چهارشنبه، ۳ مهر ۱۳۸۷

چند دقيقه پيش كارگر خدماتی كه يه ماشين چمن‌زن دستش بود و از صبح داشت زير همين پنجره‌ايی كه ميز من كنارش هست كار می‌كرد با شنيدن صدای اذان ظهر، خلاصه رضايت داد كه از چمن و ماشين و اعصاب و روان من بكشه بيرون و نميدونم كدوم قبرستونی رفت و گم و گور شد. ديگه در آستانه انفجار بودم و هی با خودم تموم درسهای مهندسی رو مُرور می‌كردم كه ببينم آخه برای يه باغچه و لَچكی دو در سه متر، مگه چقدر بايد يه ماشين چمن‌زن كار كنه تا بتونه اونها رو بزنه و ديگه تصميم داشتم بلند شم و بدون در نظر گرفتن شرايط و سيستم اداری و انضباطی حاكم بر شركت، چيزم رو از همين بالا دربيارم و بشاشم به سر مرتيكه قُرمصاق كه خب اذان ظهر خط بطلانی كشيد به تموم اين فرضيه‌ها و نقشه‌های پليد و شيطانی من. از ساعت هفت صبح تا الان يارو اگه قرار بود چمن تمام مراتع و مزارع سيدنی و زمين‌های گلف كشور آمريكا رو هم بزنه بايد ديگه تا حالا تموم ميشد. خلاصه شانش كه نباشه همين ميشه ديگه. چهارده سال چمن‌های اين يه تيكه زمين رو نزده بودند اونوقت همين كه دو روزه من اومدم نشستم توی اين اطاق خراب شده، يه روز چمن‌زن مياد، يه روز ليفتراك مياد، يه روز جرثقيل مياد، يه روز كاميون مياد، يه روز تانك و ميگ 27 و سوخو و اف 14 و هاوركراف مياد. خدايا من ضعف اعصاب گرفتم از اين همه سر و صدا!

پريروز رفتم دكتر. آقای دكتر وقتی داروهای قبلی رو دوباره تجديد كرد باز هم با تاكيد گفت: اين قرص‌ها رو حتماً بعد از نهار می‌خوری! در حاليكه سرم رو از شرم انداخته بودم پايين و سراميك‌های مطب رو نگاه می‌كردم زير لب يه استغفرالله گفتم و در حاليكه دكتر داشت قهوه‌اش رو نوش جون می‌كرد و منهم توی حالت عادی كه بوی قهوه بهم ميخوره اونقدر از خود بيخود ميشم كه دوست دارم بدم ديگه چه برسه به وقتی كه روزه‌ام هم باشم! به دكتر گفتم، دكتر با اجازه‌تون اين 7-8 روز رو هم روزه بگيرم و بعدش ... كه دكتر نذاشت جمله‌ام تموم بشه. دكتر نگو، بگو اورانگوتان. بگو اژدها. يهويی مثل ديو تنوره كشيد و چنون عربده‌ايی زد كه پنداری كسی از زير ميز، تخم‌های آقای دكتر رو بصورت عمودی كشيده. فرياد زنون گفت، مگه بهت نگفته بودم بايد حتماً بعد از نهار قرص‌هات رو بخوری؟! اين همه زحمت كشيديم تا به اين حالت و شرايط اِستيبل برسی، اونوقت سر خود قرص‌هات رو نخوردی؟! گفتم، آقای دكتر توی ماه رمضون كه ديگه كسی نهار نمی‌خوره. منهم قرص‌هام رو بعد از افطار می‌خورم. حالا ديگه دو سه ساعت اينور اونور كه توفيری نداره! گفت، الاغ، تو خيلی گـُه زيادی می‌خوردی! البته راستش اين جمله رو خيلی واضح و علنی نگفت ولی من چون اون روز، روزه بودم و حس‌های معنوی‌م خيلی قوی شده بود تونستم بفهمم كه توی مغز دكتر چی می‌گذره بنابراين شك ندارم كه اگه بهم فحش خار مادر نداده باشه اين الاغ و گه می‌خوری رو حتماً بهم گفته.

نسخه رو نوشت و مهر و موم كرد. هنوز بطور كامل از روی صندلی بلند نشده و نيم‌خيز بودم كه دوباره بخودم جرات دادم و گفتم، آقای دكتر اگه شما صلاح بدونيد من اين چند روز باقيمانده رو هم روزه بگيرم ... شانس آوردم دكتر قهوه‌اش رو خورده بود و فنجون توی دستش نبود وگرنه شك ندارم كه بيخيال اون همه مدارك عالی‌رتبه‌ی پزشكی و مدال و مقام و جام ميشد و فنجون رو ول می‌كرد سمت سر و صورت من. دكتر، اينبار جوری فرياد زد كه احتمالاً تمام مريض‌هايی كه توی اطاق انتظار بودند فكر كردند يا من به دكتر تجاوز كردم و يا دكتر من رو مورد تعدی قرار داده كه صدايی اينچنين به آسمون بلند شده. در حاليكه ديگه كاملاً مطمئن شده بودم كه دكتر روی حرفش سفت و محكم واستاده و من حتماً بايد قرص‌هام رو بعد از نهار بخورم، بحالت نيمه‌خيز از مطب زدم بيرون.

من كه الان دو روزه، روزه نمی‌گيرم و بواسطه خوردن دارو روزه‌ها رو هم در كنارش می‌خورم! جرات نمی‌كنم ديگه زنگ بزنم به مطب و حال آقای دكتر رو بپرسم چون مطمئن هستم با توجه به عربده‌هايی كه اون عزيز بخاطر نجات جون يه انسان كه من باشم زد حتماً يا باباسيلش زده بيرون و يا الان گوشه‌ی يه بيمارستان افتاده و دارند فَتقش رو عمل می‌كنند. دكتر جان، من فدای اون حس مسئوليتت بشم. اون مرض و اون داروها رو ولش كن، راستش از اون روز به بعد و بواسطه ديوار صوتی كه توی مطب شكستی سه روزه كه همه چيز من همينجوری سيخ و معلّق در هوا باقی مونده. دكتر جان، بنظرت اين يكی مشكل رو چه جوری درمون كنم؟!

