گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
عنوان مطلب امروز يكی از اون مسايل خيلی مهمی هست كه نه فقط برای خيلی از ماها بلكه از همون موقع كه فلاسفه يونانی روی پلههای آكروپليس میشستند و با هستههای زيتون ميزدند توی سر و كلهی بقراط و سقراط و افلاطون و فيثاغورث، برای اونها هم وجود داشت و خب تا اونجايی كه من ميدونم هنوز هم هيچ دسته و گروه و فرقهايی به يه جواب تقريباً قطعی و قانع كنندهايی در رابطه با وجود يا عدم وجود شانس در زندگی نرسيدند.
برای برنده شدن ماشين فلان بايد توی يكی از بانكها ثبتنام كنيم. برای برنده شدن لاتاری آمريكا بايد بدونيم كه هر ساله تقريباً توی سه ماه پاييز، اين فرصت هست كه بدون پرداخت هيچگونه وجهی توی سايتی كه مربوط به DVLOTTERY هست ثبتنام كنيم تا شايد يكی از اون 55 هزار نفری باشيم كه قراره اون سال برنده گرينكارت آمريكا بشيم. بنابراين برای داشتن شانس، بايد خودمون دست بكار بشيم و زمينههاش رو آماده كنيم. بدون باز كردن حساب بانكی و ريجستر كردن در سايت مربوطه، برنده خونه و ماشين و گرينكارت آمريكا نميشيم، همهی اينها درست ولی صحبت سر اونهايی هست كه الان سالهاست فرم لاتاری رو پُر میكنند و برنده نميشن ولی بعضی از آدمها توی همون سال اول يا دوم برنده لاتاری ميشن، اين بَرنده شدن رو بايد چه جوری توجيه كرد؟!

فيلم Match Poin به كارگردانی وودی آلن يكی از فيلمهای بسيار خوب ساخته شده در رابطه با وجود شانس و اقبال توی زندگی آدمهاست. فيلمی بسيار زيبا و خوشساخت كه برای پی بردن به تموم ريزهكاريهای فيلم شايد لازم باشه اون رو چند بار ديد. چند روز پيش Match Point كه يكی از اون فيلمهای تاپ معرفی شده فيلمهای برتر هم بود رو ديدم و از ديدنش لذت بردم. اين فيلم و همچنين فيلم بیوفا Unfaithful در رابطه با شانس و اتفاقاتِ كاملاً تصادفی توی زندگی صحبت میكنند. اتفاقاتی كه برای همهی ما پيش مياد. اتفاقاتی كه باعث شده مسير زندگیمون شكل بگيره. كار، تحصيل، همسر، خونه، محل سكونت و ...
کریس، هنرپيشه نقش اول فيلم تنيسوری حرفهايی بوده كه حالا رو به آموزش تنيس آورده و راوی فيلم هم هست، اول فیلم میگه:
مردم از روبرو شدن با اين مطلب که بخش عمدهای از زندگیشون به شانس بستگی داره میترسند. فکر اينکه چيزهای زيادی در زندگی، خارج از کنترل شما هستند، هراسآوره. در مسابقه لحظاتی هست که توپ به بالای تور برخورد میكنه و در کسری از ثانيه، يا به جلو ميره و يا برميگرده. با کمی خوش شانسی، به جلو ميره و شما برنده ميشيد و يا اينطور نميشه و شما میبازيد.
به نظرتون آيا كريس درست نمیگه؟! چقدر از توپهای زندگیمون به لب تور خورده و مسير زندگیمون رو تغيير داده؟! اينكه توپ بيوفته توی زمين خودمون يا زمين حريف، ديگه به تكنيك و تاكتيك و بلد بودند قواعد بازی ربطی نداره. يه شانسه كه در كسری از ثانيه ميتونه برنده رو مشخص كنه.
وقتی حلقهی مفقود شده زن مقتول بجای اينكه به رودخونه بيوفته، فقط بواسطه يه اتفاق از توی جيب يه معتاد در مياد تا مسير زندگی كريس عوض بشه اون ميگه:
کسی که گفته ترجيح ميدم خوش شانس باشم تا يک آدم خوب، نگاه عميقی به زندگی داشته.
