دقيقاً يه هفته به عيد مونده ولی خب دريغ از يه نَموره حال و هوای خاص شب عيد. بخدا راست ميگم. هيچ خبری نيست. امن و امانه. انگاری اول تير يا مثلاً 15 دی ماهه و روزها و شبها كاملاً عادیه. البته خيابونها يه كمی شلوغ شده ولی خب اين تهرون به هر بهونهايی خيابونهاش شلوغ ميشه. عيد و محرم و مهر و رمضون نداره. اينها رو برای اون مهاجران دور از وطنی مینويسم كه دلشون لَك زده برای ايران و اين روزهای دَم عيدش و فكر میكنند الان شب عيده و همه دارند توی ايران مثل مور و ملخ از سر و كول هم بالا ميرن و توی هم ميلولند و سُنبل و سبزه و ماهی قرمز و آجيل و شيرينی میخرند و خلاصه شور عيد برپاست و همه خنده به لب دارند و دور هم جمع ميشن و بشكن و بالا بنداز راه ميندازند و ... نه بابا هيچ خبری نيست. همونجايی كه هستيد باشيد كه هفتاد ميليون ايرانی مونده در وطن آرزوشون اينه كه الان جای شما، مهاجرين غربتنشين باشند و قطعاً سفره هفت سين شماها رنگينتر و خوشگلتر و پربارتر از همهی ما ايرانيهای وطندوستی هستش كه دو دستی مام وطن رو از بيخ و بن چسبيديم و ولكن ماجرا هم نيستيم!
حالا درسته بزرگترها كه خب اگه خدا بخواد ما هم ديگه جزوشون هستيم، حال و حوصله عيد و نوروز و سال نو و حاجیفيروز رو ندارند ولی خب قبلاًها، اون بچه تُخصهای 15-16 ساله از يه ماه مونده به چهارشنبه سوری اينقدر بمب و ترقه و ديناميت و فشفشه به در و ديوار ميزدند و اونقدر سر و صدا ميكردند كه آدم جرات نمیكرد بره توی خيابون ولی طفل معصومها انگاری تخم اونها رو هم كشيدند و ديگه حتی صدای گوز يكی از اين بچهها هم بگوش نميرسه! پنداری در اين وانفسا آدم بزرگها بخاطر مشكلات اقتصادی و معيشتی، دل و دماغ ندارند و كوچكترها هم گويا ديگه مادرزاد اخته شده بدنيا ميان. ای جوونی، كجاست اون موقعها كه ما از چيز راست* هم ميرفتيم بالا؟!
*منظور از چيز راست در جمله بالا چيست؟
Comments (14)
والا این چیزا همش به حال و هوای خود آدم بستگی داره. تو دلت تحول نمی خواد برای همین تغییراتی که دور و برت رخ می ده نمی بینی.
Posted by مستانه | March 12, 2008 10:16 AM
Posted on March 12, 2008 10:16
می دونی علتش چیه؟
از بس زدن تو سر این ملت بابا بیایید رای بدید.جون عمتون بیایید رای بدید.جون مادرتون.این تلوزیون رو که روشن کنی ای دریغا از گل و بلبل و حافظ و نوروز!همش انتخابات انتخابات انتخابات بابا کچل شدیم!
Posted by دوردست | March 12, 2008 10:37 AM
Posted on March 12, 2008 10:37
سلام.چطوري شما؟
اي بابا من نشد يه بار بيام و بيبينم شما شاد و شنگول باشي .
اين 2 روز دنيا رو برو خوش باش ;-)
برو ماهي گلي بخر ,سبزه بخر بعد هم به ريش اين دنيا بخند .
ديگه اين كه از اون جايي كه خيلي بچه مثبت هستم منظور از چيز راست هم ديوار ميتونه باشه ;-)
جان من اين كامنت و فقط خودت بخون نذاريش تو صفحه
***********************************************
k1: چيز خصوصی و بدی كه ننوشتی پس با اجازه ميذارمش توی صفحه!
