شنبه، ۱۴ دي ۱۳۸۷

اسمش اينه كه صبحه زوده ولی اين تيره و تاری هوا هيچ نشونی از صبح نداره. آخه مگه ميشه صبح باشه و هوا اينجوری تاريك باشه؟! سگ مصب بهار و زمستون هم نداره، آسمونِ اين موقع، توی هر نيم‌كره شرقی و غربی دنيا كه باشی همينجوريه. تيره و تاريك و ظلمات. هم ساعت رو كشيديم جلو و هم نكشيديم ولی تاريك بود و ترسناك. عيبی نداره بذار شركتِ ما هم فكر كنه كه ما خـر بوديم و نفهميديم كه سالهاست به هوای صبح زود و با استناد به توصيه‌ی سحرخيز باش تا كامروا باشی، ما رو نصفه شب از خونه ميكشه بيرون تا آخر ماه چندر غاز بذاره كف دست‌مون كه اونهم دهم ماه كه ميشه دود ميشه و ميره آسمون. يادت بخير مش قاسم، سحرخيز شديم ولی كامروا ...!

روی صندوقِ صدقاتِ سر كوچه نوشته، صدقه هفتاد نوع بدی و بلا رو از آدم دور ميكنه. صبح‌ها كه نه ولی هر شب كه برمی‌گردم يه اسكناس دويست تومنی ميندازم توی اين صندوق آبی رنگ ولی خب حتماً اين بلاها كه سر دست و پا و گردن و آرنج و بيضه و زانو و معده و روده‌ی من مياد توی تعرفه‌ها‌ی پوشش درمانی سيستم صدقاتی نيست. حتماً اينها بدی و بلاهایست كه بالاتر از اون هفتادتاست. هر روز، هر روز صدقه ميديم حال و روزمون اينه، ديگه وای بحال اينكه يه روزی يا شبی نديم، البته منظورم صدقه است.

كلی كتاب دارم كه همينجور دست‌نخورده باقی مونده و من عذاب وجدان دارم بابت اين همه كتاب‌های تَل‌انبار شده و كادو گرفته از دوست و دشمن كه هنوز نخونده باقی موندند. فيلم‌هايی كه هنوز نديدم و يه سری چيزهایی كه خيلی دوست دارم بخورم و هنوز نخوردم! بايد خوند، بايد ديد، بايد خورد. خدايا من رو تا خوندنِ همه‌ی كتاب‌ها و فيلم‌هايی كه دوست‌شون دارم و هنوز نخوندم و نديدم از اين دنيا مَبـر. لال از دنيا نری، بلند بگو الهی آمين.

خب اون دكتر احمقی كه ميگه قرص‌ها رو حتماً بايد همراه با صبحونه‌ بخوری چرا اين رو در نظر نمی‌گيره كه توی اين زندگی نيمه سنتی، نيمه صنعتی، نيمه مدرنِ در حال گذار از اينجا به ناكجاآباد كه مجبوری ساعت 5 صبح بيدار بشی كه ديگه نمی‌تونی صبحونه بخوری. چرا نمی‌فهمه خوردن يه بيسكويت پشتِ ميز كار و وقتی كه يه چشمت به ايميل‌ها و يه چشم‌ت به هفت، هشت، ده تا صفحه‌ی باز شده‌ی ديگه است، اسمش صبحونه نيست. حالا اصلاً اينها همه به كنار، مگه ميشه بيسكويتِ سفت شده‌ی ده روز پيش رو بدون خوردن چايی از گلوت بدی بره پايين؟! انگار كه داری تيرآهن 22 قورت ميدی. خب همين ميشه كه منهم قرصم رو با چايی ميخورم و بدبختی هم دقيقاً از همينجا شروع ميشه كه حالا همه‌ی اونهايی كه حتی مكتب و اَكابر هم نرفتند، ميشن متخصص مغز و اعصاب و غدد و سيستم گوارشی. چرا قرصت رو با چايی ميخوری؟! و اينجاست كه من بايد هی توضيح بدم، هی توضيح بدم، هی توضيح بدم و خب آدم هم كه هميشه حال و حوصله نداره هی توضيح بده. همين ميشه كه تصميم می‌گيرم از فردا پاشم برم توی زيرزمين و همونجا قرصم رو با چايی بخورم تا ديگه كسی نخواد اطلاعاتِ نخ‌نما شده‌ی پزشكی كه توی راديو و تلويزيون می‌شنوه رو به رُخ من بكشه.

ايراد ما آدمها همينه ديگه. توی زندگی‌ها‌مون هيچ وقت، خاكستری نداريم. همه چی يا سفيده سفيده يا سياه سياه. حالا هی بيا و به اين جماعت بگو، بابا اين دكترها يه گـُهی هستند مثل خودمون. چرا اينقدر دراز و بلند و كـَت و كُلفت‌شون می‌كنيد كه اگه خدا زد توی سرت و استثناً از يكی‌شون خوشت اومد تخم نكنی نزديكش بشی و بغلش كنی. اونقدر گنده‌شون می‌كنيد تا هم خودشون باور كنند پُخی هستند و هم تو ديگه نتونی هم‌قدِ و هم‌وزن و هم‌مَسلك و هم‌پيمون اونها بشی؟! بدبخت و مادر مُرده‌ها، خيلی‌هاشون هم ادعايی ندارند و ميدونند كه همچين تحفه‌ و آش دهن‌سوزی هم نيستند ولی وقتی همه‌ی آدمهای دو و بر و اطرفيان برات هُورا می‌كشن، يه روز هيچی نگی، دو روز هيچی نگی، يه هفته خودت رو بزنی به كوچه‌ی علی چپ، بعدِ ده روز باورت ميشه كه خب حتماً تو يه چيز فرامادی و ماورايی هستی كه اينها دارن اونجای خودشون رو پاره می‌كنند تا خانم و آقای دكتر، افتخار بده و براشون دستی تكون بده. همين ميشه كه دكتر مجبور ميشه خودش رو باد و پُف كنه تا بتونه اون هندوونه‌هايی رو كه ديگران نتونستند از زمين بلند كنند رو برداره و همين رشدِ تك بعدی باعث ميشه كه خيلی از شما پزشكان با علم به اينكه اصل و اصول و تئور‌يها رو ميدونيد ولی خيلی از سلول‌های زندگی‌تون سرطانی بشه و خب اين سلول‌های سرطانی رو نميشه به روش آزمايشگاهی تشخيص داد.

گـُنده شديد ولی مثلاً فقط دست راست‌تون يا گوش چپ‌تون دراز شده. رشد كرديد ولی فقط از ناحيه زانو تا مچ پا! خب اين يه رشد سرطانی هستش ديگه وگرنه اينكه جمع بشيم دور هم و فكر كنيم هيچ كسی جز پزشك جماعت آدم نيست و افتخارمون اين باشه كه دوستان من فقط دكتر هستند همين ميشه كه هی بخواهيم در رابطه با مفصل و سلول خونی و آرتروز با كلماتِ قلمبه سُلمبه صحبت كنيم. نگيد نه اينجور نيست كه مايی كه از بيرون داريم شماها رو نگاه می‌كنيم ميدونيم هست. نه تنها من كه دلِ خيلی از جماعت از دست شما خونه. خب حتماً خودتون رو تافته‌ی جدا بافته ميدونيد ديگه، وگرنه اين همه آدم كه زر مفت نمی‌زنند. كاری نداره اينكه بخواهيم بدونيم برای پارگی منيسك بايستی تست‌های مك‌موری و فشاری آپلی و بالوتمان رو انجام داد، اينها رو حتی من بيسواد هم ميدونم. الان بقيه فكر می‌كنند اين چند تا كلمه‌ی خارجی بدون معنا و مفهومه ولی شما كه پزشك هستيد خوب ميدونيد اين تست‌ها نشون ميده كه منيسك مديال پارگی داره يا نه. نهايتاً يه سری داروهای غير استروئيدی NSAID هم برای كاهش درد و تورم تجويز می‌كنيم.

حالا برفرض كه دكتر باشی و بدونی كه منيسك، رگ خونی نداره و خونريزی داخلی هم ايجاد نميكنه. بدونی كونديل استخونی رون پا به شكليه كه وقتی زانو در راستای خط افق و نصف‌النهار راست ميشه، بيشترين فضا رو اشغال ميكنه ولی وقتی هميشه سرت توی كتاب بوده و هيچ وقت طعم بازی فوتبال و دويدن و جفتك زدن رو نچشيدی ميخواهی اون منيسك خوب و خوشگل و فابريكت رو با خودت ببری اون دنيا؟! چون درس و مشق داشتيد، هيچ‌وقت سينما نرفتيد، ورزش نكرديد، جوونی نكرديد، زنگ خونه‌ی همسايه‌ها رو نزديد و فرار نكرديد، توی اتوبوس انگشت توی اونجای هم‌كلاسی‌تون نكرديد، بواسطه‌ی داشتن كنكور هيچ‌وقت فرصت نشد عاشق بشيد بعدش هم كه ديگه دكتر شديد و واژه وزين و سنگين و پُر افتخار دكتر چسبيد بيخ گلوتون، اونقدر الكی گـُنده‌تون كردند كه مجبور شديد هميشه با كت و شلوار و كراوت و با قاشق چنگال غذا بخوريد. بابا بـكنيد اون رخت و لباس و ماسكی رو كه مجبوريد سالها باهاش زندگی كنيد. از اون بالا بياييد پايين و بشنيد رو زمين و خاك و خُل و دو لقمه هم با دست غذا بخوريد ببنيد چه حالی ميده، والله بخدا هيچ طوریتون هم نميشه. همش استريل، همش مادام كوری، همش پاستور، الكل، پرمگنات پتاسيم، خانوم دكتر، آقای دكتر، سمينار، كنفرانس ... پس كی زندگی؟! پس كی عاشقی؟! كی هم‌قد و هم‌وزن شدن با سوپور سر كوچه؟! كی دوباره همون مريم دماغو، بهرام دراز، مهرداد گوريل، الناز گوزو شدن؟!
.................
.................
.................

ای بابا من نميدونم چرا سر صبح شنبه‌ای سگ شدم و پاچه‌ی اين دكترهای بيچاره رو گرفتم؟! برای خوردن يا نخوردن يه قرص ببين كه به كجاها رفتم و اومدم. اين دكترهای مادر مُرده، كم دردسر و بدبختی دارند، اينجا هم كه ميان تا دل‌شون باز بشه يكی مثل من پيدا ميشه و تموم دِق و دلی زندگی‌ش رو سر اونها خالی ميكنه. دكترهای ديگه رو كاری ندارم ولی ميدونم اونهايی كه خواننده‌ی اينجا هستند اونقدر خوب هستند كه گزافه‌گوی‌های يه روز سرد زمستونی من رو ببخشند.

۶۳ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

اينكه آدم بعضي روزا خيلي حرفهاي دلش رو بزنه خيلي هم خوبه . و مي دونيد خوب همه چيز رو گفتيد . جالب بود.

فريما

جانا چقدر راست مي گويي!
حالا من كه شكر خدا دكتر نيستم اما با اين حال وقتي يك كمي از نظر علمي با اطرافيات فاصله بگيري اونا توقعشون خيلي ميره بالا.
اونقدري كه وقتي با كيف كوله سر كلاس مي ري اون لبخند خاص رو، روي لبان دانشجوهات مي بيني. بعد كلاس هم روي لب همكارات و ....
كه يعني اين در شان تو نيست. اين ميشه كه از فرداش بايد بين تحمل نگاه سنگين اين آدما و يا تحمل وزن سنگين لپ تاپت روي يك شونه و درد ناشي از آن يكي رو انتخاب كني!

مهدی

کیوان جون دکترم دکترای قدیم نه ما بدبختا که آخرش بشیم عمومی فایده نداره . باید بری تو خط تخصص . اونم که پارتی بازی و گزینشی . بعد بری واسی هر شب یه جا کار کنی واسه چندر قاز .

چقدر دلم می گیره وقتی میام اینجا و اینجا انقدر تلخ و سرده...

به دوستم که دکتره میگم دکی جان همچی که فکر کنی میبینی خبری نیستا...
کرکر میخنده میگه من میدونم.بقیه نمیدونن ;)

پارميدا

دكترا كه اكثرا" مهربونن آقا كيوان چقدر از بيچاره ها بد گفتي !