شما واقعاً چقدر به شـانـس اعتقاد داريد؟!
یه وقتهایی تو زندگی اتفاقاتی میوفته که هیچ دلیل و منطقی براش نمیتونی پیدا کنی اینجور مواقع تنها میشه به شانس ربطش داد..... گاهی یه برخورد یا اتفاق تصادفی میتونه مسیر زندگی آدمو عوض کنه .اینکه آدم کجای این دنیا متولد بشه ,تو چه محیط و خانواده ای بزرگ بشه,بعد با توجه به همین پیش زمینه ها موقعیت تحصیلی و کاریش و کلا مسیر زندگیش تعیین بشه شاید همش بنوعی شانس محسوب میشه!
توي وقايعي كه كاملا خارج از كنترل شخصه مثل همون بانك و لاتاري، خوب آره ميشه گفت شانس آورده، چون هيچ الگوي منطقي و آماري و ... پشت قضيه نيست. اما در مواردي كه حتي كمي به خود شخص، انتخابش، تصميمش و قدمي كه برداشته بستگي داشته ديگه كاملا موضوع شانسي نيست. ميشه گفت: من آگاهي كامل و احاطه به راهي كه درش قدم گذاشتم نداشتم و كمي هم بدشانسي آوردم. ولي نميشه همه كاسه و كوزه رو سر شانس بد خراب كرد.
به همين خاطر فكر ميكنم چيزي كه قابل بحثه شانس (به عنوان يك مقوله غيرقابل كنترل) نيست بلكه اتفاقات ظريف زندگيه كه كسي متوجه بشه يا نشه، و عكسالعمل مناسب يا نامناسبيه كه نشون ميده
توي رياضي شايد بشه اسمش رو گذاشت احتمال اما تو زندگي واقعي دوست دارم به جاي شانس بگم قسمت آرامش بيشتري بهم ميده
به شانس خیلی اعتقاد دارم چون چند نمونه در زندگیم دیدم که غیر از شانس یا بدشانسی هیچ اسمی نمیشه روش گذاشت . آخریش همین دو روز پیش یکی از همکاران قدیمی ما که اصلا قصد رفتن به آمریکا نداشت و حتی پارسال ثبت نام لاتاریش رو یک نفر دیگه به زور براش انجام داده بود آمده بود برای خداحافظی و 2 آبان داره میره کالیفرنیا ! و چندین مورد دیگه که اگر خودم با چشم خودم نمیدیدم و از کسی میشنیدم میگفتم خالی میبنده اما .... ولی در کل آدم بدشانسی نیستم !
من خیلی در این مورد فکر کردم . بنظرم شانس واقعا وجود داره و خوشانسی و بدشانسی و لی نه در همه موارد زندگی ، خیلی از شانس ها دقیقا بخاطر نوع فکر مون نسبت به یک قضیه خاص ، که اکثر این فکر ها نا خوداگاه هستن ، اما یه چیزایی هم هست که واقعا نمیشه به چیز خاصی نسبتشون داد مثل یک هدیه دوست داشتنی میمونه که از طرف خداوند بهت داده شده حالا به چه علت فقط خودش میدونه .
البته اینو هم بگم طبق تحقیقات من آدمهای ی که زیادی در مورد مسائل فکر و پیش بینی نم یکنن و زندگی رو راحت میگیرن و راضی هستن به چیزی که پیش میاد خوش شانس تر هم هستن .
مثلا من تقریبا آدم خوش شانسی هستم ولی خیلی ها منو خیلی خوش شانس میدونن و خیلی هم بد شانس . در اصل من به چیزهایی که پیش میاد راضیم و پذیرفتم که این زندگی منه و با همین چیزها ی کوچیکی که خدا بهم داده باید خوش باشم چاره ای جز این ندارم ولی توی بعضی چیزها که دوست دارم دقیقا طبق میل من با شه بدشانسی میارم .
