سالنهای تئاتر دوباره گرم ميشه
عكسهای منتشر نشده و ناگفتههای زندگی سلنيجر
سيب گاززده / سعيد كمالی دهقان
جروم ديويد سلينجر در هفتهايي که گذشت
رسولی _ اعتماد
گفتوگو با جعفر مدرس صادقی درباره «توپ شبانه»
البته من هيچوقت كتابها و داستانهاش رو دوست نداشتم
اوضاع شير تو شير در جلسه اختتاميه فيلم فجر
با اين شرايط بهتر از اين هم نبايد باشه!
شايد همه ماها، اون روزی كه علی كريمی توی يكی از مصاحبههاش گفت، اگه خدا من رو بوسيده، علی دايی رو بغل كرده! بخوبی متوجه منظور اين اعجوبه فوتبال آسيا نشده بوديم ولی پريشب وقتی ساعت يه ربع به دوازده شب كه خب هيچ وقت اون موقع شب عادت نداشتيم بشينيم پای تلويزيون و يه فوتبال آسيايی ببينيم، ديديم كه تيم ملی جمهوری اسلامی ايران، در همون نيمه اول میتونست با خوردن سه چهار گل راهی رختكن بشه ولی فقط يه گل خورد تا اميد به جبران داشته باشه فهميديم شانسی كه سالها مثل سريش و كـَنه چسبيده به سر و كله و سرنوشت علـی دايـی يعنی چی!
شايد الان ديگه اونقدر همهمون به بخت بلند و شانسِ خوش قد و قامت علی دايی اعتقاد پيدا كرديم كه میدونيم تيم ايران علیرغم عدم شايستگی! در اين دوره از مسابقات بعنوان تيم اولِ گروه خودش راهی مسابقات جام جهانی 2010 آفريقای جنوبی ميشه. اگر شما هم اين اطمينان رو نداريد حداقل من مطمئن هستم كه با بودن علی دايی خوششانس، روی نيمكت تيم ملی، ما حتی میتونيم توی فينال جام جهانی بازی كنيم. پريشب وقتی عربستان مثل مور و ملخ به دروازه ايران حمله میكرد و وقتی يك گل زد و وقتی دو سه تا گل نزد و وقتی اون غلامنژاد كه اون خطای محرز و صد در صدِ پنالتی رو انجام داد و تلويزيون عربستان هم از 10-12 زاويه نشون داد تا كاملاً مشخص بشه كه مادر مُردهها يه پنالتی مفت و مجانی رو براشون نگرفتند، اونقدر مطمئن بودم كه تيم ايران و البته فقط بواسطه خوششانسی دايی به عربستان نمیبازه كه بدون هيچگونه ترس و استرسی دقيقاً تا پايان بازی يه كيلو و نيم تخمهی بو دادهی هندوانهی فرد اعلای تواضع رو چِق و چِق شكستم و يه فلاسك ( فلاكس! ) چايی رو همراه با نيم كيلو زولبيا باميه و گوش فيل، تك و تنها خوردم تا بعد از پايان بازی با خيال راحت برم بشاشم به بختِ بد و نامراد عربستان كه امسال افتاده توی گروهی كه علی دايی مربی يكی از تيمهای اين گروه هست و شانس بياره بايد بعنوان تيم دوم به جام جهانی صعود كنه!
علی دايی رو دوست داشتم. اونجايی كه نصف تماشاچيان استاديوم آزادی بهش فحش ميدادند، من هنوز اون رو دوست داشتم و حاضر بودم با همهی اون پنجاه هزار نفری كه به دايی بد و بيراه میگفتن گفتمان كنم. تلاش و كوشش و جدّيت فوقالعادهايی داره. توی دوران بازيگريش سعی كرد وارد مسايل حاشيهايی كه الان يه فوتباليست رده نوجوان كه فقط با پول قراردادش ميتونه يه پرايد چُسكی بخره هم نشه. تمرين كرد و بواسطه هوش بالايی كه داشت تونست از موقعيتهای ورزشیش به نحوه احسن استفاده كنه و در كنار ورزش، بيزينسمن خوبی هم بود ولی خب مثل خيلی از رجال سياسی و اقتصادی و ورزشی به موقع از پشت صندلی بلند نشد و اين قضيه رو اونقدر كش داد و كش داد و كش داد و بدون در نظر گرفتن سن و سال و شرايط جسمی و بدنی اونقدر به بازی شطرنج ادامه داد تا توی جام جهانی آلمان، آچمز شد و بدون داشتن ارج و قربِ ساليان گذشته و بدون احترام و در حاليكه ديگه اينبار همهی تماشاچيان ورزشگاههای تهران و شهرستان بهش توهين كردند اجباراً از بازی فوتبال كناره گرفت.
علی دايی با تموم هوش و ذكاوتی كه داره هيچ وقت نتونست ارتباط خوبی با تماشاچيان، خبرنگاران، دوربينها و مجريان شبكههای تلويزيونی و بعضی از بازيكنهای اسمی فوتبال برقرار كنه. نمیتونيم بگيم علی كريمی و مهدویكيا به دايی پاس نمیدانند تا اون رو توی زمين ضايع كنند. اون همه پاس و سانتر و صد و ده بيست تا گل زده كه تنهايی و بواسطه فوتبالدستی بوجود نيومده بود. دايی اونقدر اصرار به موندن توی زمين داشت كه قبل از اينكه بازيكنها بخوان ضايعش كنند خودش خيلی وقتتر ضايع شده بود. نميشه گفت همهی خبرنگاران و روزنامهنگاران پول میگيرند كه ضد دايی بنويسند چون اون موقع كه عكسهای تمام قد و دو متری از علی دايی چاپ میكردند مگه دايی بهشون حق حساب میداد؟! وقتی آدمی در مقام سرمربیگری تيم ملی يه كشور قرار میگيره بايد بتونه انتقادپذير باشه. بايد قدرت مانور داشته باشه. بايد حتی ادبياتش رو هم عوض كنه. آيا علی دايی حاضره كه مثل ده سال پيش موهاش رو همونجوری اصلاح كنه و سيبيلش رو هم نزنه تا مثل جك موتور وسپا روی صورتش باشه و پشت يه پيكان بشينه؟! چی شد كه دايی ريخت و قيافه و لباس و پيكانش تبديل به چيزهايی شد كه الان میبينيم و نمی بينيم؟! آخرين مدل مو. گردنبند طلا. كت و شلوارها و لباسهای ماركدار. شركت توليدی ورزشی دايی. گرينكارت و سيتيزنی آمريكا. خونهی توی شهرك غرب و فلان ايالت ينگه دنيا. بنز و بنز و بنز. مغازههای چندين ميليونی و ... پس بايد خودش رو هم عوض كنه. همونجور كه مدل ريش و مو نوع لباس پوشيدنش رو عوض كرد بايد نوع حرف زدنش رو هم عوض كنه. بايد بتونه توی تلويزيون و بدون اينكه دو هزار بار هی بگه "چيز، چيز" حرف بزنه. اين همه سوتی و تُپوقی كه ميزنه و حالا ديگه گوشی موبايلی نيست كه يه بلوتوث از دايی نداشته باشه، برازنده علی دايی نيست. اصلاً بايد مثل بكن باير برای خودش يه معلم بگيره. يه مدير كه براش برنامهريزی كنی چه جوری حرف بزنه. چه جوری مصاحبه كنه. چه جوری لباس بپوشه و چه جوری جلوی دوربينهای تلويزيونی حاضر بشه. ديگه هر چی هم كه باشه از بكن باير معروفتر و محبوبتر كه نيست.

