« پــری | Main | بوی عيدی كه نمياد »

شورت Calvin Klein

بی‌هدف نوشتن، آسونتر از اينه كه همه هوش و حواسی رو كه اتفاقاً اين روزها آروم و قرار نداره و همش اينور اونور پخش و پلا شده و گير مانتو و روسری و شلوار جين و تخم مرغ و شهريه دانشگاه و شيرينی و آجيل شب عيده رو يكجا جمع و جور كنی. حكايت فكر و ذهن اين روزهای من عينهو كش بند تنبونيه كه هی درميره. اين روزها تمركز ذهن يه چيزی تو مايه‌های پَشمه. گذشت، اون زمان كه می‌تونستيم جذر و انتگرال و مشتق اعداد پنج رقمی رو با انگشت‌هامون حساب كنيم و ظرف چند ثانيه، سينوس و كسينوس و توابع رياضی چند مجهولی رو رسم كنيم و هر چی شماره تلفن دوست و رفيق و فك و فاميل دور و نزديك بود رو حفظ بوديم. اين روزها هر جور حساب می‌كنيم، دو تاش بيرون ميمونه!

روزهای آخر ساله، بخواهی نخواهی، حال داشته باشی و نداشته باشی، رگبارهای هرازگاهی بارون، پيشاپيش تو رو ياد بهاری ميندازه كه بيشتر از همه سالهايی كه بهار رو لمس كردی ازش خاطره داری. گفتم خاطره. آخ كه چه خار مادری سرويس ميكنه اين خاطره از آدمی و خاندان آدميزاد. آدم هر چی ميكشه از همين خاطره‌های ريز و درشتی ميكشه كه عينهو مار چُمباتمه ميزنه توی روح و روان‌مون و تا ما رو رسماً به گـا نده، نميره توی يه لونه ديگه‌ای خودش رو ولو كنه. بارون، بارون، بارون ... خاطره، خاطره، خاطره. اَه گـُه بگيره اين خاطره رو كه پنداری سالهاست با نم بارون پيوند اُخوت بسته و از همين الان تا آخر بهار هم هی قراره بارون بياد و هی خاطره بياد و هی دل و روده آدم از حلقومش بيرون بياد.

اينجوری يلخی و بی‌هدف نوشتن خوبيش به همينه كه ميتونی بدون دليل و برهان و بدون هيچگونه مقدمه و نتيجه‌گيری از همه چيز بنويسی. از شورت Calvin Kleinی كه هفته پيش از پاساژ قائم خريدم و الان پوشيدم‌ش تا اون كت تك قهوه‌ايیGAP كه توی پاساژ تنديس بود و فروشنده ادعا ميكرد اورجينال و اصل آمريكايی هست و من ميدونستم كه اون داره مثل سگ دروغ ميگه و به اونجای ننه‌اش ميخنده. هر چند بيچاره ننه‌اش! بيچاره خواهرش! بيچاره كت تك قهوه‌ايی! بيچاره مارك و برند GAP! چقدر مشتری مثل من از صبح تا شب جلوی فروشنده سری به علامت تائيد تكون ميدند و لبخنده تصنعی ميزنند و همين كه پاشون رو از فروشگاه ميذارند بيرون، يه چيزه بلند و كلفت حواله خار مادر فروشنده می‌كنند. چقدر؟! راستی چقدر خوب شد كه من فروشنده نشدم!

از شورت‌های مشكی و طوسی CK گفتم. والله بخدا من قصد اين رو ندارم كه از اسم و اعتبار اين وبلاگ استفاده كرده و از شورتم پرده‌برداری كنم و اون رو به رُخ شما عزيزان بكشم و با زبون بی‌زبونی بهتون بفهمونم كه حتی شورتم هم ماركداره بنابراين اگه از شورتم گفتم، پُز روشنفكری ندادم همينجوری جهت اطلاع بود. بخاطر اين بود كه بگم آدم بايد حتی به لباس زيرش هم اهميت بده. خيلی‌هامون فقط ظاهر رو چسبيديم و اون زير ميرها رو ول كرديم به امون خدا. پيرهن‌مون ورساچی و شلوارمون جُرجيا آرمانی و كفش‌مون كلاركس و ساعت‌مون گوچی باشه اونوقت شورت‌مون، چيزی كه يكی از بهترين اندام‌مون رو حفظ و نگهداری ميكنه، چلوار مامان‌دوز باشه؟! خوب، خوبيت نداره ديگه.

حالا جون مامان‌تون اگه فردا من رو توی خيابون ديدين، گير ندين كيوان شلوارت رو بكش پايين، می‌خواهيم ببينيم شورتت ماركدار هست يا نه. من گفتم شورت كلوين كلاين می‌پوشم شما هم باور كنيد وگرنه اگه قرار باشه شلوارم رو بكشم پايين و همه چيزم رو عيان و هويدا كنم، اونوقت كار همگی‌مون سخت ميشه و داستان بيخ پيدا ميكنه!

Comments (18)

sun:

Oh aghaye markdar!

