چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۸۷

ساعت 12:52 شبه. مهمون‌ها تازه رفتند. خانوم خونه در حاليكه يه كاسه تخمه و يه پاتيل ميوه، گذاشته جلوش و همه‌‌ی هوش و حواسش جمع تلويزيون هست، با صدای بلند داد ميزنه، آرش اون شير آب رو ببند ببينم اينها چی ميگن. آقای همسر در حاليكه زير لب آهنگ تبليغاتی بوتان، بوتان رو می‌خونه، فشار آب رو كم ميكنه و از خانمش می‌پرسه، مريم فردوسی‌پور برای چی دوباره علی دايی رو دعوت كرده؟! مگه علی دايی با كريمی اختلاف دارند كه اينقدر در رابطه با اين موضوع صحبت می‌‌كنند؟! اينها كه جفت‌شون سالهاست كه با هم بازی می‌كنند! مريم بدون اينكه آرش رو نگاه كنه و در حاليكه روی كاناپه ولو شده و داره تند و تند تخمه كدوها رو ميشكونه ميگه، تو هم كه بابا از مرحله پرتی. الان يه ساله كه دايی سرمربی تيم ملی شده و كريمی هم بخاطر اختلاف قبلی‌ش با دايی به تيم ملی نرفته و چهارشنبه‌ی همين هفته هم با كره شمالی توی استاديوم آزادی بازی داريم ...

بازی داريـم؟! مريم، مگه تو هم قراره بری وسط زمين بازی كنی؟! آره ديگه وقتی تيم ملی بازی داره يعنی همه‌ی ما ايرانی‌ها بازی داريم فقط حيف كه اجازه نميدن خانوم‌ها برن استاديوم وگرنه چه كيفی می‌كرديم وقتی می‌تونستيم با دوستام بريم و بچه‌های تيم ملی رو تشويق كنيم. اينها رو مريم ميگه و بعد يه دفعه مثل اينكه ياد چيزی بيوفته ميگه، آرش، وقتی كه ظرف‌ها رو شُستی حتماً با يه دستمال خشك، خوب پاك‌شون كُن. اين آب مُرده‌شور بُرده، املاح داره تموم ظرف‌هايی رو كه توی مهمونی هفته‌ی قبل شُستی، لَك‌ شده. شيش دونگ حواس زن سمت تلويزيون هست. دايی و فردوسی‌پور هنوز دارن با هم جر و بحث می‌كنند و مرد بدون توجه به حرفهای مريم و برنامه‌ی نود و مسابقات مقدماتی جام جهانی، زير لب ميگه، بوتان بوتان بوتان.

۲۵ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

چه خانم باحالی!

به همین سادگی ؟!

:)) خیلی باحال بود کیوان. از خنده روده‌بر شدم. «بوتان بوتان بوتان». فردا می‌بینمت.

پس بگو از چی میترسی...
***********************************************
k1: يعنی چی؟!

می بینم که جریان عادی سازی مساله زن ذلیلی به این جا هم رسوخ پیدا کرده.قبلا تو تلویزیون با تبلیغاشون(حمییییید! یا جام ....آخ که این حمیدگفتن خانومه منو یاد یکی از جاریهام میندازه وقتی برادر شوهرمو صدا میزنه حمیید.بعدنوبت رسید به ساسان مقدم با سریال نرگس و پیامک از دیار باقی.حالا شما هم زیر پوستی و تو بحبوحه ی فوتبال داری دامن می زنی به این قضیه. هرچند برای ما زنها که بد نمیشه.می ترسم صدای عناصر ذکور در بیاد.. :)

یعنی همونی که نوشتی ...

اگر فکر کردی توضیح میدم که فرصت انکار کردن پیدا کنی اشتباه کردی !
***********************************************
k1: والله متوجه منظورت نشدم.

arefe

کاش زنها رو استادیوم راه میدادن
نصف بیشتر مردها فقط حرف فوتبالو میزنن وگرنه هیچ اطلاع خاصی ندارن ولی کافیه جلوشون یه دختر راجع به فوتبال حرف بزنه و اطلاعات داشته باشه اونوقته که حسابی مسخره اش می کنن و میگن اصلا فوتبال یه ورزش مردونه اس زنها رو چه به فوتبال

سلام دوست عزيز
امروز تقريبا تمام وقتم صرف خواندن نوشته‌هاي شما شد خيلي از مطالب آرشيوت را هم مطالعه كردم لابد چيزي درون نوشته‌هايتان بوده است كه توانسته اين همه ساعت يك نفر را به خود مشغول كند. از سبك نوشتنت بسيار لذت بردم از نگاه تيزبين و نقادانه‌ات نيز.
حتما باز هم سر مي‌زنم و نوشته‌هاي ديگرت را خواهم ماند و به قول بعضي‌ها تا درودي ديگر بدرود.
اميدوارم كه هميشه شاد باشي (ببخشيد باشيد) و آرام.
يا حق

نفیسه

هر چی فکر میکنم آهنگ تبلیغاتی بوتان یادم نمیاد! خیلی حس بدیه.

