شنبه، ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸

k1-pol.jpg
دختران شهر
به روستا فکر می‌کنند
دختران روستا
در آرزوی شهر می‌میرند

مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر مى‌کنند
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک می‌میرند

کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانه‌اش نمی‌رسد


رنگ‌های رفته‌ی دنیا / گروس عبدالملکیان

۲۹ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
جوجو

خیلی خوشگله:)

لیلا

اوه... فوق‌العاده، هم متن و هم عکس.

چه زیبا وصف کرده آرزوهای دست نیافتنی آدمها رو.توصیف زیبا و شاعرانه ی غاز بودن مرغ همسایه.

شاهد

یا دستمان به زنگ نمیرسد یا هیچکس در خانه نیست
حکیم لاادری

milad

بعده چند سال گذرم دوباره افتاد اینجا
یادمه آخرین پستی که ازت بخاطر دارم وقتی بود که رفته بودی امریکا و به فکر بازگشت به وطن بودی
به هر حال خوشحال شدم دیدمت
پرانرژی و سلامت باشی

م.طلوع

هیچ پلی نشکسته فقط انسان از پل حسرت گذشته،پلی که پدرمون حضرت آدم ساخت \. ./
ل
=

بعضی دختران روستا در اولین فرصت از منزل متواری شده و خانه ی فساد شهر را مملو می کنند.
مردان کوچک جیب مردان بزرگ را می زنند و به ریششان می خندند
امضا یک منفی باف

نازلی ل.م

مرسی ...بسیار زیبا :)

خیلی راست می گه...

کیقباد

همه عمر دیر رسیدیم

نگاه

اين شاعر يه وبلاگ هم داره ولي نميدونم چرا چند ماهيه آپديت نكرده شايد ازون مدت تا حالا يا شعرش نيومده يا شايد داره به آسايش مردان بزرگ فكر ميكنه يا درآرزوی آرامش مردان کوچک ...

http://garousabdolmalekian.blogfa.com

مارگریت

رسم زندگی همینه،همیشه روزگار تیره ما آرزوی طلایی یکی دیگست
راستی دیروز نمایشگاه نبودی ؟

wonderfull!

بیتا

چقدر زیبا بود ........ممنون

این دندون ... رو باید کشید!!! ( ... آخ...)
خوشبختی یه جای کوچولو تو قلب آدمه! مهم اینه که جاش رو پیدا کنی و گاهی وقتا از اونجا خون رو تو بدنت پمپاژ کنی...
شاد باشید

بهار

هر وقت نوشته هاتونو می خونم احساس می کنم خیلی آدم مودی و احساسی هستی (مگه نه؟)
خواهش که نظر منو ثبت نکن مرسی


نفیسه

آره، واقعاً کدوم پل؟
خیلی این رو دوست داشتم از همون موقع که "نون جیم" توی کامنت‌دونی قبلی نوشتش!
من دلم واسه کامنت‌دونی قبلی تنگ شده، خیلی.

نمی‌خوام الکی به به و چه چه کنم که چه قشنگه . نه . هیچی از شعر سرم نمیشه . اصلاً اجباری نبود که من روی هر پست بیام و نظر بدم . حالم انگار خوب نیست زیاد :))
خواستم بگم منتظر پست جدیدتم . همین :)

ناهيد

تا بوده، همين بوده!؟

خانم استاد

گاهی می توان با تخته پاره ای هم پل ساخت ...پلی میان قلبها

وای این پست پایینیت رو که خوندم یاد خود طفلکی یه هفته پیشم افتادم! من 1 دونه از 4تا رو 5-6 سال پیش جراحی کرده بودم و همون موقع گفتم من کمتر از سگم اگه برم این 3 تای دیگه رو بکشم و رو به موت هم باشم دیگه نمیرم!
بله! من هفته ی پیش در یه اقدام ضربتی 3 تای باقی مونده رو که 2 تاش هم جراحی بود در یک روز! کشیدم!! و تا 5 روز لپ هام بودن این هوا و حالا لپ گلی شدنم به جهنم! دردش وحشتناک بود!! من که با اجازه ی شما دو طرف لبم جر خورده بود و تازه خوب شده! البته دکتر من هم جنس باز نبود خوشبختانه و از نظر عقلی و جنسی سالم بود!!! :))
گذشته از شوخی این پست پایینیت رو خوندم یه لحظه دوباره اون درده اومد سراغم! :پی

این گروس خیلی کارش درسته سه چهار تا کتاباش رو دارم

مرسی از" نگاه "برای لینکی که گذاشتن

asal

چه شعر قشنگی و چه عکس قشنگتری دلم میخواست یه همچین جایی پیدا میکردم برای یه مدت نامحدود میرفتم گم و گور میشدم اونجا

شاید هم پلی نشکسته باشه؛ فقط اون لک‌لکی که ما توی یه بقچه به نوکش آویزون بودیم، انگار همه‌ی آدرس‌ها رو اشتباهی رفته...

نزهت

آدمی حسرت سرگردونه...

EHA

سلام
سایت شما رو دیروز به صورت کاملا اتفاقی , وقتی داشتم موضوعی رو search میکردم پیدا کردم و این یک اتفاق خوشایند بود . موضوعاتی که انتخاب میکنی و گاها گزندگی قلمت برام جالب توجه بود. کم کم داشتم از سایتها و وبلاگهای فارسی ناامید میشدم . لحن طنز هات منو یاد " خرمگس " میندازه . امیدوارم خونده باشیش.درهرحال از خوندن مطالبت لذت بردم. ممنون . موفق باشی!

یادش به خیر یه دوستی داشتم هر وقت صحبت پل میشد یه جور میپروند که : زیر پل ریدند...

حالا شاید این پله هم مشکلش این باشه
;)

ZOE

يه كم زيادي رولبه تيغه يعني تاثيرش خيلي به خودخواننده بستگي داره يكي منطقيه قناعت برداشت ميكنه يكي زمينه افسردگي داره يه حقيقت تغيرناپذير كشف ميكنه كلاميپكه خوانندگان عزيزمثبت انديش باشيدلطفا ونويسنده محترم محتاط تربنويس لطفا

ارسال نظر