دوشنبه، ۱۸ آذر ۱۳۸۷

k1-road.jpg يه جاده خيلی طولانی و دور و درازه كه نه، اين سرش معلومه و نه اون يكی سرش. خودمون هم اصلاً نميدونيم چی شد و كی گذاشت توی كـ.و.ن اون يكی، كه يه دفعه ما سر از اين جاده‌ی ناكجا آباد در آورديم. شمال و جنوبش معلوم نيست. همونجوری كه شرق و غربش هم هيچ فرقی برامون نداره. ديگه هم قرار نيست كه نمازی بخونيم كه حالا بخواهيم قبله و قطب‌نما داشته باشيم و دنبال رمل و اسطرلاب و ستاره‌ی قطبی بگرديم. چند وقت پيش كه در رابطه با دو ركعت نماز نوشته بودم چهار تا گوساله اومدن و ريدن به همه‌ی ايده و عقايد و باور و حال و حوصله‌ام. اصلاً ميدونی چيه، گذشته‌ها گذشته، الان بحث اين حرفها نيست. صحبت سر اينه كه الان ما دو راه داريم، يا بايد برگرديم و در جهت پشتِ سرمون، حركت كنيم و يا بايد نوك دماغ‌مون رو بگيريم و همينجوری صاف بريم جلو تا ببينم به كجا ميرسيم ولی خب وقتی يهويی تالاپی افتاده باشی وسط اين جاده‌ی بی‌تابلو و بی‌راهنما كه جلو و عقبش معلوم نيست، اگه نقشه گنج هم كه داشته باشی بی‌فايده است. راستی بنظر تو هنوز گنج‌های كشف نشده وجود داره يا همه رو خوردن و بُردن و اين نقشه هم خودش يه نقشه است؟! حس بديه اين بلاتكليفی و سرگردونی كه ندونی حركت به كدوم سمت و سو درسته يا غلط. پنداری توی اين جاده‌ی مه گرفته، نوكِ دماغ‌مون، رو به هر طرف كه باشه اون طرف جلوست و اين خيلی بده كه تو، دو تا راه داشته باشی كه هر دوی اون راه‌ها، هم جلو باشه هم عقب!

دنيای خر تو خری شده. از قرار معلوم اين روزها نه فقط خيلی از مسيرها، بلكه خيلی از آدمها هم، جلو و عقب‌ و پشت و روشون معلوم نيست. يعنی معلوم كه هست ولی خب پنداری بواسطه بعضی از شرايطِ موجودِ جامعه، جلو و عقب‌شون يكی شده! اينجاست كه آدميزاد از آدمی دل ميكنه و به حال آفتابگردون غبطه ميخوره و ميگه بابا دَمت گرم با مرام، لوطی. البته من كه توی اين فضاهای جلو عقب يكی، سير و سلوك نمی‌كنم و چيزی از جريانات امروز دنيای نوين نمی‌‌دونم، اينها رو بعضی از دوستان نابابم ميگن. همونهايی كه هميشه بابای خدا بيامرزم می‌گفت با اين بچه‌ها معاشرت نكن و خب منهم حرف بابام رو گوش كردم كه الان شدم يه مهندس وگرنه منهم الان يه گـُهی ميشدم مثل همه‌ی اونها. از قرار معلوم و با توجه به گفته‌های همون دوستانِ اراذل اوباش كه تكيه كلام جديد اين روزهاشون شده "چشم ِ‌مونی" ظاهراً در عين حال كه بعضی‌ها جلو و عقب‌شون يكی شده ولی بها و ارزش و قيمت‌، هر قسمت‌شون هنوز خيلی با هم فرق داره. حركت توی روز و شب و تعداد نفراتی كه قراره سوار بشن و مبداء و مقصد و چراغ خاموش و روشن هم باز خودش داستانی داره مجزا. اين روزها نه جاده‌ها عقب و جلوشون معلوم و مشخصه، نه آدمها و روابط و شرايط‌شون. اين روزها اگه به هوای بوسيدن كسی، لبت رو بردی جلو و يهويی پشم و پيله‌ی زير بغل طرف، اومد لای لب‌ها و حس‌هات اصلاً شك نكن. دنيای خر تو خری شده. خيلی خر تو خرتر از اونی كه فكرش رو می‌كرديم.

اگه از ارتباط دو تا موضوع بالا چيزی متوجه نشدين زياد مهم نيست خودم هم نميدونم چی می‌خواستم بگم كه به اينجا رسيدم. اين نوشته، يه شبه‌ ادای روشنفكری بود برای اينكه ثابت كنم، بله منهم هستم. حالا هم هر چی تعداد اونهايی كه متوجه مطلب و موضوع فوق نشن بيشتر باشه اين به معنی اينه كه من توی كارم موفق‌تر بودم. هــَو اِ گــُود تـايـم.