دوست

داش کیوان فک کردم فقط من سر صبحی عصبانی شدم ! اونم واسه کامنت بعضی ها که رفت رو اعصابه . اما بی شوخی حالا اینا را که نوشتی منظورت بزرگواران دکتر کامنتگزار وب خودت که نبودن . بعد هم قربان دکتر با پزشک فرق داره (عجب کشفی) آخه وقتی مینویسی دکتر اینجا منظورت پزشکان محترمه وگرنه بعضیا پی. اچ . دی دارن اما پزشک نیستن . حالا تو بختت بلند بوده هر چی پزشکه ریخته تو وبلاگت:)) اما بی شوخی یه زمانی که ما بچه بودیم این پزشک شدن همون دکتر شدن خیلی کلاس داشت . از همون سال اول هر کی بچش پزشکی قبول میشد بهش میگفتن خانم دکتر یا آقای دکتر و بابا کلی پز میداد به همه . خب بعدش هم که طرف درسش تموم میشد رو دس میبردنش و بعد مدتی خودش هم مطب میزد و پول پارو میکرد . اما دیگه گذشت اون زمان داش کیوان . ما که چند تا از این دکترای جدید دور و برمون میشناسیم طفلک ها بیکارن و دارن سماق میمکن یا طرف با تخصص قلب بعد تموم شدن درسه باس بره دارقوزآباد تا چند سال طرح و این صحبتا . تقصیر سیاستای غلط ... بوده که برداشتن تو هر ده کوره ای دانشگاه زدن و پزشک بیرون دادن . خلاصه که پزشک اگه فارغ التحصیل یه دانشگاه معتبر دولتی باشه یه حرفی وگرنه که اگه میخای با جون خودت بازی کنی خودتو بده دس این دکترای کیلویی دانشگاهای پرت و پلا یا این سهمیه ایها . حالا خدا رحم کرده این دکترای قدیمی که تو تهرون و شهرای بزرگ کار میکنن هنوز هستن . چند صباح دیگه که اینا هم دارفانی را وداع بگن خدا به داد جون آدمیزادا برسه . ببخشید خیلی حرف زدم آخه صابون این صنف و تشخیص های غلط شون بد جور به تن ما خورده . به قول تو دکترای دیگه را کاری ندارم اما دکترای وبلاگ اینجا حرفای منو به خودشون نگیرن . بعدشم داش کیوون تو اگه بغل دکتر میخای که آخه اینجا دکترایی که هستن جز خانم دکتر مهر همه مرد هستن . زبونم لال تو که قزوینی نیستی اگه هم خطابت به خانم دکترای وبلاگته که چه عرض کنم ؟!! :))) این داش کیوان ما را دریابید .

mahssa

آقا کیوان دستت درد نکنه . من از تو گز خاستم تو منو به گاز و گوز حواله دادی ! باشه یکی طلبت :D آخی دکترا بنده خداها اینجوری نیستن که . اتفاقا خیلی هم اهل عشق و حالن . من که یک دختردایی و یک پسر عمه پزشک دارم . تو دوره دانشگاه و همین حالا هم کو.ن دنیا را پاره کردن . کی گفته دکترها ریاضت میکشن ؟ خیلی هم خاکی و باحال هستن . میگم آقا کیوان این پستت یه نمه مشکوک میزنه . فک کنم میخای پزشک تور کنی . روت نشده رک حرفتو بزنی . بعد اومدی به در زدی که تخته بشنوه :DDDخب پسر خوب یه دسته گل بگیر و برو خواستگاری بگو منم مهندسم . چیم از دکتر کمتره ؟! اما کیوان جون خیلی رو پول و پله خانم دکتر حساب نکن . این روزا بازارشون کساده ! مگه این که مطب شخصی و یه تخصص پولساز داشته باشه . قول بده ما را هم عروسی دعوت کنی . گرچه اگه تویی دوباره به گاز و گوز حواله میدی ! :Dحالا که انگاری تو وبلاگسون همه پسرا دارن سر و سامون میگیرن شکر خدا . اولیش شراگیم بود حالا ایشالا دومیش هم آقا کیوانه . بزن اون دس قشنگه رو .

مازيار

من ...دكتر...بغل...اونم از نوع مونث ...يعني ميشه؟...يه بار يكي از دوستاي ديپلمه سربازم ميگفت من نميزارم زنم كار كنه مگه اينكه دكتر باشه...وقتي تر زدم به حالش كه آخه گوزو اون دكتر زن من مهندس گوزو از دانشگاه آزاد رو قبول نداره بياد زن تو ديپلمه بدبين بد قيافه از همه بدتر استقلالي بشه...آقا بهش برخورده بود...
آي خانمها آقايون برو بچ يعني ميشه؟

امید

آقا کیوان ما که هنوز به قول مهدی جوجه دکتریم اما والا این خبرایی هم که شما نوشتی نیستش . یعنی هم فوتبال بازی میکنیم هم سینما میریم در کنار دوس دختر عزیز و مکرمه . هم مهمونی میریم . هم مهمونی میدیم . هم کت شلوار میپوشیم هم اسپرت . هم درس میخونیم و هم کتابای متفرقه . جای شما خالی هم شب زنده داری می کنیم واسه درس خوندن هم خونه مجردی داریم و عشق و حال و خوشگذرونی . با همه مدل آدمی هم به شرط آدم بودن و بدون در نظر گرفتن رشته و مدرک رفاقت میکنیم . خود من دیشب کشیک بودم و خوب نخوابیدم اما الان هم که اومدیم خونه جای شما خالی داریم فیلم میبینیم و بساط ناهارو به پا میکنیم . اگه هم کنایه ای که زدی از تحویل نگرفتن غیر دکترا منظورت برا بغل و بغل بازی و ازدواج بوده که من هم رشته های دخترم گرچه واسه ازدواج پزشک را به بقیه ترجیح میدن اونم واسه این که مشکلات شغلی همدیگه را درک بکنن ولی بوده موردش که با سایر رشته ها ازدواج کرده و البته از یه خانم پزشک نباید انتظار داشت با هر کی از راه میرسه بپره . بلاخره کبوتر با کبوتر باز با باز . وقتی یکی میخاد با یه خانم دکتر بپره باید پس خرج و مخارجش هم بربیاد دیگه . بلاخره هر کی یه کلاسی داره . اگه هم یه بابایی بخواد از کنار دوس دختر یا زن دکترش چیزی بهش بماسه که دیگه شرمنده . اینو مثال زدم چون دیدم دور و بر خانمای همکلاسی که خیلی پسرای رشته های دیگه به هوای خانم دکتر بودن اینا و به امید سرمایه گذاری مادی ! میان طرفشون . اما خانم پزشکا معمولا تیز و باهوشن و رد میکنن . اونوقت این آقایون تیر به سنگ خورده تو خماری میمونن. حالا همه اینا را گفتم فک نکنی مطلبتو به خودم گرفتما !!! اما اگه آخرش توضیح نداده بودی ممکن بود به همکاران پزشکمون بربخوره .
***********************************************
k1: آقای دكتر من هيچی نميگم فقط نوشته‌های خودت رو انتخاب ميكنم و دوباره می‌نويسم تا بهت ثابت كنم كه خودتون هم فكر می‌كنيد تحفه‌ايی هستيد و من چيزی رو به اشتباه نگفتم. آقای دكتر از اون بالا بيا پايين، تا جوون هستی بيا پايين و برو لابه‌لای اين مردم. ديگه يه دكتر عمومی شدن و ماهی 250 تومن گرفتن كه اين حرفها رو نداره!
--------------------------------------------
--------------------------------------------
" ... البته از یه خانم پزشک نباید انتظار داشت با هر کی از راه میرسه بپره . بلاخره کبوتر با کبوتر باز با باز ... " --------
-----------------" ... وقتی یکی میخاد با یه خانم دکتر بپره باید پس خرج و مخارجش هم بربیاد ... " --------
-----------" ... بلاخره هر کی یه کلاسی داره ... "-------
--------" ... خیلی پسرای رشته های دیگه به هوای خانم دکتر بودن اینا و به امید سرمایه گذاری مادی ! میان طرفشون ... " ---------
---------" ... اما خانم پزشکا معمولا تیز و باهوشن و رد میکنن ... " ------------
--------------------------------------------
--------------------------------------------
پسر خوب كم نيستند دكتر و پزشك و فيلسوف دور و بر من و اينهايی كه گفتم بدون دليل و مدرك نبود. به اين حرفها اطمينان و اعتقاد دارم و خب اين كامنت تو هم مـُهری زد بر ادعای من ولی كاشكی اين كامنت رو نميذاشتی. گند زدی دكتر اميد! گـند.

مي دوني مشكل چيه؟ مشكل اينه كه دويست تومني هر روزت رو به جاي اينكه بدهي دست يه مستحق واقعي، مي ريزي تو صندوق آبي... براي همين هم هست كه آه مردم غزه و جنوب لبنان پشت سرته! البته نه اون خوشگل هايي كه تو مراسم دختر سال فلسطين و لبنان شركت مي كنن. عمراً!!! واسه همين هم هست كه صبح كله سحر، هزار تا بلا سرت نازل ميشه و همه دلشون مي خواد يادآوري كنن كه قرصت رو با چايي نخوري!!!

واي مُردم از بس كه ضد تبليغ كردم براي اين صندوق ها! شايد يه سري به childf.com زدن زياد هم بد نباشه.

امید

آقا کیوان راسش من خودمو تحفه نمیدونم اما یعنی یه خانم پزشک تحصیلکرده با یه خانم دیپلمه از نظر شان در یه حده ؟ این که یه نفر شان خودش را بشناسه بده ؟ این که یه خانم پزشک حالا حتی عمومی انتظار داشته باشه با یکی در حد خودش باشه ایرادی داره ؟ یه دختری که تحصیلات نداره ممکنه برای آویزون کردن خودش به آدمی به اسم شوهر تن به هر ذلتی بده . سوتفاهم نشه نمیگم هر کی سواد بالا نداره همینطوره اما یه خانم پزشک نیازی به خفت و خواری نداره . مگه این که خودش ذاتا آدم خواری طلبی باشه . من نمیدونم کجای کامنت من اینقدر بد و ناواضح بود که شما نوشتی گند زدم .
***********************************************
k1: اگه از من می‌پرسی بله جفت‌شون از نظر" شان" يكی هستند ولی من دنبال بازی با واژه‌ها نيستم. يه خانوم دكتر ميتونه با يه پزشك ازدواج كنه ولی اين نبايد بصورت " بــايـــد" دربياد. مگه هر كسی دكتر شده يعنی اينكه تونسته خودش رو بشناسه؟! می‌خواهی يه نظرسنجی توی همين وبلاگ بذارم كه ببنيم درصد رضايت مردم از پزشكان و جامعه پزشكي چقدره؟! يعنی تو نمی‌ بينی پزشكانی كه همه‌شون شدن" بيزنس من" ؟! نمی‌بينی يا نمی‌خواهی ببينی؟! دكترهايی كه سالها فقط درس خوندن و درس خوندن. نه جوونی كردن و نه نوجونی؟! اين رشد سرطانی نيست؟! اينكه ميگی خانوم دكتر باهوش‌تر از بقيه هستند، كبوتر با كبوتر، خرج و مخارج و .... اينها نشون دهنده اين نيست كه خودتون رو تافته‌ی جدا بافته ميدونيد؟! عيبی نداره زحمت كشيدين، درس خوندين، شب زنده‌داری كردين حالا هم نوش جون‌تون بخوريد، بريد دنبال كبوتر خودتون بگرديد، دنبال يكی كه بتونه مثل خودتون با كلاس باشه ولی وقتی يكی هم مثل من پيدا ميشم اينها رو عنوان ميكنه شهامتش رو هم داشته باشيد كه قبول كنيد.

