جمعه، ۱۹ مهر ۱۳۸۷

k1-Dallas3.jpg

از راست به چپ

کیـوان / اسـی / علـی (قلمبه)

دالاس _ 10 اکتبر 2006

۶۸ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
آزاده

چه پست خوش تیپی! راستی این علی قلمبه شما شبیه برادر منه: تپل با یه قیافه مهربون!

هزار ماشالا ولی نگفته بودی داری کچل میشی
***********************************************
k1: كچل؟!

همه افتادن به افشاگری ! اون از کیوان سی و پنج درجه که لو داد داره با اسم مستعار می نویسه ، اینم از تو که عکس گذاشتی از خودت. چه خبره؟
ولی انصافن به چشم برادری ، از اون چیزی که فکر می کردم ، خیلی بهتری ! ماشالله !

اگر سمت راستیه خود خودتی که خیلی بچه خوبی به نظر میائی ببخشید پسر خوبی به نظر میائی زنده و سلامت باشی
ماری

لیلا

عجب بک گراند زیبایی داره این عکس . هوم ... ده اکتبر 2006 دقیقا دو سال قبل در چنین روزی :-? روزهای خوش خوشان اولین هفته اقامت در ینگه دنیا .

آفتاب

بعد پست قبلیت گفتم حتمن به رحمت خدا رفتی بدون اینکه "دقیقن" بدانیم چه ت شده
حالا معلوم شد دلت حال و هوای تنگستان کرده

به به! به به!
اولن که، خودت از دوستات خوش تیپ تری!
دومن! این عکسای ینگه دنیا رو می ذازی آدم هوایی میشه!
سومن! شما همه تون دو متری هستید، یا همه این ارتفاعی که از خودت می گفتی خالی بندی بود؟ همچین حدودای 180 میزنی!!!!
***********************************************
k1: اون دو نفر ديگه دست كمی از من ندارند بخاطر همينه كه شما كوتاه حس ميكنيد ولی اگه شك داريد من با كمال ميل حاضرم نشون‌تون بدم كه خودتون اندازه بزنيد!

مهر

سلام کیوان جان،چه جای قشنگی ،چه جمع گرمی!امیدوارم همیشه همین جوری مثل عکست سرحال باشی.

حالا اگه روزگار گاهی نمی سازه ولی در عوض
این لطف رو بهت کرده که هم دوستای خوب و قلمبه داشته باشی
هم که چهار تا جای خوب هم رفته باشی...
.
.
بد می گم..!؟

مثل اینکه وقتی که این عکسو انداختی اون طوفان روحی هنوز شروع نشده بوده کیوان. هی هی! آدم چه خبر از آینده اش داره ... شاید 10 اکتبر سال 2010 دوباره یه عکس بذاری و زیرش بنویسی از راست به چپ: کیوان/ ... (همسر) / ... (فرزند اول) / ... (فرزند دوم). دالاس- 10 اکتبر 2010
***********************************************
k1: يعنی در يكسال 2 بچه؟!!! بنظرت شدنيه؟!

ستاره نقره ایی

عکس زیبایی است. من با وب هایی که عکس نویسنده رو می شه دید ارتباط بهتری برقرار می کنم. قبلا یک عکستون رو دیده بودم و در نگاه اول تونستم بشناسمتون. نمی دونم چرا با دیدن عکس این شعر به یادم امد :
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
حالا واقعا اون موقع این احساس رو داشتید؟
***********************************************
k1: نه والله! يعنی واقعاً من بايد اين شعر رو اون موقع زير لبم زمزمه ميكردم؟!

نفیسه

"هميشه ميگن مَردم عقل‌شون به چشم‌شونه ولی در مورد من حتی اين ضرب‌المثل هم صدق نميكنه و چشم‌‌های اين جماعت هيچ وقت اين لِنگ و پاچه‌های بلند من رو نمی‌بينه كه بايد توی تاكسی و اتوبوس و مينی‌بوس توی دل و شكمم جمع‌شون كنم و چمباتمه بزنم و عينهو اسيرهای جنگ دوم جهانی گوشه ماشين بتَمرگم و جُنب نخورم ولی همينكه می‌بينند شلوار جين توی تنم خوب و خوش كوپ واميسته همه‌شون با اون چشم‌های حسودشون ميگن، بَه‌بَه خوش بحالت با اين قد و بالات!"
البته از این کامنت داره دود بلند میشه! اشتباه نکنید دود واسه اسپنده تا یه موقع کسی چشم نخوره!