شانس وجود دراه،حتی خیلی پررنگ تر از اون چیزی که فکرش رو می کنی.ولی من نمی تونم با قسمت و فتلیته و سرنوشت یکی بدونمش...به نظرم شانس همون مجموعه ی انرژی های بیرونیه که روی روند زندگی آدم تاثیر می ذاره.این که ما به ستاره شناسی و تاثیرش روی تولدمون و این که فلان زمان قمر و عقرب در چه حالتی باشن و طالع بینی و این حرف ها اعتقادی نداریم و میگیم خرافاته،اشتباهه.به هر حال طبیعت و در کل عالم ماده باید یه جوری تاثیرش رو روی زندگی آدم بذاره دیگه...همین تاثیره که شانس ها رو به وجود میاره و یکی مطلقن خوش شانسه و یکی مطاقن بدشانس،یکی هم گاهی خوش شانس و گاهی بدشانس.
(البته همه اش مستلزم اینه که به قول تو خودت هم زمینه ی عمل رو فراهم کنی،یعنی همین طوری الکی هم نیست که فقط شانست کار کنه.باید بهش راه بدی که قراره روی چی کار کنه!)
نمیدونم چيزي که بهش اعتقاد دارم اسمش شانسه يا نه... شايد هر دو يه چيز باشن اما ديدگاه آدمها نسبت به اون فرق داره. من اين چيزهاي تصادفي که دست انسان نيستن رو فقط به حکمت خدا نسبت ميدم. حالا نميدونم اين همونه که مردم بهش ميگن شانس يا نه...
راستي آقا کيوان خبر داري چند روزه صفحهي کامنتهات اجازهي کامنت گذاشتن به آدم نميده! يعني لااقل به بعضي آدمها نميده!
**********************************************
k1: يعنی چی كه اجازه كامنت گذاشتن نميده؟! پس شما چه جوری كامنت گذاشتی؟!
من معنی شانسو واقعن درک نمی کنم ، اما قبول دارم که بیشتر زندگی آدم اصلن دست خودش نیست و با این قضیه هم کنار اومدم ، گاهی آره ترسناک به نظر می رسه اما به نظر من خیلی جالبه که انقدر زندگیت می تونه غیرقابل پیش بینی باشه
دلیل اتفاقاتی که بهشون میگیم خوش شانسی یا بد شانسی میتونه به علت پیچیدگی بیش از حد قابل درک نباشه.اما حتما" روابطی بین اتفاقات مختلفی که دور و بر هر آدمی میافته وجود داره.بعضی هاش رو هنوز نمیفهمیم و نمیتونیم کشف کنیم بهش میگیم شانس و اشکالی هم نداره.اسمش میتونست هر چیزی باشه.مهم اینه که همه پذیرفتیم به چیزی میگیم شانس که توضیحی واسه دلایلش نداریم.
به موضوع جالبی اشاره کردی کیوان. به نظر من موفقیت توی زندگی 99% به شانس بستگی داره و 1% به کار و تلاش و همت و اراده و .... یکسری مسایلی هستن که اصلا دست آدم نیست و خیلی در سرنوشت آدم تاثیر دارن مثل اینکه توی کدوم قرن از تاریخ بدنیا اومده باشی. توی کدوم نقطه از دنیا (کشور، شهر، محله، ...) بدنیا اومده باشی. توی چه خانواده ای (از نظر اقتصادی، اعتقادی، فرهنگی، ...) بزرگ شده باشی. محیط اطرافت چه جور محیطی باشه و هزار و یک مسأله دیگه که تو توی تعیین کردن اونها نقشی نداری اما اونها در سرنوشت و نحوه زندگی تو اثرگذارند (این حرفم رو بعنوان یک قضیه کلی میگم لطفا استثناهایی مثل علی دایی رو فعلا بذارید کنار). اما این دلیل نمیشه که نقش اون 1% رو که بعهده خود آدم گذاشته شده نادیده بگیری و دست از مبارزه و تلاش برداری. اتفاقاً لطفش به اینه که توی یک بازی نابرابر شرکت کردی و باید تلاش کنی که برنده بشی. و کیه که ندونه برنده شدن توی یک بازی نابرابر چه لذت بی مانندی داره.