آقای دايی همونجور كه تو خودت رو يه متخصص و كارشناس توی فوتبال ميدونی مطمئن باش كه يه كسی مثل عادل فردوسیپور به مراتب دارای هوش و آیكيو بالاتری از تو هست و اونهم توی كار خودش كه مجری و گزارشگری فوتبال باشه استاد و متخصص هستش. بنظر من دايی هر بار كه در مقابل فردوسیپور قرار گرفته 3-0 باخته و بعد از اين هم خواهد باخت چون فردوسیپور بخوبی كارش رو بلده. دايی اگه حرف منطقی هم بخواد بزنه وقتی عادل اون رو عصبانی ميكنه ديگه نمیتونه حرف يوميهی خودش رو هم بزنه. كارشناش و منتقد فوتبال كه حتماً نبايد شورت ورزشی پوشيده باشه و بتونه هزار تا روپايی بزنه تا صلاحيت انتقاد از فوتبال رو داشته باشه. مگه علی دايی خياطی بلد بوده كه حالا توليدی ورزشی زده؟!
در روزيكه حتی كعبی هم نمیتونست برای ايران بازی كنه، اين همه لجاجت برای اينكه مهدی مهدویكيا به تيم ملی دعوت نشه و اونوقت قرار دادن غلامنژاد توی پست مهدویكيا و يه تكل يابووار! توی رياض كه خب با خوششانسی، داور پنالتی نگرفت ولی هيچ تضمينی نيست كه دفعه بعد اين عمل غلامنژاد خوار مادر تيم رو به گاء نده بر هيچ منطقی استوار نيست. گذشتن از علی كريمی و مهدویكيا و رحمان رضايی به همين راحتیها ممكن نيست. آقای دايی، تيم ملی چه اون موقع كه تو بازی میكردی و چه الان كه ديگه سرمربیش شدی ارث و ميراث بابای خدابيامرزت نيست. آيا مهدویكيا اونقدر بدبخت شده كه با اونهمه تجربه نمیتونه حتی يه نيمه جلوی عربستان بازی كنه؟! آيا رحمان نمیتونست توی اين دفاعی كه هيچ تجربه بازی در مقابل تيم خطرناك عربستان نداشت مهره موثری باشه؟! اگه عبدالغنی سر و حال بود و عربستان ترسو نبود اونوقت بايد غلامنژاد رو كه توی همون عربستان به خونهی خدا میسپاردی و ميومدی ايران!
آقای دايی اين ملت دلخوشی زيادی ندارند. زياد كه چه عرض كنم اصلاً دلِ خوشی ندارند. همهی عقدهها و حقارتها و بدبختیها و دعوای با زن و بچه و نداشتن خرجی و پاره بودن رخت و لباس مدرسه و گرون بودن اجاره خونه و هزار و يك كوفت و زهر مار ديگهشون فقط و فقط توی همون نود دقيقه فوتبال فراموش ميشه. دود و بوق و ترافيك و راننده و خواننده و مدير و رئيس و پليس و دكتر و دار و درمان و قطار و اتوبوس و ... همه از صبح تا شب به اندازه كافی ميريند توی اعصاب و روان اين جماعت، پس آقای دايی دست از سر لجاجت بردار چون توی موقعيتی قرار گرفتی كه ميتونی با احساسات هفتاد ميليون ايرانی بازی كنی. هفتـاد ميليون! ميتونی تصور كنی هفتاد ميليون چند تا صفر داره؟! كه خب صد البته تو ميتونی تصور كنی. تو نكنی من تصور كنم كه شيش ماهست لنگ گرفتن يه وام يك ميليونی هستم؟!
آقای دايی توی زمونهايی قرار گرفتيم كه ديگه ننه به بابا مفتی نميده. اگه به پول و شهرت و مقامی رسيدی از كنار فوتبال بوده ولی خب نوش جونت، اين همه خوردند تو هم روش. همون اولِ نوشتهام هم گفتم كه تلاش و جديت و پشتكار و اراده قوی داشتی كه هميشه برام قابل احترام بوده ولی قطعاً سرمربیگری تيم ملی ايران بدون حقوق و دستمزد كه نيست. گفتند بابت سه سال، يك و نيم ميليارد قرارداد بستی باز هم نوش جونت. من حرفم چيز ديگهای است. آقای دايی شايد شما از جيبت برای فوتبال اين مملكت خرج هم كرده باشی ولی مردم اونها رو نمیبينند بلكه اون پيراهنهای تيم ملی رو میبينند كه تن بازيكنهاست. شايد بابتش هيچ پولی دريافت نكرده باشی كه البته من بعيد بدونم ولی من اگه جای تو بودم اگه فدراسيون به زور هم میخواست پيراهنهای شركت دايی رو برای تيم ملی انتخاب كنه من قبول نمیكردم و زير بار نمیرفتم. وقتی تو سرمربی تيم ملی باشی و پيراهنهای تيم ملی هم مال شركت تو باشه اونوقت ديگه نمیتونی جلوی دوربينهای تلويزيونی بگی، برای سرمربیگری تيم ملی من با خدا لابی كردم!!!
