يكشنبه، ۹ فروردين ۱۳۸۸

چند سالی‌یه که تجربه‌ی چله‌نشینی ایام عید رو دارم! میرم تو غار و خلوت خودم و عین این دو سه هفته رو می‌شینم روی تخم‌هایی که سرتاسر سال، خیلی اذیت‌شون کرده و به‌شون کمتر توجه کردم. امسال وقتی دیدم که جوجه‌ها، هیچ تمایلی ندارن به دنیا بیان، منهم دیگه حوصله‌م سر رفت و عصر یک روز بهاری، از روی تخم‌ها بلند شدم تا هم به زخم‌بستر دچار نشم و هم برم توی خیابون و اتوبان‌های تهران یه دوری بزنم تا حداقل بعد از عید توی این شهر گم نشم و آدرس‌ها رو فراموش نکنم!

در یه اقدام روشنفکر‌مابانه تصمیم گرفتم اولین فیلمی رو که قراره در سال جدید توی سینما بینم مثل خیلی از آدمهای عادی جامعه، اخراجی‌ها 2 نباشه! (هر چند که در اولین فرصت و خیلی یواشکی و مخفیانه میرم و اخراجی‌ها رو هم می‌بینم) خب می‌دونستم که وقتی همه خوابیم بهرام بیضایی هم اونقدر فراز و نشیب‌های سخت چالش‌برانگیزناک داره که یا باید تحصیلات دکترا از سوربون فرانسه (تاکید می‌کنم سوربون چون مدارک آکسفورد معتبر نیست) داشته باشه و یا خود استاد بیضایی بیاد و بشینه کنار دستت و تموم صحنه‌ها و دیالوگ‌ها رو برات توضیح بده تا بفهمی که هدف استاد از ساختن این فیلم چی بوده. من هنوز بعد از گذشت 18 سال که از ساختن فیلم مسافران گذشته متوجه داستان نشدم!

نه به اجبار، که خودم خیلی دوست داشتم بیست رو ببینم. اون قسمت شعارگونه‌ی با "بازی متفاوت" برام خیلی وسوسه‌کننده بود. بهرحال اگر اشتباه نکنم بیست، نامزد شیش جایزه جشنواره فیلم فجر بود که نهایتاً تونست دو تا جایزه نقش‌های مکمل زن و مرد رو بگیره.

k1-20.jpg قبل از دیدن فیلم حس می‌کردم بیست رو دوست خواهم داشت! البته این قسمت حس‌های من از او قسمت‌هایی که سَر خود و بدون هرس و آموزش، رشد کرده و دیمی بزرگ شده و خیلی نمیشه روش حساب کرد. راستش من اگه بودم به این فیلم دوازده میدادم نه بیست!

پرویز پرستویی، شخصیتی نیست که کسی خودش و بازی‌های به یاد موندنی‌ش رو دوست نداشته باشه ولی بنظرم پرستویی، اینبار همون شخصیتی رو تکرار کرد که توی کافه ترانزیت بازی کرده بود. نه اینکه قرار باشه ازدواج دومی کنه و ... اینبار صاحب یه تالار پذیرایی‌یه که قراره این تالار بیست روز دیگه بسته بشه. خب حالت و فرم و بازی و میمیک صورت و چشم‌ها خیلی خوب و طبیعیه ولی مگه از پرستویی غیر از این توقعه؟! پرستویی محکوم به خوب بازی کردنه. و خب اون تغییر ناگهانی پرستویی برای حفظ تالار از اون چیزهایی بود که انگار کارگردان به زور خواسته توی اون تاریکی سالن سینما یه چیز خیلی ناجوری رو به زور توی ماتحتت بکنه و تو هم باید بدون هیچ درد و آخ و اوخ و خونریزی این منقلب شدن ناگهانی رو بپذیریی تا فیلم به روند خودش ادامه بده.