اره من کاملا به شانس اعتقاد دارم... مخصوصا به شانس توی برقراری ارتباط یا ملاقات با ادمهای جدید
میدونی ... گاهی با خودم فکر میکنم اگر ادمها میدونستند یه شخص تازه یا یه رابطه تازه چه تاثیری میتونه تو زندگیشون ایندشون بذاره چقدر از دیدن همدیگه تو اولین ملاقات میترسیدند
ياد حكايت اون همشهريمون افتادم كه هر شب زار ميزد به درگاه خدا چرا من برنده قرعه كشي نميشم و خدا بهش گفت:لامصب تو اول برو يه حساب تو بانك باز بكن ! كه من هم برنده ات كنم ،دست از سرم ورداري.!
حالا ما هم بعضي وقتا حاضر نيستيم از جامون تكون بخوريم و بدون هيچ حركتي منتظر بركتيم. هر كي هم به جايي برسه چشم نداريم ببينيم و ميگيم : عجب خرشانسيه!
بگذريم كه قوانين مورفي هم به كرات در زندگي مون خودنمايي مي كنه. مثلا" هميشه كه مثل بچه آدم داري كارتو ميكني و وقت چاي خوردن هم نداري هيچ مدير پدر سوخته اي سراغتو نميگيره، اما دست بر قضا يه روز كه بعد از مدتها سرت خلوته ، رئيس هيات مديره شركت كه براي رويت كردنش بايد اول از كميته استهلال وقت بگيري ، ناگهان دم در اتاقت ظهور ميكنه و ضمن چاق سلامتي يه سوال احمقانه ازت مي پرسه و با نگاهش كل وضعيتت را اسكن و در حافظه دراز مدتش بصورت غير قابل پاك شدن ذخيره ميكنه و اون موقع تو در چه حالتي باشي خوبه؟ دست راست به موس در حال اينترنت بازي ، دست چپ گوشي تلفن در حال كركر خنده با دوست پسرت، خودت ولو توي صندلي و يه بسته چيپس و قوطي دلسترهم ولو روي ميز و همون موقع موبايلت هم زرزر زنگ ميزنه ! ايمان بياوريم به شانس و بدشانسي !
كلا انسان از روزي كه چشم وا كرد هر چي رو كه نميفهميد كه البته كم هم نبودند براش يه اسمي گذاشت و يه توجيه بيخود تراشيد. مذهب بارز ترين نوع اين حركت شنيعه!
اگه بخواهيم عمومي و بي دردسر نگاه كنيم خوب بد نيست به جاي اينكه مردم ترس و واهمه داشته باشند و گيجي گيجي بخورند كه چي شد كه اسم فلاني از قرعه كشي بانك و لاتاري در اومد و مال ما نه؟! بگن فلاني خوش شانسه. اما من فكر ميكنم كه همه اين برنده و بازنده شدنها هر چقدر هم كه ديمي و الابختكي باشه باز هم يه فرمولي داره كه كاملا قانونمندش ميكنه.
اگه ميدونستم احتمالا بهتون فرمولشو ميگفتم اما هنوز يه كم مونده تا كشفش كنم.
به نظر من تو همه اينا خودمونيم كه تاثير داريم. من خيلي وقتا ديدم كه وقتي واقعا قصد انجام كاري رو دارم از يه جايي جور در مياد كه هزارسال ديگه هم فكرشو نميكردم ..خيلي...تو رد شدن و نشدن توپ از تور هم
من به انرژي آدمها خيلي اعتقاد دارم. يه وقتايي خودت هم نميدوني چجوري اما ميخواي يه كاري بكني... ميخواي كه برنده شي ... ميخواي كه گير نيفتي و محكم و مطمئن كارتو ميكني.. اونموقع اس كه توپ روي تور وا ميسته و طرفي ميره كه تو دوست داري و اون انگشتر برميگرده تا تو رو نجات بده هر چند كه تو فكر ميكردي رفتنش نجاتبخشه!! حالا اگه كسي كه اونور تور وايساده از تو مصمم تر باشه ميتوني بگي كه بدشانس بودي :)
بيشتر كشش نميدم.همين.
