پنجشنبه، ۲۱ آذر ۱۳۸۷
۱۸ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
نفیسه

ظرف‌ها غیرطبیعی‌اند، درست مثل تعدادشان.
چهره فقر اینقدر رنگارنگ و شاد نیست.

دوست

سلام علیکم . بابا داش کیوان تو عکسای به این نابی را از کجا پیدا میکنی ؟! من از عکس و مکس چیز چندانی سرم نمیشه . اما این عکسه خیلی تاثیر گذاره . از دیدن این ترب سیاهای فنقلی با این وضعیت دلم گرفت ! گرچه تو کشور خودمون هم از این موردا کم نداریم اما اون طفلکا شانس اینو ندارن که عکسشون بره رو اینترنت . شایدم میره و ما خبر نداریم . اما جدا عکسه خیلی جالبه مخصوصا حالت چشای این بچه ها .
پ.ن : راسش با خوندن کامنتای داش رسول و لیلا تو پست قبلیت عرق شرم رو پیشونیم نشست ! بابا ایول . من اگه میدونستم اینقدر خوش شانسم که همون آنجلینا رو خواسته بودم یا دس کم چارلیز ترون را !!! :D رسول جان خیلی لطف کردی برادر . راستش دروغ چرا من زبون فقانسه و سوئدی در حد رفع احتیاج بلدم بلقور کنم اما انگلیشم حتی در حد همین چار کلمه ای که تو اون سایت هست افتضاحه . باید مترجم پیدا کنم ! حالا که لیلا یه قولایی داده منتظر میشم ببینم . فقط خدا کنه به قول تو سرگردون نشه تو دلش به من فحش بده . لیلا خانم فک نکنم به این زودی کامنت منو بخونی شایدم همین حالا رو آسمون باشی. اما شرمنده و دمت گرم . به جون خودم راضی نیستم اذیت بشی . اگه دقیقا خودش رو هم پیدا نکردی مشابهش هم که باشه با توجه به اون دوستت که نوشتی وارده و راهنماییت میکنه دستت درد نکنه و مرسی . نهایتش شد چه بهتر نشد خیالی نیس از راهی که رسول نوشته اقدام میکنم . ایشالا که بهت حسابی خوش بگذره . من که هند نرفتم اما اونایی که رفتن میگن سرزمین عجایب هستش و دیدن داره . داش کیوان از روی تو هم شرمنده هستم داداش . کامنتدونیت را با پررویی محل سفارشات شخصی کردم . ایشالا هیچوقت خودت و اطرافیانت به اون روغنها نیاز نداشته باشید که بخوای سفارش بدی . خیلی مخلصم .

وای مهندس من کشته مرده ی عکساتم!خدایی از کجا گیر میاری اینارو؟

واقعیت اینه که خیلی وقتها به هوای خوندن کامنتهای میام اینجا، که همونطور که همه میدونن بحثهایی که توی این کامنتدونی میشه بعضاً جذابتر از نوشته اصلی میشه. گوگل ناطق یا همون لیلای کامنتدونی از پشت یک سوم، اعلام کردن که چند روزی نیستن و خوب فقط خواستم بگم که این کامنتدونی بی کامنهتای لیلا صفا نداره، مطمئناً اگه بود سایتی که این عکس رو دانلود کردی رو به بقیه معرفی میکرد، و چند تا سایت مشابه با اون. در مورد رنگ این بشقابها و جنسشون یه سری توضیحات تکمیلی میداد، و البته کلی هم از فقر میگفت، لیلا جان جای شما در این کامنتهای این پست خالی است

سلام فقر رنگارنگ نیست... سیاهه خدایا تو خودت ارحم الراحمینی...

چند شب پیش فیلم beyond border رو نگاه میکردم. آنجلینا جولی برای کمک میره به اتیوپی . یه صحنه نشون میده که یه لاشخوری میره سمت یه بچه که به طرز وحشتناکی لاغر بود اینقدر فقر رو بدبختی و بیماری تو قیافه بچه بود که حالم بد شد و نتونستم بقیه فیلم رو ببینم.
http://www.imdb.com/title/tt0294357/

چند شب پیش فیلم beyond border رو نگاه میکردم. آنجلینا جولی برای کمک میره به اتیوپی . یه صحنه نشون میده که یه لاشخوری میره سمت یه بچه که به طرز وحشتناکی لاغر بود اینقدر فقر و بدبختی و بیماری تو قیافه بچه بود که نتونستم بقیه فیلم رو ببینم.
http://www.imdb.com/title/tt0294357

