گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
فكر كنم همهی زنهای دنيا میدونند ولی اگه چشم به روی واقعيت نبندن و بتونن با اين قضيهی مهم و حياتی كنار بيان و باور داشته باشند كه همهی مردهای دنيا يه روزی، يه جايی، تحت شرايط عام و خاصی، تعهد رو ميذارن زير لِنگهاشون و به زنشون خيانت میكنند، اونوقت میتونند يه زندگی كاملاً آروم و لذتبخش در كنار همسرشون داشته باشند.
ولي من فكر مي كنم اون چيزي كه به زنها آرامش مي ده دونستن اين واقعيت نيست دونستن اينه كه اون خيانت و اون رابطه معمولا خيلي مهم نيست و قرار نيست چيزي رو تغيير بده
متاسفانه.
میدونین چرا آخه؟
معمولا یه چیزی باید کم باشه که کسی یه جا دیگه بره دنبالش
چرا این کمبود و اصلاح نمیکنن اگه مسئله این باشه البته؟
من نمیفهمم.
بستگي به اين داره كه اون خانوم هم بتونه وقتي پا داد دنبال دلش بره و يك خيانت كوچولو ! بكنه بعد برگرده خونه و شتر ديدي نديدي، يا نه؟!
***********************************************
k1: بنظرم اصلاً ارتباطی به اون خانم نداره.
موافقم !
ااااا.چه جالب.اتفاقا خیلی از خانمها هم نه بدلیل عمومی که به دلیل خاص به شوهرشون خیانت میکنن .حالا ممکنه جسمی نباشه ولی ذهنی هست وجالب تر اینکه مردها نه تنها نمی دونند بلکه حدس هم نمی زنن،برای همین هم اغلب به خوشی وخوبی زندگی می کنن:.....................
تو در بنگاه مردم میفریبی، منم بالای منبر این به اون در !
راستش من زیاد موافق نیستم اگر خیانت می کنه مرده باید توقع خیانت رو هم داشته باشه البته این نظر من عقب افتاده است راستی می تونی وب من رو ببینی یا باز خرابه برات ؟
***********************************************
k1: روزبه جان دوباره نوشتهی من رو بخون. اصلاً بحث توقع خيانت نيست. وبلاگت با اكسپلوره 8 كه خونه دارم مشكل دارم. توی محل كار باز ميشه شب بايد از خونه چك كنم بهت خبر ميدم.
سلام.
در تكميل كامنت ((م. طلوع و فتانه)): با ماست و در ماست.
كف را به دف رسانده، آتش دوزخ را كوك ميكنيد؟
اشرف مخلوقاتيم اما عاجز عاجز.
بحث توقع خيانت نيست درست ولي انتظار غيرعقلانيه كه باهاش بايد كنار اومد. خيلي هم غيرعقلانيه.
مطمئنی فقط خانوما باید با این واقعیت کنار بیان؟به نظر من ترس آقایون برای روبه رو شدن با این موضوع بیشتر از خانوماست!
***********************************************
k1: اگر هم اينجور باشه درصدش خيلی كمتره.
كاش همه زنها اين توانايي و تحمل رو داشتن. چشم پوشي از اين خطا (خيانت) ذهن باز و روشني ميخواد كه هر كسي نداره حالا اگه زنها اين قدرت رو ندارن كه روي خطاي مردشون چشمهاشون رو ببندن كاش مردها اين هنر رو داشته باشند كه بتونن يه همچين روابطي رو كاملاً در خفا داشته باشند و بگذارن دوره اش تموم شه و برگردن سر زندگيشون. اما مشكل اينجاست كه زنها اين قدرت تحمل رو ندارن و مردها ايين هنر رو! و واويلا ......
من که با این حرف موافق نیستم . به نظر من که نباید همه رو با یه چوب روند . خیلیها اینطور نیستن. اگر کسی اینکار رو کنه هنوز معنی تعهد رو نفهمیده و باید گفت که گه خورده ازدواج کرده . به هر حال اگر واقعیت داشته باشه باید به حال آقایون زار زد ، زار .
***********************************************
k1: آقا هادی ميتونم بپرسم شما چند سالته و آيا ازدواج كردی يا نه؟!
روزهایی که از این جور پستها می ذارید آدم خیالش راحت می شه که به اندازه کافی خوب و سر حال هستید
درضمن با پیشرفت علم و تکنولوژی فکر نکنم آقایون مثل قبل خیال آسوده ای داشته باشن و روز به روز درصدش هم بیشتر و بیشتر میشه
قدیمیها گفتند: چیزی که عوض داره گله نداره.
خب یعنی اگه قراره گلهای در کار نباشه باید و باید عوض داشته باشه، حالا شاید به واسطه جنسیت یا عقاید از اون "عوض" استفاده نشه ولی فقط اینطوری میشه انتظار داشت گلهای در کار نباشه.