آقای دايی اين روزها دلخوشیهای اين جماعت خيلی بیرنگ و كمرنگ شده. المپيكمون رو كه همگان ديدند چه كردند اون كاروان غيور 55 نفره! پس اين فوتبال و اين جام جهانی رو از اين ملت نگير. ما بايد تقاص كدوم جرم و گناهمون رو پس بديم كه توی هر دوره از مسابقات مهم يه استاد اسدی و ميرزاپور و حالا هم كه علی دايی داشته باشيم؟! آقای دايی ميدونم كه اونقدر خوششانس هستی كه تيم ملی ايران رو فقط بواسطه بخت و اقبالِ بلندت كه مثل برج ميلاد سرش رفته لای ابرها! به جام جهانی ببری ولی بدون كه من مثل بقيه تماشاچيان فوتبال بهت فحش نميدم و بیاحترامی نمیكنم. تو و اين مملكت يه بده بستون با هم كردين. تو برای ورزش اين مملكت دويدی و عرق ريختی و اين مملكت هم تو رو كرده علی دايی با اين همه جار و جبروت. شايد برات مهم نباشه ولی خب بدون كه من يكی ديگه دوستت ندارم. اگر هم ميخواهی بگی به تخمم بگو، هيچ عيبی نداره ولی يه فكری هم بحال بالا رفتن وزنت بكن كه بد جوری داری چاق ميشی آقای دايی!
ای کاش این نوشته هات و که بدون پیش قضاوت . عین صداقت بود...پرینت می گرفتن ..می دادن دست این علی دایی...
اول بگم كه من هيچ غيرت و حساسيتي روي علي دايي به عنوان يك فوتباليست ندارم. اما از نظر يك انسان هدفمند تحسينش ميكنم. شايد به خاطر اينكه خودم اينقدر تو كارهام سماجت ندارم. از طرفي به نظرم ما ايرانيها در راستاي بالا بردن و/يا زمين كوبيدن شخصيتها، استادان ماهر و بيانصافي هستيم. پس نظرم رو راجع به اين پستت كامل ميگم چون برعكس پست قبل يك نمونه عيني و ملموس مورد بحثه نه كليات.
به كريمي ميگن اعجوبه فوتبال آسيا! درست. اما اين هم يك لقبه مثل خيلي لقبهاي ديگه. تا حالا از اين لقبها براي چند نفر داشتيم كه آخرش به جايي هم نرسيدن؟ همين آدم با استعداد براي بالاتر بردن خودش تلاش زيادي نكرده. ميتونست خيلي بهتر باشه و يك قهرمان ملي ديگه. 90 ديشب رو ديدي؟ فردوسيپور هم دقيقا همينو گفت مگه نه؟ گفت كه كريمي هيچوقت اراده و تلاش علي دايي رو نداشته. ما مردم مديون لقبهايي كه به ديگران داده ميشه كه نيستيم. هستيم؟ مهم انگيزه و تلاششونه و نتيجه كارشون.
علي دايي خوششانسه؟ شايد، اما به نظر من بيشتر روش زياده ! كه تا حالا هم براش بد بوده هم خوب.
جالبه كه ميگي"نميتونيم بگيم كريمي و مهدويكيا بهش پاس نميدادن". اتفاقا اين دقيقا عكس جملهاي بود كه تو شهروند امروز اين هفته نوشته بود. اينكه "كريمي و كيا به دليل اختلافي كه با كاپيتان داشتن اصلا بهش پاس ندادن" من اختلافشون رو قضاوت نميكنم، اما اگر از ديد چند تا كارشناس وسط يك بازي در سطح جام جهاني اين كار رو كردن كه خيلي احمق بودن. درسته كه ما قرار نبود قهرمان بشيم ولي اون ميدون هم جاي لجبازي آقايون نبود.
اينكه بايد طرز حرف زدنش رو عوض كنه درسته، اينكه بايد انتقادپذير باشه هم درسته. اما دايي و خبرنگارها به خاطر پيشينهاي كه دارن و مشكلات قبليشون (بازم قضاوت نميكنم) با گارد بسته جلوي هم ميشينن. مثل خيلي از ما كه اگر يك نفر سابقه دوتا ايراد گرفتن از ما رو داشته باشه دفعه سوم جلوش جبهه ميگيريم.
اما بحث لباس پوشيدن و ... نفهميدم تغيير چه اشكالي داره؟ خيلي از ما وقتي آلبومهاي ده سال پيشمونو نگاه ميكنيم خندمون ميگيره از مدل مو و تيپ خودمون. دروغ چرا؟ من كه اينجوريم. شماها همچين حسي ندارين؟
معلم داشتن و مشاوره گرفتن هم خيلي خوبه، اصلا واجبه اما اينجا ايرانه برادر. جايي كه وقتي رييس جمهورش مصاحبه مطبوعاتي داره بايد كانال رو عوض كني و دلپيچه بگيري كه تيتر روزنامههاي خارجي فردا كدوم بخش از سخنان نسنجيده ايشونه.
خلاصه اينكه طرفداري از "مربي تيم فوتبال" نميكنم. اما از تلاش و پشتكار دايي به عنوان يك "آدم " خوشم مياد. حالا اينكه در مقام مربي چه گندي يا گلي به سر فوتبال ما بزنه رو نميدونم.
***********************************************
k1: اتفاقاً منهم قبل از هر چيز از تلاش و كوشش دايی گفتم. بنابراين منهم جديت و هدفمند بودن كارهای دايی رو تائيد میكنم ولی ايراد از چيزهای ديگهاش میگيرم. من نميگم اون بايد رهت و لباس ده سال پيش رو تنش كنه بلكه ميگم وقتی تغيير روی لباس و پوشاك و مدل مو و ريش هست پس بايد تغيير روی نحوه گفتار و گويش هم باشه.
آخ قربون آدم چيز فهم!
تو اين مملكت همونطور كه نقد كردن توهين به مقدسات شمرده ميشه و اين كاري كه تو كردي رو از هر هزار تا يكي بلده .... همونطور هم نقد شدن رو از هر صد ميليون تا يكي بلد نيست...
اما به هر حال بقيه ميخونن جيگرشون خنك ميشه!
مثل هميشه خوب يودي كيوان جون ... همونجوري كه از پشت يك سوم كوبيدن خوبه...
آره فکر ميکنم خيليهامون باهات موافقيم... کاش اينجوري نبود... آدم ديگه نميتونه ازش دفاع هم کنه!
يادش بخير من رو تمام صندلي ها دانشگاه آزاد واحد جنوب اسم علي دايي رو به انگليسي نوشته بودم....وقتي وارد كلاس مي شديم يهو ميديدي رو تخته نوشته بود علي دايي سرور استقلاليها...بعد تازه دعوا شروع مي شد
يادش بيشتر بخير درس تاريخ سوم دبيرستان يه كتاب كت و كلفت داشت شب امتحان ثلث سوم هنوز كتاب و يه دفعه تموم نكرده بودم كه با پيشنهاد پسر عمه ام رفتيم شيرودي بازي تجارت ودارايي...كل بازي مثل يه مرداب راكد بود كه يه ماهي توي اين مرداب مدام مي پريد بالا وپايين وبقيه ماهيها نگاهش مي كردن..وقتي اسم اون ماهي رو پرسيدم پسرعمه ام گفت پارسال بازيكن تاكسيراني بوده بهش ميگن علي دايي....يادش بخير حجازي تعويضش كرد...
