گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
بنظرم وقتی قراره در رابطه با کارهای مهران مدیری صحبت کنیم، حتی دیدن سه قسمت از سریال مرد 2 هزار چهره (یعنی 20% از کل مجموعه) این اجازه رو بهمون میده که دیگه منتظر دیدن مابقی قسمتها نباشیم. طبق معمول همیشه، با شنیدن اسم مهران مدیری، قطعاً اولین چیزی که به ذهنمون میرسه باهوشی و تیزبینی و نکتهسنجی این هنرمنده. جوری که این ذکاوت و نوع نگاهش به طنز، باعث شد که خیلی زود خودش رو از تمام همقطارانش بالاتر بکشه. بنابراین وقتی با چنین آدم باهوشی طرفی، بنظرم این حق رو داری که با دیدن حتی سه قسمتِ سریال جدیدش، شدیدترین انتقادها رو از خودش و همکارانش بکنی.
چند ماهی، منتظر رسیدن عید و دیدن سریال جدید مدیری (که در اختفاء کامل خبری هم بود) بودیم و حالا همه منتظرند که سریال مرد 2 هزار چهره خوب و قشنگ و دلنشین بشه. همیشه اولش همینجوری یخ و بیمزه است ولی بهتر میشه، رو این شبها خیلیهامون بهم میگیم تا خودمون رو گول بزنیم که قراره کار مدیری بهتر از اینها بشه ولی من توی همین سومین شب پخش سریال، حاضرم به همهتون قول بدم که مرد 2 هزار چهره، بدترین کار مدیری خواهد شد و متاسفانه مدیری هم پا به دنیای تکرار گذاشت.
اینبار یه سری آدم، اشیاء، مولفهها، حرکات، شوخی و حتی حیوونات کاملأ تکراری که بدجوری گل درشته و تو ذوق میزنه فضای داستان رو ساخته. مثلأ وجود مار توی خونهی مهران مدیری و داخل تختخوابش چه لزومی داشت؟ حاوی چه نکتهای طنز و غیر طنزی بود؟! آیا این قسمت، نمیخواست از یه مار زشت و بد قیافهی وحشتناک که وجودش توی این داستان هیچ ضرورتی نداشت، استفادهی ابزاری کنه؟ یا اینکه نمیخواست شهامت مدیری رو به بیننده نشون بده که بله ... آقای مدیری حتی برای ساختن این سریال یه مار دو متری رو هم به گردنش میندازه و کنارش هم دراز به دراز میخوابه؟!
من بیننده پارسال توی سریال مرد هزار چهره قبول کردم که یه آدمکش با داشتن باندهای تبهکاری و مافیایی، توی خونهش آفتابپرست و مار و جک و جونورهای دیگه نگهداری میکنه ولی حالا که مسعود شصتچی قرار بره خونهی مهران مدیری واقعی باز من بیننده باید قبول کنم که مدیری توی خونهش مار نگه میداره؟! آیا چون قراره سریال طنز بسازیم مجازیم هر داستان غیر باور و غیر مرتبطی رو به خورد بیننده بدیم تا لحظهای بخندونیمش؟!
اگه مهران غفوریان سریال موفق (زمان خودش) "زیر آسمان شهر" رو میسازه و بواسطهی اصرار به ساخت ادامهی سریال، برای همیشه توی وادی هنر، گم و گور میشه، شاید برای غفوریان چیز عجیب غریبی نباشه ولی از مدیری و اون گروه نویسندههاش که قطعاً خودشون رو خیلی حرفهای میدونند و احتمالأ با شاه هم فالوده نمیخورند، کاملأ بعید بود که بخوان ادامهی مرد هزار چهره رو اونهم با این کیفیت بسازند.
