« چقدر می‌تونید برای عشق‌تون منتظر بمونید؟ | Main | شهــر خاكستــری »

بهترين مطلب از ديد شما

وقتی تعامل و بده بستون بين يه وبلاگ با خواننده‌هاش وجود داشته باشه و يه جورايی با هم رفيق و نَدار باشند همين ميشه كه يه روز صبح اول هفته كه شما خوشحال و خندون اين صفحه رو باز می‌كنيد، م‍ی‌بيند كه من ازتون يه درخواست دارم. البته درخواستی شرعی و بجا و با رعايت كامل قوانين مندرج در قانو‌ن‌های نوشته و نانوشته!

بگذريم كه معمولاً خيلی از شماها اينجور مواقع چراغ خاموش از مطلب و وبلاگ و نويسنده رد ميشين و به هيچ جايی‌تون هم حساب نمی‌كنيد كه طرفِ صحبت شما هستيد و دارند با شما آقا يا خانم محترم صحبت می‌كنند. پنداری من پول گرفتم و ميرزا بنويس شما هستم و اين وظيفه منه كه بنويسم و شما بخونيد و بعدش هم بدون سر و صدا و اظهار نظر راه‌تون رو بكشيد و بريد. قطعاً 95% خواننده‌های اينجا كسانی هستند كه ترجيح دادند هميشه ساكت باشند و به اصطلاح، خواننده‌های خاموشی هستند كه هيچ وقتی هيچ نظری اظهار و ابراز نمی‌كنند. چراش رو منهم نميدونم. تقريباً با اين دسته از عزيزان كاری ندارم كه خب اگه قرار باشه كاری هم داشته باشم و ازشون خواسته و تقاضايی داشته باشم تجربه‌های قبلی نشون داده كه همين صبح اول صبحی و بصورت ناشتا، خواسته من رو خيلی محترمانه حواله می‌كنند به تـ.خـ.م نازنين چپ‌شون كه جديداً دانشمندان آلمانی كشف كردند كه قسمت چپ تـ.خـ.م اصلاً برای‌ همين موضوع اينقدر سفت و محكم ساخته شده. حالا نمی‌خواد توی محيط كار و جلوی همكاران دست بزنيد ببينيد سفت هست يا نه وقتی رفتين خونه معاينه‌اش كنيد!

بله، تكليف اونهايی كه از پشت يك سوم و از جلوی دو پنجم و از بالای يه چارك رو هميشه، به پايين‌ تنه‌شون حساب كردند معلوم شد. البته شخصاً خيلی دوست دارم كه اين عزيزان هم توی نظرسنجی امروز شركت كنند ولی خب تموم داد و بيداد و جيغ و گيس‌كشی من مربوط به شما عزيزانی ميشه كه معمولاً هميشه نظرات‌تون رو برام گفتين و نوشتين. امروز يه نظرسنجی گذاشتم. ميدونم كه اين كامنت‌دونی مشكل داره و تقريباً خار مادر همه‌مون رو ... آره! ولی پيشنهاد می‌كنم وقتی نظرتون رو نوشتين، قبل از اينكه پُست‌ش كنيد حتماً كپی‌ش كنيد كه اگه كامنت‌دونی نظرتون رو قبول نكرد مجبور نشيد اون رو دوباره بنويسيد. صفحه رو رفرش و مطلب نوشته شده رو Paste كنيد. اگر بازم هم نشد، شايد توقع خيلی زيادی باشه ولی خب ممنون ميشم نظرتون رو برام ايميل كنيد. لطفی كه البته خيلی وقتها كرديد. بخاطر اينكه منهم برای ادامه نوشتن وبلاگ انگيزه پيدا كنم بد نيست چند تا از عكس‌هاتون رو كه كنار سواحل دبی و آنتاليا هم انداختيد رو بفرستيد كه ديگه اونجوری كاری كرديد كارستون! و اما غرض از مزاحمت، می‌خواهم بدونم از ديد شما:

بهترين مطلب يا مطالبی كه توی وبلاگ از پشت يك سوم خوندين كدوم مطالب بوده؟!

ميدونم شايد كار سختی باشه و نياز باشه كه حتی آرشيو رو هم شخم بزنيد تا به اون مطالب مورد نظرتون برسيد ولی بهرحال رفاقت تاوان داره و منهم بابت اين نظرخواهی يه هدف مهمی دارم كه خب بعداً خدمت‌تون عرض می‌كنم. بهرحال ممنون ميشم لينك اون مطالب مورد نظرتون رو برام بفرستيد و يا اگه اسم و مشخصه‌ايی از اون مطلب داريد جوری كه من متوجه بشم منظورتون كدوم نوشته است برام كامنت بذاريد. راستش اهل تهديد و جار و جنجال نيستم، شايد براتون هم مهم نباشه ولی خب با خودم عهد كردم تا تعداد كامنتها به 100 تا نرسه مطلب بعدی رو پابليش نكنم! حالا ديگه خود دانيد دوست داشتيد نظرتون رو بنويسيد دوست هم نداشتيد، امروز معلّم نداريد می‌تونيد بريد توی حياط بازی كنيد.

