« مصائب دوست داشتن زردآلو! | Main | علی شِلمبه، فرهنگ دوست می‌شود »

تاريخ، تو شاهدی!

چند صفحه اينترنت اكسپلور باز كرده و از توی فيُورايت، دو سه تا از آدرسهايی رو كه دارم، هول ميدم توی صفحات اينترنت تا سر صبحی بخودم و ايرانی بودنم افتخار كنم و خودم رو جزيی از دنيای نوين و دهكده جهانی ارتباطات بدونم كه در حال تعامل و گفتگوی فرهنگی با تموم ملت‌های دنياست ولی باز اينترنت مشكل داره و گويا ما حتی توی اين دهكده هم جا و مكان و جايگاه نداريم. كدخدای ده كه عمراً تحويل‌مون نمی‌گيره بنابراين ميريم سراغ مرغ و خروس و گاو و گوسفندهای دهكده تا شايد يه جورايی پارتی بازی كنند و ما رو هم لابه‌لای خودشون ببرند توی روستا ولی اونها هم با همون دست و پای كوتاه‌شون جوری كه بخوبی متوجه بشيم يه بيلاخ حواله‌مون می‌كنند. توی اين روستا ظاهراً همه با هم قوم و خويش‌ و خواهر برادر تنی‌ هستند و فقط ماييم كه توی بازی نيستيم.

صبح پنج‌شنبه است و خب من همون اول صبح كه از در خونه اومدم بيرون، ديگه متنظر نموندم عصری بشه و شب جمعه فرا برسه كه خب احتمالاً اون موقع همه سرشون خيلی شلوغ خواهد بود! بهمين خاطر صبح زود، فاتحه و سهميه اموات رو براشون فرستادم كه فكر نكنند بواسطه رنگ و لعاب دنيای فانی، فراموش‌شون كردم كه خب احتمالاً ساعت پنج صبح پنج‌شنبه‌ی يه روز نيمه تعطيل، حتی اموات هم خوابيده باشند و بعيد بدونم دَم در بهشت و جهنم كسی بوده باشه كه در رو باز كرده باشه تا فاتحه من بدست‌شون برسه. هر چند اگر اون موقع صبح هم قرار باشه، مرحوم مُرده خلد آشيان و جنت مكان رو از خواب بيدار كنند و بگن، پاشو برات از اون دنيا يه بسته پستی فاتحه اومده، احتمالاً اون تموم خاندان فاتحه فرست رو پشت و رو می‌كنه. بهرحال من وظيفه خودم رو انجام دادم. اونها ديگه بايد به فاتحه‌های بی‌وقت دَم صبح من عادت كرده باشند!

دوباره برمی‌گردم سر صفحات اينترنت، دوازده دقيقه از باز شدن‌شون گذشته ولی هنوز اون آيكون ويندوز كه مثل يه پرچم چهار رنگ كه در مسير باد قرار گرفته داره سمت راست بالای صفحه می‌چرخه و اين به معنای اينه كه هنوز صفحه بطور كامل لود نشده. يه سری عكس و فونت يه وری اومده روی صفحه و همچين تركمونی زده شده به صفحه كه گويا بيل گيتس و تمام همكارانش سر صبحی خورشت آلو اسفناج خوردند و كل شركت ماكروسافت چنون ريدنی كردند به صفحه كه آدم از ايرانی بودن و سرعت اينترنت توی اين كشور اظهار شرم و ندامت ميكنه. با اين تفاسير و اگه شرايط به همين خوبی پيش بره و البته طبق برنامه زمان‌بندی اعلام شده شركت نيرو برقها فقط در همون موقع قطع بشه،احتمالاً من ساعت 4 بعدازظهر ميتونم ايميل‌هام رو چك كنم!

ميدونید، اگه صفحه باز نشه و پيغام " دِ پـيـچ كـَن نـات " بده آدم دلش نميسوزه، ميگه حتماً يه مشكلی برای سرور پيش اومده و يا دوباره يه ناخدای احمق توی خليج هميشگی فارس كه چه دل‌مون بخواد و چه نخواد، چه اَدله محكمه‌پسند داشته باشيم و چه نداشته باشيم، چه خودمون رو جر بديم و چيزی رو امضاء كنيم و چه نكنيم، چه از خودمون بمب گوگلی در كنيم و چه بمب خوشه‌ايی، اون عربها كارشون رو كردند و اين خليج شد خليج عـ.ر.بـ.ـی و تاريخ تا چند سال ديگه هيچ نشونی از پرشين گالف نخواد داشت. من مرده شما زنده، خواهيد ديد. آره داشتم می‌گفتم كه آدم فكر ميكنه كه حتماً ناخدا، لنگر كشتی رو انداخته روی فيبر نوری و اونها رو قطع كرده و اينترنت قطع شده ولی اينكه بعد از دوازده دقيقه هنوز اون پرچم ويندوز واسه دل صاب مرده خودش و بيل گيتس و مايكروسافت بچرخه يه جورايی توهين مستقيم به شعور مخاطبه و آدم حس ميكنه حالا چون ما توی ايران و يه كشور جهان سومی داريم زندگی می‌كنيم هر مادر قـ.ـحـ.بـ.ـه‌ی‌ جهان اولی مو بور و چشم آبی اين اجازه رو داره، به ريش نداشته‌ايی كه سالهاست هر روز از تَه ميتراشيمش بخنده. اينه كه آدم رو آتيش ميزنه. آخه آدم دردش رو به كی بگه؟!