بنظرم مدیری دچار اشتباه بزرگی شد که ادامهی مرد هزار چهره رو اونهم با این نویسندهها و داستان و حرکات و سناریوهای تکراری ساخت. من که به بهتر شدن سریال، اصلاً خوشبین نیستم و عمده دلیل عدم موفقیت رو هم در داستان و سناریوهای بد میدونم. تا حالا سه قسمت 40 دقیقهای پخش شده ولی دریغ از یه نکتهی ظریف و جدید طنز. به جرات قسم میخورم که توی پخش این 120 دقیقه من حتی تبسمی هم نکردم حالا یا من خیلی سختگیر شدم و توقعام رفته بالا و یا مهران مدیری اینبار در مسیری اشتباه قدم برداشته؟!
قدیمیها میگن تعریف کردن از خود گُه خوردنه! توی خیلی از داستانها و سکانسهایی که میبینم با در نظر گرفتن تموم محدودیتهایی که میدونم گروه نویسندهها داشتند ولی وقتی خودم رو میذارم جای اونها، میبینم من خیلی بهتر از اونها میتونستم این صحنه و فضای طنز رو بنویسم و بسازم. اگه کسی مهران مدیری رو میشناسه و امکان برقراری ارتباط با اون رو داره (که البته میدونم هستند دوستانی که اینجا رو میخونند و با مدیری هم کانکت هستند) حاضرم اینبار دو قسمت از سریال بعدیش رو من بنویسم، نمیگم چارلی چاپلینی جدید متولد و پا به عرصهی هنر خواهد گذاشت ولی قطعاً چند سال کار کردن فقط با چند تا نویسنده با یه دید و یه نگاه خاص به مسایل و محیط و پیرامون، همینی میشه که مرد 2 هزار چهره ساخته میشه اونهم با زیر سوال رفتن تموم اعتبار مهران مدیری و تیم و گروه حرفهایش.
پینوشت
بعضی از دوستان تذکر دادند که اون مار غولپیکر اژدهایی، مال خود شخص مهران مدیری هست و ظاهراً توی خونهش بعنوان یه حیوون خونگی نگهداری میکنه!!! که من اصلاً نمیتونم چنین موضوعی رو قبول و باور کنم. پای این حیوونها از پارسال و همون سریال مرد هزار چهره به سینما و تلویریون باز شد و تا حالا چندین بار هم با صاحب این حیوونها که یه آقای قد بلند و ریشویییه، مصاحبه شده که حتی دیشب هم توی اون قسمتهای پشت صحنه، وقتی مار روی دوش مدیری بود و وسط اجرا خندید و کات دادند، همون آقا ریشوه اومد جلو و مار رو از مدیری جدا کرد.
هر چند اگر این موضوع هم صحت داشته باشه باز هم من روی صحبتهای خودم اصرار دارم و معتقدم که این برنامه، یکی از ضعیفترین کارهای مدیری خواهد شد.
موافقم باهات.
منم دوست نداشتم این 3 قسمت رو.
منتظر چیز بهتری بودم که تو این 3قسمت نبود.
به نظر من مدیری توی تلویزیون گیر افتاده!همین اصرارها و سفارشهای بعد از هر سریال موفق که فورا شماره 2 اون رو بیرون بدن بدترین آفت برای یک هنرمنده به خصوص برای کسانی که کار طنز می کنند.توی طنز خیلی مهمه که چهره،تکنیک،شوخی ها و شگردهای یک هنرمند برای مخاطبش تکراری و قابل پیش بینی نشه.اگه مدیری بعد از هر کار موفقش فقط یک سال به خودش و فقط خودش استراحت بده و از جلوی دید تماشاگرش دور بشه کاری که اینبار با سکوت خبری مراحل ساخت سریالش سعی داشت انجام بده،اونوقت تماشاگر اشتیاق بیشتری برای دیدن 2باره ی طنز اون خواهد داشت و فرصتی هم واسه خودش بوجود می آد که متن ها و شوخی ها و موقعیتهای کمیک تری رو برای اجرا انتخاب کنه.