Comments (124)

saeede:

سلام
بهترین مطالب از دیدگاه من مطالب زیر هستن که البته بر حسب اتفاق همشون تو چند ماه اخیر نوشته شدن :
1-اگه یادت باشه
2-چشم ها دروغ نمی گن
3-قمار عاشقانه
4-سبز زرد قرمز
5-مصائب دوست داشتن زرد آلو!!!
...
البته من همه ی نوشته های تو رو و سبک نوشتنتو خیلی خیلی دوس دارم اما اینا بیشتر به دلم نشستن

safa:

فکر نمی کنم این طوری کسی حضور ذهن داشته باشه بهتره خودت ده تا از پست هاتو شاید اون هایی که بیشترین نظر داشتند نامزد کنی تا ملت رای بدهند.
***********************************************
k1: نمی‌خواهم نظر من توش دخيل باشه. بهرحال اگه برای كسی نظر من مهم باشه حتماً ميگرده و اون مطالب رو پيدا ميكنه.

shahram:

salam ,man az homon daste khanande hayee hastam ke aval toziheshon rodadi,vali indafe refaghati baram comment mizaram ke yezare jobran karde basham in hame poshtekaret ro.vali az onja ke ziad hafezam khob nist,hamin posti ke dar bare bad shekamet bod binazir bod.(taze fahmidam migoftan in peyghamgiret hame ro are yani chi,baraye onaee ke zaid peygham izaran ham ke shode yekarish bekon ta hame ro ye kari nakarde

آزاده:

سلام من دقيقا از خواننده هاي نوع اول وبلاگتون هستم!!!!! و توي اين همه مدت اين دومين commente !!! من از نوشت هاي جديد تا جاي كه يادمه از پست "اگه يادت باشه"و تمام معرفي كتابها به نظرم خيلي خوبه و امرسي از اينكه مي نويسي!!

همه ی نوشته هایی دوتایی که توش داری با یه نفر خاص حرف می زنی، خاطراتت رو مرور می کنی و عشق رو خیلی قشنگ به تصویر می کشی ...

رسول:

سلام دااش کیوان...
راستش کار سختی ازمون خواستی.
خیلی سعی کردم اونی که واقعا مد نظرمه به دلایلی نگم. اما دلم نمی آد.(at any rate).
این مطلب زیر واقعا همیشه واسم فضای بخصوصی داشت. دو پاراگراف آخرش واون تصمیم کبری که انتقال یک حس، امید و انتظار به شکلی خیلی هنرمندانه بیان شده بود.
http://www.k1-online.com/archives/002120.html
جدای از اون، حقیقتش من خیلی با نوشته های نوستالژیکت حس مشترک پیدا میکنم وشاید همونا بود که به نوعی آویزون اینجا شدیم. کتاب و زبان و دوست و "خانمهای خواننده" و زردآلو همش بهانه است.نمونش این دو مطلبت:
http://www.k1-online.com/archives/001574.html
http://www.k1-online.com/archives/002027.html
در مورد مطالب نیمه رسمی، پایین تنه ای و ... که خب حرف وحدیث زیاده وبو دارن وبعضا صداشون هم در میاد لذا انگشت تو سوراخ اونا نمیکنم!!
--------------
یه نکته خارج از موضوع به کامنت گذاران:
من فایر فاکس 3.01 دارم وکامنتی که مینویسم وقتی Error هم میده و دکمه بک رو میزنم کامنتم هنوز هست و پاک نمیشه. لذا نگرانی از بابت پریدن اون مطلب ولزوم کپی پیست ندارم، اما فکر میکنم خطاهایی که میاد ناشی از تاخیر در پست کامنتهاست و در واقع نوشتن مطلب طولانی در این کامنت دونی. یعنی عملا زمان کامنت نوشتن تایم اوت میشه که باید صفحه رو رفرش کنن وکد امنیتی جدیدی وارد کنن.
کیوان خان تو تنظیمات کنترل پنلت یه چک کن اگه یه setting واسه زمان تایم اوت (session expiry) هست یا برش دار یا زیادش کن.
اگه دوستان هم متن کامنت رو تو ورد تایپ کنن واینجا کپی پیست کنن وبعد از ورود اون کد امنیتی سریع دکمه post رو بزنن کمتر خطا میگیرن.

من تقریبا دوماهه که خواننده وبلاگتون شدم یه سری به آرشیو هم زدم بنظرم

" اگه یادت باشه "

بیشتر به دلم نشست

ببین پس بی زحمت یه کم مهلت رو زیاد کن چون به قول خودت کار سختی یه و خوب زمان می بره. من دیگه از محل کار نمی تونم بشینم همه ی آرشیوت رو مرور کنم!...
***********************************************
k1: قطعاً به اين زودی آپديت نمی‌كنم تا خواننده‌ها هم اين فرصت رو داشته باشند كه نظرات‌شون رو بنويسند.

به نظر من "اگه يادت باشه".
***********************************************
k1: اگه يادت باشه قشنگ بود ولی چون اون رو اين اواخر نوشتم همه يادشون مونده. يعنی من فقط همين يه پست خوب رو داشتم؟!

نیوشا:

برشی از سفری که میزبانم تو باشی.

ghazal:

سلام
من جزء اون خواننده های خاموشم که وبلاگ شمارو می خونم خاموش بودنم برای اینکه که تازه چند وقته که اینجا رو کشف کردم و دیدم که تعداد نظرات بالای 20 -30 تا داری و معمولا تو اینجور وبلاگها خیلی روم نمی شه کامنت بگذارم ! چون که احساس می کنم خواننده به اندازه کافی نظر دریافت می کنه! حالا اینهارو گفتم که بدونی ربطی به اون مسئله ای که مطرح کردی نداره حداقل برای من ! بعدشم بهترین مطلب وبلاگت که باعث شد بیام اینجارو هر دوروز یکبار چک کنم اون مطلبی بود به اسم " اگه یادت باشه " در این حد خوشم اومد که تو اون روز سه دفعه اومدم از اول دوباره خوندمش! حس خیلی قشنگی توش بود!

بعد از اون از اون مطلبهایی که توشون فیلم یا کتاب معرفی می کنی خوشم می یاد، کتابهارو نرسیدم تاحالا برم بخونم اما دیشب عشق سالهای وبا رو دیدم و قشنگ بود
خب دیگه درخواستی نبود؟ فعلا تا دفعه بعد که به وجود خواننده های خاموش احتیاج داشتی خوش بگذره
***********************************************
k1: خوشحالم كه شما هم افتخار دادين و روشن شدين.

