دوشنبه، ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸

k1-ordibehesht1.jpg چند دقيقه‌ای هست كه باز صدای ماشين چمن‌زن بلند شده. صدای خشك و دردمندی كه انگاری از ته دل ناله ميكنه. من نمی‌دونم اين باغبون، چی از سَر اين يه گـُله چمن می‌خواد كه هر چند روز يه بار با ماشينش مياد پشت اين پنجره و صدای خودش و من و ماشين‌ چمن‌زن رو درمياره. از جام بلند ميشم تا برخلاف ميل‌م، پنجره‌ رو ببندم تا صدا رو كمتر بشنوم. سوهان روحی‌يه اين صدای چمن‌زن. كنار پنجره كه میرسم جادوی ارديبهشت رو حس می‌كنم. بوی چمن می‌خوره تو صورتم. فوق‌العاده است. بويی كه در كسری از ثانيه، گيج و منگم می‌كنه.

يه سری بوها، يه سری طعم‌ها، يه سری صداها اين قدرت رو داره كه بهت بال و پر بده تا ديگه در قيد و بندِ زمان و مكان نباشی. يهويی دور ميشی از اين شهر. از اين فضا. از اين زندان. از اين با تو نبودن‌ها. از اين لحظاتی كه مجبور‌ی با همه‌ی خوب و بدش بسازی. از اين جبری كه ديگه ماسيده به همه‌ی در و ديوار زندگی‌مون. از اين تار و پودهای نبودن‌های بافته شده‌ی زندگی و ارديبهشت اين قدرت رو داره كه دورت كنه. نزديك‌ت كنه. كوچيك يا پيرت كنه و ببره و آروم بخوابونت توی بغل اونی كه دوستش داری. اونی كه نيست. اونی كه هست. اونی كه شايد. اونی كه بايد.

می‌دونی؟! روزهای بدی هست كه ميشه با يه شب خوب تبديل به خاطره بشه. ارديبهشت اين خاصيت رو داره كه همه‌ی روزهای بد سال رو تبديل به خاطره كنه. اگه تو باشی، همه‌ی اين شب‌های ارديبهشت رو ميشه تا صبح بيدار موند. تا خودِ خودِ صبح. ارديبهشت نرو. حداقل تو بمون.

۳۲ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

عاشق اردیبهشتم
دیوونه میکنه آدم و با عطرا و خاطرات و آدمایی که نیستن و نیستن و نیستن

آي گفتين
به 10 دليل عاشق ارديبهشتم، 9 تاشو نمي‌دونم، يكيشم يادم رفته :)

و من عاشقم، عاشقم همين ماه. نقطه سر خط
و فقط همين :)

مهر

ولي حيف كه ارديبهشت هم ميره و ما هيچ شبي رو تا صبح با اوني كه مي خوايم بيدار نمي مونيم مثل همه اي كاش هاي زندگي و فقط حسرت هست كه به دل مي مونه !

جادو چون متعلق به زمان و لحظه است ؛جادو است. اگه قرار بود تمام حس های خوب اردیبهشت همیشگی باشه هیچ وقت انقدر به یادموندنی و سحر انگیز نبود.میشد یه کلیشه.پس اجازه بده بره و فقط حس خوبش باقی بمونه.

مريم از ايران

اردي بهشت.....پاييز....بهار.....اينا بهانست.اوني كه نيست نيست.حتي.........

zohreh

Omidvaram ke roz hay badet be zodie zod , tabdil be yek shabe por khatereh beshe.Engar ke hesse khobe Ordibehesht , bishtar deletanget kardeh
Puss o kram

darya

ارديبهشت اسمش روشه. مثل اينه كه يه تيكه از بهشت خدا رو سالي يه بار به زمينيا نشون مي دن تا دلشون حسابي براي بهشت تنگ شه.

