يكشنبه، ۳۰ تير ۱۳۸۷

سينما آزادی رو دوست دارم. يادم نيست آخرين باری كه قبل از سوختنش رفتم كی بود ولی هر چی كه بود مال خيلی وقت پيش‌ها بود. احتمالاً دبيرستان می‌رفتم يا نه، شايد هم اون اوايلی بود كه يه جوجه دانشجو شده بودم و تصميم داشتم همه‌ی دنيا رو دگرگون كنم. سالهايی كه خيلی‌ها بودند و خيلی‌ها نبودند. امروز، با احداث دوباره اين سينما حالا ديگه ميتونيم ادعا كنيم يه سينمای خوب و مطابق با استانداردهای روز دنيا داريم. توی اين شهر شلوغی كه شتر با بارش گم ميشه، آدمهاش از وسط اتوبان و موتور سيكلتش از بالای پل عابر رد ميشه نميدونم بايد از كی و چه جوری تشكر كرد ولی انصافاً اينبار چيزی كه ساختند خيلی آبرومندانه است. فقط اميدوارم كه خيلی زود مثل خيلی چيزهای ديگه‌مون همون وسط راه، زرتش قمصور نشه و عروس تعريفی گـ.و.ز.و از آب درنياد. خلاصه كه حالا ديگه آدم روش ميشه دست يه مهمون خارجی رو بگيره و ببره طبقه شيشم، هفتم ساختمون و همون بالا بادی به غبغبه‌اش بندازه و سرش رو بالا بگيره و بگه،

ما ميايم اينجا و فيلم تماشا می‌كنيم. البته فقط همين يه دونه سينما نيست بلكه بقيه سينماهای مملكت‌مون هم به همين خوبی و شيكی و تر تميزیه!!! بله، ما هم سينما داريم، سيستم دالبی داريم. صندلی و نور خوب داريم، توالت تميزی داريم كه وقتی بری توش ديگه دلت نمياد از توش دربيايی. بله داريم، همچين خوبش رو هم داريم.

بخدا دروغ نمی‌گم ولی اين سينما آزادیی رو كه من ديدم حتی يه سر و گردن از سينماهای آمريكا هم بهتره. صندلی راحت و صدای مناسب، دو تا از اون فاكتورهای خيلی مهم برای سالن‌های سينماست كه اينبار بحمدالله سينمای آزادی داره. حتی كنار هر صندلی از اين سوراخ بزرگ‌ها! كه جای آب معدنی و نوشابه و چايی و قهوه هم هست تدارك ديده شده كه بعد از سرزمين كفر ديدن كاپ هولدر كنار صندلی‌های سينمايی توی عباس‌آباد نشون ميده كه ما داريم راه‌های ارتباط با دنيای نوين رو تجربه می‌كنيم.

وقتی كسی رو دوست داری، اذيّتش نكن. فقط نگاش كن.

اين جمله رو حـامـد بهـداد ميگه. حس پنهان رو دوست داشتم. حامداد بهداد رو خيلی بيشتر. اصلاً بخاطر اون بود كه قيد ديدن انعكاس رو زدم و حاضر شدم يك ساعت معطل بشم و يه كيك شكلاتی با چايی توی طبقه هفتم سينما آزادی بخورم و از اون بالا تهران رو نگاه كنم تا حس پنهان شروع بشه. قرار بود فيلم مال محمد رضا فروتن باشه ولی بايد قبول كنيم حامداد نقشش رو خيلی پُر رنگتر بازی كرد جوری كه ديگه اصلاً فروتن به چشم نيومد. اينبار همه‌ی فيلم مال حامد بود.

behdad.jpg

همه‌ی موجودات زنده بعد از مرگ‌شون فاسد ميشن ولی آدمها، قبلش.

اين هم يكی از اون جمله‌های خوب حامد بود. نكنه داريم فاسد ميشيم و خودمون خبر نداريم؟! توی سينما و توی اون تاريكی خودكار و كاغذ نداشتم كه بخواهم چيزی رو يادداشت كنم. احتمالاً اگه از خانمی هم كه بغل دستم نشسته بود توقع خودكار و كاغذ می‌كردم اون بنده خدا هم فكر می‌كرد توی اون ظلمات و تاريكی، خاطرخواه ريخت و قيافه‌‌ی نديده‌اش شدم و ميخواهم بهش شماره تلفن بدم و فكرش توی هزار سوراخ ميرفت و اون دو هزار تومن پول بليطی هم كه داده بود حروم ميشد. خلاصه كه جمله حامد اونقدر به دلم نشست كه از ميون اونهمه ديالوگ كوتاه و بلند، منی كه ديگه حافظه ندارم حتی يه شماره تلفن رو حفظ كنم، تونستم اين جمله رو با خودم تا اينجا بكشونم و حالا خيالم راحت شد كه ديگه يادم نميره. اينجا كه باشه يعنی هم توی مخ من و هم توی مخ شماها ثبت شده!

