گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
صبح پنچشنبه است و دو سه هفته است كه هر روز صبج كه از خواب بيدار ميشم، هوا با سرعت و شدت و با يه شيب نزولی تاريكتر از روز قبل ميشه و اين تاريكی همچين محسوس و مشخصه كه ديگه صبحها بايد با چراغ قوه و فانوس و چراغ زنبوری از خونه بيام بيرون. تاريكی غليظِ صبحگاهی شده مثل اين روزها و اين قسمت از زندگیمون كه تاريكِ تاريك شده، عينهو جاهای كشف نشده غار عليصدر و جزيزه ناشناختهايی كه دكتر اِرنس و خونوادهاش سالها ساكن اونجا بودند. هر چند مال شما رو كه نمیدونم و اميدوارم كه روزها و شبهاتون عينهو پروژكتورهای استاديوم آزادی روشنِ روشن باشه. اگه چيزی ميگم مربوط به روزها و شبهای گمشده خودمه كه مدتهاست مثل كفشی كه از جلوی در مسجد بدزدند، ميره و هيچ وقتی پيدا نميشه و روزها و شبهای منهم خيلی وقته كه رفته و معلوم نيست كجای اين دنيای وانفسا و جلوی كفشكنی كدوم مسجدی گم و گور شده.
همانند ماههای تابستونی و پاييزه اين چند ساله، توی اين روزها، آب دماغم سرازيره. اونقدر با دستمال كاغذی محتويات زلال و بیرنگ دماغم رو گرفتم و اون رو چلوندم كه ديگه انگاری به نوك دماغم سنسورهای شركت زيمنس رو وصل كردند، چنان حساس شده كه ديگه باد هم بهش ميخوره درد ميگيره. غلط نكنم بواسطه لطافتِ دستمال كاغذيهای وطنی كه انگاری توش پشم شيشه و زرنيخ بكار رفته و فشار وارده از طرف من به مُخاط دماغ، چند سانتی از پوست و گوشتش از بين رفته. اين آبريزش بينی بعضی وقتها بقدری كلافهام میكنه كه دوست دارم اين تنها عنصر خوشگلی كه توی اين هيكل عريض و پُر مساحت من وجود داره و بارها از طرف افراد مختلف به اينكه دماغم يه دماغ فانتزی و عمل شده است، متهم شدم و تا وقتی دوستان خودشون دو دستی دماغم رو تست نكرده و از جا نكندند، حرف من بهشون ثابت نشده كه اين دماغ يه دماغ اصل و اورجيناله .... ( اونقدر جملهام بلند شد كه نمیدونم حالا تَه جمله رو چه جوری بببندم! ) آره خلاصه كه دماغم بقدری ميخاره و آبريزش داره و فينفين میكنم كه دوست دارم اين تنها عنصر خوشگل بدنم رو بكنم و بندازم جلوی گربه، تا سگ بخورش! البته لازم به تذكره كه من يه چيز خيلی خوشگل ديگه هم دارم كه تقريباً يه همچين فرآيند آبريزش مانندی هم داره ولی خب محاله كه از اون يكی دست بكشم و هر روز و هر ساعت و هر دقيقه هم كه آبش بياد، با كمال ميل و خرسندی هيچ وقت حاضر نيستم از خودم جداش كنم و بندازمش بيرون كه زيبايی و قد و قامت و هيكل اون اصلاً قابل قياس با دماغ ظريف و ملوس روی صورتم نيست!
بله میگفتم، صبحها كه از خواب بيدار ميشم عطسههايی میكنم وحشتناك و ظاهراً عطسههای امسالم دقيقاً منطبق با قوانين نيوتن پايهگذاری شده. از اونجايی كه شكر خدا عمده خوانندههای اينجا آدمهای با سواد و دارای تحصيلات آكادميكی هستيد، در جريان هستيد كه سومين قانون نيوتن اينجوريه كه هر عملی همواره با عکس العملی مساوی و در جهت مخالف روبرو است. كه البته اين قانون به قانون کنش و واکنش هم معروف هستش يعنی اينکه هرگاه جسمی به جسمی ديگه نيرو وارد کنه، جسم دوم هم نيرويی به همون بزرگی ولی در خلاف جهت بر جسم اوّل وارد ميکنه. قانون سوم نیوتن معمولاً به دو شکل بیان میشه، شکل ضعیف و شکل قوی. در شکل ضعیف تنها به این اکتفا میشه که نیروی واکنش، قرینهی نیروی کنش هستش یعنی F1->2 = - F2->1 اما در شکل قوی علاوه بر این فرض میشه که این نیروها در امتداد خط واصل میان دو ذره هستند یعنی (F1-> 2 & (r1- r2 و خب با توجه به اينكه سالها از زمانيكه من يه مدرك پيزوری دانشگاهی گرفتم، گذشته اجازه بدين به همين چند خط علمی بسنده كرده و مطلب رو پیگيری كنيم.
