« روزنوشت‌های عیدانه ۷ | Main | يه رفيق شيش ساله »

كی بخوريم، كجا رو بخوريم؟!

يه چند وقت‌يه كه نوشته بعضی از وبلاگها خيلی فنی و علمی و هوس‌انگيز! شده و با توجه به فصل بهار و روئيدن عشق و جوونه زدن دودول عاشق‌ها، همش حول و حوش، شكل و شمايل خوابيدن توی رختخواب همراه با همسر يا پارتنر، رسيدگی به اوضاع پشمی و مويی بدن قبل از س-#-ك-#-س، آشنايی با فراز و نشيب‌ها و چاله چوله‌های بدن و از اينجور مسايل شده كه حتماً خودتون هم اين مطالب رو خوندين و دنبال می‌كنيد. بنظرم خيلی خوبه كه بواسطه وجود وبلاگ اين تابو داره شكسته ميشه و حداقل توی اين فضای مجازی ميشه در رابطه‌اش حرف زد و اظهار نظر كرد و تا حدودی اطلاعات درست در رابطه با نحوه عمل و شكل و شمايل بدن خودمون و جنسيت مقابل بدست آورد. حتماً خيلی‌هاتون كه دنيا ديده و كاركشته‌تر! هستيد قبول داريد كه در فرهنگ ما سنت‌ها و باورهای غلط، باعث شده درصد بسيار بالايی از مردم جامعه در رابطه با شكل و شمايل و زمان و نوع و نحوه و پوزيشن س&*ك&*س اطلاعات درستی نداشته باشند و توی اين پروسه بسيار مهم و نفس‌بُر! نهايتاً فقط متوجه خودشون باشند و نظر طرف مقابل براشون مهم نباشه و يا اگر هم مهم هستش، بواسطه شرم و حياء‌يی كه توی اينجور موارد خيلی بولد و پُر رنگتر ميشه، نتونه از خواستها و نيازهای طرف مقابلش مطلع بشه و داستان برسه به اونجايی كه درصد بالايی از طلاق‌ها مربوط به مشكلات جنسی باشه و يا عدم رضايت از 3*ك.س اپيدمی شده و توی شبانه‌روز فكر و ذكر خيلی‌ها رو مشغول خودش كرده باشه.

قطعاً توی اين بحث بايد هر دو جنسيت نظرات خودشون رو بيان كنند تا اين فقر اطلاعاتی كه سالها درگيرش بوديم و هنوز هم هستيم حداقل كم‌ رنگتر از قبل بشه. هنوز هم توی همين تهران خودمون زياد هستند آقايونی با تحصيلات دانشگاهی كه در رابطه با پر.يود شدن خانم‌ها و تغيير رفتار و كردار و جسم اونها توی اون چند روز چيزی نمی‌دونند. بسيار زن و مردِ پير و جوون هستند كه سالهاست از ازدواج‌شون ميگذره ولی هنوز نمی‌دونند طرفِ مقابل‌شون چه نوع ناز و نوازش و لمس و بوسه‌ايی رو دوست داره. به نظافت خودشون اهميتی نميدن. يكی‌شون بوی سيگار ميده و اون يكی بوی پياز داغ. هفته‌ايی يكبار و اونهم بعد از عمليات ژانگولر بازی! حموم ميرن. با شامپو و نرم‌كننده و دوش و كرم موبر و و ليف و كيسه و سنگ‌پا! بيگانه‌اند. يكی‌شون انگاری ميخواد موهای زير بغلش رو ببافه و مدتهاست كه اونها رو نزده و اون يكی هم يه گُـله پشم و مو و كرك آويزون خودش كرده. حالا اگه با توجه به خواسته طرف مقابل باشه بحثی نيست چون شايد بعضی‌ها چيز طرف رو با مو دوست داشته باشند! مَرده، همينجوری هول‌هولكی اون پيژامه آبی راه‌راهه و خانم خونه هم اون شورتهای زرد و فسفری كه 6 تاش هزار تومنه و گوشه پياده‌رو می‌فروشن رو می‌كشن پايين و ظرف دو دقيقه همديگرو يه هولی ميدن و بدون داشتن مقدمه و متن و موخره و نتيجه‌گيری درست، يهولی يكی از طرفين كه خب قاعدتاً بواسطه مكانيزم بدن، آقاهه هستش خيلی زود پنچر شده و يه عمليات عاشقونه و لذتبخش 20-30 دقيقه‌ايی ظرف چند دقيقه به اتمام ميرسه و دو دقيقه بعدش هم صدای خروپف مرده به آسمون بلند ميشه و زنه هم توی دلش و يه جای ديگه‌اش تموم خاندان مونث مَرده رو با خاك يكسان ميكنه!

بنظر من كه بايد توی اين موارد اون حجب و حياء كاذبی كه ايجاد شده رو دو لپی بخوريم تا بعد از اون بدونيم كه توی اين پروسه، كجاها رو بايد بدرستی بخوريم! كی بايد چی اون يكی رو بخوره! اينجور نشه كه بخاطر نداشتن اطلاعات درست و عدم رابطه صحيح بعد از يك مدت، به اين نتيجه برسيم كه هر كسی فقط بايد مال خودش رو بخوره! در رابطه با شكل و شمايل و زوايای مختلف اين فعاليت با هم حرف بزنيم. نظر همديگرو بپرسيم. از اون شورت‌های مامان‌دوز و اون فسفر گيپوريها نپوشيم. بدونيم كه داشتن س..ك..س مناسب يه هنره كه ميتونه از اركان اصلی يه رابطه خوب و عاشقانه باشه. بنظرم اون دسته از وبلاگهايی كه اين شهامت رو دارند كه در اين رابطه مطلب می‌نويسند و برداشت‌ها و نظرات شخصی خودشون رو با خواننده‌ها شريك ميشن ميتونند گام بزرگی در جهت افزايش اطلاعات بردارند. هنوز هم جای خيلی از اينگونه نوشته‌ها توی فضای وبلاگستان فارسی خاليه. موضوعی كه همه‌مون هم اون ته‌ته‌های ذهن و دل و جون‌مون، دوست داريم در رابطه‌اش حرف بزنيم و كسب اطلاعات كنيم ولی خب اين شرم و حياء بی‌مورد مانع از اون ميشه. بايد به اين نتيجه برسيم كه توی رختخواب و خب حتماً هم نبايد توی رختخواب باشه هر جايی كه قراره عمليات آنچنانی انجام بشه كه خب ميتونه مثلاً روی كانتر آشپزخونه هم باشه! بايد شرم و حياء خيلی خيلی كم رنگتر از اينی باشه كه الان وجود داره. در رابطه با همه اين مسايل ريز و درشت بايد نوشت و بايد با طرف مقابل حرف زد و اظهار نظر كرد تا به يه پروسه لذتبخش دو طرفه رسيد. راستی نظر شما چيه؟! يادتون باشه قرار شد با هم حرف بزنيم.

Comments (50)

کیوان جان، یه مساله‌ی آموزشی داریم که خب خیلی خوبه اگر مطرح بشه و مردم اگاه بشن، یه مساله‌ی خاطراتی داریم که دیگه از اون حرف‌هاس! همین الان خانم دکتر احمدنیا یه یادداشت نوشته و لینک به مطلبی داده که آموزشی هست. خب ما یا باید آموزش رو بگذاریم توی کار، یا باید تعریف کنیم خودمون چه کارها کرده‌ایم! این مساله‌ی خاطره بده به نظر من. یعنی مسائل شخصی می‌شه. یعنی جای اینکه یه قانون کلی صادر بشه، هر کس سلیقه‌ی خودش رو می‌گه. و به نظر من ِ خواننده هیچ دلیلی نداره یکی خاطرات ِ شخصی‌اش توی اتاق خواب رو برای دیگران بنویسه! ناسلامتی ماجرا اتاق خوابه، اتاق خواب هم در داره! متوجه‌ی منظورم شدی؟
***********************************************
k1: درسته حق با شماست اونجاهايی كه در داره نبايد در رو باز كنيم ولی خب شايد هم بد نباشه لای در رو باز كنيم تا جماعت نديد بديد بفهمند اون تو چه خبره!!!
ولی جداً حرف شما درسته اگر چيزی هم گفته ميشه بايد مبنای درست علمی داشته باشه. نظرات و علايق شخصی بايد فقط با طرف مقابل در ميون گذاشته بشه..