اون اجنبی‌های مادر فـ.ا.كـ.ر نشستند اون سر دنيا و خيال می‌كنند ما هنوز با شتر اينور اونور ميريم. خدا پدر مادر اين آدم پولدارهای اين مملكت رو بيامرزه كه حداقل چند تا بنز و بی‌ام‌دبليو و سوناتا و تويوتا كمری و پاجرو سوار ميشن و آبروی اين مملكت رو ميخرند وگرنه اگه به من و شما بود كه والله همون شتر رو هم نداريم كه سوارش بشيم! اون خارجی‌ها پاشن بيان اينجا تا ببينند توی اين دوازده دقيقه همين مرد و زنهای ايرانی جهان سومی كه نه خودشون و نه عقايدشون و نه ملّيت و نه مدرك تحصيلی و نه پول و نه سواد و نه پاسپورت‌شون رو هيچ جای دنيا قبول ندارند رو اگه بحال خودشون ول كنند، در طول اين دوازده دقيقه سه بار آب‌شون مياد و ميتونند بدون دريدن حجب و حياء و بخصوص، تاكيد می‌كنم بخصوص پرده بـ.ـكـ.ـا.ر.ت و با حفظ تموم قسمت‌های مهم بدن كه هيچ وقت اِكسپاير نميشه و بايد آكبند بمونه تا صاحبش پُلمب‌ش رو باز كنه وگرنه سر طرف رو گرد گرد می‌بره، همديگر رو دوقلو دوقلو آبستن می‌كنند و چندی بعد هم بدون حضور ماما و بابا و قابله، بچه رو سربه نيست می‌كنند.

درسته كه ما رو هيچ رقمه توی اون دهكده جهانی راه نميدند و نامردها همه در و پنجره‌ها رو هم بستند و اصلاً به اين توجه ندارند كه ما هم دل داريم و دل ما هم هی قيلی ويلی ميره تا اون تو رو ببينيم چه خبره، ولی خب توی طبقه‌بندیهای نوينی كه نميدونم كدوم سازمان جهانی چندی پيش انجام داد، كشور ما رو جزوه كشورهای نيمه توسعه يافته قرار داد. اون نفهم‌ها نميدونند وقتی ما نصف بيشترش رو رفتيم و سر بزرگش رو هول داديم توش كه ديگه نبايد با ما اينجور تحقيرآميز برخورد كنند. يه كم كه صبر كنند بطور تمام قد ميرسيم خدمت‌شون و تمام توسعه‌يافته ميشيم.

درسته كه آمريكای جنايتكار، پيشرفت بسيار چشمگيری كرده و ظرف صد سال از زندگی بالای درخت و هفت‌تير كشی و همزيستی مسالمت‌آميز با بوفالو‌ها و عقاب‌ها و يابوها و جنگ و جدل با سرخپوست‌ها الان رسيدن به اونجايی كه همه دنيا و تموم سازمانهای رسمی و بين‌المللی و يوفا و فيفا و فائو و 1+5 و G-8 رو عَنتر و مَنتر خودش كرده و همه‌ی دنيا رو لِنگ در هوا و انگشت به كـ.و.ن نگهداشته ولی خب اونها خودشون نمی‌دونند ولی ما كه خوب ميدونيم، هم توی كتابهای درسی‌مون نوشته و هم توی تلويزيون هر شب، بارها و بارها اعلام ميكنه كه اونها تاريخ ندارند، تمدن ندارند، وحشی هستند كه اگه داشتند حتماً ميرفتند يه مطالعه تاريخی می‌كردند و ميديدند ما ايرانيها كی بوديم و چی بوديم و كجای اين كره زمين قرار داشتيم و چه خدماتی كه به ملّل اقصی نقاط دنيا نكرديم. هر چند اصلاً اون موقع، مللی نبود. ما بوديم و عثمانی‌ها و يونانی‌ها و اگه اين عثمانی‌ها و يونانی‌ها هی جنگ راه نمی‌انداختند و كشورگشايی نمی‌كردند، می‌تونستيم هر چهار سال يكبار مسابقات جام جهانی فوتبال رو برگزار كنيم و ديگه حداقلش اين بود كه سوم ميشيديم!