۳۲ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
پریسا

شایدتو این جاده آدم اگه دنبال راهنما و قطب نما نباشه بهتر ه .........شاید باید چشمها رو بست و به صدای دل گوش کرد و مسیر رو ادامه داد

پارميدا

اگر ذهن خود را با قضاوت هاي مختلف بسته نگاه داريد
و آن را از آرزوها پر كنيد
دلي نا آرام خواهيد داشت .
اگر ذهن خود را از قضاوت هاي مختلف آزاد نگاه داريد
و از حواس خود پيروي نكنيد
دلتان آرامش خواهد يافت .
ديدن در تاريكي بصيرت است .
دانستن اينكه چگونه تسليم باشيد ، قدرت است .
نور وجود خود را به كار گيريد
و به منبع نور باز گرديد:
اين تجربه جاودانگي است .
" تائو ت چينگ "

هو ا گود تایم تو

فتانه

خداي نكرده شما از چيزي عصباني هستي :O ؟
هپي عيد قربان!

شیرین

چشم مونی آقا کیوان. دو نقطه دی

بعضی ها میگن آدم هر چی کمتر بدونه راحت تره و همین که سرت تو آخورت باشه و هر چی از همون اول تو گوشت خوندن رو باور داشته باشی و چیز دیگه هم تو کله ات نره عیش برقراره و خلاص.
مشکل از اونجایی شروع میشه که میخوای از عقلت هم استفاده کنی و اونوقته که راه بی برگشت و بی سر و ته شروع میشه.
بدم نیست ! به نظر من کوونگشادی و راحت طلبیه که میگه کاش تو همون مسیر گوسفندی اولیه میموندیم و تو این راه نمیافتادیم. و گرنه که هر جوری نگاه کنی تو الان تو مرحله بعد این بازی هستی و این یه قدم به جلو هستش.
اگه کامنت ام بی ربطه معنیش اینه که موفق بودی و من از جمله کسانی هستم که برای خودشون یه برداشتی کردند و رفتند
شاد باشی

خوب شد پارگراف آخر رو نوشتی. من که هیچی نفهمیدم. امیدوارم خوب شی

دوست

کار دنیا از خر تو خر گذشته با عرض معذرت شده ک.ی... ببخشید کاملش رو که نمیشه نوشت . زن و بچه از این جا رد میشه .

امیر

آقای کیوان شما باید آن قدر در اعتقادات خود قوی و محکم باشید که حرف کافران بی خبر از رسالت باعث ناراحتی شما نشود . دعای عرفه را خواندی ؟ با همین دعاهاست که ما بر کافران پیروز میشویم . عید قربان هم بر شما و خوانندگان باایمان وبلاگتان مبارک باد .

saba

من رو هم جزو اونایی که سر و ته این پست رو نفهمیدن حساب کن!

از هر طرف بری به جای اولت میرسی چون این دنیا گرده
عقل وشعورم سرش گرده هر کی بودی و باشی مهم نیست چون فقط قرار بوده باشی پس باش تا وقتی هستی موقعیم که قرار باشه نباشی نیست می شی خودتو اذیت نکن هرچی بیشتر بفهمی رنجت بیشتر می شه روشنفکر پس ;


آروم باش آروم !!

negar

man kheyli vaghte az adamha del boridam va naomid shodam. agar heyvoonha va tabiat voojood nadashtand man ta be hal morde boodam...

mahssa

پس منم میگم چیزی نفهمیدم که فک کنی تو هم هستی :Dحالا یه سوال خیلی جدی آقا کیوان ؟ عکسایی رو که میذاری خودت گرفتی مثلا اون عکس خوشگله پست (پرچمی اینجا نمیبینم به بام) رو میشه بگی از کجا گرفتی؟ یا این که عکس رو از توی اینترنت پیدا کردی؟ مرسی .
***********************************************
k1: من عکاسی رو خیلی دوست دارم ولی عکاسی بلد نیستم. عکسها رو هم از توی اینترنت پیدا می کنم ولی خب برای پیدا کردن یه عکس که با موضوع متناسب باشه خیلی وقتها به اندازه نوشتن خود مطلب وقت میذارم.

