يكشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۷

k1-meysamlo.jpg بنظرم اوج کنسرت امسال علیرضا عصار که من این شانس رو داشتم دیشب (شنبه) در آخرین سانس و اجرای اون حضور داشته باشم مربوط میشد به آقای "فیروز میثم‌لو" که جوری گیتار میزد که تموم رشته‌های عصبی آدم رو به بازی می‌گرفت و می‌تونست برات به قاعده‌ی بیش از دهسال خاطراتِ خوب و به یاد موندنی رو در آن واحد، حی و حاضر، زنده کنه و یه سری آدمهایی رو که برات روزگاری، عزیز دوردونه و نظر کرده بودند و تو بودی و دم مسیحایی اونها و حالا دیگه فقط تو موندی و یه سری خاطراتِ نخ‌نما شده‌ی رنگ و رو رفته که عینهو تار عنکبوت به کنج و سقف اطاق نمور و کاه گلی‌ت چسبیده رو عینهو عصای موسی تبدیل به یه موجود جاندار کنه و تو رو برگردونه توی بغل همونایی که خر بودی و دوست‌شون داشتی.

تابحال چیزی از فیروز میثم‌لو نشنیده بودم ولی دیشب جوری گیتار زد که اگه روی صندلی‌های بالکن نبودم اون وقت بهش می‌گفتم که پاداش چنین بازی با سیم و تار چه سرانجام خوشایندی براش به همراه خواهد داشت! ولی حیف دوستانی که قبول زحمت کرده بودند و بلیط برنامه رو تهیه کرده بودند خست بخارج داده بودند و هزار تومن بیشتر نداده بودند تا ما هم بسان آدم حسابی‌ها یه جای آبرومند سالن بشینیم نه اینکه ما رو ببرند بالای پشت‌بوم و توی ارتفاع بیست هزار پایی و دقیقاً پشتِ باسن بزرگ صدابرداری که بنا به گفته‌ی خودش اونقدر استرس داشت که اگر هم می‌خواست بشینه نمی‌تونست باسن مبارک رو روی صندلی بذاره و این شد که ما تا آخر کنسرت، چشم‌مون به صفحات بزرگ نصب شده در سالن وزارت کشور بود تا ریخت و قیافه‌ی گوگوری عصار رو که ماشالله، هر سال داره چاق‌تر از سال قبل میشه رو بطور نیمه مستقیم ببینیم. اگه می‌دونستم قراره بریم بالا پشت‌بوم وزارت کشور بشینیم و کنسرت رو تماشا کنیم، اولأ با خودم یه پشه‌بند و یه پیاله آب خنک می‌بردم تا بعد از اجرای برنامه، بخاطر دوری راه و بعد مسافت همونجا می‌خوابیدم. ثانیاً با موسسه‌ی اخترشناسی یه هماهنگی می‌کردم تا بطور امانت یکی از تلسکوپ‌هاشون رو در اختیارم می‌ذاشتند تا بتونم از اون ارتفاع، سن و عوامل اجرایی رو رصد کنم.

عصار اگه یه جورایی تعارف رو می‌ذاشت کنار و گوش نورپرداز سالن رو می‌گرفت و با اُردنگی و تی پا، می‌نداختش نبش میدون فاطمی، اونوقت میشد گفت که کنسرتش خیلی خوب بود. هر چند اونقدر کنسرت‌ها دیر به دیر برگزار میشه و اونقدر شرایط رو برامون به مرگ گرفتند که حتی همین کنسرت تب‌کرده‌ی عصار می‌تونه غنیمتی باشه توی این روزها و شب‌هایی که بزرگترین تفریح ما پایتخت‌نشین‌ها فقط رفتن به رستوران و دادن سفارش غذا و خوردن شام و سالاد و سالامی است.

آهنگ‌های جدیدی اجرا نشد. هر چی بود همون قدیمی‌ها بود. فقط دو تا آهنگ جدید بود که یادمه توی کنسرت چند سال قبلش هم قول داده بود که توی این آلبوم جدیدش اونها رو هم اجرا کنه که خب فعلأ هیچ خبری از آلبوم و برنامه‌های جدید نیست. قرار گرفتن دوباره فواد حجازی و عصار در کنار هم میتونه باعث تداوم موفقیت این تیم باشه بنابراین حالا که دوباره با هم جفت و جور شدند نباید باز فیل یکی‌شون یاد هندوستان کنه.

با نهایت ادب و احترام برای تمام حیوانات اهلی و وحشی و تمام حیوان‌دوستان و عاشقان شکار و طبیعت و هچنین آقای محمد علی اینانلو، باید به عنوان حسن ختام این نوشته عرض کنم، گروهی که پشت ما نشسته بودند و از بد حادثه همه با هم فامیل و تقریباً به اندازه‌ی یه نصفه گردان پیاده نظام بودند گویا یکی براشون بلیط باغ‌وحش خریده بود و این عزیزان قرار بود بازدیدی از حیوانات و دنیای وحوش بعمل بیارن که ظاهراً در اثر یه حادثه سر از کنسرت درآورده بودند و احتمالأ یکی از قسمت‌های سریال مرد دو هزار چهره مهران مدیری، اومدن این خونواده به کنسرت علیرضا عصاره! همه‌شون با هم چنان منظم و مرتب و همزمان، عربده می‌زدند که گویا سالهاست در یک اردو و یک طویله و به رهبری یک گوساله عرعر می‌کنند و اگه حداقل بابای پیر خونواده که بیش از هفتاد سال رو داشت همین امشب توی بخش CCU یکی از بیمارستانهای تهران بستری نشه و تخم‌هاش رو بخاطر باد فتق عمل نکنه باید به عدالت و حقانیت خدای عَزوجل شک کرد!