چقدر آسمون و آب توي اين عكس آبيه... مقايسه كن با آسمون تهرون. با آسمون دل ما آدما...

دوباره كيوان و دلتنگي... دوباره پاييز شد. عجب گرفتاريه هان...

جدی آدم از فرداش چه خبری داری ؟
این دونستنی که نمی دونی .. که نمیزاره "بمونی " یا "بری "....

امیرخان راست میگه ، یهو می بینی سال 2010 !!
من فیلم کنعان رو دیشب دیدم ، و نمیدانوم چرا همش یاد کیوان افتادم !
ببینش .. حتما ببینش! :)
یاد آلبوما و عکسها هم که افتادی ...
وقتشه فیلم رو ببینی !
حالا خوبی شما ؟
***********************************************
k1: هنوز فرصت نكردم كنعان رو ببينم ولی نميدونم چرا ياد من افتادی برام جالبه علتش رو بدونم.

غزال

تبـــــــــــــــــــارک اللــــــــــــــــــــــــــــه
***********************************************
k1: تبارك الله اونهم به اين درازی؟!

رسول

آقا سلام علیکم (غلیظ)
میگم حالا که کشف حجاب کردی اونم نزدیک یه استخر!!، خوب در وضعیت اسپرت تری!خودتو نشون میدادی که اون شورتا (مایوها) ی مارکدار!! هم بیچاره ها یه خودی نشون بدن! :دی
استقبال میگردد از این خودنماییها!
امید که رهگشای سایرین باشد!

غزال

خوب باید به قدوقواره ات بیاد دیگه
:)
***********************************************
k1: آهان از اون لحاظ؟!

فتانه

به‌به! به‌به! چه خوشگل...! چه قشنگ...! ماشاالله! تبارك الله! چه منظره خوبي...! چه خونه‌هاي خوشگلي...! چه استخر باحالي...! آسمون چقدر آبيه...! دِ آقايون بكشين كنار لطفا! نميبينين دارم عكس مي‌گيرم؟؟ خوبه والله، صاف افتادين وسط عكس!

پارميدا

سلام كيوان خان - چه عكس قشنگيه ، هم منظره و هم ..... راستي چقدر آسمان به زمين نزديكه . ميگم خوش تيپ هستيد ، بيخود نبود كه از خودتون تعريف ميكرديد ، شما منو ياد يكي از بهترين دوستام كه تو كانادا زندگي ميكنه انداختيد ( از نظر تيپ و قد ) . بهر حال عكسه باحاليه خوشمان آمد .

خدا ببخشدت!
به مامان خانوم .به خانومت. به دوستات:)

جالبه ، فکر میکردم سنتون بیشترباشه ، و لباش پوشیدنتون هم متفاوت تر بهرحال کار خوبی کردین ، اینطوری بیشتر میشه با نوشته ها ارتباط برقرار کرد.

عجب منظره اي پسر تو كدوم يكي از درخت ها هستي ؟! ( شوخي بود ) موفق باشي كچل ( باز هم شوخي بود )

مازيار

اوا كيوي جون(مخفف كيوان جون)...كچلي؟...هر هر هر ماينوكسيديل و ...هم امتحان كردي حنا و سبوس برنج رو چي؟.....بد درديه كچلي ها

قابل توجه دوستان :
با توجه به اينكه من كيوان رو بيشتر ديدم (عكس) ، ايشون پيشونيشون مث بختشون بلنده ، كچل نيستند . قربونت يه دستي هم به سر ما بكش كيوان جان ...
***********************************************
k1: والله بخدا من كچل نيستم. هر كی ميخواد بياد ببينه.

برای اینکه مینای ِ کنعان ، مینای ِ شهر خاموشیست که مدام و بی وقفه فعل ِ "ماندن" را از زبان شوهرش در سکوت و نگاه صرف می کند ! :)

کل فیلمو گفتم!! "-:

چون همش ماندنه .. چون کیوان برای من سمبل ماندنه !! :)
***********************************************
k1:والله من باز هم متوجه منظورت نشدم.

