سه شنبه، ۳۰ مهر ۱۳۸۷

ظهر دو‌شنبه است، نميدونم شايد هم سه‌شنبه است. از صبح خيلی سَرم شلوغ بود و وقت نكردم اون رو بخارونم كه طفلی بدونه بيادش هستم. اين روزها خيلی از اعضاء و جوارح بدن رو به حال و هوای خودشون ول كردم. در حال حاضر نهار و چايی رو خوردم. ولی خب قطعاً تا بخوام اين مطلب رو پُست كنم به عصر دو‌شنبه و روز سه‌شنبه و شايد هم شب چهارشنبه برسيم چون تا ده دقيقه ديگه بايد برم پيش يكی از همكاران شاغل در واحد كنترل پروژه تا كمی با نرم‌افزار MS Project آشنا بشم. راستش كار خيلی خاصی با اين برنامه و نرم‌افزار ندارم ولی با توجه به فرمايش گهربار زگهواره تا گور دانش بجوی و اُطلبُ اِلعلم راغب شدم كمی از اين خمودگی در بيام و يه كمی با اين نرم‌افزار آشنا بشم تا وقتی گزارشی برام می‌فرستند مثل بُز اَخوش، جدول و ستون و نمودارها رو نگاه نكنم و زُل نزنم به يه سری اعداد و درصدهای بی‌معنا و مفهوم. ميخوام ببينم چه عاملی باعث شده كه اون ستونها عينهو درخت صنوبر همچين سيخ بره بالا و اونهايی كه دَمر خوابيده معنی‌ و مفهومش چيه!

چند وقتی‌يه كه دوباره ميل‌باكس‌هامون مورد هجوم وحشيانه‌ی ايميل‌های فارسی تبليغاتی قرار گرفته. چه جوری چاق بشيم؟! چی بخوريم لاغر بشيم؟! چه جوری يه دختر رو توی صندوق عقب جا بديم؟! به چيزمون چی بماليم كه كلفت بشه، بلند بشه! مال اون يكی تنگ بشه، باريك بشه، داغ بشه. ميل و اشتهای طرفين زياد بشه. پای كار و سينه‌كِشی كه می‌رسيم كم نياريم. بدون خوردن چايی نبات، سرد مزاجی رو درمون ميكنه. فاطی فشفشه و شيرين ديناميت و تموم دار و دسته‌شون راه براه برامون ايميل می‌فرستند. نه يكی، نه دو تا بلكه روزی هزار تا. اين روزها اونقدر برامون عكس‌های عروسی منصور اومده كه ديگه حال‌مون از هر چی منصور و عروس و هنرپيشه و خواننده است بهم ميخوره. اونقدر گير بدبختی‌های روزمره خودمون هستيم كه اگه بصورت گذری توی حموم و توالت، نگاه‌مون به چيز خودمون نيفته يادمون رفته كه جنسيت‌مون چی هست و زن هستيم يا مرد اونوقت عروسی منصور برامون ميشه يه بهونه كه وقتی نگات به همون اولين عكس عروس و دوماد ميوفته پوزخندی بزنی و آروم زير لب به هر دو تای اون بيشعورها بگی: خداحافظ آرامش. خداحافظ زندگی. سلام دسته‌خر.

اونقدر توی راديو و تلويزيون و اينترنت و مجله‌های گوناگون از باراك اوباما و مك كين گفتند و نوشتند كه ديگه حال‌مون حتی از ديدن نقشه آمريكا هم بهم ميخوره. اصلاً گور بابای اوبامای دو رگه و مك كين ديوونه. نون سنگك دو رو خاشخاش شده هزار تومن، گوشت كيلو ده و مرغ و برنج كيلويی سه، چهار هزار تومن، اونوقت ما بايد غصه بخوريم كه كی قراره رئيس جمهور آمريكا بشه؟! گور بابای آمريكا و رئيس جمهور و دموكرات و آزادی‌خواش. گور بابای اون كريستف كلمبی كه از سَر سيری و به هوای ديدن هند، آمريكا رو كشف كرد. بايد بريد ببينيد اون فروشگاه‌های زنجيره‌ايی بی‌سر و ته‌ آمريكايی رو كه بيشتر از صد نوع پنير و دو يست نوع سوسيس كالباس‌های مختلف و هزار جور نون با طعم‌های مختلف دارند و بيست سال طول ميكشه تا تموم طعم‌هاش رو مزمزه كنی تا اونوقت حس كنيد ما ايرانی‌هایی كه فقط چهار جور نون لواش و بربری و تافتون و سنگك و چهار پنج نوع پنير كاله و چوپان داريم چقدر بايد بدبخت باشيم حتی در مقابل يه نون سوخته‌ی لواش و يه قالب پنير چُسكی كه بوی پشكل گوسفند ميده. درسته كه خوشبختی و بدبختی يه چيز نسبيه ولی يقين بدونيد كه ما نه بطور نسبی بلكه بطور مطلق بدبختيم حالا چه اوباما بشه رئيس جمهور چه مك كين. اين خـط ---- اين هم نشون +++.