شازده پسر اگه بعضيا شورت ماركه بپوشن يه جاشون تعجب ميكنه like me ((=

باران:

در مورد شورت چیزی نمیگم که سر حرف باز بشه معلوم نیست کجا و کی تهش بسته میشه ولی در مورد 2 تا از پست های قبلیت میخواستم بگم که اولا در مورد عکست به محض اینکه دیدم تو دلم گفتم وای که این لنز دوربین چه راحت و بی صدا میتونه اینقدر به آدم نزدیک بشه، بدون اینکه عرفی یا قانونی رو به هم بزنه ... در مورد این پست ای پری کجایی هم هی اومدم به خودم بگیرم این یه مصرع شعر " تو ای پری کجایی؟" رو که خب نگرفتم تا درد سر درست نکنم واسه یه جماعتی... داشتم فکر میکردم که آقا آرزو به دل ما موند که یه بنده خدایی پیدا بشه یه آهنگی شعری چیزی به یاد ما زمزمه کنه با خودش. دنیایی ها برادر...

دوردست:

کلا آدم با حالی هستی که شورتت تعریف می کنی!ای ول.یادمه همین جا بود خودم نمی دونم کجا که گفته شورتی که آدم می پوشه توی خوب یا خراب شدن اون روزش تاثیر می ذاره!حتما شورت مارک دار هم توی زندگی آدم و لحظه های حساس! بی تاثیر نیست نه؟
***********************************************
k1 شايد، ممكنه!

حالا اون کت قهوه ایه رو چند میداد؟
منم تو تندیس یه کفش قیمت کردم گفت 198 تومن با تخفیف شب عید... یه سری ارکانم درد گرفت و اومدم بیرون...

حيف كه به پست قبل دير رسيدم وگرنه يه كامنت رديف واست رو مي‌‌كردم پسرم...مي گي نه؟ از فلوني بپرس... و اينكه در مورد خداحافظ گاري كوپر هم اشتباه نكن،سمج برو جلو، گول جماعت پ.كوييلو خون رو هم نخور كه زدي به كاهدون و اين حرفا ديگه....
***********************************************
k1: هنوز هم برای كامنت گذاشتن دير نيست و اما هر كاری كردم ديگه نتونستم خداحافظ گاری كوپر رو بخونم. نميدونم شايد من ايراد دارم.

mohi:

اگر اينطور كه ميگين لباس مارك دار تو روحيه تاثير ميذاره ما هم واسه اصغر آقامون بگيريم بلكه اخلاقش بهتر شد !

یگانه:

صبر کن هر وقت که بارون اومد ، به خاطره هات چنگ بنداز. فعلا هوا آفتابیه.
معلومه که pompea ایتالیایی و DANIEL HECHTER فرانسه را نپوشیدی. CK چینی 4 تومنی که کلاس گذاشتن نمی خواد . ناجور جواد میزنی.

لیلا:

بی هدف نوشتن ؟! شاید هم بنوعی دچار " هایپرگرافیا " هستی !! :
http://www.1pezeshk.com/archives/2008/02/post_741.html
***********************************************
k1: ممنون از لينك جالبی كه اينجا گذاشتين

نمیری کیوان :))

خ÷ونی:

خیلی باحالی!

hamid az dallas (az tehran):

salam k1 jan .hanoozam daram in arajifet ro mikhonam vali indafe az tehran mikhoonam na az dallas.
***********************************************
k1: به به حميد خان. پس اومدی تهران. كارهای اقامتت درست شد؟!

بی هدف نوشتن خوبیش اینه که آم گه گیجه گرفته ای مثل من می آد می خونه و فکر می کنه اینا که تو نوشتی عین نوشته های آدمی در آخرین لحظات خسته و لخت و شلوغ آخر ساله که نمی خواد حتی به بوییدن بهار هم تظاهر کنه چون به هر حال خاطره ها گذشتن و هر قدر هم که لبخند بزنیم این بهار بی پیر بر ما تازیده.

وای کیوان خیلی خوشحالم که حالت بهتر شده فکر کنم مزاج تو با هوای زمستون سازگار نیست حالا که هوا بهتر شده باحال تر می نویسی
بعد از مدتها با خوندن این پستت از خنده ترکیدم
چلوار مامان دوزو خوووب اومدی !!!! D:

گلناز:

پس کی آپ می کنی؟ روزی 10 دفعه سر می زنم به اینجا. زود باش دیگه.

khobyar:

hay nashin ghoseh bokhor rafte ke rafte,inja khonevade neshaste yek kam moadab bash

سلام دوست عزيز تو كه جواب ما رو نميدي لااقل اين دو تاكتابي رو كه پيشنهاد دادي بده ما بخونيم چون ما جماعت كتاب دوست داريم شديدا اما پولش رو نداريم بخريم پيشاپيش ممنون

اتفاقاً دیروز با بچه ها بحث همین بود. شلوارای فاق کوتاه و شورتهای مارک دار.

حالا نمی دونم چند تا از بچه ها این نوشته رو خونده بودن و نظراتشون تحت تاثیر این نوشته بود.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2