ماشالا اينقد گسترده و وسيع مينويسي كه خوندن وبلاگت شبيه روزنامه خوندنه شانسيه يه روز طنز يه روز عشقي يه روز معرفي كتاب ...

اما كلا وجه طنز نوشته هات منو ميكشه به اينجا و اينكه چطور مطالبت رو ميگي در كنار شوخيهايي كه تا كووون آدما رو شخم ميزنه.

كلي ميگم چون واقعا نميتونم يكيشو انتخاب كنم و بگم از همه بهتر بود .
***********************************************
k1: ولی من از شما خواهش كرده بودم اسم اون مطالب رو بگين نه اينكه خيلی كلی بگيد كه مطالب طنز خوبه.

نرگس:

مطلب" ما به تاریخ بدهکاریم" که راجع به خود بزرگ بینی بی جای ما ایرانی ها بود.

مريم:

سلام
اول صحبي چه چيزهايي كه از آدم نمي خواهند والا من خيلي دقيق يادم نيست اصلا فكر هم نميكنم كه مطالب وبلاگها قرار باشه مدت زيادي تو ذهن آدم بمونه ولي بعضي وقتها بخاطر همذات پنداريي كه آدم با نويسنده پيدا ميكنه يا اينكه متن از نظر حسي ارتباط خوبي با مخاطب پيدا مي كنه حالا بيشتر تو ذهن باقي ميمونه همه اينا را گفتم كه بگم اون مطلبي كه راجع به مسافرتو مهاجرتو و بغض و اين حرفها بود من بيشتر ازش خوشم اومد البته توانايي شما در بكارگيري فحش و فضيحت در قالب طنز واقعا قابل توجه است و حتما آدم در حين خوندن نوشته هاتون حداقل يه لبخندي رو لبش مياد و اين خيلي خيلي خوبه

مازيار:

بهترين مطلب چالشي ترين مطلب بود
همون كه درباره "پرده بكارت" بود انصافا مردي و مردونگي رو ميخواست ثابت كنه...
بعدشم ما به" تاريخ بدهكاريم" ويكي دوتا از اين عاشقونه ها يعني اوني كه درباره عطري كه اون خانمه زده بود و بوي عطرش و موهاش و...

http://www.k1-online.com/archives/002120.html


برشی از سفری كه ميزبانم تو باشی

فتانه:

اولا كه من رسما و تمام قد معذرت ميخوام كه هفته پيش يكروز مرخصي گرفتم. غلط كردم. بيجا كردم. امروز صبح سه تا پست آخر رو با نظراتش خوندم. دارم كور ميشم. كشك بخورم ديگه مرخصي برم !
دوم اينكه از كتابهايي كه خوندي خوشت نيومد چون به حرف من گوش نكردي "ژاك قضاقدر و اربابش" رو بخوني. اصلا خوب شد :) [من سيذارتا رو تا ته خوندم و خوشم نيومد ولي مثل اين بچه پر روها دو تا كتاب ديگه هم از هرمان هسه خوندم]
سوم اينكه اين آخر هفته "مردي كه گورش گم شد" رو خوندم. ديشب نصفه شب تموم شد. بعد مثل جنازه‌هاي توي پزشك قانوني سيخ خيره مونده بودم به سقف كه چقدر پستي و رذالت توي يك شهرستان كوچك ميتونه اتفاق بيوفته. (يعني همه جا ميتونه ولي خوب اين داستان توي يك شهر كوچك بود)
چهارم اينكه من چشمام هنوز ميسوزه امروز نميتونم تو نظر خواهي شركت كنم (خواستم بگم رو من يكي حساب نكني يك وقت) مخصوصا اينكه اونقدر نوشته‌هات خوب هست كه انتخاب بهترينشون و گشتن تو آرشيوت كار شاقيه.
پنجم اينكه با رسول (سلام!) درباره تايمر موافقم.

واقعا ببخشيد كه اينقدر طولاني شد. گفتم كه ديگه مرخصي نميگيرم.
***********************************************
k1: فتانه جان اتفاقاً پنج‌شنبه رفتم شهر كتاب و چند تا كتاب گرفتم. كتابی رو كه معرفی كرده بودی يعنی ژاك قضا قدر ... رو ديدم چند صفحه‌ايی خوندم ولی حس كردم ازش خوشم نمياد. نميدونم چرا ولی خب اينجوری حس كردم. مردی كه گورش گم شد .... مجموعه داستان هستش درسته؟! چون ديگه من داستان كوتاه نمی‌خونم.

نفیسه:

احتمالن این کی جان وان خان، تصمیم دارن به صورت محرمانه کاری انجام بدن یا جایی برن کسی رو تو زیرزمینشون دفن کنن یا....!!؟؟ وای خدا به دور!!! خلاصه اینکه نشستن فکر فرمودن تا یه نخود سیاه برزنگی پیدا کردن تا از شر ما، واسه یه مدتی راحت بشن بدون اینکه ازشون بپرسیم تو این مدت کجا بودین و بخوایم با بیل مکانیکی به جونِ قبرستونشون بیافتیم.
ولی انصافن خوب نخودی رو انتخاب کردی من که حتمن میرم دنبالش، البته یه دلیل دیگش اینه که بنده اون عضو استراتژیک رو ندارم.بهتر زودتر برم یه تاوان اساسی با چشم و دست و پا و ... بدم!!! فقط اگه به موقع نتونستم از پایان نامم دفاع کنم اونوقت کی تاوان میده؟؟؟؟
***********************************************
k1: حالا تو برو دنبال مطالب اگه نتونستی پيدا كنی يه كاريت می‌كنيم!