کیوان جان از 10 اکتبر 2008 تا 10 اکتبر 2010 میشه 2 سال آقاجون نه یکسال. پس میشه سالی یک فرزند که واسه اوایل زندگی یک امر کاملا طبیعیه. بعدش که یکم گذشت و آدم افتاد رو غلتک میشه هر سه چهار سال یه بچه آورد تا ببینیم آخرش به کجا میرسه. ;-)
***********************************************
k1: تو هم چه دل خوشی داری!

حالا بيابيد پرتغال فروش را!

امان از دل و تنگ و ... گشاد.
ولي بي شوخي يه وقتايي خودمو ميذارم به جات خدايي خيلي سخته ها .. اينهمه عاشقي اينهمه فاصله...
ميگن به هر كسي به اندازه طاقتش سختي ميدن!!( يكي نيست بگه مگه مرض دارن خوب خوشي بدن) اما شايد درست ترش اين باشه كه هر كسي به اندازه تحملش خودشو سرويس ميكنه...
پسر خوب خوش قيافه خوش هيكل اولا كه قوز نكن! دوما پاشو ول كن اين خراب شده رو برو تو سال 2008 زندگي كن لا اقل 600 سال جلو ميفتي.

خوب هوویی سر کلمه های پر افاده آوردی. الان داره تن شون تو سکوت می لرزه. همینطور ادامه بده. عکس ، لینک آهنگ ، تکه هایی از آنچه خوانده ای و می پسندی و... (البته خودت بهتر می دونی). اونوقت بر می گردند. سر حال و رام تر.
راستی کیوان یک سوم عزیز ، دیروز داشتم فکر می کردم انگور های سفت و گرد و پر آب و رنگ به رنگ شهریور چه کم از شلیل داره که قادر نیست تو رو برای نوشتن تحت تاثیر قرار بده ؟ انار قاچ کرده چطور ؟ اصلا بریم سراغ خرمالو که تا چند روز دیگه سر شاخه ها چراغانی جشن میوه راه می اندازه.
حیف بارون دیشب نبود که ازش بگذریم.
***********************************************
k1: خانم ثابتی با بعضی از اون چيزهايی كه گفتين مشكل دارم، اساسی ولی بارون رو هستم.

هموني كه گفته بودي...
بلندو چهارشونه...

آفتاب

من که در اندازه! k1 شکی ندارم ولی برای اینکه شبهات دوستان رفع بشه حاضرم با کلیه وسایل اندازه گیری از جمله متر، کولیس، میکرومتر، ساعت و .... بیام و یه بار خودم اندازه بزنم و به اینچ و فوت و مایل و یارد و هر چی دیگه لازم بود تبدیل کنم که دیگه برای کسی شبها ای ایجاد نشه.
با من تماس بگیرید!
دونقطه دی
***********************************************
k1: شما هم با من تماس بگير!

دوست

جمالتو عشقه :Dداش کیوان .

عكستون توي عكس توي آب نيافتاده ببينم چه شكلي هستين!

مهتاب

آقا چرا سفسطه می کنی؟ تو همین عکس اندازه زدم ارتفاع حضرتعالی رو!!!!!!!
اصلا من کی باشم که شک کنم؟؟؟؟؟؟؟؟
(این سایت شم از انی آیکون های من پشیمانم!!! نداره؟؟؟؟) :دی!
حالا کجا قرار بذاریم؟ چند تا :دی!
***********************************************
k1: شما بگو!

MAHSSA

به به جیگرتو . یه عکسم از شلمبه میذاشتی که دلش نسوزه . عکس خانمت را هم بی خیال بلاخره مردا روی ناموسشون حساس هستن ! اما با رسول موافقم . کیوان جون ما از این خودنماییها استقبال میکنیم . اخه اگه عکس درس درمون نذاری از کجا بفهمیم اون زیر شورت مامان دوز پوشیدی یا مارکدار؟:)) اما اینایی که کلی از کچلی و زشتی و خوشگلیت نوشتن چشماشون ذره بین داره؟ این جا که جز شیش تا لنگ دراز چیزی معلوم نیس یا من چشام عیب داره فقط لنگ و پاچه میبینم .
***********************************************
k1: شرمنده چون بنا به دلايل امنيتی نميشه يه سری چيزهای رو نشون‌تون بدم هر كسی خواست حضوری ميرسم خدمت‌ش!

