سالنهای تئاتر دوباره گرم ميشه
عكسهای منتشر نشده و ناگفتههای زندگی سلنيجر
سيب گاززده / سعيد كمالی دهقان
جروم ديويد سلينجر در هفتهايي که گذشت
رسولی _ اعتماد
گفتوگو با جعفر مدرس صادقی درباره «توپ شبانه»
البته من هيچوقت كتابها و داستانهاش رو دوست نداشتم
اوضاع شير تو شير در جلسه اختتاميه فيلم فجر
با اين شرايط بهتر از اين هم نبايد باشه!
دختران شهر
به روستا فکر میکنند
دختران روستا
در آرزوی شهر میمیرند
مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر مىکنند
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک میمیرند
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانهاش نمیرسد
رنگهای رفتهی دنیا / گروس عبدالملکیان
اوه... فوقالعاده، هم متن و هم عکس.
چه زیبا وصف کرده آرزوهای دست نیافتنی آدمها رو.توصیف زیبا و شاعرانه ی غاز بودن مرغ همسایه.
یا دستمان به زنگ نمیرسد یا هیچکس در خانه نیست
حکیم لاادری
بعده چند سال گذرم دوباره افتاد اینجا
یادمه آخرین پستی که ازت بخاطر دارم وقتی بود که رفته بودی امریکا و به فکر بازگشت به وطن بودی
به هر حال خوشحال شدم دیدمت
پرانرژی و سلامت باشی
هیچ پلی نشکسته فقط انسان از پل حسرت گذشته،پلی که پدرمون حضرت آدم ساخت \. ./
ل
=
بعضی دختران روستا در اولین فرصت از منزل متواری شده و خانه ی فساد شهر را مملو می کنند.
مردان کوچک جیب مردان بزرگ را می زنند و به ریششان می خندند
امضا یک منفی باف
مرسی ...بسیار زیبا :)
خیلی راست می گه...
همه عمر دیر رسیدیم
اين شاعر يه وبلاگ هم داره ولي نميدونم چرا چند ماهيه آپديت نكرده شايد ازون مدت تا حالا يا شعرش نيومده يا شايد داره به آسايش مردان بزرگ فكر ميكنه يا درآرزوی آرامش مردان کوچک ...
http://garousabdolmalekian.blogfa.com
رسم زندگی همینه،همیشه روزگار تیره ما آرزوی طلایی یکی دیگست
راستی دیروز نمایشگاه نبودی ؟
wonderfull!
چقدر زیبا بود ........ممنون
این دندون ... رو باید کشید!!! ( ... آخ...)
خوشبختی یه جای کوچولو تو قلب آدمه! مهم اینه که جاش رو پیدا کنی و گاهی وقتا از اونجا خون رو تو بدنت پمپاژ کنی...
شاد باشید
هر وقت نوشته هاتونو می خونم احساس می کنم خیلی آدم مودی و احساسی هستی (مگه نه؟)
خواهش که نظر منو ثبت نکن مرسی
آره، واقعاً کدوم پل؟
خیلی این رو دوست داشتم از همون موقع که "نون جیم" توی کامنتدونی قبلی نوشتش!
من دلم واسه کامنتدونی قبلی تنگ شده، خیلی.
نمیخوام الکی به به و چه چه کنم که چه قشنگه . نه . هیچی از شعر سرم نمیشه . اصلاً اجباری نبود که من روی هر پست بیام و نظر بدم . حالم انگار خوب نیست زیاد :))
خواستم بگم منتظر پست جدیدتم . همین :)
تا بوده، همين بوده!؟
گاهی می توان با تخته پاره ای هم پل ساخت ...پلی میان قلبها
وای این پست پایینیت رو که خوندم یاد خود طفلکی یه هفته پیشم افتادم! من 1 دونه از 4تا رو 5-6 سال پیش جراحی کرده بودم و همون موقع گفتم من کمتر از سگم اگه برم این 3 تای دیگه رو بکشم و رو به موت هم باشم دیگه نمیرم!
بله! من هفته ی پیش در یه اقدام ضربتی 3 تای باقی مونده رو که 2 تاش هم جراحی بود در یک روز! کشیدم!! و تا 5 روز لپ هام بودن این هوا و حالا لپ گلی شدنم به جهنم! دردش وحشتناک بود!! من که با اجازه ی شما دو طرف لبم جر خورده بود و تازه خوب شده! البته دکتر من هم جنس باز نبود خوشبختانه و از نظر عقلی و جنسی سالم بود!!! :))
گذشته از شوخی این پست پایینیت رو خوندم یه لحظه دوباره اون درده اومد سراغم! :پی
این گروس خیلی کارش درسته سه چهار تا کتاباش رو دارم
مرسی از" نگاه "برای لینکی که گذاشتن
چه شعر قشنگی و چه عکس قشنگتری دلم میخواست یه همچین جایی پیدا میکردم برای یه مدت نامحدود میرفتم گم و گور میشدم اونجا
شاید هم پلی نشکسته باشه؛ فقط اون لکلکی که ما توی یه بقچه به نوکش آویزون بودیم، انگار همهی آدرسها رو اشتباهی رفته...
آدمی حسرت سرگردونه...
سلام
سایت شما رو دیروز به صورت کاملا اتفاقی , وقتی داشتم موضوعی رو search میکردم پیدا کردم و این یک اتفاق خوشایند بود . موضوعاتی که انتخاب میکنی و گاها گزندگی قلمت برام جالب توجه بود. کم کم داشتم از سایتها و وبلاگهای فارسی ناامید میشدم . لحن طنز هات منو یاد " خرمگس " میندازه . امیدوارم خونده باشیش.درهرحال از خوندن مطالبت لذت بردم. ممنون . موفق باشی!
یادش به خیر یه دوستی داشتم هر وقت صحبت پل میشد یه جور میپروند که : زیر پل ریدند...
حالا شاید این پله هم مشکلش این باشه
;)
يه كم زيادي رولبه تيغه يعني تاثيرش خيلي به خودخواننده بستگي داره يكي منطقيه قناعت برداشت ميكنه يكي زمينه افسردگي داره يه حقيقت تغيرناپذير كشف ميكنه كلاميپكه خوانندگان عزيزمثبت انديش باشيدلطفا ونويسنده محترم محتاط تربنويس لطفا
خیلی خوشگله:)