گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
خیلی وقت بود که فیلم خوب و دندونگیری ندیدم بودم که مجذوبم کنه و ازش خوشم بیاد. در همون هیاهو و بگیر و ببندِ گرفتن جوایز اسکار و حتی قبل از اون، موقعی که دیگه تموم دستفروشها و باقالیفروشهای میدون تجریش هم "میلیونر زاغهنشین" رو دیده بودند، بواسطهی زندگی در یه کشور جهان سومی و برابری کپیرایت با دو مثقال پشم فرد اعلای گوسفند نگوزیده، منهم با پرداخت هزار تومن ناقابل تونستم مهمترین فیلم امسال سینمای دنیا رو توی خونه و ور دلِ قوری و سماورمون ببینم! میلیونر زاغهنشین رو دیدم و خب راستش، در حدی از فیلم خوشم اومد که دیدم اصلأ نیازی به نوشتن یه پست اختصاصی در رابطهاش نیست و مات و مبهوت دنبال سوراخ سنبههای هنری کشف نشده فیلم میگشتم تا ببینم این فیلم چی داشته که یه دو جین از جوایز اسکار امسال رو بخودش اختصاص داده و من هنوز هم عاشق بَسندی فیلم شعله هستم؟! توی این چند روز که دستم وبال گردنم هست و حتی دیگه به سختی میتونم کتابهای کَت و کلفت و سنگین رو بخونم، فیلم The Reader رو با بازی زیبای کت ویلسنت که بواسطه بازی در همین فیلم هم برنده اسکار امسال شد رو دیدم.
Reader رو دوست داشتم خیلى زیاد. از کارگردان فیلم و سابقه و تحصیلات و رزومهی کاریش چیزی نمیدونم ولی داستان فیلم بخوبی دست میذاره روی یکی از خواستههای (شاید) خیلی از آقایونی که یه کمی که خودشون و جنسشون و خواستهها و نیازهای جسم و روحشون رو میشناسند سراغ اون میرن و اونهم چیزی نیست جز علاقهی خیلی از اونها برای برقراری ارتباط و k3س با خانمی که سن و سال زیادی داره. قطعاً این مورد در مباحث روانشناسی هم مطرح شده و تا اونجایی که من میدونم زیاد هستند آقایونی که دوست دارند با خانومی ارتباط داشته باشند که سنش خیلی بیشتر از دو و سه و دهسال بزرگتر از خودشون باشه، چرا ... الله و اَعلَم!
پنچشنبه به تماشای فیلم "سوپر استار" در یه اکران نیمچه خصوصی رفتم. خانم میلانی اینبار برخلاف همیشه، یه فیلم فمینیستی که در اون همهی مردها آدمهای بد ذات و دیوسیرت و دیوثی هستند و خانمها، همهشون پاک و فرشته و بری از هرگونه گناه، نساخته ولی بنظرم هیچ ایرادی نداره اگر به ساختن همون فیلمهای فمینیستیش بپردازه! سوپر استار، حاشیههای زندگی یه هنرپیشهی سینما رو نشون میده. فیلمی که بنظرم در اکران عمومی (که احتمال داره نوروز 88 باشه) میتونه موفق باشه چون همیشه دونستن و داشتن اطلاعات از پشت صحنه و ابعاد مخفی زندگی آدمهای معروف، برای مردم جالب و هیجانانگیز بوده و خواهد بود. حسین سناپور، نویسنده کتابهای نیمه غایب کلمات و ویران مىآیی و با گارد باز و ... عقیدهی بسیار خوبی داره. ایشون معتقده: بدترین چیز توی داستان و یا فیلم، اینه که بخواهیم یکی از شخصیتهای فیلم رو بکشیم تا دیگه نیاز نداشته باشیم به سوالات خواننده و بینندهها جوابی بدیم.
و خانوم تهمینه میلانی "رها"ی فیلم رو بیرحمانه میکُشه تا جواب اینکه این رها کی بود؟! از کجا اومده بود؟! مادرش؟! پدرش؟! چرا فرشته؟! و ... خیلی از سوالات اساسی، داده نشه. نشون دادنِ ابعاد مختلف زندگی یه هنرپیشهی سینما به اندازهی کافی سوژه داغ و جذابی هست پس دیگه لزومی نداشت رها بیاد و بینندهها رو درگیر کنه و اونوقت وسط معرکه و بدون دلیل قانعکننده و بدون پاسخ به دهها سوال یهویی گم و گور بشه. هنوز "درباره الی ..." رو ندیدم ولی با دیدن سوپر استار میتونم به جرات بگم که جایزه بهترین هنرپیشهی مردی که به شهاب حسینی دادند نه بخاطر بازی در سوپر استار، بلکه قطعاً بخاطر الی بوده ولی ظاهراً دوستان خواستند با این ترفند درباره الی رو که اصلأ قرار نبود در جشنواره فیلم فجر شرکت کنه رو کمرنگ کنند.
