گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
من خوبم. خوب خوب که نه ولی بهترم. خب حتماً الان خیلیهاتون فکر میکنید خیلی جوندوست هستم و دو دستی چسبیدم به این دنیا که اینجوری آه و ناله سر دادم. نه والله. همچین دل خوشی از این زندگی و آدمهاش ندارم و در رو هم چار طاق باز گذاشتم که وقتی عزرائیل میخواد بیاد خیلی دچار دردسر و سر درگمی نشه. راستش من بواسطه سینوزیت مزمنی که دارم و دیگه امروز و فردا احتمالاً از چشم و گوش و دماغم میزنه بیرون! معمولاً بطور کاملاً اختصاصی و اِسپیشیال سرما میخورم بنابراین اصلاً توی مخیله خودتون نیارید که اینی که من چند روز پیش خوردم یه سرماخوردگی کاملاً عادی بوده. اصولاً شاید هم آدمها دوست دارند اینجوری وانمود کنند که اون چیزی رو که اونها میخورند یه چیز کاملاً خاص و مخصوص بوده که کس دیگهای توان خوردن اون رو نداره!
با دکتر کیوان، طبیب حاذق و زبردست، صحبت کرده و امروز رو هم به خودم استعلاجی دادم. صبح که از خواب بیدار شدم درب و داغونتر از اونی بودم که برم سر کار. بنابراین خوابیدم. چون هر یه عطسهایی که توی محیط کار میکردم یحتمل سه نفر رو بدون شک و تردید، دچار انواع و اقسام بیماریهای مشترک انسان و دام میکرد. بنابراین اگه امروز سر کار نرفتم فقط و فقط بخاطر حفظ جامعه بشری و امکان ادامه حیات انسانها بود فقط کاشکی مدیرم هم این موضوع مهم و بشر دوستانه رو متوجه بشه!
الان بهترم و بواسطه تجویز داروهای اساماسی که دوستان پزشک از طریق گوشیهای همراهشون برام فرستادند، آبریزش بینیم مرتفع گشته. البته قرص لوراتادین هم تموم شده که همون دکتر اساماسی الان بهم گوشزد کرد که همین الان برم و از داروخانه لوراتادین بخرم و بخورم که اگه نخورم تا لحظاتی دیگه دوباره دچار آبریزش میشم. البته ایشون یه پیشنهادات بسیار خوب دیگهایی هم داد که بهتون نمیگم تا اونجاتون بسوزه! حیف که یه کمی ضعیف و تنبل و ریقو شدم وگرنه حتماً همین الان با کمال میل و رغبت و صحت و سلامت عقل، پیشنهادش رو قبول میکردم که لذتی داشت توی این عصر پاییزی و توی این هوای عاشقونه بارونی، انجام اون کاری که مد نظر دکتر تلفنی معالجم بود ولی حیف که میترسم لوراتادین رو یادم بره که بخورم و وسط ماجرا آب دماغم چیکه کنه روی لب و لوچهی خانم دکتر و اونوقت دیگه هر چی توی این مدت بافته بودم پنبه بشه!
و اما ممنون از همه دوستان و جامعه پزشکی که توی این چند روز با قدوم مبارک خود این وبلاگ محقر رو جلوه و جلال دیگهایی دادند و همچنین ممنون از صنف عطاران و فروشندگان داروهای گیاهی و علففروشان بازار بزرگ تهران که در همون بدو امر و بدون هیچگونه آزمایش و MRI بنده رو به انواع و اقسام بیماریهای مقاربتی مبتلا کرده و آنگاه با تجویز گل گاوزبون و کاسنی و بومادران و عرق بیدمشک به مداوای بیماری لاعلاج اینجانب پرداختند. توی صفحهی اول روزنامه همشهری فردا صبح یه آگهی تبریک از این صنف سفارش دادم. توی این زندگی نکبت فقط به سو.ز.اک مبتلا نشده بودم که با عنایت دوستان این یکی رو هم گرفتم. من که خودم به کمتر از + HIV رضایت نمیدادم ولی حالا که کمیسیون پزشکی پس از شور و جلسات و بررسیهای بسیار به این نتیجه رسیده که بنده دچار سو.ز.ا.ک مزمن هستم خب منهم نظرشون رو قبول دارم و حالا منتظر هستم تا یکی از همین دکترهای حاذق، آدرس مطبش رو بده تا منهم به مطب ایشون برم و ناحیه و عضو بیمار رو نشونشون بدم تا شاید یه دستی به سر و گوشش بکشه و ناز و نوازشش کنه، بیماری از بین بره!