لیلا

کیوان غلط نکنم دوباره دنبال بهانه می‌گردی یه مدت ننویسی:دی
http://www.k1-online.com/archives/001434.html
http://www.k1-online.com/archives/001444.html

مازيار

ببين اين خانم دكترها خيلي دلشون بخواد كه زن امثال من و كيوان بشن...حالا خودمو ميگم آخه از من اسكل تر هم گيرشون مياد كه بعد 34 سال زندگي هنوز نرفته سراغ د.و.د.و.ل بازي؟از بس خرم كه گفتم مثلاً به زن آيندم خيانت نكرده باشم ارواح عممومن هم يه ليسانس ت.خ.م.ي هم كه داريم(البته رفتم خو.استگاري يه دكتر ولي از نظر اخلاقي بهم نخورديم)

امید

آقا کیوان میخاستم این بحث را درز بگیرم اما جوابت وادارم کرد ساکت نباشم چون خود شما هم با همه ادعایی که کردی در جواب من که شان یه بیسواد را به یه دکتر یکسان میدونی ببخشیدا اما یا داری سر خودتو گول میمالی یا به معنی حرفت درس فکر نکردی . منم از جواب خودت مینویسم ..........................................................................
..................................................................................... بيا پايين و برو لابه‌لای اين مردم. ديگه يه دكتر عمومی شدن و ماهی 250 تومن گرفتن كه اين حرفها رو نداره!............... میبینی آقا کیوان تو واسه رو کم کردن من از همون حربه ای استفاده کردی که ادعا می کنی قبولش نداری ! یعنی مثلا اگه من یه دکتر عمومی نبودم و یه پزشک فوق تخصص بودم یه به جای ماهی 250 تومن ماهی دو میلیون تومن درآمدم بود اون وقت میشدم دکتر حسابی و میتونستم فخر بفروشم . پس خودتم تو این جامعه زندگی میکنی و معنی شان و شئون را میدونی و قبول داری . پس نگو که برای شما یه دختر بیسواد با یه دکتر شانش فرق نداره . اگه فرق نداره چرا همه مخصوصا اونایی که اهل کتاب و حسابن دنبال دختر مدرک بالا هستن ؟! اگه فرق نداشت ملت خودشونو پاره نمیکردن که دکتر بشن و رشته پزشکی یا دندون پزشکی بخونن. اینجا وبلاگ خودته و هر چی دلت میخاد توش مینویسی اما شهامتش را هم داشته باش وقتی کامنتات را باز میذاری و هر کی میاد نظر خودشو میذاره اونم اگه نظرش توهین امیز نباشه حق داره . شما راست میگی . خیلیا دارن بیزنس میکنند اما این فقط تو قشر پزشکا نیس . بقیه اقشار تحصیلکرده هم که درآمد بالا دارن زدن تو کار بیزنس . اما چرا ملت فقط چش وا کردن به پزشکا گیر میدن من خبر ندارم. اون سبزی فروش و بقال و چقال که سیکل هم نداره اما خون همه را تو شیشه میکنه و چار پر اشغال سبزی را میده دس مردم پول خون باباش عیبی نداره اما دکتری که یه عمر درس خونده باید به صغیر و کبیر جواب پس بده انگار ارث باباشونو خورده . از اتفاق شما اولین و تنها کسی نیستی که شهامت داری !!! و اینارو میگی . این روزا ور دل هر کی بشینی از این حرفا بلده حالا چرا نمیدونم ؟ بیشترشون هم خودشون تو آرزوی دکتر شدن بودن چون نشده یا نتونستن حالا این جوری تلافی درمیارن یا فوقش زور میزنن بچشون دکتر بشه . یا اگه دختر دارن دنبال داماد دکتر میگردن یا پسر دارن زور میزنن مخ یه خانم دکترو بزنن پز بدن عروسشون دکتره . ببخشیدا . به شما برنخوره اما بلاخره وقتی اینجور قضاوت میکنی در مورد دکترا طاقت داشته باش جواب هم بشنو . میدونی اقا کیوان یه چیز دیگه هم رک بهت بگم بدت نیاد . من میدونم بعضیا هم با من هم نظر هستن اما خیلیاشون چون شما عادت داری مخاطبت را وقتی بر خلاف میلت نظر میده خیط کنی یا حرف کلفت بش بندازی جراتشو ندارن .
***********************************************
k1: اگه خيل‍ی از شما پزشكان به پزشك بودن خودتون می باليد و خب ما هم قبول كرديم، بخاطر "ماهيت" پزشكی شماست. يه پزشك بايد پزشك باشه و پزشك باقی بمونه و خب اين خيلی سخته كه بتونه همون نگاه و ارج و منزلتی رو كه ديگران نسبت به اون آدم دارند، حفظ كنه. بنظرم اگه يه بقال، بيزنس من خوبی شد ايرادی نداره. پزشك هم ميتونه بيزنس من خوبی بشه ولی نه از راه پزشكی. پزشكی بار وظيفه‌ای سنگينی به دوش شما ميذاره كه خب متاسفانه انگار امروزه روی دوش خيلی از پزشكان نيست و يا خودشون ترجيح ميدن نباشه تا جلوتر از ديگران توی اين ميدون زراندوزی تاخت و تاز كنند.

حالا وسط اين دعواها من الآن يه چيزي بپرسم مي‌زني منو، نه؟! مي‌گم مگه قرص رو جداً نمي‌شه با چايي خورد؟؟ نه جدي پرسيدم به خدا چون واقعاً چيزي نشنيده بودم تا حالا در اين مورد و بارها قرص رو با چايي خورده بودم!! خوب مگه اشکالش چيه؟!

asal

عجب پس نتیجه میگیریم اگر کسی دیپلم داشته باشه شان و مقامش پایینه و اگر دکتر باشه باید با شاه فالوده بخوره . چه ارزش گذاری منطقی و جالبی . من خودم به شخصه از این جماعت دکتر ( خارج از حیطه شغلی و به عنوان مثلا آدم ) موردهایی دیدم که روی کله ام اسفناج سبز شده . جناب امید خان گذشته اون دوره ای که مردم رو بر اساس عنوانشون قضاوت میکردن . مهم نیست دکتر باشی یا بقال مهم اینه که آدم باشی .

این مسائلی که اینجا مطرح شد فقط مال طایفه دکترها نیست، متاسفانه در قشر تحصیلکرده ایران در هر رشته ای وجود دارد. این قضیه شان و این حرف ها واقعاً برای من قابل درک نیست، من الان 8 سال است در جامعه دانشگاهی ام و بسیاری از بی شعورترین آدمها را در لباس دکتر( نه فقط دکترای پزشکی ) دبده ام. این مسئله در ایران خیلی شدید است که فکر می کنیم هر کسی چند سال درس خواند و یک مدرک را چسباند به دیوار اتاقش و خانواده هم دیگر لفظ آقای دکتر و خانم دکتر از زبانشان نیفتاد، به صورت اتوماتیک وار به طرف فرهنگ و شعور تزریق می شود!
من به تازگی آمده ام فرانسه برای ادامه تحصیل، و تاره اینجا می فهمم که لفظ دکتر( با استرس روی هر حرف!) هیچ ارزشی ندارد.
در ضمن این مسئله که یک خانم دکتر نمی تواند و نباید با یک مثلاً دیپلمه ازدواج کند چون در شانش نیست- راستی یکی این کلمه شان را توضیح دهد!-از نظر من کاملاً غلط است. چه چیزی تعیین می کند که آن فرد دیپلمه شعور و توانایی بالاتر از دکتر نداشته باشد. این یک تصور عامیانه و غلط است که میزان تحصیل فرد نشانگر میزان شعور اجتماعی و روحی فرد است . البته این مسئله که یک خانم دکتر بخواهد با یک فرد تحصیلکرده ازدواج کند کاملاً به خود او ربط دارد اما اینکه تحصیل نکردگی فرد عاملی باشد که اتوماتیک وار حدف فرد را به دنبال داشته باشد، از نظر من کاملاً غلط است.

من معمولاً اینجا را می خوانم ولی کامنت نمی گدارم ولی این مورد به نظرم ارزشش را داشت.

راستی اگر کسی تردید دارد که یک خانم دکتر نمی تواند با یک فرد دیپلمه زندگی خارق العاده ای داشته باشد، من شاهد زنده اش را سراغ دارم.

سعید

این کیوان جان وان که هر وقت عشقش بکشه هر چی دلش بخاد بار همه میکنه اما دکی امید الکی حرص میخوری و به خودت گرفتی این بار . اقا کیوان میخواسته گرا بده و با مظلوم بازی دل طرفو نرمتر از نرم بکنه و دیگه دبیا . این لیلا خانم هم با همه ادعای خواننده ثابت اینجا بودن بچه ساده ایه . لیلا جان خیالت تخت . کیوان خان جونش به وبلاگش بسته . اینجا کلی براش منافع معنوی !!! داره نمیاد درشو تخته کنه . شما غصه نخور .

رامین

یا امام زمون اینجا دوباره دعواس ! این خانمی که نوشته یه خانم دکتر با یه دیپلمه ازدواج کرده و خارقالعاده زندگی میکنند مبارکه اما خانم عزیز دو تا ادم باید از نظر تحصیلی به هم بخورن حالا استثنا هم هست اما شما زنهای ایرانی اگه شوهرتون یه پله هم ازتون پایین تر باشه تا خرتون از پل نگذشته قربون صدقه اش میرین اما بعد یه مدت همون میشه چماق بر فرق سر شوور بدبخت . در این مورد من 100 تا شاهد زنده دارم . شما به اون شاهد زندت خیلی افتخار نکن . این دکتر امید هم انگار تو بیس سی سال قبل زندگی میکنه . دکتر جون کدوم دکتر فوق تخصص درامدش ماهی دومیلیونه ؟! اینا بعضی هاشون دس کم روزی دو میلیون درامد دارن . کجای کاری ببم جان ؟

kiana

فک کنم بستگی به قرصش داره ، مثلن قرصای آهن و ویتامین و اینا رو می گن که بعدشون نباید چای خورد (خود دکترا می گن نه مردم) یعنی خب چای باعث می شه جذب نشن و درواقه خوردن اون قرص بی خودی میشه ، حالا تو چه قرصی می خوری ؟ تعجب نمی کنم بگی قرص افسردگی !
تو همیشه انقدر داغون و ناراحتی یا فقط وقتی داغون و ناراحتی می نویسی ؟!

نفیسه

کسی که مرحم میشه واسه یه زخم، دردی رو تسکین میده،‌ بالاتر از اون جونی رو نجات میده بی‌شک در شأنش نیست با هر کسی بپره.
کاش یادمون بمونه فقط یه انسان میتونه مرحم باشه، تسکین بده، ‌نجات بده نه یک پزشک. یه همچین انسانی در شأنش نیست با هر کسی بپره.
آره امید جان راست میگی: کبوتر با کبوتر، باز با باز.

دکتر خوب توی این مملکت کم نداریم اما نمیدونم چرا بدهاش میخورن به پست من، دکتر قبلی مادرم با سهل انگاریش ما رو به اینجا کشوند. دکتر مغرور الانش برای هر کلمه ای که حرف میزنه باید یه بار پول ویزیت بدی. دکتری که طبقه بالای مغازه پدرم مستاجره و همه کار میکنه از سقط جنین و ترک اعتیاد و ختنه و حجامت و دوخت و دوزهای یواشکی و .... و به هیچ قیمتی حاضر نیست اونجا رو خالی کنه و 3 تا منشی رنگ و وارنگ داره که با همشون تیک میزنه بعد از ظهرها هم که میخواد بره خونه یه جعبه شیرینی میبره برای عیالش! بازم میگم دکتر خوب کم نداریم اما بدهاش بیشترن

لیلا

امید! من کاری به اساس بحث تو و کیوان پیرامون ملاک‌های گزینش برای انتخاب جفت ندارم اما راستش استدلال‌هایت در کامنت آخری راجع به حق مسلم(!) پزشکان محترم برای افزایش داشته‌های مادی از طرق غیرتخصصی ‌شان در مقایسه با سایر اقشار به قول تو کم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سواد حس بدی درم ایجاد کرد و متاسفم :-( بیشتر برای "من" و "ما" و برای جامعه‌ای که پزشک جوانش اینگونه استدلال می‌کند و بدتر از آن اینگونه می‌اندیشد. اگر شانیتی برای پزشکان هست که حتما هست به‌زعم من در مورد آن دسته از پزشکان محترمی‌ست که من بیمار حتی با نگاه به دستان پرتوان‌اش قوت قلب می‌گیرم نه این که در حضور او خودم را از دریچه چشم او یک دسته اسکناس ببینم (با احترام برای همه‌ی پزشکان محترم دسته‌ی اول) . احتمالا این داستان تکراری را قبلا هم شنیده‌ای که بزرگی در تعریف جهان سوم گفته است; جهان سوم عبارت از جغرافیایی‌ست که در آنجا اگر بخواهی میهنت را آباد کنی باید خانه‌ات را ویران کنی و اگر بخواهی خانه‌ات را آباد کنی باید میهنت را ویران کنی! یعنی جامعه‌ای که در آن منافع فرد و منافع جامعه در تضاد است. و افسوس بر ما... :-(

somy

1- سلام
2- باز تو به اين دكتر جماعت گير دادي؟
3- ايميل كه جواب نميدي!!!!!!!!!!
4- اين جريان مچ دستت كه تو رويش نوشتي جديده يا همون قبليه است؟؟ چي شد بالاخره؟ قطعش ميكنن؟
5- نميشد حالا شما تو يه مجله كمي كمتر زرد!! مطلب مينوشتي؟؟؟
***********************************************
k1: من ایمیلی از شما نداشتم که جواب نداده باشم. این مشکل دست هم مربوط به دست چپم هست. یه مشکل جدید و کاملاً جدی. چشم اگه بشه میرم جایی که زرد نباشه می نویسم.