۳۹ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
orange

baba in che marizie ke ghorsesh nabayad 2-3 saat invaro oonvar she?!behar hal omidvaram khube khub zude zud beshi aghaye keyvan khan.

آقا آدرس اين دكتره رو بده ما هم يه كلا شرعي برا خودمون پيدا كنيم . خوشتيپيا ، با كاور ايتاليا !

پریسا

سلام
امیدوارم هر چه زودتر خوب بشید.راستش من نفهمیدم "سه روزه كه همه چيز من همينجوری سيخ و معلّق در هوا باقی مونده"یعنی چی؟؟؟
ولی من از طب همیوپاتی که الان 1 ساله تحت نظرم خیلی راضیم دارو و این دردسر هارو هم نداره خواستین معرفی میکنم :)
***********************************************
k1: در رابطه با اون چیزی که همینجوری سیخ معلق روی هوا باقی مونده شرمندم نمیتونم بگم!!! پریسا جون من خیلی به همیوپاتی اعتقادی ندارم ولی با اینجال ممنون میشم آدری پزشک معالجت رو بدی.

برای حل این یکی باید روزه بگیری ، خودتم باهاش شل و ول میشی چه برسه به همه چیزت...

من فقط این پست آخرتو خوندم. خیلی خوشم اومد!

سر فرصت بقیه شو می خونم. به همین جهت لینک شدید!

لیلا

فحش های جناب دکتر معالجت نوش جان :)) جدا درک نمی کنم آدم هایی را که روزه از نظر سلامت براشون مضره و باز هم اصرار به روزه داری می کنند . برخلاف تمام تبلیغات مزخرفی که در رسانه های وطنی باهاش بمب باران میشیم روزه از هر زاویه که حساب کنی برای سلامت مضره . همان یک قلم ننوشیدن طولانی مدت آب برای بدن مثل سم میمونه . مگر این که به دلیل اعتقاد مذهبی روزه داری کنی که حتی در این صورت هم در شرایطی واجب نیست . نمی خواستم برم بالای منبر اما هنوز تحت تاثیر مرگ تاثرآور مرد جوان همسایه در هفته قبل هستم که سی و پنج سالش هم نشده بود و بعد از افطار سکته کرد و عمرش را داد به شما ! ظاهرا قبلا هم پزشکش در مورد خطرناک بودن روزه براش به دلیل بیماری فشار خون تذکر داده بود اما متاسفانه ... خب احتمالا اون دنیا اجرش با اولیاء و انبیاست :پی
***********************************************
k1: لیلا جون آدم بمیره خیلی بهتر از اینه که همینجوری سیخ روی هوا باقی بمونه!

دوست

بابا کیوان جون کوتاه بیا . روزه میگیری ؟! ای ددم وای :D من که حالم از هر چی پیغمبر و دینه بهم میخوره . این اراجیف اخوندا رو بی خیال شو داداش . با همین چیزا مملکتو به گه کشیدن و دارن میکشن . حالا خواسی ثواب کنی روزه کله گنجشکی بگیر . خب اینارو نوشتم اما میترسم جماعت متعصب خوننده هات فحشم بدن منم که فحش خورم ملس نشده هنوز برا همین میگم برادر کیوان نماز روزه هاتون قبول برادر . مارو هم دعا کنین تو شبای قدر :DDDDDDDDDD راسی فک کنم قدر و مدر زرتش قمصور شد دیشب پس باشه سال دیگه دعامون کن برادر . خواهرا برادرا محتاجیم به دعا !!!
***********************************************
k1: فکر نمی کنم همچین قراری با هم داشتیم که کسی به اعتقادات کس دیگه بخنده و اونها رو به مسخره بگیره؟! داشتیم؟! من دست به ریدنم همچین بد نیست هاا.

مریم

وای کیوان ما یه استاد داریم ،همه چیز رو نقض میکنه.جدیداً هم بحثش حول روزه است ومخالفت با اون...حیف که هنوز بلد نیستم دفاع کنم والا بدم نمیومد از کلاس اخراجم کنه!!! حالا که میگی تو روز روشن قهوه می خورده میبینم چقدر ورژنای استادمون زیادن!ولی خدائیش اگه واسه اون قانون سوم نیوتن رفتی پیشش و گفته واسه آنتی هیستامین باید روزت رو بخوری ،دکترت رو عوض کن.

لیلی خامنه

خوب روزه هاتو بفروش،من مامان بزرگم همیشه روزه هامو می خرید،دربارش نوشتم تو360 ...
جدی می گم ها......


وقتی که بوی انتظار هم آغوشی
ازچاک پیراهن کولیان باکره لبریز است
باید
برگاهواره هایی خالی از مسیح به فاتحه نشست
***********************************************
k1: من الان در شرایطی هستم که حاضرم روزه مردم رو هم بخرم!

حالا مگه چه قرصی میخوری که اینهمه مهمه؟ به نظر نمیاد مشکل جسمی حادی داشته باشی؟
منم چند روز اول رو روزه گرفتم یه هفته مریض شدم و دیگه نگرفتم. اما قدر دکترت رو بدون والا من هر ماه که میرم پیش دکتر مادرم جونش در میاد تا جواب سوالات احتمالی منو بده. بهش که نسخه دارو های همیشگی رو میدم تا فقط بنویسه اخمهاش میره تو هم. با نگاهش میگه خفه شو بابا حوصلتو ندارم! ده هزار تومن ویزیت میدیم 5 دقیقه تحملمون نمیکنه. بازم دکترت خیلی خوبه که از جونش مایه گذاشته! هر دکتری سر مریضش داد نمیزنه