نیوشا

سلام. نکنه مدام از بوتان بوتان گفتن منظورت اسم کشور بوتان باشه که تنها کشوری هست در جهان که زنها بطور قانونی می تونند همزمان بیشتر از یک شوهر داشته باشند!

نفیسه

یادم رفت بگم که این رو هم یادم نمیاد که تا حالا این تیپی نوشته باشی!

ساسا

این رفتار خانمای دهه 80 تا حدود زیادی می تونه یه عکس العمل ناخودآگاه باشه در مقابل رفتار آقاییونی که طی دهه های پیشین، سالاری می کردن و وقتی فوتبال شروع میشد صدا میزدن:
آهای ضعیفه (منزل، زن، عیال ...) یه ظرف تخمه بردار بیار که بازی امشب خیلی حساسه،اون بچه رو هم بردار ببر یه گوشه آرومش کن که صداش حواسمو پرت میکنه. چای بین دو نیمه هم یادت نره.
و ما ،زنان و دختران نسل امروز، همون دختر بچه هایی هستیم که زمزمه لالایی خوندمون واسه عروسکامون وقت فوتبال، حواس پدر عشق فوتبالمونو پرت می کرد و نمی ذاشت بفهمه کی به کی پاس داد و چرا آفساید شد؟!
و ما بزرگ شدیم و هر روز کنجکاوتر از روز قبل چشامونو دوختیم به صفحه جادویی تا بفهمیم این فوتبال چیه و چرا وقتی شروع میشه دل و دین بابامون یه جا به باد میره؟!
و این شد که نسل خانومای عشق فوتبال هم شکل گرفت...

دوست

از افعال معکوس استفاده کردی رفیق ؟ :) زن ها که طفلک ها هنوز مهمان نرفته جارو برقی را روشن میکنند و مشغول جمع و جور ریخت و پاشها میشن . بمیرم براشون :)))

فتانه

به قول خودت "والله" من نفهميدم چي مي‌خواي بگي. اگر منظورت اينه كه خانمه آدم بده است و آقاهه رو استثمار كرده تا كارهاي خونه رو بكنه و خودش برنامه مورد علاقش رو ببينه، كه 99% آقايون سالهاست كه اين رفتار رو با خانوماشون كردن، گيريم كه ناآگاهانه. ولي نشستن و به سرگرمي مورد علاقشون پرداختن و خانوم خونه كارها رو كرده.
اگر ميخواي قضاوتي درباره آقاهه انجام بديم و بگيم زن ذليله، كه به شخصه با ديدن يك پنجره از زندگي كسي قضاوتشون نمي‌كنم چون ممكنه كاملا توافقي باشه كه دوشنبه‌ها خانوم 90 ببينه و فلان روز آقا بره استخر (مثلا)
اما اگر طرز حرف زدن خانمه رو پر رنگ كردي كه بايد بگم به نظر من هم حتي در صورت توافقي بودن جريان باز لحن خانومه بايد خيلي بهتر و مودب تر از اين باشه. اون با من: " هي خانوم جون درست حرف بزن نوكر كه نگرفتي!" (منم خوب مادرشوهري ميشم ها...)

عسل

حالا با آوردن اين متن چي رو مي خواي نشون بدي؟ عجيبه؟ غير عاديه؟ نه؟ حالا اگه جاي مريم و شوهرش رو عوض كني انقدر طبيعي و جا افتاده مي شه كه ديگه ارزش پست شدن نداره!

والا من فكر ميكنم اين مدل زندگي ها بيشتر افسانه هست تا واقعيت اينقد كه اطرافم نديدم!

بعد منظورت از این خانومه من که نبودم خدای نکرده؟! :دی به هر حال که خانومه که خود خود من بود یعنی، اما "همسر عزیز"ش کلن فرق داشت خب! :))

اینم یه جورشه!

تخیلاتت هم خوب کار میکنه ها!

علایم آخر الزمانه پسرم... :)

به این میگن انتخابییی مطمئنننننننن !

ناز شصت خانومه

((: واقن ایول دارن اینجور خانوما...

یکی مثه تو

چند تا داستان کوتاه دارم البته اگه بشه اسمشو گذاشت داستان برات بفرستمشون نظرت رو بهم میگی؟
***********************************************
k1: بفرستيد.

یکی مثه تو

فرستادم نرسید؟

ارسال نظر