمیاد . حالا چون خیلی ازت تعریف کردم و قبلا دو تا از کامنت های چگوارا یی منو نذاشتی حالا بیا این دو تا کلمه رو حذف نکن آره قربونت . و اما این آن دو تا کلمه : مــــقا و مـت ... مـــــــــــــــقا و مـت ...
حرف بد نزن دیگه اقا کیوان تو مطالبت!
من اینهمه اومدم گفتم چون انقد بچه های اینجا خوب و با ادب و با شخصیت و جنتلمن و مودبن من پایه ی وبلاگت شدم
اونوقت ولی الان یه حرفای بدی هم زدی!ای ه! توروخدا!
سلام کیوان جان - عرضی ندارم فقط اینکه یه روز که خیلی دلم گرفته بود با خواهر گرام بعد از مدتها تشریف بردیم سینما تا یه فیلمی ببینیم و دلمون باز بشه اما از شانس همیشه گند ما انقدر فیلم غم انگیز بود که از سینما اومدم بیرون له له بودم -
k1 salam MIRZA ke siahkal nabood . cherik ha boodan o arman gara. zende bashi