ساسا

داداش این روزا رسما زدی رو دور غافلگیری!
تا چشمم به عکس افتاد کوپ کردم باورم نمیشد کیوانی که واسه یه قرار ساده همه رو میبره لب چشمه و تشنه بر میگردونه یکی از عکسای خودشو پابلیش کنه واسه جماعت کیوان خون!
اما خودمونیم، پسر خوب تو چرا این همه ما رو از قیافه خودت ترسوندی؟! والا این کیوانی که من تو عکس میبینم الحق و الانصاف مورد بی مهری واقع شده. یعنی واقعا همه باید الویس باشن تا تو از قیافشون تعریف کنی؟ (ضمن اینکه این علی آقای بیچاره هم همچین قلمبه نیست که تو میگفتی، منو باش فکر میکردم علی قلمبه ای که کیوان اسمشو گذاشته قلمبه لابد یکی تو مایه های رابعه اسکویی خودمونه!بیچاره علی )
حالا بیخیال این شوخیا میرم سر اصل مطلب:
این عکسی که گذاشتی یه دنیا حرف توشه: آبی آسمونش،سبزی درختاش، زلالی آبش،لبخند رو لبای شما سه نفر،خلاصه همه و همه حاکی از گرما و صمیمیتی داره که قلب آدما رو بهم گره میزنه تا از کنار هم بودن لذت ببرن.
این عکس مال دو سال پیشه گرچه من اون موقع هنوز با وبلاگت آشنایی نداشتم اما مطالب مربوط به اون روزا رو تو آرشیوت خوندم.حالا بر میگردیم به این روزا : روزایی که میای و مینویسی که کلمه ها به دلت نمی چسبن یا اینکه میای و از هوای دودآلود (یا بهتره بگم دودآجین) تهران می نویسی،از نامردی مینویسی،از متر به دستا و سپر به دستا می نویسی.
اینهمه پرحرفی کردم تا بگم تویی که گرمای آسمون آبی و برگای سبز و آب زلال رو زندگی کردی حق داری که از آسمون خاکستری زمونه دلت بگیره.
فقط همین

توی وبلاگ گردیام وبلاگتونو دیدم و خوندم موفق باشی

چه عکس قشنگی:) اقا شما چه خوش تیپی یه اسفند برای خودت دود کن!

مهتاب

حیف که تهران نیستم! وگرنه به خاطر کمک به k1 دراثبات اینکه او هم قرار می گذارد!!! باهات یه قرار میذاشتم! سعادتی از دستت رفت!!!!
آقا! خانم!
دیدین اینی که میگین به هیششششششکی قرار نمیذاره هم بعله!!!!
خوب دیگه! من میدون رو خالی می کنم دوستان خودشون با k1 تماس بگیرند!!
"کارگاه ارتباط مؤثر!!!!!"

چه جالب هر سه هم قدین! پیر نشی الهی مادررر ! بزنم به تخته به چشم برادری خوشتیبی ! این وب جدیدمه ! قبلی آدرسش پیش یکی از بستگان مونث لو رفت :دی

پادنا

سلام جناب کیوان خان

بگم...............یا نگم ؟
آخه لا مصعب از دور دل وایمان را اساسی به فنا!(آبرو مندانه اش گفتم) می دی تصویرتان را با عکس ترکیه ساخته بودم با عکس اصفهان خرابش کردی !
***********************************************
k1: حالا با دیدن این عکس چه حالتی بهت دست داد؟!

tadae

خوشگلا باید برقصن!
خیلی خوش تیپی

پادنا

چی بگم؟

یک تبارك الله! اساسی نثارت کردم.امیدوارم به آرامش درونی برسی چون یقین دارم لایق بهترین ها هستی.
یک خواننده خیلی خیلی خاموش که برای اولین بار کامنت گذاشته.
***********************************************
k1: آرزوی خیلی خوبی برام کردی. " آرامش درونی " ممنون از لطفت.