شایدم اینطوری خیال خودتو راحت کردی

دوست

کیوان خان گرامی من قصدم مسخره کردن نبود . اعتقاد خودمو نوشتم حالا چون از دست این جماعت دلم خیلی پره با لحنی شد که تو برداشت بدی ازش کردی . از اون گذشته نمیدونم چرا تو این مملکت فقط ما باید به عقاید شما مسلمونا احترام بذاریم ؟!! اما شماها همونطور که همه چیز مملکتو دو قبضه کردین نه فقط به عقیده ما احترام نمیذارین که ماها رو جهنمی میدونید و خودتونو اخر بهشت ! واسه یه دولا راس شدن و چند ساعت گشنگی سهم شما حوریای بهشته و سهم ما دیوای جهنم . اینم که تهدید کردی به ری.......... والا این که دیگه تهدید کردن نداشت داداش خودم دیدم خیلی وقتا تو همین کامنتدونی کامنت گذارا رو قهوه ای کردی . شایدم برا همینه که خیلیا میرن و دیگه پشت سرشونم نیگا نمیکنن . خلاصه من منظور بدی نداشتم چون فک میکردم جنبه شو داری نظرمو نوشتم . فک میکردم خواننده های دو اتیشه مسلمونت بهشون بربخوره اما خودت رو چه عرض کنم . فک کنم با این حساب من و امثال من ساکت بشیم بهتره . خوش باشی رفیق .
***********************************************
k1: من همه چیز مملکت رو دو قبضه واسه خودم کردم؟! تو کی هستی که من تو رو بهشتی یا جهنمی بدونم؟! اصلاً من کی هستم که بخوام برای تو و دیگران تکلیف تعیین کنم؟! آقای مهندس دوست! انتقاد روش داره. شیوه داره. من و تویی که بابت دموکراسی کون خودمون رو جر میدیم باید بتونیم نظر خودمون رو بگیم ولی چه جوری؟! جداً کامنت قبلی تو فقط یه نظر بود و کسی رو مسخره نکردی؟! ببخشید میشه شما برای من بگی اظهار نظر چه جوریه و مسخره کردن چه شکلیه؟! تو چه مذهب و چه دینی داری که من به اون بی احترامی کردم؟! شاید من در رابطه با همه اصناف نوشته باشم ولی آیا توی این وبلاگ به دین و مذهب و اعتقادات کسی هم توهین کردم؟! اینکه تو عقیده من رو مسخره کنی و من چیزی نگم یعنی اینکه من جنبه دارم؟! آیا اصلاً اینجا من چیزی از اعتقادات کاملاً شخصیم نوشتم که بخوام بابتش چیزی طلب کنم. از نماز خوندن و روزه گرفتنم گفتم؟! یا اگهر هم گفتم کی اومده دو زار کف دست من بذاره؟!
هنوز تو رو بعنوان دوست خودم میدونم و مایل هستم که نظرت رو ببینم و بدونم ولی اگه خودت مایل نیستی هیچ ایرادی نداره نه تو به من بدهکاری و نه من به تو. من نمی تونم هم مطلب بنویسم و همه ناز و نوازش خواننده ها رو هم بکشم. دوست داشتی نظر بده و دوست هم که نداشتی امیدوارم که زندگیت همیشه خوب و خوش باشه .

MAHSSA

این چه قرصیه که اینقدر باید سر وقت خورده بشه ؟ بیشتر قرصا رو میشه با تاخیر چند ساعته خورد . بعدشم مریم جون ناراحت نباش تو اگه یه استاد داری که همه چیزو نقض میکنه من هرچی استاد و دکتر مهندس دور و برمه همه از دم کافرن :D جدی میگما . یعنی اوناشون که تحصیل کرده خارجه هستن اکثرشون این مدلین به غیر اون استادای ریشومون که از صدقه سر سهمیه و این حرفا مدرک کیلویی گرفتن . حالا باید ریشه شو پیدا کرد چرا این جوریه ؟ از این حرفا گذشته من که وقتی روزه میگیرم دم غروب به حال مرگ میفتم بعدشم تا دو روز سردرد و معده درد دارم واسه همین هر وقت میخام خودمو واسه دور و بریا لوس کنم میگم فردا میخام روزه بگیرم :D

مهندس جان کار از این حرفا گذشته. انشا الله قراراه اونا رو تو قبر خودشون بخوابونن ما رو هم تو قبر خودمون.من نمی دونم چه لج و لجبازی با دین و خدا دارن. نکنه فکر می کنن خدا محتاج چند ساعت نخوردن و ننوشیدنشونه و دارن کلاس می ذارن واسه خدا .دکتر قمشه ای یه بار حکایت می کرد از مردی که گاوش مریض بود.جلو جلو روزه گرفته بود و نذر کرده بود برا گاوش. زبون بسته عمرش به دنیا نبود و مرد.مردک لج کرده بود حالا که گاومو کشتی منم دیگه روزه نمی گیرم.فک کن!!!:) شما حرص نخور. تقبل الله:)

مريم

ديوارصوتي قوانين نيوتن ....... چه خبره؟كتاب فيزيكت رو پيدا كردي كيوان جون؟
تو اين هاگير واگيري كه ملت دارن تو خودشون عيب و مرض پيدا ميكنن كه روزه نگيرن تو با دكترت كل كل روزه شدن مي كني؟عجب دنيا يي شده!!!

اگر راهی هست برای نشنیدن صداها..من منتظر راه حلم...