امید

لیلا خانم من برای شما مث بیشتر مخاطبای اینجا احترام مخصوصی قایل هستم واسه همین وظیفه خودم دونستم جوابتون را بنویسم . منم متاسفم که در شما حس بدی ایجاد شد اما شما هم همون حرفای کیوان خان را توی یه قالب دیگه زدین . ببخشیدا بهتون برنخوره. نمیگم همیشه اما بیشتر وقتا جانبدارانه به نفع کیوان یک سوم نظر میدین ! من اون پست مال چند سال قبل کیوان خان در مورد پزشکان را خوندم و من نمیدونم چه هیزم تری ... اصلا بی خیال ولش کن. فقط بگم که همونطور که شما هم نوشتین من پزشک آینده مقصر نیستم جامعه مقصر اصلیه . حالا میشه گفت خب جامعه را ما میسازیم اما مگه من چن سال عمر میکنم ؟ واسه همینه که من خیال رفتن دارم از این مملکت . هر جا برم بهتر از این خراب شده ایرانه . اقلا اونجا مجبور نیستم خودمو با بقال و قصاب مقایسه کنم .

somy

عجب؟! يعني شما الان بيدارين و آنلاين هستيد. پس چرا آيديتون تو ياهو خاموشه؟ چه جوري ميشه از پنجره مسنجر زيارتتون كرد؟
***********************************************
k1: الان که ساعت 5/12 شبه من هنوز بیدارم ولی متاسفانه من هیچ وقت چت نمی کنم.

آقاي دکتر اميد! بباين يه چيزي رو قيول کنيم. من و شما اگه رفتيم دانشگاه و درس خونديم و کلي بدبختي کشيديم تا بشيم ايني که حالا هستيم فقط و فقط به خاطر خودمون بوده. بي خيال انشاهايي بشيم که کلاس سوم مي نوشتيم در مورد اينکه مي خواهيد چه کاره شويد، و هدق هممون هم بلا استثنا خدمت به جامعه بود. پس درس خوندن و مدرک گرفتنمون منتي سر کسي نداره که بخوايم به خاطرش کلاس بذاريم و قيافه بگيريم. کاري اگه انجام مي ديم، بايد به بهترين نحو انجام بديم، چون وظيفه داريم، و حداقلش اينکه پولشو مي گيريم!!!
دوست دارين چند تا از انترن هاي فعلي دانشگاه تهران رو مثال بزنم که به غلط کردن افتادن از رشته اي که انتخاب کردن؟آره، منم موافقم. براي آدمي مثل شما، لازمه از اين کشور برين، شايد اونجا ياد بگيرين که شآن اجتماعي پزشک و مهندس و بقال و قصاب، هيچ فرق خاصي نداره. هرچند با مدرک پزشکي ايران، هيچ جا يه کيلو سبزي هم بهتون نميدن.
نمي خوام کل جامعه پزشکي رو زير سؤال ببرم اما بعضي ها با طرز تفکر شما، کل جامعه تحصيلکرده رو شرمنده مي کنن! بعدم براي رفع اتهامات احتمالي از طرف شما، بايد عرض کنم خدمتتون که من کارشناس ارشد مهندسي کامپيوتر هستم، و اون موقعي که شما، نمي دونم با چه رتبه اي تو چه دانشگاهي قبول شدين و پزشکي خوندين، من با رتبه 300 تو پلي تکنيک قبول شدم. خواستم بگم قطعا اگه اميد و علاقه اي به رشته شما داشتم، قبول شدنش به هيچوجه برام غير ممکن نبود.

مازيار

انصافاً در طول دوران كار و تحصيل من هم جمعي از بيشعورترين و نفهمترين و احمقترين وحتي بيسوادترين آدمها را درقشر تحصيلكرده ديدم ...دكتراي مهندسي كه خر بيشتر از اون ادب داشت و الاغ بهتر از اون با پرسنل برخورد مي كرد...اما بحث ازدواج دكتر با ديپلمه حالا چه زن دكتر باشه چه بيهوده است...من اگه سه تا دكترا هم داشتم از ديپلمه خوشم ميومد باهاش ازدواج مي كردم پاش هم واي ميستادم...من ميشناختم زن و شوهر دكتري رو كه سر اينكه كي مدركشو زودتر گرفته بود دعواشون شده وطلاق گرفتن

پارميدا

are you alive baby
دستتو تكون بده - هي گفتم با دكترا درگير نشو ديدي كشتنت . اونور بهت خوش بگذره

ناديا

سلام سلام .... دیدم بحث داغه بعد گفتم بیام یه نظری بدم که لال از دنیا نرم !
اول از همه نکته جالب اینه که با وجود اینکه تو این مملکت تا دلت بخواد آدم پدرسوخته و دغل باز وجود داره بیشترین بحث های اینجوری و شکایت ها و درد دل ها از جماعت دکترهاست. من خودم پزشکم و با بهترین رتبه و توی بهترین دانشگاه ایران درس خوندم. الان هم کار پزشکی نمی کنم به هزار و یک دلیل که نمیشه اینجا بیانشون کرد. از اوضاع مملکت هم تا دلتون بخواد شاکیم و معتقدم که از لحاظ موقعیت کاری به پزشکا داره ظلم مضاعف میشه. ولی مساله یه چیز دیگه اس . اول بذارین یه نمای کلی از وضعیت یه پزشک که تازه فارغ التحصیل شده براتون ترسیم کنم و بعد حرفمو بزنم. یه پزشک برای اینکه پزشک بشه اول باید حدود ۷.۵ سال درس بخونه ( که خوندن اون درسا واقعا کار حضرت فیله ) و بعدش حداقل به مدت یک و نیم سال بره توی یه جایی با امکانات فوق العاده کم طرح بگذرونه ( خود من ۸ ماه از دوران طرحم رو تو یه روستایی بودم که حتی نونوایی هم نداشت و زمستون اونجا رو با یک و نیم متر برف من با بخاری نفتی سپری کردم و حقوقم ماهی ۳۰۰ هزار تومن بود) تا بعدش بتونه شروع به طبابت کنه. یعنی ۹ سال باید وقت بذاره تا بعدش بتونه شروع به کار کنه و این شروع کار هم بسته به امتیازی که در دوران طرح کسب کرده میتونه تو شهرهای مختلف باشه. اما برای اینکه یه پزشک بتونه تو ۵ شهر بزرگ ایران کار کنه باید ۳۶۰ امتیاز داشته باشه و این معادل دو ونیم سال کار کردن تو یه محل فوق العاده محرومه ( مثل اونجایی که من بودم) که خود من بعد از ۸ ماه اونجا بودن به خاطر افسردگی شدید نتونستم ادامه بدم. حالا فرض کنیم یه نفر بتونه با هر بدبختی که هست این امتیاز رو کسب کنه و مثلا بخواد تو تهران کار کنه. دو حالت وجود داره. با میخواد مطب خصوصی داشته باشه که نیاز به یه سرمایه عظیم در همون اول کار داره که خیلیا ندارن و مسلما یه پزشک عمومی نمیتونه حتی از پس اجاره مطب هم بر بیاد و یا اینکه باید بره تو مراکز خصوصی کار کنه که اگه سهامدار نباشه و بخواد با وجدان کار کنه بیشتر از شبی ۲۰ هزار تومن در نمیاره (‌گفتم اگه بخواد باوجدان کار کنه، چون اگه نخواد باوجدان کار کنه میتونه زرت و زرت واسه هر مریضی که از در میاد تو سرم و نوارقلب و آمپول و عکس قفسه سینه و .... بنویسه و کلی پول در بیاره چون معمولا اینجوریه که یه درصدی از اینجور خدمات به پزشک تعلق می گیره) . خوب این یه نمای کلی از وضعیت ما پزشکاس در اکثر موارد. حالا اگه کسی پارتی داشته باشه خوب مسلما در خیلی از این مراحل وضعش فرق می کنه. و اما بعد از این نمای کلی بریم سراغ بقیه حرفا....من به عنوان یه آدمی که همه این بدبختی ها رو با گوشت و پوست لمس کرده از این وضعیت شاکیم، خیلی هم شاکیم اما منطقی اش اینه که شکایتمو به سازمان های مسوول بکنم ( که یا می کنم یا نه) نه اینکه منتش رو سر مریضام بذارم. آقایون و خانومای پزشک !! اگه معتقدین که شانتون از شان بقال و راننده تاکسی بالاتره اینجا باید اینو نشون بدین. اگه بقال و راننده تاکسی تا از یه جایی بهشون فشار میاد میکشن رو قیمت جنساشون یا کرایه تاکسی، شماهایی که شانتون رو بالاتر از اونا میدونین چرا وقتی سیستم غلط بهداشتی و درمانی حقتونو میخوره تلافیشو سر مریضا در میارین ؟!( محض توضیح بگم که من معتقدم شان انسان به چیزهایی غیر از این چیزهای بی ارزش مثل مدرک و درآمد بستگی داره). اگه من رفتم و پزشکی خوندم به خاطر علاقه ام بود و رشته ام رو خیلی دوست دارم و باهاش حال می کنم. دلیلی نمیبینم کسی منت شب بیداری ها و درس خوندناش رو روي سر بقیه بذاره.هر شغلی سختیهای خودشو داره (هرچند پزشک بودن به دجاتی سخت تر از خیلی از شغل های دیگه اس) اما همون راننده تاکسی هم مسلما یه سختی هایی تو شغلش هست که به ذهن شما آقایون و خانومای دکتر نمی رسه . ولی دیدین تا حالا یه راننده تاکسی بیاد و یک دهم اون چیزی که شماها از شغلتون شکایت می کنین شکایت کنه ؟؟ و مهم تر این که بیاد و منت بذاره سر بقیه که من به خاطر شماها دارم صبح تا شب نیم کلاچ می گیرم ؟!! آقا یا خانوم پزشکی که غر می زنی که ما واسه مردم زحمت می کشیم و هیچکس قدر ما رو نمی دونه اگه با زحمت کشیدن واسه مردم حال نمی کنی خوب برو شغلتو عوض کن . اگه فکر می کنی اینجوری جوونیت تباه میشه خوب ادامه نده ! و لطفا الان به من نگو که من درس خوندم تا بتونم کار کنم و خرج زندگیمو در بیارم. این قبول ولی اینو باید به مسوولش بگی نه به مریضت.
آقا یا خانوم پزشک ! مگه من و تو سوگند بقراط نخوردیم ؟؟ بادتونه خودمونو به چه چیزایی پایبند کردیم ؟ چند درصد از پزشکایی که معتقدن جامعه به شانشون واقف نیست به سوگندشون پایبند موندن ؟ چطور انتظار دارین جامعه به کسی احترام بذاره که خودش به خودش احترام نمی ذاره و سوگندشو زیر پا می ذاره ؟؟ آره قبول ! قبول که قدیما پزشکا واسه خودشون شان و منزلتی داشتن. حقشون هم بود. اگه کسی طبیب باشه ( و چقدر این کلمه با پزشک متفاوته) و درد مردم براش مهم باشه و نفسش شفا باشه طبیعیه که مردم هم براش شان و منزلت قائل میشن و حقش هم هست، اما نه اینکه من و تو به محض ورود به دانشکده پزشکی دیگه خدا رو بنده نباشیم و انتظار داشته باشیم که شان و منزلتمونو همه رعایت کنن. کدوم شان و منزلت ؟؟ مگه اولین قدم برای طبیب بودن این نیست که انسان باشیم؟ و مگه اولین قدم برای انسان بودن این نیست که آدم خودش رو از بقیه بالاتر ندونه ؟ هزاران بار این صحنه رو دیدم و هر بار غصه خوردم. صحنه ای که یه دانشجوی پزشکی طوری با یه مریض که همسن بابابزرگشه صحبت می کنه که هیچ بقال بی کلاسی با مشتریش اونجوری حرف نمی زنه. آره قبول که پرشکای خوب هنوزم هستن ولی اینجور چیزا هم هنوز وجود دارن و چقدر آدم دردش میاد....
در آخر این درددل طولانی یه سوال از آقای امید دارم. گفته بودن کسی که با یه خانوم دکتر میپره باید از پس خرج و مخارج اون هم بر بیاد .... من واقعا نفهمیدم یعنی چی ؟ مگه یه خانوم دکتر به صرف خانوم دکتر بودنش یه سری خرج های اضافی داره که بقیه خانومها ندارن ؟؟ یعنی چی جداً ؟؟
***********************************************
k1: خانوم دكتر ممنون از وقتی كه گذاشتی و توضيحات مفيدی كه خيلی از ماها نميدونستيم و شما به اون اشاره كردي و همچنين مرسی كه بدون غرض ورزی و تعصب نسبت به شغل پزشكی مسايل رو بخوبی گفتين..

