گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!

تو ماه را
بیشتر از همه دوست میداشتی
و حالا ماه هر شب
تو را به یاد من میآورد
میخواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجرهها پاک نمیشود
اگه ماه من به هر دلیل و وسیله ای پاک بشه یه قلم مو برمیدارم و رو پنجره نقششو ابدی می کنم
عجب شعر معرکه ای . نخوانده و نشنیده بودم و ممنون .
پی نوشت بی ربط : مصاحبه لیلی خانم نیکونظر با "رضا یزدانی"
http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?38255
***********************************************
k1: ممنون از لینک مصاحبه رضا یزدانی میذارمش توی لینکدونی.
قول بده که خواهی آمد
اما هرگز نیا
اگر بیایی
همه چیز خراب میشود
دیگر نمیتوانم
اینگونه با اشتیاق
به دریا و جاده خیره شوم
من خو کرده ام
به این انتظار
به این پرسه زدن ها
در اسکله و ایستگاه
اگر بیایی
من چشم به راه چه کسی بمانم؟
"رسول یونان"
ماه بهونست.همه چیز نشونه ای از وجود یک گمشده ست.اگه ماه هم پاک بشود و غیر ممکنها ممکن شود باز هم نشونه های جدید پیدا می شود نقطه
غم آدما داغونم میکنه، تحملش رو ندارم.
آخر ما رو رواني مي كني آقاي كيوان با اين پست هات...
ممنون مثل هميشه
میدونی آخر هرعشقی....ته تهش چیه؟
یا مرگه یا جدایی یا عادت یه وقتایی هم نفرت...خیلی وقتا...!!
اونا که عشقشون با مرگ تموم میشه ،خوشبختن.
اونا که عشقشون باجدایی تموم بشه،غمگینن .
اونا که به عادت برسن، محتاجن،معتادن.
اونایی هم که عشقشون به نفرت برسه،بدبختن...از هر بیچاره ای بیچاره ترن!!
کیوان عزیز،خوشحالم که تو از نوع آخر نیستی.اینقدر روح بزرگی داری که تنها غمگین باشی!!
مطلب به نقل از روزنامه ی مرحوم "شرق" نوشته شده!!
شیشه ی پنجرا را باران شست
از دل من اما ...
چه کسی یاد تورا خواهد شست
************************
کیوان جونم دعا میکنم منفجر شی که دیگه اینقدر مارو به یاد نداشته هامون نندازی
اینجارو که میخونم یه چیزی مثل بغض راه گلومو میگیره.
تو میدونی چرا؟
کیوان عزیز، ممنون از اینکه این وبلاگو داری و ادامه می دی به نوشتن. با خوندن نوشته هات مخصوصا ازاین نوع واقعا حال خوبی پیدا می کنم. حرف دل منو می زنی
امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشی
اگر ميخواهيد چيزي كوچكتر شود ،
ابتدا اجازه دهيد خوب گسترده شود.
اگر ميخواهيد از چيزي رها شويد ،
ابتدا اجازه دهيد شكوفا شود.
اگر ميخواهيد چيزي را به دست آوريد ،
ابتدا آن را ببخشيد .
اين درك ظريفي از قانون هستي است .
نرم بر سخت غلبه ميكند .
آرام بر سريع پيروز ميشود.
اجازه دهيد آن چه ميكنيد پنهان باقي بماند
و تنها نتيجه را به ديگران نشان دهيد.
تائوت چينگ / اثر لائو دزو
ساحل خانم درستش اينه:
واي باران ،شيشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه كسي نقش تورا خواهد شست؟
این شعری که پارمیدا اینجا نوشته خیلی قشنگ و آرامش بخشه
جای ماه اگه بارون بزاری میشه شعری که من باید بگم!
با خودم می گم چه رازی ، گاهی در سادگی کلمات است که از هزار ترفند و تکنیک پیچیده در انتقال حس کاری ساخته نیست.
می شود روی این چند خط به جهت ترکیب های کلیشه و سانتی مانتالیزم مفرط خط کشید. اما برای همه ما بزودی اتفاق خواهد افتاد که برایاز ته دل آه کشیدن دلتنگی مان پرده را کنار بزینم و بی فاصله ، یک بار دیگر با آسمان و شب و ماه آشتی کنیم.
ممنون مازیار جان از تذکرت...من اشتباه نوشتم.حق با شماست
سلام کیوان جان خوبی؟ همیشه از خواننده های پروپا قرصت بودم اما این اواخر احساس میکردم که دیگه مث قبل نیستی و کمتر میومدم اینجا الان اومدم اینجا و دیدم که انگار یه کم نوشته هات باز شبیه قبلنا شده و کلی ذوق کردم و با این انشای وحشتناکم خواستم ازت تشکر کنم
چه قدر این روزها همه عباس صفاری و رسول یونان و یدالله تیموری - مورد ِ آخر را امیدوارم اشتباه نکرده باشم - می خونن ! :) جالبه !
عطیه جان "يدالله رؤيايی" نه یدالله تیموری :دی
"این ماه"
که نشانی از توست
"با هیچ دستمالی
از پنجره ها پاک نمی شود"
و نیز
یاد تو
که بر خاطر من نقش بسته...
به همه میگویم
"می خواهم فراموشت کنم"
اما خودت بهتر میدانی
که این همه
دروغی بیش نیست
می گویم که "ماه هرشب
تو را به یاد من می آورد"
اما خوب میدانم
چه روز باشد و چه شب
لحظه ای نیست که در یادم نباشی
آخر مگر می توان بود؛
و به یاد تو نبود؟
و مگر می توان بودن بی یاد تو را، زندگی نامید؟
"تو ماه را
بیشتر از همه دوست می داشتی"
و من
تو را...