آره، فروتن رو هم دوست دارم. صداش رو بيشتر. نجابت خاصی توی چشم‌هاشه. من منتقد سينمايی نيستم ولی خب بعنوان يه بيننده و مخاطب سينما كه براش وقت و انرژی ميذارم اين حق رو دارم كه ندای مظلوميت خودم رو به گوش همه جهانيان برسونم. خب مگه من چی‌م از فلسطينی‌ها كمتره؟! بنابراين می‌خوام بگم،

فروتن، جون مادرت ديگه از اين نقش مردهای هميشه عاشق بكش بيرون. نه من كه اين رو خيلی‌ها ديگه هم ميگن. پسر تو داری توی اين نقش كليشه ميشی. كليشه كه نه، تو اصلاً توی اين نقش يه اسطوره شدی! يعنی خودت و اون چهار تا دوست و رفيقی كه دور و برت هستند و احتمالاً باهاشون مشورت می‌كنی اين موضوع رو تا حالا بهت نگفتن؟! عزيزم هر چند وقت يكبار سر زنت يه دادی، بيدادی كنی همچين بد هم نيست هااا. نشون بده كلاهت پشم داره. همش كه نبايد زانوی غم بغل كنی و منتظر بشينی كه معشوق از در بياد تو. تو با اين همه عشق افلاطونی كه توی فيلم‌ها از خودت نشون ميدی توقع همه‌ی زنهای ايرانی رو از ما مردها بيشتر ميكنی. اينجوری اونها فكر می‌كنند توی عشق و زندگی همه بايد محمد رضا فروتن باشند و خب اين كار همه‌ی ما مردها رو سخت ميكنه، ميفهمی كه چی ميگم؟!

هر چند اينبار كاری كردی كارستون. خانم دكتر ( مهتاب كرامتی ) رو فرستادی قاطی باقالی‌ها و دل به يه دختر معمولی پاپتی عكاس ( نيوشا ضيغمی ) دادی. محمد، از كارت خوشم نيومد. از سليقه‌ات هم همين طور. دُرسته كه با خانم دكتر توی زندگی زناشويی مشكل داشتی ولی خب اين راهش نبود. نبايد اينكار رو ميكردی و دل به كسه ديگه‌ايی می‌سپردی. به صرف يه قهر و آشتی و بچه‌ايی كه بدنيا نيومده كه نبايد پشت پا زد به همه‌ی زندگی. حالا بر فرض محال حق هم با تو بود و خانم دكتر مشكل داشت، حالا كه قرار شد عاشق بشی، آخه چرا نيوشا رو انتخاب كردی؟! حيف خانم دكتر با اون ريخت و قيافه و هيكل نبود؟! بنظر من كه هر جور و از هر طرف كه به مسئله نگاه كنی خانم دكتر 3-0 از نيوشا جلوتره.

راستی اين نيوشا ضيغمی، چرا اينقدر كَت و كلفته؟! مگه نه اينكه بازيگر بايد هيكل خوبی داشته باشه والله اين چيزی كه من توی اون تاريكی از وسط سينما ديدم اصلاً به درد بازيگری و سينما نمی‌خوره. بعضی جاهاش يه كمی خارج از ابعاد استاندارد اين روزهای جامعه هنريست. از من گفتن بود.

بعد از فيلم خوب چهارشنبه سوری اينبار حس پنهان به وضوع و به روشنی به موضوع خيانتِ بعد از ازدواج ميپردازه. واقعيتی كه متاسفانه بايد قبول كرد فقط در حد يه موضوع سينمايی باقی نمونده و اين روزها در رابطه با خيلی از خانم‌ها و آقايون متاهل و توی دنيای واقعی و خارج از پرده عريض و طويل سينما هم صدق ميكنه. پرداختن به اين موضوعات بسيار خوب و مفيده به شرطی كه راهكارش رو هم نشون داد. توی جامعه امروز، بنا به مسايلی ( مشخص يا نامشخص ) ارتباط نامشروع آدمهای متاهل با ديگران داره زياد ميشه.

بهرحال جا داره وقتی كه اين همه هزينه ميشه تا يه فيلمی ساخته بشه فقط به نشون دادن ظاهر كار و شكل و شمايل معضل، اكتفا نشه كه خيلی‌هامون اين بخش از زندگی رو بخوبی ديديم و باهاش آشنا هستيم. پس بياييم با يه كار درست و اصولی و كارشناسی، ريشه‌ايی‌تر به مسئله نگاه كنيم و برای حل مشكل خيانت، راهكار نشون بديم. شايد بد نباشه توی تيتراژ پايانی فيلم اسم يه گروه پزشك و متخصص و روانكاو و روانشناس هم به عنوان مشاورين كارگردان بياد و فيلم با نظر اين تيم ساخته بشه تا وقتی هنوز اين معضل بيشتر از اين نشده جلوش رو گرفت. اين روزها بازار خيانت خيلی داغه. هم توی فيلم و سينما و هم متاسفانه توی زندگی اصلی تماشاچيان سينما!

۴۴ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

كاش مي شد ياد گرفت كه كسي رو دوست داشت مثل خودش، به خاطر خودش، با معيارهاي خودش، با استاندارد خودش، با روابط خودش؛ نه به خاطر خودمون، با الگوي خودمون، براي جسم خودمون، براي روح خودمون، براي اعتبار خودمون... اون وقت، با قيچي خودمون مي افتيم به جونش و مي خواهيم كه بر اساس الگوي خودمون جفت و جورش كنيم. تازه اگر خيلي هنر كنيم و بدونيم الگويي كه مدنظر خودمونه، اصلاً چي هست و چه شكلي هست...
وقتي بي توجه به همه چيزش، خواستيم فقط قيچيش كنيم براي خودمون، اون موقع روح آدم كه طاقت قيچي خوردن نداره، پر مي كشه. شايد روي بام ديگري بنشينه. شايد. شايد هم نه.