هيچکس:

خداييش حسب الامر بعضيها دارم مي نويسم و در اين مورد خيلي ها از بنده براي اظهار نظر اصلح هستند چون اصولا اين موضوعييه که از اولويت هاي " شخصي من" در ايجاد و ادامه يک رابطه "عاشقانه" نيست! به همين دليل هم چندان به فوت وفن ها و ريزه کاري هاي رابطه ج . ن . س .ي وارد نيستم و نمي تونم قصه رو از "آخر" شروع کنم گفتم شخصي و عاشقانه !...لطفا گارد نگيريد و من رو به سرد مزاجي و ... محکوم نفرماييد در اين مورد حاضرم جداگانه بحث کنم هر چند شخصيه !
اين که در مملکت ما در اين مورد هيچگونه شناخت و آموزش درستي نه در خانواده نه در محيط هاي اکادميک وجود نداره مايه بسي تاسفه و لي فکر مي کنم اين قضيه با قضيه افتاب مهتاب نديده بودن خانم ها و virgin بودن اونها قبل از ازدواج که از ارزش هاي انکار ناپذير اين جامعه بدوي محسوب مي شه ارتباط تنگاتنگ داره ... البته اين بدان معنا نيست که آقايون اطلاعات خيلي درستي دارن اما به خاطر نداشتن محدوديت هاي خانوادگي واجتماعي و برخورداري از آزادي در دسترسي به منابع کسب اطلاعات "تئوري" و صد البته "عملي" وضعشون بهتر هست اما شخصآ حتي در آقايون به اصطلاح روشنفکر و امروزي ديده ام که به خانم هاي محجوب بي اطلاع خجالتي و در يک کلام آفتاب مهتاب نديده خيلي بيشتر تمايل نشون مي دن البته براي "ازدواج"!!! و بعضآ بعد از يک عمر زندگي پر ماجرا در اروپا و امريکا براي ازدواج به دامان مام ميهن رجعت مي فرمايند تا يک دختر سنگين رنگين "ابتياع" نمايند و امر خطير فتح الفتوح را شخصآ به انجام رسانند دوستي داشتم که به دليل دانستن راه هاي ارتباط موفق در رختخواب (اون هم با دود چراغ خوردن و ورق زدن کتاب و مجله و به دقت ديدن صحنه هاي فيلم ها که اغلب ما ردشون مي کرديم!)در اولين ارتباط پس از ازدواج از سوي همسر گرامي به "حرفه اي " بودن محکوم شد و زندگيش به آستانه فروپاشي رسيد... در مقابل هستند خانم هايي که در سال هاي پاياني جواني و شادابي و به رغم داشتن تحصيلات و جايگاه قابل قبول اجتماعي اصولا در اين زمينه کوچکترين اطلاعاتي ندارند و اصولا هنوز اين قضيه را "تابو" مي انگارند و لابد با حفظ پاکدامني و نا اميد از يافتن همسر يا همان فاتح افسانه اي پس از شتافتن به ديار باقي با"غلمان " هاي بهشتي طرح کاد مي گذرانند! سخن طولاني شد جناب کيوان اما تا زماني که اين ارزش ها از کودکي تا... در زندگي ما وجود دارد مشکل همچنان باقي ست...امان از اين کامنت دونيتون!!!خوب اين کلمه post براي چي اين پايين دهن کجي مي کنه وقتي قرار نيست نظر ما پست بشه؟
***********************************************
k1: ممنون از توضيحات‌تون هيچكس! بهرحال همين بحث‌ها و تبادل افكار ميتونه خيلی موثر واقع بشه. در رابطه با كامنت‌دونی هم حق باشماست من نميدونم اين بی‌صاحب چرا اينجوری جفتك ميزنه؟!

مريم:

مي داني؟ ما عادت كرده ايم كه به حواشي زياد بپردازيم و اصل قضايا را از ياد ببريم. با هر بدبختي و جان كندني كه هست، بعد از گذراندن موانع زياد، كه برخي بدتر از چاله چوله هاي سهمگين خيابان هاي تهران است، خانواده ها را متقاعد مي كنيم كه فلاني را دوست دارم و فلاني مرا دوست دارد. ولي وقتي مي رسيم به جايي كه نياز داريم بيخ گوش هم، راز و نياز كنيم، بي رمق شده ايم... يا فكر مي كنيم چون عاشقيم، آخر عشق بازي هستيم. آنقدر از مردان متاهل، اي ميل و پيام دريافت كرده ام (بدون اينكه اصلاً كاره اي باشم!) كه همسرمان مثل مجسمه مي ماند و آنقدر از زنان متاهل چيزهايي شنيده ام كه همسرمان، ساده ترين نيازهاي رواني و جسماني ما را نمي داند و نمي خواهد (تاكيد مي كنم نمي خواهد) بشناسد؛ كه ديگر به اين نتيجه رسيده ام كه ما از يك نوجوان دوازده سيزده ساله غربي هم، ناكارآمد تر هستيم. مشكل، اين نيست كه بلد نيستيم. خانواده و جامعه و عرف چه محدوديت هايي براي داشتن روابط آزادتر، برايمان درنظر گرفته است. مشكل اين است كه در حصاري زنداني شده ايم به نام:"هميني كه هست..." حاضر نيستيم ياد بگيريم كه گرم تر باشيم؛ عاشقانه تر برخورد كنيم و درك متقابل داشته باشيم...
***********************************************
k1: پس بهتر نيست حالا مايی كه متوجه اين نقيصه شديم به " همينی كه هست ... " رضايت نديم و تمرين كنيم تا بتونيم جور ديگه‌ايی هم ببينيم و عمل كنيم؟!

لیلا:

با کلیت نظر خانم مهتدی موافقم . مرز میان راهکارهای علمی و روان شناسانه با نوشته های مبتذل گاهی خیلی باریک میشه ! متاسفانه تا جایی که من بعنوان یک وبگرد علاقه مند شاهد بودم مسائل جنسیتی حتی در فضای مجازی هم وجود داره و معمولا خانم هایی که میخوان بنوعی تابوشکنی کنند و پیرامون این مسائل بنویسن یا با حجم گسترده ای از کامنتای نامناسب و توهین امیز روبرو میشن یا از ان طرف با کامنتای به به و چه چه از جانب اقایان محترم ! که با دیدن اون نوشته دچار ذوق زدگی مفرط شدن ! تا جایی که طفلک نویسنده ناچارمیشه بیاد دوباره پست شفاف سازی بنویسه و جماعت جوزده رو از خماری و خواب خرگوشی دربیاره ! جایی جمله ای از میلان کوندرا خوندم با این مضمون " خصوصی ترین مسائل ادم ها عمومی ترین مسائل زندگی انهاست " یعنی معمولا هرانچه شما فکر می کنید خیلی خصوصی و شخصی ست برای همه مطرح است ! اما واقعا چه کسی میتونه در یک کشور شرقی از خود واقعی اش بنویسه : از نیازها و احساسات و نقطه نظراتش مخصوصا اگه هم بلاگر شناخته شده ای باشه هم جنس مونث باشه هم با نام غیرمستعار بنویسه ؟!!! شاید به همین دلایل هستش که معمولا این جور مباحث در فضای مجازی هم با دشواری ها و دست اندازهای خاص خودش روبروست ! فارغ از مسائل مربوط به سنت و سنت گرایی و نبودن اموزش های صحیح بنظرم یکی از مهم ترین دلایل خودخواهی های بالاخص اقایان محترم ایرانی در اینگونه موارد که فقط خودشون و تا نوک دماغشون (!) رو در رابطه می بینند به ساختار کنونی و فضای حاکم بر روابط اجتماعی و اقتصادی هم مربوط میشه ! الان ما در جامعه تمرین عشق نداریم ! تمرین رابطه سالم عاطفی نداریم ! با مفهوم تعهد بیگانه ایم ! انگار اکثریت ترجیح میدن از عامل بهره وری استفاده کنند و به اصل مقصدشان برسند . بنابراین روابط کوتاه مدت و سطحی و گذرا با عمق کم شکل می گیرند . خب این مسئله این نکته رو ایجاد می کنه که هرقدر تعداد بیشتر و زمان کوتاه تر و درگیر شدن کمتر باشه و طرف مقابل فقط وسیله بهتر ! دیگه افراد فرصتی برای شناخت نیازهای طرف مقابل ندارند یا اصولا علاقه چندانی هم به چنین کار وقت گیری ندارند !
***********************************************
k1: حرفهای شما كاملاً درست و منطقی هستش بخصوص در رابطه با نوشته خانمهای بلاگر ولی خب راه چاره چيه؟! چيكار بايد بكنيم كه بتونيم در اين زمينه تابو شكنی كنيم و اطلاعات درستی منتقل كنيم؟!

محبوبه:

اولا به به...امروز عجب security code bahali be man oftad:466046!
بعدشم در مورد پست امروز:
هنوز مدلهاي مختلف نوشتن كلمه س/ك/س كه استفاده كردي ذهنمو مشغول كرده ، دليله خاصي داره يا خودتم دچار اون حجب و حيا شدي؟! (; .........كه البته حجب حيا بد نيست و بايد باشه ولي در حدش....نه دريدگي خوبه و نه حجب و حياي زيادي خصوصا در مورد اين موضوع خاص.منم باهات موافقم كه ديد و اطلاعات خيلي از ماها نسبت به اين امر مهم و خطير در خيلي از موارد كمه و اصلا كافي نيست و اينجوريه كه خودمون مشكل درست ميكنيم براي اول شخص خودمون و به تبعش شريك جنسيمون....اما من به نظرم تا حده زيادي به خود شخص، كه چه قدر س/ك/س و دوست داره، چه قدر طرفشو تو اين رابطه ميبينه، چه قدر براش مهمه كه اون چه احساسي پيدا كرده و ميكنه از اين س/ك/س، همچنين نوع رابطه و ميزان علاقه و از همه مهمتر چيزي كه ذاتيه ،طبيعت و تمايلات شخصيه هر فرد بستگي داره.
در نهايت بايد خوب ديد، دونست،پرسيد،ياد گرفت ،چشيد و انتخاب كرد.
***********************************************
k1: راستش از ترس فيل.تر شدن اينجا مجبورم بعضی از كلمات رو بريده بريده بنويسم بنابراين اصلاً بحث حجب و حياء نيست. من خجالتی هستم ديگه نه در اين حد!
فقط با اجازه‌تون اون كلمات مشكل‌دار شما رو هم يه كمی بريده بريده می‌كنم تا اوضاع يه موقع قاراشميش نشه.