اوووه! آیم سو ساری من!
ما ایرانیا حتی در کمک کردن به کوکان آفریقا و خیلی از کوکان دنیا فقر فکری و احساسی داریم ! البته یکم اشک وناله می کنیم ولی زود فراموش می کنیم همه ی ناله هایی رو که هر روز هست ولی باز فقر بیناییمون نمی گذاره اونا رو بهتر حس کنیم !
اوپرا وینفری رو همه می شناسن . چند وقت پیش شنیدم که 50 کودک آفریقایی تحت پوشش مالیِ خودش قرار داده ...
کاش منم می تونستم !

Good job man . Made me to feel them again

با اجازه به این عکس لینک دادم و یکمی هم نطق کردم.

خانم ثابتی

می دونستم بعد از آن میخ درشتی که در پست قبل به دیوار وبلاگت کوبیدی ، قرار است تابلویی سخت و سنگین بر این صفحه ی بعد بکوبی.
برایت از "راه طی نشده " نوشته بودم. دو راهی های انتخاب و ترک. این شعر یک روز از طرف انسان والایی به من تقدیم شد. روزی و روزهای قبل و بعد آن روز که من تنها و تنها یک راه بیشتر برای تن دادن به قبول زندگی جابرانه نداشتم. با این شعر روز های سختی در کوچه های تو در توی شهر گریه کردم و از نفس کسی که نمی دانم همیشه کجا گم شده طلب باد می کردم که بادبانهای قایقم را به سمت جزیره بتکاند.
پست قبلی بر خلاف ادعایی که ذیل اش نوشتی ، از فرط روشنی مفهوم ، راهی برای نوشتن هر تفسیر و چند و چوند می بست. رابرت فراست می توانست در زمان و مکان خودش از انتخاب حرف بزند ، اما آن کودک سیاه پوستی که فقر و گرسنگی سرزمین و تبار موروثی اش ، راهی برای انتخاب برایش نمی گذارد ، مجبور است تا آخر عمر در مقابل کاسه های سر تا سر رنگی ، با تکه هایی از غذاهای اهدایی سر به آسمان بگیرد و منتظر باشد یکبار باران رحمت فلش دوربینی باشد که می خواهد چهره ی درمانده اش را برای رساندن کمک های بعدی ، جهانی کند.
تو کیوان یک سومی هستی که به حال آفتاب گردان غبطه می خوری که تکلیف اش مشخص است ، که مسیرش آنست که سر به سمت آسمان بگیرد و خورشید را تقدیس کند. اما بدا به حال ما که نه راه پس داریم و نه راه پیش و از آن بدتر ، همانطور گه تو گفتی آنقدر گم شدگی سرنوشتمان شده که دیگر نقد دنیا را هم به به دنبال خدای نسیه در چهار طرف نمی گردیم.

راهنمایی بودم که یک روز تمام فقط یک خط از شعر فروغ را تکرار می کردم و بجای تکیف در دفتر چه ی ریاضیات و جبر دو صفحه ی کامل برای معلمم نوشتم " من مثل دانش آموزی که درس هندسه اش را دیوانه وار دوست دارد تنها هستم".

حالا هم بد نیست اینجا از روی دست تو بنویسم
" شعر و فلسفه ها ما را همچون آخرخشی از آسمان در قاب بسته ی کادری محدود ماندگار می کند ، اما آنچه ما را سیر نمی کند ظرفهای مختصر قوت و غذایی است که دائم در هر ثانیه به ما یاد آوری می کند که تو در جایی از زمین متولد شده ای که فلش های حرکت به جلو و عقب یا به تاراج رفته و یا بر عکس شده."

armin

shall l say something? sorry but it is not worse than those guys who selling their kidneys or some shallow comments people leave here. k1 poverty in our country is deeper