ناهيد:

سلام داداش كيوان
اولش بگم توي اين اعياد شعبان هر جا رفتم كلي براي شما و خواننده هاي اينجا دعا كردم،كسايي رو كه يادم بود رو هم تك تك اسم آوردم.
دوم دارم ميرم مشهد(بازم يادم مي مونه براهمتون دعا كنم)،نمي رسم آرشيوتون رو شخم بزنم ولي اين مطالبي كه يادم مونده:

1.برشي از سفري كه ميزبانم تو باشي.
2.زنانگي ات را پنهان كن.
3.مصايب دوست داشتن زرد آلو!!!!!!!!

اگه برگشتم و هنوز آپ نكرده بودين وبلاگتون رو شخم مي زنم.
يا حق
----------------------------------------------------------
داداش رسول فرقي نمي كنه برا كامنت هايي كه با back هم روشون برگشتين بازم پست نميشه مگر اينكه copy paste كنيد.منظورم اينه كه هر دفعه بايد كد جديد امنيتي وارد شه.
***********************************************
k1: ناهيد خانم التماس دعا. خوش بگذره.

این 3 تا رو خیلی خیلی دوست داشتم:
تکراری اما جذاب- خداکنه که بارون بیاد- مرده های دفن شده- قمار عاشقانه
اینارو خیلی دوست داشتم:
منطق خشک- اگه یادت باشه- قرمز، سبز..- سبز، زرد، قرمز- مشکلات دیفالتی- مصائب دوست داشتنی- خطوط قرمز زندگی- چشم ها دروغ نمی گن
بقیه نگارش خوبی دارند، البته آشنائیم با شما از پست" چی بخوریم و کجا رو بخوریم " بوده.

فتانه:

مرسي كه لااقل تو اون همه قفسه دنبالش گشتي :)
آره اين دومي مجموعه داستانه ولي همش راجع به يك شخصيت و يك شهر. به خاطر همين خيلي حال و هواي داستان كوتاه رو نداره. منم داستان كوتاه زياد دوست ندارم.
***********************************************
k: احتمالاً ميخرم و می‌خونمش.

ساناز:

منم عاشق اون پست "برشی از سفری..." هستم. البته مطمئنم پستهای قشنگ زیاد داری ولی این مدت مشکلات زیادی برام پیش اومده و جدا از گذشته چیزی یادم نمیاد. دروغ چرا وقت شخم زدن هم ندارم.

nazila:

واسه من همون پستس که راجه به عبور از خطوط قرمز بود و کامنتاش برای حل مشکلم بهم کمک کرد و اهان اون یکی پستتون راجه به نفخ زردالو .

به نظر من : "برشی از سفری که میزبانم تو باشی" بهترين بود .

راحیل:

سلام بر کیوان خان.
قرار نبود از این سؤالهای سخت سخت بپرسی! رفتم سراغ آرشیوت انقد خوندم که چشم درد گرفتم.میشه مطالب شما رو در سه مقوله دسته بندی کرد 1:مطالب فرهنگی اجتماعی مثل معرفی فیلم و کتاب و بحث در مورد مسائل اجتماعی جامعه. اینا خیلی مفیدن. 2: مطالب طنز و تابو شکن که گاهی مفیدن اما بیشتر باعث شادمانی و مسرت میشن 3: دل نوشته هات، که در کمال سخاوت چیزهایی که از قلب و روحت گذشته رو با خواننده هات در میون میذاری مثل "برشی از سفری که میزبانم تو باشی" یا انتخاب اون شعر کوتاه در مورد وطن.از اونجایی که" آنچه از دل برآید لا جرم بر دل نشیند" من گروه سوم نوشته های شما رو بیشتر دوست دارم.نقد خواستی ما هم نقد کردیم.انشا الله که راضی باشی

salam, be nazare man
1- age yadet bashe
2-manateghe khoshk bi abo alaf zendegi az baghiye behtar bood.
albate man hamaye archive shomaro naresidam bekhonam ta jaii ke jolo raftam in 2 ta jaleb tar omad be nazaram,
makhossan avalish

برشی از سفری كه ميزبانم تو باشی
قمار عاشقانه
و اون قسمت هایی که در مورد خارج اومدنت بود و اینا. ولی کلا سبک نوشتنت خوبه من خوشم میاد. عرجند که بعضی وقتا خیلی یه حرف رو کش میدی
راستی یادم باشه این بار که جرج سوروس رو دیدیم بگم که تو خیلی تو کار نظر سنجی و ایناییی و خلاصه دستت رو یه جایی بند کنیم.

پارميدا:

سلام دوست عزيز - اگه يادت باشه ( مخصوصا" بند پنجم )
قماري عاشقانه
پرشان
علي شلمبه فرهنگ دوست ميشود
حرمت هاي شهر دود گرفته
برشي از سفري كه ميزبانم تو باشي
سبز ، زرد ، قرمز

با این پستت گریه کردم.
کامنتی هم که با اشک و شیون نوشتم پرید!
http://www.k1-online.com/archives/002169.html
اگه یادت باشه!

نگار:

کیوان جان راستش انتخاب کردن از بین این همه نوشته های خوبتون خیلی کار سختی بود ولی من از صبح نشستم آرشیو شما رو شخم زدم و به نتایج زیر رسیدم.
گم شدن بی هنگام http://www.k1-online.com/archives/000798.html
زنانگی ات را پنهان کن http://www.k1-online.com/archives/2005_04.html
شاید دیروز، شاید فردا http://www.k1-online.com/archives/001515.html#comments
http://www.k1-online.com/archives/001574.html نوستالوژی های کافه نادری
http://www.k1-online.com/archives/001641.html و تا اذان مغربی دیگر
(می تونم بگم صدبار این نوشته تون رو خوندم و هربار هم با خوندنش گریه کردم بس که پر حسه)
http://www.k1-online.com/archives/001977.htmlسه نقطه
دلم از غربت سنجاقک پر( حس و حالی که تو این نوشته هم هست معرکه است)
http://www.k1-online.com/archives/002027.html
برشی از یه عصر سرد زمستونی http://www.k1-online.com/archives/002082.html
(این یکی که اینقدر فضا سازیش عالیه که آدم احساس می کنه تو همون فضاست و باهات داره تو اون عصر زمستونی همگام می شه)
http://www.k1-online.com/archives/002120.html برشی از سفری كه ميزبانم تو باشی
(این نوشته تون هم که اینقدر شاهکار و روان بود و پر حس که یادمه خیلی ها فکر کردند رفتید)
بهرحال ممنون که با وجود این همه ناملایمات این فضای مجازی هستید و وقت می گذارید و می نویسید.
به امید تداوم از پشت یک سوم
***********************************************
k1: نگار جان ممنون از وقتی كه گذاشتی و اون مطالبی رو كه دوست داشتی دوباره خوندی و لينكش رو برام فرستادی. قطعاً خواهش من از خواننده‌ها اين بود كه بهمين شكل عمل كنند ولی خب ظاهراً دوستان اونقدر درگير هستند كه نتونستند اين خواسته نابجای من رو برآورده كنند. باز هم ممنون از لطف و وقتی كه گذاشتی.

سلام
مطلب خوبی رو دس گذاشتی
من امروز از یکی از نوشته ها به اینجا رسیدم و از ادب خارج بود نظر نداده از دنیاتون برم مطالب قبل رو نخوندم و الان هم فرصت کافی ندارم.ولی فرم نوشتارتون جذبم کرده که همین روزا بقیه مطالبتون رو بخونم. بزودی آمادگی پیدا میکنم که یکی از نوشته هاتونو انتخاب کنم. منتظر باشید.خواهم آمد

فتانه:

اولين پستي كه ازت خوندم اين بود:
http://www.k1-online.com/archives/001650.html
دو سه صفحه قبلشو خوندم ديدم تجربيات يك نفر از مهاجرته برام جالب شد add كردمش به favorite كه هنوزم هست :)
صبح از اون پست به بعد رو ورق زدم اولين پستي كه كامنت گذاشتم، بعد اولين پستي كه به اسم واقعي خودم كامنت گذاشتم و ... پستهاي زيادي كه تو هركدوم حداقل يك پاراگراف يا جملش هنوز يادم بود...
منم مثل خيلياي ديگه پستهاي جديدتو كه ازش نام بردن دوست دارم ولي يادم اومد كه اين پستت:
http://www.k1-online.com/archives/001791.html#comments
بخاطر اتفاقي كه براي تو يكشنبه افتاد و براي من قرار بود چهارشنبه بيوفته خيلي اشكمو در آورد؟ ترسوند؟ دلمو خالي كرد؟ نميدونم. ولي هنوزم مور مورم ميكنه.
قبول دارم كه بهترين پستت نبود ولي من يادمه پاشدم و رفتم...
***********************************************
K1: فتانه جان ممنون از وقت و حوصله‌ايی كه گذاشتی. برای خودم هم جالبه كه بدونم اين پست‌ها كدوم پست‌ها هستند كه تو دوست‌شون داشتی يا برات جالب و ترسناك بودند. پس برم لينك‌هايی رو كه فرستادی بخونم. مرسی.

خب من چند ماهه که خواننده ی ثابت وبلاگت شدم.در کل نوشته هات رو دوست دارم اما همون "مصائب دوست داشتن زردآلو" به نظرم خدا بود.
آدم را مجبور می کنی آرشیو بخواند!آرشیو را می خوانم و شاید نظر دیگری هم دادم.

مينو:

من از اون خواننده هاي خاموشم!ولي با تهديدهايي كه كردي مجبور شدم روشن شم.بي شك قلم بسيار خوبي داري و نام بردن از يك پست به عنوان بهترين شايد كم لطفي به بقيه پست هات باشه.انتخاب يك پست شايد برگرده به زمان و حال و هواي خوانندگان در زمان خواندنش.ولي در پست هاي اخيرت اگه يادت باشه است ولي در مورد پستهاي قديمي تر بايد آرشيوت رو بخونم تا يادآوري بشه.من تقريبا2سالي هست كه هر روز سري به وبلاگت ميزنم.

vafa:

به نظر من نظرسنجی رو که راجع به کتابهای خواندنی گذاشته بودی خیلی خوب بود حداقل برای من چون از روی اون لیست کتابهائی رو که نخونده بودم سعی کردم پیدا کنم و بخونم .
درمورد دلنوشته هات هم " اگه یادت باشه " خیلی خوب بود و درمورد نوشته های طنزت هم باید بگم بابت آن پست "مصائب دوست داشتن زردآلو" خیلی خندیدم .
برای اینکه نگی فقط میخونیم و چراغ خاموش رد میشیم
موفق باشی

ليدا:

August 06, 2008
منطقِ خشكِ بی‌آب و علفِ زندگی

dream:

برشی از سفری كه ميزبانم تو باشی .. واقعا عالی بود..
پترس هم نوشته خیلی جالبی بود..
توی قسمت مطالب توصیفی هم اون کنسرت فرمان فتحعلیان خیلی بامزه و خنده دار بود..!
در کل تمام مطالب این وبلاگ عالیه ..و تمام حرفاش..حرف دله..به خاطر همین همیشه به دل همه نشسته..
خوش باشی کیوان جان..بوس و بوس و 1000 تا بوس واسه تو..!
***********************************************
K1: بوس .... ؟!

سلام
هموي كه تو خيالت رفته بودي آمريكا و من و چندتاي ديگه نفهميديم و فردا صبحش مثل ... از جلوم رد شدي بهترين بود . مي دوني يه تلنگري به هوشم خورد كه فكر نكنم خبريه ...