حالا من جوابت به فتانه رو نمیتونم بفهمم، و خب نوشتت رو هم چندباره خوندم، میشه یه توضیح بدی؟
***********************************************
k1: باز هم بخون. هی بخون و بعدش هم صبر كن تا زمونه بهت نشون بده. عجله نكن.
به شرط اینکه به شرط بروز این واقعه حق عمل متقابل رو برای خودشون محفوظ بدونن. یعنی خانم هم حیا رو قورت بده و آبرو رو قی کنه و هر غلطی که دلش خواست محض تنوع و اینکه یه جوراییش شده انجام بده.و در غیر اینصورت مرده شور اون آرامش رو ببره که قراره با پذیرش خیانت غیرقابل پیشگیری آقایون به سراغشون بیاد.
خیانت یک اتفاق هستش که برای هر دوطرف ممکنه پیش بیاد . اما در این مورد بخصوص حق با شماست که مردها بالاخره یک جایی، یک وقتی ، یک جوری به همسرانشون خیانت می کنن و این خوب البته زیاد هم دست خودشون نیست . طبع تنوع طلب آدم را خیلی وقتها گرفتار می کنه .
و البته احتمال خیانت مردها به یک دلیل دیگه هم بیشتر می شه و اون اینه که زنها موجودات بسیار اغواگری هستن. در واقع احتمال گول خوردن مردها بیشتر هستش !
یک زن عاقل، زنی هستش که باور کنه بالاخره یه روزی ممکنه این اتفاق توی زندگی اش بیفته . وقتی آمادگی ذهنیش را داشته باشه ممکنه کمتر احساس کنه که مصیبتی اتفاق افتاده و با این مساله معقول تر برخورد کنه .
شايد بد گفتم. منظورم اينه كه اگر خانومي مطمئن باشه كه با وجود خيانتي كه ميكنه (تعريفش به عهده خودش) ميتونه برگرده خونه و بيهيچ رد پايي در احساسش و افكارش و با همون دلبستگي قبلي زندگي خودش رو داشته باشه، شايد بتونه بپذيره كه شوهرش هم برگشته بدون اينكه چيزي در پس زمينه ذهنش اون رو از خانواده جدا كنه.
خپوني عزيز از نظر خود من به عنوان يك زن "چشم پوشي از اين خطا" به اون سختي نيست كه دلنگراني از تكرارش. يعني هميشه ذهن آدم گوش به زنگ يك اخطار جديد ميمونه. اين بيشتر ذهن رو فرسايش ميده.
***********************************************
k1: يادتون باشه ساختمان، اندام، نيازهای روحی و روانی و جسمی و ... زن و مرد با هم فرق داره.
داریم یه چیزی هم طلبکار میشیم که چرا بعد از این که از پیش معشوقه برگشتید با آغوش باز استقبال نمی کنیو و شونه هاتون رو به نمی مالیم که خستگی "کار" از تنتون در بره! در هر صورت در نسل گذشته هم که زن ها مظهر گذشت بودن بعد از خیانت اگر هم دو نفر زیر یک سقف زندگی می کردن عملا رابطه زناشویی شون به دلیل حس نفرتی که زن پیدا می کرد از بین می رفت. آقایون هم اگه طرفدار آزادی و روشنفکری به این معنا هستن بهتره از خودشون شروع کنن.
ازت بعید بود مهندس! هم این نوشته، هم جواب بعضی از کامنتها!
چیزی که تو داری ازش صحبت میکنی در واقع صرفا خیانت جسمی هست.این که طرف بعد راحت بر میگرده سر زندگیش یعنی اینکه رابطه ی عاطفی در کار نبوده.صرفا مرد توی یک شرایط خاص که براش مهیا شده تن یک زنی رو که مال خودش نبوده فتح کرده!قضیه خیلی ساده به نظر می رسه نه؟!بر میگردی سر زندگیت و هیچ کس هم قرار نیست چیزی بدونه!و زن هم باید با این قضیه کنار بیاد!اصلا دیدگاهت برام مستدل و قابل پذیرش نیست!به عنوان مرد مجردی که تجربه داشتن رابطه با زن متاهل رو زیاد داشتم می تونم بگم و با اطمینان هم بگم اگه زنی که یک ذره برای موجودیت خودش ارزش قائل باشه زمانی متوجه بشه که حتی مردش در گذشته ی دوری هم بهش خیانت کرده مطمئن باش توی نود درصد موارد خیانت میکنه و اگر هم نکنن تا آخر رابطه شون امکان نداره فراموش کنن!