۵۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
MAHSSA

مگه منصور عروسی کرد؟!!! جیگررررررررررررررررررشو :XXXXخوش به حال زنش . حسودیم شد .مگه میشه منصور به یکی پیشنهاد ازدواج بده و اون رد کنه ؟ بچم هم هنرمنده هم مخش خوب کار میکنه و حسابی پولدار شده از بیزنس . برم سرچ کنم عکسای زن خوشبختشو ببینم . شنیده بودم با یه دختر ایرانی شش ساله دوسته و قراره عروسی کنند اما خبر عروسی را نداشتم . راستی به برادر رسول هم تسلیت میگم . غم اخرت باشه رسول جون .

چقدر عصبانی!!!

saeede

یه سوال : چرا 4 تا خط 3 تا نشون ؟!!! ام اس پی نرم افزار خوبیه ارزش یاد گرفتن داره :)

امید

خدا شانس بده من نمیدونم این دختر جماعت چرا واسه این آق منصور اینقدر غش و ضعف میکن ؟ جاتون خالی چند وقت پیش دبی رفته بودیم کنسرت منصور . این دخترا خودشونو کشتن براش . حالا طرف هم تریپ غرور زده بود تحویل نمیگرفت . یعنی حال و احوال میکرد اما تا میدید زیادی دارن بش نزدیک میشن و خودشونو لوس میکنن رو نمیداد . اما خداییش کنسرتاش حرف نداره خیلی باحاله . حالا داش کیوان تو چرا قاطی کردی به فرمایش دیناز خانم عصبانی هسی ؟! خب تو هم برو عروسی کن ! بابا دلخور نشو شوخی کردم . میدونم تو زن داری اما ادم اگه بخاد میشه عشقو زنده نگه داره . من همیشه الگوم داداش و زن داداشم هسن که چند ساله ازدواج کردن و با اینکه بعد مهاجرتشون به امریکا تا دو سالی خیلی سختی کشیدن اما به قول داداشم میگه از روز عروسی ده برابر بیشتر عاشق زنم هستم چون بهم ثابت شد تو سختیای غربت پا به پام اومده . یه چیزم در مورد شانس و پست قبلیت بگم . داداش و زن داداش من هم همون بار اول تو لاتاری برنده گرین کارت شدن با این که یه پسر دایی دارم سال چندمه داره شرکت میکنه بیچاره زبانش هم فول فوله اما هنوز برنده نشده همش به ما میگه شما خونواده خر شانس ها هسین .

يادت رفت بگي چهار نوع نون داريم، سه جور صف نون: يه صف براي يكي ها؛ يه صف واسه دوتايي ها؛ يه صف براي اونايي كه بيشتر نون ميخوان! ولي چه فرقي ميكنه؟ وقتي ساعت هفت صبح جمعه ميري صف مي ايستي به اين اشتياق كه براي خونواده سفره اي با نون تازه بچيني؛ چه فرقي ميكنه تو كدوم صف بايستي؟ مهم اينه كه بالاخره كف پات تو اون شلوغ پلوغي به ذق ذق ميفته!!!

تکبیـــــــــــــــــــــــر!!