منم با نظر خانوم مهتدی موافقم چون مرز بین هوس بازی خواننده ها با استفاده ی درستشون از مطلب متاسفانه خیلی باریکه... بعدم مشکل اینجاست جا و مکان مشخصی برای این آموزش ها معمولاً نیست
***********************************************
k1: ولی يادمون هم باشه كه تابو شكنی هزينه داره بنابراين آدم بايد شهامت اين موضوع رو داشته باشه. والله بخدا من خودم هم بابت برخی نوشته‌ها كم فحش نخوردم. فكر كنم بعضی از خواننده‌ها يادشون باشه؟!

مريم:

چرا حق با شماست. بايد ابتدا مشكل را شناخت و بعد هم راه حل يافت. ولي اين قضيه، يك مشكل شخصي و تك نفره نيست كه بتواني به راحتي با آن مواجه شوي. مشكلي دو نفره است كه بعضي اوقات -با توجه به عرف غلطي كه داريم- حتي به خانواده هاي طرفين نيز منتقل مي شود. همانطور كه خانم ليلا اشاره كردند متاسفانه تربيت جنس ذكور در ايران، زياد مناسب نيست البته ايضاً تربيت جنس اناث! مشكل اين است كه خيلي از مردان فكر مي كنند كه در اين رابطه حرف اول را مي زنند؛ اين رابطه صرفاً براي آنها خلق شده و طبعاً، خود را محق هرگونه لذت، وحشي گري و حتي سردي مي دانند. بايد بپذيريم كه قانون و عرف و شريعت نيز بر اين باور آنها صحه مي گذارد. وقتي يك مرد شصت ساله بعد از سي و پنج سال زندگي با يك خانم و داشتن چهار فرزند بزرگ دانشجو و مهندس و داشتن نوه و عروس و داماد، در راهروهاي دادگاه خانواده فرياد مي كشد كه اين خانم، تمكين نيست. نمي تواند مرا ارضا كند. كدام قانون جلوي او را مي گيرد؟!! آيا هرگز اين حق به يك زن كه از رابطه زناشويي اش راضي نيست داده مي شود كه نه به اطرافيان، نه به خانواده، نه به فرزندان، نه به قاضي دادگاه، بلكه به همسرش بگويد: "تو cool هستي. من از عشق بازي با تو لذت نمي برم. تو بي احساسي. تو وحشي هستي. تو بي مبالاتي. تو تميز نيستي. چاق شده اي. ته ريشت آزارم مي دهد. وقتي نوشيدني الكلي خوردي نزديكم نشو، چون احساس مي كنم خودت نيستي. وقتي خواب هستم مثل ببر نباش..." مي تواند بگويد؟!!! انگار يك زن، تحت هر شرايط اجتماعي و موفقيت شغلي باشد در اين جامعه؛ تنها او است كه مي تواند زير بار حملات سهمگين مرد و متاسفانه خيلي وقت ها خانواده اش تاب بياورد.
شايد گفتن اين نكته، جالب باشد كه بداني در تمام دوران شيردهي به فرزند؛ زن به دليل پايين آمدن ترشحات هورموني، دچار يك نوع سردي مي شود. كمتر مردي را در اطرافم ديده ام كه در دوران شيردهي - نه بارداري همسر- كمي سرد شدن همسرش را تاب آورده باشد.
به عنوان مادر يك پسربچه مي گويم - بدون اينكه تعصبي داشته باشم - : فرزندان پسر ما نوازش كردن را بلد نيستند. بوسيدن. در آغوش كشيدن. راز و نيازهاي عاشقانه. هيچ. در بهترين شرايط، كار كردن و كار كردن و كار كردن و پول درآوردن و تحكم را از پدرانشان و پيازداغ كردن و ديوار شستن و از دست و پا درد ناليدن را از مادرانشان ديده اند و شنيده اند... خانواده هاي ما، هنوز هم كه هنوز است اين اجازه را نمي دهد كه پدر و مادر، خواهر و برادر همديگر را عميقاً دوست داشته باشند و اين دوستي را ابراز كنند. معلوم است كه در نزديك ترين روابط، عموماً كم مي آوريم.
***********************************************
k1: شما حق مطلب رو بدرستی ادا كردين ولی بنظرم نبايد به اين موضوع جنسيتی نگاه كنيم بايد قبول كنيم زن و مرد ايرانی بواسطه باورهای غلط و عدم آموزش درست در داشتن ارتباط ج/ن/س/ی معمولاً مشكل دارند قطعاً ما نمی‌تونيم مشكل تمام جامعه رو حل كنيم ولی با آموزش درست، با تبادل افكار می‌تونيم محيط خونوادگی خودمون و شايد تا يه شعاع كوچك محدود با اطرافيان رو عوض كنيم. مريم خانم اگه حس می‌كنيم مشكلی داريم حالا كه مشكل خودمون رو قبول داريم پس بايد راه‌های حل اون رو هم ياد بگيريم. اين رابطه دو طرفه هست كه بايد هر دو طرف راه و روش عمل به اون رو ياد بگيرند. فرهنگ، سنت، كشور، جامعه، مردم و ..... مشكل دارند ولی آيا نبايد تلاشی در جهت حل مشكل كرد؟!

باران:

به نظرم یکی از مشکلات ما ها اینه که زیادی در مورد مسایل صحبت میکنیم و کمتر عمل می کنیم. الان دیگه همه می دونن - و یا حد اقل در صد قابل توجهی از جوانان و میان سالان و خوشبختانه نوجوانان می دو نن که باید در ایجاد روابط عاطفی باز تر باشن و با پارتنرشون در این زمینه حرف بزنن، مشکل اینجاست که همه میدونن و اکثرا عمل نمیکنن به خاطر تابوهای وحشتناک فرهنگی. که اونم حل نمیشه مگر اینکه هر کدام از ماها به تنهایی شروع به انجام این کار بکنیم. در جامعه ما سخترین قسمت شکستن تابو هاست ، همینقدر که این اتفاق افتاد بقیه راه خودش پیش میره، نمونه بارزش همین شکسته شدن واژه زن مطلقه بود. تا همین ۱۰ سال پیش اینقدر این موضوع بد و زشت بود که هزاران زن حاضر بودن به خاطر حفظ به اصطلاح آبرو لب به شکایت باز نکنن، البته و صد البته که نحوه برخورد صحیح با مسایل باید از طریق بدعت گذاری های درست فرهنگی هدایت بشه ولی تا جامعه نیازی نداشته باشه دلیلی برای اقدامات بعدی وجود نداره. از همین امروز هر وقت با کسی خوابیدید بدون اینکه فکر کنید که باید کسی همت کنه ویا اینکه بایدبرنامه ای درست بشه که نحوه درست همخوابگی رو آموزش بده راحت و بدون دغدغه حرفتونو به پارتنرتون بگین و حتم داشته باشید که این بزرگترین قدم برای حل این مشکل هست.
***********************************************
k1: شما به موضوع خوبی اشاره كردين كه حتی بدون آموزش و ديدن فيلم و كاتالوگ و مجله هم ميشه آدم يه هماغوشی لذتبخش داشته باشه بشرطی كه با پارتنرش حرف بزنه. راستش خيلی از ماها توی همين اصل اوليه مشكل داريم! يعنی هيچوقت با پارتنرمون حرف نميزنيم..

نگار:

کیوان جان مطلب را اینقدر به درستی ادا کردی که تقریباً جای هیچ بحثی نمی مونه. با اجازه ات من تو سه بند مجزا تو بحث شرکت می کنم:
1- نکته ای که تو جامعه ما خیلی مهمه به نظر من اینه که متاسفانه فرهنگ مرد سالاری تو جامعه مون بشدت رواج داره و این نکته از همان بچگی خودش را تو تربیت و همه ابعاد زندگی فرد نشون می ده. بنظر من فرهنگ غلط و قانون های بی قاعده و ناعادلانه تو جامعه ما هم به زنان و هم به مردان ظلم کرده و نگذاشته از زندگی شون لذت ببرن و متاسفانه این فرهنگ غلط اینقدر ریشه دوانده که آثارش را تو همه ابعاد میشه به راحتی دید. هنوز تو خیلی از خانواده های ایرانی دوست پسر داشتن یه گناه بزرگ محسوب می شه و به قول معروف اگر برادره و بابا بفهمند که دوست پسر داری کله ات بیخ تا بیخ کنده است و رسوای عالم می شی، حالا کسی که اینقدر محدوده که حتی نمی تونه با یه پسر تلفنی صحبت کنه توقع داری بعداً تو زندگی زناشویی و س ک س مشکل نداشته باشه؟!. صد در صد داره .من نمی خواهم اصلاً به این مسئله جنسیتی نگاه کنم ولی متاسفانه درصد بیشتر مشکل جامعه ما بر می گرده به فرهنگ غلط جامعه مون. جامعه ما اینقدر اشکال داره که حتی هیچ رابطه عاطفی و نزدیکی بین مادر و دختر نیست و شاید فقط درصد کمی از پدر و مادران تو ایران با بچه های خودشون صمیمی باشن و سعی کنند با صمیمت و خواندن کتاب های مختلف آنها را با خواسته ها و نیازهای جنسی و روانی شون از سنین نوجوانی آشنا کنند.
2- از دید من س ک س خیلی مقدسه و به نظر من یه عمل نابه که می تونه خیلی آرامش بخش باشه و اینو می تونیم تو رفتار خیلی از زوج هایی که س ک س خوب دارند و از زندگی عاطفی شون لذت می برند ببینیم. به نظرم همانطور که گفتی این اعمال عاشقانه و لذت بخش را نباید هول هولکی و فقط از روی اینکه فقط خودمون ارضا بشیم انجام بدیم بلکه به نظر من تو این مورد نفر مقابل مهم تره و باید نرمش ها و انعطاف های شریکمون را بشناسیم و تو این مورد فقط باید حرف بزنیم و متاسفانه اشکال بیشتر ماها اینه که حرف نمی زنیم اکثر زن ها دوست دارند موقع سکس با طرف مقابلشون حرف بزنند و بنظر من خیلی بهتره که هنگام سکس با هم صحبت کنند و مثلاً بگن دوست داری اینکار را انجام بدم و یا ارضا شدی... از س ک س مون راضی و ...
3- و اما نکته سوم که بیشتر در مورد خانم ها صدق می کنه و تو خیلی از روابط زناشویی ایران به چشم می خوره اینه که زن ها فکر می کنند وقتی که ازدواج می کنند دیگه همه چی تمام شده و اصلاً به سر و ریخت و بدن خودشون نمی رسند که این خودش باعث سردی و جدایی می شه حالا اگه بچه دار هم بشن که دیگه بدتر متاسفانه دیگر تقریباً اصلن به خودشون نمی رسند و همه هم و غم شون بچه هاشون. نه به هیکل شون می رسند و نه به سر و وضع ظاهری و فکر می کنند دیگر باید خودشون رو فدا بچه ها کنند و دیگه این چیزها از ما گذشته و ...
این نکته هم به نظر من خیلی مهمه و چه زن و چه مرد از همه لحاظ باید به بهداشت بدن و بو دهان و بدن خودشون برسند چرا که رعایت نکردن هر کدام از این ها باعث سردی و جدایی تو رابطه می شه. و در آخر اینکه درصد بسیاری از زن ها عاشق نوازشند که متاسفانه اکثر مردها این رو بلد نیستند اگر بجای اینکه یهویی رو هم بیافتیم س ک س با نوازش و بوسه شروع بشه همیشه ماندگار می مونه بین طرفین و عمیق و لذت بخشه.
روده درای من رو ببخش و باید ازت بخاطر نگاه تیز بینت تشکر کنم که مشکلات جامعه را با زبان طنز ومنحطر بفرد خودت عالی بیان می کنی
***********************************************
k1: ممنون از لطف شما. به نظر منهم بايد روی اين موضوع مثل خيلی از مسايل ديگه بحث و تبادل نظر بشه. بدرستی اشاره كردی بايد سعی بشه كه در اين رابطه يه كار فرهنگی انجام داد و يا بهتر بگم بايد فرهنگ اين موضوع رو عوض كرد.

لیلا:

مطمئنا راه چاره معجزه اسا و یک شبه ای در کار نیست ! همین نوشتن ها و تابو شکستن ها در فضای مجازی میتونه به مرور زمان جای خودش رو باز کنه البته پروسه ایست بشدت زمان بر . کمااینکه شاید وقتی چندسال قبل ندا حریری در وبلاگش تابوهای زن ایرانی را در این باب شکست خیلی عجیب و غریب و بزعم بعضی ها حتی زننده بود اما الان علیرغم داستان تلخ فیل – تر- ینگ روزبروز بر تعداد وبلاگ های زنان و دختران بلاگر که هرچند معمولا با نام مستعار اما به هر جهت جسورانه می نویسند اضافه میشه . اتفاقا بنظر میاد اقایان بیشتر در این زمینه سکوت اختیار کرده اند . شما با سبک خاص و طنزامیز خود و سی و پنج درجه هم با لحن جدی و روشنگرانه در بعضی پست ها گریزی به اینگونه موارد می زنید اما بغیر از ان تک و توک دیدم پسر یا مردی صادقانه از حس ها نیازها و توقعاتش در این مورد بنویسه . اگر هم نوشته ای هست معمولا توام با نوعی خودشیفتگی ست که اره من اخرشم !! باحال و خوش س-ک-س ! و همه زن ها برام میمیرند !! و زنی نیست که به من پا نده ! و ... !!! حتی در کامنتای بحث های اینچنینی هم که یه امار سرانگشتی بگیریم اکثر کامنت گذاران خانم ها هستند . علیرغم پایین بودن نفوذ اینترنت در ایران و همه چالش ها باز هم بنظر میاد همین نوشتن ها و مشارکت ها یکی از راهکارهای مناسب باشه .
یک چیز دیگه هم بگم و رفع زحمت کنم ! من اونقدر خوش بین نیستم که بدون اموزش صحیح و صرفا با صحبت مابین دو پارتنر بشه رابطه دلپذیری داشت . البته حرف زدن و ابراز نیازهای روانی و جسمی مثمر ثمر هست اما کافی نیست . از طرف دیگه از زبان روان شناس مجربی شنیدم که نوددرصدمشکلات جنسی در واقع ربط چندانی به مسائل جنسی ندارند بلکه ریشه اش در موانع " احساسی – عاطفی " مابین دو طرف هستش ! در واقع رابطه جنسی گاهی تبدیل میشه به صحنه نبرد برای تخلیه خشم و ترس و احساس گناه و رنجش مابین دو پارتنر وسطل زباله ای (!) برای تخلیه مشکلات روحی و عاطفی . وقتی دو نفر کوله بار حل و فصل نشده احساسات روبا خودشون به رختخواب می برن نمیشه انتظار داشت خیلی خوب از اب دربیاد !
***********************************************
k1: آره ظاهراً خانمها از اين مسئله ( حداقل توی فضای وب ) بيشتر استقبال می‌كنند . نمونه‌اش كامنتهای همين پست! و از اين قسمت پاراگراف آخرتون خيلی خوشم اومد. بنظر ميرسه اون آقای روانشناس بدرستی ريشه بسياری از مشكلات رو هويدا كرده.

تابو شکنی و ارائه اطلاعات علمی و درست بهترین راهکار جهت لذت بردن از زندگیه. اما اینکه هر کسی بیاد خاطره ها و تجربه های شخصیشو تعریف کنه بنظرم درست نیست. مثلا دوست دوست دختر من هر دفعه میاد واسش تجربه های عجیب و غریبی که با پارتنرش داشته رو واسه اون تعریف میکنه و بعدش هم میگه که من هنوز ویرجین هستم. بعدش تا مدتها ذهن دوست من درگیر این مسأله میشه که چطور همچین چیزی ممکنه! و از من هم انتظار داره که براش توضیح بدم و مسأله رو روشن کنم! آخه من بدبخت چه گناهی کردم؟
***********************************************
k1: آره واقعاً تو هم چه مشكلات عجيب و غريبی داری!

mohi:

شايد يه مشكل ديگه علاوه بر تمام مشكلاتي كه دوستان اشاره كردند اين باشه كه اكثر ما اطلاعات داريم اما اطلاعات هرزه اي داريم . همه حتي نوجوون هاي نسل امروزهم تا يه حدي مي دونن كردن يعني چي و چطوري ميشه كرد .رو حساب صرف ديدن و شنيدن اينكه يه چنين چيزي هست و با اين درجه لذت ، هر كس تا آبي ميبينه واسه شنا كردن توش شيرجه ميزنه ،بخاطر همين مشكلات بعد از روابط به وجود مياد . به نظر من علاوه بر آگاهي دادن بر نحوه درست كردن بايد فرهنگ سازي هم بشه كه بابام جان هدف از اجراي يه چنين فرآيندي چيه ؟
كردن براي ارضاي يه حس جنسي ، فكر كنم فرق كنه با كردن براي اينكه ازش يه پله ساخته بشه تا تو روابط محبت و عشق ببرتت بالاتر .وقتي هدف مشخص بشه نحوه هم مشخص ميشه و به تبع اون بهداشت درست انجام دادن هم رعايت ميشه . يه چيز تو همين مايه ها ميخواستم بگم حالا نميدونم چقدرش منتقل شد و يه نكته ديگه اينكه خيلي از بلاگرها هم فقط براي اين مي نويسن كه بگن ما انقدر اوپن هستيم و تيريپ روشنفكر بيان و يا از نوشتن اون جريان هم لذت ميبرن ! و اينجاست كه اطلاعات هرزه منتقل ميشه .مشكل اينجاست كه همه هدفشون آگاه سازي نيست !
***********************************************
k1: آره بنظرم شما با اشاره به " كردن " بدرستی و خوبی مطلب رو منتقل كردی!
حالا من جزوه كدوم دسته از بلاگرها هستم؟!

farzad:

سلام.البته در دانشگاه آزاد درس تنظیم خانواده هست که معمولا
1-بسیار شفاف
2-علمی و مفید
3- بسیار خنده دار
هست/
یعنی آقایون هرچی توی ذهنشون هست میریزن کف این کلاس........
در کل چیز یاد می گیریم.....
***********************************************
k1: والله زمان ما توی دانشگاه از اين خبرهای خوب و شاد و مفرح نبود. انگار خدا همه چيز رو به اين نسل جديد هديه كرده!