همیشه از خرافات و چیزهایی که واقعیات ملموس نبوده یا منطق خاصی نداشته فراری بودم اما متاسفانه متاسفانه بارها بارها اتفاقاتی در زندگیم افتاده که حتی کسانی که همیشه منو به باد سرزنش می گرفتند که چرا می گی شانس نداری با تعجب و شرمندگی گفتند واقعا نمیدونند چرا این اتفاق افتاده خلاصه که اینجوریا همون یک اتفاق ساده ای که سبب میشه یکی به خاک سیاه بشینه یا یکی تا آسمون بالا بره جز شانس اسم دیگه ای داره...دو سال پیش بود همکارم با بچه های و شوهرش می رفتند شمال بسیار هم محتاطانه رانندگی می کردند تایر پراید رو بهرویی
می ترکه و اون از مسیر منحرف میشه و پرتاب میشه رو ماشین اینا وفاجعه مرگ اتفاق می افته حالا مرحوم شوهر همکارم هم یک آدم بسیار منظم که تا سر کوچه می خواست بره آب روغن ماشینشو چک می کرد اینجوری فوت کرد اسم این قسمت شانس هرچی که می خواد بشه من میگم بعضی چیزا از ارداه ما خارجه و بابت این مسئله بسیار متاسفم چون بسیاری از لیاقتها ندید گرفته میشه و بسیا زا بی لیاقتیها بر عرش می شینه
سلام كيوان. مساله قشنگي رو مطرح كردي. من هم معتقدم اول مقدمات بايد فراهم بشه بعد بايد منتظر شانس آوردن يا نياوردن بشيم. من يكي از خرشانس هاي عالم هستم و شديدن به اين موضوع اعتقاد دارم. بهتر تو پست بعدي از خواننده ها بپرسي كه شانس هاي بزرگ اونها تو زندگي چي ها بوده. اميدوارم اين كامنتم پابليش بشه. من چند ماهي به خاطر اينترنت شركت هر كاري كردم نتونستم اينجا كامنت بگذارم.
موفق شدم بالاخره.
به شانس اعتقاد ندارم کیوان جان اما به آدم خوش شانس چرا . هر آدمی اگه زرنگ باشه خوش شانسه اگه گند بزنه به فرصتاش میشه بدشانس .
راستی کیوان جون ادرس بده یه گونی سنجد بیارم دم خونتون شاید افاقه کرد با زحمت ما و لطف خدا یکم هم اومد و دست و دلت اومد یه سر به ما بزنی
و یه راستی دیگه... تو که کافی شاپ دوست داری من حاضرم هر روز بیام دنبالت ببرمت amir chocolate هی قهوه بخوری
میلک شیک کاراملشم فوق العاده است
حالا از ما گفتن بود بعد هی نیای بگی خواننده هام بی معرفتن
سلام بر همه دوستان و بخصوص آقا کیوان عزیز، مهسا خانم و آقا مسعود گرامی
مرسی که به یاد ما بودین واظهار لطف کردین.
راستش گرفتاری زیاد بود و از جمله مشابه اتفاقی که Niki گفتن واسه یکی از عزیزان پیش اومده بود و در کمال "بدشانسی"، بی گناهی وبی تقصیری عمرشو دادن به شماها.
قبلا هم در مورد نقش شانس تو پست
http://www.k1-online.com/archives/002211.html
که مربوط به علی دایی بود نوشته بودی که اتفاقا منم اونحا توصیه کردم این فیلم Match Point رو ببینی.واقعا آدمو بعد از دیدن فیلم درگیر خودش میکنه.
همینه که این خارجیها موقع خداحافظی اکثرا میگن Good Luck!