میدونم که با اکران سوپر استار، خیلیها اون رو دوست خواهند داشت ولی من دوستش نداشتم. نه فیلم رو و نه شهاب حسینیش رو.
عرض شود که، جناب کارگردان، استفان دالدری هستن که در عمرشون 3-4 تا فیلم سینمایی بیشتر نساختن، که یکیش "ساعت ها" هست و یکی همین "کتاب خوان".. خلاصه ایشالا با صالحان محشور بشن. آمین.
بر عکس شما عاشق ساخته ی دنی بویل هستم. با این که فیلم شعله تنها فیلم هندی بود که از بچگی تو خاطرم بود و دوسش داشتم و البته به جای این که عاشق بسنتی باشم عاشق ویجی شدم(خب یه فرقی بایدبین من و شما باشه دیگه!) اما میلیونر زاغه نشین رو هم خیلی دوست دارم. فیلم روایتگر رو با دور تند دیدم و بر عکس آقایون که شاید داشتن همون سکانس های مشروح از طرف شما میخکوبشون کنه برای دیدن، فعلا انگیزه ای برای دیدن کامل فیلم ندارم.شایدم مشکل اساسی وجود یه وروجک پنج ساله است که موقع دیدن فیلم مدام طرافم می پلکه و هر چی بگم این فیلم ترسناکه بکش بکشه جیزه.میگه منم دوست دارم این چیزا رو.منم بی خیال میشم. شبهاهم از زور خستگی تو مود فیلم دیدن نیستم. رفت تا بعد از عید و تو تعطیلات.
در مورد فیلم the Reader فکر می کنم به غیر از نکته ای که اشاره کردی و خیلی هم مهمه، به یه موضوع خیلی مهم دیگه هم پرداخته بود و اونم اینکه کسانی در موقعیت یه نگهبان یا پلیس نازی که در طول ده های گذشته به عنوان آدم های پر از نفرت و خشونت به دنیا معرفی شدن ، می شه از منظر دیگه ای هم دید. و اینکه شاید یه زن خیلی سر سخت و منظبط، دلایل زیادی داره که از انسانیت عدول کنه.
و چه غروری که نخواست رازش رو کسی بدونه ولی در عوض از زندگیش گذشت. و اون مرد جوون چه خوب این غرور رو درک کرد و بهش احترام گذاشت.
اینکه دیگه نمی شه و نباید آدم ها رو با ابتدائی ترین دو دوتا های روزمره ارزش گذاری کرد. و اینکه به تعداد آدم های روی زمین تنوع و پیچیدگی هست و نمی شه همه رو به یه چوب بست.
اگه مرد جوون بعد از اعلام حکم به ملاقات زن می رفت، شاید قصه همون جا تموم می شد. ولی فکر می کنی چرا نرفت و منصرف شد؟ (بغیر از لزوم قصه)
***********************************************
k1:به نکته قشنگی اشاره کردی باهات موافقم.
منم reader و دیدم و دوست داشتم اما هنوز نرسیدم میلیونر زاغه نشین و ببینم.
تازگیا ویکی کریستینا بارسلونا هم دیدیم.فوق العاده بود....داستانش؟؟؟؟؟؟؟؟ نه بابا javier bardem ش D:
بجز قسمت the reader که هنوز ندیدمش در مورد دو فیلم دیگر:
جانا سخن از زبان ما می گویید!
حس می کنم همه چیز روز به روز بی اهمیت تر و آبدوغ خیاری تر و می شه...اسکار،جشنواره فجر،عید...
***********************************************
k1: به عید دیگه چیکار داری؟!
منم در مورد ميليونر زاغه نشين و reader تقريباً باهات موافقم چون از reader خيلي بيشتر از ميليونر خوشم اومد، به نظرم فيلم بسيار قوي و پرحرفي بود و ميليونر بيشتر سرگرمکننده بود. البته ميليونر رو هم دوست داشتم در حد يه فيلم خيلي خوب ولي زياد روم تأثير نگذاشت. ببين کيوان توصيه ميکنم اون يکي فيلم امسال کيت وينسلت يعني revolutionary road رو هم ببيني
منم خيلي بازي كيت ويلسنت رو دوست داشتم. خيلي زياد
كيوان جان منظورم دقيقا همون چيزي بود كه a reader گفت:
و اون مرد جوون چه خوب این غرور رو درک کرد و بهش احترام گذاشت
همين!
