پنجشنبه، ۱۱ مهر ۱۳۸۷

gavaznha1.jpg

سيــد

وقتی رفتی، نفهميدم كی رفته، حالا كه اومدی، می‌‌فهمم كی اومده.

۱۴ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
sanaz

.... بدون شرح
:-))

من این فیلمو ندیدم، اصولا فیلمهای قبل از انقلاب رو خیلی ندیم به جز یه چند تایی که خب البته یکیشون قیصر بوده، اون یکی هم گنج قارون، اونی که گوگوش با بهروز وثوقی بازی کرده هم دیدم، همونی که از شمال با هم برمیگردن تهران، گمونم این جمله معروف « عروسی یِس، عقد نو» یکی از دیالوگهای وثوقی بود، درست میگم؟، راستی اسمِ فیلمش چی بود؟
***********************************************
K1: ظاهراً شما منظورتون " همسفر " بوده البته " ماه عسل " يه قصه تقريباً شبيه به همسفر داره ولی توصيه می‌كنم حتماً گوزنها رو ببينيد.

گوزنها رو دو سه باري ديدم و يه چيزايي ازش يادمه .(تف به اين آلزايمر كوفتي). اما از همه فيلم فارسي ها كه آدم يه جورايي مور مورش ميشه از اينكه بگه كلي وقت گذاشتيم و گشتيم و پيدا كرديم و نشستيم نگاه كرديم... از ديدن دو تا فيلم اين حس رو نداشتم...
نميدونم تو اون دسته جا ميشن يا نه..
سوته دلان و همين گوزنها.

واقعا فيلمهاي توهم زا و عميقي هستند.

يادي هم از اون سكانس خواستگاري كنم تو گوزنها با اون آهنگ ويرانگر گنجشكك اشي مشي كه بدجوري رو اين سكانس نشسته.

شاد باشي كيوان جون.
راستي اين برنامه مووي نايته چي شد؟.
***********************************************
k1: من در جريان برنامه مووی نايت نيستم.

الهی ی ی ی ی ی ی ی..........

دوست

اگه صد سال هم بگذره دیگه هیشکی بهروز وثوقی نمیشه . حتی همین پرستویی که بعضیا بدشون نمیومد با وثوقی مقایسه اش کنن انگشت کوچیکش هم نیس .
***********************************************
k1: باهات موافقم.

akhe man ke az in film ghadimia sar dar nemiaram agh keyvun?!
***********************************************
k1: خب میگی من چیکار کنم؟!

لیلی خامنه

نصفه مردهایی که این موقع شب برمیگردند خونه فکر می کنند،خسته اند،اما خسته نیستند،نئشه اند..به قول سینمایی ها ،.آقامون کیمیایی،آقامون بیضایی ...راستی بچه ها هرکی فیلم جفت شش رو داره من می خوام،لطفا .......درباره کیمیایی ساخته شده،یه روزکیمیایی می ره دم درخونه اسماعیل منفرد زاده می بینه ،تو راه پله نشسته ،می گه اسماعیل چرا تو راه پله نشستی ،می گه توخونه تنها بودم،حوصله ام سررفته بود،شروع کردم به تاس انداختن،جفت شش اومد،هی تاس انداختم هی جفت شش اومد،انقدر جفت شش اومد که آخرش ترسیدم و اومدم تا راه پله نشستم، من این فیلم را می خوام،فیلم من خراب شده است .....

راحیل

سلام کیوان خان.من بعضی از پست هاتو save کردم.امروز "قمار عاشقانه" رو خوندم.خیلی دلنشین بود.البته میدونم قبلآ خیلی تایید شنیدی اما من سختگیرم هر چیزی به دلم نمیشینه.میگم انگار دیگه دل و دماغ عاشقانه نوشتن رو نداری!

به طرز خوبی این عبارت ِ گوزنها توی مخ من همش همش همش چرخ می خوره .. کل فیلمو به خاطر همین دوست دارم .. هی گوشش میدم .. ! :)

لینک هم کردم. ممنون

رسول

هنوز تو چشات عشقه
عین یک کفتر رو شونه من

آخ آخ....!

چقدر فراوانی عکس این مفهوم ، در عالم واقع اتفاق می افته. کاش زندگی سر تاسر یک سناریو اختیاری بود. حتی مثل گوزن ها زخمی.و مرگ مثل یک کارگردان پر جذبه ، مداوم به میان صحنه هایش کات نمی داد.

غزل

می دونم بی ربطه ها! اما من هر دفعه مامانم شلیل می خره یاد شما می یوفتم امروز هم رفتیم خریدیم. به نیابت از شما هم از ظهر تاحالا دوتاشو خوردم!

با ربطشم این که فیلم رو ندیدم اما این جمله رو به شدت درک می کنم و حس جالبیه وقتی طرف برگرده و هم تو هم اون بدونین که کی برگشته!

خوش بگذرد

اسماعیل منصوری

وقتی رفتی نفهمیدم کی داره میره حالا که اومدی میفهمم کی اومده ،ه ه،هنوزم کم حرف میزنی هنوزم ماتی هنوز توچشات عشق حتما هنوزم دروغ نمیگی عین یه کفتر روشونه من صفای قدمت. با سلام به هرکی این فیلم روندیده پیشنهاد میدم حتما ببینه . بازی کارگردانی موسیقی فوق العاده. راستی من دنبال فیلم تنگسیرم کسی میتونه به من برسونه. مرسی ممنون

ارسال نظر