حالا عقاید و قرص و اینا به کنار چرا فارسی رو تحریف می کنی برادر من؟ آخه دهخدا واسه نوشتن اون فرهنگ لغت همه چیزش و داد! که تو قرمساق رو با ص بنویسی؟ نکنه یه روایت دیگست و ما خبر نداریم؟ اگه مساله ف ی ل ت ر ه که خودت اوستایی! ضمنا راه حل اون مشکل دوم اگه پیدا شد مرام بزار و ما رو هم بی نصیب نکن ...

bita

hali mikonam ba in javabattt

امید

این اقای دوست با این که حرفاشو در مورد دین و پیغمبر و این چیزا قبول دارم اما بدجور عصب زده . از بس این بیشرفا ملتو اذیت میکنن این جوری میشه دیگه . تا یکی از اعتقاد شخصی خودش در مورد دین و مسلمونی میگه کفر در آر میشه . حالا اقا کیوان تو هم از دس دکترت شکار نباش . بیچاره بدتو که نمی خواسته حالا دیگه تو خودت از ترس بعضی جاهات سیخ شده تقصیر اون بنده خدا چیه ؟ :دی من که دیگه از وقتی چش و گوشم باز شد روزه نگرفتم همون دو سه باری هم که گرفتم میخاستم خودمو امتحان کنم ببینم چی به چیه از وقتیم اومدم دانشگاه هر چی استاد ادم حسابی به تورمون خورد و به قول مهسا کافر بود و این چیزا رو قبول نداشت . راسی این خانم یا اقای معلمی از بهشتم فک کنم از علمای حوزه علمیه قم باشه . دوست محترم کسی قصد لج و لج بازی با دین و پیغمبر شما را نداره اما مگه زوره؟ همه باید به اون دین و پیغمبری که شما بهش اعتقاد دارین اعتقاد داشته باشن . این هر کی رو تو قبر خودش میخابونن هم مسلمه . چشم بسته غیب میگین ؟ برا تایید فرمایشات گهر بارتون هم از مثالای عرفان ابکی قمشه ای استفاده کردین . من ده تا استاد میشناسم که صد تا مثل قمشه ای را میذارن تو جیبشون اما به یک کلمه از این چیزا اعتقاد ندارن نه از سر لج و لج بازی که اونام سالها تو این راه مطالعه کردن اما تو مملکت ما فقط حرفای نورچشی هایی مث الهی قمشه ای که تریبون صدا و سیما ارث بابا جونشه پخش میشه . قصد توهین به عقیده کسی رو ندارم اما این حق به جانب حرف زدن بچه مسلمونا که فک میکنن خودشون موجودات برگزیده و درجه یک هستن تو دنیای به این بزرگی خیلی جا حرف داره .

دوست

کیوان عزیز من قبول دارم که لحنم تو اون کامنت بد بوده و به گفته این رفیقمون عصبی شدم . اما این قدر از دست این اراذل و اوباش مدعی دینداری به سرم اومده و حقم خورده شده که حالم از هر چی به دین مربوطه بد میشه . این که چه دینی دارم ؟ هیچ دینی ندارم رفیق . اسلام رو هم یه دین ساختگی میدونم که با فرصت طلبی و تیزهوشی محمد و پول خدیجه ساخته شد . حالا اگه لحنم تو گفتنش بد بوده همین جا از تو معذرت میخام نه به خاطر عقایدم به خاطر این که تو فک کردی میخاستم تو رو یا هم عقیده هاتو مسخره کنم گرچه این چیزا برام مسخره است اما در مورد تو چنین هدفی نداشتم . اگه هم گفتم مملکتو دو قبضه کردین توی نوعی رو نمیگم . همکیشا و برادرای دینیت رو میگم . راسش این جور وقتا امپر میچسبونم . دلم میخاس منم میتونستم مثل امید یا لیلای عزیز که با این که به نظر میاد یه جورایی مث خودم فک میکنه و اعتقاد مذهبی نداره(لیلا خانم اگه اشتباه میکنم منو ببخشید قصد بدی ندارم) اما میاد با ارامش و متانت و در لفافه نظرشو مینویسه که نه سیخ بسوزه و نه کباب کاش منم میتونستم این جوری با متانت نظرمو بنویسم اما همونطور که نوشتم رو این مسئله از شدت تنفری که دارم نقطه ضعف پیدا کردم و تحملم کم شده . با احترام برای دوستان اما ادمایی مث همین معلم از بهشت (حتی از اسمش هم بوی خودشیفتگی میاد) حال منو بد میکنن . به هر حال بیخیال داداش مابا همه اختلاف عقیده در مورد شخص شما مخلصیم .
***********************************************
k1: دوست جونی كه ديگه راستی راستی داريم دوست هم ميشيم! ممنون كه حداقل روی حرفهای خودت فكر كردی و وقتی حس كردی كه كلامت كمی تند و تيز بود اومدی و خودت اعتراف كردی. دنبال مقصر نمی‌گرديم. من بارها و بارها نشون دادم در رابطه با مسايلی كه تندروی كردم و يا چيزی نوشتم كه باعث ناراحتی شخص و يا عده‌ای شده با شهامت اومدم و يه پست طول و دراز بعنوان معذرت‌خواهی نوشتم. بنابراين من انتقاد رو با كما جون می‌پذيرم و خيلی خوشحالم كه دوباره تو رو توی اين كامنتدونی می‌بينم. اينجوری پيش بره با توجه به اينكه از جنسيت ( مرد ) خوشم نمياد! ولی دوست دارم كه توی دنيای واقعی هم لمس و حس‌ت كنم!!! ( دبيااااا )
نميدونم من آدم مذهبی هستم يا نه. برام هم مهم نيست. اعتقادات من يه چيز كاملاً شخصی هست. حتی كمتر در رابطه‌اش نوشتم. با توجه به سابقه بيش از دهسال كار توی شركت فعلی هنوز بسياری از همكاران نميدونند كه من نماز ميخونم. چون هيچ دليلی نداره كه بدونند. تا حالا چندين بار پيش اومده كه وقتی صحبت شده و مثلاً گفتند " كيوان نماز می‌خونه" همه با تعجب گفتند: كيوان؟!!!!!
ديد و تصور عموم اينه كه من چون هميشه صورتم رو اصلاح می‌كنم. آستين‌هام هميشه تا بالای آرنج تا خورده، شلوار جين می‌پوشم و ادكلن ميزنم آدم لاقيد و بندی هستم. منهم متوجه منظور و ذهنيت شماها كه خراب شده هستم چون منهم توی همين اجتماع و لا‌به‌لای همين آدمها دارم زندگی می‌كنم. اگه من قرار بود 13 سال يه جا كار كنم و حتی گذری هم خودم رو توی نمازخونه آفتابی كنم و جلوی بعضی‌ها خودی نشون بدم فكر می‌كنی الان هم همين پست و مقام نداشته رو داشتم؟!
رفيق، يه تيكه مقوا دارم كه اگه زياد بخوام ولنگ واز بشينم نصف پام ميزنه بيرون ولی توی اطاق و توی ساعتی كه ترجيحاً هيچ كسی نيست و روی همين نصفه مقوا اين همه سال نمازم رو خوندم. چون نمازم رو فقط برای خودم ميخونم نه مدير و مديرعامل و ايكس و ايگرگ.