اصولا پذیرش این واقعیت که هیچ چیز در این دنیا مطلق نیس و گارانتی 100درصد نداره، آرامش بخشه، خب قاعدتا شامل این داستان هم میتونه باشه: دائمیطلبی برای انسان رنج به همراه دارد در دنیایی که هیچ چیز دائمی نیست.
http://www.sharagim.net/archives/2007/11/post_126.html
خواندن این مطلب برای دختران دم بخت و خانمهای باردار توصیه نمی شود
راستی پس از سالیان سال تلاش و کوشش بی وقفه من تونستم کامند بزارم می خواستم تولد 7 سالگیتو تبریک بگم که نشد و بگم که امیدوارم این مشکل کامند گزاری تا هفتاد سالگیت ادامه نداشته باشه
تو لدشــــــــــ مبارکــــــــــــــــــ
در ضمن با خوندن دقیقتر کامنتها به این نتیجه رسیدم که بعضی دوستان موضوع در نظر گرفتن احتمالات و آمادگی نسبی در صورت ایجاد چنین شرایطی را با بحث چگونگی برخورد با این مسئله در صورت وقوع قاطی کردهاند. پذیرش واقعیت و در نظر گرفتن احتمال بروز آن یک چیز هستش و چگونگی برخورد و انتخاب گزینههای موجود در صورت وقوعاش یک داستان دیگه. آدم سالم حق انتخاب داره و با توجه به میزان اعتماد به نفسش در اینگونه موارد توان مناسبترین انتخاب مبنی بر ماندن یا رفتن از رابطه را داره، اما آدمای ضعیف در چنین شرایطی چه بمانند و چه بروند یک عمر عذاب میکشن و از خودشون آرامش را سلب میکنند، در واقع دیگری مرتکب خبط احتمالی شده اما اونها خودشون را مجازات میکنند!
پ.ن: مریم جان با احترام برای نظرت، اما به گمانام زنهای نسلهای گذشته مظهر "گذشت" نبودهاند، طفلکها چارهای جز تحمل نداشتن. اجبار به سوختن و ساختن مفهوماش با "گذشت" متفاوته.
قطعاً همه زنها این موضوع را می دونند بخصوص زنان ایرانی که فکر کنم با وجود قوانین تخیلی که داریم و بیشتر حقوق مال مردهاست درصد خیانت بیشتره و اصولاً صداقت معنایی نداره.
اما نکته ای که خیلی این وسط مهمه اینه که زنها می بخشند ولی هیچوقت فراموش نمی کنند دوباره تاکید می کنم فراموش نمی کنند و این تو همه موضوعات صدق می کنه و ای کاش مردها فقط این نکته رو راجع به زنها می دانستند اونوقت خیلی از کارها از جمله خیانت رو انجام نمی دانند. معمولاً زنها خیانت همسرشون همیشه تو پس زمینه ذهنشان می مونه حالا تو این وسط یکی خودش رو به بی خیالی می زنه و یکی بخاطر شرایطی که بعد از طلاق براش بوجود میاد و یا وجود بچه تحمل می کنه.
کسی نمی خواد چشمش رو به روی واقعیت ببنده اما موضوع اصلی بنظر من حس فروخته شدن و شکستن که خیلی بده و مطمئن باش اگه زنی خودش و شخصیتش براش از همه چی بیشتر ارزش داشته باشه همون موقع بدون حتی داد و بیدادی اون زندگی رو ترک می کنه و پشتش رو هم نگاه نمی کنه حتی اگه بچه ای هم داشته باشه. سخته ولی امکان پذیره.
آقای محترم!فکر میکنم اگر مطلبی رو اینجا مینویسد باید طاقت شنیدن نظر مخالف رو هم داشته باشین.شما نظر شخصی تون رو بیان کردید و دلیل نمیشه که همه با اون موافق باشن.چرا فکر میکنید که هرکس خواننده تونه و به اینجا سر میزنه حتما" باید همه نظرات شمارو تایید کنه وگرنه یا بچه ست یا از مرحله پرته.این عقیده شما کاملا" خودخواهانه و بی منطقه.زن روح داره , قلب داره , احساس داره.پذیرش اینچنین واقعیت احمقانه ای از طرف خانمها امکان پذیر نیست همانطور که از جانب آقایون هم نیست.اگر زنی چنین موضوعی رو به عنوان واقعیت زندگی بپذیره مطمئن باشین اون آدم در هیچ یک از مسائل زندگیش هم نمی تونه و نخواهد توانست عاقلانه تصمیم بگیره و این یک نقص حساب میشه.
hameye mardaye donya ye roozi ye jaE va tahte sharayeti ghodrate zarbe ba kafgir be ye jaye khas ro dark mikonan!