دعوت رو امروز دیدم
واقعا متفاوت بود چون این تنها فیلم حاتمی کیا بود که توش هیچ کدوم از زنها تا جواب ازمایش رو نمیگرفتند نمیفهمیدند مرده چیکار کرده...
بامزگیش به این بود که احتمالا اگر قرص نمیخوردند و روش جلوگیری توسط مرد بوده همه زنهافکر میکردند یارو تمام اسپرمهارو خورده که اونها اثری ازش ندیدند فکر کنم.
خیلی دوسش نداشتم ولی بعضی از جمله های توی فیلم به نظرم جالب بود
سلام!
میگم این سینوزیت مزمن چه ربطی به سوزاک داره.......؟؟؟ چون من هم سینوزیت مزمن دارم!
آخی کیوان جون از کی تا حالا سوزاک با ناز و نوازش عضو بیمار درمون میشه ؟!! اگه این جوره به همون دوست دکتر اس ام اسیت بگو بیاد زحمت اینکارو بکشه . خدا رو چه دیدی یه وقت در حین عملیات معاینه و ناز و نوازش اصن تونستین بیماری سوزاک رو روی کره زمین ریشه کن کنین :DDدکتر اس ام اسی دوست کیوان جون عجله کن که ریشه کنی جهانی سوزاک به ناز و نوز تو بنده .
سینوسای سر و صورتم با دیدن این تصویر داره تیر می کشه . لعنت ابدی بر سینوزیت باد .
پی نوشت بی ربط به سینوزیت و سوزاک :
ببینم من درست فهمیدم ؟! زری جون (سلام جیگر) می خواد وبلاگ آتیش کنه یعنی ...؟ ;)
خب کیوان خان خداروشکر که بهتر شدی ، ظاهراٌ قضیه سوزاک جدی شده!عزیز برادر این روزا که ما دکتر جماعت هم سوزاک رو به ندرت می بینیم کلاسش ازسایر بیماری ها بالاتره و ایدز که دیگه از مد افتاده!پس از این نظر میشه گفت شانس هم آوردی!!در ضمن اگه دخالت تو کار همکار نباشه و با عرض پوزش از پزشک مخصوص آقا کیوان عرض کنم که مصرف زیاد تر لوراتادین مضراتی واسه جاهایی داره که بهتره از خودشون بپرسید.بهتره تا زمانی که نیاز به درمان علامتی دارید مصرف کنید ،راستی اگه سوزاک به اون روشی که گفتی درمان شد خبر کن شاید به کار دیگران هم بیاد!
***********************************************
k1: مصرف زیاد اوراتادین واسه کجاها مضره؟! منظورت اشکال در دفع ادراره؟!
این عکس چیه گذاشتی اینجا! ترسیدم. اون قیافه که یه پست درمیون تبلیغشو میکنی این بود؟؟
بخور اکالیپتوس برات خیلی خوبه کیوان البته من همچنان تاکید میکنم سفیکسیم بخوری، حالا خود دانی. اسپری بکلومتازون هم خیلی خوبه(الان فکر کنم تمام دکترها اینجا بریزن سرم کتکم بزنن). منم شنیدم لوراتادین عوارض داره. زری جون منتظر وبلاگت هستیم حتمن تو بساطت کنیاک داری به این کیوان سوزاکی بده سرماخوردگیش زودتر خوب شه بره دنبال درمون سوزاکش تا کس دیگه ای رو دچار نکرده.