Neda

موافقم
يه معضل شده اين موضوع خيانت
ولي از اول بشريت اين موضوع بوده و قابل حل نيست.
من يه مقاله تحقيقي از تايم رو خوندم در اين مورد كه نتيجه اش اين بود كه بخش عمده مردهاي متاهلي كه خيانت مي كنند بخاطر خود موضوع س.ك.س نيستش گاهي حرف زدن و حتي توجه از طرف و احساس تازگي داشتن براي اون خانم براي مردا خيلي مورد توجهه
البته اين مقاله به خانوماي متاهلي كه اين كارو مي كنند اشاره اي نكرده بود.
توي يك كلاس روانشناسي كه شركت مي كردم (يه جور گروه درماني بود) به خانومهايي كه خيانت مي كردن برخورد كردم يكي اشون ادعا مي كرد ارضا نميشه و همسرش هم توجهي به اين موضوع نداره. حالا دلايل كلي رو خدا عالمه و البته جامعه شناسا و روانشناسا ...
***********************************************
k1: در اين رابطه به موضوع خوبی اشاره كردين. فقط بحث س.ك.س نيست چون خيلی مواقع آدم شاهده كه بعضی روابط فقط در حد مكالمه تلفن باقی ميمونه يعنی دو طرف حتی همديگه رو هم نمی‌بينند. بهرحال اين بحث بازه و خوشحال ميشم در رابطه با تجربيات‌تون كه توی كلاس و گروه درمانی هم بهش رسيدين توضيحاتی بدين.

لیلا

سینما "ازادی" را دوست دارم . تنها سینمایی ست که تصاویر را درست می بینم و صداها را درست می شنوم . و اما "حس پنهان" : یک عالم فاکتور بر دل نشستنی داره برای دیدن ودوست داشتن فیلم . اول از همه یک "حامد بهداد " کم نظیر و بعدش یک "محمد رضا فروتن" طبق معمول جذاب و عاشق پیشه ... درمانده میان عشق و زندگی با همان میمیک های اشنا ... "حس پنهان" معرکه نگاه ها و احساسات گفته و ناگفته است و مردان و زنان گیج و درمانده !

الي

كيوان فردوسي پور ... زدي تو كار 30نما؟!
***********************************************
k1:كسی تا بحال بهم فردوسی‌پور نگفته بود.

حتما به زودي مي روم فيلم حس پنهان را در سينما آزادي ببينم
ممنوع از اطلاع رساني

مسافر

خیانت! راست گفتی، بوی تعفنش از کنار خیلیا که رد میشم حالمون رو بهم میزنه! نکنه یه روزم ...

نارنین

استاد صبر کن «کنعان»بیاد، برو فیلمو ببین، بعد تا نیم ساعت پایانی فیلم هم صبر کن. فروتن عاشق توی این فیلم سر زنش که ترانه علیدوستی یک داد بلند می زنه،می تونی پشماشو ببینی!
***********************************************
k1: در رابطه با كنعان هم زياد شنيدم. حدس ميزنم كه حتماً فيلم خوبی باشه.

با نظرت راجع به پرداختن خيانت تو رسانه ها موافقم . طرح مساله بدون ارائه راهكار بدرد سگ هم نمي خوره .
فكر كنم سال 78 يا بود كه فروتن با قرمز نويد حضور يك سوپر استار در سينماي ايران رو داد . معتقدم كه بعدها فروتن خيلي كم تونست حتي سايه اي از فروتن فيلم قرمز رو با خودش به همراه داشته باشه ( البته اگر از شب يلدا چشم پوشي كنيم ). بر اين باورم كه فروتن هم مثل مرحوم شكيبايي تن صدايي جادويي داره .
نوك برج ، ملاقات با طوطي و يه سري اراجيف ديگه به عنوان تجربه هاي ناموفق فروتن در شايد به افول ستاره كمك كنند ...
حس پنهان رو نديدم . اگه وقت كنم هفته ديگه شايد ببينم ...

niloufar

harja ke rafti ei dele man
bar har ke del basti
harja neshasti
atash ravan shod
dasht rangin shod
sartasare donya biaban shod
bar har derakhti lane kardi
asman ghorid , tofan shodo barid
pendashti ta
tekyegahi hast
avar shod , larzid
marge mohabatha , che asan bood
bas kon dele man
jostejoo bas kon
in jostejoo ra nist payani
......
shere bolande salhayat ra
hargez mabar az yad
dasti ke khanjar zad
dar astine doost
penhan bood.

مازيار

يادش بخير صبح جمعه بلند شود ونتيجه يه هفته مخ باب رو زدن وببين ...آقا بلند بشه تاكسي قراضه رو راه بندازه مارو از افسريه هلك وپلك بكشونه ببره سيناما آزادي ورژن قديمي كه فيلم بارابس رو با بازي آنتوني كويين ببينيم ...عجب سينمايي بود ...من كه خيال مي كردم اينجا براي خودش كلي بالاشهره...حالا كه اومد م و500 متريش كار مي كنم مي بينم خيلي هم بالاشهر نيست...درضمن كيوان بدسليقه...اشكالات زير به سينماي محبوبت وارده :
1- توالت ها توي طبقه پايينه اگه طبقه پنجم شاشت بگيره يا بدتر ...بگيره بايد قيد 10دقيقه فيلمو بزني چند طبقه تشريف بياري پايين كارتو انجام بدي
2- اگر اشتباه نكنم طبقه 5 يا 7 نميدونم كجاش ولي همون قسمتي كه دارند ميله هايي رو هنرمندانه نصب مي كنند رونماي ساختمان خيلي راحت از ارتفاع 50 متري به زمين راه داره بدون هيچ حفاظي...تصور كن اگه حتي تصور كردنش سخته...يه بچه كوچولو دسته ننه باباشو ول كنه و بعد....
3- فاصله بين صندلي ها كمه ...اونجاي آدم پاره ميشه اگه يكي بخواد از بين صندلي ها رد بشه بره بيرون يا ...
4- دمت
***********************************************
k1: راستش من معمولاً توی سينما شاشم نمی‌گيره توالتش رو هم نرفتم ولی حدس زدم كه بايد تميز باشه ولی اگه طبقه اول باشه كه وامصيبتاست! البته سينما ايراداتی هم داره ولی خب سعی كردم يه كمی با ديد مثبت بهش نگاه كنم. تو هم يادت باشه خواستی بری توی همون طيقه اول شاشت رو بكنی و بری!