کافر همه را به کیش خود پندارد
نفهمیدم چرا حواله شدم به زمونه؟! حالا که قراره صبر کنم قبلش میخوام مطمئن بشم حرفت را درست فهمیدهام؟ حرفم را درست فهمیدهای؟
اگه قراره زمونه تنوعطلبی مردها رو نشونم بده، که خب قبلاً نشون داده، اصلاً تنوعطلبی مردها یک جورایی شبیه همان دو، دو تا، چهارتاست. نمیگم خیانت چون به نظرم اینجا منظورت تنوعطلبی بوده، چه بسا که بار کلمه خیانت خیلی سنگینتر از این هاست. که اگه منظور خیانت به معنای واقعی باشه باید گفت کدوم سیستمی خیانت و خائن رو تحمل میکنه که حالا زنها نه تنها باید تحملش کنن بلکه زندگی آروم و لذتبخشی هم در کنارش داشته باشن؟!
بذار اینطور بگم: تو آمدهای و گفتهای که "اگر پی، آنگاه کیو". دقیقاً گفتهای " اگه پی، اونوقت کیو"
"اگر پی" میشود همان "اگه چشم به روی واقعيت نبندن و بتونن با اين قضيهی مهم و حياتی كنار بيان و باور داشته باشند كه همهی مردهای دنيا يه روزی، يه جايی، تحت شرايط عام و خاصی، تعهد رو ميذارن زير لِنگهاشون و به زنشون خيانت میكنند" و "آنگاه کیو" هم همان "اونوقت میتونند يه زندگی كاملاً آروم و لذتبخش در كنار همسرشون داشته باشند"
حالا حرف من اینه " اگه پی و اگه پیپریم، اونوقت کیو"
همون طور که خودت گفتی "فكر كنم همهی زنهای دنيا میدونند" من هم میگم بیشک همه زنها میدونند ولی اگه "کیو" برقرار نمیشه "همیشه" به این خاطر نیست که زنها چشمشون رو به روی واقعیت بستن (پی) بلکه واسه اینه که "پیپریم" برقرار نیست.
نمیخوام بگم وقتی مرد (به خاطر تمام مسائلی که همه میدانیم) خیانت کرد زن هم حتماً باید خیانت کنه تا بتونن یه زندگی لذتبخش داشته باشن.
فقط میخوام بگم به شخصه معتقدم برای اینکه "گلهای" در کار نباشه یا همون "کیو" برقرار باشه، فقط قبول داشتن "پی" کافی نیست، باید امکان "عوض" وجود داشته باشه. دیگه انتخاب با خود فرده میخواد از "عوض" استفاده کنه یا میخواد ببخشه؟ مهم اینه که چون امکانش رو داره، حق گله نداره. لااقل من چنین احساسی دارم. باز هم میگم تنها چیزی که عوض داره، گله نداره.
ببخش طولانی شد. حالا به من بگو دقیقاً به خاطر کدوم قسمت باید صبر کنم و منتظر نمایش زمونه بمونم؟! هنوز هم اگه پی، آنگاه کیو درسته؟
***********************************************
k1: من هیچ وقت ریاضیات جدید دوست نداشتم بنابراین همین که قبول کنی مردها تنوع طلب هستند و دو دو تا میشه چهار تا دیگه مشکلی نخواهی داشت.
این پست جنجالیت بنظرم مخاطب عام نمی تونه داشته باشه، یعنی فقط متاهل هایی که تجربه چندین سال زندگی مشترک رو دارند می تونند راجع بهش تامل کننند و باهاش ارتباط بگیرن.
***********************************************
k1: این پست هیچگونه مخاطب عام و خاص نداره.
سلام، من از وبلاگتون خوشم اومد با وجود اینکه همه آرشیوتونو خوندم و اکثرن خوشم اومد این آخری خیلی عجیب بود آخه به نظرم آدمی چه زن چه مرد از فکر اینکه طرفش بهش خیانت کرده یا می کنه هر حسی بهش دست می ده به جز آرامش!!
خیانت که زن و مرد و ساختار بدنی نداره! در هر صورت اون نفر جدید طرف مرد خیانتکار یه زنه خائنه دیگه!