***********************************************
k1: پنداری این خپونی همچین بدش نمیاد که یه جوری سوزاک رو بکنیم توی دهنش!!! باز هم نسخه تجویز میکنه.
کیوان جان سوزاک و سفلیس دیگه از مد افتاده مال پیرمردای عصر حجره نه جوان برومند و کاردرستی مث تو . با این توضیحی هم که خانم دکتر مهر راجب به مضرات لوراتادین داده فک کنم اون دکتر اس ام اسی شما میخاسته با خوردنش ناکار شی نری سراغ بقیه فقط با خودش بله و اینا :))) خودشم حتما حس و حال نداشته دیگه دیده تو هم مث خودش بشی . این فیلما رو هم که نوشتی ندیدم خیلی اهل سینما رفتن نیستم حالام که لینک اینو دوس دختر محترمه برام فرستاد دیدم برد با من بوده که نرفتم به قول رسول حیف وقت که آدم حروم فیلم امثال حاتمی کیا کنه . با عرض معذرت مخصوص از لیلا خانم و ساسا خانم که معلومه فیلم دعوت رو دوس داشته و بقیه دوستان دعوت دوست .
دعوت متفاوت نیست
http://www.alaf-e-harzeh.blogfa.com/post-407.aspx
***********************************************
k1: در اینکه حاتمی کیا فیلمساز فوق العاده قوی هستش که شکی نیست ولی خب تو میتونی از فیلم هاش خوشت نیاد ولی نه تو و نه اینی که لینکش رو اینجا گذاشتی توی سینما اونقدر صاحب نظر هستید یا بر فرض محال اگر هم بودین میتونستید بگید که حاتمی کیا ال و بله و دعوت متفاوت نیست. والله من توی زندگی اونقدر وقت دارم که ترجیح میدم فیلم های حاتمی کیا رو برم سینما و ببینم حالا شما وقت نداری و سرت خیلی شلوغه و دستت جای دیگه بنده الله و اعلم.
خوب مث اینکه استقبال از سوزاک (من در آوردی) اینجا زیاد شده وهمه عین نقل و نبات تو دهنشون! میگردونن. آخرش منو مجبور کردین حرفای ...اینجا بزنم!
البته واسه خودتون میگم وگر نه من که ...دارم!
بخصوص واسه تازه واردایی مث این صبا که یه وقت اشتباهی تو چششون نره.به هر حال گناهش به گردن خودتون.
بابا اون سوزاک که منشا و محلش مشخصه و شکی درش نیست! با ناز و نوازشم مشکلش حل نمیشه. در اثر یک سری "جانشانی های غیر طبیعی" ممکنه عفونتش به گلو هم منتقل بشه و اونجاست که سفیکسیم بکار میاد....
واسه این روش درمان جدید منم بعنوان "بتا تستر" آماده ام.:دی
***********************************************
k1: نخیر تا این آقا رسول توی همین وبلاگ یه عمل قلب باز انجام نده ولکن ماجرا نیست.
الو ...الو
بازم بحث پزشکی شده ؟؟؟ منم هستم !!
یه وقت بد نگذره آقا کیوان؟!
سلام به نظر میادشما توی 366 روزسال400 روزش سرما خورده ای !!!
ببین سرما خوردگیت شاید به دلیل کمرو یی باشه اگه از قرصهای روی استفاده کنی کمتر سرما میخوری ضمنا واس پخت انواع غذا هم از ظروف روی استفاده کن البته اگه گیرت اومد چون ظروف آلومینیم را بجای روی قالب میکنن که باید مواظب باشی سرت کلاه نره .
آقا دکتر دورو برتون زیاد هست، بیخود نیست هی مریض میشی، یحتمل دوا درمون براتون ارزون در میاد. ها؟
***********************************************
k1: ها!
تا امروز من کاملن ایمان داشتم که همواره در کلیه حالات این شعار "پیشگیری بهتر از درمان است" صادقه صادقه، ولی الان با خوندن این پست یه کمی ایمانم دچار لغزش شد.
احتمالن لازمه یه تبصره به این شعار اضافه کرد و گفت یه جاهایی "درمان بهتر از پیشگیری ست."