بی تا

سلام
من 9ساله پزشکم
امید عزیز خوشحالم که با تعصب از پزشکی دفاع میکنی اما حرف مخالفانتم درک میکنم
ما وارد رشته ای شدیم که بخاطر سروکار داشتن با جون آدما و بخاطر سوگندی که یاد کردیم_سوگندی با افتخار و با صدای بلند_گناهان و لغزشهامونو نابخشودنی میکنه.
حفظ حرمت و تقدس حرفه ولباسمون یک ضرورت جدیه که متاسفانه بعضیمون موفق به رعایتش نمیشیم

اما کیوان جان من فکر میکنم یکی از چیزایی که ما رو با تحصیلکرده های رشته های دیگه متفاوت میکنه اینه که ما با درسمون زندگی میکنیم اونهم شبانه روزی و برای سالهای طولانی.
شاید بشه قسمتهای تئوری پزشکی رو 4-5ساله یاد گرفت اما مافقط برای گرفتن مدرک عمومی دستکم باید 7سال تو بیمارستانها با مریضامون زندگی کنیم.
منتی نیست!!!انتخاب عاشقانه ی خودمونه و در عوضش گاهی لذتی از درمان بیمار نصیبمون میشه که نظیر نداره.....

من سعی کردم طبابتمو با غم نان آلوده نکنم اما بگو چه شغلی هست که هرروز مجبور باشی برای انجام خدمات اغلب ارزانقیمت مسئولیت سلامتی وجان یک آدم رو بعهده بگیری؟ممکنه بخاطر یک اشتباه یا حادثه طی یک عمل جراحی که با تعرفه دولتی مثلا100هزار تومن عایدت میکنه مجبور باشی دیه ی کامل یک مرد_اونم مثل الآن که در ماه حرام هستیم!_را بعنوان جریمه بپردازی(حالا فشار روحیش بماند)

......

حرف فراوونه مخصوصا که چند دقیقه پیش کلی نوشتم و پرید!
خلاصه اینکه بیا و کمی مهربونتر باش!

قرصاتم بخور اغلب با چایی تداخلی ندارن!سخت نگیر!

مواظب خودت (و ماها!) باش!
***********************************************
k1: خانم دكتر در اينكه شما پزشكان خيلی زحمت می‌كشيد و بابت درسی كه خوندين خيلی تلاش كردين و .... هيچ حرف و شكی نيست. من آخر نوشته‌ام هم از همه‌ی شما پزشكان معذرت‌خواهی كردم ولی اين نوع نگاه نوشته‌ی من حرف دل خيلی از غير پزشك‌های اين جامعه است. من خواستم بنوعی برخورد بد خيلی از پزشكان رو نشون بدم. اينكه خودشون رو جدای از جامعه ميدونند و بقول دوست دكتر‌مون " اميد خان " بايد دنبال كبوتر خودشون باشند و شان‌شون با بقيه فرق داره و خرج‌شون جداست و .... دقيقاً من با همين نگرش و تفكر مشكل دارم وگرنه من خودم يه مدرك پيزوری كه به درد جرز لای ديوار هم نميخوره از دانشگاه آزاد گرفتم و اونجام جر خوردم تا فارغ‌التحصل شدم بنابراين در سختی درس و نوع كار و زندگی شما كه هيچ شكی نيست.

لیلا

ممنون از کامنت پر و پیمونت نادیا جان، من که خیلی ازش استفاده کردم و اما دکتر امید! باز هم تاکید می‌کنم با احترام برای همه‌ی پزشکان عزیز، احساس می‌کنم و البته از صمیم دل امیدوارم در این یک مورد حسم اشتباه باشه که شما دچار نوعی خودبزرگ‌بینی هستی که شاید زیاد هم ربطی به رشته‌ی تحصیلت نداشته باشه. احتمال داره مثلا اگه فنی مهندسی یا هنر یا هر رشته دیگه هم خونده بودی به این توهم دچار می‌شدی. علاقه‌ای به ادامه این بحث ندارم چون تا قبل از آخرین کامنتت فکر می‌کردم راهی برای مفاهمه هست اما مایوس شدم . فقط آرزومندم بعد از اتمام تحصیلت راهی سرزمین طلایی مورد نظرت شوی. شاید روزی به این فضای مجازی گریزی زده و برامون از تجربه‌های جدیدت در سرزمین‌های غیر‌خراب شده(!) بنویسی، سرزمین‌هایی که به‌گمانم بیش از عنوان و لقب و حتی مدرک برای رفتارهای حرفه‌ای انسان‌ها در هر شغل و پست ارزش قائل هستند . آن پزشک جوان انگلیسی که برای کمک به دردمندان افغانستان یا هر جای کره‌ی خاکی که بهش نیاز هست راهی آن‌جا میشه احتمالا اگه سواد فارسی داشت و وقت و حوصله و علاقه‌ای برای خواندن این نوشته‌ها فکر کنم از سر حیرت انگشتش را گاز که چه عرض کنم از بیخ می‌برید!

امید

نادیا خانم شما خانمها ماشالا موقع حرف زدن خوب بلدین شعار بدین اما وقت عملش که میرسه هیهات ! بله خانم دکتر اقلا همه اونایی که من باهاشون سر و کار دارم و داشتم چه تو دوستی معمولی و همکلاسی بودن چه رابطه دوس دختر دوس پسری و چه اون رفیقایی که با پزشک یا قشر تحصیلکرده در حد مدرک دکترا ازدواج کردن میخاد بهترین و بالاترین و سنگین ترین هزینه ها براش بشه . تو دهن همشون هم هست که مگه من چیم از دختر اکبر بقال کمتره که با یه دیپلم زپرتی هزار تا سکه مهریه گرفته اما من که دکترم باید مهریه ام کمتر باشه . حالا این یه قلمشه . سر هر چیز دیگه از رفتن بیرون برای یه شام ساده بگیر تا کادوی تولد و سالگرد ازدواج خریدن و هر چیز دیگه و مخارج عروسی تو فلان هتل صد ستاره !!! و اگه بخوای یه ذره سبک برگزارش کنی طرف میگه : واه واه من دکترم . دخترخالم که چار کلاس سواد نداره فلان مقدار ...بله میشه که یه خانم دکتر با یه دیپلمه ازدواج کنه اما کدوم دیپلمه . الان خوشگل ترین و خوش اندام ترین خانم دکتر همکلاس من که درسش هم خیلی توپه و حتما میره واسه تخصص و بچه تهرون هم هست و باباش تو فرمانیه قصر داره با یه دیپلمه ازدواج کرد! اما کدوم دیپلمه ؟ طرفش پسر یکی از تجار کله گنده طلا تو بازار اصفهانه . فقط یه عروسی تو هتل عباسی اصفهان واسش گرفت خدا تومن . همین خانم خواستگار داشت از بین بچه های خودمون که پسره بچه تهران بود و کاردرست اما تیپ کارمندی . اما خانم دکتر برگشته بود گفته بود من با کسی ازدواج میکنم که دس کم ماه عسلم را برم فرانسه . حالا این فقط یه نمونه بود بیزحمت نگین فقط این مورد خاص بوده ! چندین و چند نمونه دیگه مشابه حالا تو فاز بالاتر یا پایینترش را سراغ دارم . شما خانم ها تو شعار خوب شعار میدین اما وقت عمل که میشه همون که نوشتم هیهات من الذله !
***********************************************
k1: دكتر اميد جان اتفاقاً مشكل من هم با همين پزشكان هست كه ظاهراً دور و بر تو خيلی هم زياد به چشم ميخوره. وقتی معيارهای ازدواج باشه، سكه و رستوران و كادوی تولد و عروسی و و .... خب معلومه ديگه ديد و نگرش اون دختر و پسر و سرنوشت ازدواج‌شون چی ميتونه باشه؟! دكتر جان چرا اون خانوم دكتر آدم حسابی پولداری كه باباش توی فرمانيه قصر داره، نميگه: " چون من يه پزشك هستم و شان‌م با بقيه فرق داره پس نمی‌خواهم مثل دختر بقال و عطار و چقال دنبال مهريه و شيربها و كادوی عقد و عروسی باشم. مگه نه اينكه شان شما پزشك‌ها بنا به گفته‌ی خودت با بقيه مردم جامعه فرق داره " اينجا چون خانوم دكتر به نفعش هست از هر دختر زير ديپلمی هم چيپ‌تر فكر ميكنه.
بنظرم باز هم با اين مثالی كه زدی اوضاع رو خرابتر از قبل كردی. آقای دكتــــــــر تا اينجاش كه اصلاً وكيل مدافع خوبی برای جامعه پزشكی نبودی اميدوارم كه حداقل طبابت به وكالت كشيده نشه كه بدا بحال بيماران زير دست تو.

نادیا

ممنون آقای امید از توضیحت. خوب راستش من جداً و خوشبختانه جداً، از این فضاهای فکری که تو گفتی به دورم و واقعاً فکر نمی کردم که کسی به خاطر پزشک بودنش بخواد مهریه اش یا مثلاً کادوی تولدش از دختر اکبر آقا که دیپلمه هست بیشتر باشه کما اینکه در مورد خودم اینجوری نبوده. و به قول کیوان دقیقاً صحبت ما هم بر سر یه همچین آدمهایی هست که از عنوان پزشکیشون واسه برد توی یه همچین نبردهای خاله زنکی استفاده می کنن. وای به حال اون پزشکی که یه لحظه بخواد به ذهنش خطور کنه که چون دکتره مهریه اش باید فلان قدر باشه و وای به حال اون پسری که این خفت رو قبول کنه. بعدشم من کلاً با جمله هایی که اینجوری شروع میشن : «شما خانوما همه تون» و «شما آقایون همه تون» خیلی مشکل دارم چون نشون دهنده یه جور تعصب تو ذهن گوینده شون هستن که راه رو به روی هر گونه بحث مستدل و منطقی می بنده

bahare

من خودم به عینه دخترای دانشجوی پزشکی رو دیده ام که این جور ظواهری که امید بحثش رو کرده بود اصلا واسشون مهم نبود حتی تو جریان ازدواج هم برخلاف اینکه دخترای خیلی نزدیک فامیلشون که اکثرا در حد دیپلم و فوق دیپلم و شاید لیسانس بودن مهریه های آنچنانی گذاشته اند اونا این مسائل رو سطحی نگری به پروسه ی زندگی میدونستن و خیلی فهیمانه با مادیات زندگی کنار اومده بودن.
بنظر من پزشکی که این همه فداکاری رو در زندگی داره و خیلی از جوونی کردن هارو به دلیل درس خوندن انجام نداده باید قضاوتش در مورد مسائل ظاهری زندگی هم تا این حدبالا برده باشه.
شان اکثر پزشکای جامعه در بین سایر اقشار به خودیه خود حفظ شده است پس چه خوبه خود دکترها هم با شخصیت ممتاز و تواضع که مسلما ناشی از فهم و شعورشان خواهد بود در ادامه ی اینخوش بینی سهم داشته باشن.
آقا کیوان امیدوارم دستون زودتر بهبود پیدا کنه.