اگه خیلی گسترده تر به پدیده ای موسوم به "شانس" نگاه کنیم شاید باید برگردیم به آن شب یا نیمه شب یا صبحگاه یا حتی بعد از ظهری که از آمیزش اسپرم و تخمک دو تا آدم جوزده(!) موجودی بی خبر از همه جا پا به عرصه وجود میذاره . این که آن اسپرم ها و تخمک به کدام زن و مرد و به زبان ساده تر به کدام ننه بابایی تعلق داشته ؟ اما گذشته از آن با بخش هایی از کامنت ahmad موافقم . جهان مادی بر اساس قاعده و قانون علمی عمل می کنه و برای هر چیز فرمولی هستش که خب بی اطلاعی ما از آن فرمول دلیل بر تخمی بودنش نیست . به قول علمای فرنگ : Little knowledge is dangerous علم کم خطرناک ست . در واقع ناآگاهی ما بر قانون حاکم بر بعضی پدیده هایی که اسمش را "شانس" میذاریم از نظر روانی فقط باعث میشه با خیال آسوده تری با ناکامی هامون روبرو بشیم .
برای حضرت رسول : تسلیت رسول عزیز . برای بازمانده ها صبوری آرزومندم .
ولی به نظر من یه جورایی میشه با قانون جذب شانسو توجیح کرد
راستش در مورد شانس منم تقریبا با نظر موسیو احمد موافقم؛ واسه منم خیلی پیش اومده که وقتی توی یه کاری با تمام وجود تصمیم میگیرم موفق بشم و به مرحله ای میرسم که انگار تک تک سلولای بدنم این تصمیمو فریاد میزنن ، اون وقته که همه عوامل دست به دست هم میدن و حس می کنم که یه نیرویی علاوه بر توان خودم به کمکم میاد، یه جور امداد غیبی که شاید بشه اسمشو شانس هم گذاشت.
اما اینم بگم که در حالت کلی زیادم آدم خوش شانسی نیستم؛ یعنی در واقع توی مسائل پیش پا افتاده و روزمره همیشه بدشانسی میارم و توی بیشتر مسائل مهم و سرنوشت ساز اون امداد غیبی که گفتم به کمکم میاد.
..................................
a M. Rasoul:
salut cher ami, on vous manquait pendant ces jours que vous etiez absent,
acceptez tous mes consolation pour le mal qui vous a frappe
خب من همیشه خوش شانسم اما متاسفانه هیچ وقت از شانسهای زندگیم درست استفاده نکردم ...
eteghad daram vali khodesho hich vaght nadashtam mese to
من به اش معتقدم. 50 درصد خودم/50 درصد شانس
سلام
به قول يك نفر (اسمش يادم نيست) اگر به شانس اعتقاد نداشتيم پس موفقيت دشمنانمان را به چه چيزي نسبت ميداديم!!!
وقتی که آمادگی هاباموقعیت هابرخوردمی کنند، آنچه اتفاق می افتد شانس است
یعنی چه که وجود نداره؟
من که فعلا سکونت در سرزمین شیطان بزرگ رو مدیون این پدیده هستم و لاتاری معظم گرین کارت!
zendegi hamash shanseh
na shans na sar nevesht hich kodom mani nadare
شانس وجود داره....من خودم اينجوري توجيه مي كنم اگه من 100 تا مهره آبي و 20 تا مهره قرمز رو بندازم تو يه كيسه كه درصورت درآوردن مهره قرمز برنده جايزه بزرگ بشم و فقط يكبار حق انتخاب داشته باشم فراتراز قوانين رياضي چقدر احتمال داره من مهره قرمز دربيارم و برنده جايزه بشم؟..اينجا ديگه تلاش ،موفقيت ،برنامه ريزي و اراده خيلي اهميت نداره ولي توي اين مواقع هم فكر مثبت به نظر من موثره يعني حتي شانس هم با فكر مثبت و چيزهاي ماورايي مثل دعا و...مرتبطه
ولي به هرحال درصورت ايمان د اشتن به وجود خدا ...حتي شانس هم جزيي از اراده خداست