"علی دایی" فوتبالیست را دوست داشتم تقریبا به همان دلایلی که شما بهش اشاره کردی : سخت کوشی و پشتکار و سماجت و جاه طلبی . اما "علی دایی" مربی را نمی فهمم . با همه احترامی که برای اعتقادات شخصی انسان ها علیرغم فاصله نجومی با اعتقادات شخصی ام قائل هستم اما نمی فهمم مردی در ابعاد مربی گری تیم ملی را که هنگام بازی به جای استوار ایستادن بر روی زمین نگاه به آسمان دارد و لبانش تکان می خورد و ورد می خواند ! مردی که به شهر "قم" سفر می کند و از آیات عظام و علمای اعلام(!) مدد می جوید برایم پذیرفتنی نیست . درعین حال به نظرم این روزها کاراکتر او مثال بارز لج بازی و سوء ظن و بدبینی و یکدندگی ست . خیلی ها فکرمی کردند بعد از انتخاب شدن به عنوان سرمربی تیم ملی شاید بعضی صفات نه چندان مطلوبش را حداقل تعدیل کنه اما نه تنها این اتفاق نیفتاد ظاهرا این صفات درش غلیظ تر هم شده . شاید هم این ها و مجموعه عواملی از ایندست باعث شده خیلی ها منتظر نتیجه نگرفتن "دایی" به همراه تیم ملی باشند شاید شکست باعث بشه این جناب از برج عاج پایین بیاد . اما راستش علیرغم همه این ها باز هم وقتی بازی های تیم ملی را تماشا می کنم ضربان قلبم تندتر میزنه و اون استرس کوفتی میاد سراغم . به خاطر تیم ایران که با همه تیم ها برام فرق داره و باهاش نمیشه به خاطر یک نفر لج کرد . هر چند ظاهرا بعضی ها راه حل های دیگری برای ریزش این علاقه و عرق ملی دارند :
http://www.alirezamotamedi.com/archives/217.php
اتفاقا برای من هم این حس اطمینان حتی بعد از اینکه داور نذاشت این غلام نژاد خوار و مادر تیم رو به باد بده وجود داشت که یه جوری به خیر ختم میشه، شاید این حس به دلیل همون شانش 2 متری علی باشه... ولی به قول تو خدا کنه که این دلخوشی نود دقیقه ای رو دیگه از توک دماغمون در نیارن!
جون هرکی دوست داری این کامنت دونیتو عوض کن.... اصلا دیگه حس کامنت گذاشتنم رفت....البته اگه اینبار دیگه بیاد بالا
وقتي شنيدم دايي مربي تيم ملي شده خيلي خوشحال شدم الانم ناراحت نيستم ولي بعضي وقتها يه كارايي ميكنه ادم پشيمون ميشه نمونش همين دعوت ميرزاپور و ستار زارع و چند تاي ديگه كه زمان اوجشمونم اعصاب ادم داغون ميكردن تا چه برسه به الان. كلا به نظر مياد ادم لجبازي باشه
من دیگه از کامنت گذاشتن خسته شدم..... این لعنتی رو عوض کننننن
***********************************************
k1: بابا جون چقدر غر ميزنی تو كه دو بار كامنتت پست شده!
هر کسی که در جامعه مقامی(جایگاه) پیدا کرد که نباید با ملاکهای آرمانیِ!! ما سِت بشه..این میشه یه شخصیتِ تعریف شده یِ تحریف شده....
چه فرقی میکنه تیم ملی چه پیرهنی میپوشه وچه شرکت وارگان و سازمانی.. رو معرفی میکنه مهم اون هدفه هست که بهش برسن یا نه ! ولو با تکیه بر شانس.
غافلگیر شدم با این پُستت بعد از اون جنجال پست قبلی؛ یه نتیجه گیری میکردی خوب بود.
چرا ا پشت یک سوم؟؟؟؟؟؟؟و یعنی چی؟
***********************************************
k1: جداً به نظرت هيچ فرقی نمیكنه آرم پيرهن تيم ملی كشور چی باشه؟! سر اين برند و مارك كلی خون و خونريزی شده اونوقت تو ميگی هيچ فرقی نداره؟!
در رابطه با اون مطلب هم حتماً به موقعش به حساب كتاب و نقطه نظرات دوستان رسيدگی خواهد شد.
از پشت يك سوم يه اصطلاح ورزشی مربوط به واليبال هستش.
زندگی همه ش شانسه. وقتی آدم پیر میشه تازه میفهمه و دیگه خیلی خیلی دیره :(
علی دایی شخصیت ورزشکار بودن و قهرمان بودن رو داره به همین خاطر تا اینجا پیش اومده.بر عکس خیلی از فوتبالیسهای دیگه.اون خوب می دونه چه زمانی باید در کجا باشه.هیچ وقت هم اهل قهر کردن و پا پس کشیدن از خواسته هاش نبوده.البته من اینا رو از کسایی شنیدم که باهاش بودن.اگه یکم فکر کنیم می بینیم درصد زیادیش درسته.
اين عكس از كجا پيدا كردي؟چقدر تغيير كرده در اين چندسال كه البته خيلي خوبه.
چه فرقی داره؟!هر چه باشه علی دایی حق آب وخاکی نسبت به تیم ملی داره چه عیب داره که تبلیغ شرکت دایی بشه؟مگه مهم اسپانسر بودنه نیست؟.....ناقُلا! نکنه دلت می خواد پشت پیرهنشون بنو یسن از پشت یک سوم؟! چه توجیهاتی(فلسفی،روانشناسی) من برای خودم کرده بودم به خاطر اسم وبلاگت!
ممنون از توضیحت،ولی کلی جای توجیه داره هاااا.....
اینقدر خوبههه وقتی یه جواب کوچولو میذاری پای کامنتااا(اینجا شکلک هم نداره!وگرنه اینجا یه نیش باز لازم بود!)
***********************************************
k1: ظاهراً چون دوست داری من يه چيزی در جواب بنويسم منهم خساست نمیكنم و می نويسم كه آيا واقعاً به اين جمله معتقد هستی كه علی دايی حق آب و گل داره؟! بابت چی؟! برای چی؟!