دريا

اول اينكه كيوان جان اميدوارم هر چه زودتر دستت خوب بشه .نمي دونم مشكل دستت چي ، ولي براي درمان دردهاي مفصلي ، مهره ها .... روش جديدي به نام كايروپراكتيك اومده شايد شنيده باشي .درمان بدون دارو و عمل جراحي مثل شكسته بند هاي قديم با اين تفاوت كه از دستگاه هاي پيشرفته گرمايي ،.... استفاده مي شه . غير از اين روش بهترين دكتر دست در تهران دكتر لاهيجي اگه خواستي مشخصاتشون رو برات ايميل مي كنم.به دليل حرفه اي كه دارم چند سالي ارتباط نزديكي با پزشك ها داشتم .پزشكهاي خير و خوبي ديدم ولي در مقابل پزشكان و به خصوص جراحاني را ديدم كه باعث شدند تحمل نيارم و محل كارم رو ترك كنم .دقيقا گفته تو درست اونها از طريق حرفه پزشكي بيزينس مي كردن ، جراحان به نام در تهران!! براي بالا رفتن ميزان فروش شركت وارد كننده و در ازاي آن دريافت پورسانت و سفرهاي خارج سريعا عمل جراحي تجويز مي كردن اين مسئله اينقدر بد نبود در مقابل اين موضوع كه بيمار را براي خريد جنس مثلا سوئيسي به شركتي( كه خودش با اون شركت قرارداد داشت ) مي فرستاد در حالي كه مي دونست جنس هندي با كيفيت خيلي پايين تر . بيزينس با جون مردم به نظر شما بي رحمي تا چه حد ؟ خيلي موارد بدتر از اين هم ديدم بگذريم اگه مي خواهي شان و مقام و به گفته بعضي از آنها كلاس بالاي اونها رو ببيني يه سري به نمايشگاه ها و كنفرانسهاي پزشكي بزن تا ببيني بعضي از اونها براي كادوهاي اشانتيومي و پذيرايي شدن چه كار مي كنن .هم خندت مي گيره هم متاسف مي شي . اينها گوشه اي از تجربيات من بود و همانطور كه گفتم اين موارد در بين همه پزشكان عموميت نداره باعث سوء تفاهم نشه و از همينجا از پزشك هاي خوب و متعهد تشكر مي كنم.
***********************************************
k1: دريا جان ممنون از لطفت. خب اين قضيه دست من چيزیه كه فقط در رابطه با هزينه‌های متفاوت نوار عصب و عضله‌ در رويش يه چيزهايی نوشتم. الان تحت نظر و درمان متخصص دست هستم و فكر می‌كنم قضيه‌ش جدی هم شده باشه ولی خب در رابطه با درمان كايروپراكتيك يه چيزهايی شنديم. حتی يكی از دوستان دكتر بهروز توانا رو بهم معرفی كرد ولی اگه اطلاعاتی داری و راهنمايم كنی ممنون ميشم.

ونوس

کیوان عزیز، ممنونم از جواب بسیار زیبایی که به کامنت آقای امید دادی. باورت می شه بعد از خوندن کامنتای این دوست گرامی! بسیار زیاد ناراحت شد و بسیار زیاد متاسف شدم برای خودم و کسانی که پزشک مملکتش طرز تفکرش اینه. واقعا باید بگم به عینه دیدم و یا شنیدم پزشکایی رو که چه کثافت کاریهایی رو زیر نقاب پزشک بودنشون می کنن و بعد یکی از امثال همین آدما می آد و شان همه اقشار رو اینطور زیر سوال می بره. واقعا من هم دلم می خواد بدونم که ایشون تعریفشون از "شان" چیه که فکر می کنه شانش خیلی بالاتره از به قول خودش دیپلمه های بی سواده ؟! نمی دونم و یا شاید هم نمی تونم احساسم رو به خوبی بیان بکنم و اونطور که دلم می خواد با این آقا صحبت کنم ولی خوب حرف دل من رو تو و دوستان قبل از من به خوبی گفتید. امیدوارم بخونه و کمی فکر کنه. ممنونم از نوشته های بسیار زیبات

somy

من نگران دستت بودم دیشب. میخواستم یه کم جزئیات رو توضیح بدی برام. وگرنه ماهم اهل چت مت نیستیم.
***********************************************
k1: ممنون از لطفت‌تون. ای فعلاً كه خيلی تعريف نداره.

بی تا

دکتر نادیای عزیز
من کامنتم رو دیشب نوشته بودم اما ارسال نمیشد
امروز قبل از خوندن نوشته شما فرستادمش!و بعد که خوندم دیدم شما کاملتر وبهتر گفتید

یاد یکی از کتابای نادر ابراهیمی افتادم که تقدیمش کرده بود به دکتر جلیلی"که پزشک شد وانسان ماند" زمان دانشجویی از این جمله دلخور شده بودم اما الان میبینم حرف بزرگیه چون تو پزشکی هم دستت برای کارهای غیرانسانی بازه هم گاهی با دیدن کمکهایی که از دستت بر میاد و حرفای خوبی که مریضا میزنن احساس فرشته بودن بهت دست میده!
امیدوارم همیشه یک طبیب خوب و یک انسان والا بمونی
***********************************************
k1: چه جمله‌ی قشنگ و با مفهومی: پزشك شو و انسان بمان.

mahssa

داشتم الان کامنتای کامنتگزارهات را میخوندم . دیدم وقتی پستای این مدلی میذاری کیوان خان اون هایی هم که تا حالا ساکت بودن به حرف زدن میفتن. اما نمیدونم چرا از فتانه جون و رسول و خانم دکتر مهر خبری نیس . حالا خب شایدم نظری ندارن در این باره اما من عادت کردم هر وقت میام اینجا کامنت اون ها را هم ببینم . این آقا رسول هم مث ستاره سهیله . نیستش اما وقتی میاد یه حرفای خوب و قلمبه سلمبه ای مینویسه که معلومه خیلی حالیش هست . یک گلایه هم از مازیار داشتم . آقا مازیار شما که اون آدما را به این که خر بیشتر از اون ها ادب داشته ! متهم کردی حالا لحن و کلمات خودت خیلی مودبانه هست تو کامنتت ؟ یه سوزن به خودت بزن یه جوالدوز به مردم. در مورد دستت هم بیشتر بنویس کیوان خان . بلاخره خواننده هات که نامحرم نیستن . مثل همین الان وقتی اونا هم در جریان باشن شاید بتونن راهنمایی و کمکی بکنن . مث کامنت دریا خانم .

مازيار

بچه ها تصور كنيد اون پسردكتر ه با چه آرزويي رفته خواستگاري دختر خشگل پولدار درسخون دكتره...كلي خب براي خودش آدم حسابي بوده ديگه خيال كرده طرف حتماًقبول ميكنه...كه دختره گفته بيلاخ بابا ما با فرانسه بروها مي پلكيم ...هاهاهاحالا تصور كنيد گوزويي مثل من مي رفت خواستگاريش...اول خانم دكتر چندشش مي شد بعد غش مي كرد بعد كفاره مي داد بعدش..مي گفت آخه تركمون(البته به من)و...باقي قضايا...ها ها ها

حرف هاي اميد زياد هم دور از منطق نيست. اگرچه با همه اش موافق نيستم، ولي به نظرم تفاوتي كه كامنت هاي اميد با ناديا نداره، به پزشك بودنشون زياد مربوط نمي شه. تفاوت نگاه يك مرد به زندگي و مسايل مالي زندگي است با نگاه يك زن به زندگي. يك مرد، همه بازي ها و همه كارها و درس خواندن هاش، به سمت يك هدفه. نه اينكه يك خانم، به سمت يك هدف قدم برنداره. چرا. اتفاقاً خيلي وقت ها خانم ها با پشتكار بيشتري پيش مي رن. ولي، وقتي به كار كردن در زمينه رشته مون مي رسيم، خانم ها خيلي راحت تر از شرايطي كه بهشون فشار مياره دوري مي كنن. اگه يه كاري از نظر احساسي، يا مالي، يا شرايط محيطي، يا شرايط خانوادگي بهشون آسيب وارد كنه، راحت تر از آقايون كنارش مي گذارن. نمي خوام جمع ببندم. ولي واقعيت عرياني كه توي ايران هست، اينه كه، حالا چه خوب و چه بد؛ مرد مسوول مسايل مالي زندگيه. نه يك خانم. حالا اين وسط من نوعي هم باشم

نیوشا

سلام. اصلاً تصصمیم نداشتم که بنویسم، ولی به نظر میرسه این جناب امید لازم دارن در مورد بعضی از آدمایی که اسمشون دکتره ( جدای از خانم دکتر بی تا و نادیا و ... ) مطالبی رو بدونن که دونستنش بد نباشه. دکتر نماهایی که برای کسب شهرت و افتخارات بین المللی با جون آدما مثل یک برگ دستمال کاغذی بازی می کنن. حتی جاندار فرضش نمی کنن که بخوان براش موجودیتی قائل بشن. من مدت چهار سال از نزدیک شاهد یک نمونه پیوند ... بودم که نتیجش فوت اون فرد پس از تحمل درد جسمی و بسیار روحی برای خود اون فرد و خانواده اش بود که کار به جایی رسید که حتی بچه هاش آرزوی مرگ مادرشون را داشتن تا کمتر زجر بکشه. بعد از اون همه عذاب روحی و جسمی که به این خانواده دادن فکر میکنید پزشک تیم چی گفت ؟ گفت:" از وقت عمل مادرتون گذشته بود" . گفتن :"پس چرا عملش کردین؟". جواب طوری گرفتن که یعنی مادرتون موش آزمایشگاهی بوده حالا که چی؟! آخرش که میمرد!!!! بعضی از پزشک ها هم که (بازم از بسیاری از پزشکان محترمی که اینطور نیستند عذرخواهی می کنم.) بهتره اول برن ادبیات صحبت با بیماران را یاد بگیرن. پدر من مشکل قلبی داشت و باید عمل قلب باز انجام میداد. متخصص قلب می گفت لازم نیست با دارو خوب میشه جراح قلب می گفت حتماً باید عمل بشه. بعد دو هفته دربدری از این دکتر به اون دکتر پیش یک آدم احمق به ظاهر دکتری رفتیم که اتفاقاً رئیس یک بیمارستان هم بود. اونقدر شعور نداشت که بفهمه چی رو کجا بگه. جلوی پدرم به ما گفت چیکارش دارین. بزارین این یه ماهه آخر رو راحت زندگی کنه. زجرش ندین. تو چشای پدرم نگاه کرد و گفت. اینم بگم که پدر من اون موقع 42 سالش بود. القصه ما بالاخره دکتری را پیدا کردیم که پدرم رو عمل کرد و الان از اون موضوع هشت سال میگذره. اون دکتر هم اتفاقاً بر اثر سکته قلبی در گذشت ولی خوشبختانه پدر من صحیح و سالم کنار ماست. من خودم و همسرم کارشناس ارشد مهندسی برقیم و برای بسیاری از خدماتی که همگی داریم ازشون استفاده می کنیم بارها جونمون در خطر می افته. زمانیکه یک مهندس برق داره برای ضریب اصلاح قدرت یک کارخانه اندازه گیری ولتاژ قوی میکنه برای ماه عسل فرانسه نیست. می تونه خیلی راحت تر هم به اون برسه ولی رشته اش رو دوست داشته براش درس خونده و حالام داره ازش استفاده میکنه منتی هم به سر کسی نیست. پس خواهش میکنم فکر نکنید اگه کسی دکتر یا مهندس شد منتی به سر کسی هست. شعور و انسانیت به مدرک و پول و ماشین و ... نیست. به همین طرز فکرامونه که داریم باهاش زندگی میکنیم.