مریم

آقا چرا اینجا همه همه چیز رو جدی میگیرن؟من که تو حرف کیوان رگه هایی از شوخی دیدم وقتی میگه:" سرم رو از شرم انداخته بودم پايين و سراميك‌های مطب رو نگاه می‌كردم ،زير لب يه استغفرالله گفتم."خواهشاً بحث رو جدی نکنین!
علم با همه ی جاذبه هاش نتونسته پاسخگوی نیازهای معنوی انسان باشه.جان من اول ادیان دیگه رو مطالعه کنین بعد بیاین از اسلام بد بگین(اگه نمی گین دوس دارین بدون دین زندگی کنین که مطمئن باشین این تجربه زیاد دووم نداره). یه پسر مسیحی داریم(آریس)همیشه آخوندای دانشگاه رو مسخره میکنه(فکر میکنه ما بلد نیستیم پدر روحانیاشونو ...)،سر کلاسای اصول و عقاید وریشه های انقلاب!!!نمی ره(البته با تهدید می برنش)،همه چیز این دین رو ...آره.دوستم یه انجیل عهد عتیق(انجیل +تورات) ازش گرفت که مثلاً ببینیم چی به چیه.به جون خودم من که هنوز از این انجیلش سر در نیاوردم.یه جاش داستانه،یه جاش دعاست،یه جاش تحریفه....ما قربون حضرت مسیح هم میریما،اما دینی که تحریف شده دیگه دین نیست(تازه خود اون حضرات هم گفتن باید پیرو محمد باشیم).هرکی هرچی خواسته توش گذاشته.خواهشاً نگین مسیحیت رو ...چون اون تو روز روشن به ریش آخوندا می خنده.
بعضیا انقدر بی کلاسن که فکر می کنن اگه بگن روزه نمی گیرن اند با کلاسیه.اگه روزه رو بگیرن به باد فحش خدای روشنفکری ان.آخه ا.. ها یه کم چشاتونو باز کنین.خدائیش وقتی داشتین شق القمر رو مسخره می کردین فکر می کردین یه روز بیان دقیقه و ثانیه و تاریخ شق القمر رو تخمین بزنن.وقتی نماز اول وقت رو مسخره می کردین عمراً فکر نمی کردین یه روز از آزادشدن انرژی زمین تو ساعاتی بگن که دقیقاً مصادفه با دقایق نماز.عمراً فکر نمی کردین این انرژی از دستها و شصتین و پیشانی و...وارد بدن بشه.وقتی آداب دخول به دستشویی رو می خوندین عمراً یاد سکته ی قلبی می افتادین.وقتی غیبت خمودگی میاره رو می خوندین از اون سمی که ترشح میشه چیزی نمی دونستین....همه ی اینا کشفیاتی که دانشمندای غیر مسلمان کردن وما بعداً فهمیدیم چی به چیه. اگه فلسفه ی یه حکم دینی رو نمی دونین قرار نیست اون رو به باد فحش بگیرین.حالا اگه یکی میاد به بهانه ی زخم معده و..روزه شو میخوره دلیل نداره بیای واسش از کار صفرای خنثی کننده بگی.اگه یکی واسه روزه ضرر می تراشه،هر چقدر هم دلایل علمی بیاری که روزه فلانه بهمانه اصلاً انگار نه انگار

ليلا

با اجازه صابخونه برای دوست :
مسعود عزیز (اگر اشتباه نکنم نامتان همین بود)
قصد نداشتم در دیالوگای شما و حضرت کیوان دخالت کنم اما اشاره ات به کامنت من باعث شد نظرم تغییر کنه . راستش من امروز از مسلمانی فقط حرفی در شناسنامه دارم یعنی فقط مسلمان زاده ام . همین و بس . این را نه باعث افتخار میدونم و نه سرشکستگی . مثل بسیاری موارد انتسابی دیگه که باهاش متولد میشیم و اختیاری در تعیین آن ها نداریم . البته تا چند سال قبل ته مانده اعتقادات ناشی از تربیت کمرنگ مذهبی دوران کودکی و البته بمباران ها و شستشوی مغزی محیط اجتماعی درم مانده بود که آن هم با مطالعات و بررسی های چند سال اخیر برای همیشه به فراموشی سپرده شد . مطالعه نه فقط راجع به اسلام که حتی راجع به یهودیت و مسیحیت و در حاشیه آن بهائیت و امثالهم . نهایت همه این ها در کمال احترام برای معتقدان به هر دین و مسلکی برای من فقط یک نتیجه نهایی داشت : "دین مخدر و افیون توده هاست " . باز هم تاکید می کنم این یک نظر شخصی ست و قصد کل کل کردن با دوستان عزیز مسلمان و غیره را ندارم . اما دوست جان آدم هایی مثل من و تو در جامعه ما حتی از مزایای ادیان اقلیت هم برخوردار نیستند چون از نظر معتقدان ما مرتدیم ! بنابراین برای حفظ جان مان هم که شده ناچاریم عقایدمان را برای خودمان و حداکثر چند دوست و همراه و یار نزدیک مان حفظ کنیم . با هر کسی نمیشه راجع به این ها حرف زد . خطرناکه حسن :دی اگر هم می بینی این جا دارم بلبل زبانی می کنم و شجاع شدم چون دنیای مجازی ست ومن هم خوشبختانه یا متاسفانه بلاگر نیستم که امکان شناسائی ام وجود داشته باشه وگرنه در دنیای واقعی و آن بیرون لعنتی با این که هیچ گاه به آن اعتقادی که ندارم تظاهر نکرده ام اما بطور آشکار به مخالفت با آن هم نپرداخته ام چون از سر جانم نگذشته ام :-) همه این پر حرفی ها را کردم که به نتیجه مورد نظرم برسم : با تمام تفاوت اعتقادی که با اکثریت قریب به اتفاق مردم این سرزمین در زمینه ایدئولوژیک دارم همیشه سعی می کنم در برخورد با عقاید دیگران هر چند از نظر خودم عجیب محترمانه رفتار کنم . آدم فوق العاده ای هم نیستم فقط هر روز به خودم یادآوری می کنم آن ها هم مثل من برای انتخاب شان آزادند . من هم گاهی مثل تو کم میارم اما سعی میکنم آرامشم را حفظ کنم . همان طور که خودت هم قبول داری لحنت در کامنت اول نامناسب و با عرض معذرت حتی بی ادبانه بود دوست جان . بلاگر هم حق مسلمش هست که در وبلاگ خودش از هر چه دلش می خواد بنویسه حتی اگه به مذاق من و تو خوش نیاد . گذشته از آن که نوشته های کیوان در این جا بیشتر جنبه طنز داره و جوری نیست که روی اعصاب کسی بره و به قول تو ادمو بهم بریزه . پس سخت نگیر . شما هم در این موارد میشه با تمرین به آن آرامشی که مایل هستی برسی . برای من و توی نوعی که از نظر اعتقاداتی از ایندست در اقلیت ضربدر اقلیت مردم این سرزمین هستیم اما به دلایل شخصی ماندن در این جا را انتخاب کرده ایم این بهترین راهکار هستش وگرنه دور از جان تو سر از تیمارستان یا زندان درمیاریم . برات آرامش و شادی آرزومندم .