Posted by sanaz | March 12, 2008 11:44 AM
Posted on March 12, 2008 11:44
اي بابا دل خوش سيري چند ؟؟؟
چيز راست همون چيز راسته ديگه چرا چيز رو به رخ ما ميكشي خوب پنج تا انگشت كه يه شكل نميشه ...
اگه بهم پول قرض بدي امسال عيد خيلي شاد و شنگول ميشم ثواب داره ... به جايه اينكه بري شورت ماركه بخري بيا پولشو بده به من هم من راضي ميشم هم خدا رو خوش مياد ... آفرين گل پسر ...
Posted by صنم | March 12, 2008 03:36 PM
Posted on March 12, 2008 15:36
منم احتمال می دم همون دیوار باشه:)
Posted by نوشته های پشت شیشه | March 12, 2008 03:44 PM
Posted on March 12, 2008 15:44
keivankhan kojaee ke badalet peyda shode?ye khanande oomade ehsasam mikone sedash mese ebiye .esmesh keivane vali balaye kilipesh minevise k1.kholase oon koja ke 4-5ta azoon dokhtara doresh miraghsano keivane depsordeye ma koja.agha man age ja to boodam be jorme serghate adabi azash shekayat mikardam hala khod dani.
Posted by foroogh | March 12, 2008 04:18 PM
Posted on March 12, 2008 16:18
ای بابا کیوان جان هر وقت آدم دلش خوش باشه و جیبش ÷ر ÷ول اونوقت عیده که به قدرتی خدا ما فعلا جفتشم نداریم . اما در مورد مطلب قبلی یه چیزی بگم چون دیشب هر چه سعی کردم کامنت بزارم هی eror داد عزیزم اون بند و بساطی که تو همش ازش تعریف میکنی اگه کمتر از شورت مارکدار براش بخری بی انصافی کردی دیگه در ضمن چیز راست همون دیواره ما هم بچه های مودبی هستیم
Posted by asal | March 12, 2008 06:45 PM
Posted on March 12, 2008 18:45
مطمئني اين حال و هواي خود تو نيست که بوي عيد نميده؟ اگه بخواي ميبيني و حس ميکني... من که ميبينم...
Posted by هانیه | March 12, 2008 09:21 PM
Posted on March 12, 2008 21:21
منظورت هر چیز راستی میتونه باشه ولی بعید میدونم درخت باشه
Posted by خ÷ونی | March 12, 2008 10:51 PM
Posted on March 12, 2008 22:51
کاملا با حرفات موافقم. چقدر خوبه که يکی به اين شيرينی حرفهای دل آدمو بزنه.
در مورد کسايی هم که اونور آب هستن فقط می تونم بگم که خوشی می زنه زير دل آدم فکر می کنی اين طرف چه خبره بعد که می آيی می بينی فقط هرج و مرجه و هيچ چيز سر جاش نيست اصلا کارهايی رو که می خواستی انجام بدی يادت می ره.
Posted by ستاره نقره ای | March 13, 2008 12:21 AM
Posted on March 13, 2008 00:21
دیوار
Posted by مونای مهماندار | March 13, 2008 07:22 AM
Posted on March 13, 2008 07:22
راستشو بخوای ما که بچه بودیم از دیوار راست بالا میرفتیم
اما شما رو نمیدونم...اینکه از چیزهای راست دیگه ای بالا میرفتی...الله اعلم :)
Posted by محمدرضا | March 13, 2008 03:52 PM
Posted on March 13, 2008 15:52
تیر چراغ برق
Posted by maryam | March 13, 2008 09:30 PM
Posted on March 13, 2008 21:30
چقدر ولی حال و هوای عید باید خوب باشه، من فکر میکنم که حال و هوای دم عید تو ایران خیلی هم خوب باشه. حالا تو بگو ما هوم سیک شدیم.
شدیم که شدیم...
Posted by هوس مبهم | March 14, 2008 08:59 AM
Posted on March 14, 2008 08:59