بله، بعد از سالها كه از خوندن اين قانون توی دبيرستان گذشت من تازه امسال فهميديم كه منظور از اين قانون نيوتن چی بوده و كاربردش توی زندگی برام مشخص شد و اونهم اينكه معمولاً برخلاف اين عطسهها و در جهت مخالفِ وزش عطسهها، بطور همزمان و كاملاً ناخواسته بادی هم از اونوره بدنم در ميره كه خب خوشبختانه صدای اون باد لابهلای صدای وحشتناك عطسهها گم و گور ميشه و بعيد بدونم كسی متوجه موضوع و تِلنگ در رفته بشه ولی هر چی كه هست خدا پدر مادر اين نيوتن از خدا بیخبر رو بيامرزه كه با اين قانونش هم باعث شد ما دو سه سالی سر امتحان سخت فيزيك، دو نمره باد آورده از اين قوانينش بياريم و هم باعث شد كه تعادل بدن من توی شيش ماههی اول سال كه اين آلرژی مادر جـ.نـ.د.ه مياد سراغم، حفظ بشه.
نور به قبرت بباره نيوتن كه با اون قوانينت زندگی و آبروی بشر و بشريت رو توی دنيای كهن و نوين حفظ كردی كه اگه من وسط يكی از اين جلساتِ رسمی، بدون در نظر گرفتن قانون مهم و اساسی سوم تو و بدون اينكه عطسه كنم، يك دفعه زبونم لال بخوام به تنهايی بادی در كنم با اون سر و صدايی كه خودم ازش خبر دارم و بارها توی خلوت خودم، تست و كوكش كردم چنان آبروريزی ميشه كه خودم بايد برينم به دوازده، سيزده سال كار آبرومندانه و بدون انجام مراحل اداری و تسويه حساب، خودم با پای خودم و بدون هيچگونه ادعا و غرامتی از شركت برم و ديگه از فردا صبح دور و بر اينجا هم پيدام نشه.
خیلی خوب قانون سوم نیوتون رو تفسیر کردی؛ پس شما دکترای فیزیک با گرایش واکنشولوژی هم داشتی و رو نمیکردی؟! دیگه چه هنرایی داری که مخفی کردی و بروز نمیدی آقای دکتر؟!
.......................
چند وقتی بود دیگه از این پستای خنده دار نمی نوشتی یکی دو باری میخواستم یادآوری کنم گفتم بهتره مث یه جنتلوومن (Gentlewoman)
تو کاری که بهم مربوط نمیشه دخالت نکنم.
.......................
خلاصه اینکه کیوان جان الهی به حق این ماه مبارک شب و روزت روشن روشن بشه که خواننده های اینجا رو حتی شده به یه لبخند کوچیک مهمون میکنی. :)
هاااا، ما تازه فهمیدیم این قانون نیوتونی که میگن چی هست.... مرسی داداش
azize deli be khoda
***********************************************
k1: جـــــانـــم؟!
سلام اقای مهندس
دماغ خوشگلی را که ازش صحبت کردی مایلم ببینم اما نمی دونستم می شه از تمام داشته ها صحبت کرد خیلی ها خیلی چیزها دارند اما برای شما از انها صحبت می کنند ؟!
در مورد قوانین فیزیکی من اطلاعی از فیزیک ندارم اما برایم جالب بود .اصلا برای اینکه تیتر پستت را دیدم جذب خواندنش شدم وچیزی نگذشته بود که فهمیدم یک نوشته طنز است اما درسته پست طنز الودی نوشتی اما به قیمت حرف زدن مدل چارواداری نمی ارزد ممنون به ما سر بزن
***********************************************
k1: ممنون از توضيحاتت پدر روحانی
باز تو دماغت خوشگله به قول خودت من بیچاره دماغم مثل گوجه فرنگی گنده و قرمز شده. من که حالم خیلی بده. مخصوصاَ اول صبح و آخر شب هم آبریزش بینی دارم هم پوستم خشک شده و میسوزه هم چشمهام باد کرده. خلاصه که دارم میمیرم
آقا با این توضیحات که قوانین فیزیک رو نقض کردی!