منم ديروز Reader رو ديدم. گرچه از اين خانم وينسلت خيـــلي بدم مياد ولي مثل اينايي كه مجبورن جوشوندهي گياهي بخورن، دماغم رو گرفتم و فيلم و ديدم. قشنگ بود.بعد در كمال بدشانسي مجبور شدم revolutionary road رو هم ببينم ! خلاصه ديروز آشتي كنون من و وينسلت بود كه فايده هم نكرد.
پست قبل رو امروز ديدم. عكسش خيلي تاسفآور بود. اميدوارم هم دردش و هم جاي زخمش زودتر خوب شه.
اما من هم از سوپر استار خوشم اوومد هم از شهاب حسینیش ! اوونم خیلی زیاد
ولی در مورد فیلم Reader باهات موافقم
***********************************************
k1: خب منهم از مهتاب کرامتی خوشم میاد!
سعی کنم در حد لبو و باقالی فروش های تجریش و درکه و دربند ارتقاء درجه پیدا کنم که ملیونر زاغه نشین رو ببینم . اگر چه گفتن که قراره بدن ببینمش .
هنوز که نشده .
فیلم The Reader را دوست داشتم و بازی "کیتوینسلت"اش را بیشتر. فیلمای سوپراستار و "دربارهالی" را هم در جشنواره دیدم، در مورد سوپر استار کاملا با تحلیلت موافقم و در مورد "الی" راستش هنوز آنقدر تحت تاثیرش هستم که دلم نمیخواد به این زودی هیچ فیلم دیگهای را ببینم! به قول یکی از منتقدان سینما: "کتاب سینمای ایران در یک صفحه گیر کرده بود و "دربارهالی" اصغر فرهادی آن صفحه را ورق زد". امیدوارم فیلم اکران عمومی بشه و دوباره و شاید چندباره ببینماش. به نظرم بازی "مانیحقیقی" شاهگل بازیهای این فیلم بود و البته حضور جدید و جالب شهابحسینی.
سلام به کیوان و همه دوستان یه چند وقت نبودم ببین چه اتفاقاتی افتاده دست کیوان شل شده (انشااله بهبودی کامل حاصل بشه )شراگیم رفت خونه بخت(اونم خوشبخت بشه) و ... این اینترنت عجب نعمتیه آدم یه مدت ازش دور باشه احساس نا خوش آیند تنهایی و بی خبری از دنیا می کنه
در رابطه با میلیونر زاغه نشین باحات موافقم واقعا این خارجیا عاشق بدبختی دیدنن فیلم جالبی بود ولی انقدرام تماشایی نبود ولی ارزش یه بار دیدنو داشت
سلام به کیوان و همه دوستان یه چند وقت نبودم ببین چه اتفاقاتی افتاده دست کیوان شل شده (انشااله بهبودی کامل حاصل بشه )شراگیم رفت خونه بخت(اونم خوشبخت بشه) و ... این اینترنت عجب نعمتیه آدم یه مدت ازش دور باشه احساس نا خوش آیند تنهایی و بی خبری از دنیا می کنه
در رابطه با میلیونر زاغه نشین باحات موافقم واقعا این خارجیا عاشق بدبختی دیدنن فیلم جالبی بود ولی انقدرام تماشایی نبود ولی ارزش یه بار دیدنو داشت
در ضمن به دوستانی که فیلم میلیونر زاقه نشین رو ندیدن پیشنهاد می دم مسیقی متن این فیلم رو که به حق اسکار گرفته از دست ندن منم خودم زیاد از آهنگ هندی خوشم نمی یاد ولی این یکی به دلم نشست
اینم لینکش:
http://www.musicbaran3.com/article2735.html
یادمون باشه اگه خواستیم یه فیلم بسازیم که اسکار بگیره کیت وینسلت رو حتما یه جای کار بزاریم.
تا نیم ساعت اول فیلم انگار داری " Unfaithful " یا " Notes on a Scandal " " می بینی ، چیزی ما بین انحرافات جنسی یک نوجوان و س ک س بی دلیل دو نفر که تصادفی توی خیابان همدیگر را دیدن. بعد هم یکهو فضای فیلم به کل عوض می شه و چیز عوضی از آب در میاد . توصیف خشونتی که جنبهء تاریخی داره و چرک و اعصاب خرد کنه .