حالا شما تو این جملت جای زن و مرد و عوض کن از زبون عزیزت بشنو ببین چجوریاس حسش؟ آرامش بخشه؟؟
حرف ادوارد یک قسمتش درسته:یعنی اینکه محال دل یک زن حتا بعد از گذشت سالها با شوهرش صاف بشه ولی اینکه نود درصد احتمال خیانت هست رو قبول ندارم.اگر هم چنین چیزیباشه بیشتر از بیست درصد نیست یعنی هیچ وقت منی که اصلا نفس خیانت رو کثیف می دونم واز این مورد هم ضربه خوردم خودم تجربه اش نمی کنم
آخه ییییییی...میشه شما دلت واسه ما زنها نسوزه،تو اصلا میفهمی خیانت یعنی چی تعهد چیه،تاحالا تجربشو داشتی...تا حالا بهت خیانت شده که بفهمی چه مزهای داره؟متاسفم حرفاتون خیلی بچه گانه ست... یا اینم ازون افه های روشنفکرنماست؟
...راستی مگه شما تعهد داری که نگرانی که طرفتون نگران بشه؟
یه چیزی شبیه اینو خیلی وقت پیش تو وبلاگ "شراگیم"خوندم ،البته مال قبل از تعهدشه...جالبه نه؟
چرا همهی مردهای دنيا يه روزی، يه جايی، تحت شرايط عام و خاصی باید تعهد رو بذارن زير لِنگهاشون و به زنشون خيانت كنند؟
خیانت ذهن و روح رو به خودش مشغول می کنه و مستقيما روی تمام فعاليتها و تصميمات تاثیر میذاره و فقط بحث نيازهای فيزيكی نيست، فكر میكنم خيلی از اين رابطهها بخاطر برطرف شدن نيازهای روحی و عاطفی باشه. بهتره در این شرايط عام و خاص که باعث می شه تعهد زیر پا گذاشته بشه خانم ها و نقش و اثرشون رو پررنگتر ببينيم
تو پرانتز:بر عکس اش هم صادقه،ولی بقول خودت چون نیازهای جسمی و روحی و روانی دو جنس با هم متفاوته واکنششون هم نسبت به تعهد کمرنگ شده متفاوته.
مگر اینکه کل عناصر این چهار خط یه ایهام بزرگ داشته باشه
ببینم تو که با این همه اطمینان و اعتماد به نفس ،همچین نظری راجع به مردا میدی،خودتم اینکارو کردی؟ خیانتو میگم. تو هم یه مردی دیگه؟ یا حداقل یه زمانی مرد بودی! ( خدای نکرده منظورم این نیست که از مردی افتادی ها! میگم تو هم یه زمانی متاهل بودی)
حالا واقعا دلیلش چیه ؟ آیا مردها اینقدر بلانسبت شما خرن که هرکی براشون عشوه کلفتی بیاد دنبال کونش راه میفتنو و بیخیال تعهد و عشقو وجدان درد و ... میشن؟ یا اینکه مثل گربه (بازم بلا نسبت شما) خیلی بی چشم و رو اند که به خاطر چند دقیقه لذت، قید زن و بچه و زندگیی رو که چند سال به خاطر ساختنش، سگ دو زدن تا به اینجا رسوندنش، بزنند؟
کاش مردها مثل سگ، باوفا بودند.
جدآ؟؟!!
اين يه حقيقته.حقيقتي تلختر از همهء حقيقتايي كه تا حالا فهميديم.من بعد از 2 بار شكست اين حقيقتو با تك تك سلولاي بدنم حس كردم.پس خانوماي عزيز حس فمنيستيتون رو بذارين تو يه شيشه درشم با چوب پنبه محكم كنين و بندازين تو دريا تا شايد بشه دلخوش كنك يه بچهء شر كنار دريا..
كيوا ن راست ميگه.بالاخره اون مرده و جنس اونا رو از من و تو زن بيشتر ميشناسه.با اوون دوستمون كه گفته كافر همه را به كيش خود پندارد 100% مخالفم.قبول كنيم اگه كيوان مثل اوونايي كه ميگه بود مثل اونها هر كار مي خواست ميكرد و مثل هزارون در هزارون بقيه از بدي هاي خيانت ميگفت.پس بياين اين حقيقت رو قبل از اين كه صابونش به تنون ماليده بشه باور كنين. وبراي اينكه ثابت كنين با اي كار مخالفين به جاي داد و بيدادو رگ گردن كلفت كردن نشيم اون شخص سوم زندگي 2نفر.