آقا کیوان اینهمه تبلیغ وسایل پیشگیری میشه تو جامعه.. خب چرا پیشگیری نمی کنی برادر من؟ حالا نصف تهرون سوزاک میگیره دیگه... ای بابا... خیلی بی ملاحظه ای ها...
پ.ن. خوشم میاد تو این اوضاع و احوال ابری سلامتی، هنوز گلواژه هایی نمکین می نویسی! نیشخند!
سلامت و پاينده باشي../
اينجا عجب پتانسيل هاي خفني داره... بابا دست مريزاد... چه كردند دوستان تو اين كامنتها... نيم ساعته داريم لبخند و پوزخند و نيشخند و خر خند و ... ميكنيم!
من ميگم تا بيماري شدت نگرفته همين الان اون عضو بيمار رو ببر بنداز جلو گربه بخوره تا هم نگراني از اين كامنت دوني بره هم نسل گربه ها منقرض بشه ! ( حالال دوباره نگي قضاوت كرد و ميخواد ما ببريم بندازيم كنار خودش بياد برداره ببره... نه!) :)
دو سه سالي ميشه سينما نرفتم و عجيب هواشو دارم.. نميدوني وقتي زري سينما آزادي رفتنشو تعريف ميكرد عين اين بچه آفريقاييه كه لاشخور اومده باهاش عكس انداخته شده بودم ( بغض شديد) ايشالا قسمت بشه دعوت و كنعان و موتور هزار و هر چي خزعبله ميرم سينما ميبينم.
اسعلاجي هم كه ديگه خودت استادي دو روز اولش مستحبه اما روز سوم خيلي تاكيد شده كه ثوابش با هزار بار حج رفتن برابره و خلاصه غفلت نكن! اميدوارم كه زودتر خوب شي عزيز.
مشکل را حل کردم!
***********************************************
k1: مشكل؟!!! كدوم مشكل؟!
واقعا کیوان سوزاک گرفتی؟؟؟؟ واقعا؟؟؟
ماسک بزن پاییز و زمستون که میری بیرون... برای سینوزیتت میگم
یه مدلایی از ماسک هست که کلافه نمیکنه آدمو و میشه یه نیم ساعتی تحملش کرد.
کيوان جون تو که اينقدر تند تند سرما ميخوري چرا واکسن انفلونزا نميزني؟
***********************************************
k1: يعنی موثره؟!
در پاسخ به "دوست" با اجازه صابخونه :
دوست گرامی برای ابراز عقیده و سلیقه شخصی فکر نمی کنم نیاز به معذرت خواهی باشه . به هر جهت ممنون از لطفت ! اما معتقدم اظهارنظر در مورد دیدگاه ها و مشخصا ایدئولوژی کارگردان ( موضوعی که لینک مورد نظرت به آن پرداخته است ) به جای انتقاد از فیلم مذکور یا به عبارتی نقد صاحب اثر ( آن هم نه در قالب انتقاد منطقی که با لحن تمسخرآمیز ) به جای نقد خود اثر چندان منصفانه نیست . فکر می کنم در مورد "دعوت" صرفنظر از نقاط قوت و ضعف اش متاسفانه این اتفاق افتاده است یعنی حتی بعضی از منتقدان حرفه ای سینما هم به جای نقد سالم فیلم صرفا تغییر سبک کارگردان را مورد انتقاد حتی گاه مغرضانه قرار داده اند . بماند که شما به گفته خودت حتی فیلم را ندیده ای و بدون دیدنش صرفا به لینکی استناد کرده ای که بعضی جملاتش برایت خوشایند بوده است !