اگه قانون "کیرشهف" یادت باشه مجموع جریانهای ورودی به یک گره مساوی مجموع جریانهای خروجی از اونه، بعلاوه طبق قانون بقای ماده و انرژی مجموع این دو ثابته و از بین نمیرن بلکه به همدیگه تبدیل میشن.
طبق قانون سوم نیوتن هم هر عملی را عکس العملیست مساوی با آن ودر خلاف جهت آن.
حالا طبق قوانین موضوعه بالا تو فقط میتونی یه سیاهچاله باشی که کل انرژیهای عالم رو گرفته و از هر طرف فقط خروجی داری و امواجش رو متساطع میکنی! پس ورودیها کو؟ مدخلها رو سانسور نکرده باشی یه وقت؟!
***********************************************
k1: ظاهراً اینبار خود آقای کیرشهف تشریف آوردن اینجا!
کیوان خان بدت نیادا اما وقتی سوژه کم میاری شروع میکنی دری وری نوشتن . اخه دیگه باد در دادنم فخر فروشی داره؟ همه که اینو بلدن داداش . به قول این کامنت بالایی طنز خوبه اما نه چارواداری .
har shab ya yedune antihistamin ya ye loratadine bokhor ta nayofti be roghanrizi.
***********************************************
k1: کار از این قرصها گذشته. اینها جواب نمیده.
کیوان خان بیا یه درمانی واسه این حساسیتت تجویز کنیم نمیشه که این قدر اذیت بشی جانم! قانون نیوتن هم خوب شد یاداوری کردی من که سالها ست فراموشش کرده بودم حالا با کلی خنده یاداوری شد!
***********************************************
k1: خب خانم دکتر به نظر شما باید چیکار کرد؟!
مهندس جان می تونی یه نسبت و تناسب هم بین این پست های بی ادبی(و جسارتا کمی تا قستی حال به هم زن) و تعداد کم نظرات(که تقریبا کمتر اتفاق می افته ) پیدا کنی؟
من به شما صرف سوپ شیر رو پیشنهاد می کنم که علاج بی برو برگرد سرماخوردگی است.
قرص letizen بخور برای آلرژی خیلی مفیده خواب آور هم نیست و سریع اثر میکنه.حیفه دماغ به اون قشنگی از بین بره.
من هم کهیر می زنم هم عطسه می کنم هم آبریزش بینی دیگه ببین من چه وضعیتی دارم ولی آنتی هیستامین کمی تا قسمتی جواب میده البته فقط 2-3 ساعت!
امان از این آلرژی از هر نوعش. این عطسه و آبریزش هم که از همه بدتر، مخصوصن با این دماق! چلاق من.
ریشه مشکل من هم از اونجا سرچشمه میگیره که بدن من عین نمیدونم کجا؟ پره از چشمه های جوشان آب گرم و سرد و ... فقط مونده آب از گوشم بزنه بیرون!
البته درباره قانون نیوتن باید بگم که احتمالن اشتباه تفسیرش کردی و فکر کنم نظریه سیاه چاله درست تر باشه البته به صورت عکس. چون سیاه چاله همه چیزو به درون خودش میکشه و خوب در مورد تو برعکسه! شاید دلیل تاریکی روزا و شبها و... هم بخاطر همین سیاه چاله باشه.
در راستای درمان آلرژی هم (که البته درمون! نداره که بخواد درمان! بشه) میتونم چند تا توصیه کنم:
1- بخیال شو چون هر کاری کنی باز فایده نداره.
2- Zaditen(Ketotifen) اگه امتحان نکردی بد نیست امتحانش کنی.البته به نظر من فیل رو میخوابونه گرچه دکترم این نظر رو نداشت ولی من عین معتادا شده بودم. ولی اثرش عالیه.
3- Cetirizine هم خوبه و آلودگی خواب و هوا و ...کمتری داره.
4- اگه با آمپول مشکلی نداری Methylprednisolone هم خوبه البته فکر کنم این یکی قدیمی تر باشه ولی قرصهای بالا به روزتر هستن.
5- فکر کنم بعد این همه سال خودت بهتر از هرکس میدونی چطور با آلرژیت کنار بیای و فقط خواستم اینا رو بگم که اگه امتحان نکردی، یه تستی بکونیشون.
پس با این تفاسیری که نوشتی معلوم شد باز اشکال از همون گشادی ته مبارکه !