به هر حال كيوان جون از بحثاي جالبت ممنون
نمیدونم ولی انتظار داشتم که به جای موضع گیری و مردونه و زنونه کردن بحث یه کمی کامنتهای منطقی تر میخوندم. خیانت توی زندگی مثل سرماخوردگی میمونه، خیلی وقتها شده تو تابستونم آدم سرما میخوره، نخوردین تا حالا؟ خیانت همونه. ناغافل دردی بگیرتت که اصلن انتظارش رو نداشتی. مردها خیانت میکنن چون مردن نه به اینکه شما رو دوست ندارن نه به خاطر اینکه پستن. نمیخوام مردها رو تائید کنم اما نمیتونم واقعیتی رو که مدام دارم تو زندگی اطرافیان میبینم و حس میکنم رو نبینم. من همه این حسها رو تجربه کردم مزه تلخشو چشیدم و اصلن الان شعار نمیدم. منم اشک ریختم، دنیا برای منم رسید به آخرش. سخته خیلی هم سخته اما الان که درگیر این درد نیستید به جای شعار دادن و پست نامیدن مردها سعی کنیم مردها رو بشناسیم . اما باور کنید توی زندگی هممون هست خودتون رو گول نزنید خانمها
همه ي كامنتا رو خوندم و نظرات دوستان وبلاگيتون رو هم ديدم. برام جالب بود كه يه دو سه خط نوشته مي تونه اين همه انعكاس و نقطه نظر داشته باشه. مسئله ي خيلي ساده ايه كه هر روز داريم خروار خروار تو جامعه خودمون مي بينيمش اما چرا وقتي داريم اونو از زبون يكي ديگه مي شنويم اينقدر برامون سخته پذيرشش؟ حالا خوبه نويسنده خودش هم از جماعت ذكوره و با صراحت اعلام كرده كه يه روزي بالاخره يه مردي يه جايي به شريكش (ممكنه همسر يا حتي دوست دخترش باشه) خيانت بكنه. همون طور كه قبلاً هم اشاره كردم اكثر موضوعات بلاگ "خاتون" به همين مشاهدات من از روابط آدماي دور و ورم اختصاص داره و از ديدگاه خودم دارم به مسائل و روابطشون دقيق مي شم و هرازگاهي هم مي نويسم در موردشون. آخرين موضوع دنباله داري كه بحثش خيلي هم داغ بود تو وبلاگ "سن عاشقي" بود كه يه گوشه تو وبلاگ تو "آرشيو موضوعي" هم گذاشتمش تا همه سلسله وار بتونن داستان رو كه تا قسمت هفدهم هم رسيده دنبال كنن. من خودم به شخصه نمي تونم مردي رو كه به اعتماد من خيانت كرده ببخشم؛ اما اين دليل نمي شه كه با جمله ي صادقانه ي شما مشكلي داشته باشم. متأسفانه همين موضوع "يه روزي يه مردي يه جائي ... " باعث شده كه من از موضوع تأهل و تعهد به چنين مردايي بترسم و هنوزم كه هنوزه دلم رو به دريا نتونم بزنم و برم زير سقفي كه قراره يه روزي آرامشش رو با بستن چشمام به روي يه سري واقعيت ببندم :(
اگه دوستان علاقمند بودن يك داستان واقعي از همين سوژه رو دنبال كنن مي تونن داستان واقعي ذيل رو بخونن:
http://xatoun.blogfa.com/cat-1.aspx
هی نوشته ات رو خوندم و هی چشمم رو تنگ و گشاد کردم.یکم ازت بعید بود این حرفا.درسته که بیشتر آقایون اشتهای سیری ناپذیری دارند اما مطمئنا خیلی از این بیشتر آقایون سعی می کنند دست کم بعد از ازدواج کمی رژیم بگیرن!!در مورد این قضیه چون سر و کارت با یک نفر (انسان) دیگه هست خیلی نمیشه راحت قانون یا همه یا هیچ رو به کار برد.من البته نقش مذهب رو تو این قضیه خیلی دخیل می بینم. اونایی که به این راحتی و تحت هر شرایطی تعهد و اخلاق و وجدان رو می ذارن زیر پا مسلما قبل تر از اون خیلی از جنبه های انسانی رو له کردن و بی خیال شدن.خوب خیلی سخت میشه قبول کرد که مردها این حق رو باتمام توجیهات غیر قابل قبول به خودشون بدن بعد هم توقع داشتن زندگی آروم رو داشته باشن. قبولش خیلی سخته مهندس.
آقا کیوان هیچ تفاوتی نداره که من پنجاه و اندی سنم باشه و دخترم دم بخت باشه یا یه پسر جوون باشم.
وقتی که میگم پسر قبل از 30 و دختر قبل از 28 ، 29 دهنش برای ازدواج بوی شیر میده میگید نه . اینم یکی دیگه از دلایلش .
این دیدگاه روشن فکر مأبانهس و شیک و امروزی به نظر میاد که البته منشأش رو نمیدونم کجاست اما اینکه آقایون خیلی طاقت این که پشت این تعاریف ژشت بگیرن ندارن و پای عمل که بیفته طبق این قاعده و قانون جدید و به قول خودت قاشق چنگالی برخورد نمیکنن .