من حرفم رو پس گرفتم کچل نیستی موهات از عقب رشد کرده
***********************************************
k1: راستش چون عکس کوچک شده و چون من موهام رو ژل میزنم فکر کردی کچلم

هما

به به ! بببه به!
فتبارک الله احسن الخالقین!
شما حواستون پرت کیوان باشه ، بنده محو پسر خاله اسی ام!!
**********************************************
k1: فکر نمی کردم اینقدر بد سلیقه باشی!

ساسا

آقا اجازه یه پیشنهاد:

من میگم حالا که اینقد مهربون شدی میشه بی زحمت اون عینکم از چشت برداری تا ما بتونیم با چشم غیر مسلح درست و درمون رصدت کنیم؟

آخه داداش من از بس قرار نمیذاری مجبوریم متوسل به شانس و اقبال بشیم تا اگه روزی نیمروزی شبی نیمی تو پارکی تاکسیی سینمایی یا هر جای دیگه ای! دیدیمت لا اقل بتونیم بشناسیمت و یه چایی شربتی آیس پکی نسکافه ای چیزی مهمونت کنیم . باور کن نیتم خیره!

...................................

راستی یه پی نوشت تقریبا بیربط:

چند روزه تو دانشگاه با یه دختر خانمی آشنا شدم که اسمش کیوانه!!!!!!!!!!!

(فکر کن،ملت صداش میزنن کیوان خانم!!!! هرچقدرم بهش میگیم این چه اسمیه میگه نه خیر کیوان هم اسم دختره هم پسر)

خداییش شما تا حالا شنیده بودین که یه نفرو صدا بزنن: کیوان خانوم؟!
***********************************************
k1: شما قرار گذاشتین و من نیومدم؟!
اون دختر هم بذار دلش خوش باشه که کیوان اسم دخترونه هم هست. هر چند اون مقصر نیست بلکه پدر و مادر دانشمندش مشکل دارند!

به به کیوان خان! یه سوالی.. این عکس مال دو سال پیشه.. یعنی از نظر زمانی شاید زیاد قدیمی نباشه. ولی از نظر مکانی خیلی دوره. عکسو دور حس میکنی یا نزدیک؟
جدی سوالمه ها. واسم جالبه!
***********************************************
k1: دور

نفیسه

کمی تا قسمتی بی‌ربط: میگن زکات علم، آموختنه.به همین خاطر منم خواستم زکاتم رو داده باشم و بگم که به نظر میرسه برداشتت از کامنت هما جان اشتباه بوده، البته تا اونجا که علم من قد میده.

همون فعل موندن دیگه ...
نیمه های ذهنش با هم درگیرن ..
بین رفتن و موندن ...

میگه میخواد بره اما می مونه ...

فیلمو ببین شما کیوان جان ! بعد اگه بازم کامنت من رسا نبود ، توضیح بیشتری میدم ! :)
***********************************************
k1: آره حتماً بايد برم و كنعان رو ببينم.

افسون

تازگيهامثل مرداي كانال فشن همش داري خودتو به نمايش ميذاري.اول از هيكلت تعريف كردي بعدش هم زدي به سيم اخرو عكست وانداختي.چرا؟رويه ات واسه ادامه زندگي تغييركرده؟دنبال همدم ميگردي؟فكركنم به اندازه كافي بزرگ شدي كه بدوني اين راهش نيست
***********************************************
k1:احتمالاً شما در رابطه با من اشتباه كردی.

مازيار

بعله ديگه 2ميليون خرج ميكني ميري آمريكا بعد ميگي چرا كامپيوتر ندارم مال علي شلمبه رو گرفتم
***********************************************
k1: تا كور بشه هر كسی كه نمی‌تونه ببينه.