آقا يه كلينيك درمان آلرژي تو خيابون طالقاني هست برين اونجا فقط درمانش طولانيه
اينجور که تو ملتو دعوا مي کني مي ترسم واست نسخه بپيچم ولي اينو خودم تجربه کردم و عالي بوده منم قرنها سينوزيت مزمن داشتم ولي حالا ديگه سرماخوردگي معمولي ميگيرم اين چند تا کارو با هم انجام بده راستي يادم رفت به جاي لوراتادين مصرف کتوتيفن خيلي موثرتره واسه قطع آبريزش ویط بايد فرصت يه هفت هشت ساعت خوابو بعدش داشته باشي
1-برو عطاری
2- سلام کن و بگو از اون کاههايي مي خواي که سفيدن و دقيقاً فکر کنم به دام مي دن بخوره ولي تو نمي خواد بخوريش
3-بیا خونه يه قابلمه به درد نخور بردار توش آب جوش بريز و کاهها را بريز توش بعد برو زير يه ملافه و در حاليکه حتماً تاکيد مي کنم حتماً چشماتو بستي بخار متصاعد شده رو تو بینی و گلوت بکش این بخار برای چشم مضره و باید چشات بسته باشه
4 بعدش یه سنگ مثل مرمر یا یه تیکه سفال برمی داری و رو گاز تو حد مرگ داغش مي کني تو یه پارچه به درد نخور می پیچی و اونجوری که همش در برابر خدای خودت سجده می کنی پیشونیتو روش می ذاری اینقدر این گرما آرامش بخشه که ممکنه خوابت ببره یه کم که گذشت خودت جریان یافتن یه سری ترشحات که همون چیزایی که راه سینوسها را بسته تو بینیت احساس می کنی همون ملافه رو بپیچ دور سرو پیشونیت و عین دروایش یه گوشه بخواب لازمه واسه انکارا یه روز دیگه هم نری شرکت.
خوب باشی!
***********************************************
k1: خب در اينكه بخور خيلی خوب و مفيد هست كه شكی نيست ولی جداً بخور كاه هم داريم؟! من چيزی در رابطهاش نشنيده بودم.
خودم هم مطمئن هستم كه وقتی بخور ميدم خيلی خوب ميشم ولی خب اين بخور دادنها دائمی نيست و فكر كنم اگه اينبار با بخور گياهی برم جلو زودتر جواب بگيرم.
بهرحال دكتر علفی ممنون از راهنمايت.
اوه اوه کیوان جون لیلا خانم نزنید منو :D بابا جان من که خودم قبلش گفتم من اهل سینما اونم از نوع فیلم ایرانی نیستم . ادعایی هم در این مورد ندارم به جان عزیز خودم . اگه هم قبلش به شوخی از لیلا معذرت خواستم واسه این بود که قبلا صابونش به تنم خورده بود که میاد و تند و تیز جوابمو میده و ما رو سنگ رو یخ میکنه ! (اینم با آیکون نیش باز که فک نکنید دوباره جبهه گرفتم ) . هنوز یادم نرفته که تو کامنتای یه پستی که از لیلا سوالی پرسیدم و انتقادی کردم اومد و منو به نداشتن سواد نقد متهم کرد از اون به بعد دیگه کی جرات میکنه هلک هلک بیاد نقد و انتقاد کنه ؟ شوخی کردم . به دل نگیرید دوستان . من هم مخلص داش کیوان هستم هم چاکر آبجی لیلا . چیزی رو هم که نوشتم و اون لینکه هم یه نظر شخصی بود . اینم که به قول لیلا راجب به ایدئولوژی حاتمی کیا نظر داده خب نظر منم در مورد کارگردان های مکتبی همینه که اونجا نوشته شده اما قصدم اهانت یا مسخرگی نبود . اصلا با فیلمای این مدل کارگردانا حال نمیکنم که اینم یه سلیقه شخصیه دیگه .
***********************************************
k1: به نظر من بجای اينكه هر بار بيايی و اين همه صغرا كبرا بچينی بايد يه نگاه به نوع نوشتاری خودت بندازي و بخودت بگي شايد واقعاً نوع گفتار و نوشتارت طوری هست كه هر موقع چيزی رو نقد ميكنی صدای يه سری آدم رو در مياری!