نفیسه

فکر کنم یه راه سومی هم هست که اکثر ما عملن داریم اون راه رو میریم که این یکی راه رسمن جلو عقب یکی هستش که همانا راه یه جا موندن، در جا زدن و دور خود چرخیدن است باشد که رستگار شویم.
و خب البته تو كه گفتی توی اين فضاهای جلو عقب يكی، سير و سلوك نمی‌كنی و اصلن استاد رو چه حاجت به سیر و سلوک در این فضاها.
دیگه اینکه فکر کنم الان از شدت روشن‌فکری شدی نورافکن. در عرصه سینما که حضور مستمر داری. توی کرگدن و صحنه تئاتر هم که هستی. پست خرتوخر روشن‌فکری هم که میذاری، حالا دیگه خدا داند حرکت بعدیت چیه؟

انتخاب عکسهات رو خیلی خوب و بجا انجام میدی، نوشته که برای من نامفهومه اما عکسهایی که گاهی میذاری معلومه که وقت گذاشتی برای پیدا کردنشون

کاملاً مشخصه که خیلی حالت خوب بوده!

لیلا

با یک نگاه به تک‌تک پست‌های ذیل میشه تشخیص داد که واقعا برای انتخاب حوصله و البته سلیقه به‌خرج داده شده :
http://www.k1-online.com/archives/002289.html
http://www.k1-online.com/archives/002284.html
http://www.k1-online.com/archives/002268.html
http://www.k1-online.com/archives/002289.html
http://www.k1-online.com/archives/002293.html
http://www.k1-online.com/archives/002299.html

armin

in dige vaghe an az posht e yek sevvom bood!

سلام مدتی نبودم ... همه ی پست ها خوب بود بویژه كارناوال كرگدن پاراديزو! ... این پست آخری که یکم مشکوک بود برای من ...! چرا اگه متوجه مطلب و موضوع فوق نشیم ، شما توی کارِت موفق تری ؟!
دنیا که خر تو خر شده صد البته . شکی درش نیست ولی من شک ندارم که گنجی هم هست و اینکه نقشه یه جایی منتظره ولی باید مرد عمل بود و گشت و اونو یافت
You too have a good time

asiyeh

من که به علت روشنفکر بودگی کلی خوشم اومد از این پست و کلی باهاش همذات پنداری کردم وکلی دوسش داشتم و اینا...تنکس

زري

سام عليك لوطي، ميبينم باس يه دور موتورتو بياريم پايين، راس و ريست كنيم دوباره جمعش كنيم، اتاق متاق و ستونات كه ضربه نخورده نخورده؟ يا همه رقمه ناله شدي ريفيق؟ نبينمت ورچلوسيده ، ندا بدي آبجي زري ظاهر مي‌شه جون تو، خر تو خر درماني بلتم مثه چي، شوما فقط لب بخيسون

ساسا

توی این روزهایی که نه جاده‌ها عقب و جلوشون معلوم و مشخصه و نه آدمها و روابط و شرايط‌شون؛ وسط این جاده مه گرفته بی تابلو و بی راهنما و بین آدمهایی که جلو و عقب و پشت و روشون معلوم نیست...
همون بهتر که چشمهاتو ببندی و مثل همیشه به حسهات اطمینان کنی و ایمان داشته باشی که حسها بر خلاف خیلی از آدمها خیانت توی کارشون نیست و وقتی باهاشون رفیق شدی جای بدی نمی برندت.
همین.

از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود...

afarin , jedan ali bud => man nafahmidam chi migi !
movafagh bashiiiiii

arezoo

خوب به شما ایرادی وارد نیست آقا کیوان ! این روزها همه برای این که ادای روشن فکری رو در بیارن حرفای بی ربط زیاد می زنن.. اصلا شاید بشه گفت بی ربط حرف زن شده یه اپیدمی ... هر چی بیربط تر با کلاس تر ...
من از امروز و اونم از طریق یکی از دوستام ، خواننده پست های شما شدم .امیدوارم مطالبتون جذبم کنه ! پس لطفا دیگه بی ربط ننویس .زیادی با کلاس شدن هم دردسره ها!!!! از من گفتن بود .

مازيار

سلام ساسا
حرفات راجع به احساسات رو قبول دارم به شرطي كه نزاري هر خري روش سوار بشه

دريا

هميشه عقيدم اينكه هيچ موجودي ترسناكتر و غير قابل پيشبيني تر از آدميزاد نيست مخصوصا توي اين زمانه. نه اينكه آدم خوب ومثبتي وجود نداشته باشه وجود داره ولي پيدا كردنش بين اينهمه جنس بدلي مثل بردن بليط بخت آزمايي مي مونه .اين آدمها هستند كه دنيا رو سخت كردن ، رفتارهاي متغير و عجيبشون كه باعث مي شه آدم گيج و سردرگم بشه . فكر كنه توي يه جاده بي نشوني گير كرده و دنيا رو خر تو خر ببينه .
ز كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم

دوست

منم با مازیار موافقم همیشه نمیشه به حسات اطمینان کنی . بعضی وقتا همین حسا بدجور گند میزنه به زندگی ! مخصوصا اگه ماشالا هزار ماشالا ! مث من خیلی خوش شانس باشی !!! دقت کردین من چقدر خوش شانسم ؟!! نمونه مشخصش همون پست همدانت که اومدم خواهش کردم اگه رفیقی از هند یا دوبی اینجا رو میخونه یه پیغامی بقده بهش زحمت بدیم (واسه همون روغن که نوشتم) و جبران میکنیم اون وقت انگار ریشه هر چی مخاطب از هند و دوبی هست رو ملخ خورده ! حالا تو فک کن از ناصرخسرو هم با هزار سفارش یه آشنایی برات بگیره و آشغال از آب دربیاد . اون وقت به جون خودم بعضیا اینقدر خرشانس هستن که اگه بیان اینجا بنویسن هوس آنجلینا جولی کردن خود براد پیت میشه خواننده این وبلاگ و میاد دو دستی آنجلینا خانم رو تقدیم میکنه !!! اما ما دم اقیانوس کبیر هم بریم خشک میشه .

نادیا

من هوس آنجلینا جولی کردم !!!!

ساسا

با اجازه آقا كيوان
قابل توجه آقايان محترم "دوست" و "مازيار" :
اگه دقت كرده باشيد من يه پيش شرط هم براي اطمينان به حس ها نوشته بودم و اون رفيق شدن با حس هاست. در غير اينصورت كاملا طبيعي هست كه اعتماد كردن به حسي كه هنوز باهاش رفيق نشديد شما رو با مخ ميكوبونه به ديوار!

رسول

آقا مسعود:
من همین هفته قبل از این سایت هندی که Shipment به ایران هم دارن بصورت آنلاین دو تا روغن مشابه که میخواستم سفارش دادم:
http://www.indiaabundance.com
یه آقای خوش اخلاق به نام Nitish با همین ایمیل آی دی در سایتشون ایمیل زد و پیگیری کرد و واسم فرستاد. فکر کنم تمام داروهای این تیپی که بخوای رو بتونی اونجا پیدا کنی.راستش تلفظ انگلیسی این "گنارجابار" که گفتی رو نمیدونستم و گرنه پیدا میکردم و واسه تو هم سفارش میدادم. "تریفالا" که گفتی الا ماشااله واریانس داره.
واسه پرداخت الکترونیکی هم اگه خودت کارت نداری میتونی از این سایت بخوای واست از رو اینترنت خرید کنن: www.epay.ir
یه درصدی شارژت میکنن اما خوب منتظر کسی نمیمونی.
اگه نمیتونی خودت اقدام کنی، تو اون سایت پیداش کن یا اطلاعات بیشتر بده، بدم به "نیتیش" جون واست بفرسته! :دی
اما اصل قضیه:
خودم "براد" تو، حالا آنجلینا کجاست؟(یه وقت قضیه خواب مدونا دیدن و اومدن آرنولد نشه فقط! چون من از تو کم شانس ترم!)

لیلا

برای دوست : اگر هنوز از طریقی که حضرت "رسول" زحمت کشیده و نوشته اقدام نکردی و میتونی یک هفته‌ای صبر کنی من تا ساعتی دیگربرای یک سفر تقریبا کاری عازم "دوبی" و از همان طرف هم مسافر "هندوستان" هستم (مشخص شد چندان هم بدشانس نیستی چون یک‌دفعه هم سر و کله‌ی دوبی در این وبلاگ پیدا شد هم هند:دی ) و اوایل هفته بعدی برمی‌گردم . چندتایی هم از این مدل سفارشات روغنی(!) از طرف آشنایان دارم و البته هم‌سفری خبره در زمینه‌ی فوق . متاسفانه فکر نکنم دیگه فرصتی برای سر زدن به اینترنت و گرفتن مشخصات بیشتر از کالای مورد نظرت داشته باشم . اما در مدتی که در آن حوالی هستم از کانال همین دوستی که قراره در خرید سایر روغن‌های سفارشی راهنمایی‌ام بکنه در مورد کالای مورد نیاز مادرجان گرامی شما هم پرس و جویی می‌کنم و اگر نتیجه مثبت بود بعد از بازگشت با اجازه حضرت "کیوان" همین جا بهت اطلاع میدم تا از طریقی برات ارسال کنم . در آخراز همه دوستان دنیای مجازی موقتا خداحافظی کرده و حلالیت می‌طلبم:دی
***********************************************
k1: kashki hadeaghal az man ham miporsidi ke age chizi lazem dashtam sefaresh midadm ..... ey rozegare namorad!

ارسال نظر