بعد از مدتها یک نقد خوب که چه عرض کنم عالی راجع به علی دائی خوندم که کسی نوشته بود که برای بازی و زحمت علی دائی ارزش قائل بود و واقعا نقدش کرده بود . کسی که شاید در دوران بازیگری کمتر مصاحبه میکرد و الان به خاطر پستش مجبوره که حرف بزنه و جواب نقدها رو بده و متاسفانه جلوی 70 میلیون آدم فقط با ادبیات و روشی که ÷یش گرفته خودش رو ضایع میکنه اما فقط به واسطه همون شانس به جام جهانی میره و نتیجه خوب هم میگیره و من هم مثل تو مطمئنم که دیگه با بکن بائر هم حاضر نیست دیزی بخوره همنجور که الان هم حاضر نیست با امثال علی کریمی و مهدوی کیا بستنی بخوره !
خیلی کیف کردم از نوشته ات چون درست حرف دل خودم بود فقط من بلد نبودم به این خوبی بگم .
***********************************************
k1: ديگه به اين خوبی هم كه تو ميگی ننوشتم!
گرچه منم زیاد دل خوشی از این آقای مهندس دایی ندارم اما تو یه مورد حساب اونو از بقیه فوتبالیستای گذشته و حال و آینده این مملکت جدا میدونم و اونم دوری علی دایی ازحاشیه هاست؛حاشیه هاییه که (همونطور که خودت اشاره کردی) به محض چاپ عکس ،ولو 4*3، یه ورزشکار و مخصوصا فوتبالیست درجه n ام رو جلد یه زردنامه ورزشی، گریبانشو میگیرن و این آقایون بافرهنگ فوتبالیست هم که انگاری تو پوستشون نمی گنجن که یه شبه معروف شدن،اصلا به روی مبارک نمیارن که حاشیه یعنی چی و چه ضرری میتونه واسه یه ورزشکار داشته باشه...
(و همونطور که گفتم این جوجه اردک زشت و نامحبوب فوتبال ایران ،تا جاییکه حافظه من یاری میکنه، تا بحال از این قاعده مستثنا بوده)
نمیدونم کیوان فیلم Match Point از وودی آلن رو دیدی یا نه؟ فیلمیه در مورد نقش پر رنگ شانس و مردان خائن و پست!! ترکیبی از دو نوشته اخیرت! اگه ندیدی و خواستی برات بفرستم.
خیلی اثر گذاره.
http://www.imdb.com/title/tt0416320/
***********************************************
k1: رسول جان اتفاقاً دو سه روز پيش چهارراه پارك وی يه پسره بود كه فيلم بساط كرده بود. 10 تا دیویدی ازش خريدم ولی مچ پوينت رو نداشت. ازش تعريف زياد شنيدم و سعی میكنم فيلمش رو گير بيارو و ببينم.
راستش مدتهاست که دیگه فوتبال حتی در نوع ملی رو تماشا نمی کنم اصلا حال وحوصله ندارم واسه فوتبال هم حرص بخورم فقط پی گیر نتیجه می شم ولی دایی رو وقتی بازی میکرد دوست داشتم و الکی ازش دفاع می کردم!البته واقعا پشتکارش مثال زدنی هست و الان تبدیل شده به پر رویی و طلبکاری از ملت! درباره معلم گرفتن واقعا باهات موافقم در ضمن افکارش هم ظاهرا اشکال فنی اساسی داره که با معلم گرفتن هم درست نمیشه!
***********************************************
k1: ديگه وقتی خانم دكتر هم صحه ميذاره بر رفتار و كردارش يعنی اينكه ... آره!
حتی اگر اسمش شانس هم باشه بذار با همین حربه بریم آفریقای جنوبی.برای من تیم شانس دار به مراتب بهتر از یک تیم باکلاس با یک مربی جنتلمنه که آخرش نصیب ایرلند یا استرالیا بشه و کار به امن یجیب ... بکشه.
***********************************************
k1: والله اگه فقط رفتن به آفريقای جنوبی ملاك باشه ما همين فردا هم میتونيم همه با هم دسته جمعی بريم آفريقای جنوبی!
در ارزش بسیار زیادی که دایی برای تیم ملی قائل است جای تردیدی نیست چه کسی از نظر سالم ماندن در فوتبال و بها دادن به تیم ملی و حضور در بازی ها به اندازه دایی است؟ این آقایانی که همه چیزشان از تیم ملی واجب تر است باید غیرت را از دایی یاد بگیرند. انصاف این است که دایی از هرکس که غیرت بازی در تیم ملی را داشته باشد و به قول خودش وقتی در زمین است بجای کم کاری فقط و فقط به کشورش فکر کند دعوت میکند. کم کاری ها و خصومت ها و حالگیری ها توسط بازیکنان همیشه باعث شکست تیم ملی شده.
به جای فشار روانی یکم حمایت کنید دایی که مرض نداره کاری کنه که به تیم ملی گند بخوره چون اول از همه خودش باید جوابگو باشه.
در کشورهای صاحب نام در فوتبال سر مربی حرف اول وآخر را میزند مثلا"در کشور انگلیس وقتی بکهام( با آن همه شهرت ) آماده نیست به تیم ملی دعوت نمی شود .خواهشا" بگذارید دایی کار خودش رابکند
***********************************************
k1: شما كدوم سرمربی تيم ملی انگليس رو سراغ داريد كه يكسال بعد از اينكه از دنيای بازيگری خداحافظی كرد، بدون طی آموزشها و تجربههای لازم برای مربيگری روی نيمكت تيم ملی بعنوان سرمربی بشينه؟!
این اقا هنوز هم طلبکاره ! به خاطر سیاست های حمایتی پشت پرده بایدم از لابی با خدا حرف بزنه و پزشو بده ! از حضور تو اروپا هم فقط واردات اتومبیل های گرون و تجارت ورزشی رو خوب یاد گرفته اما رفتار حرفه ای را نه . منتی هم نباید سر مردم بذاره چون فوتبال براش باعث موفقیتای خیلی بزرگ مالی شده . حالا ببینیم این اش دستپخت علی ابادی چی از توش درمیاد . هر چند شانس داره مثل چی .
***********************************************
k1: تو هم كه ظاهراً اعصاب مصاب درست و حسابی نداری!
اولیش شانسش و دومیش هم ارمغان شانسش!(نیش باز تر)اینا رو خودت گفتی دیگه..
و حالا میبینی همه یه تو سری به دایی میزنن یه تعریف ازش میکنن همیشه میگن وقتی می خوای یکی رو بد خُرد کنی بد تعریفش کن یه تعریف همراه با ....
اسم شانس آوردی خودِ دایی شد حاشیه...چند هفته پیش GEM مَچ پوینت رو گذاشت خیلی جالب بود.من هم خوشم اومد.