چون طبق قانون نیوتن باید عکس این قضییه هم صادق باشه یعنی اينكه برخلاف بادی هم که از اونور بدنت در مياد بطور همزمان و كاملاً ناخواسته عکس العمل عطسه کردن هم صورت بگیره دیگه که گفتی این اتفاق می افته ( وخوشبختانه صدای اون باد لابهلای صدای وحشتناك عطسهها گم و گور ميشه ) . پس با این حساب حتماحتما باید فکری به حال خروجیت کنی تا ورودیت اینجوری واکنش نشون نده !
را به را آنتی هیستامین بخور روزی 3-4 تا خوب میشی حتماً ! این آبریزش بینی کلافه کننده ترین مرضی ایه که آدم ممکنه دچارش بشه ...
یکی از مهمترین نشانه های آدنمای باهوش این است که بین چیز هایی که از نظر آدمهای معمولی ارتباطی وجود ندارد ، ارتباط بر قرار می کنند. و بر اساس این اصل مسلم گاهی نوشته های تو بشدت هوشمندانه است.
اینکه از گرگ و میش شروع کنی و ببافی و ببافی و با قانون سوم نیوتن تمام کنی ، اینکه که ه نو خواننده ، حتی اخمو را با میل پای صفحه ات بنشانی و با خنده رهایش کنی ، اینکه تا مدتها فکر کند چقدر قواعد کسالت باری که به زور در شبهای امتحان حفظ کرده می تواند نزدیکترین قانون زندگی روز مره اش باشد و اینکه....
فکر می کنم مهمترین مشخصه ی نوشته های تو اینست که ثابت کرده ای برای مهم و قدرتمند نوشتن دیگر لازم نیست به تصنع و موارد از پیش بزرگ شده متوسل شد. با فکر ترین آدمهای این روز ها دارند درباره ی قاعده ی پرتاب سنگی فکر می کنند که لذت درست قرار گرفتن اش در 9 خانه ی لیله های کودکی ، بزرگترین شعف دنیا را به قلبمان می ریخت.
کیوان یک سوم اعتراف می کنم این متن تو ، می تواند شروع سبکی باشد که آوردن یک فرمول علمی را در میان خط هایش ما را به فکر تحصیلات و ارتقا و پول و طبقه اجتماعی نمی اندازد. قانون سوم نیوتن بیخ گوش ماست.
تو داری زندگی را که دیگران بی جهت پیچیده اش کرده اند را به سادگی اولیه بر می گردانی. مرد نوشته های تو از اوج تمدن ، گاهی به غار بدویت تن و فکر پناه می برد و همچنان پر ابهت و دوست داشتنی باقی می ماند.
***********************************************
k1: خانم ثابتی ممنون از لطف و مهر و محبت شما. امیدوارم که این نوشته ها بتونه چنین تاثیری داشته باشه. بهرحال توی این دنیای شلوغ و ماشینی همنیکه آدم بتونه لبخندی بر لب کسی بشونه و یا بتونه بواسطه دو خط نوشته یه تلنگر خیلی کوچیک هم به ذهن طرف بزنه میتونه حرکت خیلی خوبی باشه. بهرحال ممنون از لطف تون.
ای داد بیداد ! پس هنوز داستان ابریزش و سرفه و ... تبعات سینوزیت لعنتی ادامه داره . خیلی وقت بود بهش اشاره نکرده بودی . بیدار شدن در تاریکی غلیظ صبحگاه هم در عین حال که از یه جنبه هایی دیدن صبح زود و مسیرهای تقریبا خلوت و ... لذت بخشه اما وقتی بشه وظیفه هر روزه به نظرم میتونه شکنجه عذاب آوری باشه آن هم واسه آدمی که عادت به دیر خوابیدن داره .
خوندن این پست باعث شد آبریزش بینیم دو برابر بشه با خندیدن...مرسی
با خانم ثابتي موافقم و اينكه ساختن چيزي ساده با مفهوم پيچيده اما از اجزايي ساده همان خلق كردن است. خلق در هر هنر و صنعتي. يعني كه خيلي خلاقي.
... و كلي هم خنديدم كه جاي تشكر دارد!
salam vaghean che ghadr be matalebi ke minevisid eteghad darin ina hamash harfe deletune ahke adama...
vay ke maadr khandidam nioton alan too ghabresh milarze az inke chi fekr mikardo chi shod va ghavaninesh koja ha ke be kar nemire!