ايميلهاي رابراه گلشيفته و ميترا حجار رو يادت نره و اين سنجابه كه ميره بچشو از دهن سگ در مياره!
خط و نشون كشيدن هم نداره بابا شوخي نيست ما هنوز تو قرون وسطي داريم زندگي ميكنيم اگه به تاريخ اونا و از ديد اونا نگاه كني...
انشالا كه هر چه زودتر بتونيم اين مام وطن رو سه طلاقه كنيم و كار از دست محلل هم خارج بشه ،بذاريم بريم جايي كه 300 نوع سوسيس داشته باشه لااقل بفهميم زندگي چي بود ;)

fara

راست می گی .خیلی ام راست می گی!بد جوری باهات همدردم اینروزا

من هم فقط گاهی اسمم رو که صدا می زنند تازه به این فکر می کنم که این اسم، اسم یه دختره! پس من یه دخترم!

دوست

دسته خر چیه داش کیوان ! بابا ازدواجم مث هر چیز دیگه خوبش خوبه حالا یکی مث من خر میشه و تو لجبازی میزنه همه چیو ناکار میکنه ربطی به ازدواج نداره گرچه حالا که فک میکنم میبینم اگه ازدواجم بد تموم شد اما عوضش یه ملیون خاطره خوبم توش بود . حالا اتفاقا این شبکه های ماهواره هم این چند روز خودشونو خفه کردن از بس عکس عروسی نشون دادن اما عکسا و گزارشای امیرقاسمی از همه قشنگتر بود . این میرزا قاسمی کارشو خوب بلده :D حالام عروس داماد تشریف بردن هانی مون دارن عشق و حال میکنند . تو چرا حرص میخوری برادر ؟ یکی دیگه زده و برده کون لق خودش . تو حرص نخور . اوباما و مک کینو هم بیخیال رییس جمهور خوشگل خودمونو بگو که دلبره .

دوست

یه لحظه یادم رفت میخاستم به رسول عزیز هم تسلیت بگم . ایشالا دیگه غم نبینی رسول جان . ما رو بگو که فک کردیم نیستی رفتی عشق و حال !

هستی

من میخواستم دیروز برای پست قبلیت کامنت بذارم اما نشد:( خب اینجا میگم
یه فیلمی هست Wicker Park دیروز وقتی پست شانس رو خوندم یادم افتاد.دقیقن دقیقن نقطه مقابل match point هستش..خیلی خیلی خیلی قشنگه.اگر فرصت کردی حتمن حتمن حتمن حتمن باید ببینیش.فوق العاده اس!!!!
اینم لینکش
http://www.imdb.com/title/tt0324554/
***********************************************
k1: ممنون از معرفی‌ت اگه گيرم اومد حتماً می‌بينمش.

فتانه

من دوتا ايميل ياهو دارم، تو اون اصليه همه سربراهن هفته‌اي، ماهي دوتا اسپم داره اونم يك بدبختيه هي ميگه "I found a new job " مثل اينكه كسي هم تحويلش نگرفته يك مباركه بگه و زود شيريني بخواد. اما اون ايميل دومي رو شنبه كه باز مي‌كنم حداقل 30 تا ايميل توشه. منم خوشحال و خندان چك مي‌كنم ميبينم همش اسپمه. گاهي فكر مي‌كنم خوبه من دو تا ايميل دارم وگرنه هر روز از ديدن اين همه اسپم بدون يك نامه بدردبخور دپرس مي‌شدم.
در مورد رئيس جمهور آمريكا هم نظري ندارم. هيچكدوم هيچم خوشتيپ نيستن. گور باباشون. من كه راي نمي‌دم. اصرار نكنين. فايده نداره ...

کیانا

خیــــــــــــــــــــــلی خندیدم ... جدی تو چرا همیشه انقدر شاکی هستی ؟!

اينم خـط - و نشون + من!!

مازيار

احتراما" به پيوست به استحضار مي رساند:
1- بز اخفش نه آخوش
2- نرم افزار پريماورا(primavera) خيلي بهتره...البته فهم من از هردوتاشون كمي تا قسمتي صفره ولي خب...
3-داش حسين (باراك حسين اوباما) يه كم بهتره
4-كلا گورباباي آمريكا

كيوان wicker park معركه ست نزديكا پيدا نكردي خبرم كن. در مورد بدبختي هم وقتي سوار پيكان قراضه به عنوان تاكسي مي شم و تو پياده روي درب و داغون راه مي رم و صف نون!!! مي ايستم كاملا باهات موافقم. كنار خيابون نيم ساعت مي ايستي و تازه يه اتوبوس لبريز از مسافر بهت مي رسه و ... ولي حالا كه داريم زندگي مي كنيم اينجا بايد بگرديم دنبال چيزاي مثبت! تا كمي آروم بشيم وگرنه دو روزه امين آباد مي ريم. چيز مثبت البته منظورم چيز نيست! هر چيزي مي تونه باشه

