اين عكس رو فرستادم تا بدونی تنها نيستی. تا بدونی همه ما دوست داريم و بدونی همه ما به اين دليل كيوان رو دوست داريم كه از نشون دادن گوشههای تاريك زندگيش به ما نمیترسه. اون سفيده تويی و اون قرمزها خوانندههات!

خيلی وقتها نگاه يه غريبه، يه عابر پياده، يه كسی كه كنج يه تاكسی نارنجی نشسته و داره توی يه روز بارونی خيابونهای خلوت رو با سرعت رد ميشه، مياد و گره ميخوره توی نگاهت. ديدی چه حس قشنگی داره اون لحظه؟! اون نگاه. اون عابر پيادهايی كه وقتی از كنارت رد ميشه پنداری سالهاست همديگر رو میشناسيد. بعضی نگاهها، بعضی عابران، بعضی مسافران خيلی آشناتر از اونی هستند كه بخواد با معادلات منطقی زندگی امروزی جور دربياد. يه حس شيرينه كه مياد و بهت آرامش ميده. بعضی لحظات برای هميشه حك ميشه توی ذهنت. رد پا و بوی خوش اون نگاه و اون عابر پياده و اون مسافر تنهای نشسته توی تاكسی، شايد سالها همنشين و همراهت شد و رفيقی شد برای همه شبهای با ستاره و بیستارهات.
بعضی از كامنتها، آفلاينها و ايميلهايی كه از طرف خوانندههای خيلی خوب اينجا بدستم ميرسه، اينقدر خوب و قشنگ و انرژیبخش هستش كه روز آدم رو ميسازه. فارغ از هرگونه نگاه جنسيتی و بدون دونستن سن و سال و تحصيلات و تاهل و تجردِ طرف مقابل، بعضی از پيغامهای شما بقدری ساده و رون و دوستداشتنی هستش كه آدم ميتونه بخودش بباله از داشتن اينهمه دوستان خوب. عكس و نوشته بالا از دوست عزيز نديدهايی بود كه در پی پست قبلی برام ايميل كرده بود. بعضی وقتها دو خط نوشته ميتونه مدتها بوی خوش محبت بده. ممنون دوست عزيز نديده.
Comments (13)
سلام آشنا!
Posted by آفتاب | April 16, 2008 05:07 PM
Posted on April 16, 2008 17:07
:) اون وقته که آدم به وبلاگای با خواننده های خوب هم مثل اون دونفره های زیر بارون حسودیش میشه!که حسادت صفتی بس نا پسند است به این دلیل فقط اخرش خوبه بگم خوش به حالت مثل این بچه ها که با حسرت یک دوستشون رو نگاه می کنن که یه اسباب بازی خوشگل داره ولی هیچی تو دلشون نیست!!!
Posted by طناز | April 16, 2008 09:10 PM
Posted on April 16, 2008 21:10
ما هم ممنون اي دوست نديده!
Posted by هانیه | April 16, 2008 09:39 PM
Posted on April 16, 2008 21:39
چقدر خوبه که خواننده هات دوست دارن
Posted by rahele | April 16, 2008 10:02 PM
Posted on April 16, 2008 22:02
ببین چه خواننده های ماهی داری! یکیش خود من، دوست پسرم تو رو از من بیشتر دوست داره!
این آدمهای تو این عکسه چقدر با نمکن:D
Posted by KHAPOUNI | April 17, 2008 12:40 AM
Posted on April 17, 2008 00:40
هر چي گشتم نتونستم يه كلمه مناسب برايه بيان حرفم پيدا كنم فقط مي تونم بگم ...
---> آقا كيوان خيلي باحالي <---
Posted by الي | April 17, 2008 08:47 AM
Posted on April 17, 2008 08:47
سلام كيوان
من از محل كارم به اينترنت وصل ميشم. ببين اگه اغراق نكرده باشم يكروز در ميان بهت سر مي زنم نمي دونم چند وقته يكساله يا بيشتر.
فقط به وبلاگ تو نيست كه سر ميزنم چندتايي هست ولي تعطيلات عيد كه دسترسي نداشتم به كامپيوتر فهميدم به همه اتون عادت كردم انگار دلم براي دوستام تنگ شده بود.... دوستهاي نديده.......
برات آرزوي موفقيت دارم طنز كلامت رو خيلي دوست دارم.
موفق باشي ندا
Posted by Neda | April 17, 2008 10:58 AM
Posted on April 17, 2008 10:58
من این روزها چقدر حالم خوبه . حتی اگه پدرم بیمار باشه . حتی اگه اون نفر دوم اینجا نباشه که با هم قدم بزنیم . حتی اگه کیوان جان دلش تنگ باشه . حتی اگه بارون نباره. من این روزها چقدر حالم خوبه. راستی کیوان جان بازدید از باغ وحش شما مجانیه یا باید بلیت خرید.
Posted by يگانه | April 17, 2008 11:08 AM
Posted on April 17, 2008 11:08
ما هم یک دوست ندیده ایم...
اما چه خوب گفتی...کاش آدمهای زیادی بودند که فارغ از جنسیت و سن و مذهب و اصل و نژاد ما رو دوست داشته باشن...
حیف...
Posted by محمدرضا | April 17, 2008 03:28 PM
Posted on April 17, 2008 15:28
با من بیا به وسعت دانه
با من بیا به خلوت شبنم
با تو شب از کنار من آرام می رود
مثل عبور قطره ی باران
از شیشه های گرم عمارت
Posted by farid | April 18, 2008 07:13 PM
Posted on April 18, 2008 19:13
نفر چهارم صف منم :)
Posted by بارش | April 19, 2008 12:14 AM
Posted on April 19, 2008 00:14
نوشته ان رو نخوندم. فقط زل لزدم به این عکس. بدجوری ازش لذت می برم.
Posted by مستانه | April 19, 2008 12:29 AM
Posted on April 19, 2008 00:29
مكه جيه، منم دوستت دارم!
ببين با موبايل, سر كلاس هم ميام مي خونم و كامنت ميذارم!!
Posted by Navid | April 22, 2008 11:18 AM
Posted on April 22, 2008 11:18