اون عوضی‌ها ( منظور همون آمريكا‌يی‌هاست ) اگه به تكنولوژی نوين خودشون اكتفا نمی‌كردند و جوگير نمی‌شدند و سرشون رو با خضوع و تواضع به پايين مينداختند و يه كم، يه ذره، همچين بفهمی نفهمی به چند قــرن گذشته! يه نگاه دقيق مینداختند، حتماً با اون چشم‌ها لوچ‌شون ميديدند كه ما كوروش و داريوش داشتيم. كوروش پاشو ببين چه بر سر ملت پر افتخارت آوردند. توی كتيبه‌هايی كه از توی چند تا غار دوره مازوزوئيك دوره سوم زمين‌شناسی، دراومده بخوبی به خط هيروگليف نوشته شده اون موقع كه همه مردمان روی كره زمين سرپا می‌شاشيدند، ايرانی جماعت هر روز حموم ميرفت و دوش می‌گرفت. البته خب احتمالاً دوش كه نداشتند ولی خب حتماً حموم ميرفتند. اون وقت توی قرن 21، دوازده دقيقه است يه صفحه باز كردم كه ايميلم رو چك كنم ولی هنوز سايت ياهو باز نشده. اين درد نيست؟! اين ننگ نيست؟!

كوروش كجايی كه اگه بودی حداقل دو تا از اون اسب‌ها و چاپارها رو نگه ميداشتی تا نامه‌هامون رو با اونها بفرستيم. حالا ديگه نه اسبی مونده و نه كاروان و كاروانسالاری و نه پست و پستچی و نه كبوتر نامه‌بری. حالا ديگه ما مونديم و اين دنيای نوين و وابستگی‌مون به اون اجنبی‌های هيچی ندار بی‌جنبه. همونايی كه از تاريخ و گذشته ما خبر ندارند كه ببينند ما چه گوهرهای درخشانی بوديم بر روی كره زمين. كوروش كجايی كه ببينی اين خارجی‌ها اصلاً بزرگ و كوچيك حالی‌شون نيست و كاری به قرنها و گذشته‌های دور ندارند و سوار بر خر مراد دارند ميتازونند و ما مونديم و گرد و خاكی كه بواسطه دويدن خر مراد بلند شده و توی اين گرد و خاك هم كه ديگه چشم چشم رو نمی بينه تا دوباره كتاب بزرگ تاريخ رو باز كنيم و از خدمات سلسله هخامنشيان و ساسانيان براشون بگيم!

Comments (14)

قربونتون آقا، اول صبحی گیر دادی به این آمریکایی ها چرا آخه؟؟،

آخه پسر گل، اول صبح پنجشنبه چه کار به اعصاب خودت داری؟ اول اینکه برو سراغ فایرفاکس که به آدم توهین نمی کنه، دوم اینکه حرص نخور! سوم اینکه بقیه چه گناهی کردن که ما سوراخیم؟ البته بیشتر نوشته بودم، دوباره که نوشته ات رو خوندم پاکش کردم. سوء فهمی جزئی از جانب من سر زده بود.

sanaz:

تاریخ تو شاهد باش روزی که ما واسه این مهندس جان فقط 3 نقطه و یه لبخند کامنت می ذاشتیم چه قشقرقی به پا می کرد , حالا بعضیا اونم تو 2تا پست متفاوت واسه آقا فقط یه لبخند کامنت میذارن کاش به اینا میگفت این یعنی چی .
ما که گذشتیم اما تاریخ تو نگذر ;-)
***********************************************
k1: من ديگه اونقدر در جواب اين دو نقطه و سه نقطه پرسيدم اين يعنی چی ديگه خودم هم خسته شدم.

2-3 تا پاراگراف بیشتر نخوندم . حوصله م نکشید . ببخشید :(
فقط گفتم کامنت بذارم که بدونی یه دوستی داری که به یادته ...
میری کنسرت؟
***********************************************
k1: من بجای تو بودم اين نوشته رو تا آخر ميخوندم، حالا ديگه خود دانی.

سحر:

از خيلی سالهای پيش وبلاگتوو ميخوندم. بلاگ اسكای و نوشته هات توی كاپوچينو و چند سالي هم كه همينجا مينويسي. بنظرم جزء بهترين بلاگرهاي فارسي زبان هستي. شايد بهترين شون باشي. مطالب خوب و بد زياد داشتي ولي خواستم بگم اين روزها بهترين مطالبت رو داري مي‌نويسي. اين روزهاي فوق العاد خوب و قشنگ مينويسي. هم طنز و هم احساساتي و عاشقانه و هم جدي. كمتر كسي اين توانايي رو داره كه بتونه در رابطه با مسايل اونقدر با شيوه هاي مختلف و متنوع بنويسه. نظر ديگران رو نميدونم ولي بنظر من مطلب امروزت يكي از قشنگترين نوشته هاته. پر از نكات ريز. نگاه خيلي دقيقي به دنياي اطرافت داري. اميدوارم كه هميشه به همين سبك و قشنگي بنويسي.