اینقدر ملت بدبختی هستیم که به جای اینکه دلمون یه کنسرت درست و حسابی از یه آدم حسابی بخواد که بریم و توش خوش بگذرونیم، بزرگترین تفریحمون میشه عکسای عروسی منصور و غم انگیز ترین تصاویری که دیدیم، تشییع جنازه مهستی.
بدبختیم، اینقدر که خودمون چشممون رو بدبختی خودمون و اطرافیانمون بستیم و منتطر معجزه ایم. و اینقدر تو این بدبختی و فراموش شدن جنسیتمون غرق شدیم که کافیه پامون رو بگذاریم بیرون از اینجا، دانشجوی دکترا هم که باشیم، به راحتی می تونیم گندی بزنیم به عظمت گندی که فرهود زد تا همه دنیا به این باور برسن که ما حقمونه که گ.شت ار.شاد یکسر تو سرمون بزنه، چون خودمون هر رو از بر تشخیص نمی دیم.
اینقدر بدبختیامون رو باور کردیم که فکر می کنیم فقط بدشانسی ما بوده که اینقدر بدبخت شدیم و دیگه هیچ چی به ما ربطی نداره. حالا که به اینجا رسید، لویی پاستور یه جمله داره، که خیلی قشنگه. میگه "شانس در خدمت ذهن آماده است". اما ما چارچنگولی چسبیدیم به چارتا آدم با هوش و موفق که با هزار زحمت به جایی رسیدن، هوش اونا رو به خودمون می بندیم و موفقیتشون رو به شانسشون!
ما بدبختیم، اما کم هم حقمون نیست که بدبخت باشیم! بی خط و نشون!

وفا

درست ميگی کيوان عزيز،گرچه من اينجا از قدم زدن بين 300 مدل سوسيس لذتی نميبرم! شايد هم اشکال از منه... چون تو اين چند سالی که اينجا رو ميخونم به نظرم تو نظراتت غالبأ منطقيه و حکمي رو که در دادگاهت صادر ميکني منصفانه است . ايندفعه هم حق با توست. نون سنگك دو رو خاشخاش شده هزار تومن....

من فکر می کنم یک کم خسته بودی ولی خوب حرفات درست بودن چه میشه کرد!

lili

من دارم ویکر پارک را ، با زیر نویس ،خوبه ....
***********************************************
k1: من ميخوام.

lili

میدونی چیه ، تقریبا الان مصرف گرایی دنیا را گرفته ، مثلا توی کشور فرانسه ببین یه فروشگاه فقط پنیر، هرپنیربا مشروب کنارش گذاشته شده ، یعنی خود مردمش هم نمی دونم چی ...این یعنی مصرف گرایی ....
بعد یه سر به نون سحر بزن ...یه عالمه نون و....

ببین تو به طرز مرگباری خوب مینویسی....
خوندم و کلی گریه کردم....
حالا خودت میدونی میخوای با.ر کن یا که نه...
من آمریکا نرفتم اما حالم از همه اونایی که اون جان و وقتی میان ایران لبخند ژکوند تحویل ما میدن ...انگار دارن خوشبختیشون رو مثل سیلی میزنن تو صورت ما نه تنها به رخمون نمیکشن.

ساسا

هي روزگار لامروت، هيييييييييييييييي!
خوش به حال اون وقتي که ملت اونقدر خوشي ميزد زير دلشون که مي نشستن هي مي گفتن
زندگي زيباست!!!!!!!!!!

رسول

سلام
داش کیوان
واسه درک ستونها و سطرهای ایستاده و خوابیده نرم افزار مایکروسافت پروجکت بکارت نمیاد.
این Microsoft Money یه که ستون میسازه و سطرها رو رج میزنه.برو دنبال اون
-------------
من واقعا ممنون و شرمنده محبت همه دوستان شدم.مرسی از همگی بخصوص لیلا خانم عزیز، مادمازل ساسای مهربون، آقا مسعود بزرگوار و مهسا خانم گرامی.ایشالا تو شادیاتون

تصادفا" با دو نفر از کشور افغانستان آشنا شدم تو یکی دو سال اخیر....ما نسبتا" بدبختیم...باور کن.