داش کیوان هر روز میام اینجا
این پستت فوق العاده بود
یعنی یه جورایی شاهکار بود.
دمت گرم داداش

می دونی بیشتر از همه توجه ام بی چی جلب شد. اتاق کاری مشرف به باغچه. فکرش رو بکن امسال زمستون پر برفی داشته باشیم. اونوقت نشستن در کنارش به اندازه ی تمام صداهای گوش خراش می ارزه.
.
راستی در مورد روزه. من فکر می کنم تاثیر روزه جدای اثرات جسمانی که ممکنه برای عده ای خوب و برای بعضی ها سوئ باشه ، بیشتر شبیه موسیقی روی روح تا ثیر می گذاره. و البته تا ثیرش به عدد آدمها متفاوته. شاید کسانی که مصرانه و بدون فکر کردن به پاداش خدا علاقه مند به روزه گرفتن هستند ، دچار حالت های خوبی می شوند که شاید یک نفر بعد از مصرانه به هدفی فکر کردن و تمام تلاش اش را برای آن هدف بکار بردن ، به آن می رسد. روزه در حالت کاملا فردی و درونی و بدون جار زدن ، آدم رو با ساعت و دقیقه و شب و روز آشتی می ده. یکجور آشتی کردن با اعضا و جوارح است. بیشتر از همه روی وجه دیگری از لذت خواهی آدم اثر می گذارد. اینکه تشنه شوی و به آب برسی. گرسنه شوی و به غذا. بیخواب شوی و خوابت بیاید و الا.....
شاید باید همه ما تجربه های فردی مان را به زبان غیر رسمی در این باب بنویسم تا شاید دوباره خدا پروانه ای شود که برگردد روی همان زمین چمنی که برای پاییز دارند اصلاح اش می کنند.
.
ضمنا خدا کند قرص های تو فقط تقویتی باشد.

نگاه

در اینگونه موارد باید در زیر چیز سیخ ومعلق در هوا آتش روشن کرد بگونه ای که نه سیخ بسوزد و نه کباب

امید

خدایا شکرت همه دوباره با هم دوس شدن :D منم با لیلا موافقم . اگه بخایم هر چی تو سرمونه جار بزنیم میفرسنمون اونجا که عرب نی انداخت مث خیلیا که فرستادن اما فک کنم این نوشته کیوان شماره دو و لینکی که داده نشون میده ما هم مردمی هستیم قشنگ !!!
خرافات تا رگ و ریشه مون رفته جلو .
http://blog.35dg.com/?id=1872

دوست

مرسی کیوان جان از جوابت . ما مخلصیم قربان . لیلا جان از شما هم ممنون . سعی میکنم حرفای خوبت را آویزه گوش بدون سوراخم بکنم :D دوست دخترم هم بهت سلام میرسونه لیلا خانم و تشکر میکنه . من سر کار بودم برام اس ام اس زده که بیا برو کامنت لیلا را تو وبلاگ کیوان بخون و عبرت بگیر و آدم شو ! آخه اون طفلک هم از این حرص خوردنای من سر این چیزای سیاسی و ... ناراحت میشه میگه اخرش با این زبان سرخت سر سبزت را به باد میدی . در هر حال دست همگی درد نکنه و ببخش اقا کیوان که کامنتدونیت با کامنتای من از راه بدر شد :D
***********************************************
k1: جداً حیف اون دوست دختر که داره عمرش رو در کنار تو حروم میکنه!!!