۱۳ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
لیلا

یک لحظه اومدم بگم; کاش تو کنسرت آخر "رضا‌یزدانی" :
https://blatrin.com/permlink/2009/2/24/1524413
حضور داشتی و بعدش اینجا برامون راجع‌بهش می‌نوشتی و بیشتر دل منو می‌سوزوندی، اما یادم اومد که احتمالا در هاگیرواگیر جراحی دستت بوده و دل و دماغش را نداشتی. بیشترین تعداد کنسرتی که از خوانندگان مجاز وطن حضور داشتم مربوط به همین قلمبه‌ی دوس‌داشتنی جناب عصار بوده و البته بیشترین لذتش برای من بابت ساکسیفون‌نوازی معرکه‌ی "فواد‌حجازی".

هاD

این روزها هر وبلاگی سر می‌زنی از کنسرتی که رفته گزارش میده . شما این کار رو نکرده بودی که کردی . ( آخر سال منظورمه)
ارادت شما به عصار هم جالبه که با دست عملکرده و حال ناخوش و مشکلات عدیده تو دست به آب رسوندن می‌رید کنسرتش . حالا چه ردیف اول ، چه آخرین ردیف بالکن و شنیدن صدای عصار در معیت وحوش .

هاD

میگم که آخر سالی این سایتتون چه پسر خوبی شده . سرش خورده به سنگ و بدون قر و غمیش نظرات رو سند می‌کنه . راستی پسره یا دختر ؟

اتفاقا منم میخواستم واسه کنسرت رضا یزدانی دعوتت کنم، دیدم برخلاف گذشته این بار خودت هیچ تمایلی نشون ندادی تا کسی دعوتت کنه منم منصرف شدم. حالا دوست داشتی بری؟
***********************************************
k1: آره کنسرت رضا یزدانی هم از اون کنسرت هایی که قطعاً رفتن و دیدن داره.

أخي پس کاش دعوتت میکردم. هم فال بود هم تماشا... :دی

این جماعتی که راهشون رو گم کردن و عوض باغ وحش سر از سینما و تاتر و کنسرت در میارن متاسفانه متاسفانه کم نیستن.هدفشون هم خودنماییه هم حالگیری.خدا به دور.

بلی آدمهایی که قطعا بودنشان هیچ ضرورتی ندارد. خدا نیاورد ان زمانی را که در کنسرت شجریان نشسته ای و دل به تک نوازی تار و صدای خوش استاد سپرده ای و یک گردان پیاده نظام البته از نوع با کلاس و پولدارش دائم با حرف از سفر اروپا و مقایسه کنسرت استاد با کنسرت آرش و منصور و ... و تعریف از های لایت و مونیکور جدیدش روی اعصاب شما رژه برود و زمانی جوش بیاوری که با صدای بلند بگویند چرا آهنگ گل پری جون را نمیخواند؟!!! و خودشون از این خوشمزگی ساعت ها بخندند!!! اون موقع است که دوست داری کاش میشد ...

یه بار تو یه مجله خوندم عصار ورزش مورد علاقش شناست.اون موقع همش حساب می کردم که اگه تو استخر شیرجه بره آیا کف استخر آبی می مونه؟کلا ارشمیدس رو هم شرمنده می کنه.ولی صداشو کاراشو دوست دارم منتها از رادیو...خودم نمی گوشم

مازيار

من نميدونم شما چه جوري كنسرت اين خواننده هارو ميرين من غير از فريدون فروغي و فرهاد كنسرت دوست ندارم كه اون دوتا هم خدا آمرزيدشون يعني خدا بيامرز شدن

)):
منم دوست داشتم برم این کنسرتو اما خیلی دیر خبردار شدم و بلیط پیدا نکردم
)):

مي‌خواستم اين كنسرت رو برم، مخصوصا بخاطر بازگشت فواد حجازي. من به نظرم عصار خيلي از موقعيتش رو به فواد مديونه. ولي خب پايه نداشتم و مجبور شدم به همون كنسرت فرمان فتحعليان بسنده كنم.
***********************************************
k1: آره گزارش کنسرت فتحعل رو خوندم توی وبلاگت.

baroon

salam.ishoon esmesh firouz veysanlou hast na meysamlou
***********************************************
k1: ممنون از توضیحتون

فتانه

اين كامنت مال پست بعديه ! يك ساعته كامنتدوني اون باز نميشه منم مي‌خوام برم، حرف هم كه نزنم 15 روز عيد غمباد مي‌گيرم ;)
از حال و هواي تجريش گفتي، واقعا نميشه سر نزد. يك پياده‌روي خوش خوشان از دم قنادي لادن تا روبروي بيمارستان. هر سال هم كه بخودت بگي من چيزي نميخوام باز چند تا خرت و پرت ميخري :)
دوم اينكه جان هر كي دوست داري سر بسر اين كرمعلي نگذار. نميدوني كارگر خوب پيدا كردن چقدر كار مشكليه. حالا يك مدت وسط اتاق بخواب چي ميشه؟ شايد تازه بهتر هم بود.
دست آخر هم اينكه:
سال نو همگي مبارك. اميدوارم سال خوبي در پيش رو داشته باشين. مخصوصا شما آقاي صابخونه ! :)

ارسال نظر