با اجازه لینکیدمتون

Tadae

من بدبخت و بدشانسم اعتراف ميكنم

یکی مثه تو

جاده با تمام زیبا ییها یش در سکوت تلخ او که بیشتر از همیشه عذابم می دهد غرق می شود و من باید به خود بقبولانم که قرار است این چند روز را کلی خوش باشیم البته در کنار او که از بدو سوار شدنش بق کرده و بیرون را نگاه می کند.
یاد گذشته و سختیهایش برای با او بودن قلبم را می سوزاند که چقدر دوستم داشت و من او را.
همانطور که چشم دوخته است به جاده می گوید: راه خیلی طولانی شده چرا نمی رسیم ؟!
با خودم و در جوابش می گویم: چون با من هستی طولانی شده، این بار طوری که او هم بشنود می گویم: برسیم که چه شود؟
نگاهی گذرا به من می اندازد و می گوید : با نرسید نمان هم چیزی نمی شود.
همانطور که حواسم به جاده است می گویم: وقتی برسیم وتو با من مثل این اواخر مهربانیت کم محلی و قربان صدقه ات هم بحث و دعوا باشد ترجیح دمی دهم نرسیم .
با عصبانیت روی صندلی جا به جا می شود و می گوید : من بحث می کنم یا تو؟!
با التماس نگاهش می کنم که تو را به خدا شروع نکن او هم ساکت مثل چند دقیقه قبل به حالت اولش بر می گردد. زیر لب می گویم :چه عجب!!!
آنقدر سکوت بین مان طولانی شد که چشمانم خمار شد وقتی به خودم آمدم دو مرد با روپوش سفید بالای سرم دیدم . با تعجب پرسیدم من کجا هستم؟!
یکی از آنها جواب داد : بیمارستان
گفتم :من و همسرم در جاده شمال بودیم.
همان پرستار گفت : تصادف کردید.
پرسیدم همسرم کجاست ؟ حالش خوب است؟
جواب داد: متاسفم آقا ایشون فوت کردند .
با خشم فریاد زدم: دروغ می گویی او نمرده.
دستم را گرفت و گفت: کاش دروغ بود ولی.... و از اتاق خارج شد از روی تخت بلند شدم که بدنبالش بروم ناگهان به زمین افتادم .
با تکانهای دست کسی چشمانم را باز کردم و او را دیدم که با لیوانی آب کنارم نشسته است آرام مثل همیشه گفت : توی خوابت کی مرده بود؟!
و من تمام محبت عالم را در چشمان ریختم و گفتم: خدا را شکر که خواب بود......!

bita

سلام با اجازه صاحبخونه << کسی ادرس خانوم دکتر بهرامی روانشناسو داره ؟ لازم به ذکره من از خوانندگان دایم این وبلاگم و اطلاعات لیلا جان منو تشویق به مطرح کردن این سوال در اینجا کرد. با تشکر
***********************************************
k1: تا اونجايی كه من ميدونم خانم " بدر السادات بهرامی " روانشناس و مدرس دانشگاه الزهرا هستند ولی متاسفانه من آدرس ايشون رو نميدونم.

سخني نيست !
چه بگويم...