رسول

حقیقتش کیوان جان بدلیل نوع تفکر حاکم بر جامعه و تحمیل اراده سیستم بر اعتقادات، اعمال، رفتار و حتی مسایل شخصی آدما، اونایی که اعتقادات مذهبی ندارن یا کمرنگ دارن در شرایط امروز جامعه ما در مضیقه و محدودیت های زیادی به سر میبرن که بعضا باعث پرخاشگری و عصبانیت هم میشه. بنظرم مسئله قومیت الان اقلیتهای مذهبی نیستن. اونا تکلیفشون و وضعیتشون روشنه. مسئله اصلی حقوق اقلیت بزرگ دیگری است (البته اسما اقلیت اند ولی در واقع اکثریتند). اقلیتی که اسما مسلمان بدنیا اومده ولی مسلمان نیستن و یا اینکه حداقل آداب مسلمانیو بنمیخوان بجا بیارن. آیا هیچ گونه حقی برای اینها به رسمیت شناخته شده است؟ آیا در صورت اعلام حکمشان اعدام به جرم ارتداد نیست؟ آیا موظف نیستن علیرغم میل به تحمیلاتی که بر اونا وارد میشه گردن بذارن؟ اگر واقعا لااکراه داریم و هر کسی تو قبر خودش میخوابه چرا اونا رو مقید میکنیم تظاهر به شباهت به دیگران کنن؟ آیا اصلا اعتقاد یا بی اعتقادی اونا به رسمیت شناخته میشه که حالا بهش بی احترامی بشه یا نه؟بقول لیلا از ترس فقط دوستان نزدیکشون بدونن؟ اگر بخوان کمترین انتقاد و یا انکاری بکنن متهم به انواع اتهامات و توهین ها و عقوبت سختش نمیشن؟
اصلا چرا مردم جامعه ما اینقدر دورو و ریاکار شدن؟ این اراده قبلیشون بوده ویا مشکل و تحمیل سیستمه؟حرف زیاده ولی خب کو گوش شنوا و...کاش فراتر از تبلیغات رسمی به قضایا مینونستیم بنگریم و بیان کنیم.
وقتی که اسلام به مسلمین گفته با حجاب باشن و روزه خواری نکنن و خیلی دستورای دیگه چرا عینا در جامعه بر افراد غیر معتقد نیز تحمیل میشه؟ چرا سیستم به خیلی از شخصی ترین امور انسانها دخالت باید بکنه؟و... حالا کاش فقط جنبه سلبی قضیه بود،جنبه های ایجابی که خیلی بدتره، بعضا برای یک سری حق و حقوق اجتماعی بدیهی، باید ملتزم به یک سری رفتارها ومناسکی باشی که اعتقادی بهشون نداری و بدتر اینکه حتی حق و یا جرات افشا عقایدواقعی و یا اعتراض هم نداری که از زندگی ساقط میشی. اونوقته که اگه کسی چیزی هم بگه و خواستار آزادی و سکولاریسم بشه همونا که تمام این محدودیتها رو تحمیل کردن میان و میگن شما که مدعی طرفداری از دموکراسی هستین به عقیده دیگران بایستی احترام بذارین و توهین نکنین!! جل الخالق. فقط در اینجا دموکرات اند!! منظور هم اینه که پا روی دم ما نذارین! هر چند گستره این دم هیچ محدودیت و حد ومرزی نداره.
کیوان جان تو رو نماینده سیستم نمیدونم و اصلا شخص شما منظورم نبوده و به عقایدت احترام میذارم چون جزء دسته تحمیل کنندگان نمیدونمت. اتفاقا اگر قضیه مث شرایطی که گفتی داری خصوصی و عرفی باشه خیلی هم قابل تقدیره، اما خب حرفایی بود که قلمبه شده بود و....
***********************************************
k1: آقا رسول ظاهراً خیلی وقت بود حرف نزده بودی چون بد جوری قلمبه شده بود! ببم جان هر چند وقت یکبار بیا یه دردلی کنیم که اونجات اینجوری ورم نکنه!!!

لیلا

حضرت رسول با حرفای قلمبه شده ات موافقم . همه آن چه نوشتی و این ریاکاری و پنهان کاری لعنتی تحمیل شده بر تک تک آدم ها حال هر کدام به نوعی . جایی خوندم (اگر درست یادم باشه در مقاله ای از "محمد قائد" بود) : " مردم ایران زمانی (قبل از انقلاب اسلامی 57) در خانه نماز می خواندند و بیرون از خانه دمی به خمره می زدند اما امروز عبادت را در ملاء عام به جا می آورند و پشت درهای بسته می آشامند ! "

امیدوارم بعضی از پزشکها در کنار علمشون چگونگی رفتار با بیمار رو هم یاد بگیرن!

امیدوارم بعضی از پزشکهای ما در کنار بالا بردن سطح علمیشون طرز رفتار با بیمار رو هم یاد بگیرن!

MAHSSA

عاشقتم لیلا . چقدر قشنگ توضیح میدی .

سونیا

واقعا این دکترا انسان های دلسوزی هستن.راستش همین چن روز پیش واسه مامان من هم همچین واقعه ای اتفاق افتاد با این تفاوت که این دکتر محترم مثل اینکه مامانم رو از مطب بعد از گفتن حرفش بیرون انداخته بود.من که همراش نبودم ولی مامانم که تعریف می کرد کلی خندیدم.مامانم گفت گذاشتم داروهاشو که نوشت بهش گفتم وگرنه بدون ویزیت باید از مطب بیرون میومد.نمیدونم این حس مسئولیت از کجا اومده؟

مهر

کیوان جان خواهش دوستانه منو قبول کن وداروهاتو همون جوری که دکترت گفته مصرف کن مطمئنا اون بهتر می دونه که زمان مصرف دارو چه اهمیتی داره .در ضمن اگه گاهی مریض با فریاد دکتر اون جوری میشه که گفتی!واست بگم که بعد از 48 ساعت کشیک وحشتناک تو بخش مسمومین دیشب فحشایی از یه معتاد که از مرگ حتمی نجاتش دادم شنیدم (چون وقتی بستری شد بیهوش بود وقتی به هوش امد می خواست بره مصرف کنه!) والله تو کل زندگیم وسر کردن در کنار ملت معتاد ومریضی که دیدم نشنیده بودم !هنوزم یادم میاد اشک تو چشمام میاد که چرا باید وای میستادم و این همه توهین رو تحمل می کردم در حالیکه هیچ کس حتی بهت دلداری نمیده و همه از توی پزشک فقط ارث پدریشون رو که مطمئنا تو با درس خوندن خوردی می خوان!البته همه که نه ولی اون قدر خسته وعصبیم که اینجوری گفتم.راستی لیلای عزیز خیلی دوست دارم از نزدیک ببینمت و کامنتات هر دفعه منو بیشتر مشتاق اشنایی کرده!