مهندس شايد واقعاً نقد كردن رو بلد نيستی. تو كه اينقدر بچه خوبی هستی و يه دوست دختر به اون خوبی داری كه همش حواسش به تو هست پس چرا بعضی وقتها اينجوری از خود بيخود ميشی و جوری مینويسی كه اگه دم دستمون بودی ترتيبت رو ميداديم؟!!!
دوست عزیز علیرغم این که از تبادل افکار و نظرات کامنترها حتی در صورت اختلاف عقیده و سلیقه صد و هشتاد درجه ای لذت می برم و می آموزم اما راستش از این مدل کل کل کردن های فرسایشی چندان خوشم نمیاد . با این وجود چون در کامنتت به نکته ای اشاره کردی که دوباره کفر منو درآوردی !! ( این یکی واقعا شوخی بود چون هیچ بنی بشری از مادر زاییده نشده که کفر منو دربیاره :دی) ناچارم پاسخت را بدم به دلیل احترام برای این فضا برای خودم و برای تو دوست نادیده به دلیل حداقل علاقه مشترک مان به این وبلاگ . فقط سرجدت تمامش کن ! یعنی قبل از این که دوباره بهت بربخوره و یک جواب توام با عصبیت تحویل ام بدی یک نفس عمیق بکش و کمی فکر کن و مسئله را منصفانه برای خودت و نه برای هیچ موجود دیگه ای حلاجی کن . اصلا هم نیازی نیست که به من پاسخگو باشی . همین که با خودت کنار بیای کافیه . لطفا به کامنت آخرت آن بخشی که در مورد من نوشتی دقت کن :" اگه هم قبلش به شوخی از لیلا معذرت خواستم واسه این بود که قبلا صابونش به تنم خورده بود که میاد و تند و تیز جوابمو میده و ما رو سنگ رو یخ میکنه ! (اینم با آیکون نیش باز که فک نکنید دوباره جبهه گرفتم ) . هنوز یادم نرفته که تو کامنتای یه پستی که از لیلا سوالی پرسیدم و انتقادی کردم اومد و منو به نداشتن سواد نقد متهم کرد از اون به بعد دیگه کی جرات میکنه هلک هلک بیاد نقد و انتقاد کنه ؟"
صدی نود احتمال میدم اشاره تو به کامنتای مابین من و شما در این پست بوده :
http://www.k1-online.com/archives/002135.html
خب اول یک ماشالله برای حافظه من نثار کن (میدونی که من آرشیو زنده این وبلاگ هستم و اگه چند وقت دیگه شنیدی گوگل پیشنهاد ادغام خودش را با "لیلا" اعلام کرده تعجب نکن :دی) از شوخی گذشته بعد ببین تو در همان کامنت ها بی مقدمه مرا با چه نوع ادبیاتی مورد خطاب قرار دادی ؟!! آیا واقعا از من انتقاد کردی یا ابتدا بدون هیچ مقدمه چینی مرا به زعم خودت متهم به ادعا داشتن در مورد پدیده ای (روشنفکری) نموده ای که اتفاقا من عاشق این اصطلاح هستم اما ... بگذریم . فقط لطف کن و مروری بر ادبیات مورد استفاده ات در آن کامنت ها داشته باش . همین دیگه . باقی بقایت .
پی نوشت : من شرمنده . میدونم این کامنتای طولانی کامنتدونی را سنگین می کنه اما قول شرف(!) میدم دیگه اگه جناب "دوست" فحش ناموسی هم داد جواب ندم :دی
***********************************************
k1: لیلا جون شما اصلاً بیا و سر من رو بشکن! با اینهمه هوش و ذکاوت و حس بویایی و چشایی و لامسه واقعاً حیفه که تو حرف نزنی. جداً تو آرشیو زنده این وبلاگ هستی!