از زندگی

در علاقه به سینما آزادی با شما شریکیم. یاد هامون به خیر!

سینما آزادی نرفتم متاسفانه ولی اینطوری که تعریف کردی حتما باید برم اما حس پنهان رو دیدم خیلی هم دوستش داشتم البته حامد بهداد رو به خاطر بازی خوبش و دیالوگ های خیلی بهترش و اینکه مردا اینطورین دیگه مهتاب کرامتی رو با اون قد و هیکل و تیپ دارند میرن سراغ نیوشا ضیغمی:دی خانم ها این طور مواقع سلیقشون بهتره ;)
در رابطه با احوال پرسی هم به خاطر آلرژیت گفتم که بهتری یا نه!
***********************************************
k1: ممنون بهترم ظاهراً آمپولی كه زدم كار خودش رو كرد.

چند بار رفتم سینما آزادی. خیلی بهتر از بقیه سینماهاست خدایی اما من هرچی گشتم دستشوییشو پیدا نکردم. پدرم در اومد.

محمدرضا فروتن وقتی تو قرمز بازی کرد همه ماها عاشقش شدیم و کلی به به و ایول اما الان دیگه گندشو در آورده البته من کلاْ از مردهای خیلی عشقولانه حالم به هم میخوره . یعنی بازیشو تو زن دوم رو اگه ببینی دلت میخواد بری خفه اش کنی!

بعدشم خوب نیست تنها تنها بری سینما. دو قدم راهه هماهنگ کن قلم و کاغذ هم برات میارم که مزاحم اون خانمه نشی !
***********************************************
k1: دو قدم راه یعنی اینکه تو دم در نشستی؟! حالا من توی اون همه شلوغی چه جوری تو رو پیدا کنم؟!

یه چیزی رو هم یادم رفت بگم یه مقاله خونده بودم قبلن ها الان یادم نیست کجا خوندم ولی نوشته بود که خیانت در آقایون ارثیه!

asal

اي بابا چه تفاهمي كيوان جون منم اين فيلم رو توي سينما آزادي ديدم اتفاقا نكنه تصادفا تو كنارم نشسته بودي و ازم كاغذ و قلم نخواستي ؟؟؟؟؟؟ راستي كه حيف شده اگه كه اينجوري بود .
اما در مورد خيانت به نظرم اين روزها مسئله خيانت مد شده مثل مد اينكه پسرهاي كم سن وسال و به قول معروف فنچ اين روزها دنبال خانمهاي متاهل و سن بالا ميگردن ... بنا براين اينكه فيلم ها اينروزها در مورد خيانت شده فكر نكنم خيلي هم دنبال راهكارش باشن به نظرم بيشتر دنبال جا انداختن اين مسئله در ذهن خانمها و آقايون عزيز هستن كه اگه همچين موردي رو از شريك زندگيشون ديدن خيلي هم خودشون رو ناراحت نكنن و به اين فكر كنن كه كاملا up to date هستن تا كمتر غصه بخورن ولي گذشته از شوخي ظاهرا هرچي كاملتر باشي و همه جوره توي رابطه ات مايه بذاري و از دل و جون به طرف مقابلت عشق و توجه و امنيت و اعتماد و .... بدي طرف راحت تر بهت خيانت ميكنه من كه همچين تجربه دردناكي داشتم .

پ.ن : كيك شكلاتي سينما آزادي خيلي خوشمزه است البته من با دوستم رفته بودم كيك خودشو زود خورد و هي به مال من ( منظورم كيكه ) ناخنك زد و نذاشت درست و حسابي بخورم دفعه بعد تنها ميرم .....
***********************************************
k1: والله توی اون تاریکی فرصت نشد من چیز اون خانم رو بخوبی ببینم بنابراین اگه همین الان هم تو رو ببینم نمیدونم تو همونی بودی که بغل دست من نشسته بودی یا نه. اگه تو تونستی چیز من رو ببینی شاید اینبار من رو که ببینی بتونی تشخیص بدی من کیوان هستم یا نه. هر چند میخوام دفعه دیگه که رفتم سینما به خودم یه لنگ قرمز بندم که همه تماشاچیان بفهمند من اومدم سینما!

با اینی هم که گفتی هر چی کاملتر باشی و بیشتر مایه بذاری طرف زودتر بهت خیانت میکنه اصلا موافق نیستم. شاید تو تجربه بدی داشتی. شاید تو هم توی رابطه‌ات ایراد داشتی و یا هزاران شاید دیگه. بنابراین با این طرز تفکر اصلا نباید هیچ مهر و محبتی بین طرفین باشه و از همون روز اول باید پایه رو بذاری بر اینکه طرف حتما بهت خیانت میکنه و خب این اصلا پذیرفتنی‌ نیست.