اصلا اینا رو بی خیال .......جاتون خالی داره بارون مییاد
***********************************************
k1: تو مگه کجا هستی که شاهد بارون هستی؟!
یادم رفت اینو بگم ! فک کنم تعریفا رو جمع کنی بشه حق آب وگلی
نقد نسبتا منصفانه اي بود ولي بيش از اندازه روي خوش شانسي دايي مانور داديد آقاي کيوان!
به هر حال شانس جز لاينفک فوتباله و علي دايي هم از فوتبالي ها مستثني نيست. اگر امروز دايي مرد نامبر وان فوتبال ماست بخش خيلي خيلي زياديش به خاطر اراده و پشتکار و پاپس نکشيدن خودشه.
آقاي گل جهان بودن،حضور حتي ذخيره اي تو فينال باشگاه هاي اروپا، گل زدن به چلسي و ميلان و... رو نمي شه به حساب شانس گذاشت.
البته من هم ادبيات دايي رو مخصوصا به عنوان مربي تيم ملي نمي پسندم و فکر مي کنم اصرار بيش از حدش به بازي کردن براي تيم ملي تو اين سال هاي اخير(و فرصت طلبي ژودناليست هايي که از سالها پيش باهاش مشکل داشتن) خيلي خرابش کرد ولي هم چنان فکر ميکنم
تو فوتبال امروز ما هيچ کس به اندازه ي مردي که اسمش حيثيت فوتبال ايرانيه، شايسته احترام نيست.
First I want to apologize for writing in English but this comment is long enough and it'd be more annoying if I write Finglish
I agree with you Iran didn't play well although the way that KSA was playing if they had got that penalty Iran would have scored earlier too not because Iran was good but KSA was a chicken, but about Daei I don't want to defend him I know he has bad attitude when he looses his temper but look what we did to this guy this guy is hated because he is successful even when he was scoring many goals not many people liked him as you said he is a hard worker and in word cup 06 the whole team was a big piece of shit and we all know that but he was blamed for 90% of the failure
K1 you have been here you know in a time that people in the world know us as Terroristshow good you feel when some europeans or south american people tell you Iran ?? I know Ali Daei you know the only part of Guinness world record book that says something about us is because of him
I know it was bullshit when he said "my lobby is god" but was that creepier than ghotbi's quotein 90 when he said "today Bahman 22nd I feel proud of being Iranian" we hears all these shits all the time and let me ask you another question in last 12-13 year between all the Iranian coaches we chose for team melli which one was more qualified than him? Mayeli Kohan?Jalal Talebi? Mayeli kohan that now is his#1 enemy where the F..k was he before being chosen for footsal and then football national team which one of those coaches we gave as hard time as we are giving this guy? and about Mahdavi kia and Karimi and Rezaei I think MAhdavikia could still help us but when somebody take over the responsibilities they have to chose their tools I remember I loved forget about love I knew France Football from David Ginola and Eric Cantona but Jaquet throw them out and four years after that he got what he wanted same deal with Raul Gonzalez this guy scored 17 goals in La liga last season but he wasn't even invited to the team because sometimes in management they say a group of homogeneous members can get much better results than a group of excellent people who have no chemistry between them
Have a good day
***********************************************
k1: پويا جان نميشد فارسی بنويسی كه من هم دنبال ديكشنری نگردم! يكی نيست ديلماج بشه برامون ترجمه كنه ببينيم آقا پويا چی گفته؟!
به حدي از اين پستت كيف كردم كه حد و وصف نداره!كاملا باهات موافقم!كسي منكر شايستگي هاي دايي نيست!يادمون هم نرفته كه حتي با سر شكسته بازي مي كرد و گل ميزد ولي واقعا هر چيزي ظرفيت مي خواد!آقا شده قلدر فوتبال كج و كوله و درب و داغون ايران!بايد التماس كني دايي ديگه بازي نكن !دايي مربي نشو از تو بهترم هست!آقاي مهندس گفته بودن تيم سايپا رو طلسم كردن كه مي بازه!با او ن وردهايي كه وقتي دوربين روش زوم مي كنه مي خونه!خب تو دلت دعا كن مرد حسابي مگه بايد اعتقادتو بكني تو بوق؟؟به شخصه آرزو دارم تيم ملي نره جام جهاني سه بار ببازه و با آبرو و احساس ملت بازي كنه
من که از فوتبال همون قدر می دونم که کردان از دکترای حقوق اسلامی.
اما یادمه یکبار اومدم درباره موضوعی جدی جدی حرف بزنم که از دهنم در رفت گفتم مثل تیم مموشک اهواز. هنوز هم نفهمیدم چرا نیش همه تا بناگوش باز شد.
از آقای علی دایی (البته نه علی داییم) به صورت تمام قد! سپاس گذارم. نه به واسطه شخصیتش، یا سرمربی بودنش یا فوتبالیست بودنش یا آیکیو بودنش یا بیزینس من بودنش یا ....
تنها به این خاطر از او سپاس گذارم که حضورش مصادف شد با این اتفاق میمون! که کیجانوان دوباره اقدام به صدور جوابیه بعد از کامنتها فرمودند!
اصلن حال و هوای دیگهای داره خوندن کامنتهای دوستان همراه با یه سری ستاره با K1 دو نقطه و با نوشته های بعد از K1 دو نقطه.
البته امیدوارم دوباره تو کامنت دونی جنگ و خون و خونریزی و گیس و گیسکشی راه نیافته! چون من یکی رو که خیلی اذیت میکرد.
***********************************************
k1: نمیدونستم جواب دادن من به کامنتها اینقدر جالب و مهیجه!
مدتهاست که فوتبال نگاه نمیکنم. دبیرستان که بودم یه دفترچه داشتم آمار گلهای زده و آقای گل تمام تیمهای اروپایی و لیگ برتر رو توش مینوشتم هر شب بیدار میموندم و فوتبال میدیدم. یه دوره کوتاه هم رفتم توی تمرینهای فوتبال خانمها شرکت کردم که خیلی احمقانه بود.
این روزها از فوتبال همین قدر میدونم که آقایان همکارها میان به هم میگن و منم میشنوم. اما برنامه نود فردوسی پور رو دوست دارم برنامه جالبی داره که جدا از تمام بحثهای کارشناسی میتونه کلی بخندونتت. این عکسی که گذاشتی خیلی باحاله
خب والله من کلن از این چیزا سر در نمیارم و زیادم پی اش نمیرم ولی از نحوه حرف زدن دایی کلن چند باری که اتفاقی شنیدم خیلی تعجب کردم،این همه تهاجم برای چی؟؟ وقتی آدم میدونه و ایمان داره (فرضا که داره)که کارش درسته و داره درست پیش میره دیگه این همه با تهاجم در مقابل منتقد ها و مطبوعات از خودش دفاع نمیکنه!!