مريم:

با نظراتي كه تا به حال دوستان ارائه كرده اند تا اندازه زيادي موافقم. ولي دوست دارم موردي را كه خانم نگار به آن اشاره كرده اند كمي بيشتر درباره اش صحبت كنم.
اينكه خانم هاي ايراني فكر مي كنند با ازدواج همه چيز تمام شده؛ خوب تا اندازه زيادي درست است. كما اينكه پسر جواني كه تا يك روز مانده به ازدواج هر روز صبح ريش مي زد و لباسهاي اتو كشيده و تميز مي پوشيد و انواع ادوكلن هاي ميان قيمت و گران قيمت به خودش مي زد و با خود تمرين مي كرد كه حرفهاي خوشگل خوشگل بزند؛ ناگهان دچار يك ايست مي شود. به سختي مي تواني بعد از ازدواج وادارش كني كه كفشش را واكس بزند... البته، يك مشكل در جامعه ما وجود دارد كه نمي توان از آن گذشت. اينكه يك مرد به عنوان سرپرست خانواده، فشار ذهني زيادي را به دوش مي كشد. به عنوان يك زن شاغل مي گويم؛ هر لحظه اي كه دلم نخواهد يا توان جسماني يا رواني كار را نداشته باشم يا اهانتي از مديرم بشنوم، بدون تامل، كار را كنار مي گذارم. تا زماني كه شغل جديدي پيدا شود (يا حتي نشود) خودم را به خانه داري، آشپزي، رسيدگي به باغچه ، كمي خياطي و خيلي از كارهايي كه در يك خانه مي تواند در انتظار يك زن باشد سرگرم مي كنم. ولي هيچ وقت نمي توانم خودم را به جاي همسرم بگذارم. هميشه نگراني براي از دست دادن شغل و عدم توانايي تامين مالي همسر و فرزند‍‌[ان] بخش مهمي از ذهن يك مرد متاهل را اشغال مي كند. بنابراين، كمتر مي تواند ريسك كند، كمتر شغل عوض مي كند، تلخي و ناملايمات شغلي را بهتر و بيشتر مي پذيرد. شايد نكته درخور تامل و تحسين مرد ايراني، تا اندازه زيادي همين باشد. خيلي وقت ها از استعدادها و توانايي هايش مي گذرد تا خانواده در يك آرامش نسبي باشد. ولي...
لزوماً اينطور نيست كه يك زن بعد از مادر شدن، خودش را رها مي كند كه چاق شود؛ كه زيبايي اش را از دست بدهد...
دوران بارداري و دوران شيردهي، دوران بسيار حساسي است. متاسفانه پيرو همان صحبت هاي قبلي كه در مورد اشكال در تربيت فرزندانمان به خصوص فرزند پسر بود، متاسفانه پسرهايمان نمي دانند كه چند روز پريودي خانم ها، دوران بارداري و دوران شيردهي چه فعل و انفعالاتي در بدن زن اتفاق مي افتد. نمي دانم اين چه عملكردي است كه ما ساده ترين مسايل را از فرزندانمان پنهان مي كنيم؟ حاضر نيستيم از طريق كتاب و فيلم هاي علمي مسايل را براي بچه ها تشريح كنيم. چه اشكالي دارد بچه بداند كه نتيجه عشق ورزي پدر و مادرش بوده است؟
بنابراين، وقتي همين پسربچه حتي در سنين بالاي سي سالگي ازدواج مي كند و مي شود مرد خانواده؛ پريود بودن خانم را نمي تواند بفهمد. فكر مي كند حق و حقوقي از او ضايع شده است كه پنج شش روز در طول يك ماه نمي تواند همخوابگي كند! در دوران بارداري هم، بچه را مزاحم مي پندارد و در طول دوران شيردهي كه واويلا!!!
نمي توانيم بگوييم كه يك زن خودش را رها مي كند. اينطور نيست. آنقدر طي مدت بارداري و شيردهي اعصابش تحت فشار قرار مي گيرد كه منجر مي شود به اختلال در برنامه هاي زندگي: ورزش، تغذيه، كار... خيلي وقت ها بعد از به دنيا آمدن بچه ها، تازه زن مي فهمد كه چقدر به همراه احتياج دارد. به كسي كه روزي يك ساعت از بچه بدون هيچ غرو لندي مراقبت كند تا او كمي بخوابد. به كسي كه موقع شير دادن به بچه (كه انصافاً هم لذت بخش است و هم توان گير) موهايش را نوازش كند. به كسي كه نيمه شب، وقتي بچه بيدار مي شود و گريه مي كند به بچه و مادر و پدر بچه و جد و آباء او بدو بيراه نگويد. كسي كه اين احساس را در او القا و تثبيت نكند كه بچه، فقط بچه او است. همراه باشد؛ كنارش؛ با ملايمت؛ با لطافت و با صبر...
***********************************************
k1: مطلب بسيار خوب و قابل ملاحظه‌ايی هستش كه جا داره ما آقايون بهش خيلی بيشتر دقت كنيم. كسی از آقايون نيست كه بخواد از زاويه ديد خودش مسئله رو بررسی كنه؟!

نگار:

مریم عزیر منم تا حد زیادی باهات موافقم و اینکه مادری مسئولیت بسیار خطیریه و تمام هم و غمت را باید بگذاری برای پرورش بچه هات. اما نه بطور کامل از خودت و وجودت بگذری. در سال های اولیه تولد بچه توجه بیشتری می خواهد اما مادرهای جامعه ایرانی به نظر من دیگه خیلی افراط می کنند و حتی من تو خیلی از خانواده ها می بینم بچه تا هفت سالگی تو تخت پدر و مادر می خوابه و خب این خیلی بده. و یا خیلی از زن ها دیگه بعد از ازدواج هیچ ساعات اختصاصی با همسرشون ندارند بطور مثال نه سفر دو نفره می روند و نه بیرون می روند و اگر بخواهند جایی بروند حتماً باید بچه ها باشند حال اینکه به نظر من تداوم یه رابطه عاشقانه اینه که دو نفر همیشه باهم اوقات تنهایی شون رو داشته باشند که متاسفانه اکثر زن های ایرانی می گویند دیگه از ما گذشته و ... و به نظر من همین می شود که مشکلات جامعه مون روز به روز افزایش پیدا می کنه و چند همسری و صیغه رواج داره چون آقا دیگه از اینکه اینقدر کم محلی دیده و سر خانمش رو با بچه ها گرم دیده خسته شده و تصمیم می گیره حداقل اوقاتش را با کسای دیگه بگذرانه و روح و جسم خودش را جور دیگه ای ارضا کنه. متاسفانه یکی از مشکلات ریشه ای ما همینه که زن ها به خودشان بها نمی دهند و بعد از ازدواج از همه چی شون می زنند حتی از کار و فعالیت اجتماعی. به نظر من خود ما زن ها هم مقصریم و اگر از اول تقسیم کار باشه و مسئولیت بچه ها را با پدر تقسیم کنیم بیشتر می توانیم به جسم و روح و بدن و نیازهامون برسیم. و بیشتر زن های ما یاد گرفتند که فقط تو زندگی فدا بشند چیزی که به نظر من تو هر رابطه ای افتضاحه و هر رابطه ای رو خراب می کنه پس اگر که مرد ها تو خیلی از مسائل ما رو درک نمی کنند بنظرم ما زن ها باید از خودمون شروع کنیم و یه وقتی را هر چند کوتاه تو شبانه روز به خودمون اختصاص بدهیم به روح و جسم مون برسیم و در آخر اینکه باور کنیم ما الگو بچه هامون هستیم و اگر بخواهیم آنها تو زندگی عاطفی و روانی و جنسی شون موفق باشند باید الگوی خوبی باشیم و رابطه عاشقانه ای با پدرشون داشته باشیم.