سلام فکر نکنم فروتن حالا حالا ها از این مود بیاد بیرون... چون در تبلیغ کوتاهی که از فیلم کنعان دیدم هم... باز فروتن یه عاشقه... که احساس میکنه .... یعنی زانوی غم به بغل گرفته!!!!

tadae

كلا مخلص جناب فروتنم هستيم .....البته با اشطوره شدنش در اين نقشها هم موافقم......صداي فوق العاده اي داره....حيف اين صدا كه بعضي وقتا ديالوگاي ضعيف و مفتضحي باهاش ادا مي شه....حامد بهداد م كه پديده ي نو ظهور خوش آينده اي هست كه....مي تونيم بش بگيم بازيگر .......ولي با تمام اين حرفها بازم من فروتنو قبول دارم ......لا اقل از ديدنش حس حماقت بت دس نمي ده ....حسي كه موقع ديدن ممد گلزار مياد سراغ آدم......بعدشم قرمزش محشر بود ......هنوزم سكانسي كه بابك اميني توي تولد هستي "عاشقم من " با صداي علي خلج لب خووني مي كرد به ياد دارم.....عجب دوره اي بود ..........گذش......حيف.....

tadae

در باب خيانت هم همين بس كه شاعر در مواجه با اين پديده شوم چنين فرمودس:

گناه تو همین بود نداشتن صداقت
.....
در جايي ديگر اشاره مي كند:
ما که رفتیم تو بمون با هرکی که دوسش داری
با اونی که پنهونی سر روی شونش می ذاری

....
و بعد اينجاش از همه غصه انگيز تره كه ميگه:

ما که رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی
لااقل می اومدی پیشم، واسه خداحافظی
لااقل می اومدی پیشم، واسه خداحافظی
لااقل می اومدی پیشم، واسه خداحافظی
لااقل می اومدی پیشم، واسه خداحافظی

در ضمن خيانت ارثي نيس....زن و مرد هم فرقي نداره تو اين قضيه.....
كوتاه كلام اينكه :خدا نصيب نكنه....
و دعاي آخر هم اينكه:خدايا دورشان بدار از ما اين جماعت خائن را .......
الهي آمين

دیالوگ معرکه ای رو انتخاب کردی...

فیلمهای "زن دوم" و "دایره زنگی" و "انعکاس" رو تو سینما آزادی دیدم. دستشون درد نکنه. با توجه به مدت زمان ساخت پروژه و اینکه به موقع تمام شد انصافا خوب کار کردند. دیدن "انعکاس" هم توصیه میشود. اونهم تو همین مایه هایی از خیانت است.

علی لطفی

آقا من فقط یک جمله خواستم عرض کنم. کنعان بیشتر از این حرفها که گفتند فیلم خوبی است. اما در بار دوم و سوم خودش را روو می کند. ضمنا ما ارادتمندیم قربان.
***********************************************
k1: به‌به حاج علی آقا لطفی! شما خوب هستيد استاد؟!

كي ميتونه بگه واقعاً خيانت چيه؟ ميتوني تمام عمر - در تمام زندگي مشترك - چه مرد باشي و چه زن، از نظر جسمي مال همسرت باشي. ولي فكرت چي؟ مي تونه مشغول بچه هات باشه؛ مشغول كارت باشه؛ مشغول خانواده ات باشه؛ مشغول دوستات باشه؛ مشغول سفرهات باشه. اون وقت چي؟ ميتوني تمام وقت، يك زن خوب نجيب سر به راه پول درآر آشپز كدبانو و مادر نمونه باشي؛ ولي حرفهاتو از دري به اسم كي بورد بريزي توي يه صفحه آبي و نارنجي... كه نتوني به هر دليلي كلماتت رو رو شونه اش و توي گوشش نجوا كني. پس ميايي همه اون چيزي رو كه توي دلت دَلَمه شده مي ريزي روي اين صفحه. چون، آدم، آدمه. و رابطه اي به نام ازدواج به واسطه آدم بودن آدما شكل گرفته. نه به واسطه چهار تا جمله فارسي و عربي و انگليسي و چهار تا امضا و اِن تا سكه تمام بهار آزادي!!!
روابط انساني خيلي پيچيده است. متدين ترين و متشرع ترين آدمها هم وقتي كه مي بينند به انسانيتشون وقعي گذاشته نميشه كه هيچ، دهن كجي هم بهش ميشه؛ وقتي مي بينن در عين پاكدامني و رعايت تمام ضوابط شرع و عرف، بازهم با فا.ح.شه هاي زير پل سيدخندان مقايسه ميشن - كه ازدحامشون هر روز ترافيك فجيعي درست مي كند اون طرفا- خلاصه ممكنه براي خودشون تبصره قايل بشن.
روابط انساني پيچيده است...
***********************************************
k1: شايد كنترل جسم و بدن ساده باشه ولی قطعاً كنترل ذهن و خيانت ذهنی خيلی سخت‌تر و مشكل‌تره.

خوب من تصمیم گرفتم همین امروز برم حس پنهان! چون متاسفانه سلیقه ت رو قبول دارم!

بله قطعاً همينطوره. ولي آيا ميتوني بگي چون تو اين رابطه مشكل پيدا كردي و حالا تمركزت روي بچته، خيانت كردي؟ ميتوني بگي چون از همسر، انرژي مثبت نمي گيري، تلاش مي كني كه با غرق شدن در كار و بالابردن وجهه اجتماعيت، انرژي لازم بگيري، حتماً خيانت كردي؟ ميتوني بگي چون اون گوش شنوا رو نداري كه درِ گوشش خوشبختيا و بدبختيا و گريه ها و خنده هاتو نجوا كني و بنابراين مياي تو اين محيط مجازي، كلماتت رو ولو مي كني روي صفحه، خيانت كردي؟ مي توني بگي چون تحسين نشدي، تاييد نشدي، ديده نشدي، ارضا نشدي؛ بنابراين سعي كردي خودتو خفه كني با هزار تا عطر گرون قيمت و لباس مارك دار - كه بتوني با چنگ زدن- هرچقدر هم كه سست باشن- با چنگ زدن به يه چنين چيزايي براي چند ثانيه اي هم كه هست، مورد تاييد و تحسين قرار بگيري... آيا بازهم خيانت كردي...