بحث گریم و تغییر اون چهره و فیگورهای تکراری هم هست.کاری که مدیری در سریال برره انجام داد و خیلی نتیجه گرفت.مدیری اگر از اون تیپ کت و شلواری خودش فاصله بگیره و روی چهره اش که در واقع نقطه ی قوتش هم هست بیشتر کار کنه ،کاراش بهتر از آب در خواهند اومد.
هر چند که بازم من مثل تو معتقدم بزرگترین ضعف کار اخیر متن و قصه ی ضعیف اون تا اینجاست.البته بازم یک کم واسه قضاوت زوده!
1.من همین نظرو راجه به مرد هزار چهره هم داشتم.همش مزخرفه.
2.من شما رو به عنوان نویسنده خوب قبول دارم اما شما نویسنده طنز نیستی.دست کم واسه بهتر کردن شرایط بهتره یه نویسنده طنز جدید پیدا کنه.و اینکارو نکرده چون نمیخواسته بیشتر از اینا سرمایه گذاری کنه.سالهاست که اینو میدونه که اگه کوفتم درست کنه مردم سطح توقع شونو پایین خواهند آورد و خواهند خندید
مهران مدیری داره همه رو از برنامه های آینده اش هم نا امید میکنه.
بنظرم طنزهای چن سال پیش مهران غفوریان بهتر از کارای این چن سال اخیر مهران مدیریه.
پارسال فکر میکردم مدیری با زبونه بی زبونی حرفایی رو داره میزنه ولی امسال فکر میکنم داره میگه برنامه های من جز سرگرمی چیزه دیگه ای نیست.
پاراگرافآخر تعریف از خود نبود ما هم مطمئنیم میتونید.
age tavajoh karde bashid tanha farghi ke ba marde 1000 chehre karde 1moohaye mehran modiri sefidtar shode va dige inke falamak joneidi damaghesho amal karde
اگه مصاحبهی لیلینیکونظر با "مدیری" در ویژهی نوروز88 چلچراغ را خونده باشی، میشه تا حدی به دلایل به قول تو بیمزگی و نچسب بودن مجموعهی "مرد2هزارچهره" پی برد. خود این حضرت اعتراف کرده که امسال حتی نسبت به سال گذشته، انگیزه و تمرکز کمتری داشته و طبق ادعای خودش صرفا بنا بر اصرار شبکه این کار را ساخته و علاوه بر اینکه حال شخصی خودش هم این روزها چندان خوب نبوده، دیگه این مدل کار کردن را دوست نداره و اشباع شده. حالا پیدا کنید پرتقالفروش را!
یه چیز دیگه هم بگم و رفع زحمت کنم! فکر کنم بد نباشه به جای دیدن "مرد2هزارچهره" مدیری بشینیم کلاهقرمزی و پسرخاله ببینیم :)) البته ساعت پخشش چندان مناسب نیست و من فقط دیشب اتفاقی موفق به دیدن آخرای اون قسمتی شدم که "امینحیایی" مهمان برنامه بود و الان هم دیدم "آقبهمن"، دوستان آنسوی آب را به تماشای "کلاهقرمزی" دعوت کرده:
http://bahmanagha.blogspot.com/2009/03/blog-post_25.html
مهران مدیری کارگردان خوبی هست اما بازیگر خوبی اصلا نیست !!! همین اصرارش برای بازی کردن در نقش اول سریال هاش هست که مخاطب رو با اون فرم چهره ، صدای تکراری ، فیگورهای تکراری و همیشگی ، خسته می کنه ! کارهای مدیری فقط وقتی خوب بوده که خودش محور بازی نبوده . من از مرد هزار چهره ی 1 هم خوشم نیومد انقدر که برره به نظرم جالب و جدید بود اصلا مرد هزار چهره کار جذابی نبود ولی این شماره ی 2 که به مراتب از 1 هم بدتره . کاش کارگردان ها کارگردان بمونن ، بازیگر ها بازیگر بمونن ، خواننده ها خواننده و مجری ها هم مجری بمونن نه این که هر کس وارد هر کدام از این 4 حیطه شد به خودش اجازه بده که توی بقیه ی کارها هم حضور داشته باشه .