کیوان عزیز سلام.گرچه بنده بسیار خجالتی هستم به طوریکه خوندن این پست و پست های قبلیت عرق شرم را به چهره ام مینشاند ولیکن اعتراف میکنم همواره وبلاگت را میخونم و از اظهار نظر سخت خود داری و خویشتن داری میکنم.
من یک پرستارم و بالاتر، یک روان پرستار.کار من در بخش روانی و بالاتر به همراه دانشجویان پرستاری است.موضوع س.ک&س هم موضوع صحبت دائمی ما به دلیل آنکه همه نیاز های بیماران برای مان علی السویه باید باشد.
با وجود این خوندن و توجه کردن به اینگونه مسائل مرا با ترس بزرگی مواجه می کند.با وجودیکه دیگه پنجاه ساله شده ام ولیکن هنوز این تابو برای من وجود دارد و وجودش را نیز ضروری میدانم.
حالا از تجارب خودم برایتان بنویسم.وقتی مرد هایی از دوستان و فامیل و حتی اینترنتی بدانند موضوع صحبت ما سکس هم هست علاوه بر دیگر مسائل بیماران یه جور دیگه نگاه میکنند قضاوت می کنند تا ما چشم و گوش بسته تصور شویم.
موضوع این بحث را من نیز تو وبلاگم مطرح کرده ام یه سکوت ممتد و طولانی ÷یام میده بهتره تو ازین حرفا نزنی.گاها ممکن هست تذکر هم داده شود.دانشجویان من بعد از طرح شدن اینگونه مسائل که پس زدن لایه رویی آدما و رسیدن به آستر هست استفراغ می کنند و منو دیوونه تصور می کنند.تو کلاس های درس مختلط بلوا تو دانشکده به پا می کنه دختر از خجالت سر را بلند نمی کنند پسرا دم در میارن.گاهی اوقات دخترا از من میپرسند این چیزا را که برای ما گفتید برای دانشجویان پسر هم میگویید؟و خانم های خانواده وقتی متوجه می شوند من از چنین مسائل برای مراجعین خود گفته ام نزد همسرشان به خود می نازند برو کلاهت را بالا بنداز زنی چون ایشون نیستیم اینقدر پرده در و .....

من که خودم سالهاست معتقد شده ام پرداختن به چنین موضوع زیر بناییست دیگه از تنهایی(ناشی از به کنار گذاشته شدن)خسته شده ام.میگم کاش ما هم مث این آدمایی بودیم که مسائل را ریشه ای نمی نگرند.همین خود شما ممکن است متهم شوی چرا مراجعین وبلاگت بیشتر خانم هایند پس شما هم ....شاید تحمل آقایون برای هل داده شدن بیشتره.منکه خیلی زود احساس می کنم بریدم.کامنت هایی را که گذاشته بودند خوندم و مطمئنم نوع برخورد شما به عنوان رئیس میز گرد در ارسال این کامنت مرا تحت تاثیر قرار داده
***********************************************
k1: راستش سركار خانم بهشت من تقريباً همه كامنتها رو پابليش می‌كنم مگر اينكه فحش و توهينی باشه. هر چند من خيلی از اين كامنت شما چيزی دستگيرم نشد و نفهميدم كه موافق صحبت‌های من هستيد يا مخالف ولی بهرحال شما مجاز هستيد كه نظر بديد و قطعاً بعنوان يه خانم با تجربه می‌تونيد نقطه نظرات خوبی داشته باشيد. چيزی كه برام خيلی جالبه بعضی از قسمت‌های اين كامنت شماست. دوباره بخونيدش.


" به طوریکه خوندن این پست و پست های قبلیت عرق شرم را به چهره ام مينشاند " يعنی واقعاً من اينقدر قبيح می‌نويسم كه شما در حاليكه شرمنده هستيد و شُر شُر داريد عرق ميريزيد ولی باز مطالب من رو تا آخر می‌خونيد؟!
" وجودیکه دیگه پنجاه ساله شده ام ولیکن هنوز این تابو برای من وجود دارد و وجودش را نیز ضروری میدانم " يعنی بنظر شما اين تابو بايد توی جامعه وجود داشته باشه؟!!!!!
" دانشجویان من بعد از طرح شدن اینگونه مسائل که پس زدن لایه رویی آدما و رسیدن به آستر هست استفراغ می کنند و منو دیوونه تصور می کنند " شما جداً چنين دانشجوهايی داريد؟!!!
" تو کلاس های درس مختلط بلوا تو دانشکده به پا می کنه دختر از خجالت سر را بلند نمی کنند پسرا دم در میارن "
" همین خود شما ممکن است متهم شوی چرا مراجعین وبلاگت بیشتر خانم هایند پس شما هم .... " ايكاش جمله‌تون رو تموم می‌كردين چون من اصلاً متوجه منظورتون نشدم. بواسطه تعداد كامنت بيشتر خانمها من چی هستم؟!

بهرحال ممنون ميشم در رابطه با كامنت مجهول خودتون دوباره توضيح بدين.

مريم:

نگار عزيز! قبول دارم كه ما همانطور كه در تربيت پسرانمان مشكل داريم؛ دختران قوي و توانايي را هم بار نمي آوريم. واقعيتي است كه نمي توان انكار كرد. به نحوي كه يك خانم، وقتي صاحب نوزادي مي شود آنچنان، همه اطرافيان، همه طرف زندگي اش را سخت مي چسبند كه نكند مشكلي براي او و نوزاد پيش بيايد! قبول دارم. من هم به سفرهاي دو نفره، بحث هاي دو نفره، حتي فوتبال ديدن هاي دو نفره از تلويزيون سخت معتقدم! ولي مشكل جاي ديگري است. اينكه اگر بخواهي همسرت واقعاً پارتنرت باشد در همه چيز؛ چه مسايل اقتصادي، چه مسايل خانوادگي، چه مسايل مربوط به فرزند و چه مسايل جنسي؛ بايد همواره در كنار او گام برداري... نه اينكه دوست داشته همسرت مثل يك زن غربي، خوب كار كند، خوب پول دربياورد، تمام دغدغه هاي مالي تو را درك كند؛ و تو به عنوان يك مرد باز هم رييس خانواده باشي. دوست داشته باشي هميشه خانه مثل گل، تميز باشد؛ بچه مرتب و منظم باشد؛ هميشه بوي خوشمزه ترين غذاها از آشپزخانه ات بلند باشد؛ ولي حاضر نباشي يك بار فرزندت را دستشويي ببري.چه؛ زني گفته اند و مردي!
اگر مادر در جامعه ما هميشه خسته است؛ گاه به دليل ناتواني جسماني و رواني است كه در اثر تربيت نا مناسب داشته و گاه هم، در اثر خستگي كار بيش از اندازه است. ولي چه كسي مي تواند اين فشار را كم كند؟ به جز همسر؟ چه كسي نزديك تر از همسر؟
اواخر اسفندماه مجبور شدم يك روز اضافه كاري در اداره بمانم و يك گزارش خيلي فوري روي يكي از پروژه ها به مديرعامل ارائه كنم. حوالي ساعت سه - سه و نيم از همسرم خواستم كه دنبال بچه در مهد كودك برود تا من به كارهايم برسم. تا تقريباً ساعت هشت شب مشغول بودم. بعد هم تا بتوانم ماشين پيدا كنم و بروم منزل، نزديك 40 دقيقه طول كشيد. در راهروي اداره، حوالي ساعت هشت شب فكر مي كنيد چه ديدم؟ همكار آقايي را كه همينطوري هم در طول روز كار زيادي براي انجام دادن ، ندارد به واسطه ضعف در عملكرد كاري اش. ايشان مشغول قدم زدن در راهروي اداره بودند. خيلي عصباني شدم. در دلم مي گفتم:"مرد حسابي! برو خانه؛ عوض گز كردن راهروي اداره، به زندگي ات برس. مطالعه كن. به همسرت كمك كن. تلويزيون تماشا كن. سعي كن از زندگي مشتركت لذت ببري. لابد مي خواهي ساعت نه شب برسي منزل و ضجه و مويه كه آي خسته ام و واي خسته ام! كه كسي كاري از تو نخواهد. كه حتي يك بشقاب جابجا نكني..." مي داني نگاه مشترك داشتن به زندگي مشترك كار آساني نيست. ما در حال گذر از زندگي سنتي به مدرن هستيم. حاضر نيستم از نوع و شكل زندگي پدر و پدربزرگ و مادر و مادربزرگ هايمان فاصله بگيريم و آني شويم كه از كنار هم بودن لذت ببريم. ازدواج مي كنيم چون فقط فكر مي كنيم كه بايد ازدواج كرده باشيم. رابطه جنسي داريم چون فكر مي كنيم بايد داشته باشيم. به نوع، لذت، عشق ورزي و كيفيت آن نمي انديشيم.

حامد:

از دیروز که این پست رو گذاشتی چند بار سر زدم به کامنتدونی . نظرات خیلی جامع و خوبه و مثل اینکه خانم ها خیلی دقیق تر و موشکافانه تر به این مسئله نگاه می کنند. با نظر نگار خانم خیلی موافقم ضمن اینکه انکار نمی کنم ما مردها هم تو خیلی موارد مقصریم و به همسرانمان کمک روحی و جسمی تو خانه و بچه داری نمی کنیم. باید بگم مشکل منم با همسرم تقریباً همین موضوعه که نگار خانم بیان کردند و اوائل ازدواج هیچ مشکلی نداشتیم ولی الان که تقریباً هشت سال از زندگی مشترک می گذره دیگه تقریباً اصلن به نیازهای جنسی و سکسی مون اهمیت نمیده و همیشه خستگی کار خانه و بچه ها رو بهانه می کند و دیگه از لحاظ ظاهری هم به خودش نمی رسه. من خودم را بطور کامل خوب نمی دانم و قطعاً ایرادهایی دارم ولی تقریباً همیشه زنم رو درک کردم و حتی تو بزرگ شدن بچه ها هم کمک کردم تا آنجایی که بتوانم اما واقعاً همسرم هم تو این چند سال عوض شده و بعد از تولد بچه ها دیگه مثل سال اول زندگی مشترکمون نیست. همیشه سعی کردم با ملایمت و صبوری رفتار کنم ولی همسرم تو این مدت خیلی تغییر کرده و می توانم بگم بطور قطع دیگه هیچکدوم مان برای هم جذاب نیستیمو دائماً با هم مشکل داریم. به هر حال نوشته شما و نظرات من را به فکر برده و تلنگری شده برام که از دیروز بیشتر به رفتارهام و نیازهای جنسی ام فکر کنم. شاید هم مقصر منم.
***********************************************
k1: بهرحال يه آقا هم پيدا شد كه نظر بده! بهرحال چيزهايی هم كه حامد ميگه درسته. شايد مشكل خيلی از زندگی‌ها باشه. بايد چيكار كرد كه زن و مرد بعد از يه مدتی به اينجا نرسند؟!