به نظر من هم خيانت ذهني خيلي بدتره. اينكه تو بغل شوهرت باشي، ولي دلت باهاش نباشه. اينكه با زنت، معاشقه كني، ولي تو ذهنت به ياد دوست دختر اِن سال پيشت هستي و اونو، جاي زنت ميذاري...
***********************************************
k1: بهرحال بحث خيانت خيلی وسيع و گسترده است. بايد هم جسمی و هم ذهنی روی اين مورد كار كرد.

PINK

بابا این چه فیلمی بود من دیدم لیلا تعریف کرده (قبلا" نمی دونم کجا بود خوندم نظرشو) رفتم دیدم اصلا" خوشم نیومد در ضمن دستت درد نکنه که راجع به این دختر لب شتری مطلب نوشتی جدی کارگردان چی فکر کرده که فروتن بیاد مهتاب کرامتی رو ول کنه بره این خانوم کت و کلفت چندِش که قیافه ش خودِ خودِ خیانته رو بچسبه...ولی حامد بهداد رو هستم معرکه بود دستت مرسی که خوب نوشتی...سینما آزادی رو هم می خوامش هر روز از دمش رد می شم و مانیتوره که تبلیغ می کنه رو تا چراغ سبز شه نگاه می کنم
***********************************************
k1: ظاهراً بعضی‌ها اونفدر بد سليقه هستند كه كرامتی رو ول می‌كنند و می‌چسبند به لب شتری! شايد هم اين روزها لب شتری مده و ما خبر نداريم؟!

PINK

این کامنت دونیت ما رو نموووووووووووووود !!
***********************************************
k1: نظر شما پست شده بيخود به اين بنده خدا تهمت نزن!

اتفاقاً خيلي جالبه شايد هم خيلي عجيبه؛ ولي باورش مشكله كه چرا وقتي كه يك كفه خيلي وزينه احتمال اين اتفاق بيشتره. من اين فيلم رو نديدم ولي وقتي فيلم چهارشنبه سوري رو ديدم، با خودم گفتم كه اين يارو به چه دليلي رفته سراغ پانته آ بهرام؟ چه مزيتي داشت به زن خودش؟
اصلاً اين حرفها نيست. براي همين هم هست كه ميگم روابط انساني خيلي پيچيده است. ربطي به هيكل و تيپ و تحصيلات و خيلي از پوئن هاي مثبت و منفي آدم ها نداره. يه جريانه. يه حسه. ديده و شنيده ام در مورد مرداني كه ميگن، ما درگير شديم، گرفتار شديم. نه اينكه به زن و بچه هامون، تعلق خاطر نداشته باشيم. برعكس دوستشون داريم. ولي گرفتار شديم. گرفتار همين حس. گرفتار همين ديوونگي. خيلي وقت ها نميشه جلوشو گرفت.
***********************************************
k1: اونجايی هم كه من نوشتم چرا خانم فلانی كه خوشگل و خوش هيكل ول كردی و رفتی سراغ نيوشا، فقط يه شوخی بود چون وقتی كسی درگير يه رابطه حسی ميشه قطعاً مسايل جسمی نمی‌تونه خيلی ( البته تا كيد می‌كنم كه خيلی ) موثر باشه.

نیوشا

من یه امروز رو تصمیم گرفته بودم که به این موضوع فکر نکنم که اونم شما نگذاشتید. من تو محل کارم یه همکار مرد دارم که حدود دو سال با ما هم اتاق بود و با زنشم هیچ مشکلی نداشت و اتفاقاً به نظرش همه چیز زندگیش محشر بود. الان یک سال و نیمی هست که اتاقش عوض شده و با یه سری آدم هم اتاق شده که یه نفری تو اون اتاق از اون آدمایی هست که اگه روزی 9ساعت از 8 ساعت کاری رو چت نکنه اون روزش روز نمی شه. حالا این آقای همکار ما هم معتاد شده و بعد از دو تا بچه و 10 سال زندگی مشترک تازه فهمیده با زنش تفاهم نداره. چرا چون زنش چاق شده و دیگه نمی تونه ... . من و همکارام خیلی باهاش صحبت کردیم اما نتیجه نداره. به نظر من مشکل این آدم سست عنصر بودنشه که با محیط و آدما، طرز فکرش و دیدش به زندگی تغییر میکنه. آدم چه زن و چه مرد اگه این طوری باشه فقط به درد لای جرز دیوار میخوره.
***********************************************
K1: قطعاً با تغيير شرايط و موقعيت‌های مختلف مالی، اقتصادی، اجتماعی، جغرافيايی و ... شرايط آدمها هم عوض ميشه. خيلی آدمها بودند كه وقتی وضع مالی‌شون خوب شده تصميم گرفتند از همسرشون جدا و با كس ديگه‌ايی ازدواج كنند و يا حتماً در جريان هستيد كه درصد بسيار بالايی از كسانی كه مهاجرت كردند توی روابط زناشويی‌شون در اون سرزمين دچار مشكل شدند ولی خب اينی كه آدم بواسطه چت كردن بخواد زنش رو طلاق بده و ... خيلی چيپ و بی‌ارزشه كه خب متاسفانه يكی از مشكلات اينترنت همين مسايل مخرب هم هست.
ولی اينكه شما اينترنت دائم و اين همه وقت اضافی داريد كه روزی 8 ساعت می‌تونيد چت كنيد برام خيلی جالبه. شما نياز به همكار نداريد منهم پاشم بيام اونجا؟! قول ميدم اصلاً چت هم نكنم.