عجب جوابهای دندون شکنی میدی

بیشتر از جوابات و پرووییت خوشم میاد

دوست

ساسا خانم اون رفیقت خیلیم اشتباه نمیگه . من هم دو تا خانم به اسم کوچک کیوان میشناسم . یکیشون حدودای پنجاه سن داره و خانم مهندس کاردرستی هم هست و دومی خواهر رفیق خودمه که دبیره و چل و چند سالی داره . اما زیاد رایج نیست . مثل اسم مانا یا اسم نیما که بیشتر پسرن اما دخترم با این اسما داریم . راسی پدر مادراون رفیقم هم که اسم خواهرش کیوانه دانشمند نیستن . از خان و خان زاده های پولدار بختیاری هستن :)
***********************************************
k1: هيچی ديگه پنداری حالا توی جنسيت منهم به شك و شبهه افتادين! هر كسی شك داره خودش بياد نشونش بدم!

avalesh begam oon orenge ke vasat comment gozashte man nistam.dovom inke haminke didam poste jadid gozashti kheili kheili khoshhal shodam az samime ghalb o ina.sevom inke khoshtip khoshtip khoshtip.chaharom inke man hafteye pish daneshgaho tatil kardam oomadam teh va har ruz raftam cinema.3 zano va kanano va davato didam va faghat kanan arzeshe didan dasht motaasefane.ehtemalan ye naghdi ham vase har se tashun nebeshtam.bazam migam kheili kheili khoshhal shodam ke post gozashti

ساسا

از اونجایی که من نسبت به رعایت احترام بزرگترا توسط کوچکترا خیلی حساسم، جسارت نمیکنم و ترجیح میدم سکوت کنم که شما که بزرگتری زمان و مکان قرارو مشخص کنی تا با بروبچه های کیوانخون جمیعا(یا اگه خواستی تک تک) با گل و شیرینی برسیم خدمتت.
خوب آقا کیوان کی؟ و کجا؟
***********************************************
k1: حالا دیدی الکی حرف میزنی و تو قرار نمیذاری.

NEDa

این اسی خان شما قصد ازدواج ندارن؟؟؟؟:D
فقط نگو که زن داره:(
***********************************************
k1: اسی خان زن نداره ولی گرین کارت داره اتفاقاً دنبال یه دختر خوب برای ازدواج هم میگرده. حالا من باید چیکار کنم؟!

این‌قدر کامنت‌ها زیاده، هر چی اسکرول می‌کنم تموم نمی‌شه! فضای خیلی قشنگیه :)
***********************************************
k1: فدات بشم استاد.

flora

سلام
من تایادمه مطالبتو میخوندم،حتی وبلاگ قبلیت. ولی زیاد اهل کامنت گذاشتن نیستم،
2سالی که افسرده بودم وقتی میخندیدم ،مامانم میفهمید که دارم مطالب کیوان رو میخونم،
امسال که حال بهتری دارم ازینکه تو حالت زیاد خوش نیست ناراحتم همونقدر که اطرافیانم از افسردگی من ناراحت بودند،
کاش بتونم کمکت کنم،تا ازین دیو رها بشی،واقعا زندگی آدمو بهم میریزه
بیشتر ازهمیشه آرزومیکنم،که شاد باشی ،خودت باشی وازین حال غریب دربیای!

lili

آقا به نظر من به دلیل استقبال بی نظیر ، یه عکس دیگه بزار، حال می ده ، اون بالا چه بازیه بامزه ای راه افتاده....یا اینکه این پست رو تا اطلاع ثانوی تمدید کن....یه عکس دیگه بزاری بهتره ...حرفهای جدیدتر می خونیم ....بامزه است خیلی
***********************************************
k1: تا همین جاش هم که من رو تحمل کردین ممنونم!

ساسا

آخه آقاي محترم من اگه قرار نذاشتم واسه اين بود که نميدونستم بيشتر کجاها رو ترجيح ميدي، وگرنه مني که قرار نيست تنها بيام (و اگه قراري منعقد شد وقت اومدن هرکدوم از جماعت کيوانخونو که مايل بودن با خودم ميارم) از چي بايد بترسم که قرار نذارم؟!
داداش من حنات ديگه پيش من يکي رنگي نداره اين ترسوندنا مال قبل کشف حجابت بود نه حالا که چشممون منور به وجنات حضرت شده ،
نه آخه تو بگو قيافه به اين مهربوني به اين آرومي مگه ترس
داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
***********************************************
k1: با هر کی هم که قرار بذارم خاطرت جمع با تو قرار نمیذارم.