لیلی خامنه

ما آدمهایی که درتهران زندگی می کنیم تبعیدی های این عالم هستیم،دربرزخ زندگی می کنیم. میدونی چیه نسل ما سوخت وتموم شد اما وای از نسلی که داره شکل می گیره، این نسل هیچ ارتباطی با گذشتش نداره، جامعه بی اخلاقی درست شده که هیچ کدوم ازمردمش که هممون جزیی ازاون هستیم خودمان را به هیچ چیز مقید نمی دانیم اگربگید کافر همه را.... آره هرچی شما بگید....حقیقت تلخه دیگه...
.مجید مجیدی می گفت، برای جشنواره ای به ژاپن رفته بودم ،درآنجا با مشاهده روابط بسیار خوب ، یاد حرف دکتر شریعتی افتادم که می گفت، رفتم جایی که اسلام دیدم ولی مسلمان ندیدم وجایی که مسلمان بود ،اسلام ندیدم، داشتم فکر میکردم که تو مدرسه به ما می گفتند که صفحه فطرت همه مردم پاک است اما توی این مملکت وشرایط اجتماعی خیلی قشنگ مردم رو از فطرت پاکشون دور کردند.
تومطلبت نوشتی که ازدواج یعنی بدبختی ، اره درسته ، خیلی ها این رو درک کردند، اگر کمی توی اجتماع آگاهانه تر تحقیق کنیم، یعنی تماشا کنیم فقط می بینیم درشرایط کنونی اصلا خانواده معنی اصلی خود را ازدست داده درحالی که اجتماع را خانواده می سازد مثل دانه های زنجیر،پس وقتی روابط خانوادگی می لنگه ،اجتماع می شه خراب شده ای با مردم بدبخت ....
امروز دیگه روابط خانوادگی قدیم مثل احترام به پدرومادر وروابطی که آدم های سن وسال دار با پدرومادرشون دارند معنی نداره ،مسخره است واین یعنی همه ما داریم ازفطرت پاکمون دور میشیم...... یا حق

لیلا

سلام و با اجازه صابخونه برای bita: دوست عزیز من هم متاسفانه آدرس مطب ومراکز مشاوره طرف قرارداد خانم دکتر بهرامی را ندارم و مطمئن هم نیستم که در ترم تحصیلی جدید در "الزهرا" تدریس داشته باشند . اما اگر با این شماره قبل از پایان وقت اداری دانشکده (ساعت 15) تماس بگیری خانم "مقدم" مسئول گروه ها راهنمائیت می کنند :
88044051
داخلی 2850
***********************************************
k1: قابل توجه بيتا خانم ظاهراً اين ليلا خانم كه ميتونيم به چشم " ويكی پديا" بهش نگاه كرد تونسته مشكل شما رو حل كنه.

یه رو یه انگلیسی و یه فرانسوی و یه ایرانی رو میبرن بهشت
انگلیسیه میگه چه ادبی چه نظمی این دوتا (آدم و خوا) حتما انگلیسین
فرانسویه میگه به به چه زوج لخت و زیبایی اینا فرانسوین
ایرانیه میگه ای بابا! نه خونه ای نه لباسی فقط یه سیب که اونم ممنوعه تازه خیال میکنن تو بهشتن اینا ایرانین

مهر

اول به اقا رسول تسلیت می گم با عرض پوزش چون مسافرت هستم یه فاز از بقیه عقبم هر چند همه عمر دیر رسیدیم! اقا کیوان خودت که بهتر می دونی عروسی اونقدر ها هم که میگی بد نیست اینجوری ملت رو نترسون خوبیت نداره!در ضمن من همین چند روز دلم واسه ایران حسابی تنگ شده خوبی های جاهای دیگه هم ارزونی مردم خودشون!

kheiliiiiiiiiiii namardi :)
khob shoma emrooz vaght nakardi , saret ro bekharooni , chera zooret be entekhabat amrica reside
bavar kon inghadr vaziate eghtesadi daghoone , ke mardom poolesh ro nadaran oon shoonsad model panir o noon ro emtehan konan
ye chizi too hamon maye irane khodemoon
maccain ke biad ham inja vaziatesh kharab tar mishe , ham inke an dar ahvalat jang , noone sokhte ham giret nemiad toy iran
D:

نميدونم چرا اينجور پستات رو دوست ندارم،يا مشكل از منه يا لحنت يا مطلبت يا ....يه جوريه!

اول پستت رو که خوندم گفتم وای کیوان و نرم افزار و اینها! ولی چند خط بیشتر نبود و دوباره شدی خودت.
برای خودکشی راههای زیادی هست ولی بیشتر مردم ازدواج کردن رو انتخاب میکنن که از همه مطمئنتره! منصور هم قصد خودکشی کرده اون بیشعوری که بهش گفتی نوش جونش!
به نظر من ویکر پارک رو نبین. لوسه

یکی مثه تو

چرا نظر ندادید؟
***********************************************
k1: در رابطه با چی؟!

bita

کیوان و لیلای عزیز خیلی ممنونم .