تا خودت در موقعیتش قرار نگیری نمیتونی ازش حرف بزنی.این که خیانت کنی یا بهت خیانت کنند .....به نظر من بزرگترین معضل قرن تنهایی هست..و ادم برای فرار از این تنهایی به هر کاری رو میاره.....وقتی با وجود این که ازدواج کردی هم تنهایی (حتی بیشتر از دوران مجردی)احساس میکنی که دیگه خیلی بدبختی..... من تا حالا خیانت نکردم اما کاملا درکش میکنم .وقتی در طول 24 ساعت 13 ساعت تنهایی و 8 ساعت هم خواب،یعنی فقط 3 ساعت میتونی کنار همسرت باشی که اون هم اغلب یا داره چیزی میخوره یا داره فیلم مورد علاقه اش رو میبینه...و وقتی که باهاش حرف میزنی از خستگی داره چرت میزنه....وقتی در طول روز حتی نمیتونی بهش تلفن کنی چون یا تو جلسه است یا سر زمین و ساختمون که آنتن نمیده....وقتی که صبحانه و ناهار و شام رو همیشه تنهایی میخوری...وقتی که ازدواج کردی اما یک زندگی دو نفره نداری بلکه دو تا زندگی یه نفره داری...اونوقت چی کار میکنی؟تنهایی آدم رو دیوونه میکنه..گاهی فقط دلت میخواد یکی به حرفات گوش کنه..همین و بس.
***********************************************
k1: و چون تنهايی اين حق رو داری كه خيانت كنی؟! فكر نمی‌كنی انتخاب شما، معيارهای زندگيت اشتباه بوده؟! فكر نمی‌كنی نتونستی شرايطی مهيا كنی كه همسرت ترجيح بده بيشتر وقتش رو توی خونه بگذرونه؟! فكر نمی‌كنی اگه با هم صحبت كنيد و سعی نكنيد همديگر رو مقصر بدونيد احتمال داره ديگه تنها نباشيد؟! شايد ...

حسودیت میشه که نیوشا میتونه ضربه فنیت کنه؟ فکر نمیکردی که واسه هیکلت رقیب پیدا کنی؟
***********************************************
k1: اگه منظور شما نيوشا ضيغمی هستش كه ايشون اصلاً هيكل خوب و قشنگی نداره ولی من اصلاً چاق و بد فرم نيستم بلكه مال من رو هر كی ديده تعريف كرده، باور نداری ميخواهی خودت هم ببين!

لیلا

حضرت پینک : بابا من شرمنده شدم تو از فیلم خوشت نیامده . خب منم که گفته بودم فقط دیدن بازی "حامد بهداد" باعث میشه فیلم ارزش دیدن را داشته باشه بانضمام بسیاری از دیالوگ های نابش . در مورد این "نیوشا ضیغمی" طفلکی هم دیگه دارید بی انصافی می کنید . صرفنظر از بعضی از جاهای (!) خارج از ابعاد استاندارد جامعه هنری اتفاقا لب و دهن و دندون هاش قشنگه . لب شتری دیگه چه صیغه ای یه؟ پس با این حساب تمام شهرت "انجلینا جولی" هم بر باد فناست ! :دی از شوخی گذشته سلیقه ابنای بشر متفاوته دیگه . کاریش نمیشه کرد . یکی خودشو جر میده واسه "انجلینا" یکی دیگه بهش میگه " لب شتری " !
***********************************************
k1: تمام بحث منهم در مورد همون قسمت‌های خارج از ابعاد استانداردش هست. من با لب‌هاش كاری ندارم!

راستش پس از بررسی بعضی از پست هات و در نظر گرفتن شرایط قد و قواره ت ترجیح میدم حرفم رو پس بگیرم و همینجا اعلام میکنم که ندید حرفت رو قبول میکنم و احتیاجی نیست نشونش بدی!!!
***********************************************
k1: حيف شد، شانس بهت رو كرده بود!

PINK

خدمت حضرت لیلا سلام الله علیه عرض ادب و ارادت دارم ......اصلا" هر چی شما بگی ولی آخه آنجلینا جولی چه ربطی به این خانوم لب شتری داره بعدشم من این صفتو نه فقط به خاطر لبش بلکه به خاطر این که ازش بدم میاد گفتم :دی
بعدشم کیوان خان من بعد از تلاشهای مستمرررررر کامنت می ذارم حداقل اگه دفه بعد کامنت نذاشتیم نیا پی نوشت بنویس
***********************************************
k1:جدا از لب و جاهای خوب و بد سرکار خانم نیوشا باید خدمت‌تون عرض کنم این کامنتدونی سگ مصب ایراد داره. منهم بلد نیستم درستش کنم. شما میگید چه خاکی بریزم به سرش؟!

ساحل

در مورد ایراد این کامنتدونی سگ مصب:میتونی بدی احسان (بزرگ بلاگستان) برات درستش کنه:)
***********************************************
k1:قطعا احسان سرش خیلی شلوغه ولی اگه شما میتونی سفارش من رو بهش بکن!

لیلا

مادموازل پینک عزیزم اخه مگه خبر نداری ابجی "انجی" قسمت اعظم محبوبیتش را مدیون لب های شتری شه ! جماعت میرن خدا تومن پول خرج جراحی لب هاشون می کنند بشه مدل شتری اون وقت امثال "انجی" و "نیوش" جان (!) خدادادی از این موهبت برخوردارند و واسه خاطر همین لب ها هزاران "برد پیت" را دربدر کوه و بیابون کردن ! حالا اصلا بی خیال . خودت خوبی خوشی خواهر ؟ (به این میگن سوء استفاده ابزاری از کامنتدونی جناب کیوان . اقا شرمنده ) . در ضمن حالا اگه تو بعد از تلاش های مستمررررررر تونستی واسه این جا کامنت بذاری ما که باید سال و ماهی یک بار با هزارررررررررررر برنامه های امنیتی موفق به کامنت گذاری واسه شما بشیم خواهر. غلط نکنم حتی در پاتخت هم با بعضی ای اس پی ها فی-ل-تر شدی . بکش بیرون از این بلاگ اسکای مادر جون ! :دی