آهو علفی

عمو کیوان ، این رو منتشر نکن ،یا اگر می کنی با این ای دی ، ببین خندم گرفته ، اینجا خیلی شبیه جاهایی که توش تابستون ها فیلم پورن.وها رو می سازند، به جون خودم، کانال ها رو دور بزنی ، تابستون ها اکثرشون مثلا توی تایلند، هالیوود، آمریکا ، انتالیا و....توی همچنین جاهایی است ....
حالا ناقلا راستش رو بگو اینجا کجاست؟ از این جاهاست که زنا با میله می رقصند، شوخی کردم ...هزارتا بوس ....

جواب ناجور ندهی ها ،ولی خیلی بامزه است چند وقته می خوام واست بنویسم ولی روم نمی شد
***********************************************
k1: نه والله اونجا کسی با میله نمیرقصید. فکر نمیکنی این اسم آهو علفی یه جورایی ناجوره؟!

هی وا

استاد، مالاگا هم خوشگله ها، از این جور جاها که خیلی زیباتر داره ، یه کلبه خرابه هم هست که صد البته در مقابل خانه شون کانری ،خانه سرایداری محسوب می شه ....

ندا جون این آق کیوان خودمون جک مناسب تریه ها.البته به چش برادری.البته بستگی داره شما گرین کارتو ترجیح بدی یا ...؟! خوب منم باشم گرین کارتو ترجیح میدم

نه انصافن پاهات درازه:) یاد نوشته ای افتادم که گفته بودی باید با زور خودت را تو تاکسی جا بکنی:)
جالب بود چون خود من هم یک ذره پیش یک عکس سه نفره گذاشتم تو وبلاگم:)

NEDa

گریییییییین کارتو عشق است:D

vesna

WoWW che axe naZZiii ey kash kami jadidtar mibud

یا خواب بو د یا توهم...
اما یکی اینجا گریه کرده بود..!

yeki mese to

جاده با تمام زیبا ییها یش در سکوت تلخ او که بیشتر از همیشه عذابم می دهد غرق می شود و من باید به خود بقبولانم که قرار است این چند روز را کلی خوش باشیم البته در کنار او که از بدو سوار شدنش بق کرده و بیرون را نگاه می کند.
یاد گذشته و سختیهایش برای با او بودن قلبم را می سوزاند که چقدر دوستم داشت و من او را.
همانطور که چشم دوخته است به جاده می گوید: راه خیلی طولانی شده چرا نمی رسیم ؟!
با خودم و در جوابش می گویم: چون با من هستی طولانی شده، این بار طوری که او هم بشنود می گویم: برسیم که چه شود؟
نگاهی گذرا به من می اندازد و می گوید : با نرسید نمان هم چیزی نمی شود.
همانطور که حواسم به جاده است می گویم: وقتی برسیم وتو با من مثل این اواخر مهربانیت کم محلی و قربان صدقه ات هم بحث و دعوا باشد ترجیح دمی دهم نرسیم .
با عصبانیت روی صندلی جا به جا می شود و می گوید : من بحث می کنم یا تو؟!
با التماس نگاهش می کنم که تو را به خدا شروع نکن او هم ساکت مثل چند دقیقه قبل به حالت اولش بر می گردد. زیر لب می گویم :چه عجب!!!
آنقدر سکوت بین مان طولانی شد که چشمانم خمار شد وقتی به خودم آمدم دو مرد با روپوش سفید بالای سرم دیدم . با تعجب پرسیدم من کجا هستم؟!
یکی از آنها جواب داد : بیمارستان
گفتم :من و همسرم در جاده شمال بودیم.
همان پرستار گفت : تصادف کردید.
پرسیدم همسرم کجاست ؟ حالش خوب است؟
جواب داد: متاسفم آقا ایشون فوت کردند .
با خشم فریاد زدم: دروغ می گویی او نمرده.
دستم را گرفت و گفت: کاش دروغ بود ولی.... و از اتاق خارج شد از روی تخت بلند شدم که بدنبالش بروم ناگهان به زمین افتادم .
با تکانهای دست کسی چشمانم را باز کردم و او را دیدم که با لیوانی آب کنارم نشسته است آرام مثل همیشه گفت : توی خوابت کی مرده بود؟!
و من تمام محبت عالم را در چشمان ریختم و گفتم: خدا را شکر که خواب بود

ارسال نظر