ادوارد

اردی بهشت
شیراز
حافظیه
عطر ادکلن نایس
تو
من
عاشقیت
گذشت...
قسمت نبود!!؟

نفیسه

جادوی اردیبهشت... هوم... آره، ‌خودشه. روزها جادوی اردیبهشت رو داد میزنن ولی شب‌ها -بذار بگم جادوی شب- میدیدم که یه چاشنی مرموز پیدا کردن ولی مثل همیشه آروم و ساکت بودن، چرا به فکر خودم نرسیده بود؟ ولی شایدم... قدرت شب باشه.
خیلی جالبه تا حالا بهش دقت نکرده بودم، روزا بیشترین زیباییشون رو مدیون فصل ها و ماه‌ها و همین جادویی هستن که تو گفتی. ولی شب‌ها... هرچی فکر میکنم میبینم شبها همیشه برای‌ من زیباییشون رو از ذات خودشون، از شب بودن، میگیرن، بی‌وابستگی. فصل‌ها، ماه‌ها با زیباییهاشون چه کم‌سو میشن در مقابل شب، زیبایی شب.
ولی امروز صبح به خودم قول دادم از امشب به زور کتک هم شده، شب رو بیدار نمونم و خودم رو بخوابونم! بی‌خیال شب و اردیبهشت و جادوهاشون.

گلشن

اگه این پروژه ها و امتحانا نبود اردیبهشت یه ماه کاملا ایده آل بود..اگه هوا همینطوری متعادل میموندو گرم نمیشد که دیگه واقعابهشت میشد...مخصوصا که آدم بخواد با بچه های دانشکده بره شیراز.اردیبشت و حافظ! چه شود!!

arefe

آی گفتی صدای قر قر این چمن زنها مغز واسه آدم نمی زاره

لیلا

یادمه بچه مدرسه‌ای که بودیم به اردیبهشت می‌گفتیم: اردی‌جهنم! ماه ماقبل خرداد بود و اوج دلهره واسه امتحانات. مخصوصا نیمه‌ی دومش که یکجورایی زهرمارمون می‌شد! اما بعد از اون بیشتر اردیبهشت‌هایی که تجربه کردم برام توام با خاطرات دلنشین بوده، آی خدا جون شکرت :-)

ای دا بیداد چقدر به طور تصادفی این نوشته آخریت با نوشته آخر من همسو شده این نوستالژی نبود به فا ک فنا رفته بودیم جمیعا
*********************************************************************
k1: استاد دستم بند بود و هنوز مطلبت رو نخوندم. برم ببينم چی نوشتی.

In yek zan ast

ohhh che tip zadi. i mean weblogo boro! like it.

اتفاقا امروز بود که داشتم فکر می کردم چه جوری میشه توی ایوونمون چمن بکارم!

قربونت کیوان جون تو نمیخوای شبای اردیبهشت بخوابی خوب نخواب ولی دیگه چرا پا میشی راه میوفتی دوره تو خواب خواننده هات؟! باور کن اونقدر تو خواب از دستت حرص خوردم که شب اردیبهشتیم کلا نابود شد! :دی

افسانه

كوچيك يا پيرت كنه و ببره و آروم بخوابونت توی بغل اونی كه دوستش داری. اونی كه نيست. اونی كه هست. اونی كه شايد. اونی كه بايد. نمیدونی تا کجا بردیم با این جملات ساده وعمیق

اگر من در مرداد به دنیا می آمدم شما تیتر پستت را به مرداد تغییر می دادی!!!همانا این منم که اردیبهشت را زیبا نمودم!!!!اردیبهشت یعنی بهشت!افتخار اینو داشتم که اول و وسط این ماه مبارک رو در توچال آش بخورم!

خپونی

خوش به حالت که پنجره ات رو به چمن باز میشه. ما که پنجره رو باز میکنیم باز میشه به یکی از شلوغترین و کثیف ترین خیابونهای شهر. صدای ماشینها و بوی دود و هر از گاهی دعوای راننده ها. قدر صدای اون چمن زن رو بدون کیوان جان