...؟ نمی دونم؟ من هم داشتم دیشب به چرایی دنباله دار شدن مرد هزار چهره فکر می کردم! یعنی یاران مدیری نمی توانستند داستان جدیدی برای نوروز پیش رو بنویسند؟
من فکر میکنم یک دلیل عمده ی ضعف سریال،که من هم عقیده دارم ضعیفه،اینه که پیمان قاسم خانی از گروه نویسنده ها جداشده.مدیری مثل خیلی از هنرمندهای دیگه این مملکت گویا بالاخره تو دام خودشیفتگی افتاده و فکر میکنه باهر متنی میتونه از مخاطب خنده بگیره،در حالی که نقش نگرش و خلاقیت های خاص پیمان قاسم خانی بعنوان یه نویسنده غیر قابل انکاره....از طرف دیگه متاسفانه پیمان هم قصد کرده کارگردانی کنه!..میبینی تو رو خدا.هرکی میخواد کارای دیگه ای بکنه!!
سلام ...ساله نوتون مبالک
اووووووووو........م می خواستم بگم مثه همیشه لینکتون کردم ولی اینحا انگار لینکی از من به جا نیست ..به به ....پستتاتون خیلی قشگه ..همیشه این جا ول هستم ...همیشه خندون از اینجا می رم ...امیدوارم همیشه همین جوری ....اووو.......م باحال باشید ...
ساله خوبی داشته باشید ....
اسیه خانوم :)
ولی مهران مدیری جدا تو خونه اش مار و چندتا حیوون عجیب و غریب دیگه داره. اینو که من مطمئنم!
بعضی ها دوست دارن یه مار تو تختشون باشه و محکم بگیرنش تو دشتشون!!!
***********************************************
k1: آهان از اون لحاظ؟!!!
با متنی که نوشته بودی تا حدود زیادی موافقم.
مرد 2 هزار چهره تا اینجا فقط یه صحنهی تر و تمیز داشته که اونم صحنهای بود که به پژمان بازغی گفت:من برگشتم خونه استقبال عجیبی از بنده شد.
که بعد نشون داد اصلاّ این استقبال متعلق به کسه دیگهای بوده.
کلاّ وقتی مهران مدیری میگه به مرد 2هزار چهره خیلی بهتر از مرد هزار چهره هست.یعنی با توجه به ریزهکاریهایی که من خودم میفهمم و ممکنه که خیلیها نفهمن،این بهتر یعنی که 2000چهره خاص پسنده ولی 1000چهره عامپسنده.
شما که به این سر صعودی واقفی برای چی میگین ؟
فعلاً که قضیه لنگه کفش و بیابونه .
کاملاٌ موافقم ، حالا که کیوان اعلام آمادگی واسه نوشتن فیلمنامه طنز کرده یکی هم آستین بالا بزنه یه فیلم ازش بسازه خیلی خوب می شه!
معتقدم به اونایی که گفتی
آرمیتا توی خونه مهران هست و چیزه عجیبی هم نیست. یه پیتون که قاعدتا باید به زودی دکش کنه، چون تا وقتی 2 متری باشه مشکل ساز نیست. ماهی یه بار یه خرگوشه چاق و چله بهش می ده و در ضمن ماده هم هست. خیلی همی باهاش رفیقه، چون از بچگی پیشش بوده. ولی پیتون ها وقتی بزرگتر می شن ، می تونن با حمله حتی استخون جمجمه حتی صاحبشون و خورد کنن. که خوب مسئله سازه.
ولی نکته جالب اینه که چرا مهران دوست داره زندگی خصوصی و روابطشو این قدر علنی کنه. آدم گاهی فکر می کنه که معروفیت هم ظرفیت می خواد. یا شاید این طور بگم اگه از هیچ و با استعدادمون به یه جایی رسیدیم، حداقل مراقب باشیم خودمون رو ضایع نکنیم.