ولی خب گفتم که من از این چیزا سر در نمیارم ،فقط کلی از لباس پوشیدنش خوشم میاد و کلی ازش ممنونم که بنزش رو میده کارواش روبروی موسسه ما و همین باعث شده چند بار وقتی میخوان ماشینش رو ببرن دم خونش من دقیق نود جای پارک پیدا کنم کنار در کارواش!!!
***********************************************
k1: احتمالا تو همه این حرفها رو نزدی که با زبون بی زبونی بگی ماشین داری؟! حالا چی داری؟!
آقا من یکی از بزرگترین سئوالهایی که ذهنم بود حل شد! همیشه فکر می کردم دلیل اسم وبلاگت چیه :-)
راستی مچ پوینت واقعا یکی از اون فیلمهای باحاله که دل آدمه یه خورده خنک میکنه اگه می خوای من دارمش بهت قرضش بدم
***********************************************
k1: خیلی گشتم ولی هنوز پیداش نکردم. خدا خیرت بده چی جوری میتونی به من بدی؟!
من فکر میکنم علی دایی تو یه زمینه هایی از متوسط مربی های تیم ملی کشوری مثل ایران بالاتره....از یه بابتهایی هم پایینتر....
ولی اینکه مشاور بگیره را هستم حسابی.
البته من اهل ورزش و فوتبال نیستم که نظر بدم اما فکر نمیکنم درست باشه که یه والیبالیست راجع به فوتبال و فوتبالیست نظر بده!!!
***********************************************
k1: شاید حق با شما باشه!
جدی هفتاد میلیون چند تا صفر داره؟!
کی توی این مملکت اهمیت میده به این همه صفر؟!
علی دایی باید خود را برای اولین بازی ملی در استادیوم آزادی آماده کند. چون خیلی وقت است که انتظار همچین روزی را میکشیم. هنوز فراموش نکردیم به خاطر چند دلار بیشتر پیراهن سرخ پرسپولیس را با صبا باتری طاق زد. یادمان نرفته بعد از رفتن به سایپا در نقش بازیکن / مربی چه حرفهایی زد.
دایی باید تیم ملی را به جام جهانی ببرد. امپراتور هم باید پرسپولیس را قهرمان آسیا کند. اینجا با یک دوئل تمام عیار طرف هستیم. بر بلست یاهوم بنویسید پرسپولیس امسال قهرمان آسیا است.
جادوگر (علی کریمی) امپراتور (افشین قطبی) عقاب (احمدرضا عابدزاده) سیم خاردار (افشین پیروانی) آسیا آماده باش ما داریم میآییم. واقعن قهرمان نشدن با ببرهای امپراتوری در آسیا کاری سختی است.
علی کریمی آخرین حلقه بود تا ارباب حلقهها خود را برای نبرد گلادیاتوروار آماده کنند. اینجا ما یک مشت مرد میخواهیم مثل سینمای وسترن. مثل این گروه خشن.
***********************************************
k1: آقا شما حالت خوبه؟!
سلام کیوان:
در بازرسی اسناد و مدارک مربوط به سیم کارت همراه اول او(عادل)پیامکی به این مضمون قبل از بازی ایران_مکزیک بدست آمده است:
Baro bachs man to gozaresham ye hale asasi be daee midam.shoma ham smsa ro zodtar besazid o karesh o tamoom konid.
در نظر سازی های به اصطلاح مردمی خود سعی کرده تیم ملی دایی بزرگ؟؟ !را نزد افکار عمومی ضعیف و ناکام نشان دهد...درآخرین اقدام مذبوحانه !!!اش تلاش کرده تمرکز!سرمربی را در گفتگویی تلفنی به هم بزند اما با اقدام هوشمندانه!وخردورزانه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!دایی نصفه ی مخفی او که ضدیت با تیم ملی و سوختن در عطش شکست آن است برای همگان آشکار شد وآحاد ملت فهمیدند او(عادل)جاسوس فیفا!!!!!است.از دیگر اقدامات خیانتکارانه ی او می توان به برهم زدن هفته ی پنجم لیگ برتر،مقایسه ی دائمی فوتبال ایران با بیگانگان!اروپایی و غربی و تلاش برای بازگرداندن مهره های سوخته و پیر و پاتالی!(نظیر مهدی مهدوی کیا که در آینده ی نزدیک ماجراهای مخفی اش ....)به تیم ملی اشاره کرد.
در پایان هم شایان ذکر کرده که:این عنصرمعلوم الحال !!!جیره خوارش بسیار ترسو بوده و..از این اراجیفی که توی" همشهری جوان"همین هفته واسه عادل نوشته...و اینا...
اینا به کنار...کیوان اینجا اندکی "حاجآقای یزدانی"رو..آره...بعد نوشته که ایشون باید آرشیو عکس های فدراسیون رو ورق بزنه و فرق اسپک پشت یک سوم با تاباندن کنده رو فرا بگیره!!!حالا سوال من اینه که عنوان "از پشت یک سوم"به والیبال ربط داره یا نه؟
***********************************************
k1: من توی این پست نوشتم معنی این عنوان چیه؟!
http://www.shoma.blogsky.com/1382/06/26/post-660/
سلام مجدد
به جون خودم من کامنت "ناگهان ترد می شوم"رو ندیده بودما.
من یه مشاور تووووووووووووووووووووووووووووووووووووپ واسه دایی سراغ دارم...پسر کوچیکه ی دکترآزمندیان اینا.
اینجا اصلا جای بحث ورزشی نیست ولی 2 نکته:
1. غلام نژاد یک تکل یابووار زد، نکات مثبت کارشو هم ببینیم.
2.رحمان رضایی رو دیگه توی ایران هم بهش تیم نمیدن، 6 سال سر بزنگاه تیم ملی رو به فاک داده، ایرلند، مکزیک، ازبکستان و... از اون شهید نسازیم! مهدوی کیا؛ آخرین باری که نه تو تیم ملی که توی باشگاهش که یک تیم درجه سه آلمان هست خوب بازی کرده کی بوده؟ گذشت مهدوی کیا ی هامبورگ، الان توی 18 تفر تیم درجه 3 آلمان هم نیست. جز شرح وظایف یک سرمربی این هست که بازیکنان رو به سلیقه ی خودش انتخاب کنه؛ اگر می خواست به سلیقه من و شما و فلان روزنامه بازیکن انتخاب کنه، الان 40 نفر باید میرفتن توی زمین باز هم ناراضی بودیم!