هادی

بالا رفتن شخصیت اجتماعی با معیار های انسانی که انتخاب میشن رابطه عکس داره.خطابم فقط به پزشک ها نیست.به تمام تحصیل کرده هاس.وقتی عنوانی رو یدک می کشیم ، یه فهم و درک بالا تری رو هم به دست آوردیم. پس بهتره معیار ها رو با عقل سالم خودمون بسنجیم ، نه با پسر اصغر آقا قصاب یا دختر اکبر آقا بقال.اونا ممکنه کارشون غلط باشه .اما ما کار واقعا درست رو انجام بدیم که این همه حرف و حدیث پشتش نباشه و جماعت پزشک و غیر پزشک برای این مسائل بعضا مسخره به جون هم نیفتن.
***********************************************
k1: من متوجه این جمله نشدم " بالا رفتن شخصیت اجتماعی با معیار های انسانی که انتخاب میشن رابطه عکس داره "

نادیا

ای خدااااا ! من همیشه از اینکه کامنت دونی بشه محل بحث و جدل بدم میومده ولی این جناب کیوان چنین ککی به تنبون ماها انداخته که خودتون دارین می بینین دیگه !!!
بی تای عزیز ! آقای دکتر جلیلی استاد من تو دوره روانپزشکی بودن و واقعا انسان والایی هستن و من از اولین جلسه درسمون با ایشون یه خاطره فوق العاده ( خنده دار البته ! ) دارم که تا عمر دارم یادم نمیره !! . منم امیدوارم که پزشک باشم و انسان بمونم . و اما بازم داغ دلم تازه شد از این چیزی که دریا گفت . آره منم می دونم که بسیاری از این جراحان پنجه طلایی و انگشت نقره ای و نمی دونم چی چی تهرام از اسم و رسمشون چه سؤ استفاده هایی می کنن . نومنه اش یکی از اقوام من که چند وقت پیش به خاطر یه توده توی سینه اش رفته بود پیش یکی از معروفترین جراحان تهران و اون جناب فقط برای اینکه بتونه پول عمل از این خانم بگیره بدون اینکه ضرورتی داشته باشه به ایشون توصیه کرده بود که باید یکی از سینه هاشو برداره !! خانومی که نسبتاً جوونه و هنوز هم ازدواج نکرده !!! و بدبختی عظما این بود که اینقدر این جناب بین مردم اسم و رسم داره که هرچی من به این خانوم می گفتم که مشکل شما اصلاً نیازی به جراحی نداره ( و اینو از خودم نمی گفتم، َبا یکی از رفقا که رزیدنت جراحی هست مشورت کرده بودم و همچنین با یکی از استادهای جراحیمون که بهش اطمینان داشتم ) نمی تونست قبول کنه و می گفت پس چرا دکتر .... گفته باید عمل کنی ؟ و بماند که من چقدر این در و اون در زدم تا این خانوم نره زیر تیغ جراحی . موارد اینجوری زیاده . اون پزشکایی که سواد دارن و وجدان ( مثل اون استاد جراحی ) مهجور میمونن و بعضی ها که نه دوزار سواد دارن و نه یه مثقال وجدان اینجوری میشن مسؤول سلامت مردم.
و اما در جواب به کامنت خانوم مریم ! من نمی دونم اینکه من مسؤول درآوردن خرج یه خونواده نیستم ( مسؤول در آوردن خرج خودم که هستم ) و یه آقای دکتر مسؤولیت یه خانواده رو به عهده داره میتونه مجوزی بشه واسه اینکه اون آقای دکتر بخواد از عنوانش و کردیتش سوءاستفاده بکنه ؟؟ پزشکی ( نه اون چیزی که تو جامعه ما به این اسم دیده میشه ) شغل مقدسیه و کسی که این شغل رو انتخاب می کنه اول از همه باید انسانیت داشته باشه و با درد مریض درد بکشه ، درسته که پولی از توش در نمیاد ولی اون احترامی که مریض به پزشک میذاره و پزشک رو محرم خودش میدونه یه دنیا ارزش داره.خوب حالا یا این آقای دکتر/خانوم دکتر دنبال رضایت معنویه و این چیزایی که من گفتم راضیش می کنه ( که واقعاً چیزهای کمی نیستن و تو هیچ حرفه دیگه ای وجود ندارن) که واقعاً و جداً خوش به حالش و اگه این چیزا راضیش نمی کنه و دنبال پوله خوب به قول کیوان چرا نمی ره تو کار بیزینس ؟؟ مسأله اینجاست که اون آقا یا خانوم دکتر هم خدا رو میخواد و هم خرما رو. هم میخواد جامعه به عنوان یه پزشک بهش احترام بذاره و هم میخواد که در حد یه بیزینس من پول در بیاره ! و خوب نمیشه دیگه ! پول در نمیاره چون نمیره تو کار بیزینس، و احترامشو از دست میده چون دید بیزینسی خودشو وارد طبابتش ( که حالا دیگه اسمشو نمیشه طبابت گذاشت) می کنه.
و در پایان امیدوارم این ککه از توی تنبون من زودتر در بیاد چون امروز از کار و زندگی افتادم بس که این کامنت دونی رو شخم زدم !!!

ببین کیوان کاملا باهات موافقم کلی هم راستش خوشم اومد که چه خوب یکی پیدا شد حرف دل ما رو زد ,آخه می دونی متاسفانه اکثر قبیله ما پزشکن و من یکی این وسط نا خلف از آب در اومدم و زیر بار پزشکی نرفتم و باورت می شه هر قدر موفق باشی و فوق دکترا هم بگیری باز خودشونو برتر وتحصیل کرده تر می دونن .تا می شینن کنارت چسی و قیف شروع می شه حالا بیا وجمش کن هم وقت ندارم هم اینجا جاش نیست وگرنه داستان داریم با اینا ...
من فکر می کنم چون رفتن وبعد از کلی زحمت دیدن خبری نیست وچقدر از زندگی عقب موندن می خوان جبران کنن .
البته تقصیر مردمم هست وقتی می فهمن طرف پزشک انگار چه میدونم چه خبر .همین کامنت دونی خودت پست قبلیت مهسا نوشته بود چقدر اینجا دکتر خوش به حالت...اصلا نکنه همین باعث شد داغ دلت تازه بشه اینارو بنویسی

جناب مهندس ،
شان وشخصيت هر فرد به بلنداي انديشه و وسعت روح آزاد و منطق اصولي و قلب پذيرايست كه داره. انتقاد پذيري صفت خوبي كه همه ما بايد داشته باشيم . مشروط بر اينكه نقد واقعا نقد باشه نه هذيون هاي يه روز سرد.

مهندس ، دكتر ، بقال ، بنك دار همه صفات اكتسابي اند.مهم اون صفات ذاتي و دروني ايست كه در تك تك سلولهاي انسان از بدو تولدش نهادينه شده و در محيط مناسب ، درست پرورش پيدا مي كنه و صحيح بروز داده مي شه.
همه رو به يك چوب نزن .چون خودت خوب مي دوني كه هيچ كس مثل ديگري نيست.

رسول

سلام به همه دوستان بخصوص لیلا خانم و دوست خوبم مهسا که اظهار لطف داشتند.
راستش با خوندن کامنتها کمی دچار حیرت شدم. با وجود علم به لحن و سبک نگارنده این محیط و بعضا گزندگی توام با بزرگنمایی نسبی آن (جهت انتقال عمیقتر پیام) که اکثر دوستان بدان واقفند، چنین برداشتهای جنجالی و موضعگیریهای صریح، شخصی و متقابل بعید و ثقیل بنظر میرسد.
من فکر میکنم ، پزشکی در میان سایر علوم جایگاهی منحصر بفرد دارد، آنهم بدلیل قرار گرفتن در حد فاصل عریان و بلافصل دو ترکيب- گاها متناقض- "علم" و "انسانيت". نه اینکه سایر علوم به اخلاق و انسانیت مرتبط نباشند چرا که حتی مهندسی و علوم فیزیکی نیز به خاطر نقش موثر در بهبود کیفیت زندگی، جنبه های انسانی دارند (البته در بعد اجتماعی) اما بطور مستقیم و ملموس به "حیات فردی" انسان مربوط نمیشوند.
در مورد مسئله دید مادی در پزشکی باید توجه داشت که پزشک نیز در درجه اول انسان است با همان تمایلات و خواسته ها و روحیات (بعضا مادی) و بخصوص در کشور ما با همان مختصات اخلاقی یک جامعه در حال گذار و مواجه با بحران های مختلف ارزشی و هویتی، ولی تفاوت در این است که انسانها در شرایط عادی و سالمِ زندگی خود بدنبال حداکثر سازی منافع و سهم خود بوده ولی اگر مشکلی در حیات خود یا نزدیکان احساس کنند بسیاری از آن دیدگاههای مادی رنگ باخته و نگاه انسانی حاکم میشود. دیده اید که بسیاری انسانها در جایی که مسئله مرگ و زندگی باشد میگویند"حاضرم همه/نصف زندگیم را بدهم تا ..."(از نظر یک پدر و مادر حتی بعضا تب ساده فرزند مشکلی حاد و بحرانی بنظر میرسد)
پزشکان همیشه در این مرز نگاه قرار دارند و بیمار که خود در پس مدتهای طولانی تفکر مادی با تلنگری به نگاهی انسانی رسیده است پزشک را نیز به حکم همین دیدگاه نگریسته و انتظار دارد فراتر از کلیه مسایل مادی صرفا به چاره جویی و درمان با تمام توان و دقت و سرعت ممکن بپردازد.در اینجاست که هر نوع تمنای مادی و یا عدم توجه دقیق و سریع مورد نظر خود را از جانب پزشک و کادر پزشکی بر نتابیده، مذموم شمرده و توهین به شان و مقام انسانیت (که خود تازه بدان رجعت کرده!) میداند غافل از آنکه این پزشک در همان زمان، فارغ از تمام جنبه های معنوی و انسانی حرفه اش در حال "کار" و "امرار معاش" هم هست!
اعتراف میکنم که شاید خود من هم اگر در چنین فضا و شرایطی باشم مریضهای اول، دوم ...صدم ممکن است با همان حساسیت مطلوب آنها رسیدگی شود ولی به مرور زمان آنچه برای ما بیماران، اورِژانسی و بسیار حساس و نیازمند واکنش سریع، قاطع و حداکثری میباشد برای پزشکان امری عادی و روزمره محسوب خواهد شد. (البته این به معنای توجیه سهل انگاری یا عدم رسیدگی بموقع از جانب پزشکان نیست). بنابراین درک متقابل شرایط، داشتن دید حرفه ای و البته نداشتن نگاه حداکثری و فرا انسانی از طرف مقابل شرط لازم قضاوت در این راستاست. البته مبحث اخلاق پزشکی ولزوم وسعت دید و نظر و فداکاری در پزشکان خواسته کلی اجتماع است که بنوعی از الزامات ورود به این حرفه است اما به هر حال یادمان باشد جامعه پزشکان نیز برشی از همان جامعه انسانی با تمام فضیلتها و رذیلتهای ممکنه است.