خدا رو شكر مشكل مو زايد بانوان با اين سالن اپيلاسيون هايه رنگارنگ حل شده از وقتي هم كه مارك بازي راه افتاده همه دخترا دنبال لباس زير ماركه هستن الحمدا... ما هواره و نت هم كه چشم و گوش دخترا رو جر داده ...
اين آقايون هستن كه تا مي خواي رمانتيك بازي در بياري سريع آمپيلي ميچسبونن ، آمپر ميزنه تا زير گلوشون و تصميم ميگرن كارو تموم كنن ... تو جميع عمرم يه مرد رمانتيك نديدم
ولي خدايي خوب بحثي راه انداختي دمت گرم خوشم آمد فقط اگه تاثير گذار باشه خوبه مخصوصاً رويه آقايون محترمه و مكرمه .

عاطي:

ميشه لطفا اسم اون وبلاگ ها رو بگي؟!!!!
***********************************************
k1: سی و پنج درجه، بلوط و چند تای دیگه که الان حضور ذهن ندارم.

با سلام

شما معتقدید س،*ک*س در ایران یه تابو هست و نمیشه درباره اش به راحتی و به طور معمول صحبت کرد.

فرمودی:ولی يادمون هم باشه كه تابو شكنی هزينه داره خب راه چاره چيه؟! چيكار بايد بكنيم كه بتونيم در اين زمينه تابو شكنی كنيم و اطلاعات درستی منتقل كنيم؟!

فرموده اید:

به نظر منهم بايد روی اين موضوع مثل خيلی از مسايل ديگه بحث و تبادل نظر بشه. بايد سعی بشه كه فرهنگ اين موضوع رو عوض كرد.

بعد سوآل کردی

بايد چيكار كرد كه زن و مرد بعد از يه مدتی به اينجا نرسند؟!

شما به موضوع خوبی اشاره كردين كه حتی بدون آموزش و ديدن فيلم و كاتالوگ و مجله هم ميشه آدم يه هماغوشی لذتبخش داشته باشه بشرطی كه با پارتنرش حرف بزنه. راستش خيلی از ماها توی همين اصل اوليه مشكل داريم! يعنی هيچوقت با پارتنرمون حرف نميزنيم..

بنابراين آدم بايد شهامت اين موضوع رو داشته باشه. والله بخدا من خودم هم بابت برخی نوشته‌ها كم فحش نخوردم. فكر كنم بعضی از خواننده‌ها يادشون باشه؟!

پس بهتر نيست حالا مايی كه متوجه اين نقيصه شديم به " همينی كه هست ... " رضايت نديم و تمرين كنيم تا بتونيم جور ديگه‌ايی هم ببينيم و عمل كنيم؟!

به قول شما وقتی از موضوع چنین ظریفی سخن به میان میاد نباید شوخی کرد نباید کنایه زد نباید در لفافه حرف زد.صراحت کلام

من به زنان شوهر دار گفته ام مسئله س،٪¤ک٫¤س مثل عمل جراحی چشم ظریف است همانقدر که یک جراح مغز و اعصاب باید حواسش جمع باشد خطا نکند زن و شوهر باید مراقب باشند در عین اینهمه نگران بودن چگونه میشود لذت برد؟شما اگر بند باز باشی مثل برق لامع از روی طناب نازک و باریک هم عبور میکنی ولی کار نیکو کردن از پر کردن است ماهایی که تمرین نداریم به احتمال قوی خوب عمل نمی کنیم.میگن فلانی نخونده ملاست.آیا واقعا میشه بدون داشتن تجربه قبلی خوب عمل کرد؟

اگر شکیبایی می کنیم بر ناشی گری همسران مان چون تجربه قبلی داشتنش را خلاف اخلاق و وفاداری می دانیم.در اکثر موارد دوست داریم یا بهتره بگم بدمان نمی آید طرف تبحر داشته باشد به اینجا که می رسیم ترجیح می دهیم ناشی باشد مصداق ضرب المثل از قضا سرکنگبین صفرا فزود روغن بادام خشکی می فزود از قضا به ما بر میخوردذ طرف راه بلد باشد هر چه ناشی تر غیر قابل تحمل تر ولی شیرین تر و قابل اعتنماد تر

این نشان مید هد ما دچار تعارض هستیم

در مسئله س¤ک¤س ما یه تعارض آشکار داریمدر افواه عمومی شنیدین چشم و گوش بسته بودن را حسن قلمداد میکنند

انسان را دارای دوبعدعلوی و سفلی میدانند س¤ک¤س بعد سفلی و ع¤ش¤ق بعد علوی قضیه است ولیکن همانگونه که شکم گرسنه دین و ایمون ندارهآدم نیازمند هم نمیتونه امین و نجیب باشه.به هر حال نیاز ها بر ادراکات دست اندازی میکنند.

باید عطش ها را فرونشاند تا بعد قضاوت ها اصلاح گردد.

ببخشید اگر ناتوانم در ارائه مطلب چون یه پیام ذهنی مرتب مورد خطابم قرار می دهد که زن خوب با مردها چنین حرف ها مبادله نمی کند

دوران دانشجویی توی خوابگاه سرایداری داشتیم که با خانم و سه تا بچه قد و نیم قدش طبقه اول خوابگاه توی دو تا اتاق زندگی میکردن. اسم سرایدارمون آقای نیری بود که ترمهای آخری که ما بودیم به نگهبانی درب اصلی دانشگاه ارتقا درجه پیدا کرده بود. همسر این آقای نیری با هم اتاقیهای متاهل من کلی در و دل داشت از زندگی زناشوی و س.ک.س و .. اینکه با سه تا بچه خیلی سخته که راحت با شوهره بخوابه و اینها. سعی میکرد از دانشجوها چیزهای جدیدی یاد بگیره و اطلاعاتش به روز باشه. یه زن بی سواد بود که به شوهرش کمک میکرد و حموم و دستشویی و اتاقهای خوابگاه رو تمیز میکرد. خوب یادمه آخر هفته ها میزد تو کار اپیلاسیون و اینها! وقت میذاشت برای خودش و شوهرش و تا اونجایی که فضولی ما اجا زه داشت توی این 14 سال زندگی مشترکشون کلی حال میکردن زن و شوهر.
بحث ساده و پیچیده ایه! و زیباییش توی سادگی و راحت انجام شدنشه به نظر من.
در ضمن یازده دقیقه پایولو کوییلو رو توصیه میکنم بخونید.
***********************************************
k1:دمش گرم زن آقای نیری چه آدم روشنفکری بوده! کتاب یازده دقیقه رو هم خوندم. کتاب خوبیه که من هم پیشنهاد میکنم هر کسی نخونده حتما بخونه.

لیلا:

بدون هیچگونه قضاوت منفی یا مثبت این هم نمونه ای از برداشت یک بلاگر مذکر وبلاگستان فارسی پیرامون نوشته های فنی و علمی و هوس انگیز خانم ها در این باب !! :
http://www.natoor.com/2008/04/1074.php
لینک از مریم گلی

rez1:

http://www.noandish.com/com.php?id=15052

لیلا:

با اجازه صابخونه برای خانم یا اقای عاطی . البته اگه در ایران هستی ممکنه بعضی از این وبلاگ ها براتون فیل-تر باشه . البته این جوری هم نیست که این بندگان خدا (مخصوصا سی و پنج درجه و بلوطک ) همه نوشته هاشون در این باب باشه اما بنظرم هر از گاهی نوشته های مستدل و جالبی دارند در این زمینه :
http://blog.35dg.com
http://www.balootak.com/
http://shadidan.persianblog.ir/
http://hamkhabegi.blogspot.com
http://beingdoxtar.blogspot.com/
http://catonahottinroofblog.blogspot.com

abi:

سلام.من هم با نظرات شما موافقم اما توی جامعه ما هنوز خیلی وقت لازمه که این مسائل عادی باشه.به دلیل محدودیت های زیادی که همیشه بوده و هست.به عنوان مثال من خودم قبل از ازدواج به عنوان یک دختری که سرش همیشه توی درس و کتاب بوده چیزه زیادی از این مسائل نمیدونستم و همیشه هم یک ترس مبهمی رو همراه داشتم.درسته که بعداز ازدواج مشکل خاصی نداشتم اما همیشه یک سری چیز ها واسه آدم مجهول می مونه مخصوصا واسه خانم ها.از اون جایی هم که خیلی به این فیلم های س.ک.س.ی و روش های عجیب و غریب و بعضا وحشیانشون اعتقاد ندارم و آدمی هم نیستم که مثل خاله خانوم ها بشینم با خاله و عمه و دختر خاله درددل کنم و راز های مگو رو بگم و دستور عمل بگیرم ،گاهی قاط می زنم.
تجربه دختر های ایرانی از نوع خوبشون فقط یه همسرشون محدود می شه که البته نمیگم بده اما گاهی یکی مثل من میخواد بدونه بقیه زوج ها چه جورین؟همین زن و شوهر های معمولی که دور و برمون هستن؟مرد ها خیلی بهتر می دونن که توی س.ک.س چی می خوان شاید چون بدن پیچیده ای ندارن اما من شخصا گاهی گیج می شم با این فیزیولوژی عجیبی که دارم.این ها هم همه برمیگرده به جامعه محدود و عقب افتاده ما.خیلی خوبه که در موردش بیشتر حرف بزنیم تا بهش مثل نیازهای دیگه عادت کنیم نه این که همیشه باهاش شرمگینانه برخورد کنیم

لیلا:

این ها هم گاهی گریزی می زنند :
http://shabnamefekr.blogspot.com/
http://falsist.blogspot.com/
لینکایی هم که گاهی الیزه به این مدل نوشته ها میده خوندنی هستش :
http://ellize.blogspot.com/

بهاره:

مسئله ای که خیلی از زنان و مردان ما نمی دونند اینه که در واقع ارگاسم در زنان به چه صورته! ارگاسم مردان با انزال همراهه، اما ارگاسم زنان همچین نشانه ای نداره و به همین دلیل خیلی مواقع حتی خود زن هم نمی فهمه به اوج لذت رسید یا نه!
اما به نظر من اگر یه زن به مفهوم دقیق ارگاسم در زنان آشنا باشه، کاملا می فهمه که ارضا شده یا نه. لذت دراز کشیدن در کنار یک مرد برای زن تمامی ندارد. هر اندازه بوسه، نوازش و لمس کردنها ادامه داشته باشد زن احساس سیری نمی کند و حتی خیلی مواقع بعداز دخول هم زن احساس نمی کنه که سیر شده و دیگه لازم نیست ادامه داشته باشه!
اما اگر به ارگاسم برسه دیگه تمایلی به ادامه نداره و می تونه بعد از یه دوش گرم با آرامش به یه خواب عمیق بره! درست مثل یه مرد که بعد از ارضا شدن دیگه نمی خواد ادامه بده!

ارگاسم زنان همراهه با احساس انرژی فوق العاده، لرزش بدن و به خصوص پاها و خروج مایعی از واژن که قابل تشخیص از ترشحات همیشگی اون هنگام س+ک+س نیست! یه زن بعد از ارگاسم احساس خستگی می کنه. احساس می کنه که ازش انرژی خارج شده و مثل یه مرد به استراحت احتیاج داره.
اما سوالی که ذهن خود من رو مشغول کرده اینه که آیا یه زن می تونه با دخول به ارگاسم برسه!! من که هیچ وقت نتونستم. درچند ماه اول رابطه که به خاطر پاره شدن پرده بکارت و تنگ بودن واژن با وجود استفاده از روان کننده، حتی احساس لذت هم نمی کردم و درد می کشیدم. شاید بتونم بگم که بعد از 1 سال تازه مفهوم واقعی دخول رو متوجه شدیم و حداقل درد از بین رفت. البته با استفاده از کاندوم و لوبریکیشن به میزان فراوان! و حالا بعد از 2سال کم کم دارم از دخول لذت می برم. اما رسیدن به ارگاسم . . . اصلا!!
من تنها یا اورال س+ک+س ارضا می شم. خوردن و لیسیدن کلیتوریس. و می تونم بگم که ارگاسم واقعی رو تجربه می کنم. و دلیل سرد نشدن رابطه ام با شوهرم هم همینه.
روشی که ما استفاده می کنیم اینه که مثل همه شروع می کنیم. بغل کردن و بوسیدن و نوازش و . . . جایی که شاید بقیه فکر می کنن وقت دخول شده، شوهرم من رو لب تخت می بره و با زبونش ارضام می کنه. بعد حدود 5 تا 15 دقیقه کنار هم دراز می کشیم و حالا نوبت اونه که ارضا بشه.

البته بعضی مواقع که من احساس می کنم خیلی هم مایل به ارضا شدن نیستم، فقط اون ارضا می شه و من از اینکه اون در آغوش من تخلیه می شه لذت می برم و نه از س+ک+س. این کار باعث می شه تا در دفعات بعد اون وقت بیشتری برای من بزاره و کلا هر 2 از زندگی زناشویی لذت ببریم و به آرامش برسیم.


سلام...
چه خوب بالاخره یکی این وسط پیدا شد که به اصل "آموزش" معتقد باشه.
ما دو ساله داریم خودمونو میکشیم که بتونیم علاوه بر برنامه هایی که شهرداری به نام "یک شروع خوب" برای زوج های جوان در فرهنگسراهای مختلف تهران با حصور دکتر مجد و دکتر شیری و چند نفر دیگه در رابطه با مسائل جنسی و آموزش مدیریت اتاق خواب (Bedroom Management) برگزار میکنه ؛ مجوز برگزاری برنامه های آزاد موسسه خودمون رو بگیریم و از این طریق بتونیم حتی به رایگان برای ملتی که اطلاعات جنسی ش رو از بازار سیاه احمقانه خرافات و فیلم پورنو تهیه میکنه کلاسی ترتیب بدیم و آموزش بدیم تا لااقل یه کم از این جهل مرکب که کشورمون رو گرفته کم بشه...
تا هم میایم حرفشو مطرح کنیم توی این دولت جدید یه انگ بیناموسی و ترویج فحشا میبندن بهمون و پرونده مون رو میبندن...
میدونی وقتی رفتیم توی دانشگاه امیرکبیر این برنامه رو زیر نظر دانشگاه برگزار کنیم چی بهمون گفتن؟؟؟ اون مسئول احمقی که پشت میز نشسته بود و خیار رو از قابلمه تشخیص نمیداد برگشت گفت " دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک به همچین چیزی نیاز ندارن" ... باورت میشه کسی که امور مدیریتی یه دانشگاه به اون بزرگی رو در دست داره همچین مزخرفی سر هم کنه؟؟؟
البته ما یه جلسه واسه دانشجو ها گذاشتیم ولی با ترس و لرز و سانسور خیلی از مسائل و اینکه حتی واحد تنظیم خانواده رو هم از واحد های درسی این دانشگاه حذف کردن...
بنا به آمار انجمن تنظیم خانواده ایران بیش از 60 درصد زوجهای ایرانی مشکل س/ک/س دارن و بدتر از اون اینه که به هیچ کس نمیتونن این قضیه رو بگن... مشکل جنسی دومین عامل طلاق بعد از اعتیاد شناخته شده و متاسفانه چون هیچ زنی نمیتونه توی دادگاه اعلام کنه که شوهرم نمیتونه منو ارضا کنه این قضیه پوشیده میمونه و همه اونایی که نمیدونن و یا میدونن و خودشونو میزنن به اون راه از اعلام این نتایج امتناع میکنن...
هیچ میدونی پکیجی که ما تدریس میکنیم رو توی کانادا به بچه های 12 ساله درس میدن؟ (البته به جز قسمت روشهای پیشگیری)... یعنی ما اینقدر عقبیم...
حرف زدن در مورد این قضیه نه تو وبلاگ میگنجه و نه به فیلتر شدن وبلاگ دوست داشتنی شما میارزه...
این لینکها رو هم از کلاس خودمون میذارم (که البته اگه فکر میکنی تبلیغه میتونی حذفش کنی... اینا رو برای اطلاع خودت گذاشتم :) )
http://www.doctorshiri.com/weblog/archives/000612.php
http://www.doctorshiri.com/weblog/archives/000573.php
http://www.doctorshiri.com/weblog/archives/000616.php
موفق باشی مرد... :)

لیلا:

به خانم بهاره : اگه به وبلاگ پرگلک بری
http://blog.pargolak.info/
و در ارشیوش سرچ کنی در تاریخ June 17, 2007 پستی داره تحت عنوان " می دانستید؟ " . با خوندن اون نوشته و کامنتاش شاید تا حدی پاسخ سوال مورد نظربراتون روشن بشه !
***********************************************
k1:این لیلا خانم مثل کتاب مرجع میمونه!

abi:

سایت هایی رو که میگین همه رو بستن.چون الان نمیشه وادرش شد.یه کاری کنین اینجا رو نبندن لطفا.

PINK:

بنده تقريبن همه ي كامنتها رو خوندم و استفاده كردم البته با نظر ليلا (طبق روال عادي برنامه) بسيار موافقم و همچنين لينكهايي رو كه داده من هم مي خواستم به اطلاع بقيه برسونم ...

بنده به وبلاگستان تبريك مي گم كه تابو شكني رو براي شخص شخيص كيوان خان از پشت يك سوم - كه به بكارت معتقدند (طبق يك پست مفصل كه اعتراف داشتن به اين قضيه) - به نحو احسن انجام داده اند .