هر چند مهتاب کرامتی بواسطه‌ی بازی در نقش یه کارگر رستوران تونست، برنده‌ی جایزه نقش مکمل بشه ولی من اصلأ دوستش نداشتم. آیا بازی متفاوت یعنی اینکه چون کرامتی همیشه در نقش‌های شیک و باکلاس خانوم دکتر و مهندس و وکیل بازی کرده حالا با یه گریم کاملأ بد و مزخرف و در نقش یه زن بدبخت و کارگر رستوران بازی کنه؟! بد‌سلیقه‌گی داوران جشنواره در انتخاب کرامتی در این فیلم رو باید ستود! نمی‌خوام به سینمای دنیا استناد کنم و مارلون براندو و آل پاچپینو رو مثال بزنم. به همین سینمای دَر پیت و زهوار در رفته‌ی خودمون و اونهم نه الان، که برمی‌گردم به 35 سال پیش. اگه بهروز وثوقی نقش یه معتاد رو توی گوزنها بازی می‌کنه و بعدش میاد و مجید شیرین عقل و خُل و دیونه‌ى سوته‌دلان میشه، احتمالأ این رو میگن نقش و بازی متفاوت، نه اینکه بجای پوشیدن یه پالتوی 300 هزار تومنی یه مانتوی 15 هزار تومنی بپوشی و دلت خوش باشه که متفاوت بازی کردی. آره ما هم خر بودیم و نفهمیدیم!

حیف بود که خانم فرشته صدرعرفایی که ظاهراً آدم گزیده‌کاری هم هست، دوباره یه جورایی توی همون نقش زن بدبختِ بیچاره زحمتکشِ کافه ترانزیت ظاهر شد. ولی انصافأ بازی‌های حبیب رضایی و علیرضا خمسه خیلی خوب بود. هر چقدر ریخت و قیافه‌ی کرامتی، بد و تصنعی بود، گریم خمسه با بازی خیلی خوبش کاملاً باورپذیر بود. احتمالاً انتخاب خمسه بعنوان هنرپیشه‌ی نقش مکمل انتخاب درستی بود و خب اینجا باید واقعاً سلیقه‌ی داوران جشنواره رو تحسین کرد. هر چند که بنظرم نبایستی از بازی قشنگ حبیب رضایی به سادگی گذشت.

۲۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
هاD

بالاخره نفهمیدیم که شما توصیه می‌کنید این فیلم رو ببینیم یا نه ؟ وقتی از بیست دوازده بدید پس جای امیدواری نیست .
از مهتاب کرامتی هم هیچ‌وقت تو هیچ نقشی خوشم نمیومد .
منتظر نظرتون بعد از دیدن فیلم وقتی همه می‌خوابیم هستیم . اگر چه هنوز هیچ‌کدوم رو ندیدم .
این روزها همه از سر بیکاری میرن سینما . شما هم مستثنی نبودید .

چه جالب همین چند دقیقه پیش داشتم با دوستی راجع به بیست صحبت می کردیم و توی ذهن هر دومون یک علامت سوال گنده بود که خب با توضیحاتت کمی علامته کوچیک شد ، یعنی واقعا ارزش دیدن نداره کیوان؟!
آخه نمره 12 خیلی کمه...

هیچوقت هیچوقت هیچوقت بهروز وثوقی رو با هیچ هنرپیشه دیگه ایرانی قیاس نکن، مثل اون دیگه هیچوقت تکرار نخواهد شد...

سلام. پس هر چند موقع عید سفر رفتن مدمی شه ولی تعداد آدم های غارنشین هم کم نیستن. همیشه بهتون سرمی زنم. با اجازه تون تو وبلاگم شما رو لینک کردم.