شما خودشو ناراحت نکن.

تو مگه اِی‌دي‌اِس‌اِل نداشتي؟!... ولي خوب آره! آدم بعضي وقت‌ها از عصبانيت دلش مي‌خواد مانيتور رو خورد کنه!

لیلا:

منم کوروش – شاه جهان – شاه شاهان – شاه بزرگ – شاه دادگر – شاه بابل – شاه سومرواکد – شاه چهارگوشه جهان ! فرزندم دیدم مرا صدا کردی دلم نیامد بی پاسخت بگذارم ! دست من هم که از دنیا کوتاه است و کاری از دستم بر نمی اید . کم مانده ارامگاهم بر سرم خراب گردد ! خدا ذلیل کند باعث و بانیش را ! . فاتحه ات هم هر چند صبح پنج شنبه بود اما به دستم رسید . خداوند یک در دنیا صد در اخرت عوضت دهد. از من به تو نصیحت به جای ایمیل از همان پست های ذغالی قدیمی استفاده کن ... از من به تو و همه نوادگان و نتیجه گان و نبیرگان و ندیده گان و افتاب لب بوم ها نصیحت که در مصرف اب و برق و گاز صرفه جویی کنید و به کوری چشم امریکای جنایت کار و اعوان و انصارش دل به افتخارات کسب انرژی هسته ای بسپارید شاید رستگار شوید !!
***********************************************
k1: خب ظاهراً " كوروش " هم يكی از خواننده‌های اين وبلاگ هست!

سلام
کله پاچه خوردی یا تخم مرغ بستی به چونه ودستانت که سر صبحی اینقدر طولانی پست می زنی؟!!!!!!!!!

جناب k1 دهکده جهانی بره به قبر پدرش بخنده با اون دهاتیهاییش که فکر میکنند خیلی آدمند اما هیچ پوخی هم نیستند ....ما والاههه از نزدیک هر روز شاهدیم و موندیم که این آدمهای گیج و بی استعداد چه جوری دارند از ما جلو میزنند ... و سردمداران این مملکت هم به قبر پدرشون لعنت که هر روز ما رو دارند عقبتر میبرند ....اگه شما با این اینترنت کم سرعت و با این همه مانع سر راهت داری چنین نوشته و شاهکارایی رو درست میکنی من یکی خیلی امیدوارم که همین که ما دست این پوفیوزها رو از مملکت داری کوتاه کردیم برای همیشه مثل برق میرسیم به دهکده جهانی و مطمئنان جلو هم خواهیم زد ...هیچ جا استعداد ایرانی ها رو ندارند ....۱۰۰ در صد به این اعتقاد دارم ....درست مثل ژاپن... مشکل فقط یه قانون درست حسابیه که سوراخی نداشته باشه تا مردم بسازند و در رفاه باشند اینه که ما کم داریم !!!! دلت شاد

اطاعت امر شد .

نتیجه اینکه این خارجی ها خیلی خرن !

ایلیا:

پیشنهاد بابت پست قبلی

http://yasnababa.blogspot.com/2008/07/blog-post_09.html#links

عذر میخوام بابت این بی ادبی اما ریدن توی اینترنت و اعصاب من و این مملکت و هر چی فکرشو بکنی میشه توش و روش رید...
نیم ساعته دارم این صفحه رو میارم که کامنت بذارم دهنم سرویس شد...
تازه پریروز یکی از رفیقام رفته بود واسه کارای گذرنامه چهار ساعت نشسته بود تا یه صفحه از بیاد و اونا پرینت بگیرن بدن دستش..

sara:

salam man sara hastam, yeki az hamin irani ha ye atarfet ke ta chand vaght pish , shyad too koocheye shoma na , amma shayd khiyaboon baghliye shoma zendegi mikard;hala oomadam france , hala har rooz khoda daram be in amrikahiye az ma bikhabar tozih midam ke baba ma arab nistim ma kooroosh dashtim , ma har rooz hamoom mirim ; zanhaye ma ba roobande biroon nemirand , che o che o che , bazi vaght ha khaste misham migam berin khodetoon bekhoonin , dige cheghdr defa konam , che ghadr begam be ghole to khalije fars ; weblogato tazeh emrooz khoondam , khodet midooni ke khoob minevisi pas lazem ba goftan nist , man esme iran o gozashtam keshvare akharin ha , pas man sara az keshvareh akharin ha

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2