یادم بگم با اجازتون لینکتون کردم .شایدم بگم تا واکنشی نشون بدین
***********************************************
k1: اصولا واکنشهای من خیلی عجیب و غریب نیست بنابراین ممنون از لطفت!

رسول

آقا کیوان ما که در خدمتیم. چند روزی گرفتار بودم. خوشحال میشم هر از چند وقتی ببینمت.
راستش من اوایل بیشتر بدنبال سرگرمی، تنوع و رهایی از گرفتاریها واسترسهای روزمره اینجا سرمیزدم وگاها باهات کل کل هم میکنم به همین دلیل. (حالا هر چقد هم که تو از دست "ماها" فراری باشی و "سایر" دوستانو تحویل بگیری خیالی نیست!!:دی)
ولی واقعا اینقد اینجا دوستان فرهیخته، با جنبه و متشخصی میان سر میزنن ومباحث جالبی مطرح میشه که واقعا آدم احساس تعلق میکنه و حتی منم اگه یکی ازبچه ها مدتی نباشه نگران میشم! نمونش همین دکتر مهر عزیز که بعد از مدتی نبودن، با این کامنتش هم خوشحال شدم هم متاسف.(این دکترا بنده خدا خودشون کلی مووی نایت اونم از نوع Scary دارند ها!)
--------------------
لیلا خانم ممنون از لطفتون.مدتهاست ما دربست افکار قشنگتو میخونیم و استفاده میبریم. برقرار باشی.

عجب بحثي تو كامنت‌دوني شروع شده، ظاهرا موضوع بحث به كلي عوض شده و من داشتم فكر مي‌كردم شايد همين نظرات بتونه يك پست مستقل باشه. من قبل اينكه كامنتها رو ببينم فكر كردم كه انگار اين پست رو نوشتي كه بگي آره منم روزه مي‌گيرم، نماز مي‌خونم.
عليرغم اينكه خيلي تلاش كردم كه در مورد ظاهرا آدما قضاوت نكنم و تلاش براي اينكه اين عقايد شخصي هم محترم است و نبايد آنرا به استهزا گرفت. اما فكر نمي‌كرد اين جناب كيوان هم اهل نماز و روزه باشه :)

Golshan

bahaltar az bloget commenta o javabae khodete ..kheyli bahal budan ..

ابوالفضل

سلام
اين موضوعتون راجع به روزه منو برد به سالهاي دور اونموقع كه نوجوان بودم يادمه اونئقتا خيلي مومنتر بودم شايد هنوز شيريني معصيت زير زبونم مزه نكرده بود و بهتر بگم اثر آموزش ديني اونم بصورت فول سنتي از طرف پدر و خصوصا مادر در من پابرجا بود ! يادمه برا كنكور تا سحر درس ميخوندم و بعد سحري ميخوردم و ميخوابيدم . خلاصه گذشت اونروزها و بعد شايد تقوي و خويشتنداري من خيلي كمتر شد يا بهتر بگم به اين نتيجه رسيدم هركاري كه باعث آزار – دل شكستن و ناراحتي كسي نميشه مجازه حتي اگه مخالف قانون هاي جامعه ديني ما باشه ( ميبيني چجوري يه توجيه ذهني برا خودم درست كرده بوده تا ديگه از فشار عذاب وجدان خلاص بشم !) خلاصه تو اين مقطع روزه نمي گرفتم و دروغ چرا خيلي هم كمبودشو احساس نميكردم .چند سالي گذشت كه خب براي من همراه با وقايع و اتفاقات گوناگوني بود ولي همچنان تو مود روزه نبودم ( البته هرازگاهي نماز ميخوندم ) تا اينكه سال 85 نمي دونم چي شده ( شايد به اين خاطر كه براي يه كاري دنبال معجزه بودم ) به دلم افتاد روزه بگيرم از سوم و چهارم رمضون شروع كردم تا آخرش . جوري شد كه آخر ماه رمضون دلتنگش شدم ( والا حقيقتو دارم ميگم نه ميخوام استخدام بشم نه حواله آهن ميخوام بگيرم ! و قس عليهذا) خلاصه منتظر رمضان 86 شدم با اشتياق و از روز اول روزه گرفتم اونم با چه شور و حالي ؛ روز 20 ماه رمضان ماشينمو ذزديدن ؛ خدانكنه براي كسي پيش بياد فوق العاده طاقتفرساست وقتي مياي ميبيني ماشين نيس انگار حس زانوت تموم ميشه و همنجا ميخواي بيفتي . بگذريم خلاصه روزهاي باقيمانده رمضان 86 به عذاب جستجوي ماشين تواين پاركينگ و اگاهي و ... گذشت ( يادم نميره سريال زير زمين و ميوه ممنوعه را ميداد كه چقد قسمتاي آخرش برام تلخ بود ) بگذريم دزدي ماشين يكطرف و كنجكاوي و بعضا زخم زبون همكاران و اطرافيان يكطرف خلاصه با خدا ميگفتم خدايا حكمت اين دزدي تو ماه رمضان و شب قدر چيه و چرا اينجوري ؟؟؟خلاصه بعد از 4 ماه اونم در يك شرايط واقعا معجزه وار درست يك روز قبل از گرفتن پول بيمه ماشين پيدا شد .
شد رمضان 87 با شور و شوق روزه گرفتم خيلي خوب بود و يك اتفاق نسبتا خوب برام افتاد. باز جوري شد كه در پايان رمضان دلتنگش شدم . اما امسال با اينكه با شور و شوق شروع كردم ولي حالا سرد شدم نميدونم براي وقايع سياسي اخيره كه هميشه سر اين موضوع با خدا بحث دارم كه يا رب امان از جباريتت كه سهم ما شرقيا يا بهتر بگم ايرانيا اين صفتته ( نعوذ با... ) نمي دونم آخر ماه رمضون باز دلتنگ ميشم يا نه و نمي دونم سالهاي بعد دوباره روزه خواهم گرفت يا برميگرم به اون زموناي لاقيدي ؟؟؟
مثه اينكه زياد حرف زدم شرمنده بقول حضرت علي هذه شقشقته هدرت .....

ارسال نظر