داش کیوان دلت خوشه بابا جون . دوس دختر کجا همش حواسش به آدم هست؟! باید کلی ناز بکشی و مایه بذاری تا تحویلت بگیره برادر من . اینا رو میگم چون میدونم اینجا رو میخونه و اتفاقا امروز دلم از دست اونم گرفته بود که به قول معروف قاط زدم . روزی سه بار تلفنی با هم حرف میزنیم اون وقت خانم میگه : تو به من توجه کافی نداری !!! فک کن هر بار هم حداقل نیم ساعت . آخه من بدبخت ناسلامتی تو محل کارم مسئولیت چند تا آدم دیگه را هم دارم اون وقت اگه تلفنم به این دوست عزیزم ده دقیقه به تاخیر بیفته خر بیار و باقالی بار کن . حالا بگذریم که روزی شونصد تا اس ام اس هم باید به خانم بدم که اون روی خوبش بالا نیاد . ببخشید به ور ور افتادم . میدونم حالا واسه نوشتن این حرفا تو وبلاگی که کسی هم منو نمیشناسه باز ناراحت میشه و باید جواب پس بدم . خلاصه این درد و دل رو کردم که بگم قبول دارم بعضی وقتا درست از کلمه ها استفاده نمیکنم دردسر درس میشه شما ببخشید . اعصاب مصاب درس حسلبی ندارم اما هنوزم بگم ها حاتمی کیا و فیلماش رو دوس ندارم :)))
با اجازه آقا کیوان.
دوست عزیز شما هم مثل هر انسانی حق داری نظر شخصی خودت رو اعلام کنی با این شرط که توهینی نباشه به نظرات بقیه که اونها هم به اندازه شما از این حق برخوردارند.
ضمن اینکه من توی کامنتی که گذاشتم فقط به شباهتی که بین این فیلم و اون جریان ادبی دیدم اشاره کردم بدون اینکه در مورد خود فیلم، که اتفاقا ازش خوشم هم اومده بود،نظری بدم و علاوه بر این فکر نمی کنم اون چند خط نوشته من نشون بده که من روی دعوت یا حاتمی کیا تعصب خاصی دارم پس بنا بر این دلیلی هم برای معذرت خواهی از طرف شما برای گفتن نظرت نمی بینم بنا بر این به عنوان یک خواهر کوچکتر پیشنهاد می کنم که بی دلیل معذرت خواهی نکنید (و با سعه صدر بیشتر از بوجود آوردن شرایط معذرت خواستن جلوگیری کنید) که عذرخواهی بی دلیل در درازمدت وجهه انسان رو در مقابل اطرافیان از بین میبره. می بخشی اگه حرفای من رنگ و بوی نصیحت به خودش گرفت هرچند اصلا قصدم این نبود.
**********************************************
k1: آقای دوست مشاهده میفرمایید که شما تپه نریده نذاشتین!!! وقتی میگم انتقاد کردن شکل و شمایل داری و باید یاد بگیری قبول نمی کنی این هم نتیجه اش میشه. دو خط کامنت میذاری با 10 نفر دعوا میکنی تو اگه قرار بود وبلاگ داشته باشی که باید مامور کلانتری میذاشتی سر درش.
بابا ایول . ایول . ایول ... ماشالا ! فکم کش اومد از کامنت لیلا . دمت گرم . جدا ماشالا :D دوستان عزیز کیوان جان خان لیلا خانم نماینده برحق گوگل در این وبلاگ و ساساجان حرفاتون منطقیه . من که گفتم اشکال از گیرنده بنده میباشد . همون اعصاب خرابی و اینا دیگه .
میگم حالا که این آقای دوست (آقا مسعود عزیز) رو بیچاره گذاشتینش گوشه رینگ و ...نامردیه دفاع نکنم ازش! از کردان که بهتره!!
آقا مسعود حالا که به قول من استناد کردیو فیلم دعوت خوشت نیومد یاید بگم منم از این فیلم اصلا خوشم نیومد و حتی یه جاهایی رفت رو اعصابم...
داستانک های ناپخته به شکل اپیزودیک (خداییش این فروتن خیلی ضایع بود با اون لهجه اش و اغراق نقش خانم ثريا قاسمي)
اما چیزی ک بیشتر از همه اثر گذار بود نوع نگاه کارگردان به این قضیه سقط بود.