اسکار امسال رو هم بگیم Gay Party.بیشتر بهش میاد.
سال به سال سیاسی تر و سال به سال صهیونیستی تر .من توی کتم نمیره که این همه اصرار به هم.جنس گر.ایی بدون برنامه و دلیله توی کتم نمی ره که وینزلیت به خاطر بازی در مزخرف ترین و سک.سی ترین و صهیونیستی ترین - که به صورت کاملا تابلو و البته غیر مستقیم ! به قضیه هو.لو.کاست اشاره داره - امسال روی سن بیاد و اسکار بگیره. یا قبول کنم که میکی رورک زمخت به خاطر دو قطره اشکی که ریخت و دوتا فریادی که زد و نه به خاطر شکستن پرچم ایران و توهین به اون فیلمش دیده شد و تونست دل آکادمی رو بدست بیاره.
و اون هم.جنس.گرایی کذایی که امسال واقعا شورش رو در آورده بودن و این طور که اینا دارن زور می زنند که ثابتش کنند معلومه که نه تنها تو کل دنیا بلکه تو خود آمریکا هم هنوز با مخافت زیادی روبروست . قانع کردن ملت اونم این مدلی (که البته بهترینه) و از یک هومو یک مبارز انقلابی در حد ماندلا یا گاندی ساختن و آوردن یارو روی منبر - بارها توی فیلم و روی سن اسکار - تا اینکه فریاد یزنه که آی اونایی که دستگاههای ترشح هورمونای زنونه مردونه تون قاطی داره یا اونایی که مشکل روانی و روحی دارید و به جای حالات مردانه امیال زنانه بهتون دست می ده! هشیار باشید که شما مریض نیستید !! از خونه هاتون بیرون بیاید و با افتخار اعلام کنید که من اینم! و بعد نویسنده ی فیلمنامه ی فیلم تهوع آور میلک رو می بینی که روی سن میاد و از آرزوی دیرینه ش برای عاشق شدن و ازدواج به طور رسمی(با هم جنس) می گه و اشک در چشمای خودش و عده ای دیگه حدقه می زنه و .. .
حالا من و شمایی که از اخلاقیات دم می زنیم،اگر چند وقته دیگه آزادی بیان و اندیشه که جزو مبانی پذیرفته شده ی ما هستند رنگ عوض کردند و هو.مو بودن رو به این اسمهای پرطمطراق به خوردمون دادند نباید هیاهو کنیم و چشم بسته حرف بزنیم اگر چند وقت دیگه - مثل الان اونا - آزادی انسانی رو با آزادی بی قید و شرط حیوانی و حرکت به سمت بیشتر حیوانی شدن و بیشتر غریزی بودن تا عقلانی بودن ؛ اشتباه گرفتیم فکر کنم اون روز همون روزیه که باید ترجمه کردن افکار مریض اونا و حفظ کردن و بلغور کردنشون رو تموم کنیم. چراکه حاضرم شرط ببندم که بعد از این آزادی(!) نوبت به آزادی در رابطه ی بی قید و شرط با محا.رم و اعضای خانواده می رسه. دیدن اون روزی که فرزندان همین جماعت بشینند و برای فیلمهایی که در مورد روابط بی قید و بند روی پرده میاد از سر جا بلند بشن و کف بزنند و بغض کنند ٬ چیز زیاد دور از ذهنی نیست. اما حداقلش اینه که هویداست برای هممون که این بازی حتی بازیگرهاش هم ما نخواهیم بود. ما فقط عروسکهای دست و پا به بند بسته ای خواهیم بود که با حرکات انگشت اونا با ظرافتی دیدنی می رقصیم.
حالا دست بزنید برای بهترینهای اسکار.
http://1pezeshk.com/archives/2009/03/the-reader-movie.html
از بين فيلمهايي که گفتي فعلا فقط the reader رو ديدم، و کاملا موافقم! به اين خانم وينسلت بايد احسنت گفت به خاطر اين فيلم، و اينکه اسکار نوش جونش!
اما موضوع فيلم رو، بايد يه کم سطح بالاتر از بيان صرف احساسات آقايون به خانم هاي بزرگتر از خودشون ديد. حداقل چيزي که ميشه ازش ياد رفت، احترام گذاشتن به خواسته ها و اعتقادات ديگرانه، حتي به قيمت يه زندگي! و اينکه يه جاهايي، لازمه تو پس زمينه باشيم. گاهي لازمه ديدنمون و دونستنمون رو به رخ نکشيم.
***********************************************
k1: متوجه منظورت نشدم.