***********************************************
k1: بهبه استاد سينا. آقا فوتبال و علی دايی رو اصلاً ولش كن خودت خوبی؟! كم پيدايی.
توی کامنتا خوندم که جواب داده بودی کجای دنیا بدون تجربه مربیگری کسی سرمربی تیمملی میشه؟ دونگا در برزیل هیچ سابقهای نداره، آدمهایی مثل دایی و دونگا تجربیاتی که دارند بهترین سابقه است
***********************************************
k1: آيا دونگا تونست تيم برزيل رو به سرمنزل مقصود برسونه؟! و مقايسه دونگا به دايی ... نميشه تصور كرد. اونها فوتبال رو كاملاً به طور اسای آموزش میبينند. بازيكنهای مطرح دنيا توی سن 20 سالگی ديگه همه دنيا میشناسنشون نه مثل علی دايی كه توی سن 28-29 سالگی پديده شد! سينا جون قبول كن ما توی همهی زمينهها يه جايیمون ميلنگه.
آفرین، مخصوصا اون قضیه لابی با خدا و مجادله با فردوسی پور....
همه ی ایران سرای من است(هَمووو شِکلوو که زبونش بیرونه)
همون موقع که اون کامنته مینوشتم شدیدآ هوا ابری بود ، بو بارون هم مییومد؛پیش بینی کردم بارون بیاد ولی نیومد!!(خنده)اینطوری هم نیگا نکنید!!ولی پریروز اومد که...
مسئله مهم اینه که علی دایی،شخصیت کاریزمایی داره.یعنی یا مثبت یا منفی آدمها رو جذب خودش میکنه.اون چیزی که تو اسمش رو گذاشتی شانس،من بهش میگم جاه طلبی خیلی زیاد.شخصیتی که نفر دوم بودن رو بلد نیست.حرف گوش کردن رو هم به همین صورت. چون احتمالا فکر میکنه که فکر و منطقش ارجحیت داره به هر طرز تفکر دیگه ای...دایی تا وقتی فوتبالیست بود،خوب بود(هرچند همون موقع هم به دلایل کاملا حسی،هیچ خوشم نمیومد ازش)چون نیاز به پرسیدن نظرش نبود.در سیستم بازی اون تصمیم گیرنده نبود،اجرا کننده بود اما هر چقدر تجربه و موفقیت و سالهای حضورش در تیم ملی افزایش پیدا کرد(به علاوه یک سری مسائل مالی)نقشش از اجرا کننده به سمت تصمیم گیرنده پیش رفت و موجب دردسرهای بسیار شد...همه کاریزماهای جامعه و تاریخ هم که لزوما آدمهایی با شیوه های کاملا مثبت نبودن.همه که تختی نمیشن یا همه که خاتمی نمیشن.گاهی کسی میشه ا ح م دی ن ژ ا د...مگه نه؟
اون شب،من هم دوست داشتم ببازیم.من هم گفتم وای به حالت علی دایی،که کی الان می خواد جواب فردوسی پور رو بده.من هم مدام به یاد نشست مطبوعاتی چند روز قبل بودم که با چه استیل منحصر به فردی سرش رو یک وری گرفته بود و با غیض به خبرنگارا نگاه می کرد و می گفت ما از بازی جلوی برزیل هم وحشت نداریم.با خودم می گفتم برزیل؟تو از پس عربستان هم بر نیومدی!فکر کن یکی مثل کره جنوبی که تو رو و تیم تو رو میخوره!
***********************************************
k1: بنظر من دايی تنها چيزی كه نداره كايزماتيك بودنه. اصلاً حرفت رو قبول ندارم.
سلام
مطلب قشنگي بود ولي راستش من زياد موافق نيستم كاش بذاريم علي دايي كار خودشو بكنه و وقتي در آخر نتونست نتيجه بگيره بهش حمله كنيم. تمام حرف اين بنده خدا هم همينه كه چرا نميذارين تيم ملي آرامش داشته باشه؟...
همینه ...
اگه تو و اون رفیقات که این جا بد وبیراه برای دایی نوشتن از جای دیگه بعضی جاهاتون سوخته و عرضه ندارین که مثل اون پول در بیارین دلیل نداره بیای این مزخرفات رو اینجا بنویسی . حرف دلتو بزن . تازه ببینم تو کارشناس فوتبالی ؟ برو دلواپس چاقی و گنده شدن خودت باش . لازم نیس برای دایی نسخه بپیچی .
***********************************************
k1: !!!
خانم لیلا خانم شما هم بیزحمت اظهار نظر در مورد اعتقادات دایی نکنید . ما هر چی داریم از همین دعاها و نمازخوندن ها داریم . خالا شما اگه خوشتون نمیاد به سلامت تشریفتونو ببرید تو کشورای کافر . شاید هم اصلا همون ورا هستین که بی دین و بی اعتقاد شدین . اما اکثریت مردم ما مسلمون و نماز خون هستن .تو همین ماه مبارک رمضان اکثر مردم روزه میگیرن . اگه تا حالا تو عمرتون رفته باشید مشهد مقدس می بینین که چه جمعیتی اون جا هست و خیلیا هم مراد میگیرن . فوتبال و ورزش هم دور از این نیست برای کسی که مسلمونه . دیدید که دایی به کوری چشم دشمناش با همین دعاها به هر چی که خواسته رسیده . خودشو همیشه میگه که من مدیون فاطمه زهرا و دعای خیر پدر و مادرم هستم . امثال شماها هم اگه از دعا خیری ندیدید چون از ته دل باورش نکردید اما دلیل نمیشه بیاین این جوری نظر بدین . تو همه کشورا هم فوتبالیستا وقتی گل میزنند صلیب میکشن . خب یه مسلمون هم دستاشو میبره بالا و شکر گزاری میکنه .
قابل تامل بود و خواندنی. اما نه چندان منصفانه. تاکید زیاد روی مساله موهومی مثل شانس ساده انگاری است و جایی در نقد ندارد. دایی از عدود آدمهای فوتبال بی دروپیکر ماست که خودش است و کار خودش را می کند. در مورد لباس تیم ملی کاملن موافقم.
من كه زياد فوتبالي نيستم و حتي اخبار اينها را هم پيگيري نميكنم! ساعت 12 شب كه سهل است ساعت 6 بعد از ظهر هم حاضر نيستم پاي تلويزيون بنشينم، اما اين پستت (هم!) خيلي باحال بود.
راستي اگه اول نشده باشم از نفرات اول شدم كه ؟:p
***********************************************
k1: آره اول شدی. پسر سر صبحی مگه میرفتی كله پاچه بخوری كه به اين زودی از خواب بيدار شدی؟!