منکر اینکه بخاطر حرف مردم یا میل به ادامه فعالیت حرفه ای و یا حتی فقر ممکنه سقطی صورت بگیره نیستم اما بخش عمده و مسئله اصلی سقط در جامعه امروز ما که بچه های ناشی از روابط غیررسمی (به تعبیر فرهنگ مسلط "نا مشروعه") است میشه که بیشترین صدمات جسمی و روحی رو بخصوص به خانم وارد میکنه و بعضا در شرایط بسیار بد و غیر بهداشتی هم صورت میگیره (نه تو اون مطب شیک و پیک و تر وتمیز!) در این فیلم اصلا مطرح نمیشه (حالا ممکنه گفته بشه ناشی از محدودیتهای اجتماعیه کارگردانه که اینو من تو این فیلم قبول ندارم) و بجاش تنها زنانی بی احساس و بی عاطفه رو نشون میده که میخوان بچه ناخواسته رو فدای شرایط شخصی و ذهنیات خودشون بکنن و اتفاقا مرد قضیه در نقش یک منجی واسه اون کودک بیگناه ظاهر میشه! که بنظرم نوعی نگاه مردانه و اغراق شده اس، چرا که عاطفه مادری خیلی بالاتر از این حرفاس.
به این دلیل از "این فیلم" حاتمی کیا خوشم نیومد وگرنه خالق آژانس شیشه ای رو خوب دوسش دارم، اما بقول لیلا این دفعه از این تغییر سبک ناگهانی خوشم نیومد.
آقا مسعود تو هم یه دفعه نقد نکن و تعریف کن تا "حالشو ببری"!!)
-------------
حالا خانوما خیلی خوشحال نشن وذوق نکنن، یه بار ما چیزی گفتیم حالا..........
***********************************************
k1: پنداری این آقا رسول هم ترشی نخوره یه چیزی میشه!
اگر این عکس که گذاشته ای مال خودت باشد که سینوزیت مزمن نیست بلکه حداقل در طرف راست سینوزیت حاد داری که اگر خودت هم دقت کنی سطح تشکیل شده بین هوا و مایع (چرک) را در طرف راست می بینی.
گاهی وقت ها شستشوی سینوس ها لازم است و حتی گاهی عمل جراحی.سینوس های پیشانی ات هم که باید حداکثر تا 9 سالگی کامل شوند تشکیل نشده اند که می توانی به عنوان تنها نشانه های کودکی به آن ببالی.
***********************************************
k1: سلام دكتر جان. اين عكس سينوس خودم نيست بلكه يه عكس ولو شده توی دنيای اينترنت بود كه توسط من شكار و به معرض نمايش دراومد.
شوهر من هميشه پاييزوزمستون هر ويروسي مي اومد ميگرفت وهميشه سرما خورده بود من هم همينطور ولي پارسال واکسن انفلانزا که زد ديگه تا الان سرما نخورده ولي برعکسش من همش سرما خوردم چون پارسال نميتونستم واکسن بزنم در عوض يه هفته پيش زدم حالا تو هم بزن ضرر نداره.
به به آقا کیوان خوشحالم که بهتر شدی،امان از این سینوزیت که اگه یه کوچولو بی احتیاطی کنی پدرتو در میاره!
به سلامتی زری خانوم هم که بعد یه غیبت طولانی دوباره نزول اجلال فرمودند؛ صفای قدمت آبجی!
..........
ضمنا در پاسخ به دوستانی که معتقدن "دعوت" یه فیلم بی سروته هستش باید بگم که همین سناریوی بی سر وته و اپیزودیک شباهت هایی داره به یه جریان ادبی مهم به نام "رمان نو" که از اواخر دهه ی 50 میلادی در فرانسه و بعد از اون در اروپا فراگیر شد و هنوز هم طرفداران خاص خودش رو داره. پیش از این هم فیلم "کافه ستاره" با شباهتهایی به این جریان ساخته شده بود.
البته اینکه این سناریو واقعا از رمان نو اروپا تاثیر گرفته یا نه رو باید از نویسنده پرسید و من به عنوان یه بیننده آماتور فقط متوجه این شباهت شدم و نظرمو گفتم.