مریم

سلللللللللللام
ازکله ی سحرهنوز دارم کامنت ها و پست هایی رو که نخونده بودم ،می خونم!!!544 تا کامنت+14 تاپست(الان هم چشام بابا قوری میره.)
خوب شد گفتی والا می خواستم عکسای عروسی منصور رو برات بفرستم.
به آقا رسول هم تسلیت می گم.من نمی دونستم .
برای بیتا:دکتر علیرضا آزمندیان....!!!

MAHSSA

خانم یا اقا این حرفای ازدواج مث خودکشی است و غیره رو من و تو که ازدواج نکردیم مجبوریم بزنیم و ژست خوشبخت بودن بگیریم که کمتر بعضی جاهامون بسوزه . منصور هم شعورش به کاری که کرده میرسه . شما بیزحمت حرص نخور . اون با موقعیتی که داره اگه میخواس حالا حالا ها میتونست با هر کی میخاد عشق و حالشو بکنه اگه ازدواج کرده میخواد سالم زندگی کنه . پس لطفا اگه سر تو بی کلاه مونده دق دلت رو این جوری خالی نکن .

MAHSSA

خپونی خانم یا اقا این حرفای ازدواج مث خودکشی است و غیره رو من و تو که ازدواج نکردیم مجبوریم بزنیم و ژست خوشبخت بودن بگیریم که کمتر بعضی جاهامون بسوزه . منصور هم شعورش به کاری که کرده میرسه . شما بیزحمت حرص نخور . اون با موقعیتی که داره اگه میخواس حالا حالا ها میتونست با هر کی میخاد عشق و حالشو بکنه اگه ازدواج کرده میخواد سالم زندگی کنه . پس لطفا اگه سر تو بی کلاه مونده دق دلت رو این جوری خالی نکن .
این کامنتو در جواب خپونی نوشتم اما اسمش تو کامنت قبلی یادم رفت .

می دونی شاید تا صد سال پیش خوشبختی و رسیدن به آرامش و سر خوشی ، با وجود سختی و تنگنا ، به شکل قناعت به دارایی زمینی و همسری و بچه ای و بیلی و درختی و سقفی و اجداد موروثی خلاصه می شد.
هر چه که کمبود هم بود ، در تخیل های روزانه و رویاهای شبانه و دعا و وعده ی بهشت نسیه ، جبران می شد.
اما حالا ما بدبختیم ( این رو من نمی گم، نقل قول می کنم ) چون همه مان قدم هایمهان به زمینی بیشتر از زمین نمان رسیده و به زمانی دورتر از زمانمان پی برده ایم. از رزق و روزی و امنیت , آزادی و تشخص و احترام و عشق هم که بگذریم ، باز ما طالبیم. یک چیز در ما رشد کرده. غده ی مرگ آور آگاهی و قدرت پیشگویی و بازجویی.
غده ای که ترشح مسموم اش ، منظره ی زیبا و روشن پنجره ی امروز را بخاطر پیش بینی قریب به یقین رگبار فردا ، تیره و تار می کند.
.
آقای کیوان یک سوم عزیز ، این که تو فقط کمی بیشتر از کمی از ام اس پراجکت بدانی ، باعث می شود تو قادر شوی این شوخی قشنگ و س.کس تلویحی را با ستون های سیخ شده ی فاعل فعالیت و بدن نرم و کش آمده و خوابیده ی محور مفعول زمان بکنی. یک کم که بیشتر بدانی ، مدیر پروژه باشی و قرار باشد از خلال این تصویر احتمالfail شدن پروژه ات را بخاطر آگاهی تخمین بزنی ، دیگر زیبایی فرصت سر خاروندن که نداری هیچ ، این اروتیک نویسی مخفی و طناز و زیبا هم از یادت می رود.
کی بود می گفت :( ما به همون اندازه خوشبخیم که احمقیم). خدا کنه جمله ی خودم نباشه.