سلام...اگه دلتون بهاریه بهارش مبارک اگه توی دلتون خبری از بهار نیست من به بهار تقویم تبریکی ندارم...خوبه توی این روزها و حال و هوایی که هیچ کس نمیاد آپ کنه شما می نویسین امیدوارم دستت زودتر خوب بشه که تند تر از اینی که هست بنویسی...چند وقت پیش نقد ت یا حرفت رو درباره سوپراستار خوندم اما علاقه زیادم به کارهای میلانی و سبک کارش باعث شد برم ببینمش و فکر کردم شاید نظرم برخلاف تو باشه و من خوشم بیاد...اما نشد که نشد یعنی فقط به احترام تهمینه میلانی فیلم که تموم شد تو دلم نگفتم عجب اشتباهی کردم اومدم سینما.....می خواستم برم بیست رو ببینم دقیقا به خاطر جمله بازی متفاوت پرستویی...فکر کردم شاید مثل نقشش توی مارمولک قراره چهره جدیدی از حرفه اش رو ببینم...اما نمی رم مطمئنم همین حال بهم دست میده...ممنونم که اطلاعاتت رو در این باره میگی تا من بخونم و به جای سینما رفتن بشینم کتاب بخونم.اوقات به کام.
***********************************************
k1: نیوشا حداقل مرام میذاشتی سه هزار تومن پول بلیط رو میدادی!

ليلا

من هم وقتی آنونس تبلیغاتی "بیست" را دیدم ناخودآگاه فیلم "کافه‌ترانزیت" در ذهنم تداعی شد. خب این‌جور که نوشتی آش‌دهن‌سوزی نباید باشه، اما به دلیل حضور "پرستویی" احتمالا نمی‌تونم در برابر وسوسه‌ی دیدنش مقاومت کنم. اخراجی‌های2 را هم به قول تو باید یواشکی رفت دید مبادا از سوی بعضی دوستان برچسب پوپولیست بودن بخوری! ظاهرا که داره خوب می‌فروشه، کوفتش بشه ده-نمکی :))

من كارهاي بيضايي رو خيلي دوست دارم ولي چه كنم مجبورم عين همه مردم عادي جامعه پول به حساب ده نمكي واريز كنم . من يك احمق اجباري هستم.

مازيار

بابا كي گفته هرچي كه يهو و ناگهاني بوجود مياد بده و نبايد تو فيلم نمايش داده بشه خود ما چند بار كارهاي ناگهاني و غير معقول كرديم ...كارگردان با همه هنرش نميتونه ذهن يه نفرو كاملا قاچ كنه و بريزه وسط...من تا آخر فيلم حبيب رضايي رو نشناختم...كارش خيلي درسته...خمسه هم هميشه خوب بوده...اما اينكه مهتاب كرامتي رو شايسته جايزه نميدوني ..شايد ..آره نبايد بخاطر گريم متفاوت بگن نقش متفاوت

من که عاشق پرستوییم
فکر کنم این بشر روزنامه هم بخونه 1ساعت و نیم , من میرم فیلمشو ببینم.

از مهتاب كرامتي فيلماي حس پنهان و زنها فرشته اند رو تازگي ديدم كه هيچم از بازيش خوشم نيومد حالا اين متفاوت بودنش هم جالب بود كه نوشته بودي :‌ )

آقا من در یه اقدام پپلیستی باید بهت عرض کنم که از سینمای ایران دیگه خوشم نمیاد و از این همه لاپوشونی و بازی مضخرف حالم بهم می خوره شمام که مستحضرید 2000 تا فیلم دارم که از توش 200 تایی فیلم خوب هست که هنوز ندیدم ترجیح میدم همونا را ببینم من لاست رو هم به سینمای وطنی ترجیح می دم غربزده و از گلم دیگه چیکار کنم
***********************************************
k1: خب استاد شما هم قبول کنید که همه مثل شما 2000 تا فیلم ندارن! روزبه، شری هنوز زنده است؟ نفس میکشه؟!

م

بله بازي حبيب خوب بود موافقم

باشه ! شما شماره حساب بفرمایید من واریز کنم خوبه؟
***********************************************
k1: سه هزار تومن دیگه ارزش رفتن به بانک رو نداره میخواهی نقدی پرداخت کنی؟!