سلام ... ببخشيد... منکه نفهميدم. فقر؟؟؟ کاسه​ها که پر هستند (شايد من متوجه محتوی داخلش نميشوم) با هم دور بر يک ميز تميز ، سر و سالم نشسته​اند ... فقر؟؟؟ چونکه کاسه​ها پلاستيکی هستند؟؟ يا اينکه بخاطر اينکه رنگارنگ هستند؟؟؟ يا اينکه چون سياه هستند!!؟؟ بازم معذرت بخاطر فضولی عکسهايی هستند که فقر را واضح نشان ميدهند اما اين عکس از انگشتشمار کودک مابين مليونها کودک ديگر هنگام خوراک دادن توسط چند جهان اولی گرفته شده تا نشان دهد مثلا ما کمک و کاری ميکنيم ... يک پولی به ما واريز کنيد تا وجدان آسوده برای خود بخريد... آری کمک و کاری ميکنند و آن نگه داشتن وضعيت با فروش اميدهای خيالی ... فقر ... آری اما فقر معنوی، اخلاقی و فکری ....
***********************************************
k1: برداشت هر کسی از هر عکسی قاعدتاً مختلف و متفاوت هستش. من اسم این عکس رو گذاشتم فقر ولی اگه شما فکر می کنید بواسطه رنگی بودن کاسه ها اینها آدمهای فقیری نیستند من هیچ چیزی برای گفتن ندارم.
من بجای اینکه به بشقابهای رنگی نگاه کنم به چشم های این بچه ها نگاه می کنم اونجا بخوبی میشه فقر رو دید. من که می بینم شما رو نمیدونم.

mahssa

اول این که در مورد لیلا جون منم همونایی که خپونی نوشته . هر وقت میام اینجا قبل از همه دنبال کامنت لیلا چشام دو دو میزنه ! حتما تو سفر فرصت خوندن کامنتا رو نداره اما امیدوارم در سرزمین به قول دوست عجایب بهش خوش بگذره و سفارش این دوست خان هم یادش نره که دیگه اینقدر از بدشانسیش ناله نکنه :D……….عکست هم مث همیشه قشنگه اما نمیدونم چرا زیاد حس فقر و بدبختی به آدم نمیده . یه خرده شبیه میزای ناهار بچه های مهدکودکه که خوش و بازیگوش با هم غذا میخورن .

mahssa

من الان جوابت به آرمین گیله مرد (عجب اسمی!!!) رو خوندم . از یه نظر تو درست میگی یعنی این بچه ها با این وضع (شایدم به خاطر رنگ پوستشون باشه که آدمو یاد گرسنه های افریقایی میندازه) بچه های ثروتمندی نیستن اما خود عکسه به غیر از چشمشون که تو نوشتی کلا فضاش زیاد ناراحت کننده نیس .

foroogh

k1 aziz dooste khoobe salhaye tanhaeem man hamoon kasi hastam ke az hamoon salhaye neveshtanet hich kodoom az neveshtehato az das nadadam vali 1bar ham goftam ke gheiraz chand bar comenti nagzashtam.nemidoonam yadet hast ya na.hala badjoori gir cardam kheili bad.hazer nistam hich moshaveri beram chon hame harfe moft mizanan.ghaziye avalin eshghiye ke dar 25salegim oomad va badjoori shekast khordam.mikham komakam koni.rahehal behem begi.in lotfo da hagham mikoni az tarighe emailam harfamo beshnavi?
***********************************************
k1: فروغ جان با کمال میل حاضرم صحبت های شما، دوست عزیز رو بشنوم و امیدوارم که بتونم کمکی کنم.

دوست

آقا شرمنده . دوباره من مزاحم شدم ! میگن در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته . شده قصه من ! دیدم حالا که لیلا خانم قرار شده زحمت بکشه اقلا اسم انگلیش روغنه رو بنویسم . گرچه نوشته فرصت نداره سر بزنه اینترنت اما خدا را چه دیدی ما مینویسیم که اگه یه سر اینجا زد اینو بخونه . این داش رسول منو ترسوند ! لیلا جان اگه اینجا رو میخونی اسم انگلیسیش رو الان تلفنی از اخوی گرام پرسیدم و هست : “IODEX” دو مدله یکیش کم حجم و کوچیکه اما یه مدلش شیشه سبزرنگه بزرگتره اندازه همین شیشه آبلیموهای معمولی خودمون . اگه دومیش رو زحمت بکشی بهتره و بازم شرمنده روی ماه همه دوستان . حالا حق دارین اگه بگین بابا این مرتیکه دیگه شورش رو درآورده . برم تا کتک نخوردم .

اصلاً کی گفته که منظور از فقر فقط فقر غذایی‌یه؟!!

در این دنیا که مردانش عصا از کور میدزدند منه خوش باور نادان محبت ارزو کردم...
دلم یه دونه از اون پستهای عاشقانه ات میخواد

ارسال نظر