من خیانت نکردم و نمیکنم.شما هم حق نداری خودت رو عالم بدونی و در مورد همه چی هر جور که دوست داری قضاوت کنی.من سعی کردم سرم رو با کلاس های مختلف گرم کنم و تازه یک کار نیمه وقت هم انجام میدم.همسرم رو هم خیلی دوس دارم و اون هم همینطور.شرایط سخت زندگی این رو ایجاب میکنه که همه فقط در خدمت کار باشیم.اما من اینو نوشتم چون خیلی از دوستام رو در شرایط خودم دیدم که به راحتی تسلیم تنهایی شدن.نمیخوام کلمه خیانت رو استفاده کنم چون برداشت هر کس از خیانت یک چیزه متفاوته.شما هم اینو بدون که زندگی زیر یک سقف خیلی خیلی با تفکراتی که در حال تجرد داری فرق داره .
***********************************************
k1: هم كامنت قبلی شما وجود داره و هم جوابی كه من به شما دادم بنابراين بنظرم بهتره كه بريد و دوباره اون رو بخونيد.

من كجا به شما گفتم خيانت كرديد؟! من كجا خو.دم رو عالم دونستم؟!آيا به اين جمله‌يی كه خودت گفتی واقعاً اعتقاد داری كه " شرايط سخت زندگی این رو ایجاب میکنه که همه فقط در خدمت کار باشیم " ؟! آيا شما خيال می‌كنی فقط خودت زير يك سقف زندگی كردی و من اين تجربه رو نداشتم؟! ......

آيا فكر نمی‌كنی در رابطه با مطلب اصلی من و جوابی كه به كامنت شما دادم عجولانه قضاوت كردی؟!

هر چی جواب میدم گم میشه.اینجا رو درس کن plz
***********************************************
k1: كامنت قبلی به دستم رسيد و منهم جوابش رو دادم. بغير از اون چيزی به دستم نرسيده.

کاش پیدا می شد
دست گرمی که تکانی بدهد
تا که بیدار شود، خاطره ي آن پیمان
و کسی می آمد و به ما می فهماند
از خدا دور شدیم...
كاشكي" واژه ي درد آور اين دوران است
"كاشكي" جامه ي مندرس اميدي ست
كه تن حسرت خود پوشانديم
كاش ميشد كه كمي
لااقل
قدر وزن پر يك شاپركي
ما مسلمان بوديم !!

دريا

خواندن اين مطلب در خصوص موضوعي كه گفتيد بد نيست http://makhlough.blogspot.com/2008/07/blog-post_5894.html

niloufar

خیانت هیچ توجیهی ندارد.
اگر رابطه ای انسانی و جذاب نیست میتوان در کمال صداقت و شجاعت و با ارزش قایل شدن برای روزهای زندگی طرف مقابلت و به حرمت خاطرات مشترک و با احترام به بالینی که مدتها با هم سر بر آن گذاشته ایم آن رابطه را کات کرد.
درمان یک رابطه غیر انسانی درمان تنهایی درمان سالها زندگی در سکوت درمان تحقیرها و سرکوب شدن ها برقرار کردن یک رابطه غیر انسانی دیگر با دروغ و ریا نیست.
چرا که پایبند نبودن به قول و قرارها پیش از هر چیز و هر کس بی احترامی به شخصیت و اصول خود است.
در زندگی طعم بعضی چیزها تا همیشه به یاد می ماند. خیانت یکی از آنهاست.
طعمی دارد که فقط باید آن را چشید حسی دارد که فقط باید احساسش کرد و بار غمش را که از هر غمی سنگین تر است سالها باید بر دوش کشید تا بتوان درباره آن حرف زد.

ساناز

سلام.می دونید وقتی در مورد یه چیزی زیاد فکر کنی اون وقت انجام دادنش هم برای آدم راحت میشه.من در مورد درست یا غلط بودن رابطه های بعد از ازدواج نظر نمیدم چون پیچید س و نمیشه راحت قضاوت کرد.اما اگه کسی میخواد در این وادی قدم نذاره کمتر در موردش فکر کنه و کمتر تنهاییش رو به خودش گوشزد کنه بهتره

ساناز

سلام.می دونید وقتی در مورد یه چیزی زیاد فکر کنی اون وقت انجام دادنش هم برای آدم راحت میشه.من در مورد درست یا غلط بودن رابطه های بعد از ازدواج نظر نمیدم چون پیچید س و نمیشه راحت قضاوت کرد.اما اگه کسی میخواد در این وادی قدم نذاره کمتر در موردش فکر کنه و کمتر تنهاییش رو به خودش گوشزد کنه بهتره

ديروز هي نوشتي از اين فيلم، ما هم گفتيم يه بار با طناب شما خودمون رو بندازيم تو چاه...بازيها قشنگ بود اما فيلم نامه‌اش يه خورده بي سروته بود. يعني بد تمومش كردن داستان رو!
در ضمن كيك شكلاتيش هم خيلي خوشمزه بود ...

مینا

با سلام، نمیدونم چرا همه با دیدن حس پنهان، قضیۀ خیانت و خیانت پیشگی را مطرح میکنن، چرا یک نفر نیست که بگه این فرهنگ سنتی زمینۀ تباهی می شود. قصۀ فیلم بر سر عشق است، امیر زندی گناهش چیه؟ آیا دوست داشتن جرم است؟ آیا باید تا آخر عمر سوخت و ساخت؟

ارسال نظر