اینکه یه میز بلیارد تو خونش گذاشته (مهران بیشتر وقتشو با یکی دو دوست عزیر تو سالن بیلیارده، اتفاقا فکر می کنم که اون دوست عزیز هم توی همین 2 قسمت آخر که دیدیم بازی کرد. اسمش رو می دونم ولی فامیلشو ،نه .برای همین مطمئن نیستم.) یا اینکه معمولا پاریس می ره. یا به اشیاء قدیمی علاقه داره. یا یه چیزی مثل این.
برام جالبه که چرا داره از خودش مانیفست میده. این چه کمکی می کنه. و چرا اینقدر شروع بد. واقعا تاثیر نویسنده است. یعنی اینقدر مهران بی سلیقه متن بدو حاضره قبول کنه. احتمالا کم کم family biz می شه( انتخاب موسیقی هم با پسرش بوده که البته خیلی جوان و ابتدای راهه)
بدون عینک نوشتم. امیدوارم چرت و پرت ننوشته باشم.
من که کشششش اومدم این دو ، سه باری که اجبارا در معیت خانواده پای برنامش نشستم.
انتظار بیشتری داشتم.
مهران خودش عاشق 90 قسمتی ساختن و سرش درد می کنه. اتفاقا بعضی تلویزیونی ها (از ما بهترونشون ) ترجیح می دن که اون نسازه. ولی من فکر می کنم که پول به هر ترتیب شیرینه. چرا که نه.
از همه افتضاح تر حضور آقای روحانی بود، چطور حاضر شد که همچین کاری بکنه. اون قدر مسخره.
سریال های طنز به این سبک همیشه شروع خیلی جذابی ندارند، چون زمان میبره تا داستان جا بیوفته و مسیر خودشو پیدا کنه...
خیلی زود دارید قضاوت میکنید...
سلام..اولین بار هست وبلاگتون رو میبینم و می خونم
اما همین امروز چند تا از آرشیووبلاگ رو خوندم
اما در رابطه با سریال مهران مدیری
من هم دقیقا موافقم که کار امسال آقای مدیری در حد ایشون و تیمشون نبود
اما یک نکته رو میخواستم در مورد مسئله مار بگم
به نظر من خیلی هم بی ربط نبود
اگر از این جهت ببینیم که ایشون کمی غلو کردن در مسئله نگهداری و علاقه هنرمندان به حیوانات
شاید می خواستن به این وسیله این مورد رو نشون بدن
سگ و گربه و پرنده نشون دادن طنزی رو نشون نمیداد
اما نشون دادن مار مسئله رو کاملا برجسته نشون میداد
یا مثلا گذاشتن میز بیلیارد در منزل
اینهم به نوعی کنایه داشت به هنرمندانی که بعضی از بازی ها یا ورزش ها رو به جهت های کلاس بودن به هر ترتیبی هست می خوان یاد بگیرن و خودشون رو در اون سبک و لباس نشون بدن
با تشکر
باهات موافقم و دلایل خودم رو هم به اینا که گفتی اضافه میکنم !
واقعا کم آورده که فلاش بک های چند دقیقه ای به سریال پارسال میزنه یا اینکه اصلا هدفش سریال طنز ساختن نیست
به اضافه اینکه اون پشت صحنه ها خیلی درد آوره ! من احساس کردم محیط خیلی خشک و خشنی پشت سناریو در جریانه یکجور ترس مخفی دارن بازیگرا ! من خودم همیشه به پشت صحنه همه فیلم ها خندیدم و طرفدار اساسی این تدارکات هستم ولی این سریال گریه آدمو در میاره به قول شما دریغ از یک لبخند امیدوارم بهتر بشه حیف این همه وقتی که میگذارم و دانلود میکنم !