هما:

سلام کیوی
دلم برا همه ی اون نوشته هایی که یه گوشش همسر گرام داشت تنگ شده ،
پست هایی که بوی مهاجرت نمی داد!
-----------------------------------------------
این دوست دارم چون خیلی صادقونه بود ، خیلی گرم بود ، خیلی...

http://www.k1-online.com/archives/001428.html#comments

این یکی هم به علت هم ذات پنداری شدیدم در لحظه ی شنیدن نزول اجلال قریب الوقوع دایی گرام !

http://www.k1-online.com/archives/001818.html#comments

این پستت من داغون کرد:

http://www.k1-online.com/archives/001574.html#comments

قـرمـز، سبـز ... تـو
برشی از سفری كه ميزبانم تو باشی
شورت‌ها سخن می‌گويند!
برشی از يه عصر سرد زمستونی

البته من خیلی از نوشته هات رو دوست دارم ولی همین ها الان با یک گشت سریع در آرشیوت به نظرم اومد!

لیلا:

مطمئنا انتخاب تعداد محدودی نوشته از میان انبوه پست های پنج سال و چند ماه گذشته کار اسانی نیست . ابتدا تصمیم داشتم به شکل سمبلیک یک انتخاب "ده گانه" داشته باشم اما نهایتا دلم نیامد تعداد را به ده عدد محدود کنم . بعضی از نوشته های "از پشت یک سوم" به دلایل کاملا شخصی برای من جنبه احساسی و نوستالژیک دارند در حالی که ممکن است برای عموم مخاطبان چنین وجهه ای نداشته باشند به همین دلیل از ذکر عنوان و لینک ان ها صرفنظر کردم و بیشتر پست هایی را مطرح نمودم که به نظرم از لحاظ تاثیر گذاری حال چه از وجه احساسی و چه از بعد طنز امیخته با نوشته جنبه عمومی تری دارند . مطمئنا این انتخاب پرفکت نیست و چه بسا نوشته هایی که از دید من مستور مانده اند در حالی که در جای خود می توانند در زمره "بهترین" های این وبلاگ باشند . ضمنا ردیف پست ها بر اساس تاریخ نگارش و ثبت ان ها است :
یاد اون شبها بخیر :
http://www.shoma.blogsky.com/1382/07/30/post-877/
کوکو سیب زمینی :
http://www.shoma.blogsky.com/1382/08/23/post-954/
رسالت من :
http://www.shoma.blogsky.com/1382/09/20/post-1053/
میشه رفت میشه موند :
http://www.shoma.blogsky.com/1383/01/17/post-1160/
س.ک.س! :
http://www.shoma.blogsky.com/1383/03/31/post-1210/
سر و صداهای مشکوک در سینما :
http://www.k1-online.com/archives/000583.html
بمیرم ولی برنزه شم :
http://www.k1-online.com/archives/000815.html
باکره بودن یا نبودن و دو پست مرتبط و در امتداد ان :
http://www.k1-online.com/archives/000897.html
http://www.k1-online.com/archives/000908.html
http://www.k1-online.com/archives/000913.html
هشت پا تراژدی قرن :
http://www.k1-online.com/archives/001097.html
ما گاو نیستیم :
http://www.k1-online.com/archives/001175.html
بیوریتم :
http://www.k1-online.com/archives/001203.html
کیوان از نگاه شما :
http://www.k1-online.com/archives/001283.html
ای بابا من و این حرف ها ؟! :
http://www.k1-online.com/archives/001307.html#comments
طعم تلخ قهوه :
http://www.k1-online.com/archives/001588.html
و تا اذان مغربی دیگر :
http://www.k1-online.com/archives/001641.html
صدای پای خاطره :
http://www.k1-online.com/archives/001871.html
معاینات بالینی و پاراکلینیک :
http://www.k1-online.com/archives/002004.html
کتاب های مورد علاقه خود را نام ببرید و پیوست ان :
http://www.k1-online.com/archives/002074.html
http://www.k1-online.com/archives/002076.html
برشی از یه عصر سرد زمستونی :
http://www.k1-online.com/archives/002082.html
پرشان :
http://www.k1-online.com/archives/002132.html
بدهکاریم به تو ری را :
http://www.k1-online.com/archives/002158.html
و سرانجام این یکی که اگر دوستان همکاری کنند بنظرم میتونه یکی از پربارترین پست های این وبلاگ باشه .
بهترین مطلب از دید شما :
http://www.k1-online.com/archives/002178.html
***********************************************
k1: همونطوری كه حدس ميزدم اينبار هم ليلا يكی از كاملترين كامنتها رو برام گذاشت. كامل از اين لحاظ كه حتی پست‌هايی كه مربوط به چند سال پيش و توی وبلاگ قبلی هم بود انتخاب كرده و نوشته.
ليلا جان ممنون از لطف و وقتی كه گذاشتی. اميدوارم كه انتخاب بهترين‌ها از ديد خواننده‌ها بتونه من رو توی هدفی كه دارم موفق كنه.


مريم:

سلام
خوب هستيد ؟
من از خواننده هاي هميشگي وبلاگ شما هستم ولي تا حالا براتون كامنت نذاشتم و بسنده كردم به خوندن و لذت بردن از طريقه نوشتن ،‌ بعضي مواقع ! طرز تفكر ، و احاطه شما به نوشتن در وجوه مختلف و ...

من كلا آدمي هستم كه هم سوال زياد برام پيش مياد وهم زياد سوال مي پرسم و هم زياد به سوالات جواب ميدم ولي هميشه ازپاسخ دادن به يك سوال فراري بودم : انتخاب بهترين !!!
اين سوال يك جورايي اشكال داره يعني بستگي به شرايط مكاني و روحي و … شخص داره .