به نظر من این قانون به شدت بر این تأکید داره که زن همچنان یه جنس دومه . اینکه باید همیشه مفعول باشه . باید منتظر عملی از شوهرش باشه تا عکسالعمل نشون بده . اینکه آقا آزاده هر کار دوست داشت انجام بده و اگر زن خوشش نیومد طبیعتاً سرکشه ؟ اینه امروزی بودن ؟
اگر این موارد و لغزشها برای بعضی انسانها که لفظ آقا روی خودشون میذارن اتفاق بیفته مطمئناً تو سنهای پایینه . کسی که سن و سالی ازش گذشته باشه که دیگه دستش اومده که یه خط قرمزهایی تو زندگی هست که اگر هیچ کس هم متوجه نشه یه وجدانی هست که اگر خواستی ازش تخطی کنی alarm بده . آقا یه روزی یه جایی تحت یه شرایطی خیانت میکنه و زن باید قبول کنه ؟ وجدان چی میشه این وسط ؟ پر ؟ پشم ؟
شما یه کاری کن . ببین با این موافقی ؟ فکر نمیکنم هیچ مردی با این قضیه کنار بیاد . اگر اتفاق بیفته مطمئناً فرداش آقا دم در دادسرا منتظر همسرش میشه . اگر نه خانم مفتخره که با یه گونی سیبزمینی ازدواج کرده . اینه .
"فكر كنم همهی مردهای دنيا میدونند ولی اگه چشم به روی واقعيت نبندن و بتونن با اين قضيهی مهم و حياتی كنار بيان و باور داشته باشند كه همهی زنهای دنيا يه روزی، يه جايی، تحت شرايط عام و خاصی، تعهد رو ميذارن زير لِنگهاشون و به شوهرشون خيانت میكنند، اونوقت میتونند يه زندگی كاملاً آروم و لذتبخش در كنار همسرشون داشته باشند."
به هر حال اصلاً از شما همچین پستی انتظار نمیرفت . نگی که وبلاگ خودمه و هر چی دلم میخواد مینویسم . اینها رو میدونم . منظورم اینه که با شناختی که ازت پیدا کرده بودم اینجاش رو دیگه نخونده بودم .
***********************************************
k1: تئوريها و ايدهآلهای زندگی با واقعيت موجود در جامعه خيلی فرق داره. اگه من ميگم در جامعه "دزدی" وجود داره اين يعنی اينكه من دزد هستم؟!
این پستتون جدا خیلی عجیب بود! هیچ چیزی مسخره تر و قلدرانه تر از این نیست که یه کار اشتباه رو یه نفر بکنه و بعد بخواد به طرف مقابل بفهمونه که همینه که هست باهاش کنار بیا که زندگیت راحت تر بشه! که ما اینجوری هستیم و طبیعتمون اینه و شما هم بهتره این رو به عنوان یه واقعیت قبول کنی!
نخیر آقا... این همون زورگویی و نگاه مستبدانه ای هست که حالا در حیطه فکر و برداشت اتفاق میفته. تو هر زمینه ای هم ممکنه باشه و به نظر من بدترین نوع تحقیر و سرکوبه - که یکی هر غلطی خواست بکنه و بعد به خودش این اجازه رو هم بده که غلطش رو برای بقیه هم تفسیر کنه و تازه براشون راه حل کنار اومدن با اون غلط رو هم تجویز کنه.
این مدل تجویز کردن ها خیلی وقته هیچ جایی تو دنیا نداره. خیانت، خیانته. خائن و فرد خیانت دیده ممکنه هزار جور مختلف با این مسئله روبرو بشن اما لطفا سعی نکنین با مدل "همینی که هست، پس باهاش کنار بیا" تطهیرش کنین و بهش جواز بدین.
مشابه همین مسئله رو چند وقت قبل 35 درجه مطرح کرد. گیرم کلمات و اصطلاحاتش قلنبه سلمبه تر بود و تو اصل مطلب و کامنتهاش هزار جور مسئله پیچونده شده بود. عجیبه که این مغلطه ها این روز ها تو بعضی وبلاگ های مرد نویس ایرانی زیاد دیده میشه که بیشتر نشاندهنده همون جو زدگی ما ایرانی هاست. جاهای دیگه دنیا ( البته بغیر از همون جاهایی که من و شما میدونیم کدوم کشور ها میتونن باشن ) نمیان بگن فلان جماعت خیانت می کنه شما جماعت دیگه باهاش کنار بیا تا راحت زندگی کنی! من حرفم این نیست که اینجا ها خیانت هست یا نیست یا چقدر هست یا زن هم همونقدر خیانت میکنه یا نمی کنه یا تقصیر زنه هست یا مرده یا هر چی ، مسئله اینه که کسی با این حرفا اصل خیانت رو توجیه نمی کنه تا تلویحا بهش جواز بده اون هم به نفع مردها...چون اتفاقا اینی که شما میگین اساسا اصل و "واقعیتی که باید قبولش کرد" نیست : خیلی ها خیانت نمی کنن همانطور که هنوز خیلی آدم ها وقتی گرسنه هستن الزاما دزدی نمی کنن.
