... توی اون فضای مه گرفته غربت، بايد به زور خيلی چيزها رو باور كنی. بايد كوهها رو باور كنی. درياها رو باور كنی. آسمون رو باور كنی. آدمها رو باور كنی. دوريها رو باور كنی. حسهای نداشته رو باور كنی. گريههای بیبهونه رو باور كنی. دل تنگیها رو باور كنی. اونجا كه هستی شايد ديگه به ديگرون دروغ نگی ولی بايد هر روز به خودت يه دروغ جديد بگی و اين دروغ هر چی بزرگتر باشه باورش برای خودت هم آسونتره. دروغی به بزرگی اينكه يه روز چمدونم رو جمع میكنم و برمیگردم ايران.
قسمتی از نوشتهی پست بعدیم.
Comments (19)
ای بابا دااااااااش کیوون، داشتیم لوتی حالا دیگه ما رو تو خماری می گذاری و دو خط می نویسی و می گی قسمتی از نوشته پست بعدی م.
نمی گی زری اینجا خونه امیدشه و می ره تو لک.
***********************************************
k1: بهبه زری خانم. رسيدن بخير. توی سال جديد ازتون خبری نبود. اوضاع احوالتون خوبه؟!
Posted by زری | May 7, 2008 09:52 AM
Posted on May 07, 2008 09:52
ظاهرا باز داری بار سفر می بندی...
Posted by مستانه | May 7, 2008 11:10 AM
Posted on May 07, 2008 11:10
کسی که مجبوره این دروغ ها رو به خودش بگه و به زور بعضی چیزها رو باور کنه...احتمالا به اجبار رفته اونجا...
اما کسی که به خواسته ی خودش رفته... عواقبشم پذیرفته...
و دلیلی هم برای این دروغ ها و دلخوش کنک ها نیست...
***********************************************
k1: احتمالاً شما زندگی در خارج از ايران رو تجربه نكردين ميتونيد با اون ايرانیها مهاجری كه صد البته با خودشون و با شما صادق هستند صحبت كنيد تا ببنيد هر روز چند بار اين دروغ رو بخودشون ميگن.
Posted by تارا | May 7, 2008 11:19 AM
Posted on May 07, 2008 11:19
من هر وقت اینجا رو می خونم از خارج رفتن پشیمون میشم!فکر می کنم همه ی چیزای اشنا رو باید بزارم برم یک جایی که خونم نیست من مهمونم حتی اگه 30 سال اونجا زندگی کنم!
مثل این تبلیغ های تلویزیون بودها!
***********************************************
k1: برخلاف تصور شما توصيه من به همه اونهايی كه ميخواهن مهاجرت كنند اينه كه حتماً اينكار رو انجام بدند ولــــــــی با چشم باز و بدونند اونجا مدينه فاضله نيست، همين.
Posted by طناز | May 7, 2008 01:16 PM
Posted on May 07, 2008 13:16
man modathast ke webloget ra mikhonam, shayad az sare konjkavi va shayad ham khodam salhast az iran doram vali heset behem nazdike ,,, mkham bebinam akharesh tasmime ke man gereftam migiri ya na,,, vali dar kol bahat movafegham ,,, manam ham inja hamsh be khodam dorogh migam,,,, be delam ke bahone migire migam ghose nakhor mirim iran,,,, khoda midone key,,,
***********************************************
k1: ممنون كه اين صداقت رو داشتين و حرف دلتون رو زدين.
Posted by elina | May 7, 2008 02:07 PM
Posted on May 07, 2008 14:07
سلام
اين از شنبه هات ! كه حرفي نداري بگي.
اينم از چهار شنبه! چي شوده؟ ناراحتي؟
نبينم تو رو اينجوري.
***********************************************
k1: خوبم مهندس، خوب!
Posted by هواشناس | May 7, 2008 02:30 PM
Posted on May 07, 2008 14:30
دکتر جان..بقیه اش رو زودتر بنویس .
تکلیف ما رو هم بالاخره مشخص کن .
***********************************************
k1: نمرديم و دكتر هم شديم؟!
Posted by سمسام میرزا | May 7, 2008 02:33 PM
Posted on May 07, 2008 14:33
قسمتی از نوشتهی پست بعدیم.