خانم ثابتی

راستی یک سوم عزیز اینکه دوستان تو دائم از سختی کامنت گذاشتن برای تو می گویند علت دارد. من فکر میکنم دلیلش را میدانم.
بنظر می رسد مکانیزم برنامه نویسی security code در سایت تو و خیلی سایت های دیگر که با این کد design و develope شده اند بنحوی است که با اختصاص یک کد به یک کاریر موقع باز کردن پیج نظرات ، تا وقتی کامنتی با آن کد پابلیش نشده باشد برای کامنتر (ان) بعدی هم همان کد را show می کند.وقفه زمانی حتی به اندازه کسری از ثانیه هنگام پست کامنت ، باعث میشود آن کد اختصاصی یک کامنت شود و برای دیگر کاربران بصورت یک کد invalid یا available روی صفحه.
اینطور مواقع حتی اگر از کامنت هم کپی پیست کرده باشیم برای خودمان ، تا وقتی صفحه ی اصلی پست تو را با کنترل اف پنج رفرش نکنیم ، باز هم از کش کامپیوتر خودمان ظاهرا همان کد فاقد اعتبار را نشان می دهد. ( شاید این دلیل موثقی باشد که در زمان های ترافیک خوانش وبلاگ تو این اتفاق بیشتر دیده می شود).
من راهش را پیدا کرده ام. تا در سایت هایی با روش مشابه خانه ی تو به مشکل بر نخورم.
البته این مواردی که گفتم با حدس بوده برای صحت سنجی حرفی که زدم نیاز به تست دارم. اگر بخواهی می شود این موارد را با کامنت های تستی همزمان بسنجی.
تو در صورت امکان باید با برنامه نویسان و طراحان سایت ارتباط برقرار کنی و مصرانه از آنها بخواهی این bugرا برطرف کنند و این کد امنیتی را با عددی تصادفی و یا هر روش دیگر تبدیل به کدی یونیک در هر دسترسی به ازای هر کاربر قرار دهند.
نتونستی به من بگو با زبان خودشان مجاب شان کنم.
( آیکون دیو هفت سر )
***********************************************
k1: خانم ثابتی ممنون از راهنمایتون. والله من اون زبون مورد نظر شما رو نمیدونم چیه!!! ولی چشم اشالله بزودی درستش میکنم.

امید

ماشالا خانم ثابتی اینقدر لقمه را دور سر میگردونه که آدم آخر نمیفهمه منظورش چی به چی بوده :D مهسا خانم هم که هر کی در مورد منصور نگاه چپ بکنه به حسابش میرسه . بازم میگم خدا شانس بده . کیوان جان ویکر پارک رو ببین اصلا هم لوس نیس خیلی قشنگه . راسی امشب هم تلویزیون خودمون تو برنامه سینما یک سر ساعت ده شب فیلم اتوبوس شب پوراحمد با بازی شکیبایی را نشون میده . فک کنم ارزش دیدن داره گرچه من تا یه ساعت دیگه اگه بلیط گیرم بیاد دارم میام تهرون . امیدوارم سر ده خونه باشم بتونم فیلم رو ببینم . تعطیلات به تو و بقیه خوانندگان وبلاگت هم خوش بگذره .

یکی مثه تو

در رابطه با داستانه دیگه

آخیش چقدر خوب که من تازه فهمیدم منصور عروسی کرده و از این ایمیلها برام نیومده!!!

بنيامين فرانكلين ::: آنان كه آزادى را فداى امنيت مى كنند، نه شايستگى آزادى را دارند و نه لياقت امنيت را.

لیلی خامنه

پدربود ومادربود.وآنان را رودهای سرخ پنهان دراندام ها روان بود.چون رودها به بستری یگانه فرو شدند،من روان شدم وما را به سوختن خواهدبود،به فراخورستبری ونازکی روان مان:روزی بیش ،روزی کم

behrang

میدانم و میفهمم تباهی یعنی چه :نفرت از انچه هستیم و ایمان و اعتراف به بی معنا بودن جهان(چنانکه هست) اما در نوشته های شما که بسیار از من جوانترید به راستی ان را میبینم وچقدر دردناک است ارزوی شمایان برای 300 نوع سوسیس و لابد تجربه 300 نوع دفع ! ادمی اگر 70 ساله شود 27000 روز و شب را تجربه خواهد کرد و مرگ به راستی پایان است بی هیچ تردیدی نه زندگی دیگری است نه تناسخی نه هیچ از ان ارزو ها که عادمی در رویگردانی ترحم انگیزش از نیستی بدان روی کرده است ایا ایا هیچ چیزی از انسان بودن و انسان سر افراز بودن در شمایان نیست ؟ 300 نوع سوسیس خواهرکان بیچارهام برادرکان نومیدم میتوانید غرور ادمیان را تجربه کنید اگر بند گی نکنید بر هیچ محرابی

ارسال نظر