از این حرفا گذشته، من شک کردم این پست رو خودتون نوشته باشین. حال و هواش خیلی با حال و هوای پستهای دیگه تون فرق داشت... نکنه هک شدین؟؟؟
موافقم ...
هر چند باید کلن رید تو اون زندگی ... ولی خب مهم اون آرامشه س که هس دیگه ... .
واقعا که این هم من رو به یاد اون پست ما مردها پستیم انداخت. یعنی زنها بپذیرند که مردها تنوع طلبند و خدا اونا رو اینطوری آفریده و تحت شرایطی خیانت میکنند و یه زندگی ارام و لذت بخش داشته باشند ؟ این دیگه یه تفکر فوق مدرنه یعنی تا اونجایی که من میدونم حتی در کشورهای پیش رفته و اروپایی خیانت بدون در نظر گرفتن جنسیت یک ضد ارزش محسوب میشه . حالا اگر در این مملکت گل و بلبل شما خیانت رو آش کشک خالته میدونین و معتقدین که زنها بهتره واقعیت رو بپذیرند و باهاش کنار بیان که برمیگرده به همون تفکر مابقل تاریخی در کشور باستانی متمدن ما که وقتی گفته میشه مردی خیانت کرد تفسیر میکنند خوب مرده دیگه سرش به سنگ میخوره و برمیگرده و وقتی خیانت زنی رو میشه میگن زنه هرزه بود . عزیز من اگر زنهای بیشماری با علم به اینکه شوهران عزیزشون بهشون خیانت میکنن به زندگی ادامه میدن به دلیل واقع بینی نیست به این دلیله که در اکثر موارد قدرت مالی اداره خودشون بعد از طلاق یا ظرفیت پذیرش عواقب طلاق یا توانایی جدا شدن از بچه هاشون رو ندارن و گرنه بعید میدونم زنی بتونه هیچوقت خیانت رو فراموش کنه یا از ته دل ببخشه و چه خوب بود اگر آقایونی که خیانت میکنند اگر برای حریم زندگی خودشون ارزش قائل نیستند حداقل کمی برای جسم خودشون ارزش قائل میشدند و مثل یک موش به هر سوراخی که سر راهشون قراره میگیره فرو نمیرفتند ...
به نظر من آقایون میتونن ----از خانوماشون توقع چشم پوشی داشته باشند اگه به خانوماشونم این حقو بدن
و اگه نمیتونن ---وقتی در موقعیت قرار گرفتن از خودشون جنم نشون بدنو با یه کی اراده و آب سرد قضیه رو رفع کنن.
... با اينكه تا اندازه زيادي موافقم...
ولي، مي دونم كه زندگي از حركت نمي ايسته... زندگي حتي بعد از خيانت هم ادامه داره... بستگي داره چطور بهش نگاه ميشه... ميشه سبز سبز به زندگي نگاه كرد... ميشه سياه سياه نگاه كرد...
خيلي كودكانه بود اين حرف.ياد تصورات عجيب و غريب دوره نوجواني و دبيرستان افتادم و حرفهايي ازين دست:مردها همه....زنها همه...
حد اقل "همه مردهاي دنيا"ش خيلي بي معني بود.
يه كم اينجوري فكر كن كه چرا همه مردهايي كه تو ديدي اينجوري بودن كه تو به اين قضاوت رسيدي؟ برو ته اين باور رو تو ذهنت پيدا كن و اونوقتي كه تونستي باورت رو عوض كني مردها و زنهايي رو جذب زندگيت ميكني كه براشون حتي فكر كردن به اين قضيه هم مطلقا بي معناست! مرد ها همه اينجوري نيستند.شما مردهاي اينجوري رو ميبيني!چشم ها را بايد شست دوست عزيز.
به نظر من مرد يا زني كه خيانت ميكنه ميگه از شرايط موجودش خسته شده حالا يا فيلش ياد هنوستان كرده يا تنوع طلب يا هرچي. وقتي خيانت ميكني يا به دل رفتي يا به جسم وقتي رفتي رفتي ديگه كاري رو كه نبايد ميكردي كردي وقتي يكي دلش مي خواد كه از پيش آدم بره چرا بايد نگهش داشت بذار بره اگه آدم زندگي بود مي موند و قدر زندگيش رو مي دونست به نظرم تو اين چيزا هميشه اوني كه مي ره بازنده است كسي هم كه مي ره مطمئنم از عاقبت كار خبر داره و الكي ميگن اگه مي دونستيم اينطوري پيش مياد نمرفتم خودشون رو توجيه ميكنن و سركار ميذارن
متأسفانه همين طوره . همين چند وقت پيش داستان "سن عاشقي" رو مي نوشتم كه حكايت همين داستان "چشم ها را بايد بست" بود :(