لیلا

اصلاً همین اردیبهشت را ببینید. ببینید خدا چه شوخ و شنگ بوده وقتی که قرار بوده جهان اردیبهشت باشد...
http://www.mimnoon.com/archives/000666.html

asal

بچه که بودم اردیبهشت برام مفهمومی نداشت . یه ماهی بود مثل بقیه این ماههای خدا . بزرگتر که شدم دوسش داشتم . آخه بهار بود و اردیبهشت و تولدم بود و خوشحال بودم که یه سال بزرگتر میشم و به آرزوهام نزدیکتر. اون روزی که تو اداره داشتم فرمهای پرسنلی رو پر میکردم و دیدم روز تولدم با روز تولد تو فقط یه روز فرق داره اونقدر ذوق زده شدم که بدون توجه به اینکه چه تعبیری میکنی از ذوق و شوق من دویدم تو اتاقت و بهت گفتم وای آقای مهندس چه جالب من و شما دو روز پشت سر هم به دنیا اومدیم و تو متعجب و خوشحال گفتی واقعا ؟ ولی با 7 سال اختلاف . ازدواج که کردیم برای همه جشن تولد ای پشت سرهممون جالب بود و برای خودمون جالبتر و من بیشتر اردیبهشت رو دوست داشتم . اما حالا که تو نیستی حالا که تو رفتی اردیبهشت و 14 و 15 اون فقط حجم تلخ نبودن تو رو یادم میاره و تمام اون خاطرات با هم بودن و دو سال بعد از جدایی که اس ام اس تبریکم بیجواب موند و امسال که دیگه بهت اس ام اس نزدم و دیگه نه اردیبهشت رو دوست دارم نه تولدم رو نه دوستان مشترکمون رو که اشتباها امروز تماس گرفتن که تولدم رو تبریک بگن و بعد یهو وسط تبریک یادشون افتاد که اوه ببخشید امروز تولد تو نیست که تولد اون بود . و اشکهای بی اختیار من از به باد رفتن یه زندگی که شاید میتونست خیلی شیرین باشه .....
***********************************************************************
k1: حالا كه اون نيست من اينجا از طرف خودم و همه خواننده‌های اين وبلاگ تولدت رو تبريك ميگم. كی بهمون شيرينی ميدی بخوريم؟!

کوروش

زیبا بود کیوان جان. منو بردی تا سالهای دور

سحر

كيوان
من هميشه نوشته هات رو با جون و دل مي خونم. يه جوري مثل فال حافظه هميشه با حال وهوام جور در مي ياد. كامنت هات هم نشون مي ده كه خواننده مثل من زياد داري.
لب مطلب: خيلي دوست دارم

بهار

تو این هوا فکر می کنم هرچی می خوامو دارم
حس خیلی خوبی دارم

sonia

عسل جان تولدت مبارک.
نوشته ات خیلی شبیه نوشته های فصل پاییز کیوان بود.ناراحت کننده بود
ولی عجیب بود واسم چرا غمگینی.
خوشبختانه خدا دو نعمت باارزش به آدما داده یکی فراموشی و دوم اینکه همه چی تو دنیا جایگزین داره.

anita

hich sali bahar jazabiyat nadare ta 23 khordad ke man be 2nya miyam.

واقعا اسمش برازندشه. يه تيكه از بهشته.

بوی چمن تازه کوتاه شده منو به بچه گیهام وخونه پدر بزرگم میبره...واردیبهشت های طولانی آن سالها.....

لیلا

برای عسل متولد اردی‌بهشت: نوشتی دیگه نه اردیبهشت را دوس داری نه روز تولدت را! از صمیم دل آرزو می‌کنم دوباره عشق بیاد در زندگیت و با لمس‌اش همه‌ی حس‌های بهشتی "اردی‌بهشت" برات زنده بشه. تولدت مبارک :)

فتانه

عسل جان، تو حس و حالي نيستم كه حتي اداي شاد بودن رو دربيارم يا حتي براي متنهاي زيباي كيوان كامنت بذارم ولي برات آرزوي خوشبختي مي‌كنم. تولدت مبارك

حامد

Nice,Thankes

سلام آقا کیوان
مدتهاست که نوشته های شما رو میخونم و خیلی باهاشون انس گرفتم ولی تا حالا به خودم اجازه ی نظر دادن رو ندادم تا اینکه این نوشتتون رو خوندم که دقیقا در روز تولدم نوشته بودید.
خوندنش حسرت نبودن کسی که در چنان روزی فقط با یک اس ام اس بی روح داغونم کرد رو دوباره تازه کرد.
واقعا حال عسل خانم رو حس میکنم.
از شما هم صمیمانه به خاطر نوشته های قشنگتون تشکر میکنم.
امیدوارم هیچ کس حسرت یک عشق از دست رفته رو نکشه

ارسال نظر