منتها به خاطر لحظات زيبايي كه برام ساختيد و لبخندهاي زيادي كه شايد روحيمو كاملا عوض كرده و ... خودمو موظف ميدونم كه به اين سوال شما پاسخگو باشم منتها با ايجاد يك تغييردراون :
اكثر نوشته هاي شما ،به خصوص اخيرا ! ، قشنگ وقابل تامل هستند و هر كدوم حس قشنگي رو در زمان خوندن القا مي كنند ولي پست " اگه يادت باشه " در هنگام خوندن قشنگترين حس رو در اون زمان به من القا كرد كه حتي نمي تونم توصيف كنمش ،‌فقط مي تونم بگم "حس زيبايي" بود .

همچنين پست " مصايب دوست داشتن زردآلو " ... وقتي مي خوندمش تحسين مي كردم شما رو كه اينقدر زيبا مساله رو پردازش كرديد وبرام جالب بود طرز تفكر و نحوه نگرش شما به اطرافتون كه چقدر دقت و نكته بيني داريد كه مي تونيد بين موضوعات متفاوت به اين زيبايي ارتباط برقرار كنيد .

در واقع ، انتخاب بهترين ، سوال درستي نيست و يا بهتر بگم از فردي چون شما انتظارنميره پرسش به اين طريق ...

مهم نحوه نگارش ،‌نحوه ديد ،‌ارتباط برقرار كردن بين مطالب و موارد بسيار زياد ديگري هست كه به نحو تحسين برانگيزي در نوشته هاي شما ديده ميشه و قابل تقدير هست .
راستش نوشته هاي شما اخيرا به قدري پيشرفت چشمگير داشته كه نميشه با قبل مقايسه كرد ،‌البته مسلما براي خود شما به اين صورت نخواهد بود چون هر كدوم از پستها مسلما براي شما بيانگر كلي خاطرات شيرين و تلخ و ياد آور مسايل زيادي هست كه براي من خواننده به اين صورت نيست و من تنها از ديدگاه خودم و انطباق اون حس با احساسات خودم و شرايط خودم مي تونم تصميم بگيرم .

موفق باشيد و هميشه پويا و شاد .

highlight:

سلام كيوان جان! همه مطالبي كه مي‌نويسي زيبا و دلنشين هستند. ولي پست مربوط به شورت‌ها (اسم كاملش يادم نيست) خيلي جالب بود. چون من هيچوقت از اون جهت كه شما نوشتي به مسأله نگاه نكرده بودم. هميشه مستدام باشي دوست من :)

زرد آلو!

مریم:

سلام.یه مطلبی بود اندر احوالات علی شلمبه و وجه تسمیه ی این آقا وسینما رفتن با شلمبه همانا ومتهم شدن به آوردن خرس های در حال انقراض به سینما همانا و آبروریزی و شرمندگی از خرناسه های این آقا همانا و داغ کردن پشت دست وحلقه کردن گوش من باب عدم تکرار این ریسکهاهمانا....خداییش هروقت از جلوی سینمایی رد می شم یاد اون پست می افتم و کلی ریسه می رم....

این دومین مطلبی که در اینجا می خونم از اونجایی که ت.خ.م هم ندارم نه راست نه چپ نمی تونم چیزی رو بهش حواله بدم . برای همین اگر دیر نمیشه می خوام تمام پستها رو بخونم و بعد نظر بدم .چند بار خیلی معدبانه تر سعی کردم نظر بدم نشد حالا به بینیم چی میشه !

مهدي:

بابا خيلي كار سختيه! اين همه آرشيو هم شوخي بردار نيست كه... اما من چيزايي كه عمدتا از همين اواخر هم هست مي‌گم،‌شايد دوباره اومدما :

1- اين مصائب آلو كه خيلي خنديدم، رفتم خونه يه بارم بلند لند اونجا خوندمش.

2- قمار عاشقانه كه شديدا دوست داشتني بود.

3- مطلبي كه همين چند وقت پيش دوباره كپي كردي درباره زنان بود.

بابا اين كامنت‌دوني دهن منو سرويس كرد چرا نمي‌شه پس؟ اينم بخاطر تو ديگه والا من زياد حال ايميل زدن و اينا ندارما !

fateme:

تا اذان مغربی دیگر

بی‏نظیر بود واقعن این پستتون.

alireza:

فکر کنم که تقریبا یه دو سالی میشه که نوشته هاتو میخونم. البته بعضی مواقع یه سرکی هم به نوشته های قبل از اون زدم. با وجودیکه خیلی کم پیش آمده که برای نوشته هات نظری بنویسم ولی با مطالبت خیلی حال میکنم. از همین راه دور با نوشته های خنده دار و 18+ تو میخندم و همین طور با پستهایی که سرشار از رویا و نوستالژی و دردل با خودت و عشق توی رویاهات هست حال میکنم. اما نظر من در مورد بهترین پستت: "تویی که ندیدمت" به تاریخ 28/11/2007 است که البته از این مدل نوشته ها زیاد داری ولی من با این یکی خیلی حال میکنم. و در ضمن بدترین پستهات هم زمانیست که رسما همه رو به یک نظر خواهی دعوت میکنی مثل همین پست!