حرفات و قبول دارم نه تنها خیلی از دکترا بیشتر مردم با این مشکل روبرو ان که طعم واقعی زندگی رو نچشیدن طعم جونی بعضی ها که زربان قلبشون از حالت نرمال شاید تا حالا بالاتر نرفته طعم اضطراب طعم کرم ریختن به قول شما جونی کردن و نچشیدن
به نظر من ما اگه زندگی "نکنیم" مطمئنا زندگی مارو "میکنه"

البته یه چیز دیگم بگم حسابدارا هم متاسفانه دچار این غرور کاذب مشن مخصوصا اونا ای که حقوق دستمزد کار می کنن می فهمن من چی میگم چون خودم رشتم حسابداریه زیاد با این جور آدما سر و کار داشتم و دیدم که موقعی که یه بنده خدایی مشکلی داره و نیاز مبرم به مساعده و ... داره تریپ ریاستی ورشون میداره

مازيار

اصلا تو ايران هركي يه گهي ميشه زود خودشو چس ميكنه(حال اومدين تعبير قشنگ منو )...واي به اون روزي كه كارت بهش بيفته

خانم ثابتی

دانش ، پست و عنوان و شغل عالی رتبه، ثروت ، زیبایی ، لقب وشهرت ، شانس ، قدرت ، همه و همه مثل پوسته های سختی هستند که به طور ارثی یا اکتسابی به ما می رسد و ما خودمان و احیانا ضف هایمان را مثل یک بافت نرم در آن مخفی می کنیم و از مزایا و معایب و حریم امنیتی آن بهره مند می شویم.و بر اساس شرایط پیش آمده و نقطه ی قوت پرسونا و یا چهره ی پشت نقاب ، گاه به پوسته تکیه می کنیم و گاهی به هسته و درون.
یادمان نرود که همه مان چقدر عاشق دیدن و یا خواندن داستان هایی هستیم که حاوی سناریو های گم شدن جماعتی است در یک جزیره ی دور افتاده. عاشق عریان شدن و عاری شدن انسانها هستیم از حشو و زوائد. حتی کنجکاویم که بدانیم هستی خودمان بی این تزئینات چه شکلی است.
عاشقیم بدانیم درست همان جایی که بعد از گذشت چند روز همه این نقاب ها کم رنگ و بی رنگ می شود و هستی ما به ذات خودش نزدیک تر می شود ما در بدوی ترین شکل حیات چگونه ایم.. بعد از یک ماه ، نشستن مردان با ریش ها ی بلند و انبوه وبدن های چاک خورده از شکار گوزن و زنان با تن کرم نزده و کرک گرفته و ابرو های نامرتب و موهای وز کرده کنار آتش ، آتشی که در کنار خود سروری را تنها به کسی می بخشد که قصه گویی بلد است تا در خلال کلمه و فقط کلمه و نگاه ، گرما و امید و راهکار عملی بهتری برای نجات به جمع بدهد.
واقعیت اینست که تا وقتی ما در پوسته های شخصی و اجتماعی و ملیتی و خانوادگی و غیره و ذالک مخفی هستیم ، آنچه باعث افراشتگی گردنمان پیش دیگران و خم شدن کمر دیگران پیش روی ما می شود ، میزان " قدرت " ماست. بقول نیچه اراده ی معطوف به قدرت. منشا قدرت هم در هر زمانه متغیر است. همیشه هم خوب نیست. گاهی استبداد هم برای صاحبش احترام و قدرت و یا نیاز برای در خواست کننده کرنش و تعظیم در پی دارد. اما وقتی در موقعیتی قرار می گیریم که هستندگی مادر پیش دیگران و خودمان از درخشندگی ذات و درونمان ناشی می شود، این درون بعلاوه بیرونی ارزنده باعث اوج ما می شود . این دیگر قدرت نیست. " اقتدار" است و توان رهبری . جمع این دو اگر بعید نباشد ، کمیاب است. و البته این زمانه ، زمانه ی وفور و نفوذ کمیابان خرد و اسطوره های جزء است. پس نترسیم که نیست. هست.
شخصیت کاریزما (نه به معنی که این روزها مصطلح شده و مصداق پیدا کرده) نگاه و حرف و عملش دارای قدرت نفوذی می شود که در حوزه ی زندگی خود دائم مشغول جذب دیگران است.
.
کیوان یک سوم عزیز متن ات را که خواندم پیامدش درسی از درس های دوره ی دبیرستان به خاطرم آمد. یادته در تاریخ این مملکت ما سلسله مراتب طبقات اجتماعی داشتیم. اشراف زادگان متشکل از روحانیون ، درباریون و.... و در مقابل رعایا.
من فکر می کنم تاحدود صد سال پیش که انحصار علوم و تحصیل در هر رشته ای و حتی هنر و فکر بصورت موروثی در اختیار طبقات ثروتمند و صاحب نفوذ بود . با باز شدن درهای مملکت و اعزام دانشجو به خارج طبعا قشر عظیمی از تحصیلکردگان با پشتوانه های مادی و دیسیپلین تربیتی پدران ، نسل اندر نسل رو به حرفه ی مقدس پزشکی می آوردند و ما یک دوره ی نسبتا طولانی شاهد همزمانی اصالت ، نجانت ، دانشمندی ، ثروت ، فرهیختگی و اخلاق در قشری بودیم که شاید قسمت اعظم شان پزشک بوده اند. اما حالا که زمانه عوض شده و طبقات اجتماعی مرزبندی و ویژگی های دقیق ندارند و امکان رشد تحصیلی بواسطه ی پارامتر هوش ، پشتکار و یا حتی رانت سهمیه امکان پذیر فراگیر تر شده ، نه تنها در رشته ی پزشکی بلکه در سایر رشته ها ما با آدمهایی متوسط رودر رو می شویم که همانطور که تو گفتی بخشی از مشخصات کامل یک صنف را یدک می کشند و آن بخش باقی مانده را هم با هیچ چیز پر نکرده اند و در مقابل حرمت و احترام نمونه های اصل را خواهانند.
یادمان نرود که رمان خوانی و فلسفه هم فرضا در مهندسین رشته های فنی گاهی اتلاف وقت به حساب می آید.
این آدم ها فاقد فرهیختگی و صفات ارزنده ی صنف منتسب به خود هستند. تاکیدی روی پزشکی نیست. یک نگاه بکنیم در وکالت ، سیاست، دبیری ، استادی و کارشناس ارشدی ، مدیریت ، نظامی گری ، روز نامه نگاری ... همه و همه شاهد ظهور و بروز آدمهایی هستیم که چاره ای برای ما نمی گذارند جز اینکه بگوییم " یارب مباد ....".
به قول تو آدمی که یک بخش وجودش سرطانی رشد نکند ، در هر موقعیت بروز دهنده ی بهترین رفتار آن موقعیت است. به وقت شادی کودک است و به وقت خلوت عاشق و به وقت آزمایشگاه ، عالم.
اگر هیچکدام اینها هم نباشد و فرضا یک دست فروش ساده هم باشد ، با اشیا و آدمها به گونه ای رفتار می کند که ما تا ساعتها رد شدن از کنار بساطش می گوییم ، این آدم چرا یادمون نمی ره.

tadae

چرا قرصت رو با چايي ميخوري؟! :D
کيوان جان شما به قول خودت گير دادي به دکترا چرا عزيزم , جماعت وکيل از همه بدترن ....همچنين کلاسي ميزارن واسه آدم که نگو .....خشک...نچسب ...نه يکي نه دوتا که من با خيلي هاشون سر و کار داشتم ....با خودشونم قهرن .....بايد خيلي تلاش کني تا از اون ديواره شيشه اي که دور خودشون کشيدن رد شي و بعد که نفوذ کني از خودت مي پرسي پس چرا اينقد سخت مي گيري .....تو هم يکي هستي مثه بقيه .....بعضا حتا واسه همکارا هم کلاس ميزارن يعني هم رو هم قبول ندارن , مگه نه اينه که همه همون درسا رو خوندن .....
يه وکيل راحت و بي تکلف نشونم بدين لطفا؟!
رفتارشون يه جوريه که من غير قابل فتحم ...من عاشق نميشم ....
شايدم ما نديد بديد يم!
در ضمن به کسي هم بر نخوره ما خودمون از همين جماعتيم
هنوزم درک نکردم اين رفتارشونو
بقيه هم که ميان کم کم فک مي کنن رفتار درست اونيه که اون قديما دارن.....خشک و جدي و مزخرف ....اينه که هي اين آدما همو الگو قرار ميدن هي يه VERSION جديد آدم نچسب ديگه به اينا اضافه ميشه
راستی من یه دوست دکتری دارم که متخصصه ولی با یه لیسانس زمین شناسی ازدواج کرد
دوسته دیگه داشتم که تا دندونپزشکی آزاد قبول شد با همه قطع رابطه کرد
یه دوست دیگه هم داشتم که دکتر بود ولی برای اینکه بتونه مهاجرت کنه استرالیا می رفت کلاس آرایشگری تا کاری بلد باشه تا مدتی که جا میوفته بتونه از اون مدرکش استفاده کنه و خلاصه خیلی خانم بود و با همه هم می جوشید
اینه دیگه...همه جوریش هست ...بستگی به زیر ساختای شخصیت هر فرد داره ...اینکه کسی دکتر بشه دلیل این نیست شخصیت بالغی داره و هر کس نبود نداره

نادر

سلام
جواب رد دادن يه خانم دكتر اينهمه آشفته ات كرده؟! يا... بابا سخت نگير. اول خودت بايد به چيزايي كه ميگي باور داشته باشي ولي از قرار معلوم اينطور نيست و فكر ميكني كه دكتر اونم از نوع پزشك حتما تحفه اي است!!! خب اين يه باور عام است و تو هم تقصيري نداري... بهتره وجهه انساني آدم هارو را در نظر داشته باشي نه مدركشون يا ساير مقولات ... وگرنه در هر صنفي اين ويژگيها ديده ميشه اما واكنش به پزشكا بيشتره كه حكايت از يه عقده حقارت در مقابل اين قشر داره...
مشكل در اين كشور نه پزشك نه وكيل نه مهندس و يا هر صاحب مدرك ديگه اي است :
خانه از پاي بست ويران است خواجه در بند نقش ايوان است


سلام دوست جون

چه خبره اینجا؟؟؟؟ شده یه چت روم حسابی!


من هم پزشکی خوندم، منتها فقط سه ترم!!!
آرزوی بزرگانم این بود که پزشک باشم. اما به زودی فهمیدم روپوش پزشکی برایم بزرگتر از لباس آرزوهاست...

ولی همین الآن خدا رو شکر کردم که پزشک نشدم تا اینگونه، شان!!!! انسانهای دیپلمه رو به سخره بگیرم!

بگذریم رفیق!

گفتنی ها رو همه گفتند و ما لذت بردیم.
ولی کیوان جان به قول شما، آقای امید نماینده ی خوب و شایسته ای برای دفاع از جامعه ی پزشکی کشورمون نبودند.

مازيار

حالا الان نه ولي حدود سالهاي60 تا 72 و 72 هركي پزشكي قبول ميشد ديگه روي زمين راه نميرفت رو آسمونها بود...چقدر من خاك برسرت بدبخت شنيدم از ننه بابام بخاطر دانشجوپزشكيها دوروبرم..خدا شاهده..ولي بعضي هاشون پشيمون هستن

دیدم از کارهای رسول یونان خوشتون میاد ، گفتم این لینک مصا حبه اش رو براتون بفرستم .

البته بعید می دونم نخونده باشی شما .
با این حال :


http://www.etemaad.ir/released/87-08-26/253.htm
***********************************************
k1: ممنون از لطفت.

shirin az canada

دكتر اميد تو با اين طرزِ فكرت بهتره همونجا بمونى ،ممكنه اينوره آب خيلى بهت سخت بگذره وقتى ببينى از اين شان و كلاس و کبوتر با کبوتر....خبرى نيست و عنوانت هم به راحتى حذف ميشه و ميشى اميد نه دكتر..... اميد،ضمنا فكر نميكنى اون مملکت رو همين غرور کاذب امثالِ تو خراب كرده؟! نوشتی اونجا مجبور نيستم خودمو با بقال و قصاب مقايسه كنم" ،راست ميگى از همون درِ هواپیما برات فرشِ قرمز پهن ميكنن كه دكتر اميد اومده، مردِ حسابى خودت هم ميدونى دارى چى ميگى؟! چه رویایی براى خودت ساختى پس اميدوارم زودتر بيایی همکارات رو كه پيتزا dlivery ميكنن يا راننده تاكسى هستن ببينى، تازه اگه خيلى درس خون باشى و زبانت خوب باشه ،دوباره از صفر شروع كنى بشى دكتر. ،بايد كلى تبليغ كنى و جایزه بدى تا مشترى داشته باشى،اونام اگه بهت بر نخورده كه كسى دستت درد نكنه هم بهت نمیگه، اگه نازِ مريضها را نکشی كه بايد در مطبت رو تخته كنى، كجايى تو؟؟
***********************************************
k1: گوشه ایی از واقعیت زندگی در کشور جهان اولی کانادا. میدونم خیلی ها باور ندارند ولی امیدوارم قسمت تون بشه و برید و خودتون ببینید. شیرین جان ممنون از نگاه بدون غرض و مرض و واقعیت.

هادی

نمی دونم اصلا این حرفها رو جدی بگیریم یا نه؟خودت نوشتی هذیون های یه روز سرد. پس هذیونه.جدی نگیر.
من خودم دکتر نیستم ، اما دکتر ها رو دوست دارم D:

علی

ای بابا باز هم سر دکترها دعواست؟ امید جان بیکاری خودتو کوچیک میکنی؟

ناشناس

شاید غرور خانم دکتر مانع ابراز عشق آن مرد نبوده.چیزهای دیگری هم هست که یه زن را دست نیافتنی میکنند!

shirin az canada

omid mikhast harfai kayvan ra rad koneh vali dar vaghe ,khodesh dalil mohkami shod bar taeed nazarat kayvan

ارسال نظر