نفیسه

دارم بررسی میکنم ببینم جزء کدوم دسته از آدمها! هستم.
از اونجایی که تصمیم گرفتم اولین فیلمی رو که قراره در سال جدید توی سینما ببینم، اخراجی‌ها 2 نباشه، پس جزء آدمهای عادی جامعه نیستم.
البته این تصمیم زیاد ربطی به اقدامات روشنفکر مابانه نداره چون اساساً تصمیمی برای دیدن فیلم تو سینما ندارم مگر...
نتیجه‌گیری: با فرض اینکه در رده آدمها قرار دارم پس به دسته غیرعادی، غیر روشنفکر تعلق خواهم داشت!؟

هاD

آقا کیوان . از 4 سال پیش دارم با شما صحبت می‌کنم .
فکر نمی‌کنید که این پست رو یه مقدار فوق‌العاده نوشتین ؟
http://www.k1-online.com/archives/000692.html
واقعاً خوشحالم که شما رو الگوی خودم قرار دادم برای نوشتن .
***********************************************
k1: آره هادی جون این پست : زنانگیت رو پنهان کن " پست خوبی بود که اون موقع هم خیلی ها بهش لینک دادند .... حالا چی شده تو توی ایام عید رفتی سوراخ سنبه های آرشیو من رو میگردی؟!

باشه!!!!!!!!!!!! میگن تعارف اومد نیو مد داره ها این بار قبول تا از این به بعد من دیگه هیچی نگم...آخه بچه نونت کم بود آبت کم بود حالا بیخودی باید 3 هزار تومن بدهم به شما اما باشه فردا نگی زد زیر حرفش...شما بالاخره هر چی باشه نه تنها زحمت دیدن اون فیلم رو کم کردین صد البته زحمت رفتن تا سینما رو هم کم کردین اما خدا وکیلی دیگه بشتر از 3 هزار تومن حساب نکنی ها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

"در یه اقدام روشنفکر‌مابانه ... " اینقدر حال کردم با حس مشترک توی این پاراگراف که این یک خط رو تایپ کردم که نه نظره نه هیچی. همینجوری.

آقا خواهشن نرو این اخراجی ها. تو که سابقه یارو رو میدونی (یه جشمه ش قتل ابراهیم عزت نژاد ه) حالا مردم عادی رو میگیم حافظه ندارن . این پولایی که این به جیب میزنه رو نمیره که خرج مار فرهنگی بکنه میره باهاش چماق های تک میخره.

هاD

وبلاگ قبلیتون رو خیلی وقت پیش کامل خوندم .
اینجا رو هم بعضی پست‌های گذشته رو خونده بودم . اما دیدم بهترین فرصته که سرفرصت و با حوصله از تک تک پست‌ها استفاده کنم . کلاً سیر خیلی جالب داشته حال و هوا و هم‌چنین طرز نوشتنتون .
به هر حال لازمه که بخونم .
البته عذر می‌خوام که سرخود سرک کشیدم .

من رفتم قطر ایران رو نوردیدم و چون قبلا نوردیده بودم به خود گفتم کاش نمی رفتم ولی خوش گذشت.شما هم بنوردید وقت هست

فقط خواستم بگم "وقتی همه خوابیم" با مسافران قابل مقایسه نیست. در این فیلم، بیضایی پایش را روی زمین گذاشته و انتقادات صریح و خوبی به جامعه ایرانی و رفتار ما دارد. ضمن اینکه فیلم شیک و خوش آب و رنگیه. در مورد اخراجی‌ها 2 هم فکر میکنم نیازی به یواشکی دیدن نداره. راحت میشه رفت و دید ولی انقدر جرات داشته باشیم که از ابتذال و لمپنیزم آشکار آن انتقاد کنیم. حسرت دیدن اخراجی‌ها 2 را خوردن به نوعی تبلیغ برای دیدن فیلم است. این دومی را البته برای برخی دوستان گفتم که کامنت گذاشته بودند.

شاهين

بهروز وثوقي قدرتمندترين و خاص ترين هنرمند تاريخ ايران بود و هست و البته خواهد بود . درود بيكران برو او و به اميد بازگشتش به وطن

ارسال نظر