حالا یعنی این انونس تبلیغاتی اش بود ؟! :دی
***********************************************
k1: گفتم اينجوری شايد براتون انگيزهايی بشه تا منتظر پست بعدی باشيد!
Posted by لیلا | May 7, 2008 03:09 PM
Posted on May 07, 2008 15:09
اين اسمش تيزر بود ديگه؟ اميدوارم پست بعديتو شنبه ننويسي چون شنبه ها كلا يه جوري ميشي.
واي زري جون سلام! [نيشِ باز]
***********************************************
k1: اتفاقاً اگه عمری باقی باشه فكر كنم پست رو شنبه بذارم.
Posted by فتانه | May 7, 2008 03:32 PM
Posted on May 07, 2008 15:32
مخلصيم، اي....ريب ميزنيم يه روزايي اما هنو سرپاييم كيوون جون، اگه بخاي از اوضاع و احوال آبجيت بشنوي قصه درازه و شوما كه واس خودت يه پا درگيري و مام كه تو فك زدن و زرزر كردن اين روزا بدجوري به كنسي خورديم به مولا. حال نداريم واس يه چيكه كامنت گذاشتن چه برسه به اين كه دهنمونو يه قر و تابي بديم ، شوما كه واجب الكفاره نيستي بخواي تا ته روضه رديف اول و پا منبري باشي، يا اينكارهاي و نم پس نميدي، ها؟ راستي اينم باس بگم اين كامنت اولي رو ما نذاشتيما ، يهو ديديم يكي داره از كلوم ما مايه ميذاره و اين حرفا....يه نمه اول جا خورديم اما بعد گفتم ايول، يكي شد عصاي دست و كلوم ما و سبب خيري كه ما الان كامنت فشاني كنيم بدون فس فس نفس گيري كه اين روزا بختك شده افتاده رو هيكلمون.... جوون شوما. پايتونيم به هر حال.
***********************************************
k1: ای بابا يعنی كامنت قبلی مال تو نبود؟! اين جماعت به تو هم رحم نكردن؟!
Posted by زري | May 7, 2008 03:33 PM
Posted on May 07, 2008 15:33
شايد...آره.....نمي دونم!
Posted by محبوبه | May 7, 2008 04:11 PM
Posted on May 07, 2008 16:11
آی زری خانوم قلابی می خوای یه قرار بزاریم ثابت شه کی زری یه. شوما دیگه چرا باور می کنی دااااش کیوون؟
Posted by زری | May 7, 2008 04:15 PM
Posted on May 07, 2008 16:15
و تو کسي بودي که به اين دروغ رنگ حقيقت دادي...
Posted by هانیه | May 7, 2008 04:29 PM
Posted on May 07, 2008 16:29
بخاطر که ما جماعت ایرانی ها احساساتی هستیم زیاد!
Posted by دوردست | May 7, 2008 04:34 PM
Posted on May 07, 2008 16:34
خوب الان متوجه تر شدم:)
Posted by طناز | May 7, 2008 10:03 PM
Posted on May 07, 2008 22:03
میشه باور هم نکرد . میشه همه اونها رو همونطور که هستند دید. اما اگر در تنهایی به خودت دروغ نگفتی ، اونوقته که می تونی برگردی.
Posted by یگانه | May 7, 2008 11:46 PM
Posted on May 07, 2008 23:46
az inke javabe hameye postaro midi maloome ghaziye kheili bayad jedi bashe.moraghebe khodet bash
***********************************************
k1: chashm!
Posted by foroogh | May 8, 2008 03:34 PM
Posted on May 08, 2008 15:34
قضیه بو داره!! نکنه میخوای بری؟
Posted by KHAPOUNI | May 9, 2008 01:02 AM
Posted on May 09, 2008 01:02
ageh har rooz be khodam in doroogho nagam keh hamon 8 sal pish degh kardeh boodam ,har vaghtam mikham ba khodam roo rast basham o begam digeh barnmigardi ,dochar afsordegi misham
Posted by shirin | May 10, 2008 08:29 AM
Posted on May 10, 2008 08:29