نفیسه:

اون هدف مهم از نظر خواهی اگه خیلی عجله ای و امرجنسی( emergency) هستش که باید بگم:
اینجانب با صداقت تمام اعتراف میکنم که نمیتونم این تاوان سنگین رو یکجا بدم به خدا خیلی سعی کردم ولی کار یکی دو روز یا حتی هفته نیست و ترجیح میدم دوباره خاموش بشم یا به هر بدبختی شده اون عضو استراتژیک رو واسه خودم دست و پا کنم.
ولی اگه اون هدف مهم از نظر خواهی خیلی عجله ای و امرجنسی( emergency) نیست میتونم یه راهکار ارائه بدم یا در خواست کنم : میشه این تاوان رفاقت رو قسط بندی کنید؟؟!!!
(باچشمانی پف کرده از آرشیو خوندن و گریه و ترس و خنده (احساسات دوباره ی ناشی از آرشیو خوندن)و چهره ای التماس گونه، دارم این راهکار رو پیشنهاد میدم)
قسط بندی یعنی اینکه یه بازه زمانی رو تعیین کن بگو تو این بازه بهترین مطلب کدوم بوده.طول و درازی این بازه های زمانی و اینکه کی این پست های تاوانی رو بذاری هم با خودت، مخداری، ببخشید مختاری و رحم و مروت هم که بدون شک داری؟؟!!!
بخدا اگه قسط بندی کنی تاوانی که ملت میدن دقیق تر و علمی تر و تر، تر .. خلاصه حسابی خیس و آبدار میشه!
بابت اون 100 کامنت هم بنده حاضرم تنهایی 100 تا که سهله 1000 تا کامنت بذارم که یه موقه حرفت نقض نشه و بتونی پست بعدی رو بذاری گرچه به لطف دوستای روشن و خیلی روشن و خیلی روشنتر در حال حاضر کلی از 100 تا کم شده.
در نهایت هم میتونی منو و قسط بندی و هر چی دیگه که دوست داری رو به عضو استراتژیکت حواله کنی و حتی کامنتم رو هم پابلیش نکنی.
***********************************************
k1: حالا خوبه تو ميخواهی فقط يه نظر بدی و چيز ديگه‌ايی نمی‌خواهی بدی! بابا جون بنظرت كدوم پست‌های اين وبلاگ خوب و قشنگ بوده و به دلت نشسته؟! اين خيلی كار سختيه؟!!! خيلی از دوستان كه به آرشيو مراجعه نكردند و عمدتاً پست‌های همين يكماه اخير رو گفتن خب تو هم همينكارو بكن ولی خب هر جور كه دوست داری من نمی‌خواهم به زور وادارت به انجام اينكار بكنم!

Pooya:

Salam
mataleb khoob ziad neveshti bazan naghdhaye kheili khoob kardi ama entekhabe man bishtar bar mabnaye ineke kodoom neveshtehat mogheye khoondan bishtarin tasir ro roo man gozoshtan va bazihashoono 2bare bargashtam va khoondam
1. Ta azane maghrebi digar, Oct 2006
2. Safar bekheir, Mar 2007
3. Boreshi az ye asre sarde zemestooni, Feb 2008
4. Sabz, zard ghermez Jul 2008
5. Khooneye shishom , Jun 2008

سونيا:

سلام
آقا کیوان من تازه چند روزه توسط یکی از دوستاتون که خیلی دوسش دارم و ازش هم ممنونم با وبلاگتون آشنا شدم،باید بگم خوندن وبلاگ
تون باعث شد از اونجا که ای کمکی اهل مطالعه هستم،جو گیر بشم و برم و 17000 تومان نا قابل پول چن تا کتابی رو که معرفی کردین رو بدم البته یکی دوتا هم به سلیقه ی خودم گرفتم.
حالا دیگه اگه خوشم نیومد حتما حوالشون می دم به خودت .
من هنوز نتونستم خیلی از مطالبتونو بخونم ولی حتما این کار را خواهم کرد.ولی تا حالا از منطق خشک
و بی آب و علف و ما به تاریخ بدهکاریم بیش تر از بقیه خوشم اومده.
***********************************************
k1: اگه از كتابها خوش‌تون نيومد بديد به من چون من كلی آدم مستحق دارم كه بخواهم بهشون كتاب بدم.

نه کیوان خان. به خاطر جدید بودن اش و کوتاه مدت بودن حافظه ی خواننده نیست. قشنگ بودن اش دلیل این انتخابه. خود من قسمت بزرگی از آرشیوت رو خونده م و خوشبختانه حافظه م هم یدک نیست.

مهلا:

سلام كيوان جان
ميخواستم اول برات ميل بزنم ولي چون تو همين صفحه بودم اينجا نظرم رو ميگم
اصولا من از اكثر نوشته هات خوشم مياد اونم بخاطر قلم قوي كه داري اما چه خوشت بياد چه نياد زياد با اون مطالب زير شكمي كه مينويسي حال نميكنم فكر ميكنم خيلي بهتر از اينا ميتوني بنويسي و آگاهي بدي حداقل امثال تو يا من وظيف دارن چنين كنند
اما در مورد سوالت؟
من يك چكي گذرا به آرشيوت كردم و بعضي ها رو هم دوباره خوندم كلا به نظرم اين چند تا جالبتر بود:
ما به تاريخ بدهكاريم
روز زن
خطوط قرمز زندگي
و همه مطالب عاشقانه ات
شاد باشي عزيز
راستي كتاب جهان هولوگرافيك از تالبوف رو اگه گيرت اومد بگير بخون فكر كنم خوشت بياد

afra:

من يکی از اون خواننده های چراغ خاموشت هستم...البته هميشه نه...تو خيلی می نويسی.در واقع خيلی روده درازی و حوصله آدم رو سر می بری و مزخرف ترين مطلبت هم راجع به زردآلو بود...چرا سعی نمی کنی کمتر بنويسی و بيشتر روی نوشته هات فکر کنی...
***********************************************
k1: اگه بد و مزخرف و طولانی می‌نویسم که پس چرا خواننده شدی و میایی اینجا رو میخونی فکر نمی‌کنی نیاز به یه دکتر داشته باشی؟!

پستي كه مي خوام معرفي كنم جواب سوال شما نيست. اين پست بهترين پست از نظر من نيست، ماندگارترين پست براي منه كه در عين حال تلخ ترين هم هست!
http://www.k1-online.com/archives/001641.html
***********************************************
k1: من خودم این پست‌م رو خیلی دوست دارم. خیلی زیاد ولی باور میکنی هیچ وقت جرات نکردم دوباره بخونمش.